﻿1
00:01:35,011 --> 00:01:37,013
‫بابا!

2
00:01:39,974 --> 00:01:40,975
‫بابا!

3
00:01:46,022 --> 00:01:50,026
‫قسمـــــــــت 7

4
00:01:53,029 --> 00:01:55,990
‫یعنی بابا... حالش خوبه.

5
00:01:59,035 --> 00:02:02,038
‫راستی. دیروز، بعد ضیافت باغ...

6
00:02:02,038 --> 00:02:03,998
‫چی داری می‌گی؟!

7
00:02:03,998 --> 00:02:06,960
‫وزیری که از سم خورد الان توی وضعیت بحرانی به‌سر می‌بره!

8
00:02:06,960 --> 00:02:08,044
‫کسالت داری. هرچقدر می‌تونی بخواب!

9
00:02:10,046 --> 00:02:13,007
‫به‌ لطف اون‌ها، یه دل سیر خوابیدم.

10
00:02:13,007 --> 00:02:15,051
‫ولی تا ظهر خوابیدن هم زیاده‌روی‌ـه.

11
00:02:20,974 --> 00:02:23,977
‫حالا دیگه نمی‌تونم بدون گریم برم.

12
00:02:28,022 --> 00:02:29,023
‫عه‌وا.

13
00:02:29,065 --> 00:02:31,067
‫می‌تونستی یه روز مرخصی بگیری.

14
00:02:31,985 --> 00:02:35,989
‫نمی‌تونم همچین چیزی رو قبول کنم.
‫لطفاً کاری بهم محول کنید.

15
00:02:35,989 --> 00:02:37,991
‫ها؟ کک‌ومک‌هات.

16
00:02:37,991 --> 00:02:42,036
‫بدون این‌ها احساس راحتی نمی‌کنم.
‫می‌شه بذارم بمونن؟

17
00:02:42,036 --> 00:02:44,038
‫درک می‌کنم چی می‌گی.

18
00:02:44,038 --> 00:02:49,002
‫همه مدام پافشاری می‌کردن که بدونن اون ندیمه کیه.

19
00:02:49,002 --> 00:02:50,962
‫عذر می‌خوام.

20
00:02:50,962 --> 00:02:52,005
‫اشکالی نداره.

21
00:02:52,005 --> 00:02:55,049
‫راستی، گائوشون از صبح اومده اینجا
‫و هنوز تشریف نبرده. می‌خوای چیکار کنی؟

22
00:02:56,050 --> 00:03:00,013
‫به‌نظر حوصله‌ش سر رفته بود، برای همین
‫ازش خواستم علف‌های هرز رو بِکنه.

23
00:03:01,014 --> 00:03:02,056
‫علف‌های هرز...

24
00:03:02,056 --> 00:03:06,060
‫توی ضیافت باغ، تو جایگاه نسبتاً بالارتبه‌ای بود.

25
00:03:06,060 --> 00:03:08,021
‫واقعاً که آدم باملاحظه‌ایه.

26
00:03:08,980 --> 00:03:13,985
‫مطمئنم به نوبه خودش دل ندیمه‌ها رو برده.

27
00:03:15,028 --> 00:03:18,990
‫می‌تونم از اتاق پذیرایی استفاده کنم؟

28
00:03:19,032 --> 00:03:21,993
‫مشکلی نیست. هونگ‌نیانگ.

29
00:03:21,993 --> 00:03:22,035
‫چشم.

30
00:03:22,035 --> 00:03:26,039
‫شاید اشتباه می‌کنم، ولی انگار
‫چشم‌های هونگ‌نیانگ هم برق می‌زنه.

31
00:03:26,998 --> 00:03:29,000
‫جینشی-ساما ازم خواستن این رو بیارم خدمتتون.

32
00:03:30,960 --> 00:03:34,964
‫این همون سوپی‌ـه که گیوکویو-ساما
‫قرار بود میل کنن، درسته؟

33
00:03:35,048 --> 00:03:36,049
‫بله.

34
00:03:36,049 --> 00:03:38,009
‫لطفشون رو می‌رسونه.

35
00:03:39,052 --> 00:03:40,053
‫لطفاً ازش نخورید.

36
00:03:40,053 --> 00:03:41,971
‫نمی‌خورم.

37
00:03:42,013 --> 00:03:48,019
‫نقره فوراً زنگ می‌زنه.
‫این الان اکسیده شده و دیگه مزه‌ی خوبی نمی‌ده.

38
00:03:48,019 --> 00:03:49,979
‫مزه‌ی خوب..

39
00:03:49,979 --> 00:03:52,023
‫این رو با دست‌هات برداشتی؟

40
00:03:52,023 --> 00:03:54,984
‫خیر، به کاسه دست نزدم.

41
00:03:54,984 --> 00:03:57,987
‫فقط یه قاشق از محتویاتش برداشتم
‫تا از سم بودنش مطمئن شم.

42
00:03:57,987 --> 00:04:00,031
‫شوپ شوپ شوپ.

43
00:04:02,075 --> 00:04:04,035
‫لطفاً یه‌لحظه منتظر بمونید.

44
00:04:04,035 --> 00:04:05,954
‫چلیک چلیک چلیک.

45
00:04:05,954 --> 00:04:06,079
‫تلق تلق تلق.

46
00:04:07,997 --> 00:04:10,041
‫پنبه، پودر سفیدکننده و یه فرچه.

47
00:04:10,041 --> 00:04:11,042
‫بله.

48
00:04:11,042 --> 00:04:13,002
‫می‌خواید با این‌ها چیکار کنید؟

49
00:04:13,044 --> 00:04:15,046
‫توی عطاری‌ای که قبلاً‌ کار می‌کردم،

50
00:04:15,046 --> 00:04:20,009
‫ظرف‌هایی رو که نمی‌شد لمس کنیم رو
‫به رنگ آغشته می‌کردیم.

51
00:04:20,009 --> 00:04:21,970
‫این هم یه روش مشابهه.

52
00:04:22,011 --> 00:04:26,057
‫کاری نداره. این گلوله‌ی پنبه رو با کمی پودر می‌پوشونم.

53
00:04:27,016 --> 00:04:28,977
‫به کاسه پودر می‌زنم...

54
00:04:29,060 --> 00:04:32,981
‫و در مرحله‌ی آخر، اون مقدار اضافی رو پاک می‌کنم.

55
00:04:35,984 --> 00:04:36,067
‫اینم نتیجه.

56
00:04:36,067 --> 00:04:38,069
‫یه‌سری لکه‌های سفید هست.

57
00:04:38,987 --> 00:04:41,030
‫اون لکه‌ها متعلق به فردی‌ان که لمسش کرده.

58
00:04:41,990 --> 00:04:45,994
‫وقتی این کاسه رو با انگشت‌هات
‫لمس می‌کنی، لکه‌ای به‌جا می‌ذاره.

59
00:04:45,994 --> 00:04:49,038
‫علی‌الخصوص روی نقره قابل‌مشاهده‌ست که زود زنگ می‌زنه.

60
00:04:49,998 --> 00:04:53,042
‫برای همینه که نقره‌جات رو قبل از استفاده کامل پاک می‌کنیم.

61
00:04:54,002 --> 00:04:57,005
‫به عبارت دیگه، اثرانگشت‌هایی که اینجا موندن

62
00:04:57,005 --> 00:05:00,049
‫متعلق به کسی‌‌ان که کاسه رو
‫بعد از تمیز شدن لمس کرده؟

63
00:05:00,967 --> 00:05:02,010
‫همین‌طوره.

64
00:05:02,969 --> 00:05:08,016
‫از روی اندازه و جای قرارگیری اثرانگشت‌ها،
‫می‌شه به نحوه‌ی گرفتن کاسه توسط اون شخص پی برد.

65
00:05:08,975 --> 00:05:10,018
‫کاسه به‌صورت...

66
00:05:11,978 --> 00:05:12,979
‫چی شده؟

67
00:05:17,025 --> 00:05:17,984
‫هیچی.

68
00:05:18,985 --> 00:05:22,989
‫گمون می‌کنم کاسه رو چهارنفر به دست گرفتن.

69
00:05:22,989 --> 00:05:24,032
‫چهارنفر.

70
00:05:24,991 --> 00:05:28,036
‫اول،‌ سه‌نفر که دوسمتِ کاسه رو لمس کردن.

71
00:05:28,077 --> 00:05:30,038
‫کسی که سوپ رو ریخته،

72
00:05:30,997 --> 00:05:32,081
‫کسی که کاسه رو برده،

73
00:05:33,041 --> 00:05:35,043
‫و پیش‌مرگ لیشو-ساما.

74
00:05:36,044 --> 00:05:38,046
‫ولی یکی دیگه هم بود.

75
00:05:38,046 --> 00:05:41,007
‫یه «فرد ناشناس» که لبه‌ی کاسه رو لمس کرده.

76
00:05:41,049 --> 00:05:46,012
‫به عقیده‌ی من کسی که غذا رو
‫مسموم کرده این فرد ناشناس بوده.

77
00:05:47,013 --> 00:05:52,977
‫اگه این‌طوره، پس اثرانگشت پیش‌مرگ
‫روی کاسه‌ی همنشین عالی‌رتبه چیکار می‌کنه؟

78
00:05:53,019 --> 00:05:59,984
‫مشخصه. پیش‌مرگ لیشو-ساما به‌نوعی
‫برای آزارواذیت ایشون، از قصد عوضش کرده،

79
00:05:59,984 --> 00:06:01,069
‫بدون اینکه از مسموم بودنش باخبر باشه.

80
00:06:01,069 --> 00:06:02,070
‫عوضش کرده؟

81
00:06:03,988 --> 00:06:04,989
‫زورگویی‌ـه.

82
00:06:04,989 --> 00:06:07,992
‫یه ندیمه به یه همنشین عالی‌رتبه زور می‌گه؟

83
00:06:07,992 --> 00:06:09,994
‫مثل اینکه باورتون نمی‌شه.

84
00:06:10,036 --> 00:06:11,996
‫می‌شه شفاف‌سازی کنید؟

85
00:06:12,997 --> 00:06:18,002
‫قبل از هرچیزی باید این رو بگم که
‫این‌ها همه صرفاً حدس‌وگمان منه.

86
00:06:18,002 --> 00:06:19,045
‫مشکلی نیست.

87
00:06:19,045 --> 00:06:23,049
‫شما لباسی که لیشو-ساما توی
‫ضیافت باغ به تن داشتن رو یادتونه؟

88
00:06:23,049 --> 00:06:26,052
‫بله. تاجایی که یادمه صورتی پررنگ بود.

89
00:06:27,011 --> 00:06:28,971
‫معمولاً، چیزی که قابل تصوره اینه که

90
00:06:28,971 --> 00:06:31,974
‫اگه یه همنشین رنگی انتخاب می‌کرد که
‫با لباس گیوکویو-ساما در تضاد بود،

91
00:06:32,016 --> 00:06:35,019
‫ندیمه‌هاش رنگ دیگه‌ای بهش پیشنهاد می‌کردن.

92
00:06:35,019 --> 00:06:39,982
‫یا لاأقل، خودشون چیزی می‌پوشیدن
‫که باهاش همخونی داشته باشه.

93
00:06:40,024 --> 00:06:44,028
‫اما با این‌حال، همه‌ی ندیمه‌هاشون
‫لباس سفید به تن کرده بودن.

94
00:06:45,988 --> 00:06:52,036
‫با این‌‌کار، لیشو-ساما رو تبدیل به
‫مضحکه‌ای می‌کنن که از درک شرایط عاجزه.

95
00:06:52,036 --> 00:06:54,038
‫ندیمه‌ها نباید جلوی درخشش بانوشون رو بگیرن.

96
00:06:54,997 --> 00:06:57,041
‫حالا که فکرشو می‌کنم، اون روز...

97
00:06:57,041 --> 00:07:03,005
‫حیا ندارین؟ لباس سرخ؟

98
00:07:04,048 --> 00:07:07,009
‫ندیمه‌های آئودو-ساما داشتن ندیمه‌های لیشو-ساما رو

99
00:07:07,009 --> 00:07:09,971
‫بابت شونه خالی کردن از کار سرزنش می‌کردن.

100
00:07:10,054 --> 00:07:12,056
‫کاخ اندرونی مملو از دشمنه،

101
00:07:12,056 --> 00:07:17,019
‫پس تنها کسایی که یه همنشین می‌تونه
‫بهشون اعتماد کامل داشته باشه،‌ ندیمه‌هاشه.

102
00:07:17,019 --> 00:07:22,024
‫حدس می‌زنم ندیمه‌ها اون لباس رو
‫به بانوی جوان‌شون لیشو-ساما پیشنهاد کردن،

103
00:07:22,984 --> 00:07:25,987
‫و ایشون اون لباس رو بدون اینکه بفهمه
‫هدف ازش تحقیر کردنشه، پوشیده.

104
00:07:25,987 --> 00:07:27,989
‫ذره‌ای شک به دلش راه نداده.

105
00:07:28,030 --> 00:07:34,996
‫نه فقط این، بلکه حتی سعی کرده با عوض کردن غذا
‫ایشون رو بیشتر مورد آزارواذیت قرار بده؟

106
00:07:34,996 --> 00:07:37,957
‫بله، هرچند از مسموم بودنش مطلع نبود.

107
00:07:37,957 --> 00:07:40,001
‫عاقبت باعث نجات جونش شد.

108
00:07:42,044 --> 00:07:44,005
‫اما بازم کار خیلی زننده‌ایه.

109
00:07:46,007 --> 00:07:48,009
‫چرا باید دست به همچین کاری بزنن؟

110
00:07:48,050 --> 00:07:52,013
‫لیشو-ساما زمانی که خیلی کم‌سن‌وسال بودن
‫همنشین امپراتور پیشین شدن.

111
00:07:52,013 --> 00:07:55,057
‫و بعدش بلافاصله کاخ اندرونی رو ترک کردن.
‫وضعیت ایشون با همه فرق داره.

112
00:07:55,057 --> 00:07:58,060
‫یه زن باید از همه‌چیزش برای وقف خودش به همسرش بگذره.

113
00:07:58,060 --> 00:08:00,980
‫ما همه این رو تو سنین خیلی پایین یاد گرفتیم.

114
00:08:01,022 --> 00:08:05,026
‫به گمونم، از این منظر که بهش نگاه کنی،
‫وصلت با امپراتور جدید

115
00:08:05,026 --> 00:08:07,028
‫اوج بی‌شرمی به حساب میاد.

116
00:08:09,030 --> 00:08:11,032
‫به‌نظرم اثرانگشتی که نزدیک گوشه‌ی کاسه‌ست

117
00:08:11,991 --> 00:08:14,994
‫از فردی که سم رو اضافه کرده به جا مونده.

118
00:08:15,036 --> 00:08:18,039
‫حتماً وقتی که داشته سم رو هم می‌زده
‫از گوشه‌ی کاسه گرفته بوده.

119
00:08:18,039 --> 00:08:19,040
‫که این‌طور.

120
00:08:20,041 --> 00:08:25,004
‫انگشت‌ها نباید محلی رو که قراره پذیرای
‫لب‌های اشرافی باشه، لمس کنن.

121
00:08:25,004 --> 00:08:26,047
‫این رو از هونگ‌نیانگ یاد گرفتم.

122
00:08:27,048 --> 00:08:29,050
‫عقلم بیشتر از این قد نمی‌ده.

123
00:08:31,052 --> 00:08:34,013
‫می‌شه یه سؤال دیگه هم بپرسم؟

124
00:08:34,013 --> 00:08:35,014
‫چه سؤالی؟

125
00:08:36,974 --> 00:08:40,061
‫دیروز چرا سعی داشتی از اون پیش‌مرگ محافظت کنی؟

126
00:08:43,064 --> 00:08:46,984
‫صرفاً جهت کنجکاوی می‌پرسم.
‫بازجویی یا امثالهم نیست.

127
00:08:50,029 --> 00:08:55,034
‫زندگی یه دختر خدمتکار درمقایسه با
‫زندگی یه همنشین پشیزی نمی‌ارزه.

128
00:08:57,954 --> 00:09:01,040
‫به‌خصوص اگه زندگی یه پیش‌مرگ باشه...

129
00:09:08,005 --> 00:09:10,967
‫سعی می‌کنم این رو به جینشی-ساما توضیح بدم.

130
00:09:11,008 --> 00:09:12,969
‫خیلی ممنونم.

131
00:09:16,055 --> 00:09:21,060
‫به‌هرحال،‌ باید ازش ممنون باشم که دردسرِ
‫عوض کردن غذاها رو به جون خرید.

132
00:09:23,020 --> 00:09:25,064
‫به لطفش تونستم اون سم رو بچشم.

133
00:09:26,065 --> 00:09:30,987
‫ای کاش واقعاً اون سوپ رو قورت می‌دادم.

134
00:09:34,991 --> 00:09:36,033
‫همه‌ش همین بود.

135
00:09:36,033 --> 00:09:41,038
‫عجب. همیشه از نحوه‌ی بیانت، تحت‌تأثیر قرار می‌گیرم.

136
00:09:41,038 --> 00:09:42,999
‫که این‌طور؟

137
00:09:42,999 --> 00:09:46,043
‫این به‌وضوح کار خودی‌ـه، نه؟

138
00:09:46,043 --> 00:09:48,963
‫شرایط که حاکی از اینه.

139
00:09:50,006 --> 00:09:52,008
‫خیلی ساده جلوه‌ش می‌دی.

140
00:09:52,967 --> 00:09:55,052
‫این قضیه خواب رو از چشمام گرفته.

141
00:09:55,052 --> 00:09:57,013
‫حتی توان عوض کردن لباس‌هامم نداشتم.

142
00:09:57,013 --> 00:09:58,055
‫می‌خوام دست از فکر کردن بردارم.

143
00:09:59,015 --> 00:10:01,058
‫دارید می‌شید خود همیشگی‌تون.

144
00:10:01,058 --> 00:10:04,020
‫چه اهمیتی داره؟ اینجا که کسی نیست.

145
00:10:04,020 --> 00:10:05,021
‫من که هستم.

146
00:10:05,062 --> 00:10:07,023
‫می‌شه یکم راحتم بذاری؟

147
00:10:07,023 --> 00:10:08,983
‫خیر.

148
00:10:08,983 --> 00:10:10,985
‫هیچ حرفم روت جواب نمی‌ده، نه؟

149
00:10:10,985 --> 00:10:12,069
خیلی وقته که همدیگه رو میشناسیم

150
00:10:12,987 --> 00:10:17,033
‫داشتنِ یه‌نفر که از بدو تولد
‫مراقبته هم سختی‌های خودش رو داره.

151
00:10:18,034 --> 00:10:21,037
‫جینشی-ساما، یادتون رفت گیره‌ی سرتون رو بردارین.

152
00:10:21,037 --> 00:10:24,040
‫آه، ای بابا. پاک فراموش کرده بودم.

153
00:10:24,040 --> 00:10:26,042
‫توی موهاتون گم شده بود.

154
00:10:26,042 --> 00:10:29,045
‫فکر نکنم کسی از مقام واقعی‌تون بویی برده باشه.

155
00:10:29,045 --> 00:10:31,047
‫ترتیبشو بده.

156
00:10:32,048 --> 00:10:35,009
‫دوباره دارید با بی‌دقتی ازش استفاده می‌کنید.

157
00:10:36,010 --> 00:10:41,015
‫این چیزیه که فقط افراد خاصی می‌تونن
‫به سرشون بزنن، پس لطفاً خوب مراقبش باشید.

158
00:10:41,057 --> 00:10:42,975
‫خودم می‌دونم.

159
00:10:42,975 --> 00:10:44,018
‫نمی‌دونید.

160
00:10:46,020 --> 00:10:47,980
‫خب دیگه، از حضورتون مرخص می‌شم.

161
00:10:53,027 --> 00:10:54,987
‫بریم تو کارش...

162
00:10:58,032 --> 00:11:01,035
‫عه راستی، هیچ گیره‌ی سری گرفتی؟

163
00:11:01,035 --> 00:11:01,994
‫یه چندتا.

164
00:11:04,038 --> 00:11:05,998
‫که این‌طور!

165
00:11:05,998 --> 00:11:06,999
‫پس...

166
00:11:08,000 --> 00:11:09,960
‫می‌تونی از کاخ اندرونی بزنی بیرون!

167
00:11:11,962 --> 00:11:14,006
‫هـا؟ الان چی‌گفتی؟

168
00:11:14,006 --> 00:11:16,050
‫می‌تونی از کاخ اندرونی بزنی بیرون؟

169
00:11:16,967 --> 00:11:18,969
‫لطفاً بیشتر توضیح بده!

170
00:11:20,054 --> 00:11:21,972
‫باشه...

171
00:11:23,974 --> 00:11:26,977
‫وقتی توی کاخ اندرونی هستی
‫نمی‌تونی مردی رو از بیرون ملاقات کنی،

172
00:11:27,019 --> 00:11:31,982
‫ولی اگه اجازه‌ی ویژه داشته باشی،
‫یه مرد می‌تونه یه زن رو به بیرون همراهی کنه.

173
00:11:31,982 --> 00:11:36,070
‫هوم هوم، پس اون گیره سرهایی
‫که توی ضیافت باغ می‌دادن همچین داستانی داشت.

174
00:11:36,070 --> 00:11:42,993
‫دقیقاً! تازه می‌تونی از گیره سرها استفاده کنی
‫تا از یکی بخوای از کاخ اندرونی ببرت بیرون.

175
00:11:43,035 --> 00:11:47,081
‫گرفتم. ممنونم، شائولان. یه امتحانی می‌کنم.

176
00:11:48,999 --> 00:11:50,042
‫قابلتو نداره.

177
00:11:51,001 --> 00:11:53,045
‫مائومائو، ممنون واسه زالزالکا!

178
00:11:53,963 --> 00:11:55,047
‫خوشمزه بود!

179
00:11:59,969 --> 00:12:02,972
‫سرجمع چهارتا گیره‌ سر گرفتم.

180
00:12:02,972 --> 00:12:05,015
‫دوتاشون از دست خواجه ها بودن.

181
00:12:05,975 --> 00:12:08,060
‫یا نه، با توجه به اوضاع

182
00:12:08,060 --> 00:12:10,980
‫شاید بهتره اینطوری صداش نکنم؟

183
00:12:11,021 --> 00:12:12,982
‫داروساز!

184
00:12:14,024 --> 00:12:15,025
‫خب!

185
00:12:20,030 --> 00:12:23,075
‫لی‌هاکو-ساما، یکی از خانم‌های کاخ اندرونی این رو فرستادن.

186
00:12:23,075 --> 00:12:25,035
‫اوه، فهمیدم.

187
00:12:26,078 --> 00:12:31,000
‫خدایا، نکنه اون گیره سری که
‫بابت دلگرمی دادمو جدی گرفته؟

188
00:12:31,000 --> 00:12:33,961
‫ولی اگه یه خانم مهربون باشه، حیف می‌شه...

189
00:12:33,961 --> 00:12:35,963
‫مائومائو
‫از کاخ یشم

190
00:12:35,963 --> 00:12:39,049
‫فقط یه‌ دونه گیره سر به کاخ یشم دادم...

191
00:12:39,049 --> 00:12:41,010
‫که یعنی...

192
00:12:42,970 --> 00:12:44,013
‫اون یکی؟

193
00:12:45,055 --> 00:12:48,058
‫خب... چطوری باید دست‌به‌سرش کنم...

194
00:12:50,978 --> 00:12:52,021
‫عذر می‌خوام.

195
00:12:55,024 --> 00:12:56,984
‫ممنون که منتظر موندید.

196
00:12:57,026 --> 00:12:58,986
‫هوم؟ تو دیگه کی هستی؟

197
00:12:59,028 --> 00:13:00,988
‫اینو خیلی بهم می‌گن.

198
00:13:00,988 --> 00:13:04,033
‫تا حالا کسی بهت گفته
‫پودرها از این رو به اون روت می‌کنه؟

199
00:13:04,033 --> 00:13:05,993
‫این یکی هم زیاد بهم می‌گن.

200
00:13:07,995 --> 00:13:10,998
‫ولی بگذریم، من رو خبر کردی...

201
00:13:11,040 --> 00:13:13,959
‫دلم می‌خواد برگردم پیش خانواده‌م.

202
00:13:13,959 --> 00:13:15,002
‫خانواده‌ت؟

203
00:13:15,044 --> 00:13:18,005
‫هیچ می‌دونی معنی این‌ها چیه؟

204
00:13:18,005 --> 00:13:23,010
‫بهم گفتن به شرط اینکه شما
‫ضمانتم رو بکنید، می‌تونم موقتاً برم خونه.

205
00:13:23,010 --> 00:13:25,012
‫خوب رویی هم داری.

206
00:13:25,012 --> 00:13:29,016
‫تو که صرفاً یه ندیمه‌ای، از منی که
‫یه افسر نظامی‌ام می‌خوای ضمانتتو کنم؟

207
00:13:29,058 --> 00:13:30,059
‫بله.

208
00:13:32,019 --> 00:13:35,981
‫و صرفاً برای همین صدام کردی؟

209
00:13:35,981 --> 00:13:36,982
‫بله.

210
00:13:36,982 --> 00:13:40,027
‫نمی‌دونم کله‌خری یا خودِ خری.

211
00:13:41,987 --> 00:13:48,035
‫خب دخترجون، داری سعی می‌کنی
‫از من برای خونه رفتنت سوءاستفاده کنی؟

212
00:13:48,035 --> 00:13:52,081
‫نه، یقین دارم که می‌تونم در ازاش
‫چیز ارزشمندی بهتون پیشنهاد کنم.

213
00:13:52,998 --> 00:13:54,041
‫هـــا؟

214
00:13:56,001 --> 00:13:56,961
Verdigris House - Introduction Letter - Pairin, Joka, Meimei

215
00:13:57,002 --> 00:14:00,005
‫می‌تونم نظرتون رو به یه بازدید
‫از گل‌های خانه‌ی یشم جلب کنم؟

216
00:14:02,007 --> 00:14:05,010
‫خـ ـ خونه‌ی یشم؟! حتماً شوخیت گرفته!

217
00:14:05,010 --> 00:14:08,013
‫یه شب توی اون جای اعیونی
‫اندازه‌ی دستمزد یه‌سالم خرج برمی‌داره!

218
00:14:08,013 --> 00:14:12,059
‫اگه نگرانید، می‌تونی یکی
‫از این معرفی‌نامه‌ها رو بهشون نشون بدید.

219
00:14:12,059 --> 00:14:15,980
‫پایرین. جوکا. می‌می.

220
00:14:16,981 --> 00:14:18,983
‫این‌طوری که بیشتر غیرقابل‌باوره!

221
00:14:18,983 --> 00:14:22,027
‫اونا سه شاهدختی‌ان که حتی مقامات
‫عالی‌رتبه هم دستشون بهشون نمی‌رسه!

222
00:14:22,027 --> 00:14:24,989
‫اگه باور نمی‌کنید که کاریش نمی‌شه کرد.

223
00:14:24,989 --> 00:14:25,072
‫هــا؟!

224
00:14:25,990 --> 00:14:28,993
‫عمیقاً عذر می‌خوام که وقت‌تون رو گرفتم.

225
00:14:28,993 --> 00:14:29,994
‫و ـ وایسا...

226
00:14:29,994 --> 00:14:32,997
‫واقعاً مایه‌ی تأسفه، ولی باید از شخص دیگه‌ای بپرسم.

227
00:14:32,997 --> 00:14:35,040
‫لطفاً این موضوع رو فراموش کنید.

228
00:14:36,959 --> 00:14:40,004
‫این دختره... آدمای دیگه‌ای هم داره؟!

229
00:14:40,004 --> 00:14:43,007
‫تازه اونم گیره سر نقره و کوارتز سرخ؟

230
00:14:43,007 --> 00:14:45,968
‫اونا قطعاً مال کسایین که خرشون بیشتر از من می‌ره.

231
00:14:45,968 --> 00:14:47,970
‫این دختره دیگه کیه؟!

232
00:14:47,970 --> 00:14:50,055
‫اگه این‌طوره، شاید حرفی که زد...

233
00:14:50,055 --> 00:14:52,975
‫نه نه، بدجوری مشکوکه!

234
00:14:53,017 --> 00:14:59,023
‫ولی اگه راست بگه، عمراً دیگه شانس اینو
‫داشته باشم که سه شاهدخت رو ببینم...

235
00:14:59,064 --> 00:15:01,066
‫چه شکری بخورم؟!

236
00:15:03,027 --> 00:15:05,029
‫خب، چیکار می‌کنید؟

237
00:15:13,037 --> 00:15:15,039
‫تسلیمم.

238
00:15:15,039 --> 00:15:17,082
‫تبریک می‌گم، مائومائو!

239
00:15:17,082 --> 00:15:20,044
‫کی فکرشو می‌کرد تو قبل از ما بری...

240
00:15:20,044 --> 00:15:22,004
‫خیلی خوشحالم!

241
00:15:22,004 --> 00:15:23,964
‫حتماً باید شخص خوبی رو دیده باشی!

242
00:15:23,964 --> 00:15:26,008
‫هوم، خیلی ممنون؟

243
00:15:26,008 --> 00:15:28,052
‫چرا این‌قدر در موردش عادی رفتار می‌کنی؟!

244
00:15:28,052 --> 00:15:31,013
‫نگران نباش، با خودم سوغاتی میارم.

245
00:15:31,013 --> 00:15:33,015
‫چطوری با این یارو آشنا شدی؟

246
00:15:33,015 --> 00:15:34,975
‫تصادفی گمونم؟

247
00:15:34,975 --> 00:15:38,979
‫مطمئنم روحشم خبر نداره معنی گیره سرها چیه.

248
00:15:39,021 --> 00:15:43,984
‫آره، مطمئنم. ای وای... دلم برای اون بنده خدا می‌سوزه.

249
00:15:46,070 --> 00:15:48,030
‫واقعاً که سرگرم‌کننده‌ست.

250
00:15:49,990 --> 00:15:51,992
‫موندم یعنی چه قیافه‌ای به خودش می‌گیره...

251
00:15:51,992 --> 00:15:55,955
‫به گمونم که باز یه جروبحث دیگه تو راهه...

252
00:15:55,996 --> 00:16:01,001
‫جینشی بالأخره موفق شد کارش را
‫به پایان برساند و زمانی برای ملاقات پیدا کند...

253
00:16:01,001 --> 00:16:04,046
‫آن هم یک روز پس از اینکه مائومائو رفته بود.

254
00:16:04,046 --> 00:16:08,968
‫مائومائو با یه نفر از اینجا رفت...

255
00:16:15,015 --> 00:16:17,017
‫یه سفر سه‌روزه به خونه‌شون.

256
00:16:18,018 --> 00:16:22,022
‫منطقه‌ی سرگرمی؛ جایی که
‫توش بزرگ شدم خیلی دور نبود.

257
00:16:22,982 --> 00:16:27,987
‫با کاخ اندرونی فاصله‌ی زیادی نداره،
‫درست بعد از دیوارها و خندق بود.

258
00:16:29,989 --> 00:16:32,074
‫کالسکه گرفته؟ چه ولخرجه.

259
00:16:32,074 --> 00:16:35,035
‫خب، سه شاهدخت خانه‌ی یشم...

260
00:16:35,035 --> 00:16:39,039
‫برای عموم تبدیل به بت شدن. حتی می‌پرستنشون.

261
00:16:39,999 --> 00:16:43,043
‫فقط دیدنشون به تنهایی باعث افتخاره.

262
00:16:43,043 --> 00:16:45,045
‫اوه، دارم می‌بینمش...

263
00:16:47,006 --> 00:16:48,048
‫منطقه‌ی سرگرمیه!

264
00:16:52,761 --> 00:16:54,805
‫پس اینجا خونه‌ی یشمه...

265
00:16:54,805 --> 00:16:55,764
‫بله.

266
00:16:55,806 --> 00:16:58,809
‫چه‌قدر باشکوهه.

267
00:16:58,809 --> 00:17:00,811
‫اینجا یه عمارت قدیمی و پرآوازه‌ست،

268
00:17:00,811 --> 00:17:03,814
‫هرچیزی برای عرضه دارن؛
‫از نوازنده‌های میان‌رتبه بگیر تا فوق عالی‌رتبه.

269
00:17:05,816 --> 00:17:07,735
‫اوه، یه مدتی می‌شه، ننه‌جون.

270
00:17:08,736 --> 00:17:09,778
‫بچه‌ها حالشون چطـ ـ

271
00:17:14,825 --> 00:17:17,828
‫منظورت چیه که «یه مدتی‌ می‌شه» دختره‌ی کودن؟!

272
00:17:17,828 --> 00:17:21,749
‫حالت خوبه؟! این پیرزنه مشکلش چیه؟!

273
00:17:21,749 --> 00:17:25,753
‫این خانم پیر صاحب خانه‌ی یشمه.

274
00:17:25,753 --> 00:17:29,757
‫یادش به‌خیر کمکم می‌کرد هرچی
‫سم خورده بودم رو بیارم بالا.

275
00:17:29,798 --> 00:17:31,842
‫هـا، این همون مشتریه خوبیه که گفتی؟

276
00:17:32,760 --> 00:17:36,764
‫صورتش که خوشگله و جثه‌ی خوبی هم داره.

277
00:17:36,764 --> 00:17:38,849
‫شنیدم که داری پله‌های ترقی رو هم طی می‌کنی.

278
00:17:38,849 --> 00:17:42,811
‫ننه جون، چرا داری اینا رو صاف تو روش می‌گی؟

279
00:17:42,811 --> 00:17:45,731
‫هوی، پایرینو خبر کن.

280
00:17:45,731 --> 00:17:46,815
‫امروز باید چای درست کنه.

281
00:17:46,815 --> 00:17:47,816
‫چشم!

282
00:17:47,816 --> 00:17:48,817
‫پایرین...

283
00:17:48,817 --> 00:17:52,780
‫لی‌هاکو-ساما، زور بازوهاتون چه‌قدر زیاده؟

284
00:17:52,780 --> 00:17:54,782
‫مرتب تمرین می‌کنم.

285
00:17:55,783 --> 00:17:57,826
‫این‌طوری که...

286
00:17:57,826 --> 00:17:59,787
‫از این‌طرف لطفاً.

287
00:18:00,788 --> 00:18:01,789
‫دارم استرس می‌گیرم...

288
00:18:02,748 --> 00:18:04,792
‫خوب خودتو نشون بده، باشه؟

289
00:18:04,792 --> 00:18:05,751
‫باشه.

290
00:18:07,795 --> 00:18:13,801
‫خب، چرا بدون اینکه یه کلمه بگی
‫ده ماهِ تموم غیبت زده بود؟

291
00:18:13,801 --> 00:18:17,763
‫کاریش نمی‌شد کرد. نامه‌ای که فرستادم رو نخوندی؟

292
00:18:17,763 --> 00:18:19,807
‫معلومه که خوندم! برای همینه که هواشو دارم،

293
00:18:19,807 --> 00:18:21,809
‫اونم با اینکه فقط سلام‌علیک کردیم!

294
00:18:21,809 --> 00:18:29,775
‫فهمیدم بابا. نصف حقوقم رو از کاخ اندرونی
‫به‌عنوان یه معامله‌ی ویژه، جلوجلو گرفتم.

295
00:18:29,775 --> 00:18:33,779
‫این که برای پایرین کفایت نمی‌کنه.

296
00:18:33,779 --> 00:18:35,823
‫نمی‌شه حالا در حد یه چای خوردن حسابش کنی؟

297
00:18:35,823 --> 00:18:40,744
‫احمق! پایرین که اون ها رو
‫ولشون نمی‌کنه به امون خدا.

298
00:18:40,744 --> 00:18:43,747
‫می‌دونستم. ولی کاری از دست من برنمیاد...

299
00:18:43,747 --> 00:18:46,834
‫این که نشد حرف! می‌زنم پای حساب خودت.

300
00:18:46,834 --> 00:18:48,794
‫من که از این پول‌ها ندارم...

301
00:18:48,794 --> 00:18:51,755
‫اگه این‌طوره، بازم مشتری خوب برامون بیار.

302
00:18:51,755 --> 00:18:55,759
‫مثل همین یارو. جوونم باشه،
‫که بتونیم تا مدت زیادی بدوشیمش.

303
00:18:55,843 --> 00:18:58,804
‫یعنی یه خواجه مشتری قابل‌قبولی می‌شه؟

304
00:18:58,846 --> 00:19:01,807
‫راه نداره.کارمند‌ها هرکاری
‫برای به چنگ آوردنش می‌کنن...

305
00:19:01,807 --> 00:19:03,767
‫و اینجا رو از کار بیکار می‌کنن.

306
00:19:03,809 --> 00:19:06,812
‫ولی دلم به حال گائوشون یا
‫اون حکیم شارلاتان می‌سوزه...

307
00:19:08,730 --> 00:19:12,776
‫مائومائو، بابات باید خونه باشه. برو یه سری بهش بزن.

308
00:19:16,780 --> 00:19:20,826
‫یه خیابون می‌ری پایین و چهره‌ی شهر به‌کل عوض می‌شه.

309
00:19:21,785 --> 00:19:25,789
‫آلونک‌های داغون، گداها و ولگردهای آبله‌زده.

310
00:19:27,791 --> 00:19:29,793
‫اوضاع همونه که بود.

311
00:19:43,807 --> 00:19:45,851
‫من اومدم، بابا.

312
00:19:45,851 --> 00:19:49,855
‫اوه، خوش اومدی. یه مدتی می‌شه نیستی.

313
00:19:51,857 --> 00:19:53,817
‫بالأخره اومدم خونه.

314
00:19:54,818 --> 00:19:59,823
‫راستی، اون روز رفته بودم بیرون
‫برای کک‌و‌مک‌هام رنگ بگیرم، که...

315
00:20:11,793 --> 00:20:15,756
‫هنوز مدت زمان خدمتم تموم نشده،
‫پس باید دو روز دیگه برگردم به کاخ اندرونی.

316
00:20:15,756 --> 00:20:15,839
‫که این‌طور.

317
00:20:16,798 --> 00:20:19,760
‫خوابم میاد، ولی دلم می‌خواد یه دوشم بگیرم.

318
00:20:19,801 --> 00:20:22,846
‫فردا باید از حموم خونه‌ی یشم استفاده کنی.

319
00:20:24,765 --> 00:20:26,808
‫باشه، همین‌کارو می‌کنم.

320
00:20:44,826 --> 00:20:49,790
‫کاخ اندرونی؟ چرخ روزگارو ببین.
