﻿1
00:01:34,511 --> 00:01:37,263
‫حتی یه‌ذره هم حجب و حیا نداره.

2
00:01:37,847 --> 00:01:39,849
‫انقدر سر غذا ناز می‌کنه.

3
00:01:41,518 --> 00:01:43,645
‫حالا این‌طور هم نیست که بمیره.

4
00:01:47,982 --> 00:01:48,817
‫خیلی سرده!

5
00:01:48,817 --> 00:01:51,569
‫الحق که کیسه‌های سنگ‌ داغ دوای دردن، ولی...

6
00:01:51,569 --> 00:01:56,032
‫همین‌که توی این هوا بی‌کار باشی خودش یه درده.

7
00:01:56,449 --> 00:01:59,369
‫باد خیلی سرده.

8
00:02:00,036 --> 00:02:04,040
‫نمی‌شد یه‌ چادری چیزی بگیریم؟

9
00:02:36,364 --> 00:02:39,826
‫مثل اینکه این برنامه برای القای رقابت
‫بین چهارتا همنشین ترتیب داده شده.

10
00:02:40,660 --> 00:02:43,955
‫ببین، اون ملکه‌ی مادره.

11
00:02:43,955 --> 00:02:46,541
‫چقدر جوون به‌نظر میان.

12
00:02:46,541 --> 00:02:51,379
‫واقعاً جوونن. آخه ملکه‌ی مادر وقتی امپراتور رو به‌دنیا آوردن فقط...

13
00:02:52,964 --> 00:02:55,300
‫معلومه حسابی مایه گذاشته.

14
00:02:55,300 --> 00:03:01,848
‫ملکه‌ی مادر دو فرزند دارن، امپراتور و برادر کوچکترشون.

15
00:03:01,848 --> 00:03:07,854
‫شایعه‌ها می‌گن برادرشون انقدر بیمارن که نمی‌تونن جایی برن.

16
00:03:07,854 --> 00:03:11,357
‫فکر کنم تا همین چند ماه پیش همین‌جا بود، اما...

17
00:03:11,357 --> 00:03:12,442
‫عـــــه.

18
00:03:12,442 --> 00:03:13,568
‫هـــــــا؟!

19
00:03:13,568 --> 00:03:15,028
ما بی‌رنگ و روایم؟

20
00:03:15,445 --> 00:03:17,906
‫ما ندیمه‌ها به بانومون خدمت می‌کنیم!

21
00:03:17,906 --> 00:03:19,866
‫چه دلیلی داره خودمون رو بَزَک کنیم؟

22
00:03:20,241 --> 00:03:23,161
شنیدی چی گفت؟

23
00:03:23,161 --> 00:03:27,999
‫مشخصاً ضرر ندیمه‌های بی‌ریخت به بانو می‌رسه.

24
00:03:30,919 --> 00:03:34,339
‫اونا ندیمه‌های لیفا-ساما‌ان.

25
00:03:34,339 --> 00:03:39,344
‫آه امان از اینفا... باز جنگ نیابتی راه انداخته.

26
00:03:39,344 --> 00:03:41,054
‫ما هم بریم.

27
00:03:41,054 --> 00:03:45,308
‫خب از اون‌جایی که اون دختر زشته رو برای
‫کار آوردین، گمونم چاره‌ای ازتون ساخته نیست.

28
00:03:45,308 --> 00:03:48,269
‫«دختر زشته»، منو می‌گه؟

29
00:03:48,269 --> 00:03:50,855
‫واقعاً مایه‌ی ننگه که همچین آدمی این دور و اطراف باشه.

30
00:03:51,189 --> 00:03:53,816
‫چی نالیدی؟

31
00:03:53,816 --> 00:03:55,151
‫اینفا!

32
00:03:55,151 --> 00:03:57,362
‫آروم بگیر!

33
00:03:57,362 --> 00:04:02,659
هنوز متوجه من نشدن؟ اونم بعد از اون‌همه
‫اوقات خوشی که با هم توی کاخ بلور داشتیم؟

34
00:04:03,117 --> 00:04:07,580
‫اگه انقدر به خودت غره باشی، به پدرم در موردت می‌گم!

35
00:04:10,959 --> 00:04:14,629
‫پس... باید باهات یه‌کاری کنم که هیچ‌وقت نتونی بگی.

36
00:04:16,422 --> 00:04:19,425
‫نـ ـ نــــــــــــــــــه!

37
00:04:21,302 --> 00:04:24,097
‫بابا فقط یه شوخی به سبک طبقه پایین‌ بود.

38
00:04:26,975 --> 00:04:30,186
‫از مائومائو عذرخواهی کن.

39
00:04:35,566 --> 00:04:37,694
‫هه هه.

40
00:04:40,113 --> 00:04:42,198
‫چـ ـ چته یهویی زبونت بند اومد؟

41
00:04:42,198 --> 00:04:45,201
‫خـ ـ خب، دلم براتون سوخت دیگه کافیه.

42
00:04:46,953 --> 00:04:49,289
‫ممنونم باشیــــــــد!

43
00:04:50,164 --> 00:04:52,166
‫مشکلش چیه؟

44
00:04:52,166 --> 00:04:54,669
‫هی مائومائو، حالت خوبه؟

45
00:04:54,669 --> 00:04:57,880
‫خودت خیلی خوشگلی ها ولی این...

46
00:04:57,880 --> 00:05:02,385
‫من اذیت نمی‌شم. بعدم، وقتش نرسیده
‫سنگ‌های کیسه‌هاتون رو عوض کنید؟

47
00:05:03,845 --> 00:05:05,847
‫هم توی فقر بزرگ شده،

48
00:05:05,847 --> 00:05:09,309
‫عدم اعتمادش به مردا هم انقدر زیاده
‫که باعث شده صورت خودش رو خراب کنه...

49
00:05:09,767 --> 00:05:14,981
‫دو ماه آزگار هم قلدری‌های توی کاخ بلور رو تحمل کرده...

50
00:05:15,315 --> 00:05:19,736
‫ولی همچنان شکایتی که نمی‌کنه هیچ، مراقب ما هم هست...

51
00:05:20,236 --> 00:05:25,116
‫خب طبیعیه که جینشی‌-سامایِ مهربون حواسشون بهش باشه.

52
00:05:25,658 --> 00:05:28,578
‫دوباره... یه توهمی زدن.

53
00:05:32,915 --> 00:05:37,045
‫حیا ندارین؟ لباس سرخ؟

54
00:05:37,378 --> 00:05:39,714
‫بازم جنگ نیابتی؟

55
00:05:39,714 --> 00:05:41,799
‫ندیمه‌های همنشین فرزانه و همنشین پاکن دیگه.

56
00:05:42,091 --> 00:05:44,552
‫اصلاً با همدیگه کنار نمیان.

57
00:05:45,345 --> 00:05:48,222
‫همنشین فرزانه چهارده‌سالشونه و دیرتر اومدن،

58
00:05:48,222 --> 00:05:51,225
‫همنشین پاک سی‌وپنج سالشونه و
‫طولانی‌تر از همه این‌جا بودن.

59
00:05:51,225 --> 00:05:53,269
‫معلومه که با همدیگه کنار نمیان.

60
00:05:53,269 --> 00:05:56,022
‫به‌علاوه، قبلاً عروس و مادرشوهر بودن.

61
00:05:56,397 --> 00:05:57,857
‫عروس و مادرشوهر؟

62
00:05:57,857 --> 00:06:01,069
‫خب... یه‌ذره پیچیده‌ست.

63
00:06:01,486 --> 00:06:04,405
‫نُه سالگی... مادر...

64
00:06:05,573 --> 00:06:07,325
‫مـ ـ مادر؟

65
00:06:10,328 --> 00:06:14,999
‫همنشین امپراتور قبلی... لیشو-ساما بوده؟

66
00:06:32,392 --> 00:06:34,644
پس اون مادرشوهر جوونه؟

67
00:06:35,144 --> 00:06:40,942
‫حتماً دیدی متوجه شدی، ولی لیشو-ساما خیلی جوونن.

68
00:06:40,942 --> 00:06:42,402
‫بله درسته.

69
00:06:42,860 --> 00:06:46,656
‫عموماً، یه لباس سفید مناسب همنشین فرزانه‌ست،

70
00:06:46,656 --> 00:06:48,658
‫ولی اون رنگ صورتی تیره...

71
00:06:48,658 --> 00:06:51,828
‫واضحاً با گیوکویو-ساما همنشین گران‌قدر مغایرت داره.

72
00:06:52,286 --> 00:06:54,747
‫شاید زیاد حواسش به شرایط نیست؟

73
00:06:57,875 --> 00:07:01,546
‫ممنون بابت کیسه‌های سنگ‌داغ. بازم زحمتشو بکش.

74
00:07:01,546 --> 00:07:02,380
‫بله.

75
00:07:05,716 --> 00:07:06,717
‫خیلی سرده...

76
00:07:12,682 --> 00:07:14,892
‫اگه سردتونه اینا رو بگیرید.

77
00:07:19,188 --> 00:07:20,189
‫بیاید!

78
00:07:30,491 --> 00:07:31,951
‫خیلی مهربونی.

79
00:07:31,951 --> 00:07:35,872
‫که این گرم‌کن‌ها رو بین ندیمه‌های کاخ بلور هم تقسیم می‌کنی...

80
00:07:35,872 --> 00:07:38,958
‫و تازه از گیوکویو-ساما هم اجازه می‌گیری.

81
00:07:38,958 --> 00:07:40,126
‫خب...

82
00:07:43,546 --> 00:07:44,964
‫گیره‌ مو؟

83
00:07:44,964 --> 00:07:50,094
‫این‌طوریه که سعی می‌کنن کارگرهای مستعدی
‫که توی این باغ گل مخفی شدن رو استخدام کنن.

84
00:07:50,094 --> 00:07:51,304
‫عـــه.

85
00:07:51,304 --> 00:07:54,056
‫البته که، معانی دیگه‌ای هم پشتش هست.

86
00:07:54,515 --> 00:07:56,100
‫که این‌طور.

87
00:07:56,100 --> 00:07:58,227
‫گفتم؛ یه معنی دیگه‌ای هم داره ها!

88
00:08:00,646 --> 00:08:02,815
‫معنی داره، ها؟

89
00:08:08,946 --> 00:08:11,282
‫لطفاً این رو بپذیرید، بانوی جوان.

90
00:08:16,787 --> 00:08:21,083
‫گمونم یه دونه از این‌ها به همه می‌ده
‫تا هیچ خدمتکاری احساس شرمندگی نکنه.

91
00:08:24,337 --> 00:08:25,296
‫ممنونم.

92
00:08:25,296 --> 00:08:28,966
‫من لیهاکو هستم. خوش‌وقتم!

93
00:08:31,552 --> 00:08:32,720
‫عین یه سگِ گنده‌ست...

94
00:08:32,720 --> 00:08:33,513
‫واق، واق!

95
00:08:33,888 --> 00:08:36,057
‫اون این رو بهت داد؟ ببینم، ببینم!

96
00:08:36,599 --> 00:08:38,476
‫صرفاً هدیه‌ی شرکت توی جشنه.

97
00:08:38,935 --> 00:08:41,062
‫به‌نظرم لیاقتت بیشتر از این‌هاست.

98
00:08:42,146 --> 00:08:43,523
‫مدتی می‌شه ندیدمت.

99
00:08:43,523 --> 00:08:45,525
‫بله، مدت زیادی گذشته.

100
00:08:52,323 --> 00:08:54,367
‫فقط برای همین اومدم.

101
00:08:54,367 --> 00:08:55,701
‫لیفا-ساما...؟!

102
00:08:56,744 --> 00:08:59,789
‫از اینجا می‌ریم. روز خوش.

103
00:09:03,501 --> 00:09:05,461
‫این‌طوری ممکنه گیوکویو-ساما...

104
00:09:06,462 --> 00:09:08,506
‫یه کاری بیشتر از اخم‌کردن انجام بده.

105
00:09:09,882 --> 00:09:11,759
‫با این همه گیره‌ی سر چیکار می‌کنی؟

106
00:09:24,105 --> 00:09:25,356
‫عــــــه.

107
00:09:27,358 --> 00:09:30,027
‫از این‌ زاویه که می‌بینمش چه خوب به‌نظر میاد.

108
00:09:31,237 --> 00:09:34,115
‫گمونم مقامش از چیزی که فکر می‌کردم بالاتره.

109
00:09:34,115 --> 00:09:37,410
‫الحق که میون بقیه‌ی افسرای نظامی وصله‌ی ناجور به‌نظر نمیاد.

110
00:09:38,661 --> 00:09:41,289
‫اوه، همون افسری که یه‌کم پیش دیدم.

111
00:09:41,289 --> 00:09:44,875
‫خیلی دور نشسته، ولی نسبت به سنش، گمونم بازم قابل تحسینه؟

112
00:09:46,210 --> 00:09:50,840
‫انگار خواجه‌ی پرزرق‌وبرق‌مون پیداش نیست، خب به من چه؟

113
00:09:57,096 --> 00:09:59,015
‫مهم‌تر از همه، چشیدن غذاست.

114
00:10:02,351 --> 00:10:04,770
‫اثری از کدرشدن توی تماسش با فلز نیست.

115
00:10:07,148 --> 00:10:08,899
‫بوی عجیبی هم نمی‌ده.

116
00:10:10,276 --> 00:10:14,697
‫ولی قورت‌دادنش هم بخشی از کار پیش‌مرگه...

117
00:10:17,783 --> 00:10:21,329
‫حالا می‌ریم برای شست‌شوی دهان با آب... همم؟

118
00:10:32,423 --> 00:10:36,510
‫زندگی یه پیش‌مرگ غذا بی‌ارزشه.

119
00:10:37,053 --> 00:10:40,139
‫گمونم فقط منم که از خوردن سم لذت می‌برم.

120
00:10:40,139 --> 00:10:42,808
‫می‌دونی چیه که خوبه؟ ماهی پُفی.

121
00:10:42,808 --> 00:10:45,645
‫یه‌کم ازش می‌ریزی داخل سوپ...

122
00:10:49,065 --> 00:10:50,566
‫تـمـرکـز.

123
00:10:50,566 --> 00:10:53,819
‫این بشقاب ماهی و سبزیجات ترش، غذای مورد علاقه‌ی امپراتوره.

124
00:10:54,236 --> 00:10:56,364
‫چندباری توی کاخ اندرونی دیدمش.

125
00:10:56,364 --> 00:11:01,327
‫معمولاً توش ماهی پشت‌آبی می‌ریزن، ولی امروز عروس دریایی‌ـه.

126
00:11:01,619 --> 00:11:04,121
‫آشپز مسئول غذای امپراتور...

127
00:11:04,121 --> 00:11:06,791
‫هیچوقت در مورد مواد اولیۀ غذای مورد علاقه‌ی امپراتور اشتباه نمی‌کنه.

128
00:11:07,416 --> 00:11:10,461
‫غذای خاصی هم نیست که گیوکویو-ساما خوشش بیاد یا ازش بدش بیاد.

129
00:11:10,961 --> 00:11:13,839
‫به‌نظر میاد خدمتکار اشتباه کرده.

130
00:11:30,231 --> 00:11:32,942
‫گمونم اون ماهی دوست نداره.

131
00:11:33,401 --> 00:11:37,363
‫جلوی امپراتور هم که نمی‌تونه نخوره.

132
00:11:43,911 --> 00:11:45,830
‫کاش چنین چیزی رو نمی‌دیدم.

133
00:11:48,541 --> 00:11:50,334
‫اون رو دیدی، لیهاکو؟

134
00:11:50,334 --> 00:11:52,920
‫یکی از پیش‌مرگ‌های غذا کارش واقعاً هیجان‌انگیزه.

135
00:11:52,920 --> 00:11:57,800
‫تماشای یکی که داره با ترس‌و‌لرز غذا می‌خوره چه لذتی داره؟

136
00:11:57,800 --> 00:11:59,719
‫بیخیال حالا، یه نگاه کن.

137
00:12:01,303 --> 00:12:05,641
‫عــاه؟ اون پیش‌مرگ... همون دختره‌ست که.

138
00:12:29,373 --> 00:12:31,709
‫مـ ـ مگه چه‌قدر خوشمزه‌ست آخه؟

139
00:12:46,223 --> 00:12:47,892
‫سوپ همنشین گران‌قدر مسموم بوده؟!

140
00:12:47,892 --> 00:12:48,684
‫سم بوده؟! مطمئنی؟

141
00:12:48,684 --> 00:12:49,894
‫همنشین گیوکویو؟!

142
00:12:49,894 --> 00:12:52,104
‫پیش‌مرگه قورتش داد که!

143
00:12:52,104 --> 00:12:53,314
‫جناب وزیر!

144
00:12:53,314 --> 00:12:54,523
‫دارید چیکار می‌کنید؟!

145
00:12:54,774 --> 00:12:57,067
‫لباس رسمی خیلی تنگه.

146
00:12:59,111 --> 00:13:02,281
‫هوی! جناب وزیر از سوپ خوردن و غش کردن!

147
00:13:06,452 --> 00:13:07,787
‫داروساز...

148
00:13:10,873 --> 00:13:11,791
‫عــاه.

149
00:13:13,167 --> 00:13:14,251
‫داروساز!

150
00:13:15,044 --> 00:13:17,671
‫روز خوش، جینشی-ساما.

151
00:13:18,172 --> 00:13:20,090
‫مثل اینکه روز جنابعالی خیلی خوش بوده.

152
00:13:20,883 --> 00:13:24,762
‫ای وای، این‌قدر در مورد سمه هیجان‌زده بودم که انگار بهش لبخند زدم.

153
00:13:28,516 --> 00:13:30,142
‫دارید چیکار می‌کنید؟

154
00:13:30,142 --> 00:13:31,685
‫می‌برمت درمانگاه!

155
00:13:32,144 --> 00:13:36,023
‫سم رو آوردم بالا. مشکلی برام پیش نمیاد.

156
00:13:36,982 --> 00:13:40,611
‫هرچند که از خدام بود قورتش بدم.

157
00:13:40,611 --> 00:13:44,824
‫اگه قورتش می‌دادم، الان سم توی بدنم جریان پیدا می‌کرد، و...

158
00:13:44,824 --> 00:13:47,201
‫جینشی-ساما، می‌گم...

159
00:13:47,952 --> 00:13:48,828
‫چی شده؟

160
00:13:48,828 --> 00:13:51,163
‫لطفاً بقیه‌ی سوپ رو بهم بدید.

161
00:13:51,539 --> 00:13:54,291
بنده ‫صرفاً مشتاق پیشرفتم.

162
00:13:55,876 --> 00:14:01,257
‫بعد از اینکه رفتی، یه‌نفر سعی کرد ببینه سوپ
‫واقعاً مسموم بوده یا نه و از حال رفت.

163
00:14:01,257 --> 00:14:03,759
‫کدوم احمقی بود این بزرگوار؟

164
00:14:03,759 --> 00:14:07,388
‫وزیر بود. حالا این قضیه تبدیل شده به یه فاجعه.

165
00:14:09,056 --> 00:14:11,392
‫پس از این استفاده کنید.

166
00:14:11,767 --> 00:14:13,060
‫یه مایع تهوع‌آوره.

167
00:14:13,060 --> 00:14:16,438
‫انقدری قوی درستش کردم که دل‌وروده‌ت رو زیر و رو کنه.

168
00:14:16,438 --> 00:14:17,898
‫این که خودش سمه.

169
00:14:26,615 --> 00:14:28,659
‫گیره‌ی جدید؟

170
00:14:29,243 --> 00:14:32,204
‫پس خواجه‌ها هم گیره‌ی مو می‌گیرن؟

171
00:14:32,204 --> 00:14:37,334
‫وایسا ببینم... یقه‌ش هم یکم به‌هم ریخته به‌علاوه
‫ خبری از ‫اون زرق و برق همیشگیش هم نیست.

172
00:14:38,794 --> 00:14:42,590
‫ولی در حال حاضر، بیشتر از همیشه
‫داره متناسب با سنش رفتار می‌کنه...

173
00:14:43,632 --> 00:14:47,136
‫یا بهتره بگم، یه‌ذره جوون‌تر به‌نظر میاد.

174
00:14:49,388 --> 00:14:51,765
‫یه‌جورایی این‌طوری ترجیحش می‌دم.

175
00:14:57,938 --> 00:14:59,106
‫خودِ خودشه!

176
00:14:59,106 --> 00:15:02,026
‫ایولا به داروهای کاخ!

177
00:15:03,694 --> 00:15:05,029
‫حالت خوبه؟

178
00:15:07,573 --> 00:15:09,825
‫بله، دیگه چیزی نیست.

179
00:15:11,911 --> 00:15:18,125
‫خب، بیا در این مورد صحبت کنیم که
‫کی همنشین گیوکویو رو مسموم کرده.

180
00:15:18,125 --> 00:15:21,211
‫در اون مورد می‌خوام یه‌نفر رو بیارید تا باهاش صحبت کنیم.

181
00:15:22,087 --> 00:15:22,963
‫کی؟

182
00:15:23,505 --> 00:15:27,885
‫همنشین فرزانه، لیشو-ساما رو خبر کنید.

183
00:15:28,761 --> 00:15:32,306
‫جینشی-ساما، چه کمکی از من بر میاد؟

184
00:15:32,723 --> 00:15:35,726
‫متأسفم که همچین جای نامناسبی آوردمتون.

185
00:15:35,726 --> 00:15:39,271
‫کسی که می‌خواست باهاتون صحبت کنه، این ندیمه بود.

186
00:15:40,648 --> 00:15:41,565
‫ها؟

187
00:15:42,524 --> 00:15:45,110
‫هوم. یه ندیمه؟

188
00:15:47,863 --> 00:15:49,323
‫عذر می‌خوام.

189
00:15:53,118 --> 00:15:54,036
‫می‌دونستم.

190
00:15:55,955 --> 00:15:57,831
چیزی که قادر به خوردنش نیستید، ماهیه؟

191
00:16:01,293 --> 00:16:02,836
‫جریان چیه؟

192
00:16:02,836 --> 00:16:06,674
‫بعضی از آدم‌ها، بعضی غذاها رو نمی‌تونن بخورن.

193
00:16:06,674 --> 00:16:10,010
‫مثلاً من نمی‌تونم گندم سیاه بخورم.

194
00:16:10,010 --> 00:16:12,388
‫بعد سم می‌خوری؟

195
00:16:12,388 --> 00:16:16,558
‫بی‌خیالم شید دیگه. سعی کردم بهش مقاوم بشم.

196
00:16:17,142 --> 00:16:21,814
‫اما، باعث شد گلوم ورم کنه و نفس کشیدن برام سخت بشه.

197
00:16:22,398 --> 00:16:27,111
‫حتی یه ذره ازش باعث کهیر می‌شد،
‫برای همین تعیین مقدارش سخت بود،

198
00:16:27,111 --> 00:16:28,654
‫و خیلی طول کشید تا خوب بشم.

199
00:16:29,154 --> 00:16:31,615
‫منظورم از «نمی‌تونم بخورم» اینه.

200
00:16:32,116 --> 00:16:35,661
‫لیشو-ساما، دلتون چطوره؟

201
00:16:36,078 --> 00:16:37,705
‫اگه بخواید می‌تونم براتون ملین بیارم...

202
00:16:42,084 --> 00:16:43,585
‫از کجا فهمیدی؟

203
00:16:43,961 --> 00:16:48,882
‫مشخص بود که کاخ اندرونی غذای ضیافت باغ رو آماده کرده.

204
00:16:48,882 --> 00:16:52,845
‫اما، توی سالاد سرکه‌دار مواد اولیه‌ای متفاوت از ‫مواد همیشگی استفاده شده بود.

205
00:16:52,845 --> 00:16:58,809
‫به‌ نظر می‌رسه، غذای لیشو-ساما اشتباهی با غذای گیوکویو-ساما جابه‌جا شده بود.

206
00:16:58,809 --> 00:16:59,977
‫که این‌طور.

207
00:17:00,519 --> 00:17:03,105
‫ماهی خال‌مخالی نمی‌تونید بخورید؟

208
00:17:05,566 --> 00:17:07,026
‫اوهوم...

209
00:17:10,279 --> 00:17:13,449
‫مسئله دوست‌داشتن یا نداشتن یه غذای خاص نیست.

210
00:17:13,449 --> 00:17:19,371
‫این‌دفعه به کهیر ختم شد، اما ‫می‌تونه باعث تنگی نفس بشه.

211
00:17:20,330 --> 00:17:22,624
‫این که آگاهانه اینو بهشون بدید بخورن...

212
00:17:23,417 --> 00:17:26,378
‫درست مثل مسموم کردنشونه.

213
00:17:33,844 --> 00:17:36,722
‫تو... پیش‌مرگ غذاشونی درسته؟

214
00:17:37,473 --> 00:17:39,308
‫بـ ـ بله!

215
00:17:39,975 --> 00:17:44,605
‫کارایی که باید در مواقع اضطراری انجام بدی رو یادداشت کردم.

216
00:17:46,315 --> 00:17:49,860
‫البته، پرهیز کامل از این غذاها بهترین راه حله.

217
00:17:52,488 --> 00:17:54,073
‫لطفاً یه نگاهی بنداز.

218
00:17:56,909 --> 00:17:58,911
‫خیلی سخت نیست.

219
00:17:59,536 --> 00:18:04,875
‫اما، اگه خطایی صورت بگیره، حتی
‫حکیم کاخ هم نمی‌تونه درستش کنه.

220
00:18:06,251 --> 00:18:09,379
‫ممکنه کشنده بشه.

221
00:18:10,380 --> 00:18:14,468
‫لطفاً تحت هیچ شرایطی... فراموشت نشه.

222
00:18:27,397 --> 00:18:31,735
‫من یه بنده‌ی ناچیزم. لطفاً بهم دست نزنید.

223
00:18:31,735 --> 00:18:34,530
‫تو تنها کسی هستی که اینو بهم می‌گه.

224
00:18:34,530 --> 00:18:37,241
‫پس بقیه صرفاً ملاحظه‌تون رو می‌کنن.

225
00:18:39,284 --> 00:18:42,704
‫خب دیگه، باید به گیوکویو-ساما گزارش بدم...

226
00:18:43,747 --> 00:18:48,418
‫صبر کن. چرا گفتی پیش‌مرگ غذا هم بیاد؟

227
00:18:49,920 --> 00:18:51,505
‫منظورتون چیه؟

228
00:18:51,505 --> 00:18:54,091
‫خودتو نزن به اون راه. ازم خواستی بیارمش.

229
00:18:54,091 --> 00:18:56,844
‫تا بهش بگم در چه مورد احتیاط کنه.

230
00:18:56,844 --> 00:19:00,514
‫خب، منظورت اینه کسایی که غذا
‫رو سرو می‌کردن اشتباه کردن؟

231
00:19:02,266 --> 00:19:04,935
‫نمی‌دونم. من فقط یه ندیمه‌‌ام.

232
00:19:08,355 --> 00:19:10,482
‫حداقل این سوالمو جواب بده.

233
00:19:11,692 --> 00:19:16,071
‫هدف، همنشین فرزانه، صیغه لیشو بود، درسته؟

234
00:19:17,156 --> 00:19:19,908
‫با فرض اینکه هیچ‌کدوم از غذاهای دیگه مسموم نشده باشن.

235
00:19:20,409 --> 00:19:21,618
‫که این‌طور.

236
00:19:38,802 --> 00:19:40,345
‫خسته شدم.

237
00:19:41,388 --> 00:19:46,560
‫این هم با موضوع کتیبه‌های چوبی اون‌روز در ارتباطه؟

238
00:19:46,560 --> 00:19:50,606
‫ندیمه‌ای که یکم‌پیش اومد هیچ جای سوختگی‌ای نداشت.

239
00:19:52,274 --> 00:19:54,902
‫یعنی کار کیه...؟
