﻿1
00:01:30,548 --> 00:01:33,551
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

2
00:01:35,595 --> 00:01:38,556
‫چت شده، لی‌هاکو. تمرکز کن!

3
00:01:38,556 --> 00:01:40,600
‫آه، شرمنده.

4
00:01:42,519 --> 00:01:48,525
‫نظافت؟!
‫لازم نیست تو این‌کارو بکنی، ‫می‌تونی از کس دیگه‌ای بخوای

5
00:01:48,525 --> 00:01:52,612
‫اگه از کس دیگه‌ای بخوایم، و اون دارو رو عوض کنه، چی؟

6
00:01:54,531 --> 00:01:58,535
‫یه طبیب توی داروخونه‌ی دربار بود که...

7
00:01:58,535 --> 00:02:02,539
‫به‌خاطر مدیریت نامناسب داروها، برای مجازات از دستمزدش کسر شد.

8
00:02:05,542 --> 00:02:10,547
‫باید تا رطوبت بالا نرفته، اینجا رو تر و تمیز کنیم.

9
00:02:10,588 --> 00:02:11,589
‫بله...

10
00:02:21,516 --> 00:02:22,600
‫بالأخره می‌تونیم یه دل سیر استراحت کنیم.

11
00:02:23,560 --> 00:02:26,604
‫همیشه وقتی خسته‌ای،‌ شیرینی می‌چسبه!

12
00:02:26,604 --> 00:02:30,525
‫این یارو حتماً بچه‌ی یه خانواده‌ی مایه‌داره.

13
00:02:30,525 --> 00:02:33,570
‫الان فصل سیب‌زمینی‌های شیرین نیست،

14
00:02:34,487 --> 00:02:36,531
‫و از کاغذ به‌عنوان ظرف استفاده می‌کنه، انگار که کاملاً عادیه...

15
00:02:36,573 --> 00:02:37,574
‫هوم؟

16
00:02:38,575 --> 00:02:40,577
‫عجب کاغذ خوبیه.

17
00:02:40,577 --> 00:02:42,579
‫اوه، متوجه شدی؟

18
00:02:42,579 --> 00:02:46,499
‫خانواده‌ی من سرپرست تولید این کاغذ توی روستامونه.

19
00:02:46,583 --> 00:02:49,544
‫ما تأمین‌کننده‌ی کاخیم.

20
00:02:49,586 --> 00:02:50,587
‫محشره، نه؟

21
00:02:50,587 --> 00:02:52,589
‫جداً محشره.

22
00:02:52,589 --> 00:02:56,509
‫موندم که به حساب آشنا بودن می‌تونم تخفیف بگیرم.

23
00:02:56,551 --> 00:03:00,555
‫ما درگذشته با تولید بیشتر، سودهای کلانی می‌کردیم.

24
00:03:03,516 --> 00:03:05,518
‫به کشورهای دیگه هم صادر می‌کردیم.

25
00:03:05,602 --> 00:03:10,565
‫وقتی بچه بودم، خانواده‌م هر تنقلاتی که می‌خواستم برام می‌خریدن.

26
00:03:11,524 --> 00:03:16,529
‫ولی وقتی‌ که ملکه مادر پیشین قطع درختان رو قدغن کرد،

27
00:03:16,529 --> 00:03:18,573
‫رفته به رفته در کسب‌وکارمون پس‌رفت کردیم.

28
00:03:18,615 --> 00:03:23,536
‫شروع به استفاده از مواد جایگزین کردیم،
‫و این باعث افت کیفیت محصول شد.

29
00:03:23,536 --> 00:03:26,539
‫خانواده‌م مسئولیتشو گردن گرفت.

30
00:03:26,581 --> 00:03:30,543
‫از اونجایی که دیگه آه در بساط نداشتیم،
‫خواهر بزرگم به کاخ رفت.

31
00:03:30,585 --> 00:03:35,590
‫وقتی خواهر کوچیکم گفت که اون هم میره،
من داوطلب شدم که به‌جاش بیام.

32
00:03:36,549 --> 00:03:39,594
‫اینطوری بودن کمتر باب بود و بیشتر می‌ارزید.

33
00:03:40,553 --> 00:03:44,515
‫البته، هیچ‌وقت نتونستم خواهر بزرگم رو ببینم.

34
00:03:44,515 --> 00:03:47,602
‫هوم. بیشتر از چیزی که انتظار داشتم سرد و گرم چشیده.

35
00:03:58,571 --> 00:04:01,532
‫شرمنده مزاحم می‌شم. اومدم نظافت رو ادامه بدم.

36
00:04:01,532 --> 00:04:02,617
‫آه، خانم کوچولو.

37
00:04:06,537 --> 00:04:07,622
‫خواهر کوچیکم یه نامه برام فرستاده.

38
00:04:07,622 --> 00:04:11,584
‫ممکنه دیگه خانواده‌ی ما تأمین‌کننده‌ی کاخ نباشه.

39
00:04:11,584 --> 00:04:16,547
‫این واقعاً در حد کیفیت کاخ نیست.

40
00:04:16,547 --> 00:04:21,552
‫از حیث فروش که نگاه کنی، از دست دادنِ
‫موقعیت تأمین‌کنندگی مسئله‌ی مهمی محسوب می‌شه.

41
00:04:21,552 --> 00:04:23,513
‫یعنی چرا؟

42
00:04:23,513 --> 00:04:27,558
‫همین تازگی‌ها بهم گفتن که راهی برای تولید بیشتر کاغذ پیدا کردن.

43
00:04:27,600 --> 00:04:32,563
‫تولید بیشتر؟ از سر و ته‌ش زدن؟

44
00:04:32,563 --> 00:04:37,527
‫البته که نه! شروع به استفاده از گاوهای نر
برای کارهای پرمشقت کردن.

45
00:04:38,528 --> 00:04:41,572
‫مواد اولیه یا روند تولید رو تغییر ندادن...

46
00:04:42,532 --> 00:04:44,575
‫گمونم الان وقت نظافت نیست.

47
00:04:45,535 --> 00:04:48,579
‫در مقایسه با کالاهای نامرغوبی که همه‌جا فروخته می‌شه،

48
00:04:48,579 --> 00:04:54,585
‫این اصلاً ناخالصی‌ نداره، الیاف به‌طور یک‌نواخت
‫له شده و از نظر ضخامت یک‌دست‌ئه.

49
00:04:54,585 --> 00:04:57,547
‫تنها مشکلش، سائیدگی سطح و...

50
00:04:59,549 --> 00:05:00,550
‫استحکامشه!

51
00:05:01,551 --> 00:05:03,553
‫این روند تغییر نیافته دقیقاً به چه صورته؟

52
00:05:03,553 --> 00:05:06,514
‫درست مثل شیوه‌ی عادی تولید کاغذ.

53
00:05:06,514 --> 00:05:11,519
‫ولی البته، خانواده‌ی ما روش خاصی برای
‫له کردن مواد اولیه و ایجاد چسب داره...

54
00:05:11,519 --> 00:05:13,521
‫آه، ولی یه رازه.

55
00:05:13,563 --> 00:05:16,524
‫پس در این‌مورد دهن‌لق نیست.

56
00:05:17,525 --> 00:05:19,569
‫به آب توجه خاصی می‌شه؟

57
00:05:19,569 --> 00:05:25,533
‫بله. ما آب بهاره‌ی ذخیره‌شده به کار می‌بریم
‫تا چسب رو کاملاً سفت کنیم.

58
00:05:25,533 --> 00:05:27,577
‫برای کنترل رطوبته، ولی...

59
00:05:28,536 --> 00:05:30,538
‫بقیه‌ش رازه.

60
00:05:30,580 --> 00:05:34,584
‫گاوهای نر، آب‌های بهاره ذخیره‌شده...

61
00:05:40,548 --> 00:05:44,552
‫از آب برنج پخته‌شده برای چسب استفاده می‌کنین؟

62
00:05:44,552 --> 00:05:47,555
‫نه، قاعدتاً از آرد گندم استفاده می‌کنیم.

63
00:05:47,597 --> 00:05:50,558
‫وگرنه، در فرآیند سفت شدن... آه!

64
00:05:51,559 --> 00:05:54,562
‫خانم کوچولو، لطفاً حرفی که زدمو نشنیده بگیر، باشه؟!

65
00:05:54,562 --> 00:05:55,521
‫چشم.

66
00:05:56,564 --> 00:05:59,525
‫خب، گاوهای نر رو کجا نگه‌داری می‌کنین؟

67
00:05:59,567 --> 00:06:02,570
‫چیزی در این‌مورد نمی‌دونم.

68
00:06:02,570 --> 00:06:03,571
‫که اینطور.

69
00:06:07,575 --> 00:06:09,494
‫حریرۀ کودزو؟

70
00:06:12,538 --> 00:06:15,541
‫خانم کوچولو، نسبت‌ها رو درست درنیاوردی.

71
00:06:15,583 --> 00:06:18,544
‫توی فنجون گیر کرده و نوشیدنش سخته.

72
00:06:18,586 --> 00:06:23,508
‫عذر می‌خوام. بهتون نشون می‌دم که چطوری می‌شه راحت‌تر نوشیدش.

73
00:06:23,508 --> 00:06:24,592
‫می‌تونین کاری که می‌کنم رو تکرار کنین؟

74
00:06:29,514 --> 00:06:32,558
‫این‌طوری، قاشق رو بیارین و قاطیش کنین.

75
00:06:32,558 --> 00:06:34,560
‫به‌نظر دور از ادب میاد.

76
00:06:41,567 --> 00:06:44,570
‫عه، دیگه چسبناک نیست.

77
00:06:45,530 --> 00:06:46,531
‫مگه نه؟

78
00:06:46,572 --> 00:06:50,535
‫حریرۀ کودزه نوعی چسب به حساب نمیاد؟

79
00:06:50,535 --> 00:06:53,579
‫هوم، گمونم همین‌طوره.

80
00:06:53,579 --> 00:06:57,583
‫شاید وقتی بزاق رو با چسب هم ترکیب کنی، باعث کاهش چسبندگی‌ش بشه.

81
00:06:58,543 --> 00:06:59,585
‫دقیقاً.

82
00:07:01,504 --> 00:07:02,547
‫دقیقاً چی؟

83
00:07:03,548 --> 00:07:04,590
‫این حکیم تقلبی واقعاً دوزاریش کجه.

84
00:07:05,591 --> 00:07:10,555
‫گاوهای نر بزاق زیادی توی دهن‌شون دارن.

85
00:07:11,514 --> 00:07:15,601
‫شاید بهتره بررسی کنین و ببینین اون گاوهای نر از کجا آب می‌نوشن.

86
00:07:18,521 --> 00:07:20,606
‫باید به خواهرم یه نامه بفرستم!

87
00:07:22,567 --> 00:07:24,569
‫من دیگه رفع زحمت می‌کنم.

88
00:07:29,615 --> 00:07:31,576
‫من برگشتم.

89
00:07:31,576 --> 00:07:33,536
‫آه، مائومائو.

90
00:07:33,578 --> 00:07:36,581
‫یه ‌نفر پیغام فرستاده که فوراً باید خودتو برسونی.

91
00:07:37,582 --> 00:07:39,542
‫کجا باید برم؟

92
00:07:40,585 --> 00:07:43,588
‫آزاد کردن یه نفر چقدر خرج برمی‌داره؟

93
00:07:45,590 --> 00:07:48,593
‫منو باش که فکر می‌کردم قضیه‌ی سوئیری‌ـه...

94
00:07:48,593 --> 00:07:50,511
‫الحق که یه سگ منگله.

95
00:07:50,511 --> 00:07:52,513
‫گوش کن ببین چی می‌گم، خانم کوچولو!

96
00:07:52,513 --> 00:07:53,598
‫اون‌روز توی خانه‌ی یشم،

97
00:07:53,598 --> 00:07:56,601
‫شایعاتی حول اینکه آزادی یکی از سه شاهدخت داره خریده می‌شه، شنیدم!

98
00:07:57,518 --> 00:08:00,605
‫پس به‌خاطر پایرین نه-چان داره حرص و جوش می‌خوره.

99
00:08:01,564 --> 00:08:03,524
‫والا قیمتش بستگی داره.

100
00:08:03,524 --> 00:08:04,567
‫تهشو بهم بگو.

101
00:08:04,567 --> 00:08:09,530
‫متوجه‌م. لطفاً این هم در نظر داشته باشید که بازار خیلی نوسان داره،

102
00:08:09,530 --> 00:08:10,615
‫بنابرین این صرفاً یه قیمت تقریبیه.

103
00:08:10,615 --> 00:08:12,575
‫صاف و صادقانه بهم بگو.

104
00:08:13,576 --> 00:08:14,535
‫چه‌قدر می‌شه؟

105
00:08:15,536 --> 00:08:17,538
‫از اون سخت‌هاشه.

106
00:08:17,580 --> 00:08:24,587
‫هزینه‌ی خورد و خوراک یک نفر بستگی به کیفیت کارش توی تمیزکاری داره.

107
00:08:27,173 --> 00:08:33,137
‫اگه کسی بخواد پایرین نه-چان رو ببره،
‫دوتا کاندید داریم که از دوستان قدیمی‌مون هستن.

108
00:08:34,096 --> 00:08:35,181
‫د ـ‌ دوتا...

109
00:08:36,098 --> 00:08:39,101
‫یکی‌شون یه تاجر ثروتمنده،

110
00:08:39,143 --> 00:08:43,147
‫یه مرد مسن خوش‌مشرب که وقتی
‫خانه‌ی یشم اوضاع بدی داشت هم بهمون سر می‌زد.

111
00:08:43,314 --> 00:08:48,402
‫فکر کردن به زندگی‌ای که بعدش دارن... هیچ‌کدومشون... همم.

112
00:08:48,402 --> 00:08:50,404
‫خستگی؟ منظورت چیه؟

113
00:08:52,031 --> 00:08:53,032
‫ولی؟

114
00:08:54,033 --> 00:08:59,038
‫قبل از اینکه پدرم منو به فرزندی قبول کنه، کسایی که
‫توی خانه‌ی یشم ازم مراقبت می‌کردن...

115
00:08:59,080 --> 00:09:01,123
‫ننه‌جون و سه‌تا شاهدخت بودن.

116
00:09:04,210 --> 00:09:10,299
‫اون قطعاً یه زن عجیبه، ولی به همون اندازه هم حس مادرانه داره.

117
00:09:11,259 --> 00:09:13,261
‫ولی، چی؟

118
00:09:17,223 --> 00:09:22,228
‫لی‌هاکو-ساما می‌دونه که نه-چان
‫زن مستقلیه و بازم عاشقشه.

119
00:09:22,228 --> 00:09:25,231
‫شاید شبیه یه سگ منگل باشه،
ولی آدم صادق و سخت‌کوشی به‌نظر میاد.

120
00:09:25,231 --> 00:09:29,277
‫تلاشش برای ارتقاء درجه به‌خاطر اون
‫قابل تحسینه، حتی اگه احمقانه باشه.

121
00:09:30,236 --> 00:09:32,280
‫مهم‌تر از همه، اون استقامت شگفت‌انگیزی داره.

122
00:09:32,405 --> 00:09:33,406
‫همم.

123
00:09:35,408 --> 00:09:38,369
‫با تمام این تفاسیر، انتخاب بدی از آب درنمیاد.

124
00:09:39,328 --> 00:09:43,332
‫لی‌هاکو-ساما، می‌تونم بپرسم چه‌قدر حقوق می‌گیرید؟

125
00:09:43,332 --> 00:09:45,376
‫چی شد یهویی اینو پرسیدی؟

126
00:09:45,376 --> 00:09:47,378
‫شاید سالی ۸۰۰ سکه‌ی نقره؟

127
00:09:47,378 --> 00:09:49,338
‫هوی، هوی.

128
00:09:49,338 --> 00:09:50,339
‫پس شاید ۱۲۰۰ تا؟

129
00:09:51,340 --> 00:09:53,426
‫پس تقریباً سالی ۱۰۰۰ سکه‌ی نقره یا همین حدودها.

130
00:09:54,343 --> 00:09:55,386
‫کافی نیست؟

131
00:09:55,386 --> 00:09:56,345
‫متأسفانه نه.

132
00:09:56,387 --> 00:09:59,348
باید دست‌کم ۱۰،۰۰۰ تایی داشته باشی.

133
00:10:00,349 --> 00:10:01,392
‫د ـ ده‌هزارتا؟

134
00:10:02,351 --> 00:10:04,395
‫امرار معاش حداقل ۴۰۰ سکه خرج برمی‌داره.

135
00:10:04,395 --> 00:10:10,318
‫برای اینجا بودن حداقل ۱۰،۰۰۰ تا نقره لازمه.

136
00:10:11,402 --> 00:10:12,403
‫ده‌هزارتا...

137
00:10:14,322 --> 00:10:17,366
‫می‌گم... فرض کنیم من این پولو از یه‌جایی جور کردم.

138
00:10:17,366 --> 00:10:19,410
‫فکر می‌کنی از پسش بربیام؟

139
00:10:20,328 --> 00:10:24,373
‫منظورتون اینه؛ فکر می‌کنم چه‌قدر
‫احتمال داره که موفق نشین؟

140
00:10:28,377 --> 00:10:30,338
‫چاره‌ای نیست گمونم.

141
00:10:31,380 --> 00:10:34,425
‫لی‌هاکو-ساما، می‌شه بیاید اینجا؟

142
00:10:36,344 --> 00:10:38,387
‫اگه بیام، احتمال اینکه رد بشم کم‌تر می‌شه؟

143
00:10:38,387 --> 00:10:42,433
‫یه‌چیزی که ازش مطمئنم، نوع رفتاریه که پایرین نه-چان می‌پسنده.

144
00:10:44,352 --> 00:10:45,311
‫باشه پس.

145
00:10:49,357 --> 00:10:50,399
‫بفرمایین، لطفاً.

146
00:10:51,359 --> 00:10:52,360
اینجا؟

147
00:10:52,360 --> 00:10:53,402
‫بله، اینجا.

148
00:10:54,362 --> 00:10:59,367
‫بعدش می‌شه کمی از خودتون بگین؟

149
00:11:01,327 --> 00:11:02,370
‫چی بگم؟

150
00:11:02,411 --> 00:11:08,417
‫پایرین نه-چان سخت‌پسند نیست، ولی یه توقعاتی هم داره.

151
00:11:08,417 --> 00:11:11,379
‫همم،‌ بدک هم نیست...

152
00:11:11,420 --> 00:11:15,341
‫بعدش، از زندگیتون بگین.

153
00:11:15,424 --> 00:11:16,425
زندگیم؟

154
00:11:18,386 --> 00:11:21,389
‫مثل هر نظامی کاردرستی، اونم زندگی سختی داشته.

155
00:11:22,348 --> 00:11:24,392
و شکی بر اون نیست

156
00:11:25,351 --> 00:11:27,353
‫شاید یه شانسی داشته باشه.

157
00:11:30,147 --> 00:11:34,151
‫شما دوتا... دارید چه غلطی می‌کنید؟

158
00:11:34,193 --> 00:11:38,114
‫درود و عرض ادب، جینشی-ساما.

159
00:11:41,200 --> 00:11:44,203
‫دقیقاً چه برنامه‌ای داشتی؟

160
00:11:44,203 --> 00:11:47,206
‫آدمای زیبا وقتی عصبانی می‌شن خیلی ترسناکن.

161
00:11:48,165 --> 00:11:51,127
‫می‌فرمایید، چه برنامه‌ای؟

162
00:11:51,127 --> 00:11:54,171
‫خب، بابت اظهار نظرم در مورد یه موضوعی احضار شدم.

163
00:11:54,171 --> 00:11:57,133
‫چرا اون مرد اون‌طوری شده بود؟

164
00:11:57,133 --> 00:11:59,093
‫هیچ داستان عجیبی در جریان نبود.

165
00:11:59,135 --> 00:12:00,219
‫فقط داشتم بررسیش می‌کردم.

166
00:12:03,139 --> 00:12:06,183
 بررسیش می‌کردی؟

167
00:12:06,183 --> 00:12:09,103
‫بله.

168
00:12:09,103 --> 00:12:10,146
‫بابت چی؟

169
00:12:10,146 --> 00:12:12,148
‫می‌فرمایید، بابت چی؟

170
00:12:12,189 --> 00:12:14,191
‫تا ببینم به‌اندازه‌ی کافی خوب هست یا نه.

171
00:12:14,191 --> 00:12:17,153
‫چه راهی بهتر از اینکه خودم بررسیش کنم وجود داره؟

172
00:12:17,153 --> 00:12:19,155
‫گفتی که ببینی «به‌اندازه‌ی کافی خوبه»؟

173
00:12:19,196 --> 00:12:24,118
‫بله. اخلاقیات تنها بخشی از چیزیه که
یه شخص رو تعریف می‌کنه،

174
00:12:24,118 --> 00:12:26,162
‫اما مناسبِ ذائقه‌ی یه شخص بودن خودش همیشه یه مزیته.

175
00:12:28,873 --> 00:12:33,836
‫خب، نظرت در مورد اون چیه؟

176
00:12:33,878 --> 00:12:36,881
بد نبود.

177
00:12:36,881 --> 00:12:41,844
‫به‌نظر می‌رسه آدم سخت‌کوشی باشه که با پشت‌کار تمرین می‌کنه.

178
00:12:41,844 --> 00:12:44,889
‫حدس می‌زنم حتی در مقایسه با
‫سایر مردهای نظامی هم جنگجوی ماهری باشه.

179
00:12:45,890 --> 00:12:49,894
‫فقط با همین اطلاعات کم میتونی از شخصیتش سر دربیاری؟

180
00:12:50,895 --> 00:12:54,899
‫ظاهر یه نفر به‌طور خیلی دقیقی منعکس‌کننده‌ی
‫روتین روزانه‌ی اون فرده.

181
00:12:54,899 --> 00:12:59,820
‫به عنوان یه داروساز، کم پیش نمیاد مشتری‌هایی به
‫ تورمون بخورن که زیاد در مورد خودشون بهمون نمی‌گن.

182
00:12:59,820 --> 00:13:01,822
‫پس کار ایجاب می‌کنه تا یاد بگیرم.

183
00:13:02,823 --> 00:13:05,868
‫می‌تونی درباره‌ی منم بگی؟

184
00:13:05,868 --> 00:13:06,827
‫ها؟

185
00:13:06,911 --> 00:13:10,873
‫وایسا ببینم، الان به لی‌هاکو-ساما حسودیش شده؟

186
00:13:10,873 --> 00:13:12,875
‫این پسره رسماً تو کت نروـه.

187
00:13:13,876 --> 00:13:16,879
‫فقط می‌خواد پُز بده ـده ـده...

188
00:13:17,838 --> 00:13:20,841
‫خودم می‌دونم که اون چجوریه.

189
00:13:20,841 --> 00:13:23,844
‫یه‌کم جا خوردم که چطور انقدر مسلطه.

190
00:13:23,886 --> 00:13:24,887
‫اما...

191
00:13:25,846 --> 00:13:29,850
‫جینشی-ساما دلیلی نداره بخوایم از شما چیزی بفهمیم.

192
00:13:30,893 --> 00:13:36,857
‫متأسفانه فکر نمی‌کنم شما زیاد با خواهر من کنار بیاین جینشی-ساما.

193
00:13:36,857 --> 00:13:37,817
‫ها؟!

194
00:13:40,861 --> 00:13:44,907
‫اینطوری که من دارم وقت هدر می‌دم، ممکنه پایرین رو بدن بره.

195
00:13:45,825 --> 00:13:49,870
‫ولی هنوز کاری از من... برنمیاد.

196
00:13:53,833 --> 00:13:54,875
‫پایرین...

197
00:13:57,837 --> 00:13:58,838
‫هوممم؟

198
00:14:01,841 --> 00:14:03,843
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

199
00:14:03,884 --> 00:14:06,846
اشتباه نکنم جینشی بود دیگه؟

200
00:14:06,846 --> 00:14:09,849
‫می‌گن سوگلیه...

201
00:14:10,808 --> 00:14:13,811
‫ممنون که اون روز از خدمتکار من پذیرایی کردی.

202
00:14:13,894 --> 00:14:16,814
‫نه... قابلی نداشت...

203
00:14:16,814 --> 00:14:20,818
‫شنیدم در حال حاضر به لحاظ عاطفی دنبال شخصی هستی.

204
00:14:21,902 --> 00:14:24,905
نکنه اون دختره دهن‌لقی کرده؟

205
00:14:25,865 --> 00:14:28,826
برای همین اینطوری واسه‌م می‌خنده؟

206
00:14:29,869 --> 00:14:36,834
‫با این سن کم، مقام بالاش و اینکه همه زیباترین آدم کل کشور صداش می‌زنن،

207
00:14:36,834 --> 00:14:39,837
‫این کار براش باید یه‌طور شوخی باشه.

208
00:14:40,880 --> 00:14:42,840
‫برام مهم نیست منو دست بگیره.

209
00:14:42,923 --> 00:14:46,886
‫اما اگه به پایرین توهینی بکنه، کلاهمون می‌ره تو هم.

210
00:14:47,845 --> 00:14:49,889
‫اگه بهش توهین کنه...

211
00:14:49,889 --> 00:14:50,848
‫بیست‌هزار تا.

212
00:14:51,891 --> 00:14:55,895
‫نظرت چیه من مبلغ لازم رو بهت بدم؟

213
00:14:59,857 --> 00:15:01,901
‫منظورتون از این حرف چیه؟

214
00:15:01,901 --> 00:15:03,819
‫دقیقاً همینی که گفتم.

215
00:15:09,825 --> 00:15:10,910
‫ممنون از سخاوتمندیتون.

216
00:15:11,869 --> 00:15:16,832
‫ولی مشکلی نیست ناگهانی به یه افسری که
‫شناخت درستی ازش ندارین، همچین پیشنهادی بدین؟

217
00:15:16,832 --> 00:15:20,836
‫گربه‌ی من... عموماً خیلی محتاطه.

218
00:15:20,878 --> 00:15:23,797
‫ولی بازم، مایله تا تو رو راهنمایی کنه،

219
00:15:23,797 --> 00:15:29,803
‫و همچنین تو رو یه گزینه برای شریک زندگی خواهرش می‌دونه.

220
00:15:29,887 --> 00:15:35,893
‫به عبارتی، اگه گربه‌ی محتاطتون به من
‫پنجول نکشه، یعنی من قابل اعتمادم؟

221
00:15:39,855 --> 00:15:41,899
‫حرف بدی زدم؟

222
00:15:42,858 --> 00:15:46,820
‫تعریفت به گوشم خورده.

223
00:15:47,821 --> 00:15:49,865
‫تو پیشینه‌ی خانوادگی خوبی داری،

224
00:15:49,865 --> 00:15:53,827
‫ولی هنوزم باید برات سخت باشه که
‫ اینجا توی پایتخت یه افسر نظامی بشی.

225
00:15:53,911 --> 00:15:59,875
‫شنیدم رزم‌آرای تیزبینمون تو رو کشف کردن
‫و مسئولیت رهبری یه واحد رو بهت سپردن.

226
00:16:01,919 --> 00:16:04,880
‫حقیقت امر اینه که مسئول قبلی واحد بازنشسته شدن...

227
00:16:04,880 --> 00:16:06,840
‫من هم صرفاً ارتقاء گرفته بودم، اما...

228
00:16:07,800 --> 00:16:11,887
‫هرکسی باشه دلش نمی‌خواد با یه افسر آینده‌دار در ارتباط باشه؟

229
00:16:12,888 --> 00:16:16,892
‫ولی بازم، بیست‌هزارتا سکه‌ی نقره برای من خیلی زیاده.

230
00:16:16,892 --> 00:16:21,855
‫من فقط به نصف اون‌قدر... نه،
‫حتی یک‌چهارمش هم جوابه.

231
00:16:27,820 --> 00:16:31,865
‫خیلی خوشحالم که درمورد من چنین نظری دارین.

232
00:16:31,865 --> 00:16:34,868
‫از نظر منم پیشنهادتون خیلی وسوسه‌کننده‌ست.

233
00:16:35,828 --> 00:16:39,790
‫ولی توی این موقعیت نمی‌تونم اون نقره‌ها رو بپذیرم.

234
00:16:40,833 --> 00:16:42,918
‫برای شما، اون شاید صرفاً یه آدم باشه،

235
00:16:43,836 --> 00:16:46,880
‫اما برای من، اون بیشتر از یه نفره.

236
00:16:47,840 --> 00:16:52,803
‫اینکه بخوام توی این شرایط پول رو قبول کنم...

237
00:16:54,847 --> 00:16:56,890
‫اونوقت که دیگه نمی‌شه بهم گفت مرد.

238
00:17:01,895 --> 00:17:04,857
‫که اینطور. پس با اجازه.

239
00:17:04,857 --> 00:17:05,858
‫ها؟

240
00:17:05,858 --> 00:17:08,861
‫شاید بازم همین روزا لازم شد باهات صحبتی داشته باشم.

241
00:17:09,820 --> 00:17:10,821
‫مشکلی نداری؟

242
00:17:19,830 --> 00:17:20,873
‫جینشی-ساما.

243
00:17:20,873 --> 00:17:21,874
‫بله.

244
00:17:22,833 --> 00:17:23,876
‫چیزی برای نگرانی وجود نداشت.

245
00:17:27,838 --> 00:17:29,840
‫این دیگه چه اوضاعی بود؟

246
00:17:29,882 --> 00:17:32,885
‫حالا چه گلی به‌ سر بگیرم؟

247
00:17:33,886 --> 00:17:39,850
‫گمونم باید توی رزمایش بعدی حسابی خودنمایی کنم...

248
00:17:39,892 --> 00:17:42,853
‫یا شاید باید درخواست اضافه‌کاری کنم...

249
00:17:44,813 --> 00:17:46,857
‫یا... خیلی‌خب.

250
00:17:52,863 --> 00:17:55,908
‫براش نامه می‌نویسم، حتی اگه ندونم
‫دفعه‌ی دیگه کی می‌تونم ببینمش.

251
00:17:56,950 --> 00:18:01,914
‫نمی‌تونم خواسته‌ی خودمو بهش تحمیل کنم
‫باید ببینم نظر اون چیه.

252
00:18:08,796 --> 00:18:10,839
‫برام مهم نیست جوابش کاملاً دیپلماتیک باشه.

253
00:18:10,839 --> 00:18:13,801
‫باور کردن حرفاش کمک می‌کنه بتونم روزامو بگذرونم.

254
00:18:35,989 --> 00:18:39,034
‫فقط باید از راهی که بهش باور دارم برم دنبالش.

255
00:18:42,996 --> 00:18:47,042
‫«ننه هرچی می‌خواد بگه. من هنوز از دور بیرون نیفتادم...

256
00:18:48,001 --> 00:18:53,006
‫به‌علاوه، هنوز منتظرم شاهزاده بیاد دنبالم.»

257
00:18:54,007 --> 00:18:56,051
‫آره، منم همین فکرو می‌کردم.

258
00:18:56,051 --> 00:19:02,015
‫اگه پایرین نه-چان دوستش داشته باشه،
‫به ده هزار تا نقره نیازی نداره.

259
00:19:02,015 --> 00:19:03,976
‫بقیه‌ش دیگه فقط شانسه.

260
00:19:06,019 --> 00:19:09,022
‫«گمونم وقتی همون مرده اومده بود،

261
00:19:09,022 --> 00:19:11,066
‫یکی از دخترای خدمتکار اشتباه برداشت کرده.»

262
00:19:19,992 --> 00:19:21,034
‫اون مرد.

263
00:19:24,037 --> 00:19:25,038
‫لاکان-ساما.

264
00:19:26,039 --> 00:19:28,000
‫بالأخره پیداتون کردم.

265
00:19:28,041 --> 00:19:31,044
‫لاکان-ساما، جلسه داره شروع می‌شه.

266
00:19:32,004 --> 00:19:33,046
‫رز آبی.

267
00:19:35,007 --> 00:19:36,008
‫چی گفتین؟

