1
00:00:00,000 --> 00:00:19,000
@Hide_Dark_ness :زمان بندی جدید

2
00:01:48,018 --> 00:01:48,478
رنجی

3
00:01:51,133 --> 00:01:54,787
...آخه چرا تو
!رنجی

4
00:02:06,627 --> 00:02:10,757
.صبح بخیر
امروز حالت چطوره، روکیا-چان؟

5
00:02:12,359 --> 00:02:14,279
.ایچیمارو گین

6
00:02:20,418 --> 00:02:25,078
.بی ادب
.بازم بی ادبی کردی

7
00:02:26,288 --> 00:02:27,659
...باید منو

8
00:02:28,119 --> 00:02:29,709
.کاپیتان ایچیمارو خطاب کنی

9
00:02:30,829 --> 00:02:35,209
،اگه این جوری بی احترامی کنی
.حتما برادرت دعوات میکنه

10
00:02:37,209 --> 00:02:39,840
،منو ببخشید
.کاپیتان ایچیمارو

11
00:02:42,090 --> 00:02:44,220
.ای بابا
جدی گرفتی؟

12
00:02:44,970 --> 00:02:47,220
.لازم نیست رسمی حرف بزنی

13
00:02:47,890 --> 00:02:50,980
.زیاد مهم نیست
ما رفیقیم، مگه نه؟

14
00:02:51,560 --> 00:02:52,101
چرا؟

15
00:02:52,841 --> 00:02:56,481
چرا به همچین محلی تشریف آوردید؟

16
00:02:57,691 --> 00:03:01,151
.آهان
.البته بی خود این همه راهو نیومدم

17
00:03:01,741 --> 00:03:06,372
...دارم میرم تا
.حال یکی رو بگیرم

18
00:03:09,962 --> 00:03:11,542
.همیشه حالم از این مرد بهم می خورده

19
00:03:13,962 --> 00:03:16,883
...قبل از اینکه من وارد دسته ی پنجم بشم

20
00:03:17,503 --> 00:03:19,633
.داداشی شد کاپیتان دسته ی ششم

21
00:03:21,763 --> 00:03:26,303
مردی که شد کاپیتان دسته ی سوم
...از هر فرصتی استفاده می کرد تا

22
00:03:27,143 --> 00:03:31,394
.با داداشی هر وقت باهم هستیم حرف بزنه

23
00:03:33,384 --> 00:03:36,984
از بیرون که نگاه می کردی به نظر میومد
.دارن با هم خوش و وش می کنن

24
00:03:37,984 --> 00:03:41,154
.البته متن گفتگو هم خیلی عادی به نظر میومد

25
00:03:41,955 --> 00:03:45,035
.اما، من این طور فکر نمی کردم

26
00:03:46,285 --> 00:03:48,085
...یادمه اولین باری که این مرد رو دیده بودم

27
00:03:48,705 --> 00:03:51,795
.تموم بدنم به لرزه افتاده بود

28
00:03:53,085 --> 00:03:56,846
...نوک انگشتاش، دهانش، حتی حرکات ریز چشمهاش

29
00:03:58,076 --> 00:04:00,056
.مثل یه مار منو جادو می کرد

30
00:04:00,466 --> 00:04:08,397
اگرچه با داداشی حرف میزد، اما انگار داشت
.مثل یه مار دور من می پیچید. حتی نمی تونستم حرکت کنم

31
00:04:09,567 --> 00:04:11,107
.ازش متنفر بودم

32
00:04:12,277 --> 00:04:18,738
.هر روز سعی می کردم تا برخوردهامونو کمتر کنم
.مثل یه بیماری یا چیزی که همیشه آزارم میداد، یود

33
00:04:19,618 --> 00:04:22,078
.تا این حد ازش می ترسیدم

34
00:04:23,118 --> 00:04:24,408
.البته اول هیچ دلیلی نداشتم

35
00:04:24,958 --> 00:04:29,168
یه چیزی در وجودم از تموم ذرات این
.مرد می ترسید

36
00:04:30,798 --> 00:04:35,129
،با اینکه خیلی خیلی راحت حرف میزدیم
.اما این احساس به هیچ وجه فروکش نکرد

37
00:04:35,799 --> 00:04:39,259
.و هنوز هم... فروکش نکرده

38
00:04:40,139 --> 00:04:41,179
چت شد؟

39
00:04:42,909 --> 00:04:44,520
.رفتی تو هپروت

40
00:04:46,440 --> 00:04:46,810
.نه

41
00:04:49,380 --> 00:04:53,610
.درسته
.به نظر میاد هنوز نمرده، آبارای-کون رو میگم

42
00:04:58,071 --> 00:04:58,531
!درسته

43
00:04:59,411 --> 00:05:02,161
،خیلی ضعیفه
.اما هنوز طپش رنجی رو حس می کنم

44
00:05:03,951 --> 00:05:05,581
...اما، با این وضعیت

45
00:05:06,621 --> 00:05:09,282
.بزودی می میره
.بیچاره

46
00:05:10,592 --> 00:05:14,972
بی چاره داشت تلاش می کرد
.روکیا-چان رو نجات بده

47
00:05:15,472 --> 00:05:16,972
!درباره اش این جوری حرف نزن

48
00:05:20,302 --> 00:05:20,973
می ترسی؟

49
00:05:21,853 --> 00:05:23,013
!منظورت چیه؟

50
00:05:24,143 --> 00:05:27,603
تو دوست نداری آبارای-کون بمیره، مگه نه؟

51
00:05:28,223 --> 00:05:31,500
از این می ترسی که
.مبادا دوستات بر خلاف میل تو بمیرن

52
00:05:35,784 --> 00:05:36,714
می خوای نجاتشون بدم؟

53
00:05:38,784 --> 00:05:39,664
!کاپیتان ایچیمارو

54
00:05:39,994 --> 00:05:40,534
...شما می خواین

55
00:05:40,874 --> 00:05:42,124
منظورتون چیه؟

56
00:05:42,674 --> 00:05:46,955
نظرت چیه؟
.اگه بخوام، خیلی راحت می تونم همه رو نجات بدم

57
00:05:47,255 --> 00:05:50,255
.می تونم تو رو نجات بدم
.آبارای -کون و بقیه رو

58
00:05:53,255 --> 00:05:54,055
یعنی جدی میگه؟

59
00:05:54,755 --> 00:05:57,676
نجات من براش چه سودی
می تونه داشته باشه؟

60
00:05:58,436 --> 00:06:00,396
نجات رنجی و ایچیگو چه سودی براش داره؟

61
00:06:01,306 --> 00:06:03,516
.نه
...یعنی اون واقعا

62
00:06:08,396 --> 00:06:09,026
.خالی بستم

63
00:06:12,567 --> 00:06:14,197
.بای بای، روکیا-چان

64
00:06:14,577 --> 00:06:16,367
.وقت اعدام می بینمت

65
00:06:19,247 --> 00:06:20,827
.تا حالا می بایست امیدمو از دست می دادم

66
00:06:21,627 --> 00:06:24,500
.نمی بایست دلیلی برای زنده موندن می داشتم

67
00:06:24,558 --> 00:06:27,258
.من پشیمون نیستم
.از مردن هم نمی ترسم

68
00:06:28,258 --> 00:06:30,218
!اما من دوباره مشتاق شدم

69
00:06:30,838 --> 00:06:35,429
...فقط با شنیدین اینکه ممکنه نجات پیدا کنم

70
00:06:35,969 --> 00:06:38,599
.دوباره به زندگی کردن مشتاق شدم

71
00:06:39,289 --> 00:06:41,059
!تصمیمم رو فراموش کردم

72
00:06:54,300 --> 00:06:57,280
!چرا دارید می لرزید؟

73
00:07:00,461 --> 00:07:00,831
!توسن

74
00:07:01,461 --> 00:07:03,381
!حواستو جمع کن، مغز نخودی

75
00:07:08,211 --> 00:07:09,301
.کار بی خودیه

76
00:07:10,091 --> 00:07:13,392
با این وضعی که تو داری
.جای تعجبه که چطور کاپیتان شدی

77
00:07:14,052 --> 00:07:17,260
!بلند شو
هنوز زنده ای، مگه نه؟

78
00:07:17,972 --> 00:07:20,800
،اگه قصد مردن داری
.اول بانکاتو نشونم بده، بعد بمیر

79
00:07:21,602 --> 00:07:22,522
.الکی مغرور نشو

80
00:07:23,062 --> 00:07:25,693
من هیچ وقت از بانکای مقابل
.یه خیانتکار استفاده نمی کنم

81
00:07:25,943 --> 00:07:27,113
.صبر کن، کونومارو

82
00:07:29,363 --> 00:07:30,283
.من می جنگم

83
00:07:33,703 --> 00:07:37,204
سه راه برای رسیدن به مقام کاپیتانی
.یکی از دسته های سیزده گانه وجود داره

84
00:07:38,244 --> 00:07:45,214
اولین راه قبول شدن در امتحانیه که حداقل توسط
.سه کاپیتان طراحی شده باشه، به همراه فرمانده ی کاپیتان ها

85
00:07:46,174 --> 00:07:49,215
...دومین راه پیشنهاد شدن توسط شش کاپیتان

86
00:07:49,845 --> 00:07:53,345
و تایید شدن توسط سه کاپیتان دیگه
.از هفت کاپیتان باقی منده

87
00:07:54,385 --> 00:07:58,685
و سومین راه شکست دادن یه کاپیتان
...در مقابل 200 شاهد

88
00:07:59,225 --> 00:08:02,526
.که تایید شده باشن

89
00:08:02,896 --> 00:08:04,026
خوب که چی؟

90
00:08:04,446 --> 00:08:10,076
زاراکی کنپاچی، وقتی شنیدم که کاپیتان
...سابق دسته ی 11 رو کشتی و جاشو گرفتی

91
00:08:10,616 --> 00:08:15,037
.به حقیقت پی بردم و بسیار دلواپس شدم

92
00:08:16,037 --> 00:08:17,417
.این مرد یه هیولاست

93
00:08:17,957 --> 00:08:19,587
.زنده ست تا انتقام بگیره

94
00:08:20,087 --> 00:08:22,007
.اون با ما فرق داره

95
00:08:22,797 --> 00:08:26,548
.و در آخر صلح رو نابود می کنه

96
00:08:27,588 --> 00:08:31,598
در واقع، تو داری به متجاوزین کمک می کنی
...و مقابل ما قرار گرفتی

97
00:08:31,848 --> 00:08:35,268
و با این کار داری سیریتی رو به
.جهنم تبدیل می کنی

98
00:08:36,648 --> 00:08:41,569
.به عبارت دیگه، تو فقط دوست داری بجنگی

99
00:08:42,189 --> 00:08:42,859
دروغ میگم؟

100
00:08:44,029 --> 00:08:45,239
.چقدر فک می زنی

101
00:08:45,899 --> 00:08:48,699
نکنه بازم می خوای
بگی که تو نماینده ی برقراری صلح تو دنیا هستی؟

102
00:08:49,279 --> 00:08:50,739
حالا هر چی، شروع کنیم؟

103
00:08:51,370 --> 00:08:55,500
،اگه از من خیلی بدت میاد
.پس بیا و منو بکش

104
00:08:56,040 --> 00:08:59,630
.اشتباه می کنی
.نمیگم که ازت متنفرم

105
00:09:00,840 --> 00:09:02,630
!دارم میگم که کار تو غیرقابل بخششه

106
00:09:03,511 --> 00:09:07,301
!تموم کارهای تو داره صلح رو بهم میزنه

107
00:09:08,261 --> 00:09:12,200
،ازت متنفر نیستم
.اما به خاطر صلح باید بکشمت

108
00:09:12,311 --> 00:09:13,011
!توسن

109
00:09:22,572 --> 00:09:23,192
.بانکای

110
00:09:39,423 --> 00:09:43,423
.سوزومیشی سوئیشیکی
.انما کورو

111
00:09:46,384 --> 00:09:48,054
.بانکای من اینه

112
00:09:49,134 --> 00:09:51,594
.هر چیزی که این داخله جزئی از بانکای منه

113
00:09:53,265 --> 00:09:54,105
چی فکر می کنی، زاراکی؟

114
00:09:54,435 --> 00:09:57,555
.دیگه فکر اینجاشو نکرده بودی

115
00:09:58,355 --> 00:09:59,445
مگه نه؟

116
00:10:02,315 --> 00:10:04,695
.در حال حاضر نمی تونی هیچ چیزی رو ببینی

117
00:10:05,696 --> 00:10:06,786
چی شد؟

118
00:10:07,576 --> 00:10:08,456
.نمی تونم ببینم

119
00:10:08,786 --> 00:10:09,996
.نمی تونم بشنوم

120
00:10:12,576 --> 00:10:16,126
نظرت چیه؟
.جایی که نه نوری هست و نه صدایی

121
00:10:16,916 --> 00:10:17,797
ترسناکه، مگه نه؟

122
00:10:18,757 --> 00:10:25,597
،تموم حس ها رو ازت می دزده، حس تشخیص ریاتسو
.شنوایی، بینایی و حتی بویایی

123
00:10:26,000 --> 00:10:27,598
.برات جهنمی می سازه از تاریکی

124
00:10:28,427 --> 00:10:30,478
و برای فرار از جهنم هم
.فقط یه راه وجود داره

125
00:10:30,978 --> 00:10:33,308
.باید از محدوده ی سوزوموشی فرار کنی

126
00:10:37,278 --> 00:10:37,778
.بی فایده ست

127
00:10:38,648 --> 00:10:40,448
.تو نمی تونی منو بگیری

128
00:10:41,488 --> 00:10:43,199
...حالا هر چقدر هم که مهارت داشته باشی

129
00:10:43,659 --> 00:10:45,489
شوکی که به خاطر از دست دادن
...همه چی بهت وارد شده

130
00:10:45,869 --> 00:10:48,039
.مانع از این میشه که منو پیدا کنی

131
00:10:49,159 --> 00:10:51,709
.حتی کمترین وحشت هم حرکاتتو کند می کنه

132
00:10:52,419 --> 00:10:55,419
،من هرگز، از وقتی که به دنیا اومدم
.نور رو ندیدم، پس توانایی حرکت کردن دارم

133
00:10:57,550 --> 00:10:58,340
!هان

134
00:11:02,510 --> 00:11:04,010
.تو یه شیطانی

135
00:11:04,600 --> 00:11:09,150
.تو هیچی حس نمی کنی بجز هیجان مبارزه

136
00:11:11,561 --> 00:11:12,141
!باشه

137
00:11:12,851 --> 00:11:15,191
!اونقدر بهت وقت نمیدم تا ازش لذت ببری

138
00:11:19,692 --> 00:11:20,652
!هنوز نه

139
00:11:39,423 --> 00:11:41,973
.ایچیگو، وقتی باقی نمونده

140
00:11:54,444 --> 00:11:58,825
حتی فکر اینکه نمی تونم خودمو
.به مرگ تسلیم کنم خجالت آوره. من خیلی بیچارم

141
00:12:02,825 --> 00:12:06,575
اون انما کورو کاپیتان توسن نیست؟

142
00:12:07,745 --> 00:12:10,205
،داره تمرین می کنه
...یا اینکه واقعا

143
00:12:11,515 --> 00:12:14,076
،هر اتفاقی که داره میوفته
.بهتره هر چه زودتر خودمو به اونجا برسونم

144
00:12:14,496 --> 00:12:17,796
.صبر کن
.من هنوز کاملا شکست نخوردم

145
00:12:18,676 --> 00:12:21,065
.زیاد به خودت فشار نیار
.تو باختی

146
00:12:21,676 --> 00:12:26,427
،متاسفانه
.شکست نزد افراد یگان یازدهم یعنی مرگ

147
00:12:27,227 --> 00:12:28,637
.با یگان ما خیلی فرق داره

148
00:12:29,307 --> 00:12:30,647
.مثل بهشت و جهنم

149
00:12:31,357 --> 00:12:33,017
.ما ستیزه جو هستیم

150
00:12:33,897 --> 00:12:37,200
ستیزه جو، هان؟
.اگه اینطوره که بهتره شمشیرتو غلاف کنی

151
00:12:37,988 --> 00:12:40,318
هر چی باشه یه رتبه ی 5 نمی تونه
.یه لوتنت رو شکست بده

152
00:12:42,068 --> 00:12:43,868
می خوای یه رازی رو بهت بگم؟

153
00:12:45,198 --> 00:12:46,788
...دلیل اینکه من رتبه ی پنجمو دارم

154
00:12:47,658 --> 00:12:50,169
این نیست که چهارمین
.زیبای خفته ی این اطراف هستم

155
00:12:51,209 --> 00:12:51,789
چی شد؟

156
00:12:52,539 --> 00:12:55,499
در واقع، خودم فکر می کنم
...لایق رتبه ی سوم باشم

157
00:12:55,839 --> 00:12:57,629
.اما ایکاکو صاحب اون رتبه ست

158
00:12:58,759 --> 00:13:03,180
پس تصمیم گرفتم که رتبه ی پنجمو
.قبول کنم چون شبیه به سومه

159
00:13:04,220 --> 00:13:09,430
...و یه چیز دیگه
...طبق صحبت هایی که در یگان 11 شده

160
00:13:10,020 --> 00:13:13,770
.زانپاکتو باید مستقیما مورد استفاده قرار بگیره

161
00:13:14,651 --> 00:13:17,651
ما یه گروهی هستیم که دوست داریم
.همیشه در مبارزات جونمونو به خطر بندازیم

162
00:13:18,651 --> 00:13:22,741
اونایی که از زانپاکتوهای انرژی زا
.استفاده می کنن آشغال هم نیستن

163
00:13:23,871 --> 00:13:26,492
.حالا می خوام رازمو بهت بگم

164
00:13:27,412 --> 00:13:31,502
فکر می کنی قابلیت واقعی
زانپاکتوی من چی باشه؟

165
00:13:32,332 --> 00:13:34,792
...اینو نه ایکاکو می دونه و نه حتی کاپیتان

166
00:13:35,592 --> 00:13:38,262
.چون دوست ندارم ازم متنفر بشن

167
00:13:39,013 --> 00:13:39,843
.بی ناموس

168
00:13:51,564 --> 00:13:53,104
من زنده ام؟

169
00:13:57,194 --> 00:13:58,614
.سلام

170
00:13:59,234 --> 00:14:01,074
چرا داری... منو نجات میدی؟

171
00:14:01,194 --> 00:14:02,574
.من خبرش کردم

172
00:14:03,414 --> 00:14:05,165
...ریکیچی... تو

173
00:14:06,485 --> 00:14:09,405
با خودم گفتم چون هاناتارو هم
...تو جریان نجات روکیا دستگیر شده

174
00:14:10,375 --> 00:14:13,045
.قابل اعتماده، آوردمش اینجا تا معالجه ات کنه

175
00:14:14,005 --> 00:14:17,046
.اومد و در زندانو برام باز کرد

176
00:14:17,846 --> 00:14:19,676
.فهمیدم
.متاسفم

177
00:14:20,056 --> 00:14:26,926
چیزی نیست. به علاوه، قبل از اینکه من
.بیام یکی بیشتر جراحتهاتو درمان کرده بود

178
00:14:27,856 --> 00:14:29,227
...تنها کسی که می تونست این کار رو بکنه

179
00:14:33,237 --> 00:14:36,367
،لوتنت آبارای
.تحمل کن

180
00:14:37,027 --> 00:14:40,367
.ایچیگو-سان بالاخره روکیا رو نجات میده
...پس

181
00:14:40,828 --> 00:14:42,368
!منم ازتون می خوام

182
00:14:43,498 --> 00:14:47,828
،من باور نمی کنم که شما، لوتنت رنجی
...به یه متجاوز باخته باشید

183
00:14:48,338 --> 00:14:49,628
...یا اینکه از زندان فرار کرده باشید

184
00:14:50,378 --> 00:14:53,299
.یا اینکه علیه ما می جنگیدید

185
00:14:54,549 --> 00:14:55,348
...اما من

186
00:14:57,100 --> 00:15:00,639
وارد یگان ششم شدم
!چون شما رو تحسین می کردم

187
00:15:01,429 --> 00:15:06,100
،حالا هر اتفاقی بیوفته
.من می خوام شما زنده بمونم

188
00:15:07,050 --> 00:15:11,070
می خوام اینقدر خوب بجنگم تا شما منو
.قبول داشته باشید

189
00:15:11,980 --> 00:15:12,650
...ریکیچی

190
00:15:18,821 --> 00:15:19,451
چرا؟

191
00:15:20,371 --> 00:15:23,451
،اون نه می تونه از چشمهاش استفاده کنه
.نه گوش و نه حتی دماغ

192
00:15:24,331 --> 00:15:25,911
.حتی نمی تونه هیچ ریاتسویی حس کنه

193
00:15:27,041 --> 00:15:30,041
پس چرا نمی تونم... شکستش بدم؟

194
00:15:34,882 --> 00:15:37,512
!دوباره
.بازم جاخالی داد

195
00:15:42,012 --> 00:15:46,233
.بعد از دفاع ضربه زد
.از دفعه قبل خیلی دقیق تر بود

196
00:15:47,193 --> 00:15:49,273
.اون واقعا یه هیولاست

197
00:15:50,863 --> 00:15:54,993
تو آخرین ضربه، بعد از اینکه با نوک
.شمشیرم برخورد کرد، عقب نشینی کرد

198
00:15:56,244 --> 00:15:59,494
.ولی این بانکای که تموم حسها رو می کشه خیلی خفنه

199
00:16:00,414 --> 00:16:02,914
.خوشبختانه حس لامسه رو هنوز از دست ندادم

200
00:16:03,454 --> 00:16:05,044
...تا وقتی که این حسو دارم

201
00:16:05,334 --> 00:16:08,835
می تونم نوک شمشیرشو حس کنم
.و جاخالی بدم

202
00:16:09,545 --> 00:16:11,595
،همین طور ادامه بدم
.می تونم حالا حالا ها دوام بیارم

203
00:16:12,845 --> 00:16:15,925
شمشیرم بهش برخورد کرده ولی
.کم کم داره حوصله ام سر میره

204
00:16:16,395 --> 00:16:20,766
خیلی خسته کننده ست که
.نتونم کسی رو زخمی کنم

205
00:16:21,976 --> 00:16:22,936
...در حال حاضر

206
00:16:24,686 --> 00:16:30,406
چشمهام نمی بینن، گوشهام نمی شنون و
.از همون اول هم که خودم نمی تونستم ریاتسو رو حس کنم

207
00:16:31,566 --> 00:16:31,736
!لعنتی

208
00:16:32,867 --> 00:16:36,328
چرا باید اینقدر فکر کنم؟
!نمی تونم پیروز شم

209
00:16:37,327 --> 00:16:38,787
!از حس ششم استفاده کن

210
00:16:39,247 --> 00:16:40,367
.دارم همین کار رو می کنم

211
00:16:41,457 --> 00:16:45,878
مشکلت اینه؟
.با چشم دل همه چی رو ببین

212
00:16:46,208 --> 00:16:47,918
.من با دلم نمی تونم چیزی ببینم

213
00:16:49,008 --> 00:16:53,568
،اگه من جات بودم
.بله، خیلی زیبا تسلیم می شدم

214
00:16:53,668 --> 00:16:54,388
.برو بابا

215
00:16:56,968 --> 00:16:57,889
.صبر کن ببینم

216
00:16:58,479 --> 00:17:03,309
.چی؟ یه راه وجود داره
.یه راه برای گرفتنش هست

217
00:17:05,019 --> 00:17:06,229
.بازم داره می خنده

218
00:17:07,029 --> 00:17:09,440
،با این که تو این وضعیت واقع شده
یعنی داره لذت می بره؟

219
00:17:10,320 --> 00:17:11,860
،تو یه هیولایی
!زاراکی کنپاچی

220
00:17:12,450 --> 00:17:14,910
!تو خطرناک تر از اونی که زنده بمونی

221
00:17:17,990 --> 00:17:19,200
!جاخالی نداد

222
00:17:19,650 --> 00:17:22,371
.نه. نمی تونه منو شکست بده

223
00:17:24,461 --> 00:17:26,881
.هی، چه عجب از این طرفها

224
00:17:27,711 --> 00:17:28,211
!امکان نداره

225
00:17:32,881 --> 00:17:35,602
.چشمهام دوباره می بینن
.گوشهام هم دوباره کار می کنن

226
00:17:36,642 --> 00:17:38,772
دلیلش اینه که تو رو نگه داشتم، نه؟

227
00:17:40,312 --> 00:17:44,152
یا شاید به این خاطره که شمشیرت تو بدنمه؟

228
00:17:45,522 --> 00:17:47,233
.هیچ فرقی نداره

229
00:17:47,823 --> 00:17:49,113
.هی، بیا منو بزن

230
00:17:49,743 --> 00:17:50,783
.مچتو گرفتم

231
00:17:51,493 --> 00:17:55,163
دارم لرزش دستتو حس می کنم. درست قبل از اینکه
.شمشیرت وارد بدنم بشه، گرفتمت

232
00:18:01,584 --> 00:18:02,124
.لعنتی

233
00:18:03,294 --> 00:18:09,214
.من نمی بازم
.من به تو نمی بازم

234
00:18:13,635 --> 00:18:15,765
من می خوام کسی بشم که ابرها رو
...بزنه کنار

235
00:18:16,355 --> 00:18:18,645
.تا نور ستاره ها هیچ وقت ناپدید نشه

236
00:18:19,815 --> 00:18:20,645
.جالبه

237
00:18:22,645 --> 00:18:24,906
.من می خوام یه شینیگامی بشم

238
00:18:29,326 --> 00:18:31,406
...اگه تو بگی که عدالت وجود نداره

239
00:18:31,696 --> 00:18:33,866
.خودم عدالتو برپا میکنم

240
00:18:34,366 --> 00:18:38,207
.و من باید ابرهای سیاه پلید در جهانو از بین ببرم

241
00:18:38,667 --> 00:18:40,797
!به نام عدالت

242
00:18:58,478 --> 00:18:59,148
.توسن

243
00:19:02,689 --> 00:19:05,069
.هنوز نه
.هنوز تموم نشده

244
00:19:08,369 --> 00:19:10,079
.خیلی بد شد
.من دیگه نمی جنگم

245
00:19:10,489 --> 00:19:12,619
.دوست ندارم با کسی که داره می میره بجنگم

246
00:19:13,290 --> 00:19:14,200
.من میرم

247
00:19:15,080 --> 00:19:16,580
.اگه بمیری خیلی حیف میشه

248
00:19:17,370 --> 00:19:21,460
چون در این صورت دیگه کسی نمی مونه که
.باهاش بجنگم و لذت ببرم

249
00:19:23,920 --> 00:19:24,800
...من

250
00:19:25,380 --> 00:19:30,721
.من تموم عدالتمو پای این جنگ میزارم
.من باید شکستت بدم

251
00:19:31,971 --> 00:19:32,851
.احمق

252
00:19:33,071 --> 00:19:35,101
،اگه خیلی دلت می خوای بمیری
!حرفی نیست

253
00:19:40,482 --> 00:19:41,152
!کونومارو

254
00:19:42,322 --> 00:19:42,902
.دیگه کافیه

255
00:19:43,422 --> 00:19:46,272
.این افکار برای این مرد هیچ معنایی نداره

256
00:19:47,162 --> 00:19:48,812
.دیگه کافیه

257
00:19:50,322 --> 00:19:51,873
...کونومارو، من باید

258
00:19:52,833 --> 00:19:53,913
.می فهمم

259
00:19:56,793 --> 00:19:58,243
.سوپرایز شدم

260
00:19:59,133 --> 00:20:02,383
.پس چهره ی واقعیه تو اینه

261
00:20:05,844 --> 00:20:08,054
.می بینم که رنگ به رنگ شدی، اما

262
00:20:09,184 --> 00:20:12,104
.خوب، شکل ظاهری تو جنگ اهمیتی نداره

263
00:20:12,934 --> 00:20:15,605
...مشکل اینه که آیا تو می تونی با این شکل

264
00:20:15,865 --> 00:20:19,445
.شمشیرتو در مبارزه خوب کنترل کنی یا نه
.همین

265
00:20:21,155 --> 00:20:23,405
...تو واقعا مرد قدرتمندی هستی

266
00:20:23,825 --> 00:20:26,316
ولی هیچ وقت
.نمی تونی نیروی درونی حریفتو بسنجی

267
00:20:26,446 --> 00:20:28,576
.این ضعف بزرگیه، زاراکی

268
00:20:29,826 --> 00:20:32,886
.من مثل توسن نیستم

269
00:20:34,416 --> 00:20:35,126
.بانکای

270
00:20:40,427 --> 00:20:41,387
.اوه

271
00:20:42,507 --> 00:20:44,427
.کوکوجیئو تنبن مایو

272
00:20:46,007 --> 00:20:48,517
!خوب، بیا مبارزه کنیم، زاراکی کنپاچی

273
00:20:48,997 --> 00:20:51,347
!مبارزه ای تا پای مرگ؟

274
00:20:56,268 --> 00:20:57,438
تا پای مرگ؟

275
00:20:57,898 --> 00:20:58,938
!عالی شد

276
00:20:59,608 --> 00:21:01,448
!در این صورت، لازم نیست چیزی دریغ کنم

277
00:21:01,988 --> 00:21:05,199
اگه کشتمت، یادت باشه بری به جهنم
!و همه بگی که من کی هستم

278
00:21:11,369 --> 00:21:15,129
.اعدام رسما اجرا میشه

279
00:21:28,680 --> 00:21:30,561
.تماشاگر کمی اومده

280
00:21:31,851 --> 00:21:33,771
...تنها کاپیتان ها و لوتنت هایی که اومدن

281
00:21:34,191 --> 00:21:37,021
،کاپیتان فرمانده ی دسته ی اول
.کاپیتان دسته ی هشتم و ما هستیم

282
00:21:37,651 --> 00:21:42,032
دسته های 5، 11 و 12 که
.اگه می خواستن هم نمی تونستن بیان

283
00:21:43,072 --> 00:21:44,662
اما چرا بقیه نیومدن؟

284
00:21:45,742 --> 00:21:47,952
.حتی کاپیتان دسته ی 4 اونوهانا هم نیومده

285
00:22:01,723 --> 00:22:03,633
.داداشی

286
00:22:15,194 --> 00:22:16,444
...کوچیکی روکیا

287
00:22:17,494 --> 00:22:20,645
چیزی برای گفتن نداری؟

288
00:22:25,245 --> 00:22:27,375
.آره، فقط یه چیز

