﻿1
00:01:30,799 --> 00:01:34,594
‫به چه جرئتی همچین غذای کم‌ارزشی به لیفا-ساما می‌دی!

2
00:01:34,594 --> 00:01:39,057
‫فقط اعیانی‌ترین غذاها برازنده‌ی بانوی ما لیفا-ساماست.

3
00:01:39,057 --> 00:01:42,769
‫اگه من بودم حتی برای نشون دادن این به ایشون مردد می‌شدم!

4
00:01:42,769 --> 00:01:45,814
اصلاً به خیال کسی می‌رسه لیفا-ساما
از همچین چیزی لذت ببرن؟

5
00:01:45,814 --> 00:01:48,817
‫ما بهتر از همه می‌دونیم لیفا-ساما چی دوست دارن میل کنن.

6
00:01:48,900 --> 00:01:49,776
‫آه. عجب گرفتاری شدیم.

7
00:01:49,776 --> 00:01:51,736
‫اگه دست خودم بود عمراً پام رو توی کاخ بلور می‌ذاشتم، ولی...

8
00:01:51,736 --> 00:01:54,906
‫چطور جرئت می‌کنی چشم ما رو که دور دیدی این رو
‫پیش ایشون ببری، خدمتکار. واقعاً که.

9
00:01:55,115 --> 00:01:59,786
‫ شبی که امپراتور از کاخ یشم دیدن کردن...

10
00:02:20,557 --> 00:02:22,183
‫هیچ سمی نیست.

11
00:02:24,144 --> 00:02:26,771
‫با اجازه، از حضورتون مرخص می‌شم.

12
00:02:28,481 --> 00:02:29,482
‫صبر کن.

13
00:02:30,483 --> 00:02:33,528
‫امپراتور برای اولین‌بار مستقیماً مورد خطاب قرارم داد.

14
00:02:34,028 --> 00:02:37,157
‫از داروساز پرآوازه تقاضایی دارم.

15
00:02:37,490 --> 00:02:40,702
‫پرآوازه؟ حس خوبی نسبت بهش ندارم.

16
00:02:40,702 --> 00:02:41,744
‫بله.

17
00:02:42,162 --> 00:02:46,291
‫حال همنشین لیفا خوب نیست.
‫می‌تونی ازشون پرستاری کنی؟

18
00:02:46,833 --> 00:02:50,962
‫منظورش از «پرستاری»،‌ اینه که «درمانش کن».

19
00:02:51,754 --> 00:02:55,008
‫کلام امپراتور حکم کلام بهشتیان رو داره.

20
00:02:55,008 --> 00:02:57,510
‫اگه روی ایشون رو زمین بندازم، درواقع گور خودم رو کندم.

21
00:02:58,011 --> 00:02:58,970
‫الساعه.

22
00:03:00,638 --> 00:03:05,685
‫اینا به‌کنار... چرا باید این حرف رو پیش یه همنشین دیگه بزنه؟

23
00:03:05,685 --> 00:03:10,356
‫الحق که اعلی‌حضرت ذاتاً یه «امپراتور»ان.

24
00:03:10,899 --> 00:03:15,612
‫ولی، واقعاً تو کتم نمی‌ره این‌طوری باهام رفتار
‫می‌کنن، من به دستور خود امپراتور اینجام.

25
00:03:15,612 --> 00:03:22,202
‫از اون‌جایی که به لیفا-ساما خدمت می‌کنن، گمونم
‫از من که خدمتکار گیوکویو-سامام حسابی بیزارن.

26
00:03:22,202 --> 00:03:23,077
‫هوم؟

27
00:03:23,077 --> 00:03:25,622
‫اگه نظافت کردنت تموم شد یالا برو بیرون!

28
00:03:25,997 --> 00:03:27,957
‫بوینگ بوینگ.

29
00:03:28,708 --> 00:03:32,045
‫چاره‌ای نیست. انگار دوباره باید بپزمش.

30
00:03:34,047 --> 00:03:36,633
‫مائومائو،‌ تو الان توی کاخ بلوری؟

31
00:03:36,633 --> 00:03:39,260
‫آره، از لیفا-ساما مراقبت می‌کنم.

32
00:03:39,260 --> 00:03:43,514
‫که اینطور. لیفا-ساما هنوز
‫سلامتی‌شون رو به‌دست نیاوردن...

33
00:03:43,806 --> 00:03:47,143
‫سم پودرسفیدکننده حتماً ‫هنوز از بدن‌شون دفع نشده.

34
00:03:47,143 --> 00:03:51,898
‫پودر سمی، ها؟
‫شنیدم قدغن شده.

35
00:03:52,398 --> 00:03:56,945
‫شنیدم خواجه‌ها هرچی پودر مونده بود رو
‫از کاخ اندرونی بیرون بردن.

36
00:03:57,362 --> 00:03:59,322
‫عجب. خداروشکر.

37
00:03:59,989 --> 00:04:06,037
‫ولی تقاضایی از سوی امپراتور؟
‫حرف نداری، مائومائو. حسابی جا خوردم!

38
00:04:06,663 --> 00:04:12,001
‫حتماً به حکیم یه جو اعتماد هم نداره که
‫روی دختری مثل من حساب باز می‌کنه.

39
00:04:13,002 --> 00:04:15,088
‫مائومائو، بعداً می‌ری آشپزخونه، نه؟

40
00:04:15,088 --> 00:04:16,297
‫آره.

41
00:04:16,297 --> 00:04:18,216
‫آشپزی خوبی داشته باشی!

42
00:04:18,216 --> 00:04:19,300
‫ممنونم.

43
00:04:23,429 --> 00:04:24,555
‫خب!

44
00:04:25,139 --> 00:04:27,809
‫برای مراقبت از لیفا-ساما، در وهله‌ی اول
‫قصد داشتم دستور خوراکش رو اصلاح کنم.

45
00:04:27,892 --> 00:04:30,061
‫ببخشید،‌ می‌تونم وقتتون رو بگیرم؟

46
00:04:30,061 --> 00:04:30,561
‫بله؟

47
00:04:30,728 --> 00:04:33,773
‫اول از همه باید سمی رو که
‫هنوز توی بدنش بود، دفع کنم.

48
00:04:33,815 --> 00:04:36,526
‫برای این کار، یه آش سرشار از فیبر،

49
00:04:36,526 --> 00:04:38,987
‫به‌علاوه چای ادرارآور به‌نظر انتخاب خوبی میاد.

50
00:04:38,987 --> 00:04:42,532
‫این نه. این هم نه.
‫این یکی...

51
00:04:42,532 --> 00:04:46,327
‫و این یکی و اون و... اون یکی هم نه...

52
00:04:49,080 --> 00:04:50,790
‫شورشو درآوردی دیگه!

53
00:04:50,790 --> 00:04:53,918
‫اینجا جای دخترهای دون‌پایه مثل تو نیست.

54
00:04:54,502 --> 00:04:56,296
‫بوینگ بوینگ.

55
00:04:56,713 --> 00:04:58,548
‫حالا حالاها کار داریم.

56
00:05:00,216 --> 00:05:01,801
‫پس، این‌دفعه...

57
00:05:01,801 --> 00:05:03,636
‫این یکی، اون یکی، اون، و این.

58
00:05:08,641 --> 00:05:10,101
‫چندبار باید بهت بگم؟!

59
00:05:10,101 --> 00:05:13,062
‫آخه، ایشون اول باید چیزی ‫میل کنن که هضمش راحت باشه-

60
00:05:13,062 --> 00:05:18,735
‫به‌هیچ‌وجه! مشخصه که آدمای بیمار اول از هرچیزی به غذاهای مقوی نیاز دارن.

61
00:05:19,402 --> 00:05:22,030
‫پس این غذای روزمره‌شونه.

62
00:05:22,322 --> 00:05:24,657
‫درسته که مغذیه،

63
00:05:25,033 --> 00:05:27,910
‫ولی برای معده ضعیف یه آدم بیمار زیادی سنگینه.

64
00:05:27,910 --> 00:05:30,621
‫این رو که یه بچه هم می‌فهمه.

65
00:05:30,621 --> 00:05:32,498
کسی قرار نیست جلوشونو بگیره؟

66
00:05:34,042 --> 00:05:36,961
‫لیفا-ساما، غذاتون آماده‌ست.

67
00:05:37,545 --> 00:05:42,175
‫همه‌ی چیزهای موردعلاقه‌تون رو ‫براتون آوردیم. لطفاً حتی اگه شده یکم میل کنید.

68
00:05:47,430 --> 00:05:48,556
‫لیفا-ساما؟!

69
00:05:48,556 --> 00:05:50,183
‫ای وای، حالا چیکار کنیم؟!

70
00:05:50,183 --> 00:05:51,476
‫بجنب،‌ آب بیار!

71
00:05:51,476 --> 00:05:53,227
‫حالتون خوبه، لیفا-ساما؟!

72
00:05:53,227 --> 00:05:56,230
‫لیفا-ساما، لطفاً یکمی آب بخورین.

73
00:05:59,734 --> 00:06:02,362
‫تقصیر توـه خدمتکار دون‌پایه.

74
00:06:02,362 --> 00:06:04,113
‫تو با حضورت جو اینجا رو خراب می‌کنی!

75
00:06:04,113 --> 00:06:05,198
‫یالا! گمشو بیرون!

76
00:06:07,200 --> 00:06:08,659
‫بوینگ بوینگ.

77
00:06:10,370 --> 00:06:13,289
‫با این اوصاف نمی‌تونم حتی بهش نزدیک شم.

78
00:06:14,165 --> 00:06:16,834
‫خب حالا، چیکار می‌تونم بکنم...

79
00:06:22,006 --> 00:06:23,925
‫حداقل اگه بشه معاینه‌شون کنم...

80
00:06:23,925 --> 00:06:28,805
‫لازم نیست. اگه به‌خاطر تو حالشون از اینی
‫ که هست بدتر بشه، اون‌وقت چیکار کنیم؟

81
00:06:30,348 --> 00:06:33,351
‫این‌طور پیش بره عاقبتش یا پژمرده می‌شه یا می‌میره.

82
00:06:33,768 --> 00:06:36,145
‫آدما اگه غذا نخورن می‌میرن.

83
00:06:37,522 --> 00:06:41,901
‫احتمالاً بعد از دست‌دادن بچه‌ش اراده‌ش برای زندگی رو از دست داده.

84
00:06:47,448 --> 00:06:49,951
‫تا روزی که سرم قراره به‌خاطر سرپیچی از دستور امپراتور...

85
00:06:49,951 --> 00:06:54,205
با تنم وداع کنه، چند روز دیگه مونده؟

86
00:06:55,123 --> 00:06:57,208
‫انگاری یه‌چیزی حسابی درگیرت کرده.

87
00:06:59,252 --> 00:07:01,337
‫واقعاً به‌نظرتون این‌طوری میام؟

88
00:07:01,337 --> 00:07:02,964
‫واقعاً به‌نظرم این‌طوری میای.

89
00:07:04,257 --> 00:07:05,758
‫جینشی-ساما؟!

90
00:07:06,801 --> 00:07:08,845
‫اون دختر چشه؟

91
00:07:08,845 --> 00:07:10,388
‫چرا با جینشی-ساماست؟

92
00:07:10,388 --> 00:07:12,515
‫چه سوء‌ِ برداشت رو مخی...

93
00:07:16,394 --> 00:07:18,187
‫فعلاً بیا بریم داخل.

94
00:07:19,272 --> 00:07:20,189
‫جـ ـ جینشی-ساما؟!

95
00:07:20,273 --> 00:07:20,648
‫اوه...

96
00:07:20,648 --> 00:07:21,774
‫هیـــن!

97
00:07:22,275 --> 00:07:25,111
‫نادیده گرفتن دستور شخص امپراتور...

98
00:07:25,111 --> 00:07:28,030
‫مناسب بانوهای زیبا و بااستعدادی همچون شماها نیست.

99
00:07:29,740 --> 00:07:31,200
‫اوه! اوه نه، ما نادیده نگرفتیم...

100
00:07:31,242 --> 00:07:31,826
‫وااای!

101
00:07:31,993 --> 00:07:33,077
‫درسته. ما که آخه...

102
00:07:33,119 --> 00:07:34,162
‫هـ ــ هی!

103
00:07:35,538 --> 00:07:37,915
‫این‌طوری رنگ عوض کردن آدما واقعاً ترسناکه.

104
00:07:45,798 --> 00:07:47,175
‫یالا. برو.

105
00:08:17,538 --> 00:08:19,707
‫به غذا خوردن تمایل داره.

106
00:08:20,541 --> 00:08:24,086
‫اما ضعیف‌تر از اونی‌ـه که فکر می‌کردم.

107
00:08:24,086 --> 00:08:25,796
‫شاید به‌جای بتونم بهش آب‌برنج بدم.

108
00:08:29,884 --> 00:08:31,677
‫ببخشید.

109
00:08:33,387 --> 00:08:35,556
‫همون رنگ همیشگی...

110
00:08:54,742 --> 00:08:58,037
‫تو مسئول زیبایی همنشینی؟

111
00:08:58,037 --> 00:08:59,372
‫بله درسته.

112
00:08:59,872 --> 00:09:02,750
‫ما می‌خوایم لیفا-سامای عزیزمون همیشه زیبا باشن.

113
00:09:03,125 --> 00:09:05,419
‫وظیفه‌ی ما به عنوان ندیمه‌ی ایشون همینه.

114
00:09:06,128 --> 00:09:07,922
‫همه‌ش به‌خاطر خود لیفا-ساماست.

115
00:09:07,922 --> 00:09:09,215
‫البته!

116
00:09:09,215 --> 00:09:09,882
‫عجب.

117
00:09:11,926 --> 00:09:13,427
چه مرگته؟

118
00:09:13,719 --> 00:09:16,305
‫ها؟ فقط دارم یه احمق رو تنبیه می‌کنم.

119
00:09:16,931 --> 00:09:20,393
‫آی! داره دردم میاد! نکن! دردم میاد.

120
00:09:29,151 --> 00:09:32,029
‫این سم یکم دیگه کل بدنتو آلوده می‌کنه.

121
00:09:32,029 --> 00:09:35,825
‫چقدر عالی... این‌طوری تو هم خوشگل می‌شی...

122
00:09:36,200 --> 00:09:38,578
‫درست مثل لیفا-سامای عزیزت.

123
00:09:39,120 --> 00:09:46,002
‫با پوست رنگ‌پریده و بی‌جون، چشمای به گود نشسته
‫و بدنی که حتی قادر به خوردن غذا نیست...

124
00:09:46,377 --> 00:09:50,047
اینکه چرا این‌چیزا رو ممنوع کردن... تو کتت نمی‌ره؟

125
00:09:58,681 --> 00:10:03,519
‫فـ ـ فقط... برای خوشحال کردن لیفا-ساما...

126
00:10:04,061 --> 00:10:06,105
‫گفتم بهت این سم‌ـه!

127
00:10:06,105 --> 00:10:10,401
‫با اون کله‌ت اصلاً فکر نمی‌کنی. فقط خیال
‫ برت داشته که از همه‌چیز سر در میاری.

128
00:10:11,485 --> 00:10:14,530
‫کی با مسموم شدن با همون چیزی که
‫ باعث مرگ پسرش شده خوشحال می‌شه؟!

129
00:10:27,168 --> 00:10:30,212
‫زود برو دهنتو آب بکش و صورتتو بشور.

130
00:10:31,130 --> 00:10:34,925
‫هوی! این برای مریض خوب نیست!

131
00:10:34,925 --> 00:10:36,802
‫زودی این زمینو تمیز کنید!

132
00:10:36,802 --> 00:10:38,387
‫چـ ـ چشم!

133
00:10:42,308 --> 00:10:45,227
‫واقعاً اینکه ادما چطوری رنگ عوض می‌کنن ترسناکه.

134
00:10:46,771 --> 00:10:47,647
‫اوه...

135
00:10:49,690 --> 00:10:52,401
‫دیگه کار از کار گذشته...

136
00:10:52,401 --> 00:10:53,444
‫بریم.

137
00:10:56,447 --> 00:11:00,117
‫وضعیت سلامتی لیفا-ساما بدتر از چیزی بود که فکرش رو می‌کردم.

138
00:11:00,701 --> 00:11:03,537
‫برای شروع به‌جای آش بهش آب برنج دادم.

139
00:11:03,537 --> 00:11:08,292
‫غذا رو به‌زور توی دهنش ریختم و وادارش ‫کردم
‫ آروم آروم قورتش بده، مدام این کارو تکرار کردم.

140
00:11:09,502 --> 00:11:13,339
‫این‌طور وقتا آدم دیگه نگران رفتارش نیست.

141
00:11:14,548 --> 00:11:19,595
‫یکمی هوا رو تهویه کردم و با کم‌تر شدن
‫ بوی عود، بوی بیمار مشخص شد.

142
00:11:19,595 --> 00:11:23,307
‫اون احمقای به‌درد نخور حتی نمی‌تونن
‫درست و درمون جسم بانوشون رو تمیز کنن؟

143
00:11:23,307 --> 00:11:25,518
‫چطور اسم خودشون رو می‌ذارن ندیمه؟

144
00:11:25,518 --> 00:11:29,563
‫قبل از اینکه برن سراغ عود یه‌عالمه کار دیگه ازشون برمیومد.

145
00:11:32,191 --> 00:11:35,277
‫هوی. آب داغ و پارچه آماده کنین.

146
00:11:35,277 --> 00:11:36,570
‫بـ ـ بله.

147
00:11:39,156 --> 00:11:40,408
‫شما هم مشغول شین.

148
00:11:40,408 --> 00:11:41,492
‫بـ ـ بله.

149
00:11:41,909 --> 00:11:44,286
‫از هر فرصتی که گیر آوردم بهش چایی دادم.

150
00:11:44,286 --> 00:11:48,499
‫تکرر ادرار به دفع سم از بدنش کمک می‌کنه.

151
00:11:48,499 --> 00:11:52,044
‫می‌گم، مطمئنی لیفا-ساما درد نمی‌کشن...؟

152
00:11:52,044 --> 00:11:53,879
‫مهم نیست، باید بخورن.

153
00:11:55,089 --> 00:11:59,760
‫کم‌کم غذای بیشتری خورد، برای همین
‫تعداد دونه‌های برنج توی آب رو بیشتر کردم.

154
00:11:59,760 --> 00:12:04,765
‫وقتی تونست قورتشون بده، بهش سوپ و میوه‌ی آسیاب‌شده اضافه کردم.

155
00:12:06,392 --> 00:12:10,396
‫شنیدم اون ندیمه رو حبس کردن.

156
00:12:11,355 --> 00:12:15,526
‫گویا به‌خاطر لیفا-ساما پودر رو مخفی کرده بود.

157
00:12:16,819 --> 00:12:21,240
‫خواجه‌ای هم که قرار بود پودرها رو
‫ جمع‌آوری کنه با تازیانه خوردن مجازات شد.

158
00:12:38,507 --> 00:12:40,259
‫به‌نظر خسته میای.

159
00:12:41,010 --> 00:12:44,180
‫بله. برعکس بعضی‌ها من خیلی سرم شلوغه.

160
00:12:44,805 --> 00:12:46,140
‫براتون هدیه آوردیم.

161
00:12:49,351 --> 00:12:51,061
‫ممنون!

162
00:12:52,521 --> 00:12:54,064
‫وای!

163
00:12:54,398 --> 00:12:56,400
‫خوب می‌دونه چی دلم می‌خواد!

164
00:12:56,400 --> 00:12:59,779
‫همین آدمای باملاحظه‌ن که همسرای خوبی می‌شن.

165
00:12:59,779 --> 00:13:01,155
‫خواجه‌ست البته.

166
00:13:03,073 --> 00:13:04,700
‫برعکس اون...

167
00:13:09,371 --> 00:13:11,874
تو چیزی کمکی نیاز نداری؟

168
00:13:12,291 --> 00:13:13,459
‫هـــا...

169
00:13:15,085 --> 00:13:17,421
‫چی شده؟ هرچی می‌خوای بگو.

170
00:13:19,298 --> 00:13:22,510
‫شما که اونجایید، اون‌جا کمک لازم دارن. لطفاً یکی بیاد.

171
00:13:22,885 --> 00:13:25,179
‫آقایون، لطفاً عجله کنید.

172
00:13:25,179 --> 00:13:26,388
‫چشم!

173
00:13:27,598 --> 00:13:29,391
‫یه حمام بخار؟

174
00:13:29,391 --> 00:13:31,852
‫مثل اینکه، عرق کردن براشون خوبه.

175
00:13:31,852 --> 00:13:33,479
‫کاربردی هم داره؟

176
00:13:33,938 --> 00:13:35,189
‫احتمالاً داره.

177
00:13:36,023 --> 00:13:38,943
‫باید از هرچی که دم دست داریم استفاده کنیم.

178
00:13:53,541 --> 00:13:55,000
‫چیزی شده؟

179
00:14:01,257 --> 00:14:04,844
‫به حال خودم بمیرم؟

180
00:14:06,387 --> 00:14:09,849
‫پس، دست از غذا خوردن بردارید.

181
00:14:10,808 --> 00:14:14,645
‫ولی وقتی که آش رو خوردید یعنی می‌خواید زنده بمونید.

182
00:14:31,161 --> 00:14:33,080
‫که این‌طور.

183
00:14:47,803 --> 00:14:49,305
‫حق با توـه.

184
00:15:27,885 --> 00:15:29,136
‫تویی که.

185
00:15:30,012 --> 00:15:35,935
‫من از حبس آزاد شدم و بهم اجازه داده شد که یه‌بار دیگه به لیفا-ساما خدمت کنم.

186
00:15:37,436 --> 00:15:41,357
‫دیگه هرگز چنین اشتباهی رو تکرار نمی‌کنم. هیچ‌وقت.

187
00:15:42,524 --> 00:15:46,195
‫الان جای شما رو می‌گیرم. لطفاً استراحت کنید.

188
00:15:47,696 --> 00:15:49,073
‫که این‌طور.

189
00:15:50,032 --> 00:15:51,325
‫لیفا-ساما.

190
00:16:01,126 --> 00:16:02,294
‫آه...

191
00:16:07,091 --> 00:16:10,970
‫اگه امکانش هست، می‌تونی یکم آب برام بیاری؟

192
00:16:15,265 --> 00:16:16,308
‫چشم.

193
00:16:20,646 --> 00:16:21,480
‫چشم!

194
00:16:27,486 --> 00:16:33,283
‫حدود دوماه بعد، لیفا-ساما اونقدری بهبود پیدا
‫کرد که بتونه به تنهایی پیاده‌روی کنه.

195
00:16:36,328 --> 00:16:39,832
‫اون مغرور هست... اما متکبر نیست.

196
00:16:39,832 --> 00:16:44,044
‫بعد از اتفاقی که برای شاهزاده افتاد،
‫تصور می‌کردم یه شاهدخت خودخواه باشه،

197
00:16:44,962 --> 00:16:48,882
‫ولی این‌طور که معلوم شد، اون شخصیتی داره که درخور یه همنشین باشه.

198
00:17:23,959 --> 00:17:27,546
‫بنده دیگه فردا صبح اینجا رو ترک می‌کنم.

199
00:17:28,297 --> 00:17:29,423
‫که این‌طور.

200
00:17:30,090 --> 00:17:33,135
‫از قبل با ندیمه‌هاتون در مورد خوراک‌تون...

201
00:17:33,135 --> 00:17:35,137
‫و سایر چیزهایی که باید مراقبشون باشید، صحبت کردم.

202
00:17:37,556 --> 00:17:42,311
‫ببین، من دیگه نمی‌تونم بچه‌ای به دنیا بیارم؟

203
00:17:44,063 --> 00:17:48,108
‫نمی‌دونم. شاید باید امتحانش کنید.

204
00:17:48,484 --> 00:17:51,361
‫ولی علاقه اعلی‌حضرت به من از بین رفته.

205
00:17:52,196 --> 00:17:55,365
‫من به دستور مستقیم شخص امپراتور به اینجا فرستاده شدم.

206
00:17:55,949 --> 00:18:01,497
‫وقتی که برگردم به کاخ یشم، شاید امپراتور به ملاقات‌تون بیان، لیفا-ساما.

207
00:18:03,207 --> 00:18:08,295
‫من کسی‌ام که اون نصیحت‌ رو نادیده گرفتم و گذاشتم بچه‌م بمیره...

208
00:18:08,295 --> 00:18:10,506
‫یعنی شانسی برای برنده‌شدن مقابل همنشین گیوکویو دارم؟

209
00:18:11,632 --> 00:18:14,468
‫مسئله برد و باخت نیست.

210
00:18:15,969 --> 00:18:19,264
‫توی دنیا صدها و هزاران گل وجود دارن،

211
00:18:19,264 --> 00:18:24,770
‫اما کی می‌تونه تعیین کنه گل صدتومانی زیباتره یا گل استکانی؟

212
00:18:25,813 --> 00:18:29,900
‫من نه چشم‌هایی به رنگ یشم دارم نه موهای روشن.

213
00:18:33,821 --> 00:18:36,782
‫ولی شما... دارایی‌های دیگه‌ای دارید.

214
00:18:37,825 --> 00:18:38,826
‫عــه؟

215
00:18:39,868 --> 00:18:42,704
‫می‌شه گوش‌تون رو بیارید جلو؟

216
00:18:42,704 --> 00:18:44,289
‫بـ ـ بله.

217
00:18:50,379 --> 00:18:53,382
‫پس فعلاً، با اجازه‌تون.

218
00:18:55,926 --> 00:18:57,344
‫دانشی که در اختیار لیفا-ساما گذاشتم
‫ترفند سرّی‌ای بود که از خواهرای بزرگم...

219
00:18:57,386 --> 00:18:59,680
‫لیفا-ساما، چیزی شده؟

220
00:19:01,306 --> 00:19:02,474
‫لیفا-ساما؟!

221
00:19:02,558 --> 00:19:03,892
‫توی منطقه سرگرمی یاد گرفته بودم.

222
00:19:05,561 --> 00:19:07,646
‫امیدوارم که براش کاربردی داشته باشه.

223
00:19:13,861 --> 00:19:15,404
‫من برگشتم.

224
00:19:16,113 --> 00:19:17,781
‫خوش اومدی.

225
00:19:18,240 --> 00:19:20,200
‫مائومائو، حالت خوبه؟!

226
00:19:20,617 --> 00:19:22,452
‫خیلی نحیف شدی.

227
00:19:22,452 --> 00:19:24,663
‫حتماً خیلی بهت سخت گذشته.

228
00:19:24,663 --> 00:19:29,293
‫مأموریت امپراتور رو به تنهایی انجام داد. تأثیرگذار بود.

229
00:19:32,379 --> 00:19:35,591
‫بعد از آن، مدتی دیدارهای امپراتور از کاخ یشم
‫به میزان چشم‌گیری کاهش پیدا کرد.

230
00:19:40,220 --> 00:19:44,433
‫بالأخره، تونستم یه خواب راحت داشته باشم.

231
00:19:45,934 --> 00:19:50,814
‫مائومائو نمی‌توانست جلوی خنده‌اش را بگیرد، اما آن داستان دیگری داشت.

232
00:20:06,622 --> 00:20:07,956
‫این یه نفرینه...
