﻿1
00:01:48,191 --> 00:01:50,110
‫برگشتم خونه.

2
00:01:56,157 --> 00:01:57,784
‫خیلی چسبناک شده...

3
00:01:58,743 --> 00:02:00,036
‫بابا...

4
00:02:01,246 --> 00:02:02,789
‫حتماً بیرون سر زمینه.

5
00:02:09,838 --> 00:02:14,801
‫کاش تو این سن‌وسال دست از کار کردن توی زمین می‌کشید،

6
00:02:15,426 --> 00:02:20,682
‫ولی از بدِ حادثه عاشق دارو درست کردن
‫با گیاهانی‌ـه که خودش پرورش می‌ده.

7
00:02:25,145 --> 00:02:26,020
‫درو شکوندی.

8
00:02:28,898 --> 00:02:31,526
‫تاحالا ندیدمت. خدمتکار یه جای دیگه‌ای؟

9
00:02:31,609 --> 00:02:32,318
‫بابام-

10
00:02:32,402 --> 00:02:32,986
‫باهام بیا!

11
00:02:32,986 --> 00:02:33,695
‫هی!

12
00:02:41,244 --> 00:02:44,330
‫نه‌سان! داروساز رو آوردم!

13
00:02:44,330 --> 00:02:44,956
‫عجله کن!

14
00:02:45,248 --> 00:02:46,166
‫این بو...

15
00:02:47,542 --> 00:02:50,753
‫داروساز جان! مجبورشون کردم بالا بیارن، ولی...

16
00:02:53,923 --> 00:02:54,591
‫کافی نیست!

17
00:02:56,759 --> 00:02:58,052
‫مَرده نفس نمی‌کشه!

18
00:02:58,094 --> 00:03:00,597
‫مطمئن می‌شیم چیزی توی گلوشون نمونده باشه.

19
00:03:00,597 --> 00:03:01,347
‫اون رو می‌سپرم به تو.

20
00:03:01,347 --> 00:03:02,849
‫ب‍ـ ـ بله!

21
00:03:04,392 --> 00:03:07,145
‫ضربان نداره. چیزی توی گلوش گیر نکرده.

22
00:03:13,860 --> 00:03:15,278
‫فقط بزاقه.

23
00:03:18,114 --> 00:03:19,115
‫آب بیارید!

24
00:03:19,449 --> 00:03:22,535
‫بهش آب ندید! زغال چوب بیارید. زغال چوب!

25
00:03:22,535 --> 00:03:23,912
‫چ‍ـ ـ چشم!

26
00:03:33,630 --> 00:03:36,549
‫نشد که صبح عالیم متعالی بشه.

27
00:03:37,217 --> 00:03:39,844
‫وای، شدیداً حموم لازمم...

28
00:03:39,844 --> 00:03:43,514
‫ممنون،‌ داروساز جان. وضعیت هردوشون الان ثابته.

29
00:03:43,723 --> 00:03:45,308
‫آه، اون رو بذارید بمونه.

30
00:03:45,308 --> 00:03:46,476
‫حتی چیزی رو که روش بالا آوردن؟

31
00:03:46,809 --> 00:03:48,895
‫ممکنه هنوز سم توش باشه.

32
00:03:48,895 --> 00:03:49,979
‫سم...

33
00:03:51,731 --> 00:03:53,650
‫می‌رم چای دم کنم.

34
00:03:57,779 --> 00:04:01,366
‫دو فردی که اینجا بیهوش شدن، یکی مستخدم بود و دیگری مشتری‌.

35
00:04:01,366 --> 00:04:04,744
‫اتاق بوی مواد گرفته بود.

36
00:04:06,079 --> 00:04:08,081
‫دو بطری.

37
00:04:08,706 --> 00:04:10,625
‫جام‌های شیشه‌ای شکسته.

38
00:04:11,751 --> 00:04:14,087
‫این... ساقه‌ی گندمه؟

39
00:04:15,004 --> 00:04:17,548
‫یه چپق و کمی برگ مواد.

40
00:04:18,216 --> 00:04:21,177
‫واسه دردسر تراشیدن از جون مایه گذاشتن.

41
00:04:21,761 --> 00:04:23,805
‫زغال چوب رو آوردم...

42
00:04:23,805 --> 00:04:26,432
‫خوبه. ضمناً، یه لوح تحریر و یه‌چیزی که
‫باهاش بنویسم برام بیار.

43
00:04:26,432 --> 00:04:27,308
‫هــــه؟

44
00:04:29,477 --> 00:04:33,564
‫پدرم باید بیرون سر زمین نزدیک دیوار جنوبی باشه.

45
00:04:33,564 --> 00:04:34,899
‫بعداً بیارش اینجا.

46
00:04:35,233 --> 00:04:36,776
‫فهمیدم.

47
00:04:47,745 --> 00:04:49,539
‫دیر کردی، بابا.

48
00:04:49,539 --> 00:04:52,542
‫این دخترک نگران پام بود.

49
00:04:52,834 --> 00:04:54,502
‫زغال چوب رو له کردم.

50
00:04:54,961 --> 00:04:58,881
‫خب پس، بیا با گیاهان دارویی مخلوطش کنیم و فوراً بدیم بخورن.

51
00:05:00,925 --> 00:05:01,968
‫اون چطوره...؟

52
00:05:01,968 --> 00:05:04,721
‫خطرو رد کرده. به اون هم دارو دادن.

53
00:05:05,930 --> 00:05:08,433
‫عملکردت برای مداواشون بد نبود.

54
00:05:08,433 --> 00:05:10,143
‫یعنی چی «بد نبود»؟

55
00:05:11,769 --> 00:05:17,400
‫بابا برای پی بردن به مسائل مختلف
‫می‌تونه به جزئی‌ترین اطلاعات هم اکتفا کنه.

56
00:05:19,152 --> 00:05:21,195
‫به‌نظرت این چه‌نوع سمی بود؟

57
00:05:21,487 --> 00:05:22,405
‫شروع شد!

58
00:05:29,495 --> 00:05:33,207
‫بابا بعضی‌وقتا برای یاد دادن چیزی به من
‫از این راه استفاده می‌کنه.

59
00:05:34,542 --> 00:05:36,669
‫برگ‌هایسموم کشنده‌ای‌ان.

60
00:05:36,669 --> 00:05:39,255
‫این چیزیه که توی یه خودکشی دونفره ازش استفاده می‌کنن.

61
00:05:39,547 --> 00:05:42,008
‫نذاشتی آب بخورن، مگه نه؟

62
00:05:42,425 --> 00:05:44,177
‫آب شرایط رو بدتر می‌کرد، مگه نه؟

63
00:05:44,177 --> 00:05:48,264
‫درسته. اسید معده در مواردی می‌تونه
‫از جذب سم به بدن جلوگیری کنه،

64
00:05:48,264 --> 00:05:50,266
‫بنابراین رقیق کردنش ممکنه وضعیت رو بدتر کنه.

65
00:05:50,767 --> 00:05:55,063
‫اما، چی می‌شد اگه این سم از قبل با آب قاطی شده بود؟

66
00:05:57,190 --> 00:05:59,776
‫هیچ اثری از برگتوی استفراغ نیست.

67
00:05:59,776 --> 00:06:02,987
‫حواسم نبود. شاید هنوز تو حالت خواب و بیداری‌ام.

68
00:06:02,987 --> 00:06:06,866
‫اگه سم با آب قاطی شده باشه،
‫در برخی موارد بهتره با آب بیشتر رقیقش کنی.

69
00:06:07,533 --> 00:06:09,077
‫خوبه. فهمیدم.

70
00:06:11,746 --> 00:06:13,247
‫شرمنده که بهتون زحمت دادیم.

71
00:06:13,247 --> 00:06:17,877
‫با خوراکی‌هایی که مختص مشتری‌هاست ازمون
‫پذیرایی می‌کنه؟ چه دست‌ودل‌باز.

72
00:06:20,630 --> 00:06:25,176
‫که این‌طور، باعث می‌شه جای پودر روی جام نمونه.

73
00:06:27,053 --> 00:06:31,265
‫به معنای واقعی نجاتمون دادید.
‫این رو به‌عنوان نشان کوچکی از قدردانی ما بپذیرید.

74
00:06:31,808 --> 00:06:33,142
‫نه،‌ لازم نیست-

75
00:06:33,142 --> 00:06:36,646
‫بابا، از پس هزینه‌ی اجاره‌ی این ماه برمیای؟

76
00:06:36,646 --> 00:06:37,730
‫در این صورت...

77
00:06:37,730 --> 00:06:39,816
‫امان از دست این پیرمرد...

78
00:06:44,112 --> 00:06:48,324
‫حتماً یه خودکشی دونفره بوده.
‫توی منطقه‌ی سرگرمی اونقدرا اتفاق نادری نیست.

79
00:06:48,741 --> 00:06:52,745
‫البته، اون مرد خیلی خوش‌پوش بود.

80
00:06:52,745 --> 00:06:54,497
‫چهره‌ی جذابی هم داشت.

81
00:06:54,497 --> 00:06:57,250
‫بهش نمی‌خورد دستش از پول کوتاه باشه.

82
00:06:57,542 --> 00:07:00,336
‫پیش‌داوری کردنم براساس تصورات عامه
‫زیاد به مذاق بابا خوش نمیومد، ولی...

83
00:07:02,713 --> 00:07:04,382
‫به‌نظر نمی‌رسید

84
00:07:04,382 --> 00:07:07,468
‫از روی ناامیدی به‌خاطر آینده‌شون با یکی سم بخوره.

85
00:07:12,098 --> 00:07:13,558
‫می‌رم یه سری بهشون بزنم.

86
00:07:14,475 --> 00:07:17,478
‫انگار مرده توی شرایط بدتری بود...

87
00:07:25,194 --> 00:07:26,070
‫چه غلطی می‌کنی؟!

88
00:07:31,159 --> 00:07:34,579
‫جلومو نگیر! این یارو حقشه که بمیره!

89
00:07:51,304 --> 00:07:53,931
‫شـ ـ‌ شماها... چیکار می‌کنی؟!

90
00:07:57,477 --> 00:08:01,397
‫داروساز جان، می‌تونم باهاتون صحبت کنم؟

91
00:08:06,611 --> 00:08:09,739
‫اون مرد همیشه از اون مشتری‌های دردسرساز بود.

92
00:08:10,198 --> 00:08:14,243
‫همه به‌شدت ازش بیزار بودن. حتی یه‌بار یکی سعی کرد با چاقو بهش حمله کنه.

93
00:08:14,994 --> 00:08:17,538
‫در گذشته هم مسموم شده بود.

94
00:08:17,538 --> 00:08:21,042
‫ولی پدرش یه تاجر ثروتمنده که لوس بارش آورده.

95
00:08:21,042 --> 00:08:23,503
‫هر مشکلی رو با پول حل‌و‌فصل می‌کنه.

96
00:08:24,795 --> 00:08:29,884
‫اخیراً، از پدرش خواسته که برای گشت‌و‌گذارش
‫تو این جاها براش محافظ استخدام کنه.

97
00:08:30,301 --> 00:08:32,970
‫خواهر بزرگ‌تر این دخترم همون مرده دست‌به‌سر کرد.

98
00:08:34,388 --> 00:08:37,975
‫از اینکه قرار بود با اون زندگی کنه خیلی خوشحال بود،

99
00:08:37,975 --> 00:08:40,978
‫ولی روزی که قرار بود آزادیش رو بخره، یه‌دفعه پا پس کشید.

100
00:08:45,566 --> 00:08:48,528
‫برای همین... فکر می‌کنم نمی‌تونه ازش بگذره.

101
00:08:48,528 --> 00:08:52,240
‫اونی که امروز سم رو خورد هم باهاش صمیمی بوده.

102
00:08:52,240 --> 00:08:54,283
‫پس ازم می‌خوای وانمود کنم شتر دیدم،‌ ندیدم؟

103
00:08:54,283 --> 00:08:57,286
‫اگه این‌قدر مشکل می‌تراشه، چرا ورودشو قدغن نمی‌کنید؟

104
00:08:57,286 --> 00:09:00,039
‫اون کارمند کسی بود که اول بهش دل باخت.

105
00:09:00,790 --> 00:09:03,251
‫به گمونم پخش‌شدن شایعه‌ی خودکشی دونفره...

106
00:09:03,251 --> 00:09:06,420
‫اوضاع رو برای اون ها بدترم می‌کنه.

107
00:09:06,754 --> 00:09:08,673
‫پس بگو چرا حسابی از خجالت‌مون در اومدن...

108
00:09:08,673 --> 00:09:12,885
‫چون مانع این شدیم که مرگ بچه‌ی یه تاجر مایه‌دار بمونه رو دستشون.

109
00:09:12,885 --> 00:09:14,220
‫و...

110
00:09:16,305 --> 00:09:20,476
‫همینم باعث شد حس کنه در حقش جفا شده.

111
00:09:23,312 --> 00:09:24,397
‫متوجه‌م.

112
00:09:27,149 --> 00:09:30,319
‫امروزو که خیلی اتفاقی خونه بودم،

113
00:09:30,319 --> 00:09:35,700
‫ولی اگه دختره مشتری همیشگی‌مونه،
‫احتمالاً در جریان بوده که بابا چه‌موقع خونه نیست.

114
00:09:37,702 --> 00:09:40,037
‫معمولاً توی چنین مواقعی آدم یه دکتر خبر می‌کنه،

115
00:09:40,037 --> 00:09:42,999
‫ولی اون رفت دنبال داروسازی که توی خونه‌ش نیست بگرده.

116
00:09:43,833 --> 00:09:47,128
‫اون فسقله خدمتکار ترسناک‌تر از چیزیه که نشون می‌ده.

117
00:09:49,839 --> 00:09:53,968
‫حیف شد که سفرت به خونه ختم به چنین داستانی شد.

118
00:09:53,968 --> 00:09:55,803
‫بابا، پولی که اون‌موقع دادن رو نشونم بده.

119
00:09:55,803 --> 00:09:56,721
‫همم؟

120
00:09:57,179 --> 00:09:59,682
‫اوهوم، همه‌ش اینجاست.

121
00:09:59,682 --> 00:10:02,685
‫حدسشو می‌زدم، حق‌السکوتم گذاشته روش.

122
00:10:02,685 --> 00:10:04,687
‫ولی، یه چیزی فکرمو درگیر کرده.

123
00:10:05,479 --> 00:10:08,107
‫طبق شنیده‌ها، مرده عقلش خوب کار می‌کرده.

124
00:10:08,608 --> 00:10:15,072
‫نکنه به‌زور وادارش کرده؟ نه، اونی که قبلاً یه‌بار مسموم شده به این راحتی-

125
00:10:15,656 --> 00:10:19,368
‫مائومائو،‌ نباید بر اساس حدس‌و‌گمان نظر بدی.

126
00:10:20,328 --> 00:10:23,289
‫بابا، تو همین الانشم فهمیدی قضیه واقعاً چی بوده، مگه نه؟

127
00:10:27,126 --> 00:10:33,049
‫سعی کن یادت بیاد... که صحنه چه شکلی بوده و احتمالاً چی رو از قلم انداختی.

128
00:10:33,049 --> 00:10:34,675
‫برگ‌هایسم کشنده‌ن.

129
00:10:34,675 --> 00:10:36,761
‫خودش می‌شه راهکار یه خودکشی دونفره.

130
00:10:36,761 --> 00:10:40,514
‫هرچند، چی‌ می‌شد اگه سم از قبل با آب قاطی شده بود؟

131
00:10:40,514 --> 00:10:42,892
‫اون زن کسی بود که اول بهش دل باخت.

132
00:10:42,892 --> 00:10:45,061
‫این یارو حقشه که بمیره!

133
00:10:45,061 --> 00:10:48,606
‫اون کسی که امروز سم رو خورد هم باهاش صمیمی بوده.

134
00:10:48,606 --> 00:10:52,985
‫که این‌طور، این‌طوری لکه‌ای روی جام نمی‌مونه.

135
00:10:56,155 --> 00:10:58,324
‫این یه خودکشی دونفره نبوده...

136
00:10:58,908 --> 00:11:00,284
‫قتل بوده.

137
00:11:06,749 --> 00:11:13,089
‫آبِ مسموم، ساقه‌های گندم، دوتا نوشیدنی جداگونه با رنگ‌های متفاوت...

138
00:11:16,592 --> 00:11:18,094
‫می‌دونم.

139
00:11:21,639 --> 00:11:24,016
‫قتل بوده، نه یه خودکشی دونفره.

140
00:11:24,016 --> 00:11:27,103
‫و این اون خادم بوده که سعی کرده مرده رو بکشه،

141
00:11:27,645 --> 00:11:31,607
‫اونم با نوشیدنی‌هایی که سم قاطی‌شون بوده.

142
00:11:32,024 --> 00:11:35,945
‫ولی مرده به‌قدری حواس‌جمع بوده که نگهباناشو با خودش بیاره.

143
00:11:35,945 --> 00:11:38,197
‫چطوری تونسته وادارش کنه که سم رو سر بکشه؟

144
00:11:39,198 --> 00:11:41,367
‫برای همینه که یه حقه‌ای سوار کرده.

145
00:11:41,367 --> 00:11:44,203
‫دوتا نوشیدنی، یه جام.

146
00:11:44,704 --> 00:11:49,250
‫نوشیدنی‌های متفاوت وزن و غلظت متفاوتی هم دارن.

147
00:11:49,667 --> 00:11:53,963
‫با ریختن یه نوشیدنی سبک‌تر به آرومی روی یه نوشیدنی سنگین،

148
00:11:53,963 --> 00:11:56,382
‫می‌تونی یه نوشیدنی چندلایه‌ی خوشگل درست کنی.

149
00:12:06,642 --> 00:12:09,186
‫بعد از اون، خودش هم از لایه‌ی بالایی نوشید.

150
00:12:09,437 --> 00:12:11,939
‫فقط یه‌ذره، که یه‌وقت باعث مرگش نشه.

151
00:12:12,565 --> 00:12:15,276
‫نمی‌خواست که خودشم جونشو از دست بده.

152
00:12:19,864 --> 00:12:24,535
‫اون این‌کارو صبح انجام داد تا امکان مرگش رو بیشتر کنه،

153
00:12:24,535 --> 00:12:26,787
‫و خودش زنده بمونه.

154
00:12:26,787 --> 00:12:30,750
‫و خیلی راحت، یه‌نفر برسه و شاهد ماجرا باشه.

155
00:12:31,959 --> 00:12:35,921
‫لطیف به‌نظر می‌رسه، اما در واقع زیادی زرنگه.

156
00:13:01,614 --> 00:13:05,534
‫نه-سان، داری چیکار می‌کنی؟! باید توی تخت بمونی!

157
00:13:05,534 --> 00:13:08,370
‫اون خدمتکار کوچولو هم یه‌کم رفتارش عجیب بود.

158
00:13:08,662 --> 00:13:10,956
‫برای اینکه مطمئن بشه اون مرده زنده نمی‌مونه،

159
00:13:10,956 --> 00:13:13,876
‫رفت سراغ یه داروساز، نه دکتر.

160
00:13:13,876 --> 00:13:16,003
‫حسابی هم لفتش داد تا بابا رو بیاره اونجا.

161
00:13:16,670 --> 00:13:20,007
‫یعنی نگران نبود که «نه-چانش» بیفته بمیره؟

162
00:13:20,508 --> 00:13:26,222
‫یعنی نگران نبود که دوباره یکی از نزدیکانش، مثل خواهر واقعیش بمیره؟

163
00:13:26,555 --> 00:13:30,768
‫انگاری که از قبل خبر داشت اون قراره زنده بمونه.

164
00:13:30,768 --> 00:13:32,978
‫یا شایدم دارم زیادی ذهنمو درگیر می‌کنم؟

165
00:13:33,687 --> 00:13:36,982
‫به علاوه، خادم‌های دیگه با دختر خدمتکار همدردی می‌کردن.

166
00:13:37,441 --> 00:13:40,027
‫به علاوه، اون پیرزن دست‌ودل‌باز...

167
00:13:40,027 --> 00:13:43,739
‫وقتی شک بیفته به جونم دیگه کسی جلودارم نیست.

168
00:13:44,281 --> 00:13:46,158
‫نکنه داشتن...

169
00:13:50,246 --> 00:13:53,707
‫نباید از روی حدس و گمان حرف بزنم.

170
00:13:56,043 --> 00:13:58,712
‫واقعاً دلم می‌خواست برگردم به منطقه‌ی سرگرمی،

171
00:13:58,712 --> 00:14:01,131
‫ولی سرتهشو که بزنی، فرقی با کاخ اندرونی نداره.

172
00:14:01,674 --> 00:14:04,510
‫جفتش یه باغ و یه قفسه.

173
00:14:05,261 --> 00:14:09,223
‫همه با هوای کهنه و گیرافتاده مسموم می‌شن.

174
00:14:09,974 --> 00:14:13,519
‫خادم‌ها هم سمای اطرافشون رو نشخوار می‌کنن...

175
00:14:13,519 --> 00:14:16,063
‫تا خودشون سم لذیذی بشن.

176
00:14:19,984 --> 00:14:23,070
‫نمی‌دونم چه بلایی سر اون زن میاد.

177
00:14:23,070 --> 00:14:27,324
‫شاید اون مشتری دردسرساز ادعا کنه که سعی کرده مسمومش کنه.

178
00:14:27,324 --> 00:14:32,037
‫شایدم به‌جاش عمارت اونو متهم کنه که به کالاش آسیب زده.

179
00:14:41,338 --> 00:14:43,382
‫مراقب خودت باش.

180
00:14:43,382 --> 00:14:44,466
‫تو هم بابا.

181
00:14:45,175 --> 00:14:46,385
‫من رفتم.

182
00:14:47,928 --> 00:14:52,266
‫تو یه چشم به‌هم‌زدن سه روز بازگشت به خونه‌م تموم شد.

183
00:14:53,100 --> 00:14:57,021
‫یه بار که طعم خوشی رو بچشی، دیگه برگشتت با کرام‌الکاتبینه.

184
00:14:58,105 --> 00:15:00,983
‫دفعه‌ی دیگه که اومدی خبرم کن.

185
00:15:01,483 --> 00:15:04,778
‫شکر خدا خریدار بعدیم هم از الان معلوم شد.

186
00:15:10,451 --> 00:15:13,704
‫چرا... این‌طوری بد بهم نگاه می‌کنه؟

187
00:15:13,704 --> 00:15:15,122
‫بهتره زودتر فلنگو ببندم.

188
00:15:15,581 --> 00:15:17,833
‫خب دیگه می‌رم لباس‌هامو عوض کنم.

189
00:15:17,833 --> 00:15:18,709
‫بعداً!

190
00:15:18,709 --> 00:15:19,293
‫همه چیو!

191
00:15:19,293 --> 00:15:20,669
‫واسه‌مون تعریف کنی‌ ها!

192
00:15:23,923 --> 00:15:26,425
‫توی پذیرایی منتظرت می‌مونم.

193
00:15:39,438 --> 00:15:40,940
‫با اجازه.

194
00:15:44,902 --> 00:15:47,780
‫یه‌طورایی خیلی عُنُق به‌نظر میاد.

195
00:15:49,031 --> 00:15:50,699
‫دارم حساسیت به خرج می‌دم؟

196
00:15:51,325 --> 00:15:52,701
‫به امید خدا که حساسیت به خرج می‌دم.

197
00:15:52,701 --> 00:15:53,535
‫حساسیت منه بابا.

198
00:15:55,162 --> 00:15:57,998
بعدم... چرا فقط ما دوتاییم؟

199
00:15:58,540 --> 00:16:01,210
‫پس رفتی خونه، ها؟

200
00:16:01,210 --> 00:16:02,086
‫بله.

201
00:16:02,962 --> 00:16:04,380
‫چطور بود؟

202
00:16:04,380 --> 00:16:06,840
‫اوضاع همه خوب بود، پس راضیم.

203
00:16:08,258 --> 00:16:09,510
‫عجب.

204
00:16:09,510 --> 00:16:10,302
‫بله.

205
00:16:11,971 --> 00:16:15,099
‫این یارو لی‌هاکو چطور آدمی بود؟

206
00:16:15,975 --> 00:16:17,851
‫اوه... ضامنم بودن.

207
00:16:18,435 --> 00:16:20,980
‫اسم اونو از کجا می‌دونه؟

208
00:16:22,439 --> 00:16:26,068
هیچ می‌دونی یعنی چی؟... معنی این کار؟

209
00:16:26,068 --> 00:16:31,323
‫بله. فقط یه مقام رسمی عالی‌رتبه با سوابق خوب می‌تونه یه ضامن بشه.

210
00:16:36,537 --> 00:16:38,539
‫بهت گیره‌ی مو داد؟

211
00:16:38,539 --> 00:16:42,251
‫داشتن چندتایی پخش می‌کردن، من هم یه‌دونه هدیه‌ی مشارکت گیرم اومد.

212
00:16:42,793 --> 00:16:46,088
‫پس یعنی... من به یه هدیه‌ی مشارکت باختم؟

213
00:16:48,716 --> 00:16:52,928
‫تا یادمه منم یکی بهت دادم، ولی هیچ خبری ازت نشد.

214
00:16:53,929 --> 00:16:54,930
‫ها؟

215
00:16:55,431 --> 00:17:00,894
چشه این؟ چون به‌جاش از اون کمک نخواستم اوقاتش تلخه؟

216
00:17:01,311 --> 00:17:07,192
‫چه آدم عجیبیه. مثل روز روشنه بهتره توی هیچ دردسر نیفتی که.

217
00:17:07,609 --> 00:17:11,905
‫انقدر حوصله‌ش سر رفته که تشنه‌ی توجه شده؟
‫حتی اگه براش دردسرساز بشه؟

218
00:17:12,489 --> 00:17:18,454
‫متأسفم، بازپرداختی به ذهنم نرسید که به مذاق شما خوش بیاد، جینشی-ساما.

219
00:17:21,123 --> 00:17:22,499
بازپرداخت چه صیغه‌ایه؟

220
00:17:23,208 --> 00:17:26,754
‫تو به اون یارو لی‌هاکو چیزی دادی؟

221
00:17:26,754 --> 00:17:30,466
‫بله، براشون یک شب با رویاهای شیرین آرزو کردم.

222
00:17:32,217 --> 00:17:33,343
‫یه شب...

223
00:17:34,261 --> 00:17:36,889
‫به‌نظر بسیار راضی میومدن.

224
00:17:36,889 --> 00:17:39,600
‫خودمم راضیم، چون همه‌جوره مایه گذاشتم.

225
00:17:43,645 --> 00:17:45,773
دارید چیکار می‌کنید؟

226
00:17:45,773 --> 00:17:47,983
‫با اجازه تا قبل از اینکه لک بشه پاکش می‌کنم.

227
00:17:49,985 --> 00:17:52,738
‫باید فوراً بشوریدش.

228
00:17:55,616 --> 00:17:59,369
‫خودم تیکه‌های فنجون رو برمی‌دارم. شما دست نزنید.

229
00:18:02,206 --> 00:18:03,332
‫با اجازه.

230
00:18:03,332 --> 00:18:04,500
‫ووش!

231
00:18:11,381 --> 00:18:12,341
‫آخ!

232
00:20:05,204 --> 00:20:08,373
‫قسمت بعد: «خودکشی یا قتل؟»
