﻿1
00:01:31,674 --> 00:01:34,469
‫ضمناً، درخصوص برنامه‌ی امروز،

2
00:01:34,469 --> 00:01:36,554
‫بعد‌ازظهر یه مراسم احضار روح برگزار می‌شه.

3
00:01:37,555 --> 00:01:38,389
‫آره...

4
00:01:45,480 --> 00:01:49,234
‫گمونم بدونم چی فکرتون رو مشغول کرده.

5
00:01:49,234 --> 00:01:51,486
‫ولی لطفاً، کارو فراموش نکنید.

6
00:01:52,779 --> 00:01:54,322
‫می‌دونم.

7
00:02:00,078 --> 00:02:02,580
‫لیهاکو-ساما، چیزی شده؟

8
00:02:03,039 --> 00:02:04,624
‫یه مشکلی پیش اومده.

9
00:02:05,166 --> 00:02:07,043
‫مشکل؟

10
00:02:07,377 --> 00:02:10,463
‫اون آتش‌سوزی توی انبار رو یادته؟

11
00:02:10,463 --> 00:02:11,131
‫آه.

12
00:02:11,131 --> 00:02:15,343
‫از قرار معلوم، یه دزد همون روز به یه انبار دیگه دستبرد زده.

13
00:02:16,386 --> 00:02:19,806
‫مطمئنم سعی داشته از بلبلشوی اون‌موقع سوءاستفاده کنه.

14
00:02:20,098 --> 00:02:24,018
‫یه سرقت. چی دزدیده شده؟

15
00:02:27,105 --> 00:02:29,774
‫ظاهراً چیزی نیست که بشه توی ملا عام درموردش حرف زد.

16
00:02:29,774 --> 00:02:30,567
‫دزدکی.

17
00:02:35,405 --> 00:02:39,659
‫وسایل مراسم. و نه فقط یکی.

18
00:02:39,659 --> 00:02:42,036
‫یعنی انقدر با بی‌دقتی ازشون نگه‌داری می‌شد؟

19
00:02:42,287 --> 00:02:44,914
‫خب، من درست نمی‌دونم.

20
00:02:45,373 --> 00:02:48,459
‫الان هیچ مسئول کاربلدی نیست.

21
00:02:48,459 --> 00:02:50,795
‫آخری سال پیش فوت کرد.

22
00:02:50,795 --> 00:02:54,716
‫مسئول فعلی چی؟ اصول اولیه رو که دیگه باید بدونه، نه؟

23
00:02:54,716 --> 00:02:58,845
‫خب، به تازگی دچار مسمومیت غذایی شده.

24
00:02:59,137 --> 00:03:00,471
‫مسمومیت غذایی؟

25
00:03:00,972 --> 00:03:05,059
‫جلبک دریایی مورد‌علاقه‌ش بیمارش کرده و از اون‌موقع بیدار نشده.

26
00:03:05,059 --> 00:03:09,272
‫نمی‌تونه برگرده سر کارش. گرفتار شدیم بخدا.

27
00:03:09,272 --> 00:03:11,524
‫قبلاً این رو کجا شنیدم؟

28
00:03:12,025 --> 00:03:16,112
‫احیاناً همون مقام عالی‌رتبه‌ای نیست که از غذاهای کمیاب خوشش می‌اومد؟

29
00:03:16,487 --> 00:03:17,864
‫از کجا فهمیدی؟

30
00:03:18,323 --> 00:03:19,824
‫قضیه‌ش مفصله.

31
00:03:20,491 --> 00:03:23,161
‫دزدی همزمان با آتش‌سوزی.

32
00:03:23,578 --> 00:03:27,332
‫مسئول انبار به‌علت مسمومیت غذایی پیداش نیست.

33
00:03:28,124 --> 00:03:30,126
‫انقدر مشکوکه که احتمالش کمه تصادفی باشه.

34
00:03:31,085 --> 00:03:34,839
‫مسئولی که سال پیش فوت کرد کی بود؟

35
00:03:35,173 --> 00:03:40,303
‫هوم. یادمه به زیادی قانون‌مدار بودنش معروف بود.

36
00:03:40,303 --> 00:03:45,266
‫اسمشو فراموش کردم. یادمه از شیرینی‌جات خوشش می‌اومد،‌ ولی...

37
00:03:45,892 --> 00:03:49,395
‫نکنه گونن-ساما بودن؟

38
00:03:49,395 --> 00:03:54,567
‫آه،‌ آره خودشه! هوی، تو از کجا می‌دونی؟

39
00:03:54,567 --> 00:03:55,985
‫قضیه‌ش مفصله.

40
00:03:56,819 --> 00:04:01,532
‫جینشی-ساما بهم درمورد مقام عالی‌رتبه‌ی سخت‌گیری که
‫به شیرین‌جات علاقه داشت، گفته.

41
00:04:01,532 --> 00:04:03,952
‫مردی که به‌خاطر مصرف بیش از حد نمک مرده.

42
00:04:04,577 --> 00:04:07,664
‫این‌ها همه تصادفی‌ان؟

43
00:04:07,664 --> 00:04:10,041
‫هر اتفاق یه حادثه به‌نظر میاد،

44
00:04:10,041 --> 00:04:15,171
‫ولی اگه همه‌‌شون به‌منظور دستیابی به یه هدف خاصی صورت گرفته باشن...

45
00:04:15,630 --> 00:04:18,299
‫خب، چه کمکی از دست من برمیاد؟

46
00:04:18,299 --> 00:04:20,218
‫خودشه! اصل مطلب همینه.

47
00:04:20,218 --> 00:04:22,595
‫این رو یادته؟ قبلاً بهم دادیش.

48
00:04:23,513 --> 00:04:25,390
‫آه، از آتش‌سوزی.

49
00:04:25,765 --> 00:04:29,936
‫خواستم پسش بدم،‌ ولی صاحبش قبول نکرد.

50
00:04:29,936 --> 00:04:31,020
‫دیگه نمی‌خوادش.

51
00:04:31,562 --> 00:04:35,775
‫به‌نظر خیلی گرون‌قیمت میاد. حدس می‌زدم مهم باشه.

52
00:04:35,775 --> 00:04:39,195
‫ظاهراً، این رو یه بانوی دربار بهش داده بوده.

53
00:04:39,195 --> 00:04:40,780
‫یه بانوی دربار؟

54
00:04:40,780 --> 00:04:42,824
‫شک‌برانگیزه، نه؟

55
00:04:42,824 --> 00:04:46,119
‫چرا باید این رو به یه نگهبان انبار که هیچ شناختی ازش نداره بده؟

56
00:04:48,371 --> 00:04:52,625
‫مثل اینکه، نگهبانه بانوی دربار رو تا بیرون کاخ همراهی کرده،

57
00:04:52,875 --> 00:04:55,503
‫چون داشته تنهایی توی تاریکی قدم می‌زده.

58
00:04:56,087 --> 00:04:59,674
‫اون هم این رو به نشانه قدردانی بهش داده.

59
00:04:59,966 --> 00:05:05,179
‫به‌دست آوردن همچین وسیله‌ی گرون‌قیمتی
‫ممکنه ترغیبش کنه که فوراً ازش استفاده کنه.

60
00:05:06,097 --> 00:05:09,058
‫ایجاد آتش برای پرت کردن حواس نگهبان‌ها،

61
00:05:09,058 --> 00:05:11,185
‫و دستبرد زدن به یه انبار دیگه.

62
00:05:11,185 --> 00:05:16,065
‫اگه بانوی دربار با یه هدفی اون رو به نگهبان داده باشه...

63
00:05:16,983 --> 00:05:19,402
‫لیهاکو-ساما، درخصوص اون بانوی دربار...

64
00:05:19,402 --> 00:05:22,405
‫آره، سعی کردم مشخصاتشو پیدا کنم.

65
00:05:22,822 --> 00:05:25,825
‫ولی ظاهراً، شالی روی سرش انداخته بوده که صورتش رو بپوشونه.

66
00:05:26,492 --> 00:05:30,872
‫شاید عمداً صورتشو پوشونده بوده.

67
00:05:30,872 --> 00:05:31,873
‫آره.

68
00:05:31,873 --> 00:05:37,170
‫ولی «به‌عنوان یه خانوم قدش بلندتر از متوسط بود و بوی دارو می‌داد.»

69
00:05:38,463 --> 00:05:42,133
‫از روی قد می‌فهمم که تو نیستی.

70
00:05:42,133 --> 00:05:43,634
‫کس دیگه‌ای به ذهنت می‌رسه؟

71
00:05:45,178 --> 00:05:49,057
‫یه بانوی دربار قدبلند که بوی دارو می‌ده...

72
00:05:50,224 --> 00:05:55,438
‫اتفاقات عجیب دیگه‌ای هم غیر از اینایی که گفتیم، بوده؟

73
00:05:55,980 --> 00:05:59,233
‫آه. چی بگم والا...

74
00:05:59,776 --> 00:06:02,362
‫به‌نظرت می‌شه از این‌ها یه نتیجه‌ای گرفت؟

75
00:06:02,362 --> 00:06:04,489
‫ممکنه بشه.

76
00:06:05,156 --> 00:06:07,408
‫یا ممکنه نشه.

77
00:06:07,408 --> 00:06:08,618
‫بالأخره کدوم؟

78
00:06:11,662 --> 00:06:14,832
‫دو اتفاق اغلب اوقات می‌تونن همزمان رخ بدن.

79
00:06:15,625 --> 00:06:18,127
‫سه‌تا هم زیاد بعید نیست.

80
00:06:19,128 --> 00:06:21,798
‫ولی وقتی بیشتر از سه‌تا باشه...

81
00:06:22,131 --> 00:06:24,425
‫و عمدی بودن‌شون مشخص بشه...

82
00:06:25,343 --> 00:06:30,348
‫اگه یکی با مشخصات بانوی دربار قدبلند اینجا ظاهر بشه، چی؟

83
00:06:32,475 --> 00:06:37,605
‫این‌طوری، حتی اگه اسم سوئیری مطرح بشه، هیچ دخلی به من نداره.

84
00:06:38,940 --> 00:06:43,277
‫که این‌طور، بهت نمی‌خوره انقدر باهوش باشی!

85
00:06:44,195 --> 00:06:49,575
‫لیهاکو-ساما، برعکس به شما می‌خورد که دستتون انقدر سنگین
‫باشه، پس لطفاً با ملایمت بیشتری باهام برخورد کنین.

86
00:06:52,578 --> 00:06:54,497
‫انگاری داره بهتون خوش می‌گذره.

87
00:06:58,751 --> 00:07:01,003
‫خوش‌گذرونی کجای کار بود.

88
00:07:01,587 --> 00:07:03,464
‫خب دیگه، من رفع‌زحمت می‌کنم!

89
00:07:07,718 --> 00:07:10,847
‫به‌نظر خیلی با اون افسر صمیمی میای.

90
00:07:10,847 --> 00:07:11,806
‫جدی؟

91
00:07:12,140 --> 00:07:16,894
‫صرفاً اومده بود باهام درمورد نگرانی‌هایی که داشت، حرف بزنه.

92
00:07:18,229 --> 00:07:22,817
‫نمی‌تونم با اطمینان بگم که این به جینشی-ساما مربوط نمی‌شه.

93
00:07:25,111 --> 00:07:27,947
‫می‌تونم جزئیات ماجرا رو خدمتتون توضیح بدم؟

94
00:07:30,491 --> 00:07:33,035
‫به چه طرز عجیبی با هم ارتباط دارن.

95
00:07:33,035 --> 00:07:33,953
‫بله.

96
00:07:34,412 --> 00:07:36,664
‫خب، به‌نظرت پشت این جریانات چیه؟

97
00:07:36,956 --> 00:07:38,291
‫نمی‌دونم.

98
00:07:38,291 --> 00:07:41,127
‫هیچ‌کدوم از اون وقایع قطعی نبوده.

99
00:07:41,127 --> 00:07:46,424
‫بیشتر انگار یه تعداد نقشه پیاده شده،
‫به امید اینکه چندتاشون جواب بده.

100
00:07:46,674 --> 00:07:50,303
‫در اون صورت، به‌نظرت نقشه‌های دیگه‌ای هم هست؟

101
00:07:50,761 --> 00:07:53,139
‫نمی‌تونم با قطعیت بگم.

102
00:07:53,139 --> 00:07:57,435
‫تشخیص اینکه کدوم‌هاشون برحسب اتفاقن و ‫کدوم‌هاشون برحسب نقشه، سخته.

103
00:07:57,435 --> 00:08:01,439
‫بازم احتمالش هست که همه‌ی این وقایع تصادفی باشن.

104
00:08:05,276 --> 00:08:06,527
‫هیجان‌زده نیستی؟

105
00:08:07,153 --> 00:08:08,196
‫هیجان‌زده؟

106
00:08:11,407 --> 00:08:16,037
‫من صرفاً یه خدمتکارم. فقط کاری که بهم گفته شده رو انجام می‌دم.

107
00:08:16,037 --> 00:08:17,580
‫هوم.

108
00:08:19,290 --> 00:08:21,042
‫پس، این چطوره؟

109
00:08:22,251 --> 00:08:26,005
‫اون روز، با یه تاجر ملاقات کردم.

110
00:08:26,297 --> 00:08:28,883
‫گفت توی انبار یه محصول جالب داره.

111
00:08:30,968 --> 00:08:33,638
پادزهر گاو
‫اسمش اینه.

112
00:08:34,764 --> 00:08:37,558
‫پادزهر گاو، یه سنگ کیسه‌ صفرای دارویی از یه گاو!

113
00:08:37,558 --> 00:08:41,437
‫اعلاترین دارویی که توی گاوهای انگشت‌شماری پیدا می‌شه!

114
00:08:41,437 --> 00:08:44,148
‫نکنه می‌خواید اون رو به من بدید؟!

115
00:08:44,148 --> 00:08:44,982
‫واقعاً؟!

116
00:08:44,982 --> 00:08:46,442
پادزهر گاو
‫بهتره که دروغ نگفته باشین!

117
00:08:49,695 --> 00:08:50,571
‫می‌خوایش؟

118
00:08:50,571 --> 00:08:51,572
‫می‌خوام!

119
00:08:51,572 --> 00:08:52,823
‫شائومائو.

120
00:08:59,830 --> 00:09:00,915
‫عذر می‌خوام.

121
00:09:01,999 --> 00:09:04,001
‫مثل اینکه الان هیجان‌زده شدی.

122
00:09:04,001 --> 00:09:05,962
‫واقعاً این رو بهم می‌دید؟

123
00:09:06,420 --> 00:09:09,924
‫بستگی داره چه‌قدر کارت رو خوب انجام بدی. بهت خبر می‌دم.

124
00:09:09,924 --> 00:09:10,967
‫اطاعت می‌شه.

125
00:09:12,051 --> 00:09:13,928
‫جینشی-ساما، امر، امرِ شماست!

126
00:09:13,928 --> 00:09:17,181
‫اینم از این کائوشون، ترتیبش رو بده!

127
00:09:22,728 --> 00:09:24,814
‫این حادثه مربوط به اون روزه.

128
00:09:25,106 --> 00:09:28,693
‫افسری که مسمومیت غذایی پیدا کرد جز‌ء هیئت تشریفات بود.

129
00:09:29,443 --> 00:09:34,532
‫باز یادم رفت، هیئت تشریفات کدوم یکی‌شون بود؟
‫اونایی که مربوط به تحصیل و امور خارجه بودن...؟

130
00:09:36,534 --> 00:09:40,037
‫اگه درس‌هامو برای آزمون بانوان درباری درست خونده بودم...

131
00:09:40,037 --> 00:09:41,956
‫این‌ها رو می‌ذارم اینجا.

132
00:09:43,499 --> 00:09:44,959
‫خیلی ممنونم.

133
00:09:44,959 --> 00:09:49,255
‫مشکلی نیست. هر سؤالی داشتی تعارف نکن و با خیال راحت ازم بپرس.

134
00:09:49,255 --> 00:09:52,008
‫می‌گم، این واحد کارش چیه؟

135
00:09:52,008 --> 00:09:52,925
‫هـا؟

136
00:09:54,135 --> 00:09:56,679
‫امور تشریفات و مراسم‌ها رو انجام می‌دن.

137
00:09:57,179 --> 00:09:58,806
‫مراسمات؟

138
00:10:02,560 --> 00:10:04,478
‫چیزی دارید که بشه باهاش نوشت؟

139
00:10:04,478 --> 00:10:05,896
‫عــا؟ آ ـ آره.

140
00:10:06,355 --> 00:10:08,608
‫مراسمات، مراسمات...

141
00:10:09,233 --> 00:10:13,988
‫مقام رسمی مسموم‌شده و گونن-ساما، هردوشون با مراسمات در ارتباط بودن.

142
00:10:13,988 --> 00:10:19,118
‫اگه حادثه‌ی اون یه راهی برای کمک
‫به دزدیدن وسایل مربوط به مراسم بوده باشه...

143
00:10:19,952 --> 00:10:23,372
‫این اتفاقات، که به شکل تصادف جلوه‌شون دادن باید با هم جور شن...

144
00:10:23,372 --> 00:10:25,875
‫تا یه‌جایی، یه حادثه‌ی عامدانه رو شکل بدن.

145
00:10:26,250 --> 00:10:30,546
‫اگه یکی این‌قدر به خودش زحمت داده،
‫تا بره وسایل مربوط به مراسم رو بدزده،

146
00:10:30,546 --> 00:10:33,007
‫حتماً باید مراسم خیلی مهمی باشه.

147
00:10:34,091 --> 00:10:35,968
‫به احتمال زیاد، میان‌رتبه یا بالاتر.

148
00:10:35,968 --> 00:10:39,597
‫باید بفهمم تمام این مراسم‌ها چه موقع برگزار می‌شن.

149
00:10:40,556 --> 00:10:44,644
‫حالا که فکرشو می‌کنم، جینشی-ساما هم گاهی اوقات این کارو می‌کرد.

150
00:10:44,644 --> 00:10:48,606
‫اگه به مراسمات علاقه داری، اینجا چیز خوبی داریم.

151
00:10:52,818 --> 00:10:55,404
‫این یه تصویر از ساختمان تشریفاته؟

152
00:10:55,404 --> 00:11:00,034
‫آره. توی انتهای غربی کاخ اصلیه و بهش می‌گن محراب آسمان یاقوتی کبود.

153
00:11:00,034 --> 00:11:02,078
‫طراحی جالبی داره، این‌طور نیست؟

154
00:11:03,371 --> 00:11:06,332
‫یه ستون بزرگ داره که از سقف آویزونه.

155
00:11:08,125 --> 00:11:11,629
‫بیرق‌هایی دارن که از بالای محراب مرکزی آویزون هستن.

156
00:11:12,088 --> 00:11:16,008
‫اون‌ها هربار ستون رو میارن پایین تا متون جشن رو اضافه کنن.

157
00:11:16,884 --> 00:11:18,761
‫خیلی کاربلدید.

158
00:11:18,761 --> 00:11:22,306
‫آره. روم نمی‌شه بگم، ولی قبل از اینکه به بخش بایگانی منتقل بشم،

159
00:11:22,306 --> 00:11:25,142
‫توی هیئت تشریفات مشغول انجام امور مهم‌تری بودم.

160
00:11:25,810 --> 00:11:30,064
‫یه‌بار تو روی مافوقم ایستادم و بعدش به این سمت تنزل پیدا کردم.

161
00:11:31,440 --> 00:11:36,696
‫قبلاً در مورد استحکام ساختش نگران بودم،
‫ولی خوشحالم که می‌بینم وضعش خوبه.

162
00:11:36,696 --> 00:11:38,114
‫در مورد چی حرف می‌زنید؟

163
00:11:38,781 --> 00:11:42,368
‫می‌بینی که ستون چطوری از سقف آویزون شده دیگه، نه؟

164
00:11:42,368 --> 00:11:46,956
‫اون ستون بزرگیه، برای همین نگران سقوط‌ کردنش بودم.

165
00:11:46,956 --> 00:11:49,125
‫وقتی در مورد استحکامش ابراز نگرانی کردم،

166
00:11:49,458 --> 00:11:52,211
‫باعث شد کارم به اینجا بکشه.

167
00:11:53,379 --> 00:11:55,631
‫حقیقتاً که موضوع ترسناکیه.

168
00:11:56,006 --> 00:12:01,721
‫اگه قطعات فلزی که ستون رو سرجاش
‫ثابت نگه می‌دارن، بشکنن و ستون سقوط کنه...

169
00:12:02,972 --> 00:12:07,184
‫کسی که صاف اون زیر ایستاده و داره
‫مراسم اجرا می‌کنه، بیشتر از همه در معرض خطره.

170
00:12:07,601 --> 00:12:10,229
‫ممکنه یه شخص نجیب‌زاده از دست بره.

171
00:12:11,939 --> 00:12:14,859
‫مشکل استحکام... استحکام...

172
00:12:15,151 --> 00:12:18,988
‫راستی، اون وسیله‌ دزدیده‌شده‌ی مربوط به مراسم چی بود؟

173
00:12:18,988 --> 00:12:23,075
‫اگه چیز به اون مهمی گم بشه، مطمئناً یه‌دونه جدیدشو می‌سازن.

174
00:12:24,744 --> 00:12:26,495
‫یه‌دونه جدیدشو می‌سازن...

175
00:12:28,289 --> 00:12:29,373
‫ببخشید!

176
00:12:29,373 --> 00:12:32,501
‫مراسم بعدی که توی این مکان برگزار می‌شه چه زمانیه؟!

177
00:12:32,501 --> 00:12:35,129
‫کی؟ عــا...

178
00:12:35,129 --> 00:12:36,589
‫راستش، امروزه.

179
00:12:45,681 --> 00:12:50,394
‫اگه پیش‌بینی‌هام درست باشن،
‫این نقشه‌ایه که توی طولانی‌مدت پیاده‌ش کردن.

180
00:12:52,605 --> 00:12:54,774
‫همچین کاری شدنی نیست.

181
00:12:54,774 --> 00:12:58,444
‫ولی با گذاشتن تله‌های متعدد توی هرجایی،
‫بعضی‌هاشون مجبور به کارکردن و همپوشانی می‌شن.

182
00:12:58,444 --> 00:13:00,988
‫و بالأخره، به اینجا وصل شدن.

183
00:13:05,284 --> 00:13:08,454
‫از طرف من فقط حدس ‌و گمانه.

184
00:13:08,454 --> 00:13:11,957
‫ولی اگه... واقعاً همچین چیزی باشه...

185
00:13:14,877 --> 00:13:15,920
‫اونجاست!

186
00:13:24,804 --> 00:13:25,638
‫هوی!

187
00:13:25,930 --> 00:13:27,848
‫با توام... داری چیکار می‌کنی؟!

188
00:13:29,099 --> 00:13:30,267
‫باید برم داخل!

189
00:13:30,726 --> 00:13:31,769
‫نمی‌شه.

190
00:13:31,769 --> 00:13:33,270
‫این یه مورد اضطراریه!

191
00:13:33,270 --> 00:13:36,899
خدمتکاری مثل تو به چه حقی می‌خواد
توی چنین مراسمی دخالت کنه؟

192
00:13:38,734 --> 00:13:43,489
‫کاملاً حق داره. من صرفاً یه خدمتکارم که هیچ قدرتی نداره.

193
00:13:43,489 --> 00:13:46,367
‫ولی... اگه اتفاقی بیفته، اون‌موقع دیگه خیلی دیر می‌شه.

194
00:13:47,034 --> 00:13:49,829
‫اوضاع با اتفاق‌های برگشت‌ناپذیر همیشه همین‌طوره.

195
00:13:51,121 --> 00:13:55,209
‫جون مردم در خطره. لطفاً مراسم رو متوقف کنید.

196
00:13:55,209 --> 00:13:57,169
‫گرفتن چنین تصمیمی با تو نیست.

197
00:13:57,169 --> 00:14:01,715
‫اگه حرفی برای گفتن داری، بندازش توی صندوق پیشنهادات.

198
00:14:02,049 --> 00:14:04,009
‫اون‌طوری خیلی طول می‌کشه!

199
00:14:04,009 --> 00:14:04,802
‫نمی‌شه!

200
00:14:05,177 --> 00:14:09,056
‫یه نقص فنی خطرناک توی محراب کشف شده!

201
00:14:09,056 --> 00:14:11,934
‫دلیلی وجود داره شک داشته باشیم که کسی دستکاریش کرده!

202
00:14:11,934 --> 00:14:16,313
‫اگه نذارید الان برم داخل، خودتون پشیمون می‌شید!

203
00:14:16,564 --> 00:14:21,110
‫اگه، بعد از شنیدن هشدارم، بازم ردم کنید...

204
00:14:21,735 --> 00:14:25,447
‫اوه، فهمیدم، پس قضیه از این قراره!

205
00:14:25,739 --> 00:14:31,704
‫که این‌طور. تو راهم رو سد کردی و منتظری تا اون حادثه رخ بده!

206
00:14:32,121 --> 00:14:35,958
‫به عبارتی، خودت هم با اون‌هایی که دستکاریش کردن همدستیـ ـ

207
00:14:54,518 --> 00:14:56,562
‫دارم هوشیاریمو از دست می‌دم.

208
00:14:57,479 --> 00:15:01,984
‫طبیعیه بعد از دیدن اینکه یه دختر
‫این‌طوری باهاش حرف می‌زنه عصبانی بشه.

209
00:15:02,234 --> 00:15:05,446
‫از عمد این‌طوری حرف زدم، پس کاریش نمی‌شه کرد.

210
00:15:06,989 --> 00:15:12,703
‫فایده‌ای نداره. همچین الم‌شنگه‌ی بزرگی نیست که بخواد جلوی مراسمو بگیره.

211
00:15:13,621 --> 00:15:18,083
‫مشکلی نیست. الان نباید هوشیاریمو از دست بدم.

212
00:15:21,670 --> 00:15:23,297
‫الان حالت بهتره؟

213
00:15:26,508 --> 00:15:27,801
‫لطفاً بذارید برم داخل.

214
00:15:30,721 --> 00:15:34,016
‫یه شخص نجیب‌زاده اون داخل هست، مگه نه؟

215
00:15:35,309 --> 00:15:39,271
‫اگه اتفاقی بیفته، شماها کسایی می‌شید که سرشون به باد می‌ره.

216
00:15:40,230 --> 00:15:42,858
‫ازتون نمی‌خوام که مراسم رو متوقف کنید.

217
00:15:43,776 --> 00:15:46,445
‫لطفاً فقط بذارید من برم داخل.

218
00:15:47,071 --> 00:15:49,698
‫فقط بگید اتفاقی یه موش رفت داخل.

219
00:15:50,950 --> 00:15:54,745
‫اگه این‌طور بشه، تنها کسی که سرشو به باد می‌ده منم!

220
00:15:55,204 --> 00:15:58,749
‫برای چی باید به حرف‌های یه دختری عین تو اعتماد کنم؟!

221
00:15:58,749 --> 00:16:01,919
‫پس نظرت راجع‌به حرف‌های من چیه؟

222
00:16:08,926 --> 00:16:11,303
‫اوه، قـ ـ قربان، شما...

223
00:16:14,890 --> 00:16:20,396
‫این به کنار، چرا باید یه دختر جوون رو این‌طوری بزنی؟

224
00:16:22,022 --> 00:16:24,566
‫اون صدمه دیده.

225
00:16:27,319 --> 00:16:32,199
‫بگذریم، چرا فقط کاری که این دختر می‌گه رو انجام نمی‌دید؟

226
00:16:32,199 --> 00:16:34,451
‫من مسئولیتش رو به عهده می‌گیرم.

227
00:16:35,536 --> 00:16:38,080
‫حتی دلم نمی‌خوام ببینم کی پشت سرمه.

228
00:16:38,080 --> 00:16:40,958
‫زمان‌بندیش بی‌نقصه، انگار که همه‌چی برنامه‌ریزی شده باشه.

229
00:16:40,958 --> 00:16:44,461
‫نه، الان وقتش نیست که خودمو درگیرش بکنم.

230
00:16:44,753 --> 00:16:47,047
‫مهم نیست که این صدا متعلق به کیه.

231
00:16:54,638 --> 00:16:56,598
‫حتماً سر و وضعم افتضاحه.

232
00:16:56,598 --> 00:16:59,018
‫بعدِ تموم‌شدن این قضیه به کائوشون-ساما می‌گم،

233
00:16:59,018 --> 00:17:01,979
‫و می‌رم یه حموم درست ‌و‌ حسابی.

234
00:17:02,855 --> 00:17:04,064
‫ولی قبل از اون،

235
00:17:05,149 --> 00:17:07,609
‫باید از اعدام شدنم جلوگیری کنم.

236
00:17:48,150 --> 00:17:49,651
‫باید بخیه‌ش کنم...

237
00:17:50,819 --> 00:17:51,737
‫هـ ـ هوی.

238
00:17:57,242 --> 00:17:59,953
‫اینجا چه خبره؟

239
00:18:01,330 --> 00:18:02,748
‫جینشی-ساما...

240
00:18:05,000 --> 00:18:07,377
‫حالا می‌شه اون پادزهر گاو رو بهم بدید؟

241
00:18:08,712 --> 00:18:12,674
‫این چه قیافه‌ایه به خودش گرفته؟

242
00:18:13,383 --> 00:18:17,429
‫ببخشید، اول باید پام رو بخیه کنمـ ـ

243
00:18:17,763 --> 00:18:20,474
‫چشماتو باز کن! هوی!

244
00:18:20,849 --> 00:18:22,392
‫هوی! طاقت بیار!

245
00:18:23,102 --> 00:18:25,270
‫هوی!

