﻿1
00:02:18,179 --> 00:02:19,848
‫من تسلیمم.

2
00:02:23,393 --> 00:02:25,436
‫پیشرفت کردی،

3
00:02:25,812 --> 00:02:26,563
‫نه...

4
00:02:27,230 --> 00:02:32,110
‫نهایت زور من همچنان به پای تکنیک‌های شما نمی‌رسه، جینشی-ساما.

5
00:02:32,110 --> 00:02:36,823
‫اما این زور تو هم خیلی حیرت‌آوره.
‫الحق که خون قبیله‌ی «ما» توی رگ‌هاته.

6
00:02:40,577 --> 00:02:43,621
حالش چطوره گائوشون؟ این داروسازمون؟

7
00:02:44,122 --> 00:02:46,166
‫دقیقاً منظورتون چیه؟

8
00:02:46,749 --> 00:02:48,668
یکم تپلی شده؟

9
00:02:48,668 --> 00:02:50,920
‫به گمانم یکمی شده.

10
00:02:51,713 --> 00:02:54,215
‫که این‌طور. ولی...

11
00:02:54,591 --> 00:02:57,844
‫اینکه چرا این‌چیزا رو ممنوع کردن... تو کتت نمی‌ره؟

12
00:02:57,844 --> 00:02:59,429
‫گفتم بهت این سم‌ـه!

13
00:02:59,762 --> 00:03:02,432
‫واقعاً انتظار نداشتم همچین رویی ازش ببینم.

14
00:03:03,516 --> 00:03:04,684
حالتون خوبه؟

15
00:03:04,684 --> 00:03:06,436
هوم؟ چی؟

16
00:03:06,769 --> 00:03:09,063
‫به‌نظر خیلی دلواپس میان.

17
00:03:09,063 --> 00:03:11,566
‫نه، چیزی نیست.

18
00:03:21,242 --> 00:03:22,493
‫می‌دونستم پیداش می‌کنم!

19
00:03:24,454 --> 00:03:26,372
‫هورا!

20
00:03:27,707 --> 00:03:29,459
‫اوه، اون‌جا هم هست!

21
00:03:29,459 --> 00:03:30,960
‫این جا هم هســـت!

22
00:03:32,295 --> 00:03:35,006
‫کجا بخورمش؟ توی آشپزخونه؟

23
00:03:35,006 --> 00:03:37,759
‫ولی نمی‌خوام ملت سوال‌پیچم کنن از کجا پیداش کردم...

24
00:03:37,759 --> 00:03:39,928
‫اوه، ولی قبلش...

25
00:03:40,929 --> 00:03:43,264
‫وای، چه خوشمــــزه!

26
00:03:43,264 --> 00:03:45,934
‫مثل همیشه ممنونم مائومائو!

27
00:03:45,934 --> 00:03:52,273
‫کارفرماهات خیلی مهربونن که موقع
‫هر مراسم چایی بهت خوراکی می‌دن.

28
00:03:52,899 --> 00:03:54,567
‫باید بیشتر غذا بخوری!

29
00:03:54,567 --> 00:03:56,319
‫یکم تپل شو!

30
00:03:56,319 --> 00:03:58,154
‫انقدر خجالت نکن!

31
00:04:00,573 --> 00:04:02,659
‫اوه، شنیدی؟

32
00:04:02,659 --> 00:04:03,743
‫هومم؟

33
00:04:03,743 --> 00:04:05,245
‫شنیدم یکی از خدمتکارهای کاخ...

34
00:04:05,245 --> 00:04:09,207
‫تونسته یکی از افسرای نظامی که
‫به بیزاری از زن‌ها معروف بوده رو شیفته کنه.

35
00:04:09,207 --> 00:04:10,625
‫عــــه...

36
00:04:10,625 --> 00:04:12,585
‫حدس بزن راز موفقیتش چی بوده.

37
00:04:12,585 --> 00:04:13,670
‫خدا داند.

38
00:04:13,753 --> 00:04:15,964
‫می‌گن از دارو استفاده کرده!

39
00:04:16,714 --> 00:04:17,924
‫داروی... واقعا؟

40
00:04:20,635 --> 00:04:21,552
‫اونه.

41
00:04:21,552 --> 00:04:23,346
مائومائو چیزی شده؟

42
00:04:23,346 --> 00:04:27,308
‫هـ ـ هیچی. احتمالاً نشده... احتمالاً.

43
00:04:30,311 --> 00:04:31,813
‫صبح بخیر.

44
00:04:32,230 --> 00:04:35,525
اوه، بانوی کوچک، امروز چه‌خبر؟

45
00:04:35,525 --> 00:04:38,486
‫ابتدا به ساکن... رازی هست که می‌خواهم با شما در میان بگذارم.

46
00:04:38,486 --> 00:04:39,320
‫چی هست؟

47
00:04:40,154 --> 00:04:41,364
‫این هست.

48
00:04:42,615 --> 00:04:44,742
‫واو! اونا قارچ‌های تازه‌ی ماتسوتاکه‌ان!

49
00:04:45,201 --> 00:04:47,287
‫شکر خدا که بابت میلون بوده ‌است.

50
00:04:47,287 --> 00:04:51,708
‫زغال نیاز دارم! با یکم سس سویا و نمک!

51
00:04:51,708 --> 00:04:57,297
‫دست بر قضا، با این حکیم شیاد رفیق فاب شدیم.

52
00:05:00,717 --> 00:05:03,261
‫وای... دیگه طاقت ندارم!

53
00:05:03,261 --> 00:05:05,013
‫دیگه کم‌کم آماده‌ست.

54
00:05:05,013 --> 00:05:08,182
‫یکم سس سویا، یکمی هم نمک...

55
00:05:09,809 --> 00:05:10,643
‫بفرمایید.

56
00:05:14,731 --> 00:05:16,107
‫خوشمزه‌ست.

57
00:05:16,107 --> 00:05:17,942
‫حالا دیگه تو مشتمه.

58
00:05:19,110 --> 00:05:21,988
‫خوشمزه‌ســـــــــــت!

59
00:05:22,280 --> 00:05:23,740
‫حـ ـ حکیم!

60
00:05:24,907 --> 00:05:26,743
‫شـ ـ شما...

61
00:05:27,118 --> 00:05:30,038
‫شما می‌تونید دارویی بسازید که نفرین رو درمان می‌کنه؟

62
00:05:30,038 --> 00:05:31,039
‫نفرین؟

63
00:05:31,789 --> 00:05:33,124
‫منظورت چیه؟

64
00:05:33,124 --> 00:05:33,833
‫این...

65
00:05:37,378 --> 00:05:41,674
‫کهیر خیلی بدیه. اول یکم مرهم بزنیم؟

66
00:05:41,674 --> 00:05:43,676
‫می‌تونی یکم درست کنی؟

67
00:05:43,676 --> 00:05:45,011
‫به روی چشم.

68
00:05:45,887 --> 00:05:48,431
‫خب، این نفرینی که گفتی چیه؟

69
00:05:48,973 --> 00:05:52,643
‫جریان برای... دو شب پیش بود.

70
00:05:53,227 --> 00:05:55,313
‫زباله‌های کاخ اندرونی...

71
00:05:55,313 --> 00:05:57,523
‫توی یه گودال توی ضلع غربی سوزونده می‌شن.

72
00:05:57,940 --> 00:06:00,693
‫اون‌روز داشتم مثل همیشه کار می‌کردم که...

73
00:06:02,737 --> 00:06:03,780
‫اون چیه؟

74
00:06:06,949 --> 00:06:10,370
‫لباس زنونه؟ پایین آستین‌هاش سوخته.

75
00:06:11,037 --> 00:06:12,538
‫و لوح‌های تحریر چوبی...؟

76
00:06:13,247 --> 00:06:18,753
‫یکمی کنجکاو بودم، ولی خب به هر حال انداختمش توی آتیش، بعدش...

77
00:06:33,226 --> 00:06:36,312
‫نفرینه! برای همین دست‌های من این‌طور شدن!

78
00:06:38,272 --> 00:06:41,651
اون آتیشه... این رنگی بود؟

79
00:06:44,779 --> 00:06:46,739
‫یا مثلاً این رنگی؟

80
00:06:48,991 --> 00:06:50,701
‫اینم همین تأثیر رو داره.

81
00:06:52,286 --> 00:06:54,872
‫بانوی کوچک، اون چیه؟

82
00:06:54,872 --> 00:06:57,166
‫کارکردش شبیه آتیش‌بازیه.

83
00:06:57,166 --> 00:07:00,253
‫بعضی چیزا وقتی می‌سوزن رنگ شعله‌ی آتیش رو تغییر می‌دن.

84
00:07:00,670 --> 00:07:02,588
‫خب پس... دست‌هام چی؟

85
00:07:03,089 --> 00:07:06,426
‫احتمالاً یه‌چیزی روی اون لوح‌های چوبی بوده.

86
00:07:07,260 --> 00:07:10,096
‫فکر کنم وقتی بهشون دست زدین باعث کهیر شده.

87
00:07:10,346 --> 00:07:13,224
‫این دارو رو امتحان کنید و ما رو در جریان نتیجه بذارید.

88
00:07:13,224 --> 00:07:15,143
‫آه، ممنونم.

89
00:07:15,143 --> 00:07:17,645
‫داروهای بانوی کوچک خوب جواب می‌دن!

90
00:07:17,645 --> 00:07:19,230
‫خیلی زود بهتر هم می‌شی.

91
00:07:20,690 --> 00:07:23,443
‫مثل همیشه، احسنت داروساز.

92
00:07:23,901 --> 00:07:25,528
‫جینشی-ساما!

93
00:07:26,946 --> 00:07:29,157
‫براتون چای دم می‌کنم.

94
00:07:31,159 --> 00:07:35,037
‫سلام و عرض ادب جینشی-ساما.
‫امروز با بنده چیکار دارید؟

95
00:07:35,455 --> 00:07:39,000
‫منظورت اینه نباید باهات حرف بزنم مگه اینکه برای کاری اومده باشم؟

96
00:07:39,000 --> 00:07:41,377
‫نه، البته که منظورم این نیست.

97
00:07:43,254 --> 00:07:44,755
‫یه لحظه همراهم بیا.

98
00:07:46,007 --> 00:07:48,009
‫ممنونم که منتظر موندید، جینشی-سا—

99
00:07:49,177 --> 00:07:50,303
‫هعی.

100
00:07:54,682 --> 00:07:56,434
‫چندتا رنگ اونجاست؟

101
00:07:56,893 --> 00:07:59,353
‫نمی‌تونم دقیق بگم.

102
00:07:59,353 --> 00:08:02,982
‫خب، پس چطور یه نفر می‌تونه این رنگ‌ها رو اعمال کنه؟

103
00:08:02,982 --> 00:08:06,319
‫با نمک، می‌تونی توی آب حلشون کنی.

104
00:08:06,319 --> 00:08:10,698
‫بعضی‌هاشون توی چیزهای دیگه هم حل می‌شن؛ مثل روغن.

105
00:08:10,698 --> 00:08:12,992
‫ولی این خارج از حیطه‌ی تخصص منه.

106
00:08:13,659 --> 00:08:14,869
‫که این‌طور.

107
00:08:15,578 --> 00:08:18,206
‫اگه امرتون همین بود، با اجازه‌ مرخص می‌شم.

108
00:08:18,581 --> 00:08:19,332
‫صبر کن.

109
00:08:21,375 --> 00:08:22,627
‫چیزی شده؟

110
00:08:23,252 --> 00:08:24,462
‫دوست دارم مثل چای دمی باشن.

111
00:08:27,757 --> 00:08:29,884
‫روت حساب می‌کنم، داروساز.

112
00:08:30,468 --> 00:08:32,261
‫پس می‌دونست...

113
00:08:32,762 --> 00:08:36,390
‫فردا می‌گردم ببینم بیشتر پیدا می‌کنم یا نه.

114
00:08:43,773 --> 00:08:47,151
‫کتیبه‌های چوبی رنگی احتمالاً یه‌جور کد هستن.

115
00:08:47,902 --> 00:08:52,740
‫مردم از فقط برای کارهای مخفیانه از چنین چیزی... استفاده می‌کنن؟

116
00:08:52,740 --> 00:08:54,325
‫یعنی چی می‌تونه باشه؟

117
00:08:56,702 --> 00:09:01,249
‫به من هیچ دخلی نداره. چیزی نیست که
‫یه پیش‌مرگ غذا بخواد نگرانش باشه.

118
00:09:04,377 --> 00:09:08,506
‫ممنونم. اوه، لطفاً اون رو ببرید اونجا.

119
00:09:09,257 --> 00:09:10,800
‫من برگشتم.

120
00:09:11,175 --> 00:09:12,718
‫خوش اومدی.

121
00:09:13,302 --> 00:09:14,303
‫مائومائو! چه به موقع.

122
00:09:14,345 --> 00:09:16,097
‫اونجا، لطفاً.

123
00:09:16,138 --> 00:09:18,224
‫اگه می‌شه این رو امتحان می‌کنی؟

124
00:09:18,224 --> 00:09:20,434
‫عــه؟ حس خوبی در این مورد ندارم...

125
00:09:24,272 --> 00:09:25,815
‫این دیگه چیه؟

126
00:09:26,190 --> 00:09:29,652
‫مشخص نیست؟ لباست برای ضیافت باغ دیگه.

127
00:09:29,652 --> 00:09:31,112
‫ضیافت باغ؟

128
00:09:31,112 --> 00:09:35,825
‫دوبار در سال، امپراتور و مقامات دربار توی حیاط جمع می‌شن...

129
00:09:35,825 --> 00:09:37,994
‫تا از غذا و اسباب سرگرمی لذت ببرن.

130
00:09:38,369 --> 00:09:42,915
‫امپراتور هنوز ازدواج نکردن، برای همین ملکه‌ای هم ندارن، درسته؟

131
00:09:43,833 --> 00:09:48,337
‫این‌طور مواقع، رسم اینه که همنشین‌های عالی‌رتبه رو برای مراسم بیارن.

132
00:09:48,337 --> 00:09:50,631
‫همنشین‌های عالی‌رتبه...

133
00:09:50,631 --> 00:09:56,846
‫چهار همنشین عالی‌رتبه که بهترین مدعیان برای ملکه‌ی امپراتور شدن هستن.

134
00:09:57,388 --> 00:09:59,765
‫دفعه‌ی قبل، گیوکویو-ساما و لیفا-ساما...

135
00:09:59,765 --> 00:10:02,018
‫به‌خاطر وضع حمل‌شون، نتونستن توی مراسم شرکت کنن.

136
00:10:02,018 --> 00:10:04,937
‫پس این‌دفعه، تصمیم گرفتن که هر چهار همنشین رو دعوت کنن.

137
00:10:04,937 --> 00:10:07,440
‫و اون‌وقت ما اونجا چیکاره‌ایم؟

138
00:10:07,440 --> 00:10:10,359
‫خب، راستش هیچ‌کاره.

139
00:10:13,446 --> 00:10:18,743
‫ما به‌عنوان مهمان دعوت شدیم.
‫صرفاً باید امپراتور رو دنبال کنیم.

140
00:10:19,243 --> 00:10:21,537
‫بعضی از مقامات هم برای ادای احترام میان.

141
00:10:21,537 --> 00:10:23,748
‫پس یادت نره که لبخند بزنی.

142
00:10:23,748 --> 00:10:24,707
‫عـــه...

143
00:10:27,126 --> 00:10:29,337
‫یعنی همه باید شرکت کنن؟

144
00:10:29,337 --> 00:10:31,213
‫الــبــتــه که باید!

145
00:10:31,631 --> 00:10:33,841
‫ناسلامتی اولین رونمایی از رخ شاهزاده لینگ‌لی‌ـه،

146
00:10:33,841 --> 00:10:36,427
‫و یه رویداد نادر که هر چهار همنشین توش حضور دارن!

147
00:10:36,802 --> 00:10:40,097
‫این یه جنگه! باید خودمون رو آماده کنیم!

148
00:10:44,268 --> 00:10:47,271
‫اول از همه که گیوکویو-ساما ندیمه‌های خیلی کمی داره.

149
00:10:47,271 --> 00:10:50,107
‫به تازه‌کارها بهایی نمی‌دن.

150
00:10:50,107 --> 00:10:54,362
‫تازه، اگه غذایی هم باشه که حضور پیش‌مرگ ضروریه.

151
00:10:54,362 --> 00:10:57,990
‫گمونم به یه‌کم لباس خوب نیاز داری.

152
00:10:57,990 --> 00:11:00,868
‫می‌خوام یه‌کم به سر و روت برسم، مشکلی نداری که؟

153
00:11:00,868 --> 00:11:02,161
‫ریش و قیچی دست خودتونه.

154
00:11:03,704 --> 00:11:05,748
‫قراره یه چندقلم کفش خوشگل هم ببینیم ها!

155
00:11:07,166 --> 00:11:09,877
‫گهگاهی باید کک‌مک‌هات رو بپوشونی.

156
00:11:12,171 --> 00:11:14,340
‫بیرون موندن حین وزش باد شدید،

157
00:11:14,340 --> 00:11:17,218
‫تماشای برنامه‌های سرگرمی، خوردن غذا،

158
00:11:17,218 --> 00:11:20,638
‫لبخند زدن به درباری‌های که میان اونجا...

159
00:11:21,305 --> 00:11:24,975
‫قطعاً واسه‌ی این یکی یه کیسه‌ی سنگ داغ نیاز دارم.

160
00:11:25,434 --> 00:11:26,686
‫اگه این‌طوره...

161
00:11:37,196 --> 00:11:39,031
‫گمونم خوب شد.

162
00:11:39,031 --> 00:11:40,991
‫چه بوی خوبی.

163
00:11:41,367 --> 00:11:43,411
‫چی درست می‌کنی؟

164
00:11:43,411 --> 00:11:45,538
‫یه شیرینی که از زنجیل و پرتقال درست می‌شه.

165
00:11:45,538 --> 00:11:46,497
‫شیرینی؟

166
00:11:46,914 --> 00:11:52,795
‫پوست پرتقال جریان خون رو بهبود می‌ده،
‫و زنجبیل هم دمای بدن رو می‌بره بالا.

167
00:11:53,254 --> 00:11:55,589
‫وایسا ببینم، این‌ها برای ضیافت باغن؟!

168
00:11:55,589 --> 00:11:59,677
‫آره. محض اطمینان، این‌ هم درست کردم.

169
00:12:00,136 --> 00:12:02,555
‫یه جیب به لباسم دوختم.

170
00:12:02,555 --> 00:12:06,183
‫اگه سنگ‌های داغ بذارم داخل‌شون،
‫کمکم می‌کنه که در مقابل سرما دووم بیارم.

171
00:12:06,183 --> 00:12:07,476
‫مائومائو!

172
00:12:07,476 --> 00:12:08,102
‫عـــه؟

173
00:12:08,102 --> 00:12:11,397
‫لطفاً، برای بقیه هم درست کن!

174
00:12:12,148 --> 00:12:13,774
‫چـ ـ چـشـم...

175
00:12:17,778 --> 00:12:22,742
‫گمونم پایبند بودن به رسومات، ساده‌ترین ایده‌ها رو هم تو نطفه خفه می‌کنه.

176
00:12:23,743 --> 00:12:27,830
‫یه‌کم کار می‌تونه اوضاع رو بهتر کنه.

177
00:12:28,581 --> 00:12:29,498
‫بفرمایید.

178
00:12:29,749 --> 00:12:32,334
‫من هم یکی برای خودم می‌خواستم.

179
00:12:32,334 --> 00:12:33,878
‫لطفاً برای بنده هم...

180
00:12:33,878 --> 00:12:34,837
‫چشم.

181
00:12:35,671 --> 00:12:38,132
‫لطفاً بهون یاد بدید چطوری درست‌شون کنیم.

182
00:12:38,132 --> 00:12:39,550
‫اگه زحمتی نیست.

183
00:12:39,550 --> 00:12:43,262
‫آشپز و خیاطِ خود امپراتور هم؟

184
00:13:09,413 --> 00:13:10,873
‫یخ زدم!

185
00:13:25,846 --> 00:13:27,431
‫بالأخره تموم شد.

186
00:13:29,266 --> 00:13:31,143
‫پس، فرداست.

187
00:13:33,979 --> 00:13:37,566
‫محض اطمینان چندتا از اون‌ها هم درست کنم.

188
00:13:38,526 --> 00:13:41,529
‫درخصوص جست‌وجوی افرادی با جای سوختگی روی دست‌هاشون...

189
00:13:42,363 --> 00:13:44,156
‫هنوز نتونستید پیداشون کنید؟

190
00:13:46,283 --> 00:13:47,618
‫عذر می‌خوام.

191
00:13:48,077 --> 00:13:52,832
‫امیدوارم خللی در ضیافت باغ ایجاد نشه...

192
00:14:12,268 --> 00:14:14,645
‫وای...

193
00:14:14,645 --> 00:14:16,564
‫خیلی زیبا هستید، گیوکویو-ساما!

194
00:14:16,564 --> 00:14:19,149
‫رنگ سرخ بیش‌از‌اندازه بهتون میاد!

195
00:14:19,149 --> 00:14:21,318
‫چه زیبایی حیرت‌انگیزی...

196
00:14:21,610 --> 00:14:25,197
‫بیخود نیست که می‌گن توی کل سرزمین
‫رنگ سرخ بیش از هرکسی برازنده‌ی ایشونه.

197
00:14:25,197 --> 00:14:28,409
‫بله، درخشش شما دیگران رو کم‌فروغ جلوه می‌ده.

198
00:14:29,410 --> 00:14:32,830
‫ممنونم. و باید برای همه شما...

199
00:14:33,914 --> 00:14:38,377
‫نشونی بذارم تا خیالم راحت باشه که
‫توجه هیچ حشره‌ی موذی رو به خودتون جلب نمی‌کنید.

200
00:14:40,296 --> 00:14:41,505
‫مائومائو.

201
00:14:42,506 --> 00:14:47,177
‫فراموش نکن، مائومائو. تو ندیمه‌ی منی.

202
00:14:50,347 --> 00:14:52,933
‫اوم، خیلی ممنونم.

203
00:14:53,726 --> 00:14:54,727
‫گیرت انداختم!

204
00:14:56,478 --> 00:14:57,897
‫چیزه، یه‌لحظه.

205
00:14:57,897 --> 00:14:59,857
‫وقت آماده شدنه!

206
00:15:00,524 --> 00:15:02,735
‫وقتشه هرچقدر می‌تونی خوشگل کنی!

207
00:15:02,735 --> 00:15:05,029
‫صورتت رو پاک می‌کنیم و
‫بهت عطرهای مختلف می‌زنیم.

208
00:15:05,029 --> 00:15:06,614
‫بعد ترتیب کک‌و‌مک‌هاتو می‌دیم...

209
00:15:06,947 --> 00:15:07,865
‫بیا.

210
00:15:11,118 --> 00:15:12,119
‫عــه؟

211
00:15:12,119 --> 00:15:13,412
‫مائومائو؟

212
00:15:13,412 --> 00:15:14,413
‫برو...

213
00:15:14,413 --> 00:15:15,664
‫چرا؟

214
00:15:15,664 --> 00:15:17,374
‫مائومائو، تو...

215
00:15:18,500 --> 00:15:19,919
‫اِه...

216
00:15:19,919 --> 00:15:21,503
‫مچم رو گرفتن.

217
00:15:23,255 --> 00:15:25,299
‫خب،‌ راه بیفتیم.

218
00:15:44,818 --> 00:15:48,197
‫خب پس، همنشین لیشو، بعداً در ضیافت باغ می‌بینمتون.

219
00:15:48,447 --> 00:15:52,368
‫بله، جینشی-ساما.

220
00:15:58,707 --> 00:16:02,086
‫آخرین نفر همنشین گران‌قدر، ‌بانو گیوکویوـه.

221
00:16:04,505 --> 00:16:07,633
‫به‌نظر توجه خاصی به همنشین گیوکویو دارن.

222
00:16:07,633 --> 00:16:10,803
‫باید به‌خاطر احساساتشون باشه.

223
00:16:11,887 --> 00:16:13,931
‫گاهی‌وقتا خیلی مایه‌ی‌ عذابه.

224
00:16:18,102 --> 00:16:20,896
‫مائومائو، حسابی زحمت کشیدی.

225
00:16:20,896 --> 00:16:23,232
‫خدمت به شما باعث افتخارمه.

226
00:16:23,232 --> 00:16:25,359
‫وقت عالی به‌خیر، همنشین گیوکویو.

227
00:16:25,359 --> 00:16:26,735
‫آه، روز به‌خیر.

228
00:16:27,111 --> 00:16:30,197
‫بانوی من، رنگ سرخ واقعاً‌ بی‌نظیرتون می‌کنه.

229
00:16:30,990 --> 00:16:37,454
‫ظاهر زیبا، و درعین‌حال اندکی رمزآلودتون
‫باید ریشه در چشم‌های یشمی‌تون داشته باشه.

230
00:16:38,914 --> 00:16:39,999
‫ممنونم.

231
00:16:45,004 --> 00:16:47,339
‫و حالا،‌ نوبت برانداز کردن شاهدخته...

232
00:16:56,849 --> 00:16:58,892
‫وقت به‌خیر، جینشی-ساما.

233
00:17:02,646 --> 00:17:04,898
‫آه، تویی داروگر.

234
00:17:05,357 --> 00:17:06,775
‫تغییر کردی؟

235
00:17:06,775 --> 00:17:08,527
‫خیر، نکردم.

236
00:17:08,861 --> 00:17:10,446
‫اثری از کک‌و‌مک‌هات نیست.

237
00:17:10,779 --> 00:17:12,448
‫بله، پاکشون کردم.

238
00:17:12,781 --> 00:17:14,408
‫منظورت اینه که به‌کمک پودر محوشون کردی؟

239
00:17:14,408 --> 00:17:16,869
‫همه چیز رو پاک کردم. برای همین اثری ازشون نیست.

240
00:17:18,829 --> 00:17:23,208
‫چیزی که می‌گی اصلاً با عقل جور درنمیاد.
‫ضد و نقیض حرف می‌زنی.

241
00:17:23,208 --> 00:17:27,713
‫آه،‌ عجب گیری افتادیم.
‫نباید الکی باهاش بحث می‌کردم.

242
00:17:27,963 --> 00:17:32,676
‫من هر روز، روی صورتم گل خشک
‫می‌ذارم به‌طوری که مثل کک‌ومک به‌نظر بیاد.

243
00:17:32,676 --> 00:17:36,722
‫شما تا الان هردفعه من رو با اون ها دیدید.

244
00:17:37,264 --> 00:17:40,726
‫لوازم این چنینی صرفاً برای زیباتر کردن چهره به‌کار نمی‌رن.

245
00:17:41,351 --> 00:17:43,228
‫چرا همچین کاری می‌کنی؟

246
00:17:44,855 --> 00:17:46,356
‫جداً می‌خواید بدونید؟

247
00:17:47,733 --> 00:17:51,153
‫برای اینه که توی کوچه پس کوچه گیرم نندازن.

248
00:17:52,571 --> 00:17:56,450
‫من حوالی مرکز سرگرمی زندگی می‌کردم، ولی
‫هر فردی در کمال رضایت اونجا رو ترک نمی‌کرد.

249
00:17:56,450 --> 00:17:59,912
‫بعضی‌ها جیب‌های خالی و تمایلات خشونت‌آمیز داشتن
‫و به بیماری‌هایی مبتلا بودن.

250
00:18:00,829 --> 00:18:05,667
‫یه دختر زشت،‌ لاغرمردنی و قدکوتاه ندرتاً
‫طعمه‌ی خشم اینجور آدم‌ها می‌شه.

251
00:18:06,502 --> 00:18:07,961
‫تاحالا گرفتارشون شدی؟

252
00:18:07,961 --> 00:18:12,424
‫تلاش‌های ناموفقی صورت گرفته. اما عوضش، دزدیده شدم.

253
00:18:15,594 --> 00:18:21,767
‫صورتم پاک شده بود. احتمالاً پیش خودشون
‫فکر کردن که بالأخره یکی پیدا می‌شه من رو بخره.

254
00:18:21,767 --> 00:18:23,435
‫که اینطور.

255
00:18:24,394 --> 00:18:27,898
‫متأسفم که نتونستیم مهارشون کنیم.

256
00:18:27,898 --> 00:18:30,275
‫اهمیت چندانی برام نداره.

257
00:18:30,275 --> 00:18:36,532
‫خریدار نمی‌تونه تشخیص بده که تو دزدیده شدی،‌ یا
‫به‌صورت قانونی فروخته شدی تا یه نون‌خور کم شه.

258
00:18:37,825 --> 00:18:39,451
‫بابتش عصبانی نیستی؟

259
00:18:39,785 --> 00:18:45,624
‫البته که هستم. ولی شما تقصیری ندارید.

260
00:18:49,128 --> 00:18:50,838
‫عذر می‌خوام.

261
00:18:52,840 --> 00:18:54,842
‫اولین‌باره که روراست می‌بینمش.

262
00:18:55,551 --> 00:18:56,593
‫درد گرفت.

263
00:18:57,553 --> 00:18:59,555
‫عجب. مال توـه.

264
00:18:59,555 --> 00:19:01,890
‫خب دیگه،‌ توی ضیافت می‌بینمت.

265
00:19:13,235 --> 00:19:17,030
‫گیره‌ی سر مردانه؟ برای چی؟

266
00:19:17,447 --> 00:19:19,700
‫وای! چه قشنگه!

267
00:19:19,700 --> 00:19:20,951
‫حسودیم می‌شه!

268
00:19:20,951 --> 00:19:22,995
‫من هم یکی می‌خوام!

269
00:19:22,995 --> 00:19:25,789
‫می‌تونم بدمش بره،
‫ولی چطوری بین‌شون تقسیمش کنم؟

270
00:19:25,789 --> 00:19:29,126
‫عــه، به این زودی زدی زیر قولمون.

271
00:19:32,796 --> 00:19:35,883
‫تو دیگه فقط به من تعلق نداری.

272
00:19:38,927 --> 00:19:41,555
‫ببخشید، منظورتون از این حرف-

273
00:19:43,557 --> 00:19:44,892
‫داره شروع می‌شه.

274
00:19:59,156 --> 00:20:02,075
‫ضیافت باغ آغاز می‌شه.
