1
00:00:00,000 --> 00:00:03,094


2
00:00:00,061 --> 00:00:02,019
摩訶不思議だ

3
00:00:02,023 --> 00:00:03,090
言霊は誠か

4
00:00:03,094 --> 00:00:05,061
偽ってる彼奴は

5
00:00:05,069 --> 00:00:07,003
天に堕ちていった

6
00:00:07,011 --> 00:00:09,016
って聞いたんだけども

7
00:00:07,070 --> 00:00:14,049
یکه‌گویی‌های داروگر

8
00:00:09,024 --> 00:00:10,066
彼奴はどうも

9
00:00:10,082 --> 00:00:13,016
皆に愛されてたらしい

10
00:00:14,049 --> 00:00:16,012
感じたい思いは

11
00:00:16,012 --> 00:00:17,083
故に自由自在だ

12
00:00:18,000 --> 00:00:20,046
奇しき術から転じた

13
00:00:20,046 --> 00:00:21,025
まほろば

14
00:00:21,025 --> 00:00:22,084
あなたが居る

15
00:00:22,096 --> 00:00:24,055
それだけで今日も

16
00:00:24,055 --> 00:00:27,084
生きる傷みを思い知らされる

17
00:00:28,001 --> 00:00:31,026
愛してるとごめんねの差って

18
00:00:31,047 --> 00:00:34,076
まるで月と太陽ね

19
00:00:34,097 --> 00:00:38,048
また明日会えるからいいやって

20
00:00:38,048 --> 00:00:41,073
何一つ学びやしない魂も

21
00:00:41,090 --> 00:00:44,002
貴方をまた想う

22
00:00:44,007 --> 00:00:45,023
今世も

23
00:00:45,040 --> 00:00:47,094
めくれば次の章

24
00:00:48,065 --> 00:00:51,095
石になった貴方の歌を

25
00:00:52,012 --> 00:00:54,058
口ずさんで歩こう

26
00:00:54,070 --> 00:00:57,041
ひとりじゃないって笑おう

27
00:00:59,029 --> 00:01:01,067
分厚めの次の本

28
00:01:02,058 --> 00:01:05,084
病になった私の歌を

29
00:01:06,000 --> 00:01:08,046
口ずさんで歩こう

30
00:01:08,063 --> 00:01:11,026
ひとりの夜を歩こう

31
00:01:12,034 --> 00:01:13,055
愛してるよ

32
00:01:13,055 --> 00:01:14,047
ごめんね

33
00:01:14,051 --> 00:01:15,081
じゃあね

34
00:01:15,085 --> 00:01:19,010
まるで夜の太陽ね

35
00:01:19,027 --> 00:01:22,081
クスシキ時間の流れで

36
00:01:22,081 --> 00:01:26,007
大切を見つけた魂も

37
00:01:26,027 --> 00:01:28,040
貴方をまた想う

38
00:01:28,027 --> 00:01:29,098
یکه‌گویی‌های داروگر

39
00:01:28,040 --> 00:01:29,082
来世も

40
00:01:30,098 --> 00:01:33,098
.این داستان یک اثر خیالی بوده و هیچ ارتباط مستقیمی
با وقایع تاریخی، نام‌ها و سازمان‌های استفاده شده ندارد

41
00:01:35,069 --> 00:01:36,078
.لولان-ساما

42
00:01:49,025 --> 00:01:55,021
‫ظاهراً دوای احیاکننده در طی آزمایش
.‫ساخت دوای جاودانگی به وجود اومده

43
00:01:56,010 --> 00:01:59,068
.در واقع سویی‌ره با همون دوا بود که به زندگی برگشت

44
00:02:00,025 --> 00:02:02,081
.داروگر قبلی، همونطور که فکر می‌کردم، کارش عالی بوده

45
00:02:04,015 --> 00:02:06,059
اما چیزی که شن‌می دنبالشه؛

46
00:02:06,059 --> 00:02:10,076
.دوای جاودانگی‌ایه که با یک بار خوردن ده سال جوان‌ترش کنه

47
00:02:15,057 --> 00:02:17,065
.شما هم چه شرایط سختی دارید

48
00:02:19,058 --> 00:02:23,080
...همچین دوایی وجود نداره، خودم خوب می‌دونم، ولی

49
00:02:25,007 --> 00:02:27,096
!من هم به عنوان یه داروگر غرور خودم رو دارم

50
00:02:50,015 --> 00:02:52,057
...روزها پشت هم فقط می‌گذرن

51
00:02:55,011 --> 00:02:56,069
!صبرکن

52
00:02:57,009 --> 00:03:00,054
!ارباب جوان! چند بار باید بگم این سمت نباید بیاید

53
00:03:00,054 --> 00:03:02,007
!ایرادی نداره که

54
00:03:04,010 --> 00:03:06,035
.دوباره قراره دعواش کنن

55
00:03:06,035 --> 00:03:09,078
.خیلی حوصله داره که هر سری برش می‌گردونن باز آدم نمیشه

56
00:03:12,039 --> 00:03:14,075
...ولی، این بو

57
00:03:14,075 --> 00:03:17,025
طبقات پایینی کارگاهی چیزی هست؟

58
00:03:17,025 --> 00:03:19,013
.مثل همونی که تو دهکده مخفی بود

59
00:03:22,066 --> 00:03:24,092
...امیدوارم حداقل منفجر نشه

60
00:03:30,004 --> 00:03:31,006
...‫خب خب

61
00:03:34,029 --> 00:03:35,047
سیم؟

62
00:03:36,003 --> 00:03:39,003
«.فرار کن، من حواس نگهبان‌ها رو پرت می‌کنم»

63
00:03:39,047 --> 00:03:42,014
نه خب، دقیقاً به کجا باید فرار کنم؟

64
00:03:45,024 --> 00:03:46,052
!هوی، ارباب جوان

65
00:03:48,054 --> 00:03:50,029
تو اون رو فرستادی!؟

66
00:03:52,070 --> 00:03:55,031
حواس نگهبان‌ها رو پرت می‌کنی، ها؟

67
00:03:57,017 --> 00:04:01,009
قسمت 45 تایبون

68
00:04:00,027 --> 00:04:02,058
چه غلطی دارید می‌کنید؟

69
00:04:03,001 --> 00:04:04,064
در مورد چی حرف می‌زنید؟

70
00:04:05,056 --> 00:04:07,005
تو مجبورش کردی؟

71
00:04:07,088 --> 00:04:09,047
یعنی در مورد چی دارید حرف می‌زنید؟

72
00:04:10,099 --> 00:04:14,014
.فکر کنم این بچه سعی داشت یه جوری نجاتم بده

73
00:04:14,077 --> 00:04:19,044
‫حتی با اینکه یه بچه ساده‌لوح بیش
.نیست، اگه لو بره خیلی بد میشه

74
00:04:22,067 --> 00:04:24,084
!من فقط داشتم بازی می‌کردم

75
00:04:24,084 --> 00:04:27,038
.همچنین بررسی می‌کردم ببینم نگهبان تو کارش کوتاهی می‌کنه یا نه

76
00:04:27,038 --> 00:04:28,047
ها!؟

77
00:04:28,087 --> 00:04:30,034
حقیقت داره؟

78
00:04:32,075 --> 00:04:35,000
.‌دست از مشکوک‌بازی بردارید

79
00:04:35,061 --> 00:04:36,046
!متوجه شدم

80
00:04:36,046 --> 00:04:38,054
صبر کن، اونها واقعا‌ـــ

81
00:04:39,000 --> 00:04:42,059
بیشتر از این شلوغش نکن، می‌فهمی دیگه؟

82
00:04:44,038 --> 00:04:45,064
...متوجه‌ام

83
00:04:48,033 --> 00:04:52,050
شانس آوردیم سویی‌ره اینجا بود، حالا دیگه موضوع حل‌‌ـــ

84
00:04:52,050 --> 00:04:53,040
ها؟

85
00:04:59,006 --> 00:05:01,053
این سر و صداها واسه چیه؟

86
00:05:01,053 --> 00:05:03,028
!آه، مادر

87
00:05:09,025 --> 00:05:10,051
مادر...؟

88
00:05:11,020 --> 00:05:13,022
.موضوع مهمی نیست

89
00:05:13,022 --> 00:05:18,097
.واقعا؟ برام جالب شده که بدونم چرا داروگر بیرون اتاقشه

90
00:05:18,097 --> 00:05:23,021
.کیوئو داشته بیرون اتاق داروگر بازی می‌کرده و مزاحم نگهبان شده

91
00:05:23,081 --> 00:05:25,078
فقط برای اطمینان می‌خواستم‌ـــ

92
00:05:25,078 --> 00:05:30,021
عجب! پس شیطونی می‌کردی؟

93
00:05:30,021 --> 00:05:34,052
.خوب نیست، اینطوری تنبیه لازم داری

94
00:05:34,085 --> 00:05:39,074
شاید باید یه خرده بیشتر فشارش بدم
تا حساب کار دستت بیاد، چطوره؟

95
00:05:42,061 --> 00:05:44,040
...شن‌می-ساما، اون

96
00:05:44,089 --> 00:05:45,069
چیه؟

97
00:05:47,051 --> 00:05:49,063
.کیوئو هنوز بچه‌ست

98
00:05:49,063 --> 00:05:53,020
...و چیز مهمی هم نیست

99
00:06:00,018 --> 00:06:01,072
.که اینطور

100
00:06:01,072 --> 00:06:06,092
‫پس با این اوصاف، سر یه چیز بی‌اهمیت
‫این همه سر و صدا راه انداختی؟

101
00:06:06,092 --> 00:06:08,072
!خیر! اینطور نیست

102
00:06:10,028 --> 00:06:12,078
اما مگه این تمام اتفاقی نیست که افتاده؟

103
00:06:12,078 --> 00:06:15,079
.شاید باید توی سلول آب به اعمالت فکر کنی

104
00:06:15,079 --> 00:06:17,006
!لطفا نه

105
00:06:17,006 --> 00:06:18,006
.ناعادلانه‌ست

106
00:06:18,044 --> 00:06:20,085
.دلیل براش اهمیتی نداره

107
00:06:21,047 --> 00:06:25,053
.فقط بقیه رو شکنجه میده و خودش لذت می‌بره

108
00:06:26,030 --> 00:06:27,090
.مشکل بقیه‌ست

109
00:06:27,090 --> 00:06:31,028
‫می‌تونم راحت از این ماجرا بدون
.‫توجه به کیوئو و نگهبان بکشم بیرون

110
00:06:34,079 --> 00:06:36,029
.زیادی رو مخمه

111
00:06:36,029 --> 00:06:42,040
.پس به نظر چاره‌ای نیست، باید هر دو رو تنبیه کنیم

112
00:06:41,001 --> 00:06:42,040
.پیر خرفت

113
00:06:43,072 --> 00:06:44,056
هه؟

114
00:06:48,034 --> 00:06:49,047
!دخترک بی‌ارزش

115
00:06:51,053 --> 00:06:54,010
.واقعاً که احمقم

116
00:06:58,051 --> 00:07:00,019
.من ازش خواستم

117
00:07:00,050 --> 00:07:01,031
ها؟

118
00:07:03,074 --> 00:07:08,098
.من از اون بچه خواستم که کمکم
کنه تا از این دژ فرار کنم

119
00:07:08,098 --> 00:07:09,065
هه؟

120
00:07:09,065 --> 00:07:10,045
!حرومی

121
00:07:12,074 --> 00:07:15,029
.این داروگر جدید به نظر آدم نمیشه

122
00:07:15,029 --> 00:07:17,059
.بیاید کمک کنیم کمی به اعمالش فکر کنه

123
00:07:18,006 --> 00:07:19,080
!بندازش تو سلول آب

124
00:07:20,085 --> 00:07:23,032
آب تو این هوای سرد؟

125
00:07:23,032 --> 00:07:25,063
.واقعا که باید عین بچه آدم می‌موندم سر جام

126
00:07:25,063 --> 00:07:29,016
.خب اینطوری... دوباره داروگر نداریم

127
00:07:29,099 --> 00:07:35,035
‫ای‌بابا، سویی‌ره؟ حس کردم چیزی شنیدم، یعنی خیال کردم؟

128
00:07:35,035 --> 00:07:36,059
شن‌می-ساما‌ـــ

129
00:07:37,001 --> 00:07:38,092
.سر خود از جات جم نخور

130
00:07:40,013 --> 00:07:41,094
.متاسفم

131
00:07:42,065 --> 00:07:43,061
ولی‌ــ

132
00:07:54,046 --> 00:08:00,058
‫مهم نیست چقدر خونت اصلی باشه، وقتی
.‫یه بار با خون آلوده بشه دیگه تمومه

133
00:08:03,078 --> 00:08:07,079
.احتمالا سویی‌ره هم به روش خودش احساس مسئولیت می‌کنه

134
00:08:08,005 --> 00:08:11,084
.هیچ نمی‌خواستم تو رو تا اینجا بکشونم

135
00:08:12,090 --> 00:08:14,071
.یه احمق دیگه هم اینجا داریم

136
00:08:15,072 --> 00:08:20,014
.مادر، می‌خوام از اون چیز استفاده کنم

137
00:08:22,002 --> 00:08:25,016
.آه، منظورت تایبونه

138
00:08:27,015 --> 00:08:31,099
.تایبون؟ چی هست؟ حس می‌کنم قبلا اسمش به گوشم خورده

139
00:08:32,035 --> 00:08:33,082
.ایده عالی‌ایه

140
00:08:33,082 --> 00:08:37,082
.من یه بار استفاده کردم و معجزه کرد

141
00:08:43,020 --> 00:08:44,032
قضیه چیه؟

142
00:08:45,024 --> 00:08:47,079
.داروگر رو بردار و بیار

143
00:09:00,046 --> 00:09:01,043
.اینجاست

144
00:09:07,079 --> 00:09:10,031
این اتاق دیگه چیه؟

145
00:09:12,017 --> 00:09:13,087
.بد برداشت نکنی ها

146
00:09:14,036 --> 00:09:18,049
.تو بهم کمک کردی ولی این دستور شن‌می-ساماست

147
00:09:28,095 --> 00:09:30,002
.تایبون

148
00:09:30,081 --> 00:09:33,026
.درسته، به یاد آوردم

149
00:09:37,090 --> 00:09:41,031
‫این یه روش اعدامه که توسط یه امپراتور
.‫دیوونه تو دوران باستان استفاده می‌شد

150
00:09:42,042 --> 00:09:45,052
مجرم رو توی یه سلول حبس می‌کنن؛

151
00:09:46,003 --> 00:09:47,038
...و داخلش

152
00:09:50,002 --> 00:09:53,053
.جای تعجب نیست که سویی‌ره از مارها می‌ترسه

153
00:09:59,088 --> 00:10:05,019
!چه دوست‌داشتنی

154
00:10:10,013 --> 00:10:12,052
چرا آخه من؟

155
00:10:13,066 --> 00:10:16,059
چه خبره؟ بوی چیه؟

156
00:10:17,010 --> 00:10:18,064
...به نظر بوی یه چیز خوشمزه‌ست

157
00:10:24,094 --> 00:10:25,071
همم؟

158
00:10:27,089 --> 00:10:29,002
چیکار داری می‌کنی؟

159
00:10:32,004 --> 00:10:34,009
نمک تو بند و بساطت هست؟

160
00:10:34,009 --> 00:10:35,089
!معلومه نیست

161
00:10:35,089 --> 00:10:37,062
...وایسا ببینم تو... اون

162
00:10:37,062 --> 00:10:38,032
.ماره

163
00:10:40,032 --> 00:10:44,054
.فقط بیا تظاهر کنیم ماهیه

164
00:10:44,054 --> 00:10:46,063
...ولی چطور

165
00:10:47,067 --> 00:10:50,089
.با سنجاق سر تیکه تیکه‌ش کردم و با مشعل پختمش

166
00:10:50,089 --> 00:10:53,029
.واقعا این همه سر حال بودن جای تعجبه

167
00:10:53,029 --> 00:10:56,080
.مارها و حشرات به خاطر خواب زمستونی آهسته حرکت می‌کنن

168
00:10:57,037 --> 00:11:00,067
محض احتیاط اول کار اونهایی که سمی بودن رو ساختم؛

169
00:11:00,067 --> 00:11:04,011
.و گیاه‌هایی که داشتم رو خاکستر کردم
تا به عنوان دافع حشرات عمل کنه

170
00:11:04,011 --> 00:11:06,052
یعنی اصلا لازم بود من بیام؟

171
00:11:07,070 --> 00:11:10,023
خب، برای چی تشریف آوردید؟

172
00:11:11,008 --> 00:11:13,036
.سویی‌ره-سان و اون بچه ازم خواستن

173
00:11:14,013 --> 00:11:16,036
.خواستن بهت کمک کنم

174
00:11:16,085 --> 00:11:20,074
.اون بچه حتی جواهر یشمش رو بهم پیشنهاد کرد

175
00:11:21,042 --> 00:11:25,041
.به لطف تو بود که ما تنبیه نشدیم

176
00:11:26,044 --> 00:11:27,062
...اون دوتا

177
00:11:28,084 --> 00:11:31,069
.دیگه نمی‌تونم اینجا کار کنم

178
00:11:31,069 --> 00:11:33,042
.از بیرون رد دود بلند شده

179
00:11:34,026 --> 00:11:37,005
.نشونه اینه که نیرویی سرکوبگر داره از پایتخت میاد

180
00:11:37,049 --> 00:11:39,030
.توی دژ غوغا شده

181
00:11:39,091 --> 00:11:42,026
...همم، این بو

182
00:11:42,067 --> 00:11:44,020
.من هم دیگه میرم

183
00:11:44,077 --> 00:11:48,018
‫اگه تو هم می‌خوای فرار کنی، از
.‫پله‌های اون سمت استفاده نکن

184
00:11:48,056 --> 00:11:50,099
.شنیدم دارن تو زیرزمین باروت درست می‌کنن

185
00:11:50,099 --> 00:11:52,010
باروت؟

186
00:11:52,041 --> 00:11:55,098
‫اینجا کلی آدم هست و اگه منفجر بشه
‫همه‌مون توش گیر می‌افتیم‌ـــ

187
00:11:55,098 --> 00:11:59,048
ممنونم، پله‌های اون سمت، درسته؟

188
00:11:59,048 --> 00:12:02,061
!هوی، بهت هشدار دادم ها

189
00:12:21,043 --> 00:12:23,072
.پس این علت اون بو بود

190
00:12:24,045 --> 00:12:27,022
...مطمئنا که دارن باروت درست می‌کنن، ولی

191
00:12:28,012 --> 00:12:31,075
.این دود... با این وضع که به زودی مسموم میشن

192
00:12:32,018 --> 00:12:35,099
...به علاوه، استفاده از آتیش اون هم کنار باروت

193
00:12:37,018 --> 00:12:38,019
!وضع خرابه

194
00:12:40,037 --> 00:12:41,015
...اون

195
00:12:45,033 --> 00:12:47,028
!همین الان اینجا رو ترک کنید

196
00:12:48,052 --> 00:12:50,024
...بانو... چرا

197
00:12:50,071 --> 00:12:53,040
.نیروهای سرکوبگر به زودی به اینجا می‌رسن

198
00:12:53,040 --> 00:12:56,036
.این دژ تبدیل به میدون جنگ میشه و سقوط می‌کنه

199
00:12:56,036 --> 00:12:57,058
!قبل از این اتفاق فرار کنید

200
00:13:00,075 --> 00:13:01,070
!!نقره‌ست

201
00:13:11,071 --> 00:13:13,065
با- بانوی من؟

202
00:13:13,065 --> 00:13:14,089
.تو هم دست بجنبون

203
00:13:19,027 --> 00:13:20,057
!تو فرار موفق باشی

204
00:13:22,010 --> 00:13:23,071
!فرار کنید

205
00:13:27,080 --> 00:13:29,054
جدی جدیه!؟

206
00:13:50,076 --> 00:13:51,043
!بد شد

207
00:13:53,059 --> 00:13:54,056
...لولان

208
00:14:00,065 --> 00:14:01,070
!لولان

209
00:14:02,076 --> 00:14:06,007
عه!؟ مائومائو، چرا اینجایی؟

210
00:14:06,049 --> 00:14:08,024
.منم همین رو می‌خوام بپرسم

211
00:14:08,086 --> 00:14:10,054
صدمه ندیدی؟

212
00:14:10,054 --> 00:14:14,022
.حس می‌کردم تو با تایبون مشکلی نداشته باشی، مائومائو

213
00:14:14,065 --> 00:14:15,076
.می‌دونستم

214
00:14:17,040 --> 00:14:19,033
.هوم، خوشمزه بود

215
00:14:21,006 --> 00:14:23,017
.اصلا نمی‌فهممت

216
00:14:23,069 --> 00:14:26,046
.علاقه‌ای نداره این رو از کسی بشنوم که حشره می‌خوره

217
00:14:30,046 --> 00:14:31,080
.باید از دژ بزنیم بیرون

218
00:14:32,033 --> 00:14:35,010
.نیروهای سرکوبگر به زودی می‌رسن، باید زودتر بریم

219
00:14:40,062 --> 00:14:41,086
.من نمیام

220
00:14:43,039 --> 00:14:45,018
.هنوز کارهایی هست که باید انجام بدم

221
00:14:58,011 --> 00:15:01,088
.با من میای؟ الان باید فرار کنی

222
00:15:02,035 --> 00:15:03,088
.فهمیدم احمقم

223
00:15:04,026 --> 00:15:06,075
.اگه مادر بو ببره، ترسناکه ها

224
00:15:06,075 --> 00:15:09,022
.شلاق تازه خوبشه ها

225
00:15:09,072 --> 00:15:13,022
.به نظر می‌اومد به تو اهمیت میده، لولان

226
00:15:17,085 --> 00:15:22,028
.مادر حتی چهره من رو هم به یاد نداره

227
00:15:23,025 --> 00:15:28,035
،‫وقتی به سنی رسیدم که این موضوع رو بفهمم
.‫پودر صورت و سرخاب رو صورتم جا انداخته بود

228
00:15:29,037 --> 00:15:32,032
.برای مادر، لولان فقط یه عروسکه

229
00:15:33,051 --> 00:15:37,045
.یه عرویک بامزه که هر کاری بهش بگی انجام میده

230
00:15:38,030 --> 00:15:39,020
...پس

231
00:15:40,058 --> 00:15:42,048
!اونه-ساما

232
00:15:42,048 --> 00:15:44,006
دوباره اینجایی؟

233
00:15:44,006 --> 00:15:47,019
!من هم کمک می‌کنم! همراه نه-ساما

234
00:15:47,081 --> 00:15:49,054
چرا دست دست می‌کنی؟

235
00:15:51,076 --> 00:15:52,072
مادر‌ـــ

236
00:15:55,037 --> 00:15:57,010
!زودتر چایی من رو بیار

237
00:15:58,071 --> 00:16:02,060
مادر متوجه اینکه منم که لباس کنیز به تن کردم نشد؛

238
00:16:02,090 --> 00:16:04,071
.و با بادبزن من رو زد

239
00:16:05,015 --> 00:16:09,036
.وقتی لباس یه کنیز رو می‌پوشیدم، فقط یه کنیز بودم نه بیشتر

240
00:16:10,017 --> 00:16:12,080
.با این حال اصرار داشتی که بری پیش سویی‌ره

241
00:16:13,048 --> 00:16:16,028
.آخه... دوست داشتم با اون رابطه خوبی داشته باشم

242
00:16:18,018 --> 00:16:22,006
.مادر همیشه اون رو اذیت می‌کرد

243
00:16:22,060 --> 00:16:27,055
‫مطمئنم مادر نه-ساما از اذیت
.‫و آزارهای مادرم بود که مرد

244
00:16:29,093 --> 00:16:32,050
زمانی که پدر نه-ساما رو به خونه آورد؛

245
00:16:33,017 --> 00:16:36,099
.مادرم نیمه دیوونه شده بود و موهاش رو از روی خشم می‌کند

246
00:16:37,071 --> 00:16:40,089
«هم دخترت و هم مادرش رو؟ من رو مسخره کردی؟»

247
00:16:40,089 --> 00:16:43,089
«!دخترکت از روی سرگرمی جندگی می‌کنه

248
00:16:45,069 --> 00:16:47,027
.فکر می‌کردم این خود جهنمه

249
00:16:48,035 --> 00:16:49,085
...مادر و دختر

250
00:16:51,003 --> 00:16:55,057
وقتی بعد از گذشت مدتی، دوباره به عنوان هدیه بازگشت؛

251
00:16:55,097 --> 00:16:59,008
.من و مادرم همراه پدرم بودیم

252
00:16:59,008 --> 00:17:05,008
‫مهم نیست چقدر خونت اصلی باشه، وقتی
.‫یه بار با خون آلوده بشه دیگه تمومه

253
00:17:06,044 --> 00:17:08,046
یعنی ممکنه که سویی‌ره...!؟

254
00:17:09,066 --> 00:17:14,026
شایعات رو نشنیدی؟ اولین قربانی امپراتور قبلی؟

255
00:17:14,089 --> 00:17:17,009
داستان زنی که دختری برای امپراتور به دنیا آورد؛

256
00:17:17,009 --> 00:17:19,018
و بعد دختر رو ازش جدا کردن؟

257
00:17:19,098 --> 00:17:22,035
...اگه اشتباه نکنم سال پیش فوت کرد

258
00:17:22,076 --> 00:17:25,098
.آره، اون شخص مادربزرگ نه-ساماست

259
00:17:26,052 --> 00:17:27,098
.اسمش تایهو بود

260
00:17:28,055 --> 00:17:31,086
.از زمانی که مادرم در اندرونی بود اون کنیزش بود

261
00:17:33,046 --> 00:17:34,054
.می‌دونستم

262
00:17:35,033 --> 00:17:40,019
.و دختر تایهو که همراه طبیب تبعید شد

263
00:17:40,054 --> 00:17:42,021
.مادر نه-ساماست

264
00:17:44,007 --> 00:17:48,015
خون امپراتوری تو رگ‌های سویی‌ره در جریانه...؟

265
00:17:49,046 --> 00:17:52,030
.شنیدم عاشق داستان‌های ترسناک بوده

266
00:17:53,015 --> 00:17:55,091
.البته نزدیک بود به خاطر یکی از همون‌ها خفه بشم

267
00:17:55,091 --> 00:17:58,057
.احتمالا اون هم کار مادربزرگش بوده باشه

268
00:18:02,009 --> 00:18:04,031
.به هر حال منم دختر مادرمم

269
00:18:04,091 --> 00:18:06,089
.فکر کنم به شدت ازم تنفر داشته

270
00:18:07,069 --> 00:18:10,022
.در حدی که حتی اگه روح هم می‌شد برای کشتنم برمی‌گشت

271
00:18:10,075 --> 00:18:13,070
.معلوم نیست روح وجود داره یا نه

272
00:18:14,043 --> 00:18:16,007
.قشنگ مناسب خودته، مائومائو

273
00:18:19,077 --> 00:18:24,068
.مادر با پدر ازدواج کرد و اینطوری لولان متولد شد

274
00:18:25,075 --> 00:18:28,012
.فقط برای گرفتن انتقام مادر

275
00:18:29,041 --> 00:18:32,039
.خون نیاکان غربی در رگ‌های پدر جاریه

276
00:18:32,082 --> 00:18:35,024
.همون نیاکان نسل ملکه مادر

277
00:18:36,055 --> 00:18:40,004
...به همین خاطره که بینایی لولان هم

278
00:18:44,003 --> 00:18:49,035
«.تو باید ملکه مادر جدید بشی»
.این چیزیه که مادر همیشه بهم می‌گفت

279
00:18:50,081 --> 00:18:51,066
...هی

280
00:18:53,045 --> 00:18:56,031
لولان؟ شی‌سویی؟

281
00:18:57,032 --> 00:19:00,011
.نمی‌دونم درسته که به چه اسمی صداش کنم

282
00:19:07,083 --> 00:19:08,050
.ولی

283
00:19:10,053 --> 00:19:11,067
.شی‌سویی

284
00:19:21,001 --> 00:19:22,026
چیه؟

285
00:19:24,098 --> 00:19:29,077
‫وقتی دوای سقط جنین تو اندرونی
‫پخش شد، تو هم داشتی شی‌سویی؟

286
00:19:30,043 --> 00:19:32,010
برای استفاده خودت؟

287
00:19:33,039 --> 00:19:39,032
‫داستان ترسناکی که اون موقع تعریف کردی در
...‫مورد همسر جیرجیرکی که شوهرش رو می‌خوره

288
00:19:40,044 --> 00:19:42,095
اون در مورد خودت بود؟

289
00:19:43,074 --> 00:19:47,064
‫خودش رو به حشره‌ای تشبیه می‌کنه که در
‫بند قفس اندرونی بچه‌ای به دنیا میاره؛

290
00:19:48,003 --> 00:19:50,097
.و امپراتور رو می‌بلعه

291
00:19:51,088 --> 00:19:55,042
...اما شی‌سویی از این اتفاق ترس داشت

292
00:19:56,075 --> 00:19:58,004
...فانوس چینی

293
00:19:58,095 --> 00:19:59,096
.می‌دونم

294
00:20:01,037 --> 00:20:03,089
.واقعا که زیرکی مائومائو

295
00:20:05,070 --> 00:20:07,064
.ارزشش رو داشت که آوردمت

296
00:20:13,018 --> 00:20:15,044
از دست تو، چه بدخوابه‌ــ

297
00:20:25,065 --> 00:20:27,083
.نفس نمی‌کشه

298
00:20:28,023 --> 00:20:29,045
یعنی چی‌ـــ

299
00:20:34,061 --> 00:20:37,051
تو بهش سم دادی!؟

300
00:20:53,008 --> 00:20:54,014
.دواست

301
00:20:58,001 --> 00:21:03,019
.بعد کارهای غیر معقولی که کردیم، همه رو می‌کشن

302
00:21:03,019 --> 00:21:04,070
کاملا مشخصه، نه؟

303
00:21:07,033 --> 00:21:09,080
.با آبمیوه شیرین مخلوطش کردم

304
00:21:10,084 --> 00:21:13,008
...بعد از اینکه یه طومار تصویری رو با هم تماشا کردیم

305
00:21:14,065 --> 00:21:17,088
.بعضی از بچه‌ها نق می‌زدن که می‌خوان با مادرشون بخوابن

306
00:21:18,053 --> 00:21:20,019
.اما نمی‌شد این کار رو کنم

307
00:21:20,070 --> 00:21:26,001
.مادر اونها خیلی به مادر من نزدیک بودن

308
00:21:29,030 --> 00:21:34,098
.کیوئو دیر کرده بود چون سعی داشت مائومائو رو نجات بده

309
00:21:37,002 --> 00:21:39,065
.فکر کنم این بچه فهمیده بود

310
00:21:48,053 --> 00:21:51,058
...لبش رو گاز گرفت، اما

311
00:21:52,043 --> 00:21:54,041
.یه نفس همه‌ش رو سر کشید

312
00:22:03,007 --> 00:22:05,026
چرا من رو آوردی اینجا؟

313
00:22:16,036 --> 00:22:21,044
امسال هم، همان جای همیشگی

314
00:22:21,095 --> 00:22:27,037
گل موردعلاقه‌ات شکوفا می‌شود

315
00:22:27,053 --> 00:22:32,062
به صف شدیم و گوش سپردیم

316
00:22:33,008 --> 00:22:38,042
دوباره صدای آن حشرات به گوش می‌رسد

317
00:22:38,067 --> 00:22:43,059
حتی صدای کوچک مرا

318
00:22:44,005 --> 00:22:48,072
خم شدی که گوش جان سپاری

319
00:22:49,014 --> 00:22:54,031
مقصد هنوز همان است که بوده

320
00:22:54,069 --> 00:23:00,078
صدایم که در هوا محو می‌شود، به کجا مقصد گزیده؟

321
00:23:00,098 --> 00:23:06,016
فقط یک نشانه ریز از توجه، فقط بذار بشنومش

322
00:23:06,036 --> 00:23:11,087
بگذار بر چهره خندانت نشانه تایید را ببینم

323
00:23:12,016 --> 00:23:17,033
بدون تو این حرف‌های من

324
00:23:17,042 --> 00:23:23,009
فقط یه سری یکه‌گویی خالیه

325
00:23:23,034 --> 00:23:28,051
اگه احساسات مخفی تو در آن روز را

326
00:23:28,068 --> 00:23:32,043
متوجه می‌شدم

327
00:23:32,072 --> 00:23:43,007
یعنی می‌تونستیم وارد دنیای جفت‌گویی بشیم؟

328
00:23:45,006 --> 00:24:00,000
قسمت بعدی

329
00:23:56,087 --> 00:23:59,044
«قسمت بعدی: «کینگون

330
00:23:56,091 --> 00:24:00,000
قسمت 46 کینگون

