﻿1
00:01:38,389 --> 00:01:40,266
‫به اون یارو اعتمادی نیست!

2
00:01:40,266 --> 00:01:43,353
‫این خودش صدتا داستان دیگه دنبالش میاره.

3
00:01:49,484 --> 00:01:52,403
‫نوشیدنی! بازم نوشیدنی بیارید...

4
00:01:52,695 --> 00:01:55,532
‫خیلی عوض شده.

5
00:01:55,532 --> 00:01:59,035
‫دیدن صورتش باعث می‌شه نوشیدنی زهرمار بشه.

6
00:01:59,035 --> 00:02:00,954
‫تو این مورد باهات موافقم.

7
00:02:07,836 --> 00:02:10,964
‫اوه... زحمت کشیدی.

8
00:02:19,931 --> 00:02:22,308
‫تا کی می‌خواید کج‌خلقی کنید؟

9
00:02:22,308 --> 00:02:23,726
‫کج‌خلقی نمی‌کنم.

10
00:02:23,977 --> 00:02:27,105
‫لطفاً فراموش نکنید که هنوز درحال کارید.

11
00:02:27,105 --> 00:02:28,356
‫حواسم هست.

12
00:02:29,941 --> 00:02:31,442
‫هیچم حواسش نیست.

13
00:02:32,152 --> 00:02:36,656
‫کسی که با عنوان جینشی شناخته می‌شه
‫به چنین شکل کودکانه‌ای جواب نمی‌ده.

14
00:02:37,323 --> 00:02:41,035
‫کسی که با عنوان جینشی شناخته می‌شه
‫خودش رو به‌ این شکل وابسته‌ی یه بازیچه نمی‌کنه.

15
00:02:42,412 --> 00:02:44,455
‫کارهای جدید خدمت شما.

16
00:02:50,170 --> 00:02:52,714
‫سوء... تفاهم؟

17
00:02:52,714 --> 00:02:55,258
‫بازپرداختی که اون در ازای گرفتن ضامن ازش حرف زد...

18
00:02:55,258 --> 00:02:56,926
‫ملاقات با یکی از خادم‌های مشهور بود.

19
00:02:56,926 --> 00:02:59,846
‫کی باورش می‌شد اون دختر چنین ارتباطاتی داشته باشه؟

20
00:02:59,846 --> 00:03:03,057
‫خدا می‌دونه چه تصوراتی به خیال ارباب اومدن.

21
00:03:04,517 --> 00:03:06,060
‫جوونی واقعاً چیز ترسناکیه.

22
00:03:07,979 --> 00:03:11,816
‫این به کنار، چُنین پشت‌کاری برای زود تموم‌کردن کارشون...

23
00:03:12,275 --> 00:03:14,027
‫و رفتن به ملاقات اون...

24
00:03:15,570 --> 00:03:18,239
‫به فهمیدن اینکه با یکی دیگه رفته بیرون، ختم شد.

25
00:03:25,371 --> 00:03:28,666
‫باید یکم بیشتر در مورد این مسائل فکر کنن...

26
00:03:29,125 --> 00:03:33,671
‫خیلی از دیوان‌سالارها سعی می‌کنن
‫لایحه‌هایی تصویب کنن که به نفع خودشون باشه.

27
00:03:34,255 --> 00:03:38,927
‫دلم برای اربابم می‌سوزه که مجبوره
‫بابت چنین لایحه‌های بی‌مصرفی اضافه‌کاری کنه.

28
00:03:45,975 --> 00:03:47,143
‫جینشی-ساما!

29
00:03:47,143 --> 00:03:50,313
‫دیگه از ساعت اداری گذشته. می‌شه بذاریش برای بعداً؟

30
00:03:50,313 --> 00:03:54,275
‫عه... مسئله مربوط به کار نیست... راستش...

31
00:03:59,197 --> 00:04:00,365
‫کونِن-دونو؟!

32
00:04:00,657 --> 00:04:01,824
‫جینشی-ساما.

33
00:04:01,824 --> 00:04:02,617
‫بریم!

34
00:04:06,204 --> 00:04:08,623
‫چه قدر ناراحت‌کننده...

35
00:04:09,040 --> 00:04:12,126
‫مثل اینکه یه کله‌گنده‌ای این دنیا رو ترک کرده.

36
00:04:12,460 --> 00:04:15,922
‫شاید بی‌رحمانه باشه، ولی نمی‌تونم...

37
00:04:15,922 --> 00:04:18,258
‫تو غم مرگ کسی که حتی یه‌بار هم ندیدمش، شریک بشم.

38
00:04:18,633 --> 00:04:23,012
‫مردی که سنش از پنجاه گذشته،
‫و به‌خاطر نوشیدن زیادی نوشیدنی مرده.

39
00:04:23,012 --> 00:04:24,806
‫معلومه آشیه که خودش پخته.

40
00:04:27,308 --> 00:04:32,939
‫از اونجایی که به‌ خودش زحمت داده
‫و ندیمه‌ی ارشد رو فرستاده دنبال نخود سیاه...

41
00:04:33,314 --> 00:04:36,609
‫داروساز، فکر می‌کنی واقعاً نوشیدنی بوده که باعث مرگش شده؟

42
00:04:37,402 --> 00:04:38,695
‫می‌دونستم می‌پرسه.

43
00:04:40,488 --> 00:04:45,159
‫هرکسی که نوشیدنی دوست داره باید بدونه که
‫زیاده‌روی توی نوشیدن خودش اصلِ سمه.

44
00:04:45,702 --> 00:04:48,997
‫نوشیدن مداوم می‌تونه به اعضای داخلی آسیب بزنه.

45
00:04:48,997 --> 00:04:52,917
‫نوشیدن زیادی یک‌جا خودش می‌تونه باعث مرگ بشه.

46
00:04:52,917 --> 00:04:56,754
‫شنیدم یه دورهمی با همکار‌هاش بوده و نوشیدنی‌ زیادی خورده.

47
00:04:56,754 --> 00:04:58,339
‫همون می‌تونه باعث مرگش باشه.

48
00:04:59,048 --> 00:05:01,676
‫ولی کونِن-دونو می‌دونستن کی دست بردارن.

49
00:05:01,676 --> 00:05:03,428
‫فکر نمی‌کنم زیاده‌روی دلیل مرگشون باشه.

50
00:05:06,889 --> 00:05:09,058
‫مردی که مرده اسمش کونِن بوده.

51
00:05:09,642 --> 00:05:12,687
‫یه جنگجوی پرانرژی بوده که
‫کوزه‌های نوشیدنی رو سر می‌کشیده،

52
00:05:12,687 --> 00:05:14,605
‫و علاوه‌بر این شخصیت محبوبی هم بوده.

53
00:05:14,605 --> 00:05:15,815
‫گائوشون.

54
00:05:15,815 --> 00:05:16,649
‫چشم.

55
00:05:17,233 --> 00:05:19,819
‫این نوشیدنی از همون دورهمیه.

56
00:05:22,155 --> 00:05:23,948
‫اوه، نوشیدنی!

57
00:05:23,948 --> 00:05:26,367
‫اون کوزه‌ای که کونِن-دونو ازش خوردن...

58
00:05:26,367 --> 00:05:29,037
‫افتاد روی زمین و محتویاتش از دست رفته.

59
00:05:30,705 --> 00:05:34,834
‫پس، اگه داخل کوزه سمی بوده باشه،
‫راهی نیست که ازش باخبر بشیم.

60
00:05:35,168 --> 00:05:36,711
‫دقیقاً همین‌طوره.

61
00:05:37,378 --> 00:05:41,883
‫چه متواضع. می‌دونه که درخواست غیرممکنی می‌کنه.

62
00:05:41,883 --> 00:05:45,136
‫بهتره همون‌طوری مثل همیشه‌ پر زرق و برق باشه.

63
00:05:45,678 --> 00:05:50,308
‫الان یه‌مدتی می‌شه که جینشی-ساما
‫بیشتر از قبل شبیه بچه‌ها به‌نظر می‌رسه.

64
00:05:55,521 --> 00:05:58,691
‫در عین شیرین بودن شورم هست.

65
00:05:58,691 --> 00:06:02,278
‫انگاری که یه‌نفر نمک برداشته و ریخته توی یه نوشیدنی‌ی شیرین...

66
00:06:02,779 --> 00:06:03,863
‫چی شده؟

67
00:06:03,863 --> 00:06:05,948
‫طعم غیرمعمولی داره.

68
00:06:05,948 --> 00:06:10,703
‫آره. مگه شیرین نیست؟
‫کونِن-دونو این‌طوری می‌پسندید.

69
00:06:10,703 --> 00:06:12,163
‫به شدت به شیرینی‌جات علاقه داشتن.

70
00:06:12,163 --> 00:06:16,918
‫حتی به بهترین گوشت‌های دودی و سنگ‌های نمک هم دست نمی‌زد.

71
00:06:16,918 --> 00:06:18,127
‫عـه...

72
00:06:18,127 --> 00:06:23,091
‫شنیدم که قبلاً غذاهای تند دوست داشتن،
‫ولی یه‌دفعه علاقه‌شون به شیرینی‌جات زیاد شد.

73
00:06:23,674 --> 00:06:26,219
‫حتی همه‌ی غذاهاشون هم شیرین شده بودن.

74
00:06:26,219 --> 00:06:28,137
‫این باعث قند خون می‌شه.

75
00:06:28,137 --> 00:06:30,765
‫می‌شه با واقعیت نزنی تو سر خاطراتم؟

76
00:06:31,474 --> 00:06:32,558
‫بازم داری می‌خوری؟

77
00:06:32,809 --> 00:06:35,478
‫از تندی رفته سراغ شیرینی،‌ ها؟

78
00:06:36,813 --> 00:06:39,107
‫توی مهمونی نمک هم در دسترس بوده؟

79
00:06:39,357 --> 00:06:44,362
‫آره. سنگ نمک، کیک ماه و گوشت خشک‌شده.

80
00:06:44,946 --> 00:06:46,906
‫اون‌ها رو هم می‌خوای؟

81
00:06:46,906 --> 00:06:49,909
‫نه، تا اون‌موقع نوشیدنی رو تموم کردم.

82
00:06:49,909 --> 00:06:51,619
‫نه، منظورم این نبود ها...

83
00:06:51,953 --> 00:06:55,540
‫می‌تونید کوزه‌ای که کونِن-ساما ازش خورده رو بیارید؟

84
00:06:55,540 --> 00:06:57,917
‫شکست و تکه‌تکه شد.

85
00:06:57,917 --> 00:06:59,001
‫مشکلی نداره.

86
00:07:05,633 --> 00:07:10,555
‫و اینکه، یه چیز دیگه هم هست که ازتون می‌خوام بررسیش کنید.

87
00:07:14,892 --> 00:07:16,269
‫با اجازه.

88
00:07:20,523 --> 00:07:22,191
‫گزارش خدمت شما.

89
00:07:22,191 --> 00:07:23,693
‫خیلی ممنونم.

90
00:07:28,614 --> 00:07:29,740
‫می‌دونستم.

91
00:07:31,617 --> 00:07:32,702
‫اینم کوزه‌ی نوشیدنی.

92
00:07:40,418 --> 00:07:41,669
خوردنش مشکلی نداره؟

93
00:07:42,128 --> 00:07:44,005
‫این سمی نیست.

94
00:07:50,303 --> 00:07:51,304
‫نمک؟

95
00:07:51,304 --> 00:07:58,936
‫بله. جینشی-ساما، ذکر کردین نه؟ که کونِن-ساما
‫چطور ناگهانی به شیرینی‌جات علاقه‌مند شدن...

96
00:07:58,936 --> 00:08:01,481
‫و بعد از اون دیگه فقط غذاهای شیرین می‌خوردن؟

97
00:08:01,481 --> 00:08:02,148
‫بله.

98
00:08:02,565 --> 00:08:08,029
‫اما این کوزه‌ی نوشیدنی انقدر نمک داشت که بعد
‫از خشک شدن بلورهاش به‌جا مونده.

99
00:08:09,947 --> 00:08:14,827
‫نمک برای بدن ضروریه، اما نمک بیش از اندازه هم می‌تونه سمی باشه.

100
00:08:14,827 --> 00:08:16,787
‫بنابراین، علت مرگش...

101
00:08:17,288 --> 00:08:21,584
‫با توجه به مقداری که نوشیدن و میزان نمکی که داشته،

102
00:08:21,584 --> 00:08:24,337
‫راحت می‌شه نتیجه گرفت علتش این بوده.

103
00:08:24,337 --> 00:08:28,883
‫بله، ولی وقتی یه‌چیزی انقدر شوره باید بتونی تشخیص بدی.

104
00:08:28,883 --> 00:08:32,053
‫اما ایشون نتونستند. لطفاً یه نگاهی به این بندازید.

105
00:08:33,346 --> 00:08:36,807
‫این یه گزارش از سبک زندگی کونِن-ساما هست.

106
00:08:38,184 --> 00:08:39,769
‫با قضاوت چیزی که این‌جا نوشته،

107
00:08:39,769 --> 00:08:44,148
‫گویا کونِن-ساما توانایی چشیدنِ نمک رو از دست دادن.

108
00:08:44,148 --> 00:08:45,233
‫اوه، نه...

109
00:08:45,983 --> 00:08:49,987
‫کونِن دیوان‌سالار جدی، ماهر و با شخصیت پرهیزکاری به‌نظر میومد.

110
00:08:56,661 --> 00:09:01,374
‫سال‌ها پیش زن و فرزندش رو در اثر یه بیماری همه‌گیر از دست داد.

111
00:09:02,375 --> 00:09:04,794
‫از اون روز شب و روزش به کار ختم می‌شد.

112
00:09:04,794 --> 00:09:08,756
‫تنها سرگرمیش نوشیدنی و شیرینی‌جات بود.

113
00:09:10,132 --> 00:09:12,218
‫بیماری‌ای هست که قدرت چشایی رو از بین می‌بره.

114
00:09:12,760 --> 00:09:16,055
‫که می‌تونه ناشی از رژیم غذایی نامتعادل و استرس باشه.

115
00:09:16,055 --> 00:09:18,641
‫افراد جدی گاهی‌اوقات احساساتشون رو سرکوب می‌کنن،

116
00:09:18,641 --> 00:09:21,018
‫و اون اضطراب ممکنه منجر به بیماری بشه.

117
00:09:21,352 --> 00:09:25,106
پس... کی توی کوزه‌ی نوشیدنی نمک ریخته؟

118
00:09:26,482 --> 00:09:29,819
‫تشخیص این کار بنده نیست.

119
00:09:30,278 --> 00:09:34,865
‫هرچند، توی نوشیدنی‌ای که من دیروز خوردم هم نمک بود.

120
00:09:35,616 --> 00:09:38,536
‫شاید کسی توی دورهمی، که نوشیدنی‌ی شیرین دوست نداشته...

121
00:09:38,536 --> 00:09:40,913
‫داخلش ریخته.

122
00:09:41,539 --> 00:09:46,002
‫از طرفی، آدم‌های زیادی هستند که از همکار
‫بی‌‌اندازه جدی‌ـشون کینه به دل دارن.

123
00:09:46,544 --> 00:09:49,672
‫شاید کمی نمک توی نوشیدنی‌ـشون ریختن،

124
00:09:49,672 --> 00:09:53,009
‫چون از ایشون دل خوشی نداشتن و می‌خواستن سربه‌سرشون بذارن.

125
00:09:54,302 --> 00:09:57,763
‫ولی چون ایشون در ظاهر بدون مشکل به نوشیدن ادامه دادن،

126
00:09:57,763 --> 00:10:00,933
‫شاید به امید اینکه متوجه بشن، نمک بیشتر و بیشتری اضافه کردن.

127
00:10:03,436 --> 00:10:04,395
‫گائوشون.

128
00:10:04,395 --> 00:10:05,104
‫بله.

129
00:10:06,188 --> 00:10:07,023
‫اطاعت می‌شه.

130
00:10:09,191 --> 00:10:11,110
‫عجب بزدلی‌ام.

131
00:10:11,527 --> 00:10:16,240
‫با این‌همه نشونه‌ای که ردیف کردم، تشخیص مجرم دیگه آب خوردنه.

132
00:10:17,658 --> 00:10:21,621
‫ولی نمی‌خوام من مستقیماً مسئول مجازات‌شدن کسی باشم.

133
00:10:22,455 --> 00:10:25,291
‫شرمنده که به زحمت افتادی. کمک‌حال بودی.

134
00:10:25,291 --> 00:10:25,916
‫مشکلی نیست.

135
00:10:26,834 --> 00:10:28,878
‫آویز شیشه‌ی آتش‌فشان...

136
00:10:29,587 --> 00:10:31,589
‫غمباد گرفته.

137
00:10:32,131 --> 00:10:34,175
‫انقدر شخص محترمی بودن؟

138
00:10:35,009 --> 00:10:37,678
‫آره. دوران جوونیم خیلی کمکم کردن.

139
00:10:42,808 --> 00:10:45,269
‫شبیه یه مرد جوون عادیه.

140
00:10:46,354 --> 00:10:49,148
‫این هم آخرش آدمیزاده ها.

141
00:10:51,692 --> 00:10:52,568
‫راستی!

142
00:10:53,486 --> 00:10:54,320
‫ها؟

143
00:10:56,364 --> 00:10:57,281
‫جایزه‌ت.

144
00:10:57,698 --> 00:10:58,658
بطری؟

145
00:10:58,658 --> 00:11:01,118
‫آره. مثل دیروزی نیست البته.

146
00:11:01,786 --> 00:11:02,870
‫نوشیدنی!

147
00:11:03,454 --> 00:11:05,164
‫جلوی ملت نخوریش.

148
00:11:05,498 --> 00:11:08,125
‫بله! ممنون از شما!

149
00:11:13,798 --> 00:11:16,175
‫اون‌قدرا به‌نظر قدردان نمیای.

150
00:11:16,175 --> 00:11:20,888
‫این‌طوریه؟ ولی شاید بهتر باشه شما دیگه برگردین سر کارتون.

151
00:11:22,306 --> 00:11:24,558
‫واکنشو ببین... داره شونه خالی می‌کنه.

152
00:11:24,558 --> 00:11:27,311
‫بهتره قبل از اینکه روی همدیگه تلنبار شن تمومشون کنید.

153
00:11:27,311 --> 00:11:28,813
‫من دارم با جدیت تمام کار می‌کنم...

154
00:11:28,813 --> 00:11:30,147
‫چطور کاری؟

155
00:11:30,147 --> 00:11:33,984
‫آه... مثلاً یه‌طور لایحه‌ی ویژه هست.

156
00:11:33,984 --> 00:11:37,279
‫ایده از این قراره که یه‌طور محدودیت سنی برای مصرف نوشیدنی برقرار بشه،

157
00:11:37,279 --> 00:11:39,824
‫تا از غرق‌شدن جوان‌ها توی خوردن نوشیدنی جلوگیری بشه.

158
00:11:39,824 --> 00:11:40,866
‫ها؟

159
00:11:41,242 --> 00:11:44,620
‫لایحه ممنوعیت مصرف نوشیدنی تا سن بیست سالگی رو پیشنهاد می‌کنه.

160
00:11:49,959 --> 00:11:51,252
‫جینشی-ساما...

161
00:11:52,378 --> 00:11:54,797
‫ببینین... تو رو خدا تحت هیچ شرایطی نذارید این لایحه تصویب شه.

162
00:11:59,051 --> 00:12:02,346
‫خب، این چیزی نیست که من سرخود درموردش تصمیم بگیرم.

163
00:12:02,346 --> 00:12:03,806
‫جـ ـ جینشی-ساما!

164
00:12:35,963 --> 00:12:37,089
‫حکیم!

165
00:12:40,551 --> 00:12:41,552
‫از این‌طرف!

166
00:12:48,934 --> 00:12:51,270
‫شانس آوردیم الان زمستونه.

167
00:12:51,270 --> 00:12:53,981
‫با وجودی که یه جسد غرق شده‌ست، ولی وضعیت خوبی داره.

168
00:12:53,981 --> 00:12:56,233
‫چطور می‌تونی مستقیم بهش نگاه کنی؟

169
00:12:56,233 --> 00:12:57,568
‫کجا پیدا شده؟

170
00:12:57,818 --> 00:12:59,737
‫توی خندق بیرونی شناور بود.

171
00:12:59,737 --> 00:13:02,531
‫باتوجه به لباسش، مطمئن شدیم از خدمتکارهای کاخ اندرونی‌ـه.

172
00:13:02,865 --> 00:13:05,993
‫که این‌طور. برای همین حکیم ما رو صدا زدن.

173
00:13:06,452 --> 00:13:08,579
‫ولی دکتری که مسئول کالبد شکافی‌ـه این‌طور رفتار می‌کنه...

174
00:13:08,579 --> 00:13:10,247
‫الحق که چاخانه.

175
00:13:10,247 --> 00:13:12,750
‫بانوی کوچک، می‌تونم اینو بسپرم به تو؟

176
00:13:12,750 --> 00:13:13,667
‫نخیر.

177
00:13:13,667 --> 00:13:14,418
‫ها؟

178
00:13:14,418 --> 00:13:17,087
‫به من دستور دادن به اجساد دست نزنم.

179
00:13:17,421 --> 00:13:19,256
‫غیرمنتظره بود.

180
00:13:19,256 --> 00:13:20,341
‫جینشی-ساما!

181
00:13:20,591 --> 00:13:22,718
‫روز بخیر، جینشی-ساما!

182
00:13:23,719 --> 00:13:25,721
‫به‌نظر کنار جسدا معذب نیستی.

183
00:13:25,721 --> 00:13:27,723
‫بهشون عادت کردم.

184
00:13:27,723 --> 00:13:31,101
‫تو کوچه‌ پس‌کوچه‌های منطقه‌ی سرگرمی بی‌قانونی بیداد می‌کنه.

185
00:13:31,477 --> 00:13:33,646
‫چرا نمی‌تونی به اجساد دست بزنی؟

186
00:13:33,646 --> 00:13:36,023
‫استادم از این کار منعم کرده.

187
00:13:36,357 --> 00:13:38,275
‫یه‌جور مرگ‌گریزی‌ـه؟

188
00:13:38,275 --> 00:13:39,151
‫نه...

189
00:13:39,735 --> 00:13:42,822
‫واسه اینه که می‌شه از آدم‌ها هم به‌عنوان
‫مواد اولیه‌ی دارویی استفاده کرد.

190
00:13:43,614 --> 00:13:45,950
‫به‌خاطر حس کنجکاویت، اگه فقط یه‌بار امتحانش کنی،

191
00:13:45,950 --> 00:13:49,286
‫طولی نمی‌کشه که شروع کنی به کندن قبر مرده‌ها.

192
00:13:49,286 --> 00:13:52,039
‫به‌هیچ‌وجه سراغ این کار نرو.

193
00:13:52,039 --> 00:13:53,415
‫چ‍ـ ــ چشم.

194
00:13:53,666 --> 00:13:54,875
‫که این‌طور.

195
00:13:55,709 --> 00:13:57,294
‫چه جواب گستاخانه‌ای.

196
00:13:57,586 --> 00:14:00,631
‫حکیم، می‌شه لطفاً از نزدیک یه نگاه بهش بندازی؟

197
00:14:01,340 --> 00:14:02,508
‫الساعه...

198
00:14:04,677 --> 00:14:06,136
‫وای!

199
00:14:06,136 --> 00:14:07,847
‫ای داد بیداد...

200
00:14:09,974 --> 00:14:16,230
‫قدش بلنده. یه پاش کفش چوبی و زمختی پوشیده...
‫و پای دیگه‌ش باندپیچی شده...

201
00:14:16,230 --> 00:14:18,065
‫سرانگشت‌هاش همه قرمزن.

202
00:14:20,276 --> 00:14:23,779
‫آبه حتماً خیلی یخ بوده.

203
00:14:28,784 --> 00:14:33,247
‫اون دختر یه خدمتکار بود و دیروز مثل همیشه مشغول به کار بود.

204
00:14:33,789 --> 00:14:38,794
‫به عقیده‌ی نگهبان‌ها دیشب از دیوار بالا رفته و خودشو پرت کرده توی آب.

205
00:14:38,794 --> 00:14:40,838
‫به عبارتی خودکشی کرده.

206
00:14:41,255 --> 00:14:43,340
‫خودکشی...

207
00:14:43,757 --> 00:14:44,758
‫نظرت چیه؟

208
00:14:45,092 --> 00:14:47,511
‫مطمئن نیستم که خودکشی کرده باشه،

209
00:14:47,511 --> 00:14:50,347
‫اما به‌نظرم امکان نداشت تنهایی از پسش بربیاد.

210
00:14:50,347 --> 00:14:51,682
‫منظورت چیه؟

211
00:14:52,016 --> 00:14:57,438
‫پای دیوار هیچ نردبون یا وسیله‌ی دیگه‌ای برای بالارفتن نبود.

212
00:14:57,438 --> 00:15:00,941
‫طول دیوارهای کاخ اندرونی کم کمش چهاربرابر قد منه.

213
00:15:01,233 --> 00:15:03,527
‫یعنی می‌گی که بدون داشتن وسیله نمی‌تونست بالا بره.

214
00:15:04,069 --> 00:15:05,571
‫در حالت عادی بله.

215
00:15:06,572 --> 00:15:10,868
‫اما اگه بخوایم دقیق شیم، می‌شه بدون وسیله هم از دیوار بالا رفت.

216
00:15:11,535 --> 00:15:14,914
‫اون قضیه‌ی روح چندوقت پیش رو یادتونه؟

217
00:15:14,914 --> 00:15:16,332
‫همنشین فویو؟

218
00:15:17,166 --> 00:15:22,129
‫همون‌جا بود که برجستگی‌هایی رو پیدا کردم
‫که به گمونم کارگرها ازشون استفاده می‌کردن.

219
00:15:23,297 --> 00:15:26,926
‫با این‌حال، بالا رفتن از اون‌ها کار هر زنی نیست،

220
00:15:26,926 --> 00:15:30,179
‫به‌خصوص زن‌هایی با پاهای باندپیچی‌شده،‌ مثل اون خدمتکار.

221
00:15:31,180 --> 00:15:35,517
‫باندپیچی پاها یه رسم با ریشه در این باوره
‫که پاها هرچه کوچک‌تر باشن، زیباترن.

222
00:15:36,143 --> 00:15:39,229
‫این روش روی همه‌ بچه ها استفاده نمیشده،

223
00:15:39,229 --> 00:15:43,233
‫اما توی کاخ اندرونی هم هرازگاهی چشمم
‫به این نوع راه رفتن خاص که حاکی از این امره میفته.

224
00:15:43,692 --> 00:15:45,402
‫پس اگه خودکشی نیست،

225
00:15:46,278 --> 00:15:47,863
‫یعنی می‌گی که قتله؟

226
00:15:47,863 --> 00:15:49,740
‫از این بابت مطمئن نیستم.

227
00:15:50,240 --> 00:15:54,244
‫اما به‌نظرم می‌تونیم با قطعیت بگیم که
‫موقع افتادن توی خندق زنده بوده.

228
00:15:55,454 --> 00:15:58,457
‫حتماً در تلاش برای بیرون کشیدن خودش از آب به دیوار چنگ انداخته.

229
00:15:58,916 --> 00:16:02,127
‫انگشت‌هاش خونی و قرمز بودن.

230
00:16:04,213 --> 00:16:05,130
‫بله...

231
00:16:06,382 --> 00:16:09,176
‫خودکشی، یا قتل...

232
00:16:17,851 --> 00:16:22,231
‫فکر کشتن خودم هرگز به ذهنم خطور نمی‌کنه.

233
00:16:22,856 --> 00:16:25,442
‫و ذره‌ای هم دلم نمی‌خواد کس دیگه‌ای این‌کارو بکنه.

234
00:16:26,360 --> 00:16:29,530
‫اگه می‌مردم، نمی‌تونستم دارو یا سم دیگه‌ای رو امتحان کنم.

235
00:16:32,574 --> 00:16:36,203
‫ولی اگه می‌مردم...

236
00:16:37,746 --> 00:16:39,415
‫به چی فکر می‌کنی؟

237
00:16:39,707 --> 00:16:42,001
‫این‌که از چه نوع سمی برای مردن استفاده می‌کردم.

238
00:16:42,501 --> 00:16:43,544
‫می‌خوای بمیری؟!

239
00:16:44,086 --> 00:16:48,841
‫اصلاً و ابداً. اما هیچکس از زمان مرگش خبر نداره.

240
00:16:50,551 --> 00:16:54,638
‫حتی اگه چیزی نباشه که خواستارش بوده، یه شخص سوم خبیث...

241
00:16:54,638 --> 00:16:57,141
‫می‌تونه باعث یه مرگ ناخواسته شه.

242
00:16:57,683 --> 00:16:58,976
‫مثل ماجرای کونن-ساما.

243
00:17:01,687 --> 00:17:05,190
‫هیچکس از زمان احتمالی وقوعش باخبر نیست.

244
00:17:05,566 --> 00:17:08,819
‫به هیچ صورتی نمی‌شه جلوی سرنوشت ایستاد...

245
00:18:21,767 --> 00:18:23,060
‫جینشی-ساما.

246
00:18:24,061 --> 00:18:24,978
‫چیه؟

247
00:18:27,106 --> 00:18:31,693
‫اگه یه‌وقت مسئولیت اعدام من به شما محول شد،
‫می‌شه مطمئن شید که با سم انجام شه؟

248
00:18:32,277 --> 00:18:33,445
‫این حرف از کجا اومد؟!

249
00:18:33,862 --> 00:18:39,034
‫من اگه مرتکب اشتباهی شم، احتمالاً شما
‫کسی باشید که دستور رو صادر می‌کنه.

250
00:18:49,419 --> 00:18:52,297
‫نکنه الان دخالت بیجا کردم؟

251
00:18:52,673 --> 00:18:55,300
‫عذر می‌خوام، من در جایگاهی نیستم که حق انتخاب داشته باشم.

252
00:18:55,884 --> 00:18:58,637
‫اگه به دار آویختن یا گردن زدن هم باشه شکایتی نمی‌کنم.

253
00:18:58,637 --> 00:19:00,889
‫نه، آخه واقعاً این حرف‌ها برای چیه؟!

254
00:19:02,683 --> 00:19:04,893
‫چون‌که جزو عوام محسوب می‌شم.

255
00:19:04,893 --> 00:19:07,729
‫زندگی من به جزئی‌ترین اشتباه بنده.

256
00:19:07,729 --> 00:19:09,356
‫من هرگز همچین کاری نمی‌کنم.

257
00:19:09,356 --> 00:19:13,569
‫مسئله‌ی «کردن یا نکردن» نیست. «تونستن یا نتونستن»ـه.

258
00:19:15,195 --> 00:19:17,614
‫مثل اینکه به یه جایی زور آوردم.

259
00:19:19,199 --> 00:19:22,161
‫اگه امر دیگه‌ای ندارید، از حضورتون مرخص می‌شم.

260
00:19:39,845 --> 00:19:43,390
‫بعداً، ازطریق شایعات فهمیدم

261
00:19:43,390 --> 00:19:47,895
‫که خدمتکار مرده، توی ضیافت باغی که
‫جریان مسمومیت پیش اومد حضور داشت.

262
00:19:48,770 --> 00:19:51,106
‫خواستنامه‌ای با محتوای مرتبط باهاش پیدا کردن،

263
00:19:51,106 --> 00:19:53,942
‫درنتیجه پرونده با حساب خودکشی بسته شد.

264
00:20:01,366 --> 00:20:04,244
‫گزارش مربوط به اون روز بالأخره آماده‌ست.

265
00:20:04,578 --> 00:20:08,498
‫دوماه از وقتی که ازت خواستم کسی رو
‫با جای سوختگی روی ساعدهاش پیدا کنی، می‌گذره.

266
00:20:09,374 --> 00:20:10,959
‫زیادی طولش دادی.

267
00:20:10,959 --> 00:20:12,711
‫خیلی عذر می‌خوام.

268
00:20:12,711 --> 00:20:14,630
‫خب، کی بود؟

269
00:20:15,088 --> 00:20:18,300
‫بله. درواقع مقام‌شون بالاتر از حد انتظارم بود.

270
00:20:19,468 --> 00:20:21,553
‫فنگ‌مینگ، از کاخ لعل.

271
00:20:27,017 --> 00:20:30,270
‫ندیمه‌ی ارشد همنشین آدوئو.

272
00:20:32,314 --> 00:20:33,315
‫که این‌طور.

273
00:20:34,483 --> 00:20:35,567
‫مرخصی.

274
00:20:41,615 --> 00:20:42,866
‫همنشین آدوئو...

275
00:22:25,510 --> 00:22:28,055
‫قسمت بعدی: «عسل»
