﻿1
00:01:33,093 --> 00:01:36,304
‫چطور می‌شه ارزش یه نفر رو پایین آورد؟

2
00:01:36,930 --> 00:01:40,892
این کار ارزشش رو تقریباً هیچ می‌کنه.

3
00:01:49,025 --> 00:01:51,653
‫این همون‌جاییه که دنبالش می‌گشتید؟

4
00:01:56,908 --> 00:01:59,786
‫اگه اجازه بدید، رفع زحمت کنم.

5
00:02:06,251 --> 00:02:07,502
‫داری می‌ری؟

6
00:02:08,086 --> 00:02:12,257
‫وارد شدن من به اونجا تمام زحمتی که برای تغییر قیافه کشیدید رو به باد می‌ده.

7
00:02:12,757 --> 00:02:13,633
‫آه...

8
00:02:14,801 --> 00:02:15,760
‫با اجازه.

9
00:02:23,560 --> 00:02:28,064
‫مشکلی نیست. بدون اینکه احساسی بروز بدم از پسش براومدم.

10
00:02:36,865 --> 00:02:39,784
‫از امشب‌تون لذت ببرید.

11
00:03:03,850 --> 00:03:05,393
‫یه خواب از گذشته...

12
00:03:05,393 --> 00:03:07,812
‫نه، مال وقتیه که نوزاد بودم.

13
00:03:12,775 --> 00:03:15,111
‫حتماً به‌خاطر اینه که در موردش صحبت کردم.

14
00:03:15,111 --> 00:03:16,946
‫صبح به‌خیر.

15
00:03:18,489 --> 00:03:20,491
‫صبح به‌خیر، بابا.

16
00:03:22,744 --> 00:03:24,913
‫برنامه‌ت برای امروز چیه؟

17
00:03:24,913 --> 00:03:26,289
‫هیچی.

18
00:03:26,289 --> 00:03:30,335
‫اگه سرت شلوغ نیست، می‌تونی یه سری به خانه‌ی یشم بزنی؟

19
00:03:32,045 --> 00:03:33,129
‫چرا که نه.

20
00:03:38,384 --> 00:03:42,680
‫همم؟ سلام، مائومائو. سر کار نیستی؟

21
00:03:42,972 --> 00:03:44,599
‫مرخصی گرفتم.

22
00:03:47,560 --> 00:03:50,939
‫حتی توی روز تعطیلت هم میای عطاری؟

23
00:03:51,189 --> 00:03:54,275
‫فقط گذرم افتاد. دلیل اصلی اومدنم به اینجا نیست.

24
00:03:54,275 --> 00:03:56,402
‫وایسا ببینم، پایرین!

25
00:03:56,402 --> 00:03:58,821
‫تا الان به‌اندازه‌ی کافی در این مورد بحث نکردیم؟

26
00:03:58,821 --> 00:04:01,241
‫اوا؟ مائومائو!

27
00:04:05,536 --> 00:04:07,163
‫خوش اومدی!

28
00:04:07,163 --> 00:04:09,165
‫خفه‌م کردی، پایرین ‌نه-‌چان.

29
00:04:09,165 --> 00:04:12,418
‫این منم که دارم از دست نق‌زدن‌های بی‌وقفه‌ی ننه‌جون خفه می‌شم.

30
00:04:12,418 --> 00:04:16,130
‫کارم هنوز باهات تموم نشده‌ها! خب کدومو انتخاب می‌کنی؟

31
00:04:16,130 --> 00:04:17,340
‫عـــه؟

32
00:04:17,340 --> 00:04:22,011
‫نمی‌دونم قضیه از چه قراره، ولی مثل اینکه پایرین نه-‌چان هم حسابی دستش بنده.
‫ننه‌جون، چه‌قدر سمجی تو. ‫تقصیر خودته که درست تصمیم نمی‌گیری. یالا تصمیم بگیر.

33
00:04:22,011 --> 00:04:26,307
‫تازه، خود جنابعالی با چرخیدنت این اطراف
‫باعث می‌شی با این پیشنهادها بیام سراغت!

34
00:04:26,307 --> 00:04:31,854
‫من که نخواستم! تو همیشه آدمو زور می‌کنی!
‫پیش، پیش،‌ پیش. ‫منظورت چیه که زورت کردم؟!

35
00:04:44,450 --> 00:04:45,451
‫صبح به‌خیر.

36
00:04:48,121 --> 00:04:51,374
‫قبلاً با نفرت منو مینداخت بیرون،

37
00:04:51,791 --> 00:04:54,544
‫ولی گمونم دیگه توانشو نداره.

38
00:04:54,544 --> 00:04:57,880
‫یا شایدم به‌کل فراموش کرده که چطور حرف بزنه.

39
00:04:58,840 --> 00:05:02,927
‫با بدتر شدن بیماریش، خاطراتش از هم پاشیدن.

40
00:05:10,018 --> 00:05:15,231
‫داروهای بابا علاج دردن، ولی توی این وضعیت،
‫حتی دردش رو به‌طور موقت هم تسکین نمی‌دن.

41
00:05:16,232 --> 00:05:20,486
‫ولی بازم، دارو دادن بهش تنها راه درمانیه که به ذهن‌مون می‌رسه.

42
00:05:23,990 --> 00:05:26,826
‫اون مشتری دوباره برگشته.

43
00:05:28,786 --> 00:05:31,789
‫خدایا، سلیقه‌ی خوبی هم داره.

44
00:05:32,332 --> 00:05:33,791
‫بگو نی‌نی بیاد.

45
00:05:35,460 --> 00:05:39,464
‫خانه‌ی یشم الان یه تشکیلات اسم درکرده‌ست.

46
00:05:39,464 --> 00:05:43,926
‫ولی ده‌سال و اندی پیش، با کثافت‌کاری مدیریت می‌شد.

47
00:05:44,427 --> 00:05:47,638
‫اون به مشتری‌های همون دوره خدمت می‌کرد،

48
00:05:47,638 --> 00:05:50,183
‫و اون‌قدری بدشانس بود که مریض شد.

49
00:05:54,228 --> 00:06:00,193
‫زمانی که بابا به خانه‌ی یشم رسید، بیماریش وارد دوره‌ی نهفتگی شده بود.

50
00:06:00,777 --> 00:06:04,197
‫اگه در مورد بیماری مطلع می‌شد، ‫شاید می‌تونست درمانش کنه،

51
00:06:04,197 --> 00:06:11,079
‫ولی هیچ‌کس به یه نفر که بی‌خبر از
ناکجاآباد پیداش شده اعتمادی نداشت.

52
00:06:12,914 --> 00:06:16,209
‫از اون‌موقع، اون به‌دور از چشم مشتری‌ها،

53
00:06:16,209 --> 00:06:18,669
‫توی این ساختمون حبس شده.

54
00:06:19,712 --> 00:06:24,967
‫اوج سخاوتمندیه. معمولاً کسایی که
‫نمی‌تونن کار کنن رو به راحتی میندازن بیرون.

55
00:06:29,055 --> 00:06:33,267
‫این اتاق خیلی خفه‌ست. شاید بهتره یه‌کم عود بسوزونم.

56
00:06:52,036 --> 00:06:52,912
‫چی شده؟

57
00:06:52,912 --> 00:06:58,084
‫نه‌-سان بهم گفت اون یارو با عینک تک‌چشمی اینجاست،

58
00:06:58,084 --> 00:07:00,294
‫پس تو فعلاً نباید بری بیرون.

59
00:07:00,837 --> 00:07:02,922
‫که این‌طور، فهمیدم.

60
00:07:13,724 --> 00:07:16,894
‫تا وقتی جایی نرم، اون نمیاد اینجا.

61
00:07:17,478 --> 00:07:21,691
‫یه دوست دیرینه‌ از خانه‌ی یشم، یه آشنای قدیمی...

62
00:07:40,334 --> 00:07:43,504
‫زنیکه‌ی احمق.

63
00:07:54,724 --> 00:07:57,977
‫خسته نباشی. اون دیگه رفته.

64
00:07:57,977 --> 00:08:00,313
‫نی‌نی نه-‌چان، تو بودی؟

65
00:08:00,897 --> 00:08:02,648
‫کس دیگه‌ای هم می‌تونه؟

66
00:08:03,065 --> 00:08:06,694
‫خداروشکر، خوشحالم که نه-‌سان امروزم حالش خوبه.

67
00:08:07,862 --> 00:08:10,490
‫مائومائو، دوباره اون پیشنهاد رو برات آورد.

68
00:08:13,367 --> 00:08:15,703
‫نه-چان، خوب باهاش کنار میای.

69
00:08:16,037 --> 00:08:20,583
‫جدی؟... ننه که تا وقتی سر کیسه
رو شل کنه مشکلی باهاش نداره.

70
00:08:21,000 --> 00:08:25,046
‫شاید واسه همینه که ننه کمر به تغییر من بسته.

71
00:08:25,046 --> 00:08:29,133
‫اگه کار خودمو نداشتم، تا الان چوب حراجو بهم زده بود.

72
00:08:29,133 --> 00:08:32,261
‫از جایگاه من ببینی، به‌نظرم معامله‌ی خیلی خوبیه.

73
00:08:32,261 --> 00:08:37,225
‫می‌دونی چقدر برای یه نفر کم پیش میاد
هرچیزی که می‌خواد رو به دست بیاره؟

74
00:08:37,225 --> 00:08:41,354
‫به‌خاطر اینکه ننه‌ی ما خیلی راحت
می‌ذاره چیزای دیگه حرف اولو بزنه.

75
00:08:42,522 --> 00:08:46,734
‫داره واسه قایقش برای راه بهشت پس‌انداز می‌کنه، گناهی نداره.

76
00:08:49,570 --> 00:08:54,200
‫انتظار نداشتم توی مکان ملاقات
خدماتی مثل منطقه‌ی سرگرمی ارائه بدن.

77
00:08:55,076 --> 00:08:57,954
‫برای این نرفته بودم اونجا.

78
00:09:12,009 --> 00:09:13,803
‫داروساز، می‌تونم یه‌لحظه وقتتو بگیرم؟

79
00:09:14,595 --> 00:09:15,555
‫بله.

80
00:09:16,097 --> 00:09:19,976
‫این رو با سوئیرن تقسیم کن.
سوغاتی از طرف یه خل‌وضعه.

81
00:09:21,686 --> 00:09:25,523
‫از طرف یه خل‌وضع؟ خیلی ممنونم.

82
00:09:25,523 --> 00:09:26,357
‫آره.

83
00:09:26,357 --> 00:09:28,526
‫خب دیگه، من برمی‌گردم سر کارم.

84
00:09:38,077 --> 00:09:39,537
‫ای داد بیداد.

85
00:09:42,456 --> 00:09:44,917
‫امشب شام گیاهی داریم،

86
00:09:44,917 --> 00:09:48,004
‫پس شائومائو، به‌هیچ‌وجه گوشت یا ماهی نخور، باشه؟

87
00:09:50,715 --> 00:09:54,635
‫یکم استراحت کن، ولی نذار خوابت عمیق بشه.

88
00:09:55,595 --> 00:09:57,680
‫بله، گیاهی!

89
00:09:57,680 --> 00:10:02,685
‫گندش بزنن،
خیال می‌کردم با کار کردن می‌تونم از فکرش بیرون بیام.

90
00:10:05,896 --> 00:10:07,398
‫در ضمن.

91
00:10:08,649 --> 00:10:11,819
‫دیگه نبینم توی انبار گیاه‌های عجیب‌وغریب قایم کنی.

92
00:10:12,903 --> 00:10:14,989
‫لعنتی. خیلی تیزه.

93
00:10:14,989 --> 00:10:16,741
‫اگه جایی برای گذاشتنش پیدا نمی‌کنی،

94
00:10:16,741 --> 00:10:21,537
‫چطوره از جینشی-ساما بخوای بهت اجازه‌ی
استفاده از یکی از اتاق‌های خالی رو بده؟

95
00:10:21,537 --> 00:10:26,042
‫خیر، نمی‌تونم از خونه‌ی یه اشراف‌زاده به‌عنوان گنجه‌ی دارو استفاده کنم.

96
00:10:26,334 --> 00:10:29,253
‫شائومائو، در ظاهر به‌نظر بی‌تفاوت میای،

97
00:10:29,253 --> 00:10:31,964
‫ولی وقتی صحبت از مطلع بودن از جایگاهت به میان بیاد، خیلی حساسی.

98
00:10:32,298 --> 00:10:38,304
‫من یه رعیتم. همین که الان اینجام، خودش یه معجزه‌ی کوچیکه.

99
00:10:38,721 --> 00:10:39,930
‫شاید.

100
00:10:40,473 --> 00:10:43,976
‫ولی یادت باشه، صرفاً اشراف‌زاده بودن...

101
00:10:43,976 --> 00:10:47,021
‫...ذات یه‌نفر رو از بدو تولد از دیگران تمیز نمی‌ده.

102
00:10:47,772 --> 00:10:52,818
‫فقط خدا می‌دونه زندگی یه‌نفر می‌تونه دستخوش چه فراز و نشیب‌هایی بشه.

103
00:10:52,818 --> 00:10:56,489
‫اگر معیارت برای سوا کردن مخلوقات از هم صرفاً
‫جایگاه‌شون باشه، ممکنه فرصت‌های زیادی رو از دست بدی.

104
00:10:57,573 --> 00:10:58,991
‫واقعاً؟

105
00:10:58,991 --> 00:11:01,118
‫بله، واقعاً.

106
00:11:01,118 --> 00:11:05,331
‫خب دیگه، برگردیم سر کار. یه زحمت کوچیک برات دارم.

107
00:11:06,290 --> 00:11:07,500
‫با اجازه!

108
00:11:07,500 --> 00:11:09,794
‫اومدم یه‌سری دارو بگیرم!

109
00:11:10,086 --> 00:11:12,380
‫باشه، یه‌لحظه صبر کن.

110
00:11:18,427 --> 00:11:22,765
‫اینجا کجا و داروخونه‌ی توی کاخ که اون حکیم قلابی اداره می‌کرد کجا!

111
00:11:23,140 --> 00:11:26,602
‫اینجا به ارتش نزدیکه، پس حتماً افراد مجروح زیادی رو میارن اینجا.

112
00:11:27,895 --> 00:11:32,274
‫آه، این بو که یه طعم تلخ توی دهنم به جا می‌ذاره...

113
00:11:32,650 --> 00:11:35,611
‫موندم توی گنجه‌های داروشون چیا نگه می‌دارن؟

114
00:11:35,611 --> 00:11:38,656
‫می‌میرم برای زیر و رو کردن نقطه به نقطه‌ی اینجا...

115
00:11:39,740 --> 00:11:42,535
‫نه، نمی‌شه. باید خونسردیم رو حفظ کنم!

116
00:11:42,535 --> 00:11:43,953
‫چیکار داری می‌کنی؟

117
00:11:47,498 --> 00:11:49,208
‫اون...

118
00:11:51,127 --> 00:11:53,337
‫منتظرم داروهام رو تحویل بدن.

119
00:11:54,755 --> 00:11:55,840
‫سوئیری!

120
00:11:57,842 --> 00:11:59,135
‫اومدی!

121
00:11:59,844 --> 00:12:02,221
‫برای تهیه‌ی مجدد داروی پاسدارخانه اومدم.

122
00:12:02,221 --> 00:12:03,180
‫بله.

123
00:12:07,351 --> 00:12:08,644
‫پاسدارخانه؟

124
00:12:09,562 --> 00:12:13,983
‫احوال شما؟ من روبه‌راهم شکر خدا.
‫الان که فکرشو می‌کنم، آخرین‌باری که دیدمش نزدیک ضلع نظامی بود.

125
00:12:14,859 --> 00:12:18,821
‫حتماً چون اونجا کار می‌کنه، بوی گیاهان دارویی رو می‌ده.

126
00:12:22,491 --> 00:12:25,411
‫نمی‌دونم چرا حس می‌کنم ازم بدش میاد.

127
00:12:25,745 --> 00:12:27,788
‫چیز دیگه‌ای نیاز ندارید؟

128
00:12:27,788 --> 00:12:29,165
‫خیر، فقط همین رو می‌خواستم.

129
00:12:31,834 --> 00:12:35,004
‫یه بانو نباید این‌کارو بکنه...

130
00:12:36,005 --> 00:12:39,258
‫حـ ـ حرفمو نشنیده بگیر! دارو می‌خواستی، نه؟!

131
00:12:45,389 --> 00:12:47,224
‫چه نوع داروییه‌.

132
00:12:51,479 --> 00:12:52,480
‫هیس!

133
00:12:54,064 --> 00:12:55,983
‫آرد سیب‌زمینی؟

134
00:12:55,983 --> 00:12:58,444
‫این داروی جینشی-ساماست، درسته؟

135
00:12:58,444 --> 00:13:02,990
‫فکرشو که می‌کنم، جینشی-ساما خیلی مرموزه.

136
00:13:03,407 --> 00:13:06,535
‫یه اشراف‌زاده این‌کارو بکنه، منطقی‌ـه.

137
00:13:06,535 --> 00:13:09,205
‫ولی اگه مقامش انقدر بالاست، چرا اینجوریه؟

138
00:13:09,538 --> 00:13:16,504
‫جینشی-ساما هم با تصمیم خودسرانه‌ی
ملکه‌‌ی مادر پیشین اینجوری شده؟

139
00:13:17,046 --> 00:13:18,756
‫مثل پدرم؟

140
00:13:20,174 --> 00:13:24,178
‫پدرخوانده‌ی دختره یه کسیه که سابقاً طبیب بوده.

141
00:13:24,178 --> 00:13:29,183
‫پس چون تحت تعلیم یه طبیب بوده، معلوماتش انقدر بالاست، ولی...

142
00:13:29,642 --> 00:13:31,435
ولی؟

143
00:13:31,435 --> 00:13:32,812
‫بله.

144
00:13:32,812 --> 00:13:37,441
‫ما تابه‌حال همچین طبیب حاذقی داشتیم؟

145
00:13:43,489 --> 00:13:45,616
‫عذر می‌خوام.

146
00:13:48,160 --> 00:13:51,539
‫می‌تونیم بحث اون روزمون رو از جایی که موند ادامه بدیم؟

147
00:13:59,296 --> 00:14:03,509
‫پس واقعاً... حقه‌های کثیفی سوار کردین.

148
00:14:03,509 --> 00:14:07,638
‫بهم برخورد! نمی‌خوام این حرف رو از دهن یه دزد بشنوم.

149
00:14:08,055 --> 00:14:13,227
‫من ده سال آزگار سعی داشتم اون پیرزن رو متقاعد کنم،

150
00:14:13,227 --> 00:14:16,438
‫و تو درست جلوی چشمام اون رو دزدیدی.

151
00:14:17,481 --> 00:14:19,358
‫پس می‌خوای پاداشت رو پس بگیری؟

152
00:14:19,650 --> 00:14:23,028
‫نه، بابتش هرچقدر بخوای بهت می‌دم.

153
00:14:23,028 --> 00:14:26,323
‫دوست ندارم اشتباهات گذشته‌م رو تکرار کنم.

154
00:14:27,533 --> 00:14:28,993
‫و اگه رد کنم؟

155
00:14:28,993 --> 00:14:32,872
خب دیگه اون‌موقع کاری از من برنمیاد، میاد؟

156
00:14:32,872 --> 00:14:39,128
‫تعداد آدم‌هایی که می‌تونن از کسی با مقام عالیِ
شما سرپیچی کنن، انگشت‌شمارن.

157
00:14:39,545 --> 00:14:43,132
‫پس بگو، هویت واقعی منو می‌دونه.

158
00:14:43,132 --> 00:14:48,095
‫من فقط نگران اینم که دخـــتــرم چه فکری می‌کنه...

159
00:14:50,264 --> 00:14:54,768
‫اوه...لعنتی... پس قضیه از این قراره.

160
00:14:56,520 --> 00:14:58,355
‫نمی‌خوام تأیید کنم،

161
00:14:59,356 --> 00:15:03,235
‫ولی لاکان پدر خونی مائومائوـه.

162
00:15:11,410 --> 00:15:16,206
‫می‌شه فقط به دخترم اطلاع بدین
گاهی اوقات بهش سر می‌زنم؟

163
00:15:17,041 --> 00:15:18,125
‫با اجازه.

164
00:15:27,343 --> 00:15:28,427
‫داروساز.

165
00:15:28,969 --> 00:15:29,845
‫بله.

166
00:15:30,596 --> 00:15:33,974
‫یه مقام رسمیه که می‌خواد همین زودی‌ها ببینتت.

167
00:15:34,433 --> 00:15:35,851
‫کی هستن؟

168
00:15:36,435 --> 00:15:40,814
‫همون مرد عجیبیه که درموردش بهت می‌گفتم. اسمش لاکا‌‌ن‌ــ

169
00:15:47,321 --> 00:15:49,073
‫یه‌طوری ردش می‌کنم.

170
00:15:49,740 --> 00:15:54,161
‫ممنونم. خب برمی‌گردم سر کارم.

171
00:15:58,165 --> 00:16:00,668
‫اولین بار بود همچین قیافه‌ای ازش می‌دیدم.

172
00:16:01,835 --> 00:16:05,005
‫و دیگه هم نمی‌خوام ببینم.

173
00:16:06,882 --> 00:16:09,385
‫آه... پس فهمیده.

174
00:16:25,859 --> 00:16:27,486
‫این بو...

175
00:16:27,486 --> 00:16:29,405
‫باغچه‌ی گیاهای دارویی.

176
00:16:29,405 --> 00:16:32,950
‫اینجا! اینجا هم هست! اینجا هم هست!

177
00:16:34,034 --> 00:16:36,453
‫بازم تو؟

178
00:16:40,541 --> 00:16:43,794
‫اوه نه. این دیگه خیلی مشکوکه.

179
00:16:44,294 --> 00:16:47,339
‫نگران نباشید. هنوز چیزی برنداشتم.

180
00:16:47,339 --> 00:16:50,676
‫از اون دستای خاکیت معلومه که...

181
00:16:50,676 --> 00:16:52,594
‫در شُرف برداشتن بودی، درسته؟

182
00:16:56,765 --> 00:16:58,851
‫قصد تنبیه‌ت رو ندارم.

183
00:16:59,935 --> 00:17:02,312
‫به هر حال این یه باغچه‌ی غیرمجازه.

184
00:17:02,312 --> 00:17:05,149
‫ولی حکیم‌ها هم از اینجا خبر دارن.

185
00:17:05,149 --> 00:17:07,401
‫پس توصیه می‌کنم زیاد نیای اینجا.

186
00:17:08,277 --> 00:17:10,821
‫شما مسئول اینجایین؟

187
00:17:10,821 --> 00:17:15,659
‫کی می‌دونه؟ یه‌طورایی اجازه دارم هرچی دوست دارم اینجا بکارم.

188
00:17:16,201 --> 00:17:19,121
‫داره علف‌های هرز رو می‌کنه.

189
00:17:19,913 --> 00:17:22,875
‫اگه اشتباه نکنم اسمش سوئیرِی بود...

190
00:17:23,208 --> 00:17:29,214
‫نه که خودم حق حرف زدن داشته باشم،
‫ولی به نظر آدمی نمیاد که بشه تحریکش کرد.

191
00:17:29,798 --> 00:17:31,759
‫چی می‌کارین؟

192
00:17:37,097 --> 00:17:39,224
‫یه دارو برای زنده کردن آدم.

193
00:17:40,100 --> 00:17:40,934
‫اون...؟

194
00:17:41,643 --> 00:17:44,229
‫یه دارو که بتونه یه مرده رو زنده کنه....

195
00:17:44,897 --> 00:17:49,985
‫اگه همچین چیزی وجود داشت، ‫من بیشتر از هرچیزی می‌خوامش.

196
00:17:50,652 --> 00:17:51,945
‫شوخی کردم.

197
00:17:53,113 --> 00:17:54,531
‫شوخی...؟

198
00:17:54,531 --> 00:18:00,245
‫تو... شنیدم داروسازی. کارت چقدر خوبه؟

199
00:18:01,330 --> 00:18:02,539
‫نمی‌دونم.

200
00:18:08,087 --> 00:18:12,883
‫چند وقت دیگه، اینجا یکم نیلوفرپیچ می‌کارم.

201
00:18:22,559 --> 00:18:23,644
‫خب فعلاً.

202
00:20:26,975 --> 00:20:30,270
‫قسمت بعدی: «شانس یا چیزی بیشتر».

