1
00:00:00,000 --> 00:00:06,036
Animental.net

2
00:00:07,904 --> 00:00:08,900
!‫لعنتی

3
00:00:09,825 --> 00:00:11,883
.تازه بعد مدتی یه ذره خوابم برده بود

4
00:00:13,838 --> 00:00:15,867
لعنتی تو مونونوکه‌ای یا زیبای خفته؟

5
00:00:16,842 --> 00:00:17,826
چه خبره؟

6
00:00:17,880 --> 00:00:21,851
در جریانی که این بچه تمام مدت بهت زل زده؟

7
00:00:21,884 --> 00:00:23,914
.بله، جناب چهارچشمیِ بدقواره هوس کتک کرده

8
00:00:24,835 --> 00:00:25,839
فازش چیه؟

9
00:00:25,876 --> 00:00:26,897
!هوی شیبا

10
00:00:27,910 --> 00:00:30,819
‫چرا اون شمشیر داره؟

11
00:00:30,873 --> 00:00:32,877
.آهان، یادم رفت توضیح بدم

12
00:00:33,865 --> 00:00:36,844
،‫اون از یه نسل طولانی از استادان شمشیرزنی میاد

13
00:00:36,848 --> 00:00:38,840
.از خاندان جاسوسیِ کیریهارا

14
00:00:38,861 --> 00:00:40,820
،‫وقتی اداره بخشی از اونیاوان بود

15
00:00:40,824 --> 00:00:43,832
،‫اون‌ها به شوگون‌ها هنر شمشیرزنی یاد می‌دادن

16
00:00:43,849 --> 00:00:46,863
.‫در کنار سبک‌هایی مثل شینگاکه-ریو و ایتّو-ریودو سبک شمشیرزنی

17
00:00:47,833 --> 00:00:49,912
.‫اگه فکر می‌کنی ناعادلانه‌ست، به تو هم یکی میدم

18
00:00:50,837 --> 00:00:51,879
.نمی‌خوام

19
00:00:51,900 --> 00:00:52,912
.با تمام قدرت بجنگ

20
00:00:53,846 --> 00:00:56,905
.‫ممکنه شمشیر نداشته باشی، اما سلاح خودتو داری

21
00:00:57,855 --> 00:00:59,855
.همونی که تازگیا به‌دست آوردی رو میگم

22
00:00:59,884 --> 00:01:01,859
.‫سلاح مخفیِ ویژه‌ت

23
00:01:02,859 --> 00:01:03,855
کصخلی؟

24
00:01:04,818 --> 00:01:05,889
.‫این کوچولو سلاح نیست

25
00:01:06,826 --> 00:01:08,826
.بعدشم، این بین من و توئه

26
00:01:09,827 --> 00:01:11,831
.تو خواستی و منم قبول کردم

27
00:01:11,868 --> 00:01:13,873
!‫هیچ‌کسِ دیگه‌ای دخالت نمی‌کنه

28
00:02:45,859 --> 00:02:50,847
قسمت ۴: دو تا کافی نیست *

29
00:02:46,815 --> 00:02:48,903
راگو، دخالت نکنی ها، فهمیدی؟

30
00:02:49,832 --> 00:02:50,837
...باشه بابا

31
00:02:50,866 --> 00:02:53,854
.پس ‫میرم دوباره بخوابم

32
00:02:57,871 --> 00:02:59,846
.‫این مسخره‌ست

33
00:02:59,879 --> 00:03:02,834
هوی کره‌خر، داری چه غلطی می‌کنی؟

34
00:03:02,871 --> 00:03:03,884
.بهت آوانس میدم

35
00:03:03,909 --> 00:03:06,897
.نمی‌خوام مبارزه یک‌طرفه و خسته‌کننده بشه

36
00:03:07,834 --> 00:03:08,901
.‫زمان‌بندی‌شم کامل دست خودتت

37
00:03:09,830 --> 00:03:11,897
.پشتم بهت باشه هم می‌تونم جلوتو بگیرم

38
00:03:12,835 --> 00:03:13,914
.‫حتی چشمامم می‌بندم

39
00:03:15,856 --> 00:03:19,823
.ظاهراً جفت‌شون دارن به هم فرجه میدن

40
00:03:19,852 --> 00:03:21,894
منو مسخره می‌کنی بی‌همه‌چیز؟

41
00:03:22,827 --> 00:03:23,857
...هر جور راحتی

42
00:03:24,836 --> 00:03:26,874
...‫اون پوزخندِ از خود راضی و اون عینکِ احمقانه‌تو

43
00:03:27,828 --> 00:03:29,816
!از صورت بی‌ریختت محو می‌کنم

44
00:03:32,895 --> 00:03:33,879
!که اینطور

45
00:03:33,895 --> 00:03:36,891
!از رو هوا حمله کرد تا حریف
نتونه از صدای پاش فاصله رو بفهمه

46
00:03:36,900 --> 00:03:39,867
.نه، اون اونقدراهم باهوش نیست

47
00:03:41,825 --> 00:03:43,888
.برای یک شمشیرزن، فاصله خیلی مهمه

48
00:03:44,821 --> 00:03:48,838
.ولی فقط شمشیرزنای درجه دو به دید و صدا متوسل میشن

49
00:03:48,901 --> 00:03:51,851
.بهترینا با حس ششم کار می‌کنن

50
00:03:56,827 --> 00:03:59,827
...هوشیاری ریجی ۳۶۰ درجه‌ست

51
00:03:59,864 --> 00:04:01,873
.اون نقطه کوری نداره

52
00:04:01,902 --> 00:04:04,873
.این یه دیوارِ واقعی از شمشیره

53
00:04:04,911 --> 00:04:06,886
...پس الکی فرجه نمی‌داد

54
00:04:06,898 --> 00:04:07,899
.‫تحت تاثیر قرار گرفتم

55
00:04:07,911 --> 00:04:10,874
.امیدوارم جیرو-کون حالش خوب باشه

56
00:04:10,903 --> 00:04:12,832
.به گمونم دیگه کافیه

57
00:04:12,878 --> 00:04:15,824
،‫اگه بیشتر از این ادامه پیدا کنه

58
00:04:15,862 --> 00:04:17,837
.جونی براش نمی‌مونه

59
00:04:17,887 --> 00:04:20,821
،داشتنِ قدرت یه چیزه

60
00:04:20,837 --> 00:04:21,913
...بدون مونونوکه جنگیدن یه چیز

61
00:04:22,913 --> 00:04:23,913
چی میگی؟

62
00:04:24,838 --> 00:04:25,913
.یه خراش انداختی بچه

63
00:04:26,892 --> 00:04:28,826
چیه، چرا وایسادی؟

64
00:04:29,867 --> 00:04:31,859
.‫من تازه دارم گرم میشم

65
00:04:32,826 --> 00:04:33,889
.‫مقاومت خوبی داری

66
00:04:34,822 --> 00:04:36,826
.دقیقاً همونطور که از یه مونونوکه انتظار داشتم

67
00:04:37,860 --> 00:04:41,860
.‫پدربزرگم تو بچگی مثل سگ منو میزد تا آدم شم

68
00:04:41,885 --> 00:04:44,894
!‫شمشیربازیِ مسخرهٔ تو در برابرش هیچه

69
00:04:46,857 --> 00:04:48,840
...سبک شمشیرزنیِ کیریهارا ریو

70
00:04:48,857 --> 00:04:49,874
،یه سبک مفهومی نیست

71
00:04:49,878 --> 00:04:51,903
.بلکه برای کشتنه

72
00:04:52,832 --> 00:04:54,841
،‫اوج قرن‌ها فداکاری و نبوغ

73
00:04:54,845 --> 00:04:56,828
.‫که در خون خالص جریان داره

74
00:04:56,878 --> 00:04:59,845
‫و تو جرأت می‌کنی بهش بگی بازی؟

75
00:05:00,879 --> 00:05:02,867
!حکم این جرمت، اعدامه

76
00:05:05,833 --> 00:05:07,871
مثلاً چه غلطی می‌خوای بکنی؟

77
00:05:08,859 --> 00:05:10,855
.حتماً این بخشو فیلم بگیر، اوسامی

78
00:05:10,872 --> 00:05:11,855
‫چی؟

79
00:05:11,863 --> 00:05:13,876
.تازه بخش هیجان‌انگیز شروع شده

80
00:05:14,864 --> 00:05:15,847
!ای احمق

81
00:05:15,876 --> 00:05:16,914
آخه مستقیم از جلو؟

82
00:05:22,835 --> 00:05:23,856
.محاله

83
00:05:23,864 --> 00:05:24,856
...اون از اولشم

84
00:05:24,910 --> 00:05:26,865
!شمشیر رو هدف گرفته بود

85
00:05:30,861 --> 00:05:32,903
!اوووه، آفرین، جیرو-کون

86
00:05:33,882 --> 00:05:36,853
.جالبه، شکستن سلاح

87
00:05:36,903 --> 00:05:38,887
...اون لحظه‌ای که شمشیرمو تاب دادم

88
00:05:38,904 --> 00:05:41,837
.فاصلهٔ ضربه‌مو فهمید

89
00:05:41,879 --> 00:05:42,887
...ولی بازم

90
00:05:43,879 --> 00:05:46,908
چطور تونست شمشیر چوبی رو به این راحتی خرد کنه؟

91
00:05:47,854 --> 00:05:48,909
...یعنی مشت و شمشیر رو جوری تنظیم کرد که

92
00:05:48,913 --> 00:05:50,863
به موقع و هم‌زمان برخورد کنن؟

93
00:05:50,871 --> 00:05:52,876
...نه، حتی اگه این کارو کرده باشه هم

94
00:05:52,913 --> 00:05:54,847
...اون ضدحمله

95
00:05:54,855 --> 00:05:57,839
!غیرممکنه که بشه موقع شمشیرزنیِ من انجام بشه

96
00:05:57,897 --> 00:05:58,889
...به عبارتی

97
00:05:58,897 --> 00:06:00,852
!از قبل دستمو خونده بود

98
00:06:00,877 --> 00:06:02,839
.فقط یه ضربه کافی بود

99
00:06:02,893 --> 00:06:04,864
!تمام حرکاتمو پیش‌بینی کرده بود

100
00:06:04,894 --> 00:06:08,886
.خب، حالا تازه شدیم یک به یک

101
00:06:09,844 --> 00:06:10,840
...‫و

102
00:06:10,898 --> 00:06:13,828
.‫دیگه خبری از عصای کمکی نیست

103
00:06:13,861 --> 00:06:14,895
...هنوزم کتک می‌خوای

104
00:06:14,907 --> 00:06:16,828
بچه خوشگل؟

105
00:06:16,853 --> 00:06:19,833
.تسلیم شو بریم بهت آبمیوه بدم

106
00:06:21,841 --> 00:06:22,875
.واقعاً که احمقی

107
00:06:22,895 --> 00:06:27,842
‫همیشه مثل بچه‌ مدرسه‌ایا رفتار می‌کنی؟

108
00:06:27,867 --> 00:06:29,817
میگی تسلیم شم؟

109
00:06:29,859 --> 00:06:32,842
!مبارزه تازه شروع شده

110
00:06:33,851 --> 00:06:34,905
!حالا به زبون من می‌حرفی

111
00:06:35,876 --> 00:06:37,855
!‫باشه پس بیا جلو

112
00:06:38,834 --> 00:06:39,818
!می‌کشمت

113
00:06:43,860 --> 00:06:44,893
.میگم، رئیس

114
00:06:44,906 --> 00:06:45,906
‫هان؟

115
00:06:46,835 --> 00:06:48,881
‫این واقعاً مقامات بالارده رو قانع می‌کنه؟

116
00:06:50,861 --> 00:06:54,824
.خب، به گمونم حداقل سرسختی و سماجت‌شونو نشون میده

117
00:06:54,903 --> 00:06:57,870
واقعاً فقط همین براشون مهمه؟

118
00:06:58,820 --> 00:07:00,845
!دو تا جوون که به جای حرف زدن، مشت می‌زنن

119
00:07:00,849 --> 00:07:02,816
مگه سکسی‌تر از اینم داریم؟

120
00:07:02,833 --> 00:07:03,845
حالش خوبه؟

121
00:07:05,829 --> 00:07:06,896
...چه این چه اون

122
00:07:08,850 --> 00:07:09,892
!جفت‌شون احمقن

123
00:07:21,826 --> 00:07:23,872
هنوز زنده‌ای، چهارچشمی؟

124
00:07:24,881 --> 00:07:25,902
بقیه کجا رفتن؟

125
00:07:26,827 --> 00:07:28,823
.‫فکر کنم برگشتن داخل

126
00:07:28,873 --> 00:07:31,848
.‫منم تازه بیدار شدم، خبر ندارم

127
00:07:32,857 --> 00:07:33,894
...که اینطور

128
00:07:33,907 --> 00:07:35,844
.‫پس مساوی شدیم

129
00:07:35,857 --> 00:07:38,849
...ولی خب تو زودتر به‌هوش اومدی، پس

130
00:07:38,874 --> 00:07:39,857
.‫بگیر

131
00:07:41,824 --> 00:07:42,841
این چیه؟

132
00:07:42,878 --> 00:07:43,895
.آبمیوه‌ست دیگه

133
00:07:43,904 --> 00:07:46,816
توی مغزتم آبمیوه ریختی؟

134
00:07:46,829 --> 00:07:48,816
دارم میگم چرا می‌دیش به من؟

135
00:07:48,854 --> 00:07:50,879
!واقعاً که تو کون‌نرویی

136
00:07:51,858 --> 00:07:52,913
.فکر کنم جوگیر شدم

137
00:07:53,854 --> 00:07:54,859
،‫اگه واقعاً می‌خواستی

138
00:07:54,863 --> 00:07:56,905
.‫می‌تونستی با همون ضربۀ اول منو بکشی

139
00:07:57,842 --> 00:07:58,909
...کلک من موقع ضربۀ دومت جواب داد چون

140
00:07:58,913 --> 00:08:00,901
...شمشیرت چوبی بود

141
00:08:01,864 --> 00:08:02,905
...پس برای همین

142
00:08:02,914 --> 00:08:04,881
.تو بردی و لایق اینی

143
00:08:04,889 --> 00:08:06,897
.‫تبریک میگم

144
00:08:08,885 --> 00:08:11,844
.‫ها. واقعاً که مغزت در حد یه بچه مدرسه‌ایه

145
00:08:13,902 --> 00:08:15,886
!خوب ریدم بهت، شل‌مغز

146
00:08:15,894 --> 00:08:19,828
!وقتی بیهوش بودی اون بطری رو ناموسی تکون دادم

147
00:08:19,836 --> 00:08:20,882
!هه، کیر شدی

148
00:08:20,895 --> 00:08:23,878
!‫حقت بود چون فکر کردی خیلی خفنی

149
00:08:24,899 --> 00:08:26,824
!‫فقط یه شوخی بود

150
00:08:26,829 --> 00:08:27,837
.‫چقدر جالب

151
00:08:27,841 --> 00:08:28,900
...‫کی فکرشو می‌کرد که یه آشغال

152
00:08:28,904 --> 00:08:30,816
.‫بتونه نقشه بکشه

153
00:08:30,825 --> 00:08:31,837
!...حرومی

154
00:08:32,892 --> 00:08:35,863
‫واقعاً فکر می‌کنی مشکلی پیش نمیاد؟

155
00:08:35,900 --> 00:08:38,830
.‫به نظرم برای یه آماتور کارت خوب بود

156
00:08:38,842 --> 00:08:39,909
.‫نه، منظورم این نیست

157
00:08:40,822 --> 00:08:41,851
.‫نگران نباش

158
00:08:41,884 --> 00:08:44,851
.‫هیچ‌وقت قرار نبود کسی رو متقاعد کنن

159
00:08:44,880 --> 00:08:47,831
‫آزمون واقعی فردا توی میدونه

160
00:08:47,839 --> 00:08:49,831
.‫ تا ظرفیتشون رو برای کار تیمی واقعی بفهمیم

161
00:08:49,852 --> 00:08:50,869
‫توی میدون؟

162
00:08:50,894 --> 00:08:52,898
!‫می‌خوای بهشون یه ماموریت واقعی بدی؟

163
00:08:53,844 --> 00:08:54,856
...‫برای اون دوتا

164
00:08:54,865 --> 00:08:56,882
!‫خیلی زوده

165
00:08:56,907 --> 00:08:59,853
.هیچ ‫تجربه‌ای بهتر از زندگی واقعی نیست

166
00:08:59,890 --> 00:09:04,816
.‫ولی بالادستی‌ها هیچ ماموریت جدیدی بهمون ندادن

167
00:09:04,841 --> 00:09:06,878
.‫پس خودمون یکی پیدا می‌کنیم

168
00:09:07,816 --> 00:09:08,866
.‫من همین الان یکی به ذهنم رسید

169
00:09:08,891 --> 00:09:10,833
،‫و اگه همه‌چی خوب پیش بره

170
00:09:10,837 --> 00:09:12,854
.‫ممکنه هویت دشمن واقعی‌مونو فاش کنه

171
00:09:12,867 --> 00:09:14,817
...‫این یه ماموریت مهمه

172
00:09:14,838 --> 00:09:16,867
.‫و فقط خودمون از پسش برمیایم

173
00:09:24,822 --> 00:09:27,818
‫هی، آماده‌این؟

174
00:09:28,872 --> 00:09:29,864
!چه خفن

175
00:09:29,893 --> 00:09:31,893
!‫این کماندوهای خفن رو ببینین

176
00:09:31,902 --> 00:09:34,840
.‫فکر کنم لباس درست‌وحسابی همه چی رو عوض می‌کنه

177
00:09:34,877 --> 00:09:36,877
‫من چرا باید همراهتون بیام؟

178
00:09:37,815 --> 00:09:39,861
،.وقتی دادم لباس اونا رو دست کنن
مال تو رو هم تعمیر کردم

179
00:09:39,878 --> 00:09:42,815
.‫باید مطمئن بشیم لباس تو هم کار می‌کنه

180
00:09:42,857 --> 00:09:44,895
.‫دکمۀ روی مچ دست چپتون رو فشار بدین و نگه دارین

181
00:09:45,828 --> 00:09:46,828
‫اینو میگی؟

182
00:09:48,862 --> 00:09:49,845
!اوه

183
00:09:49,849 --> 00:09:50,883
لباسامون عوض شد؟

184
00:09:50,891 --> 00:09:53,866
.‫اون حالت استتار کوانتومیه

185
00:09:54,846 --> 00:09:57,867
.‫شما رو با لباس‌های عادیِ شخصی‌سازی شده استتار می‌کنه

186
00:09:58,821 --> 00:09:59,909
.‫حالا سعی کن همون دکمه رو دو بار بزنی

187
00:10:02,872 --> 00:10:04,893
!‫وای، انگاری ‌شفاف شدم

188
00:10:04,901 --> 00:10:06,855
.‫این حالت نامرئی شدنه

189
00:10:06,876 --> 00:10:08,893
،درحالی که شما همو نیمه‌شفاف می‌بینین

190
00:10:09,839 --> 00:10:10,914
.‫برای بقیه کاملاً نامرئی هستین

191
00:10:11,822 --> 00:10:12,877
!‫این واقعاً محشره

192
00:10:12,881 --> 00:10:15,881
‫نقطه ضعفش اینه که حالت استتار کوانتومی

193
00:10:15,885 --> 00:10:19,815
.‫راندمان تجهیزات جاسوسی شما رو به شدت پایین میاره

194
00:10:19,844 --> 00:10:22,849
.پس فقط وقتی لازم بشه ازش استفاده می‌کنیم

195
00:10:22,865 --> 00:10:24,815
.‫آفرین

196
00:10:24,840 --> 00:10:26,836
،یه سری چیزای دیگه هم داره

197
00:10:26,861 --> 00:10:29,828
.‫ولی کم‌کم بهش عادت می‌کنین

198
00:10:29,895 --> 00:10:31,912
.خب، بریم سراغ کار و زندگی‌مون

199
00:10:32,908 --> 00:10:34,887
.تا وقتی بیرونیم، همه‌چی دست توئه، اوسامی

200
00:10:34,908 --> 00:10:35,892
!اطاعت

201
00:10:36,817 --> 00:10:39,825
‫خب، همگی آماده‌این؟

202
00:10:40,846 --> 00:10:42,896
.‫به اولین ماموریت مشعل سیاه خوش اومدید

203
00:10:43,842 --> 00:10:45,867
.‫برای بدترین‌ها آماده باشین

204
00:10:50,860 --> 00:10:51,843
...‫هوی

205
00:10:51,914 --> 00:10:53,914
.از زمین به جیرو، داریم از این طرف می‌ریم

206
00:10:58,869 --> 00:11:01,832
هوی، این چجوری جزئی از ماموریت‌مونه؟

207
00:11:01,865 --> 00:11:04,828
.‫اول از همه باید تمام ارواح شیطانی رو پاک کنیم

208
00:11:04,853 --> 00:11:06,903
شوخیت گرفته؟ این همه راه اومدیم برای این؟

209
00:11:07,815 --> 00:11:09,907
.‫خب، این احتمالاً فقط بخشی از ماجراست

210
00:11:10,820 --> 00:11:11,858
،‫اگه بخوام حدس بزنم

211
00:11:11,903 --> 00:11:15,833
.این زیارتگاه باید یکی از چندین تاسیسات اداره‌مون باشه

212
00:11:15,866 --> 00:11:18,817
.اون عینک رو برای قشنگی نزدی پس، آفرین

213
00:11:18,837 --> 00:11:20,825
.والا هیچ ربطی به عینک نداره

214
00:11:20,846 --> 00:11:22,909
.‫خیلی‌خب، بریم دفتر زیارتگاه

215
00:11:35,839 --> 00:11:37,885
!این دیگه دردسر بزرگیه، شیبا-سان

216
00:11:38,864 --> 00:11:39,894
.‫خب، انتخاب زیادی نداشتم

217
00:11:39,898 --> 00:11:41,886
!‫منظورت چیه که انتخاب زیادی نداشتی

218
00:11:42,831 --> 00:11:43,836
‫این یارو رو می‌شناسی؟

219
00:11:43,861 --> 00:11:45,890
.‫اون مامور مستقر در این زیارتگاهه

220
00:11:46,815 --> 00:11:48,911
.انگار یکی نتونسته وقت ملاقات بگیره

221
00:11:49,866 --> 00:11:51,857
هوی، اون عیبی نداره؟

222
00:11:52,870 --> 00:11:54,912
...چرا، خیلی هم عیب داره

223
00:11:55,841 --> 00:11:57,837
!‫همون‌طور که تلفنی گفتم

224
00:11:57,845 --> 00:12:00,862
!امروز از ب.ع.و 1 میان برای بازدید

225
00:12:00,913 --> 00:12:02,900
...‫اگه دو تا تیم همزمان بیان

226
00:12:03,825 --> 00:12:05,871
‫آروم باش، قول میدم سریع تموم کنیم.هی، ب.ع.و 1 یعنی چی؟

227
00:12:05,875 --> 00:12:08,876
.‫مخفف بخش عملیات ویژه ۱ـه

228
00:12:08,886 --> 00:12:10,882
« زنجیرهٔ فرماندهی »

229
00:12:08,905 --> 00:12:11,830
،‫ادارهٔ اطلاعات رو مدیر کل اداره می‌کنه

230
00:12:09,886 --> 00:12:19,837
‫بخش عملیات ویژه ۱

231
00:12:11,834 --> 00:12:13,855
.‫که مسئول رؤسا و بخش‌های مختلفشونه

232
00:12:12,819 --> 00:12:19,837
‫بخش عملیات ویژه ۲

233
00:12:13,885 --> 00:12:15,872
.ولی بخش 1 گل سرسبد‌شونه

234
00:12:14,853 --> 00:12:19,837
‫بخش پردازش اطلاعات

235
00:12:15,876 --> 00:12:19,827
.‫اونا بیشترین مامور و قدرت رو دارن

236
00:12:16,882 --> 00:12:19,837
‫بخش تحقیقات و توسعه

237
00:12:19,852 --> 00:12:21,848
‫آها، پس مثل واحد اول نیروی

238
00:12:21,852 --> 00:12:22,902
تحقیقات پلیس توکیوئن؟

239
00:12:22,906 --> 00:12:25,844
.‫خب، همچینم اشتباه نمیگی

240
00:12:25,873 --> 00:12:28,890
.‫به عبارت دیگه، اونا دقیقاً برعکس بخش 2 ما هستن

241
00:12:29,824 --> 00:12:31,853
.فقط 15 دقیقه وقت دارین، والسلام

242
00:12:32,891 --> 00:12:34,866
.‫بنده‌خدا یه‌کم زیادی سخت‌گیره

243
00:12:34,891 --> 00:12:37,866
بعد فکر کردی سطح شل بودن تو عادیه؟

244
00:12:37,895 --> 00:12:40,892
‫خب، هدف این بازدید دقیقاً چیه؟

245
00:12:40,912 --> 00:12:43,821
دنبال نقشۀ گنج اومدیم؟

246
00:12:43,846 --> 00:12:45,892
...‫نه. چیزی که ما دنبالشیم

247
00:12:46,817 --> 00:12:47,846
.زیر اینجاست

248
00:12:47,888 --> 00:12:48,892
زیر؟

249
00:12:52,822 --> 00:12:54,893
...‫یه دریچه و یه راه پلۀ مخفی

250
00:12:55,826 --> 00:12:56,893
.‫تقریباً شبیه یه قلعۀ نینجای مخفیه

251
00:12:57,822 --> 00:12:59,843
!اوه،‌ تخیلات خوبی داری

252
00:12:59,873 --> 00:13:01,856
.اه، بوی سگ کپک میاد

253
00:13:01,864 --> 00:13:03,831
!حواستون به جلوی پاتون باشه

254
00:13:03,910 --> 00:13:07,840
...‫تقریباً رسیدیم

255
00:13:07,903 --> 00:13:09,857
‫تو مشکلی نداری، راگو؟

256
00:13:10,869 --> 00:13:11,907
کِی از خواب بیدار شدی؟

257
00:13:12,849 --> 00:13:14,845
منو چی فرض کردی؟

258
00:13:14,849 --> 00:13:15,908
!‫بهتره مراقب خودت باشی، پسر

259
00:13:16,833 --> 00:13:19,858
.‫آروم باش، قصد درگیری ندارم

260
00:13:20,837 --> 00:13:22,883
...‫صبر کن، نگو که اینجا

261
00:13:23,833 --> 00:13:24,833
.درسته

262
00:13:24,883 --> 00:13:26,904
...‫یه‌کم جلوتر جاییه که بهش میگن

263
00:13:27,829 --> 00:13:28,909
.محراب مهروموم هفتم

264
00:13:29,867 --> 00:13:33,876
.‫هرچیزی که الان باهاش روبرو هستیم، از همونجا شروع شده

265
00:13:34,901 --> 00:13:37,822
.‫راگو اونجا مهروموم شده بود

266
00:13:38,856 --> 00:13:41,910
‫اینجا تمامش از ابسیدین مرگ ساخته شده.نوعی سنگ سیاه

267
00:13:42,852 --> 00:13:45,815
.‫نوعی سنگ کمیابه که انرژی روحی رو سرکوب می‌کنه

268
00:13:45,894 --> 00:13:48,869
،‫محراب‌های مهروموم شده دیگه‌ای هم هستن که از ابسیدین مرگ ساخته شدن

269
00:13:48,877 --> 00:13:51,815
.‫ولی هیچکدوم به این بزرگی نیستن

270
00:13:51,894 --> 00:13:53,832
...واو

271
00:13:54,815 --> 00:13:55,903
.‫خب، بیاین شروع کنیم

272
00:13:56,841 --> 00:13:58,912
.‫من و ایچیکا از شاهدان احتمالی بازجویی می‌کنیم

273
00:13:59,841 --> 00:14:00,849
.باشه

274
00:14:00,858 --> 00:14:01,895
‫ریجی، تو و جیرو همین پایین بمونین

275
00:14:01,900 --> 00:14:04,825
.‫و ببینین راگو از اون روز چی یادش میاد

276
00:14:04,850 --> 00:14:05,842
.شرمنده، ولی نه

277
00:14:05,846 --> 00:14:06,829
هان؟

278
00:14:06,833 --> 00:14:08,817
.‫من ترجیح میدم با ایچیکا-سان کار کنم

279
00:14:08,850 --> 00:14:09,900
.‫رئیس، لطفاً جاتونو با من عوض کنین

280
00:14:10,825 --> 00:14:11,896
.خب، ما دیگه رفتیم

281
00:14:11,909 --> 00:14:14,826
.عالیه، منو کلاً به چپش گرفت

282
00:14:15,876 --> 00:14:17,876
.‫پس من و تو موندیم

283
00:14:19,851 --> 00:14:22,877
واقعاً فکر می‌کنی تنها گذاشتن اون دوتا فکر خوبیه؟

284
00:14:22,914 --> 00:14:26,856
.‫فکر می‌کنم بدون حضور ما، اوضاع بهتر پیش بره

285
00:14:27,827 --> 00:14:29,865
...دقیقاً توی همچین مواقعیه که پسرا باید بتونن

286
00:14:29,869 --> 00:14:31,836
.هرچی دارنو رو کنن

287
00:14:32,899 --> 00:14:34,849
!‫خب، من که قانع نشدم

288
00:14:34,878 --> 00:14:36,853
.می‌دونستم

289
00:14:37,870 --> 00:14:39,883
.‫این سنگ کوفتی حالمو به‌هم می‌زنه

290
00:14:39,912 --> 00:14:43,820
اصلاً چرا تو رو توی این مهروموم کردن؟

291
00:14:43,891 --> 00:14:44,904
.‫نمی‌دونم

292
00:14:45,833 --> 00:14:46,871
!سوال رو نپیچون

293
00:14:46,908 --> 00:14:48,879
چیزیه که نمی‌تونی درموردش حرف بزنی؟

294
00:14:49,900 --> 00:14:51,825
...‫من یادم

295
00:14:51,842 --> 00:14:52,825
‫هان؟

296
00:14:52,830 --> 00:14:53,913
!‫یادم نمیاد

297
00:14:54,834 --> 00:14:57,880
قبل از اینکه مهروموم بشم نه می‌دونم کجا بودم

298
00:14:57,884 --> 00:14:59,905
.و نه می‌دونم چیکار می‌کردم

299
00:15:00,830 --> 00:15:01,897
هوی، شوخیت گرفته؟

300
00:15:02,822 --> 00:15:03,856
...‫اگه سعی می‌کنی دروغ بگـ

301
00:15:03,860 --> 00:15:04,868
!‫من دروغ نمیگم

302
00:15:04,873 --> 00:15:07,844
آخه به تو دروغ بگم چی به من می‌رسه؟

303
00:15:07,864 --> 00:15:08,865
...‫ولی

304
00:15:08,869 --> 00:15:12,815
.‫فراموشی اونقدرها هم دور از ذهن نیست

305
00:15:12,840 --> 00:15:13,823
‫چی؟

306
00:15:13,869 --> 00:15:14,890
.‫قبلاً هم دیدم

307
00:15:14,894 --> 00:15:17,886
,‫مونونوکه‌هایی که مدت‌ها مهروموم بودن

308
00:15:18,820 --> 00:15:19,912
.‫و وقتی برگشتن گمراه و سایه‌ای از خودشون شدن

309
00:15:20,841 --> 00:15:21,870
‫منظورت چیه؟

310
00:15:21,887 --> 00:15:23,874
.‫الان وقتش نیست

311
00:15:23,891 --> 00:15:25,837
!خب زیر دیپلم توضیح بده

312
00:15:25,866 --> 00:15:28,871
...‫بعداً جزئیاتش رو توضیح میدم، فعلاً اصل مطلب اینه که

313
00:15:29,837 --> 00:15:31,879
،‫وقتی یه مونونوکه رو مهروموم می‌کنن

314
00:15:31,900 --> 00:15:36,876
.‫به عبارت دیگه مجبورش می‌کنن یه چیز دیگه رو تسخیر کنه

315
00:15:37,842 --> 00:15:41,905
.‫این تسخیر کردن به تمام انرژی‌ش نیاز داره

316
00:15:42,876 --> 00:15:44,872
‫تا حدی که یه مونونوکه قادر نیست

317
00:15:44,881 --> 00:15:46,827
.‫به تنهایی طلسم رو بشکنه

318
00:15:46,910 --> 00:15:48,827
،‫در شرایط عادی

319
00:15:48,831 --> 00:15:50,873
،‫مونونوکه‌ها موجودات زنده رو تسخیر می‌کنن و اونجا ساکن میشن

320
00:15:50,885 --> 00:15:53,852
.‫ولی مهروموم کردن مجبورشون می‌کنه اشیاء رو تسخیر کنن

321
00:15:54,815 --> 00:15:56,869
‫برای مونونوکه‌ها، تسخیر این اشیاء

322
00:15:56,874 --> 00:15:58,899
.‫برابره با زندان ابدی

323
00:15:59,824 --> 00:16:01,828
،‫و اگه اون شیء، ابسیدین مرگ باشه

324
00:16:01,853 --> 00:16:03,824
.‫مثل جهنم می‌مونه

325
00:16:03,853 --> 00:16:05,883
‫نمی‌تونن تکون بخورن، در تاریکی مطلق می‌مونن

326
00:16:05,899 --> 00:16:07,908
...‫و انرژی روحی‌شون کم‌کم تحلیل میره

327
00:16:08,879 --> 00:16:11,850
.‫این می‌تونه قرن‌ها ادامه پیدا کنه

328
00:16:12,825 --> 00:16:14,900
.‫هیچ مونونوکه‌ای نمی‌تونه بدون آسیب ازش بیرون بیاد

329
00:16:15,867 --> 00:16:18,830
،نمی‌دونیم راگو برای چه مدت مهروموم بوده

330
00:16:18,847 --> 00:16:19,876
،‫اما حدس می‌زنم

331
00:16:19,884 --> 00:16:22,826
.همینکه فقط فراموشی گرفته، ته خوش‌شانسیه

332
00:16:22,851 --> 00:16:25,881
.‫اما تمرکز روی گذشتۀ دور کمکی به ما نمی‌کنه

333
00:16:26,827 --> 00:16:28,893
.‫بهمون بگو، راگو

334
00:16:29,823 --> 00:16:30,889
...‫روزی که آزاد شدی

335
00:16:30,898 --> 00:16:33,898
‫چه اتفاقی اینجا افتاد، کی اینجا بود؟

336
00:16:35,844 --> 00:16:39,815
.‫تمام دوربین‌های امنیتی اونجا آسیب دیدن

337
00:16:39,840 --> 00:16:41,828
.من که کوفت نمی‌بینم

338
00:16:41,866 --> 00:16:44,866
.‫همه چیز عادیه، به جز این ده دقیقه

339
00:16:44,891 --> 00:16:47,829
.‫سیستم برق هیچ ناهنجاری‌ای رو نشون نداد

340
00:16:47,854 --> 00:16:49,845
.‫حتماً یه مانع روحی بوده

341
00:16:49,854 --> 00:16:50,891
کی اون موقع شیفت بوده؟

342
00:16:51,833 --> 00:16:52,908
.‫دو نفر شیفت شب بودن

343
00:16:53,842 --> 00:16:55,896
،وقتی متوجه سروصدا شدن و رفتن پایین

344
00:16:55,909 --> 00:16:57,909
.کسی رو ندیدن

345
00:17:01,868 --> 00:17:04,880
.خب، چیز زیادی دست‌گیرمون نشد

346
00:17:07,893 --> 00:17:11,877
،‫شاید در مورد سرنخ‌های جدید ناموفق بودیم

347
00:17:12,823 --> 00:17:14,881
.‫اما صحنهٔ جرم حس عجیبی بهم میده

348
00:17:15,856 --> 00:17:16,907
‫رئیس؟

349
00:17:17,882 --> 00:17:19,882
.‫آره، منم متوجه نمیشم

350
00:17:19,907 --> 00:17:21,907
.‫چی؟ اوه، آره

351
00:17:22,836 --> 00:17:24,857
.‫خب دیگه، بریم پیش بقیه

352
00:17:26,862 --> 00:17:29,849
،‫اولش سرمای سنگ بود

353
00:17:29,887 --> 00:17:32,846
.‫بعدش هوای مونده و کپک‌زده

354
00:17:32,875 --> 00:17:35,858
‫آخرش یه نور ضعیف

355
00:17:35,867 --> 00:17:38,859
.‫همراه چند هالۀ روحی قابل تشخیص

356
00:17:38,913 --> 00:17:41,855
،‫تونستم چشمامو یه‌کم باز کنم

357
00:17:41,872 --> 00:17:43,884
و دیدم مونونوکه‌ها دورمن

358
00:17:43,888 --> 00:17:45,909
.‫و یه لوح نورانی عجیب تو تاریکی دست‌شونه

359
00:17:46,835 --> 00:17:48,910
.‫خیلی وقته همو ندیدیم، راگو

360
00:17:49,839 --> 00:17:50,881
‫لوح نورانی؟

361
00:17:50,893 --> 00:17:52,906
.‫داشته از طریق یه تبلت حرف می‌زده

362
00:17:53,835 --> 00:17:55,860
.‫احتمالاً رهبرشون بود

363
00:17:55,877 --> 00:17:58,861
.اصلاً نمی‌شناختمش

364
00:17:59,840 --> 00:18:01,882
.‫از وقتی رفتی اوضاع خیلی عوض شده

365
00:18:01,911 --> 00:18:04,891
،‫ما مونونوکه‌ها با بدبختی زنده موندیم

366
00:18:04,895 --> 00:18:06,866
.‫ولی آینده نامعلومه

367
00:18:06,903 --> 00:18:08,841
!‫راگو

368
00:18:08,845 --> 00:18:11,850
.‫ای ستارۀ سیاه شوم و بلعندۀ خورشید

369
00:18:11,858 --> 00:18:15,825
.‫از خواب طولانی بیدار شو و قدرت‌تو به ما بده

370
00:18:15,896 --> 00:18:20,863
.‫بذار شرافتمون رو به عنوان مونونوکه پس بگیریم

371
00:18:20,909 --> 00:18:23,905
‫قدرت مونونوکه‌‌ای‌مونو نشون بدیم

372
00:18:24,834 --> 00:18:26,914
،‫نه فقط به اون آدم‌های عادی و حقیر

373
00:18:27,839 --> 00:18:30,826
.‫بلکه به ادارۀ اطلاعات، یعنی دشمنای قسم‌خورده‌مون

374
00:18:31,868 --> 00:18:32,898
،‫گفتم بره به جهنم

375
00:18:32,902 --> 00:18:34,894
،‫و وقتی اون عوضی با نور غیب شد

376
00:18:34,902 --> 00:18:37,865
.‫منم از فرصت استفاده کردم و فرار کردم

377
00:18:37,894 --> 00:18:39,911
.تحت تاثیر این داستان فرار قرار گرفتم

378
00:18:40,836 --> 00:18:43,819
.‫هه، اونا با بقیه‌تون فرقی نداشتن

379
00:18:43,836 --> 00:18:45,890
.‫همه‌تون قدرت منو دست‌کم می‌گیرین

380
00:18:46,836 --> 00:18:49,862
.خب ظاهراً تهشم کوفت گیرمون نیومد و هیچی نفهمیدیم

381
00:18:49,883 --> 00:18:51,829
.من که ‫بهت گفتم

382
00:18:51,866 --> 00:18:56,816
.‫نه، ما در واقع 3 چیز مهم رو یاد گرفتیم

383
00:18:56,858 --> 00:18:57,892
...‫اول از همه

384
00:18:58,829 --> 00:19:01,892
.‫گروهی که تو رو آزاد کردن، بلدن چطور این مهر رو بشکنن

385
00:19:02,821 --> 00:19:03,892
.‫بعد اون مرد توی تبلت

386
00:19:03,905 --> 00:19:06,913
.‫اون باید راگو رو از قبل از مهروموم شدن بشناسه

387
00:19:07,834 --> 00:19:08,868
.‫این مورد دومه

388
00:19:08,914 --> 00:19:10,839
...‫مورد سوم

389
00:19:10,885 --> 00:19:12,818
:‫دشمن ما هدف مشخصی داره

390
00:19:12,822 --> 00:19:14,843
.‫انتقام گرفتن از بشریت و ادارۀ اطلاعات

391
00:19:14,877 --> 00:19:15,893
‫انتقام؟

392
00:19:16,818 --> 00:19:17,869
،‫نمی‌تونم با اطمینان بگم

393
00:19:17,877 --> 00:19:20,819
...‫اما هر چیزی که باعث شد به عنوان «دشمنان قسم‌خورده» توصیف کنه

394
00:19:20,823 --> 00:19:22,832
.‫صبر کن. وایسا، وایسا

395
00:19:22,857 --> 00:19:25,836
.‫ببخشید، اینا یه‌کم زیاد شد

396
00:19:25,861 --> 00:19:26,845
‫چی؟

397
00:19:26,853 --> 00:19:29,836
،‫داری این همه اطلاعات رو می‌ریزی توی حلقم

398
00:19:29,841 --> 00:19:31,820
.‫نمی‌تونم هضم‌شون کنم

399
00:19:31,845 --> 00:19:32,870
...واقعاً که

400
00:19:32,895 --> 00:19:36,846
.‫اما خب، به لطف تو، فکر می‌کنم دارم کم‌کم می‌فهمم

401
00:19:36,875 --> 00:19:38,883
،منم که با راگو یکی شدم

402
00:19:38,887 --> 00:19:40,913
.‫و دشمن می‌دونه چطور این کارو خنثی کنه

403
00:19:41,867 --> 00:19:43,863
،‫راگو فراموشی گرفته

404
00:19:43,871 --> 00:19:45,909
.و می‌دونیم دشمن از خیلی قبل هم اونو می‌شناخته

405
00:19:46,867 --> 00:19:48,859
.‫دقیقاً می‌دونم باید چیکار کنم

406
00:19:49,838 --> 00:19:51,835
.‫خودم این خرابکاری رو درست می‌کنم

407
00:19:51,851 --> 00:19:53,897
!‫فقط باید هرکی که سر راهم میاد رو لت و پار کنم

408
00:19:54,822 --> 00:19:55,822
،‫اگه خودشون نیان

409
00:19:55,827 --> 00:19:56,885
!میفتم دنبال‌شون و کارشونو می‌سازم

410
00:19:57,823 --> 00:20:00,910
!‫اون وقت همه چیزو بهمون میگن، و مشکل حل میشه

411
00:20:01,844 --> 00:20:03,886
‫نظرت چیه؟ عالی نیست؟

412
00:20:05,898 --> 00:20:08,820
...‫تو واقعاً تو یه سطح دیگه‌ای

413
00:20:08,832 --> 00:20:10,820
!‫منظورم اینه که خیلی خیلی بی‌مصرفی

414
00:20:10,824 --> 00:20:11,887
‫دلیل اینکه داریم تحقیق می‌کنیم اینه که

415
00:20:11,891 --> 00:20:12,903
!‫نمی‌دونیم طرف کیه

416
00:20:12,912 --> 00:20:15,895
!‫چی؟! خب، دیر یا زود می‌فهمیم

417
00:20:15,904 --> 00:20:16,908
چطوری دقیقاً؟

418
00:20:16,912 --> 00:20:18,912
.می‌زنیم‌شون، بعد هرچی که بدونن رو بهمون میگن

419
00:20:19,816 --> 00:20:21,846
تو کلۀ پوکت مغز هم داری؟

420
00:20:21,867 --> 00:20:23,821
!روشِ تو مارو به فنا میده

421
00:20:23,829 --> 00:20:25,884
!تو بیش از حد فکر می‌کنی. مشکل تو همینه

422
00:20:29,830 --> 00:20:30,834
‫اون کیه؟

423
00:20:30,863 --> 00:20:32,834
‫یه غیرنظامی چطور سر از اینجا درآورده؟

424
00:20:35,881 --> 00:20:37,885
‫همونی نیست که دور و بر معبد می‌پلکید؟

425
00:20:38,827 --> 00:20:39,860
.‫بالاخره

426
00:20:41,869 --> 00:20:43,881
.‫ منتظر این لحظه بودم، راگو

427
00:20:47,848 --> 00:20:50,820
.‫لعنتی، به نظر میاد چند تا پشه سر راهم سبز شدن

428
00:20:50,878 --> 00:20:53,870
،نمی‌ذارم دوباره تجدید دیدارمونو خراب کنن

429
00:20:53,895 --> 00:20:54,895
!آشغالا

430
00:20:55,820 --> 00:20:57,820
.‫مراقب باش، جیرو

431
00:20:57,841 --> 00:20:59,870
پس یارو یه مونونوکه‌ست،‌ ها؟

432
00:20:59,912 --> 00:21:02,821
!دیدی؟ گفتم که میان

433
00:21:02,850 --> 00:21:04,871
.‫احمق، الان وقتشه خفه شی

434
00:21:04,909 --> 00:21:08,871
.‫البته قبول دارم، سرنخ امیدوارکننده‌ایه

435
00:21:09,821 --> 00:21:10,847
!‫بزن بریم، جیرو

436
00:21:10,884 --> 00:21:12,897
کی گفته تو رئیسی؟

437
00:21:13,834 --> 00:21:15,822
.الان وقت خیلی خوبیه

438
00:21:15,880 --> 00:21:18,872
.‫دلم می‌خواست این لباس‌ جدیدا رو امتحان کنم

439
00:21:19,856 --> 00:21:22,823
...‫وقتشه همه‌چیو بهم بپیچیم

440
00:21:23,840 --> 00:21:25,848
!اینم از اولین ماموریتمون

441
00:21:25,881 --> 00:21:28,823
.‫ها، شما احمقا آشغالین

442
00:21:28,853 --> 00:21:30,874
‫هی، این دیگه چیه؟

443
00:21:31,832 --> 00:21:32,874
.پیدامون کردن

444
00:21:33,816 --> 00:21:35,887
.‫یه حصاره. خیلی هم قویه

445
00:21:36,853 --> 00:21:37,899
حالا چیکار کنیم؟

446
00:21:37,903 --> 00:21:39,874
!‫اینجوری که نمی‌تونیم وارد بشیم

447
00:21:40,895 --> 00:21:42,875
...‫باید یه کاری بکنیم وگرنه اون دو تا

448
00:21:43,896 --> 00:21:46,879
میشه بپرسم معنی اینا چیه، شیبا؟

449
00:21:47,904 --> 00:21:50,817
.‫چقدر به‌موقع اومدی

450
00:21:50,855 --> 00:21:51,876
...‫هرچند هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم

451
00:21:52,822 --> 00:21:54,884
،‫ که به ما افتخار بدی

452
00:21:54,897 --> 00:21:56,876
،‫خانم رئیس بخش عملیات ویژه ۱

453
00:21:56,901 --> 00:21:59,851
.کوسومی توکو

454
00:21:59,881 --> 00:22:00,910
...ای بابا

455
00:22:01,818 --> 00:22:03,881
...‫فکر می‌کردم که یه پسر خوبم که برای خوش‌شانسی دعا می‌کنه

456
00:22:03,902 --> 00:22:07,827
.ولی ماموریت اولمون قراره حسابی جالب بشه

457
00:22:09,913 --> 00:22:17,876

