1
00:00:01,000 --> 00:00:04,094


2
00:00:01,061 --> 00:00:03,019
摩訶不思議だ

3
00:00:03,023 --> 00:00:04,090
言霊は誠か

4
00:00:04,094 --> 00:00:06,061
偽ってる彼奴は

5
00:00:06,069 --> 00:00:08,003
天に堕ちていった

6
00:00:08,011 --> 00:00:10,016
って聞いたんだけども

7
00:00:08,070 --> 00:00:15,049
یکه‌گویی‌های داروگر

8
00:00:10,024 --> 00:00:11,066
彼奴はどうも

9
00:00:11,082 --> 00:00:14,016
皆に愛されてたらしい

10
00:00:15,049 --> 00:00:17,012
感じたい思いは

11
00:00:17,012 --> 00:00:18,083
故に自由自在だ

12
00:00:19,000 --> 00:00:21,046
奇しき術から転じた

13
00:00:21,046 --> 00:00:22,025
まほろば

14
00:00:22,025 --> 00:00:23,084
あなたが居る

15
00:00:23,096 --> 00:00:25,055
それだけで今日も

16
00:00:25,055 --> 00:00:28,084
生きる傷みを思い知らされる

17
00:00:29,001 --> 00:00:32,026
愛してるとごめんねの差って

18
00:00:32,047 --> 00:00:35,076
まるで月と太陽ね

19
00:00:35,097 --> 00:00:39,048
また明日会えるからいいやって

20
00:00:39,048 --> 00:00:42,073
何一つ学びやしない魂も

21
00:00:42,090 --> 00:00:45,002
貴方をまた想う

22
00:00:45,007 --> 00:00:46,023
今世も

23
00:00:46,040 --> 00:00:48,094
めくれば次の章

24
00:00:49,065 --> 00:00:52,095
石になった貴方の歌を

25
00:00:53,012 --> 00:00:55,058
口ずさんで歩こう

26
00:00:55,070 --> 00:00:58,041
ひとりじゃないって笑おう

27
00:01:00,029 --> 00:01:02,067
分厚めの次の本

28
00:01:03,058 --> 00:01:06,084
病になった私の歌を

29
00:01:07,000 --> 00:01:09,046
口ずさんで歩こう

30
00:01:09,063 --> 00:01:12,026
ひとりの夜を歩こう

31
00:01:13,034 --> 00:01:14,055
愛してるよ

32
00:01:14,055 --> 00:01:15,047
ごめんね

33
00:01:15,051 --> 00:01:16,081
じゃあね

34
00:01:16,085 --> 00:01:20,010
まるで夜の太陽ね

35
00:01:20,027 --> 00:01:23,081
クスシキ時間の流れで

36
00:01:23,081 --> 00:01:27,007
大切を見つけた魂も

37
00:01:27,027 --> 00:01:29,040
貴方をまた想う

38
00:01:29,027 --> 00:01:30,098
یکه‌گویی‌های داروگر

39
00:01:29,040 --> 00:01:30,082
来世も

40
00:01:31,098 --> 00:01:34,098
.این داستان یک اثر خیالی بوده و هیچ ارتباط مستقیمی
با وقایع تاریخی، نام‌ها و سازمان‌های استفاده شده ندارد

41
00:01:40,077 --> 00:01:42,000
.سویی‌ره

42
00:01:46,000 --> 00:01:49,033
.حداقل باید حواست به موش‌هات باشه

43
00:01:49,033 --> 00:01:50,078
.معذرت می‌خوام

44
00:01:51,055 --> 00:01:52,042
.عه

45
00:01:53,057 --> 00:01:55,092
قبلاً این بچه رو دیدم، مگه نه؟

46
00:01:57,049 --> 00:02:00,072
...شـ- شن‌می-ساما، معذرت می‌‌خوام

47
00:02:01,011 --> 00:02:03,024
.پسر شیرو-ساما هستش

48
00:02:03,024 --> 00:02:04,055
.عجب

49
00:02:04,055 --> 00:02:06,031
.فقط یه سری بچه‌بازی بچگونه‌ست

50
00:02:11,090 --> 00:02:14,098
.بهتره عجله کنیم، مادرجان

51
00:02:15,066 --> 00:02:16,075
.لولان

52
00:02:19,033 --> 00:02:22,028
.پس واقعاً قضیه همین بود

53
00:02:22,062 --> 00:02:26,083
.درسته، پس بیاید این دختر رو شلاق بزنیم

54
00:02:27,041 --> 00:02:30,015
یعنی صدتا کافیه براش؟

55
00:02:30,015 --> 00:02:32,088
.یه ستون گیر بیارید که ببندیمش بهش

56
00:02:33,025 --> 00:02:35,006
شن‌می-ساما‌ـــ

57
00:02:39,024 --> 00:02:40,038
.این خوب نیست

58
00:02:40,069 --> 00:02:42,053
.این زن خطرناکه

59
00:02:42,053 --> 00:02:45,047
.یواشکی وارد شدم و فیفاها رو دیدم

60
00:02:45,098 --> 00:02:48,063
.احتمالاً می‌خواد به اسم تنبیه و «تصادفاً» اعدامم کنه

61
00:02:48,063 --> 00:02:50,031
.زودتر دست بجنبونید

62
00:02:50,031 --> 00:02:51,040
.مادر

63
00:02:51,086 --> 00:02:56,041
.قبلاً عرض کرده بودم، که داروگر جدیدی می‌خوام

64
00:02:56,041 --> 00:02:58,015
.همین دختره

65
00:03:01,033 --> 00:03:03,077
.البته هیچ شبیه داروگرها به نظر نمیاد

66
00:03:03,077 --> 00:03:08,037
.درسته که اینطور به نظر میاد، اما بالای سی سال سن داره

67
00:03:09,081 --> 00:03:14,054
.با امتحان هر روزه دواها، بدنش رو جاودانه کرده

68
00:03:15,011 --> 00:03:16,054
...عجب

69
00:03:16,054 --> 00:03:19,035
معلوم نیست اثر کدام دوا هستش؛

70
00:03:19,035 --> 00:03:22,078
‫اما مطمئناً میشه چیزی ساخت
.‫که به اکسیر جاودانگی منجر بشه

71
00:03:23,050 --> 00:03:26,094
.و اگه شکست بخوریم، عین مرد قبلی خواهد مرد

72
00:03:26,094 --> 00:03:29,068
اکسیر جاودانگی؟ مرد قبلی؟

73
00:03:30,011 --> 00:03:32,066
.که اینطور، پس چاره‌ای نیست

74
00:03:33,010 --> 00:03:36,044
.آیلا-ساما، بذارید گفت‌و‌گومون رو بعدا ادامه بدیم

75
00:03:37,018 --> 00:03:38,010
.بله

76
00:03:41,074 --> 00:03:43,003
.راستی

77
00:03:43,067 --> 00:03:46,053
.اینجا کار درست درمونی براش نیست

78
00:03:47,023 --> 00:03:49,079
بذار اون داروگر رو همراهمون ببریم؛

79
00:03:50,041 --> 00:03:52,064
.به دژ خودمون

80
00:03:57,060 --> 00:04:01,039
.هویت واقعی شی‌سویی، شهبانو لولانه

81
00:04:02,014 --> 00:04:06,066
.عجب بازیگری... نه، بهتره بگیم دقیقا عین راکون می‌مونه

82
00:04:07,059 --> 00:04:10,020
زمانی که به چهار شهبانوی بلد مرتبه آموزش می‌دادم؛

83
00:04:10,060 --> 00:04:14,035
‫لباس‌های پرزرق‌و‌برق پوشیده بود و
.‫با حالتی عبوس به حرف‌هام گوش می‌داد

84
00:04:15,014 --> 00:04:20,015
‫از ملکه مادر مخفی شده بود و تو
‫حمام به شهبانو لیشو نزدیک نشد؛

85
00:04:20,051 --> 00:04:23,090
.تا مبادا هویت شهبانو لولان لو بره

86
00:04:24,079 --> 00:04:26,091
دلیل اینکه از من مخفی نشده بود؛

87
00:04:26,091 --> 00:04:31,045
‫این بود که از همون زمان که مائومائو رو برام
.‫گرفت متوجه نشده بودم که اون شهبانو لولانه

88
00:04:32,027 --> 00:04:34,052
...البته به مرور همچین حسی داشتم، ولی

89
00:04:35,032 --> 00:04:41,030
‫اما علاقه‌ش به حشرات، همه چیز رو تغییر داد، شبیه
.‫دختر معمولی‌ای بود که عاشق شایعات و اینطور چیزهاست

90
00:04:42,082 --> 00:04:46,069
.به خوبی گول شی‌سویی رو خوردم

91
00:04:47,080 --> 00:04:51,076
قسمت 44 دژ

92
00:04:54,080 --> 00:04:57,035
.این اتاقیه که داروگر قبلی ازش استفاده می‌کرد

93
00:05:02,045 --> 00:05:05,099
.قصد نداشتم تو رو تا اینجا بکشونم

94
00:05:07,004 --> 00:05:11,033
خواهر ناتنی شی‌سویی هستی؟

95
00:05:12,062 --> 00:05:16,082
.فقط اونه که با من عین خواهر برخورد می‌کنه

96
00:05:16,082 --> 00:05:17,092
.پس درست فکر می‌کردم

97
00:05:18,096 --> 00:05:22,025
شنیده بودم لولان تنها دختر شیشوئه؛

98
00:05:22,025 --> 00:05:25,042
...اگه دختر ناتنی‌ای از زن دیگه‌ای وجود داشت

99
00:05:26,016 --> 00:05:30,093
.اون زن ترسناک، شن‌می، حتی اجازه وجود داشتنش رو هم نمی‌داد

100
00:05:31,070 --> 00:05:36,002
.شن‌می‌-ساما از من کاملا متنفره

101
00:05:36,094 --> 00:05:41,081
.پدرم شیشو، در اصل فقط شاخه‌‌ای از خاندان شی بود

102
00:05:42,022 --> 00:05:47,070
‫با این حال، به خاطر استعدادهاش و توانایی‌هاش، توسط
.‫خاندان اصلی، خاندان بانو شن‌می به فرزند‌خواندگی گرفته شد

103
00:05:48,015 --> 00:05:52,044
.اینطور بود که نام شیشو رو به دست
آورد و اون دو تا نامزد کردن

104
00:05:53,021 --> 00:05:54,088
با این حال، در زمان حکمرانی امپراتور پیشین؛

105
00:05:54,088 --> 00:05:57,049
.شن‌می-ساما به اندرونی احضار شد

106
00:05:58,013 --> 00:06:02,026
وقتی بعد از گذشت مدتی، دوباره به عنوان هدیه بازگشت؛

107
00:06:02,026 --> 00:06:05,005
.من و مادرم همراه پدرم بودیم

108
00:06:05,071 --> 00:06:09,046
شن‌می‌-ساما من و مادرم رو از عمارت بیرون کرد؛

109
00:06:09,046 --> 00:06:11,060
.مجبور بودیم به عنوان خدمتکار کار کنیم

110
00:06:12,014 --> 00:06:14,043
و حتی از اسم من؛

111
00:06:14,043 --> 00:06:18,031
.که نام خاندانش رو داشت متنفر بود

112
00:06:19,003 --> 00:06:21,023
...ممکنه که شی‌سویی

113
00:06:22,025 --> 00:06:25,053
.آره، قبلا اسم من بود

114
00:06:25,053 --> 00:06:28,049
.به نظر میاد لولان اون اسم رو دوست داره

115
00:06:29,002 --> 00:06:33,095
.می‌تونست اسم جعلی دیگه‌ای واسه خودش انتخاب کنه

116
00:06:36,070 --> 00:06:38,041
.همچین بچه‌ایه

117
00:06:39,074 --> 00:06:42,052
اگرچه هر دو به عنوان بچه‌های یه مرد به دنیا اومدن؛

118
00:06:42,052 --> 00:06:44,042
فقط به خاطر تفاوت مادرهاشون؛

119
00:06:44,099 --> 00:06:50,015
‫یکی به مانند گل و پروانه بزرگ شد
.‫و مانند دسته گل تقدیم امپراتور شد

120
00:06:51,021 --> 00:06:56,026
.و اون یکی به عنوان یه خدمتکار به دربار
فرستاده شد تا در پشت صحنه کار کنه

121
00:06:58,040 --> 00:07:03,035
.سویی‌ره تو سوءقصد به جان جینشی‌-ساما در حین مراسم دست داشت

122
00:07:04,045 --> 00:07:07,011
از آشفتگی حاصل از انفجار استفاده کرد؛

123
00:07:07,011 --> 00:07:08,061
لوازم آیینی رو دزدید؛

124
00:07:08,061 --> 00:07:11,028
.و وقتی لو رفت، وانمود کرد که مرده و فرار کرد

125
00:07:12,018 --> 00:07:18,061
.و سوءقصد اخیر با فیفا، زیر سایه شیشو بوده

126
00:07:19,020 --> 00:07:24,055
جینشی-ساما، مسئول اندرونی، سعی داشته تغییراتی اعمال کنه؛

127
00:07:24,055 --> 00:07:26,067
.که برخلاف خواست شیشو بوده

128
00:07:27,058 --> 00:07:29,094
ولی این همه ماجراست؟

129
00:07:31,067 --> 00:07:36,043
.شی‌سویی... نه، یعنی لولان گفت که این سنجاق سر ارزشمنده

130
00:07:37,005 --> 00:07:38,031
.فقط یه مقام رسمی معمولی نداره

131
00:07:38,085 --> 00:07:41,043
.نه، در اصل حتی خواجه هم نیست

132
00:07:41,098 --> 00:07:43,003
چی شده؟

133
00:07:44,017 --> 00:07:47,013
زمانی که به عنوان خواجه وارد اندرونی شدی؛

134
00:07:47,013 --> 00:07:48,082
چطور معاینه‌‌ت کردن؟

135
00:07:50,011 --> 00:07:51,065
این دیگه چه سوالیه یکدفعه‌ای؟

136
00:07:53,033 --> 00:07:54,095
.با لمس کردن

137
00:07:55,036 --> 00:07:57,053
چطور یه مرد اخته نشده می‌تونه وارد بشه؟

138
00:07:58,003 --> 00:08:03,011
‫پنهان کردن همچین واقعیتی وقتی سه
.‫مامور مسئول بررسی این قضیه هستن سخته

139
00:08:04,003 --> 00:08:06,096
اگه اینطوره پس جینشی-ساما چطور وارد شده؟

140
00:08:07,084 --> 00:08:10,023
تنها مردانی که آزادن وارد اندرونی بشن؛

141
00:08:10,023 --> 00:08:12,044
.امپراتور و بستگانش هستن

142
00:08:13,012 --> 00:08:16,064
.تنها مرد نزدیک به امپراتور، برادر کوچکترشه

143
00:08:16,094 --> 00:08:20,097
.نه، این احتمال رو هم در نظر گرفتم، اما سن‌هاشون متفاوته

144
00:08:21,046 --> 00:08:27,048
اما اگه جینشی-ساما واقعی اون اخلاق کودکانه‌ای
باشه که گهگاه بروز میده چی؟

145
00:08:29,021 --> 00:08:30,048
حالا که بهش فکر می‌کنم؛

146
00:08:31,021 --> 00:08:35,053
...حس می‌کنم زمان شکار می‌خواست چیز مهمی رو بهم بگه

147
00:08:35,053 --> 00:08:36,077
!تریاق

148
00:08:36,077 --> 00:08:40,028
.واقعا که تریاق آدم رو دیوانه می‌کنه، چه وحشتناک

149
00:08:40,028 --> 00:08:41,058
چی شده؟

150
00:08:41,058 --> 00:08:43,012
.نه، چیزی نیست

151
00:08:44,017 --> 00:08:45,035
...همم

152
00:08:45,035 --> 00:08:46,024
!خیلی خب

153
00:08:46,024 --> 00:08:47,079
.فعلا این رو بذارم کنار

154
00:08:48,040 --> 00:08:50,080
.اول باید از وضعیت فعلی سر در بیارم

155
00:08:54,040 --> 00:08:55,051
...برف

156
00:08:55,051 --> 00:08:59,015
.آره، تازه داره شروع میشه

157
00:08:59,095 --> 00:09:01,097
ارتفاعات شمالی، ها...؟

158
00:09:02,057 --> 00:09:05,002
.شن‌می، اون رو «دژ» خطاب کرد

159
00:09:05,049 --> 00:09:08,085
‫احاطه شده با دیوارهای بلند و
.‫محکم، و پشتیبانی صخره‌ای طبیعی

160
00:09:09,078 --> 00:09:11,086
چرا شن‌می همچین جاییه؟

161
00:09:13,007 --> 00:09:16,011
گائوشون-ساما به فرار فرستاده از اتاق؛

162
00:09:16,011 --> 00:09:19,012
.و بده‌بستون اون با فرد دیگه‌ای مشکوک شده بود

163
00:09:19,079 --> 00:09:24,037
...آخرین تکنولوژی ساخت سلاح، فیفا، داره توی اون کارگاه ساخته میشه

164
00:09:25,074 --> 00:09:28,037
شماها قصد دارید جنگ راه بندازید؟

165
00:09:34,024 --> 00:09:36,067
.این تصمیم با من نیست

166
00:09:39,090 --> 00:09:44,030
.با توجه به حرف لولان-ساما؛ بهتره حداقل
وانمود کنی داری دوا آماده می‌کنی

167
00:09:44,030 --> 00:09:45,091
.نگی هم همین کار رو می‌کنم

168
00:09:46,045 --> 00:09:47,086
.غذا برات میارن

169
00:09:48,034 --> 00:09:52,010
.فقط حواست رو جمع کن که شن‌می-ساما رو عصبی نکنی

170
00:09:56,000 --> 00:09:59,039
.جنگ، ها؟ عجیب موضوع گنده‌ای

171
00:09:59,039 --> 00:10:01,075
خب، حالا باید چه کنم؟

172
00:10:02,062 --> 00:10:04,022
.اینجا طبقه سومه

173
00:10:04,022 --> 00:10:08,064
‫بیرون برف می‌باره و حتی اگه فرار کنم
.‫احتمالا تا قبل از رسیدن به دهکده بی‌هوش میشم

174
00:10:09,089 --> 00:10:13,060
یعنی داروگر قبلی هم همینطوری زندانی بوده؟

175
00:10:14,038 --> 00:10:17,038
...به نظر میاد هنگام آزمایش دوا مرده

176
00:10:19,026 --> 00:10:20,029
اوه؟

177
00:10:20,029 --> 00:10:21,014
اوه!؟

178
00:10:21,014 --> 00:10:24,083
!کوهی از گنج که داروگر قبلی به جا گذاشته

179
00:10:33,069 --> 00:10:36,047
.تقریبا فصل کشت‌و‌کار رسیده

180
00:10:37,005 --> 00:10:41,086
‫فکر کنم یه جایی شنیده بودم، جنگ‌ها زمانی
.‫اتفاق می‌افتند که کشاورزها زمان آزاد دارند

181
00:10:42,072 --> 00:10:44,099
...اگه فرض کنیم اینجا یکی از بخش‌های شمالیه

182
00:10:45,042 --> 00:10:47,076
.با کشتی از اندرونی ده روز راهه

183
00:10:47,076 --> 00:10:50,041
و بعد تا دهکده چشمه‌های آبگرم پیاده می‌ریم؛

184
00:10:50,041 --> 00:10:51,097
...و بعد سوار کلسکه می‌شیم

185
00:10:52,047 --> 00:10:55,000
...تنها منطقه‌ای که اونجا کوهستانیه

186
00:10:55,075 --> 00:10:58,095
.اگه می‌دونستم اینطور میشه بهتر مطالعه می‌کردم

187
00:10:59,060 --> 00:11:03,001
!ارباب جوان! نباید اونجا بازی کنید

188
00:11:03,033 --> 00:11:07,039
!عه! من هنوز اینجاها رو نگشتم

189
00:11:09,023 --> 00:11:12,006
پس بچه‌های دیگه‌ای جز کیوئو هستن؟

190
00:11:13,090 --> 00:11:16,047
زمانی که از دهکده من رو آورد اینجا؛

191
00:11:16,047 --> 00:11:20,064
‫وقتی کیوئو گفت می‌خواد با ما بیاد؛
.‫سویی‌ره چهره‌ای ناراحت گرفت

192
00:11:21,005 --> 00:11:23,099
.در واقع شاید می‌خواسته که اون توی دهکده بمونه

193
00:11:24,072 --> 00:11:31,099
.اگه خاندان شی شورش به پا کنن، تمام خانواده‌‌ها مقصر میشن

194
00:11:32,046 --> 00:11:36,025
.یعنی حتی زن‌ها، بچه‌ها و حتی نوزادها

195
00:11:38,077 --> 00:11:41,001
یعنی بچه‌ها از این موضوع خبر دارن؟

196
00:11:41,045 --> 00:11:44,024
یعنی بزرگترها بهشون میگن؟

197
00:11:46,099 --> 00:11:50,053
...کاش می‌تونستم این قضیه رو هم به
عنوان مشکل بقیه به حساب بیارم

198
00:11:55,019 --> 00:11:57,001
.مادر می‌خندد

199
00:12:03,044 --> 00:12:05,023
.اینجا جاییه که باید بخندم

200
00:12:06,026 --> 00:12:08,045
.مادر از دست پدر عصبانیه

201
00:12:09,025 --> 00:12:11,038
.اینجا جاییه که باید عصبانی بشم

202
00:12:12,017 --> 00:12:13,096
.مادر داره کسی رو تنبیه می‌کنه

203
00:12:14,057 --> 00:12:16,080
.اینجا جاییه که باید بایستم و نگاه کنم

204
00:12:16,080 --> 00:12:17,096
.این چیزیه که من فهمیدم

205
00:12:19,001 --> 00:12:21,030
.وقتی مادر می‌خنده، بخند

206
00:12:21,030 --> 00:12:22,092
.وقتی ناراحته، ناراحت

207
00:12:23,047 --> 00:12:27,046
.‫وقتی عین به عروسک باقی بمونم، مادر عصبانی نمیشه

208
00:12:27,046 --> 00:12:29,048
.بیشتر از این زشت و پست نمیشه

209
00:12:30,005 --> 00:12:34,048
،‫درسته که تنگه و خِرم رو گرفته
.‫اما فکر می‌کنم که اشکالی نداره

210
00:12:34,048 --> 00:12:35,041
...ولی

211
00:12:37,002 --> 00:12:40,098
!چندش‌آورید، هم خودت و هم اون زن

212
00:12:40,098 --> 00:12:43,060
!هرگز نباید به دنیا می‌اومدی

213
00:12:44,013 --> 00:12:45,095
.اما اشتباه می‌کردم

214
00:12:46,038 --> 00:12:48,066
.مادر بشتر‌ و بیشتر زشت میشه

215
00:12:49,043 --> 00:12:53,071
.حتی اگه یه عروسک باقی بمونم هم نمی‌تونم جلوی مادرم رو بگیرم

216
00:12:59,037 --> 00:13:01,067
.آه، بی‌فایده‌ست

217
00:13:02,099 --> 00:13:07,068
.زمانی که پی بردم، دیگه خیلی دیر شده بود

218
00:13:13,063 --> 00:13:14,051
.هوی

219
00:13:16,010 --> 00:13:18,010
.شن‌می-ساما خبرت کرده

220
00:13:20,038 --> 00:13:22,012
.داروگر رو آوردم

221
00:13:22,059 --> 00:13:23,069
.با اجازه

222
00:13:25,085 --> 00:13:27,063
...بوی مشک

223
00:13:34,090 --> 00:13:37,022
.یه چیزی باهاش قاطی کرده

224
00:13:37,062 --> 00:13:39,004
خب؟

225
00:13:43,075 --> 00:13:46,047
یعنی دوای جاودانگی من آماده‌ست یا نه؟

226
00:13:46,096 --> 00:13:48,076
.کمی بیشتر زمان می‌بره

227
00:13:49,033 --> 00:13:50,044
.پس اینطور

228
00:13:52,055 --> 00:13:54,072
.رابطه‌شون اینجا رابطه ارباب و رعیتیه

229
00:13:55,016 --> 00:13:57,043
.با اینکه معمولا شبیه خواهرهای صمیمی به نظر می‌رسن

230
00:13:57,043 --> 00:14:00,006
.فردا بهتره یه نتیجه‌ای داشته باشی

231
00:14:01,041 --> 00:14:02,011
.چشم

232
00:14:05,053 --> 00:14:06,052
.برمی‌گردیم

233
00:14:07,084 --> 00:14:12,016
.فقط روزی یک بار برای گزارش دادن می‌تونم از اتاقم بیام بیرون

234
00:14:12,072 --> 00:14:14,098
...از موقعیتی که توشم خوشم نمیاد، ولی

235
00:14:14,098 --> 00:14:16,075
.از کاری که باید بکنم بدم نمیاد

236
00:14:17,071 --> 00:14:19,066
خیلی از دواهای قدیمی اینجا هست؛

237
00:14:19,066 --> 00:14:22,066
.ولی خب میشه گفت با مطب اندرونی قابل قیاسه

238
00:14:22,066 --> 00:14:24,059
.کلی هم سند و نوشته موجوده

239
00:14:25,000 --> 00:14:28,085
.داروگر قبلی حتما خیلی کارش درست بوده

240
00:14:29,055 --> 00:14:31,026
!هوی، داروگر

241
00:14:34,055 --> 00:14:36,064
چی شده، کیوئو-ساما؟

242
00:14:36,064 --> 00:14:38,048
!اوعع، چه چندش

243
00:14:38,048 --> 00:14:41,002
!آخ، آخخ، آخ! درد می‌کنه

244
00:14:38,096 --> 00:14:40,053
.آره، می‌خوام لهش کنم

245
00:14:41,033 --> 00:14:42,046
کیه؟

246
00:14:42,046 --> 00:14:44,065
.داروگر جدیده

247
00:14:44,065 --> 00:14:49,016
هی، زن دیگه‌ای تو اتاق شن‌می-ساما بود؟

248
00:14:49,077 --> 00:14:51,025
.بود

249
00:14:51,025 --> 00:14:55,074
واقعا!؟ مادر من باید اونجا باشه، سر حال بود؟

250
00:14:56,032 --> 00:14:59,050
مادر کیوئو اونجا بود...؟

251
00:15:02,058 --> 00:15:05,055
.چون نمی‌شناسمشون نمی‌تونم با اطمینان بگم

252
00:15:05,085 --> 00:15:07,027
.که اینطور

253
00:15:07,097 --> 00:15:09,056
!کاریش نمیشه کرد

254
00:15:09,056 --> 00:15:12,025
.به نظر مادر بدجوری مشغول کاره

255
00:15:12,025 --> 00:15:15,014
.فکر کنم واقعا باید توی دهکده منتظر می‌مونم

256
00:15:15,063 --> 00:15:20,044
.شاید اون رو توی دهکده رها کرده
بود تا از مادرش دور بمونه

257
00:15:20,044 --> 00:15:23,010
...یا ممکنه خود مادرش

258
00:15:24,065 --> 00:15:26,068
.خب پس، من مرخص میشم

259
00:15:29,073 --> 00:15:30,090
!آه، هوی

260
00:15:37,042 --> 00:15:38,079
!چیزی نیست

261
00:15:49,075 --> 00:15:51,092
پس اینطوره، لاهان؟

262
00:15:52,034 --> 00:15:56,080
...بله، البته که این حدس و گمانی بر اساس اعداد و ارقامه

263
00:15:57,025 --> 00:16:01,094
.دژی در منطقه شمالی به اداره شیشو در حال ساخته

264
00:16:01,094 --> 00:16:05,057
.درسته، در ابتدا اون یه دژ متروکه بود

265
00:16:05,097 --> 00:16:09,036
.هیچ سند و مدرکی در رابطه با توسعه اون ثبت نشده

266
00:16:09,036 --> 00:16:10,086
...به عبارت دیگه

267
00:16:11,058 --> 00:16:13,040
.شورش

268
00:16:13,083 --> 00:16:17,041
حتی با این وجود که خاندان شی از زمان
ملکه مادر خدمتگزار امپراتوری بودن؛

269
00:16:17,041 --> 00:16:20,026
و حتی با اینکه شیشو مورد رحمت و علاقه ملکه بودن؛

270
00:16:20,026 --> 00:16:22,037
.این موضوع غیر قابل بخششه

271
00:16:22,070 --> 00:16:24,030
چقدر پیش رفته؟

272
00:16:24,080 --> 00:16:27,092
با توجه به اینکه قیمت فلزات افزایش پیدا کرده؛

273
00:16:28,038 --> 00:16:31,051
.فکر می‌کنم زمان کافی برای تکمیل اون داشتن

274
00:16:31,051 --> 00:16:33,018
پیشنهاد اینه که فورا اقدام‌ـــ

275
00:16:33,084 --> 00:16:36,034
دقیقا داری چیکار می‌کنی؟

276
00:16:36,064 --> 00:16:38,001
لاهان؟

277
00:16:38,028 --> 00:16:40,035
...پـ- پدر

278
00:16:40,088 --> 00:16:42,022
.جناب رزم‌آرا

279
00:16:42,069 --> 00:16:46,094
.در اصل اصلاً نباید به کرار با
فرد شریفی چون ایشون ملاقات کنی

280
00:16:47,039 --> 00:16:49,083
.و گرنه سوءتفاهم‌های عجیبی پیش میاد

281
00:16:52,015 --> 00:16:57,036
.حتی نمیشه به یقین گفت این فرد شریف مرده یا زن

282
00:16:57,036 --> 00:16:58,044
چی!؟

283
00:16:58,044 --> 00:16:59,010
!باسن

284
00:16:59,010 --> 00:17:00,020
!آخه پدر

285
00:17:01,034 --> 00:17:02,056
.گائوشون-ساما

286
00:17:06,039 --> 00:17:08,096
.می‌فهمم می‌خواید چی بگید، جناب رزم‌آرا

287
00:17:09,052 --> 00:17:11,096
.مشکل بی‌کفایتی بنده‌ست

288
00:17:11,096 --> 00:17:13,051
.دقیقا همینطوره

289
00:17:14,083 --> 00:17:17,075
با توجه به اینکه دختر رزم‌آرا چقدر براش یکی یه دونه‌ست؛

290
00:17:17,075 --> 00:17:19,076
.همین الانش هم خیلی دندون رو جیگر گذاشته تا بیاد سراغم

291
00:17:20,053 --> 00:17:21,081
چه در مورد گذرگاه مخفی؛

292
00:17:22,062 --> 00:17:24,038
چه در مورد خواجه گمشده؛

293
00:17:25,001 --> 00:17:27,094
...چه در مورد خدمتکار ثبت‌نشده‌ای به اسم شی‌سویی

294
00:17:28,077 --> 00:17:33,020
‫در همه‌شون یک قدم عقب‌تر بودیم، و
.‫در نتیجه موفق به ربودن مائومائو شدن

295
00:17:34,053 --> 00:17:35,095
.تقصیرکار منم

296
00:17:36,050 --> 00:17:42,016
‫به خاطر وجود افرادی که راحت سرشون رو
‫میندازن میان توی اندرونی و میرن بیرون؛

297
00:17:42,016 --> 00:17:44,024
!دختر من ربوده شده

298
00:17:44,024 --> 00:17:50,021
.و بعد این فرد شریف خودش رو درگیر کاغذبازی کرده

299
00:17:50,065 --> 00:17:55,084
فکر کنم پس بشه گفت جون یه زن ارزشش رو نداره، نه؟

300
00:17:56,045 --> 00:17:58,007
.برای خالی کردن ناراحتی‌تون بهتون گوش می‌سپارم

301
00:17:58,066 --> 00:18:01,072
.اما دشمنتون من نیست، شیشو هستش

302
00:18:03,098 --> 00:18:06,057
دارم ازت می‌پرسم، حالا که تا اینجاش رو فهمیدی؛

303
00:18:06,057 --> 00:18:09,035
چرا تمرگیدی سر جات؟

304
00:18:12,099 --> 00:18:15,012
.جناب رزم‌آرا به همه چیز واقفه

305
00:18:15,090 --> 00:18:19,047
‫خوب می‌دونه که من اعتماد به نفس کافی
‫برای تکیه بر جایگاه اصلی‌ام زدن رو ندارم؛

306
00:18:19,093 --> 00:18:23,078
‫خوب می‌دونه تا اینجا فرار کردم
.‫تا فقط تو این موقعیت به فراغت برسم

307
00:18:24,083 --> 00:18:29,033
...ظاهر نصفه‌نیمه، کارهای نصفه‌نیمه

308
00:18:29,089 --> 00:18:32,077
فکر کردی اینطوری همه چیز خوب پیش میره؟

309
00:18:37,045 --> 00:18:43,080
‫فکر کردی با نقش یه خواجه نصفه‌نیمه
‫رو بازی کردن چه غلطی می‌تونی بکنی!؟

310
00:18:52,024 --> 00:18:53,062
...من

311
00:18:54,042 --> 00:18:56,082
.ببخشید

312
00:18:58,078 --> 00:19:00,061
عـ- عموجان!؟

313
00:19:07,087 --> 00:19:12,042
.فکر نمی‌کردم همچین دیدگاهی داشته باشی

314
00:19:12,072 --> 00:19:17,005
.من به خواست خودم خواجه نشدم

315
00:19:17,005 --> 00:19:20,084
نـ- نه! اینطور نیست، در مورد تو نمی‌گفتم عموجان‌ــ

316
00:19:20,084 --> 00:19:26,014
.من یه خواجه نصفه‌نیمه‌م و حتی نمی‌تونم درست راه برم

317
00:19:26,053 --> 00:19:30,060
.همین الان هم به لطف تخت روان تا اینجا اومدم

318
00:19:30,089 --> 00:19:38,025
.در این حادثه اخیر، من هم مقصرم
که چهارچشمی حواسم به مائومائو نبود

319
00:19:38,025 --> 00:19:42,061
...ا- اینطور نیست، من شما رو سرزنش نمی‌کنم عموجان

320
00:19:45,044 --> 00:19:46,049
.به موقع رسیدیم

321
00:19:46,084 --> 00:19:50,087
.وقتی عصابی میشی دیگه خون جلوی چشم‌هات رو می‌گیره

322
00:19:50,087 --> 00:19:55,076
.مهمه که با در نظر گرفتن شرایط طرف مقابل عمل کنی

323
00:19:55,076 --> 00:19:58,005
.می‌دونم، عموجان

324
00:19:58,005 --> 00:20:00,072
.این حرف‌های یه کم پیش فقط یه سری بگومگو بود

325
00:20:00,072 --> 00:20:04,022
!به هیچ وجه قصد زدن همچین حرف‌هایی رو نداشتم

326
00:20:04,066 --> 00:20:07,097
...نه، من که هیچ بگومگویی نکردم

327
00:20:07,097 --> 00:20:10,060
قبل از شروع جنگ و دعوا؛

328
00:20:10,060 --> 00:20:14,090
چیزی نیست که باید مودبانه بگی؟

329
00:20:47,025 --> 00:20:49,018
اومدم تا از شما درخواست کنم؛

330
00:20:49,095 --> 00:20:54,090
!نیروهاتون رو برای غلبه بر شیشوی خائن بسیج کنید

331
00:21:03,099 --> 00:21:09,024
‫به نظر می‌رسه خاندان شی سال‌هاست که
.‫در حال تولید نسل جدیدی از فیفاهاست

332
00:21:09,054 --> 00:21:11,095
.همچنین برای سوءقصد ناکام از همین فیفا بهره برده بودن

333
00:21:12,042 --> 00:21:15,016
.همچنین موضوع فرار لولان هم در میان است

334
00:21:15,016 --> 00:21:18,035
.مدارک خیانت و شورش تکمیل شده

335
00:21:18,035 --> 00:21:20,063
.آتش فتنه رو باید در نطفه خاموش کرد

336
00:21:22,080 --> 00:21:27,004
.این... ادای احترام به جینشی خواجه نیست

337
00:21:28,024 --> 00:21:31,091
اگه قرار باشه شیشو رو به جرم خیانت به امپراتوری پایین بکشیم؛

338
00:21:32,064 --> 00:21:38,016
:禁軍

339
00:21:39,002 --> 00:21:44,029
...و کسی که اون رو به فرمان می‌گیره، فرمانده لاکان نیست

340
00:21:45,001 --> 00:21:52,087
تا کی قصد دارید با ظاهر دروغینتون بقیه رو فریب بدید، جینشی-ساما؟

341
00:21:53,030 --> 00:21:54,041
...نه

342
00:21:54,099 --> 00:21:56,044
ولیعهد ماه؟

343
00:21:59,081 --> 00:22:04,025
.می‌دونستم یه روزی سر می‌رسه. انگار امروز همون روزه

344
00:22:12,011 --> 00:22:14,054
.انگار وقشه خودم رو آماده کنم

345
00:22:17,036 --> 00:22:22,044
امسال هم، همان جای همیشگی

346
00:22:22,095 --> 00:22:28,037
گل موردعلاقه‌ات شکوفا می‌شود

347
00:22:28,053 --> 00:22:33,062
به صف شدیم و گوش سپردیم

348
00:22:34,008 --> 00:22:39,042
دوباره صدای آن حشرات به گوش می‌رسد

349
00:22:39,067 --> 00:22:44,059
حتی صدای کوچک مرا

350
00:22:45,005 --> 00:22:49,072
خم شدی که گوش جان سپاری

351
00:22:50,014 --> 00:22:55,031
مقصد هنوز همان است که بوده

352
00:22:55,069 --> 00:23:01,078
صدایم که در هوا محو می‌شود، به کجا مقصد گزیده؟

353
00:23:01,098 --> 00:23:07,016
فقط یک نشانه ریز از توجه، فقط بذار بشنومش

354
00:23:07,036 --> 00:23:12,087
بگذار بر چهره خندانت نشانه تایید را ببینم

355
00:23:13,016 --> 00:23:18,033
بدون تو این حرف‌های من

356
00:23:18,042 --> 00:23:24,009
فقط یه سری یکه‌گویی خالیه

357
00:23:24,034 --> 00:23:29,051
اگه احساسات مخفی تو در آن روز را

358
00:23:29,068 --> 00:23:33,043
متوجه می‌شدم

359
00:23:33,072 --> 00:23:44,007
یعنی می‌تونستیم وارد دنیای جفت‌گویی بشیم؟

360
00:23:46,002 --> 00:24:00,095
قسمت بعدی

361
00:23:57,068 --> 00:24:00,026
،.تایبون در چینی به معنای کاسه عقرب می‌باشد
البته منظور از عقرب هر جانور نیش‌داری است

362
00:23:57,074 --> 00:24:00,095
قسمت 45 تایبون

