1
00:00:00,000 --> 00:00:02,098
Animental.net

2
00:00:00,094 --> 00:00:02,015
ゆらゆらり

3
00:00:02,015 --> 00:00:03,019
はらはらり

4
00:00:03,098 --> 00:00:06,061
色とりどり乱れ咲き

5
00:00:07,020 --> 00:00:09,070
花の街思い出す

6
00:00:09,074 --> 00:00:12,033
この空から

7
00:00:13,074 --> 00:00:19,045
یکه‌گویی‌های داروگر

8
00:00:19,096 --> 00:00:22,088
ひょんな出来事から

9
00:00:23,013 --> 00:00:25,059
やってきたこの場所は

10
00:00:26,055 --> 00:00:28,076
遥か遠くにあった

11
00:00:28,093 --> 00:00:31,072
煌びやかな舞台

12
00:00:32,093 --> 00:00:38,094
ハっとするほど鮮やかな世界があるんだと知った

13
00:00:38,094 --> 00:00:44,052
あなたの無理難題に応えていくその度に

14
00:00:45,069 --> 00:00:51,082
あっと言わせるような奇想天外な答え合わせで

15
00:00:51,095 --> 00:00:59,004
辿り着いたその先に新しい景色が待っているんだ

16
00:00:59,075 --> 00:01:04,067
あの頃は想像もしていない

17
00:01:04,075 --> 00:01:07,009
未来が咲き始めている

18
00:01:07,017 --> 00:01:11,063
こんな日々も悪くはないかな

19
00:01:17,072 --> 00:01:18,081
ゆらゆらり

20
00:01:18,081 --> 00:01:20,010
はらはらり

21
00:01:20,077 --> 00:01:23,027
色とりどり乱れ咲き

22
00:01:24,015 --> 00:01:26,040
花の街思い出す

23
00:01:26,052 --> 00:01:29,011
この空から

24
00:01:31,002 --> 00:01:33,098
.این داستان یک اثر خیالی بوده و هیچ ارتباط مستقیمی
با وقایع تاریخی، نام‌ها و سازمان‌های استفاده شده ندارد

25
00:01:36,098 --> 00:01:39,091
.اون ساختمون به زودی تخریب میشه

26
00:01:40,069 --> 00:01:43,024
.ازتون می‌خوایم تا اون زمان به تحقیق بپردازید

27
00:01:43,058 --> 00:01:45,070
در مورد نفرینی که آنشی-ساما در موردش حرف می‌زنه؛

28
00:01:46,021 --> 00:01:51,080
‫به عبارت دیگه؛ دلیل باقی موندن جسد
.‫امپراتور همانند زمانی که زنده بود

29
00:01:54,028 --> 00:01:56,043
.شش سال از مرگ امپراتور سابق می‌گذره

30
00:01:56,090 --> 00:01:59,034
اگه ساختمونی که یه زمان درش زندگی می‌کرد از بین بره؛

31
00:01:59,034 --> 00:02:01,072
.تنها چیزی که ازش باقی می‌مونه قبرشه

32
00:02:02,014 --> 00:02:06,011
‫اگه ماجرا یه راز باقی بمونه
.‫احساسات آنشی-ساما راضی نمیشن

33
00:02:06,057 --> 00:02:07,098
.متوجه شدم

34
00:02:07,098 --> 00:02:10,031
.با این حال، من یه درخواست دارم

35
00:02:10,062 --> 00:02:11,065
درخواست؟

36
00:02:11,065 --> 00:02:16,042
‫امکانش هست وارد اتاقی که به تازگی ازش دیدن
‫کردیم، جایی که امپراتور پیشین زندگی می‌کرده بشم؟

37
00:02:18,014 --> 00:02:19,087
.درخواست اجازه خواهم کرد

38
00:02:22,066 --> 00:02:25,046
میگن که باید از امپراتور اجازه گرفته بشه؛

39
00:02:24,079 --> 00:02:28,075
قسمت 33 امپراتور پیشین

40
00:02:25,046 --> 00:02:29,008
.ولی خب وقتی خود ملکه مادر دخالت کنه نباید سخت باشه

41
00:02:29,039 --> 00:02:33,037
.مائومائو، تخت‌خوابت آماده‌ست

42
00:02:33,037 --> 00:02:37,082
.متشکرم، سوئیرن-ساما؛ بابت اینکه این اتاق رو بهم قرض دادید

43
00:02:37,082 --> 00:02:39,097
.مشکلی نیست، خودت رو نگران نکن

44
00:02:40,068 --> 00:02:42,097
.به طور عجیبی سلیقه‌ی جالبی داره

45
00:02:42,097 --> 00:02:44,093
.نیم‌تخت هم کافی بود

46
00:02:45,033 --> 00:02:47,053
.باید حواسم بهت باشه

47
00:02:47,053 --> 00:02:49,069
.مدت طولانی‌ای از زمانی که اینجا بودی می‌گذره

48
00:02:49,094 --> 00:02:52,014
.لطفا خوب استراحت کن

49
00:02:53,087 --> 00:02:57,010
.تازگی‌ها همه‌ش درون کاخ هی‌سویی بودم

50
00:02:57,010 --> 00:03:00,020
.‫صادقانه، از اینکه امشب رو مجبور نشدم برگردم خوشحالم

51
00:03:00,067 --> 00:03:04,030
‫برام مایه تعجبه که یعنی وقتی با هونگ‌نیانگ-ساما
...‫رو‌به‌رو می‌شدم چه واکنشی نشون می‌داد

52
00:03:04,030 --> 00:03:07,012
.احتمالاً تا الان داشته زیاد از حد ملایم برخورد می‌کرده

53
00:03:07,066 --> 00:03:12,076
‫بانوی درباری که معلوم نیست به کدوم کاخ
.‫وابسته‌ست و مکرراً توی بقیه کاخ‌ها حاضر میشه

54
00:03:12,076 --> 00:03:15,096
.هیچ راه نداره که سرکنیز کاخ از این موضوع دلخوش باشه

55
00:03:20,068 --> 00:03:24,096
.خودم هم مواقعی هست که از موقعیت خودم مطلع نیستم

56
00:03:26,066 --> 00:03:29,043
.مطالعه زیر نور شمع، چه تجملی

57
00:03:30,042 --> 00:03:32,049
تو هم می‌خوای چیزی بخونی، مائومائو؟

58
00:03:32,049 --> 00:03:35,048
.می‌تونی بری اتاق عقبی و دنبال چیزی واسه خوندن بگردی

59
00:03:38,063 --> 00:03:42,073
.کتاب چیز ارزشمندیه؛ تا فرصت خوندن هست باید بخونم

60
00:03:42,073 --> 00:03:45,002
.امیدوارم کتابی باب سلیقه من داشته باشن

61
00:03:46,038 --> 00:03:47,099
!صبرکن

62
00:03:49,088 --> 00:03:52,046
.سوئیرن-ساما، زیادی جوونه

63
00:03:58,065 --> 00:03:59,076
کنجکاو شدی؟

64
00:04:00,012 --> 00:04:03,038
!‫اوه، نگران نباشید! قصد دزدی یا همچین چیزی نداشتم

65
00:04:03,038 --> 00:04:04,076
.خودم می‌دونم

66
00:04:06,057 --> 00:04:08,039
اسباب‌بازی بچه؟

67
00:04:08,039 --> 00:04:12,044
.آره؛ مورد‌علاقه‌های جینشی-ساماست

68
00:04:12,044 --> 00:04:15,048
مائومائو، تو در مورد جینشی-ساما چه فکری می‌کنی؟

69
00:04:16,046 --> 00:04:18,040
.فکر می‌کنم مافوق خوبی هستش

70
00:04:18,094 --> 00:04:21,015
.از نظر گیر آوردن داروهای کمیاب

71
00:04:21,064 --> 00:04:23,075
یعنی چیزی پنهان کردی؟

72
00:04:24,054 --> 00:04:25,090
.خب، هرچی

73
00:04:26,031 --> 00:04:28,041
همیشه با اینها بازی می‌کرد؛

74
00:04:28,041 --> 00:04:31,088
.برای همینه که از جینشی-ساما مخفی‌شون کردم

75
00:04:31,088 --> 00:04:35,088
.اما بعدش بی‌اختیار می‌زد زیر گریه و زاری

76
00:04:37,063 --> 00:04:39,063
!اسباب‌بازی‌های دیگه‌ای هم هستن ها

77
00:04:39,098 --> 00:04:44,026
!نمی‌خوام! اون رو می‌خوام! اون نباشه نمی‌خوام

78
00:04:45,034 --> 00:04:51,096
.همیشه گائوشون برای پیدا کردن اسباب‌بازی جدید در تقلا بود

79
00:04:51,096 --> 00:04:53,064
چرا اونها رو مخفی می‌کردید؟

80
00:04:54,011 --> 00:04:58,036
‫وقتی به یه چیز وابسته بشی، چشمت
.‫فقط همون یه چیز رو می‌بینه

81
00:04:58,091 --> 00:05:02,086
‫چون در موقعیتی به دنیا نیومده که
.‫اجازه همچین کاری رو داشته باشه

82
00:05:03,040 --> 00:05:07,066
.حتی اگه نمی‌خواست، باید پر می‌کشید و بالغ می‌شد

83
00:05:08,013 --> 00:05:12,016
.این آرزوی مادر جینشی-ساما بود

84
00:05:12,089 --> 00:05:14,034
...مادرش

85
00:05:14,094 --> 00:05:17,025
بزرگ شدن تو یه محیط سرکوب‌شده؛

86
00:05:17,025 --> 00:05:19,017
.شنیدم روی ذهن تاثیر می‌ذاره

87
00:05:20,022 --> 00:05:23,013
...جنبه‌های کودکانه‌ای که کم‌کم خودشون رو نمایان می‌کنن

88
00:05:23,073 --> 00:05:27,018
.اینها بخشی از جوهره‌ی واقعی جینشی-سامان

89
00:05:28,027 --> 00:05:32,000
‫با این حال، همه دور و اطرافیان به دید
.‫یه «خواجه مقبول» باهاش برخورد می‌کنن

90
00:05:32,000 --> 00:05:33,059
.عجب داستان عجیبی

91
00:05:39,040 --> 00:05:40,051
این نقاشی...؟

92
00:05:40,051 --> 00:05:42,079
عجب، همچین جایی بود؟

93
00:05:43,059 --> 00:05:45,086
.گفته بودن بندازمش دور

94
00:05:46,035 --> 00:05:47,085
این چی بود دیگه؟

95
00:05:49,089 --> 00:05:51,024
ایرادی نداره که بهش دست بزنم؟

96
00:05:52,039 --> 00:05:53,059
.موردی نداره

97
00:05:59,087 --> 00:06:04,076
.فقط یه سنگریزه‌ست؛ برام سواله این رو از کجا برداشته آورده

98
00:06:04,076 --> 00:06:06,075
این رو فوراً ازشون گرفتید؟

99
00:06:06,075 --> 00:06:10,043
آره. سنگریزه‌ای که از زمین برداری تمیز نیست، مگه نه؟

100
00:06:11,005 --> 00:06:12,043
.درسته

101
00:06:14,041 --> 00:06:15,056
.این سمیه

102
00:06:16,004 --> 00:06:17,033
منظورت چیه!؟

103
00:06:17,033 --> 00:06:21,061
این چیزیه که من هم می‌خوام بدونم؛
چرا همچین چیزی این اطراف بوده؟

104
00:06:26,031 --> 00:06:30,026
جینشی-ساما زمانی که جوون بود پا به اندرونی گذاشته بود؟

105
00:06:31,010 --> 00:06:36,018
آره، کم و بیش. اما چرا همچین چیزی پرسیدی؟

106
00:06:36,018 --> 00:06:37,096
.فعلا نمی‌تونم چیزی بگم

107
00:06:38,054 --> 00:06:42,046
.یه فرضیه هست که تو فکرمه، اما مدرکی ندارم

108
00:06:43,011 --> 00:06:47,042
...سوئیرن-ساما، فردا دلیل نفرینی که ملکه مادر ازش حرف می‌زنه

109
00:06:47,095 --> 00:06:51,043
.چرای فاسد نشدن جسد امپراتور پیشین رو توضیح میدم

110
00:06:51,082 --> 00:06:54,001
امکانش هست تا اون موقع صبر کنید؟

111
00:06:59,097 --> 00:07:02,044
.تا به خودم اومدم جینشی-ساما هم اینجا بود

112
00:07:02,088 --> 00:07:05,094
.نمی‌خواستم اونقدرها بزرگش کنن

113
00:07:14,037 --> 00:07:18,033
.این بوی زننده... نمی‌تونه فقط بوی کپک باشه

114
00:07:24,012 --> 00:07:28,059
.یه قلمو با نوک صاف و یکدست... همونطور که انتظار می‌رفت

115
00:07:29,014 --> 00:07:32,047
امپراتور پیشین به نقاشی علاقه داشتن؟

116
00:07:34,028 --> 00:07:37,051
.فقط یک دفعه، ازش خواستم چیزی برام بکشه

117
00:07:38,070 --> 00:07:45,031
‫گفت این یه راز بین ماست که اگه
.‫بقیه بهش پی ببرن ازمون می‌گیرنش

118
00:07:47,006 --> 00:07:49,086
.بی قراره؟ به‌نظر عادت جیشنی-ساماست

119
00:07:50,029 --> 00:07:53,032
.حدس می‌زنم داره تلاش می‌کنه آروم به نظر بیاد

120
00:07:54,002 --> 00:07:58,033
.در مورد امپراتور پیشین چیز زیادی نمی‌دونم و نمی‌خوام هم بدونم

121
00:07:58,033 --> 00:08:00,049
لیکن برای کشف ماهیت واقعی نفرین؛

122
00:08:00,049 --> 00:08:01,076
.نیاز به مدرک هست

123
00:08:07,002 --> 00:08:10,034
امپراتور پیشین در همین اتاق نقاشی می‌کرده؟

124
00:08:10,034 --> 00:08:15,044
‫به طور قطع اطلاع ندارم اما از زمانی که
‫امپراتور خودش رو در این اتاق حبس کرد؛

125
00:08:15,044 --> 00:08:17,035
.فقط یک خادم داشته

126
00:08:17,035 --> 00:08:19,031
میشه اون فرد رو بیارید اینجا؟

127
00:08:19,056 --> 00:08:22,061
.اگه درست یادم باشه احتمالا هنوز اینجا کار می‌کنه

128
00:08:22,061 --> 00:08:23,063
.خبرش کنید

129
00:08:26,093 --> 00:08:28,059
عیبی نداره بهش دست بزنم؟

130
00:08:28,059 --> 00:08:29,053
.بفرمایید

131
00:08:33,001 --> 00:08:34,071
.از چیزی که فکر می‌کردم سفت‌تره

132
00:08:35,081 --> 00:08:38,001
.در ضمن بوی خاصی هم داره

133
00:08:38,069 --> 00:08:41,012
.خرده‌های نیمه‌شفافی کف زمین هست

134
00:08:41,012 --> 00:08:44,031
.لکه‌هایی هم وجود داره که به‌نظر عاجزانه در پی پاک کردنشون بوده

135
00:08:44,031 --> 00:08:46,033
...و اون لکه‌ها

136
00:08:46,033 --> 00:08:48,098
.هر چی به دیوار نزدیکتر میشه بیشتر میشه

137
00:08:53,002 --> 00:08:57,024
نرمه، یعنی چند لایه کاغذ ضخیم تشکیلش داده؟

138
00:08:58,020 --> 00:09:01,081
.سطحش هم رنگ خورده که دوام بیشتری داشته باشه

139
00:09:02,031 --> 00:09:05,026
...ایده خوبی از نفرین داشتم ولی

140
00:09:05,026 --> 00:09:08,031
.فکر کنم یه چیز غیر مهم دیگه کشف کردم

141
00:09:08,073 --> 00:09:10,027
.آوردمش

142
00:09:12,022 --> 00:09:13,028
...تو

143
00:09:17,064 --> 00:09:22,052
‫به نظر برای مسئول اتاق یه شخص
...‫نجیب بودن زیادی پیرمرد ساکتیه

144
00:09:23,011 --> 00:09:24,087
.موضوعی هست که می‌خوام در موردش بپرسم

145
00:09:25,095 --> 00:09:28,004
.این شخص یه برده سابقه

146
00:09:28,004 --> 00:09:29,071
.همچنین، نمی‌تونه حرف بزنه

147
00:09:30,006 --> 00:09:31,007
.متوجه شدم

148
00:09:31,055 --> 00:09:32,092
.پس اینطوره

149
00:09:33,077 --> 00:09:37,069
.غیر معمول نیست که افراد لال به عنوان خادم انتخاب بشن

150
00:09:38,017 --> 00:09:42,043
‫این امر به ویژه برای افراد والاتباری
.‫که دائما در معرض نظارت عموم هستن صادقه

151
00:09:42,069 --> 00:09:45,050
.پس فقط سرتون رو تکون بدید هم کافیه

152
00:09:45,050 --> 00:09:48,030
تو این اتاق نقاشی‌ای وجود داشته؟

153
00:09:50,015 --> 00:09:52,023
.فکر می‌کنم باید بوده باشه

154
00:09:53,015 --> 00:09:56,099
پس یعنی علاقه‌ای به گوش کردن یه دختربچه عین من نداری؟

155
00:09:58,069 --> 00:09:59,099
.نه، اینطور نیست

156
00:10:00,091 --> 00:10:02,057
چیزی رو پنهان می‌کنه؟

157
00:10:05,073 --> 00:10:07,033
چیزی مربوط به اون دیواره؟

158
00:10:11,037 --> 00:10:13,063
می‌تونم این روپوش دیوار رو جدا کنم؟

159
00:10:15,073 --> 00:10:17,084
.«قیافه‌ش داد می‌زنه که «دست نگه‌دار

160
00:10:19,011 --> 00:10:20,005
.موردی نداره

161
00:10:20,097 --> 00:10:23,002
.به هر حال که قراره تخریب بشه

162
00:10:23,050 --> 00:10:25,077
...پس اگه چیزی دستگیرت میشه

163
00:10:34,045 --> 00:10:36,033
...با دقت

164
00:10:51,037 --> 00:10:52,054
...این نقاشی

165
00:10:52,096 --> 00:10:54,025
اون دیگه چیه؟

166
00:10:54,066 --> 00:10:57,033
.احتمالا باید توسط امپراتور پیشین کشیده شده باشه

167
00:10:57,033 --> 00:11:00,017
.من به انسانیت امپراتور پیشین کاری ندارم

168
00:11:00,017 --> 00:11:02,088
ولی فقط برای ایستادن در جایگاه بلند این کشور؛

169
00:11:02,088 --> 00:11:05,076
.بدون استفاده از استعداد واقعی خودش درگذشت

170
00:11:06,097 --> 00:11:09,077
.این نقاشی همچین قدرتی داره

171
00:11:10,055 --> 00:11:18,003
.در ژاپنی به آن یوئو گفته می‌شود که از ترکیب
دو کانجی «زرد» و «مردانه» یا «برتر» ساخته شده است

172
00:11:20,042 --> 00:11:23,037
.زرنیخ همون خاصیت سمی سم آرسنیک رو داره

173
00:11:23,096 --> 00:11:28,025
.و سم آرسنیک می‌تونه باعث کاهش خراب شدن بشه

174
00:11:30,068 --> 00:11:35,096
در وهله اول، فکر کردم پشت کاغذ
دیواری باید چیزی مخفی شده باشه؛

175
00:11:35,096 --> 00:11:39,013
.که بدن امپراتور غیر عمد اون رو جذب کرده

176
00:11:39,065 --> 00:11:42,093
اما زمانی که به وضعیت قلموی داخل اتاق دقت کردم؛

177
00:11:42,093 --> 00:11:45,051
.احتمال متفاوتی پدیدار شد

178
00:11:45,097 --> 00:11:49,006
.ایشون از رنگدانه‌های بر پایه زرنیخ استفاده می‌کرده

179
00:11:49,079 --> 00:11:55,045
‫سم آرسنیک درون زرنیخ باید کم‌کم
.‫توسط بدن امپراتور پیشین جذب شده باشه

180
00:11:56,015 --> 00:11:59,096
.و مطمئنا زمانی که ایشون فوت کرد
باید در سرتاسر بدنش وجود داشته باشه

181
00:12:01,046 --> 00:12:05,043
.تو این اتاق مخفی شد و به نقاشی پرداخت

182
00:12:06,067 --> 00:12:10,062
.این خفت بزرگیه که خود امپراتور نقاشی بکشه

183
00:12:10,092 --> 00:12:13,012
.حداقل، اطرافیان که اینطوری فکر می‌کنن

184
00:12:13,090 --> 00:12:18,063
‫به همین خاطر، حتی امپراتوری که ابله
.‫خطاب می‌شد این موضوع رو علنی نکرد

185
00:12:19,001 --> 00:12:24,013
.احتمالا دلیل اینکه اداره اتاقش رو به
یه غلام لال سپرد هم همین بوده

186
00:12:24,062 --> 00:12:26,034
.هنوز زیرش نرمه

187
00:12:26,034 --> 00:12:29,004
یعنی چند لایه زیر این وجود داره؟

188
00:12:30,004 --> 00:12:34,035
‫با وجود این همه نقاشی، پس کسی که ابزار و
...‫لوازم مورد نیاز رو آماده می‌کرده باید

189
00:12:34,090 --> 00:12:36,099
.مادر امپراتور پیشین، ملکه

190
00:12:37,046 --> 00:12:39,086
زن درون تصویر اطلاع داشت؛

191
00:12:40,059 --> 00:12:44,086
.از اینکه پسرش شایسته امپراتوری نبود

192
00:12:45,038 --> 00:12:49,064
‫به همین خاطر سعی کرد از پسرش که اتفاقی
‫منصب امپراتوری رو به دست آورده حفاظت کنه؛

193
00:12:49,064 --> 00:12:51,087
.و قدرت رو زیر دست خودش در بیاره

194
00:12:52,035 --> 00:12:55,096
.حتی اگه به قیمت «بازیچه دست ملکه» خطاب شدن باشه

195
00:12:57,000 --> 00:12:58,093
.ملکه هر کاری که برای فرزندش می‌شد انجام داد

196
00:12:58,093 --> 00:13:03,084
.و آخرین مورد، این مکان و ابزار نقاشی بود

197
00:13:04,068 --> 00:13:06,035
...بدون اینکه بدونه سمیه

198
00:13:07,080 --> 00:13:09,063
.چه طعنه‌آمیز

199
00:13:11,093 --> 00:13:14,006
.این تمام چیزیه که می‌تونم بگم

200
00:13:15,001 --> 00:13:17,079
.بله، به اندازه کافی کارت خوب بود

201
00:13:30,032 --> 00:13:35,025
.گویی که داره پرسشی به شخصی ماورای آسمان آبی می‌فرسته

202
00:13:36,022 --> 00:13:39,000
.عجب، چقدر احساساتی شدم ها

203
00:13:50,094 --> 00:13:53,062
.آه، چقدر اعصاب خرد کن

204
00:13:58,034 --> 00:14:03,074
.حتی با اینکه محو شده، هنوز حضورش سنگینه

205
00:14:05,063 --> 00:14:08,061
یعنی من هم بخشی از این نقاشی هستم؟

206
00:14:09,039 --> 00:14:14,070
.نه، بالاخره من فقط یه حضور گذرا بودم

207
00:14:17,002 --> 00:14:19,070
به لطف زخم اینجا؛

208
00:14:19,070 --> 00:14:22,035
.الان من به عنوان مادر یک ملت شناخته میشم

209
00:14:24,017 --> 00:14:28,095
.دختربچه تصادفی‌ای که به دست امپراتور پیشین باردار شد

210
00:14:29,055 --> 00:14:31,078
.همچین صدای دلسوزانه‌ای زیاد به گوشم می‌رسید

211
00:14:32,029 --> 00:14:34,026
.درسته که همچین دختری بود

212
00:14:35,025 --> 00:14:39,027
.با این حال، از تمایلات جنسی امپراتور از قبل خبر داشتم

213
00:14:40,021 --> 00:14:43,036
.پدرم مامور دیوان و مادرم یه صیغه بود

214
00:14:43,081 --> 00:14:48,004
.و با اینکه هنوز چهره بچگونه‌ای داشتم قاعدگی‌ام شروع شد

215
00:14:48,066 --> 00:14:51,093
.پدرم از این موضوع به عنوان ابزار مناسبی استفاده کرد

216
00:14:55,078 --> 00:14:59,021
.به عنوان کنیز یکی از شهبانوان وارد اندرونی شدم

217
00:14:59,072 --> 00:15:02,023
.اون شهبانو خواهر ناتنی خودم بود

218
00:15:02,023 --> 00:15:05,023
خواهرم که گل‌و‌بلبل‌گونه بزرگ شده بود؛

219
00:15:05,023 --> 00:15:08,009
.هیچ ایده‌ای از افکار پدرمون نداشت

220
00:15:08,009 --> 00:15:11,022
!‫هی، آنشی
!‫زودتر زینتی‌جات رو بذار

221
00:15:11,054 --> 00:15:13,047
.چشم، اونه-ساما

222
00:15:16,066 --> 00:15:19,078
!بالاخره امشب امپراتور تشریف میاره

223
00:15:19,078 --> 00:15:22,002
.دیروز از دور دیدمش

224
00:15:22,044 --> 00:15:24,070
!فرد بسیار زیبارویی بود

225
00:15:25,048 --> 00:15:27,003
.که اینطور

226
00:15:29,054 --> 00:15:31,028
.منتظرتون بودیم

227
00:15:38,085 --> 00:15:41,041
...خب، بفرمایید داخل

228
00:15:42,037 --> 00:15:43,070
!دست نزن

229
00:15:46,042 --> 00:15:47,063
!امپراتور

230
00:15:53,088 --> 00:15:59,002
.اون شبیه کسی نبود که در جایگاه عالی کشور قرار بگیره

231
00:15:59,048 --> 00:16:01,077
به عنوان کنیز، شهبانوم رو دلداری بدم؟

232
00:16:02,017 --> 00:16:05,027
یا که بهتره از امپراتور عذرخواهی کنم؟

233
00:16:05,080 --> 00:16:06,071
...با این حال

234
00:16:20,058 --> 00:16:22,043
حالتون خوبه؟

235
00:16:26,058 --> 00:16:31,010
.چشمان امپراتور، مطمئنا من رو گرفت

236
00:16:31,098 --> 00:16:35,030
.چشمان یه دختربچه جاه‌طلب رو

237
00:16:41,048 --> 00:16:46,071
.من بچه امپراتور پیشین رو حامله بودم
و بارها جونم به خطر افتاده بود

238
00:16:46,071 --> 00:16:49,033
خوشبختانه، بچه پسر بود؛

239
00:16:49,033 --> 00:16:52,047
.و ملکه اون رو به عنوان نوه خودش قبول کرد

240
00:16:59,072 --> 00:17:02,020
.روزی دختری بود که دختری به دنیا آورد

241
00:17:02,081 --> 00:17:05,048
دختر اصرار داشت که دخترش فرزند امپراتور پیشینه؛

242
00:17:05,048 --> 00:17:07,064
.امپراتور پیشین این موضوع رو انکار کرد

243
00:17:07,064 --> 00:17:11,096
.طبیبی رو به عنوان پدر اعلام و همراه دختر تبعید کردن

244
00:17:12,069 --> 00:17:16,095
‫در اون زمان، فقط طبیبان بودن که بدون
.‫اخته شدن اجازه ورود به اندرونی رو داشتن

245
00:17:16,095 --> 00:17:20,047
.از اون زمان، طبیبان نیز ملزم به اخته شدن شدند

246
00:17:20,095 --> 00:17:23,060
...فردی که جراحی شکمم رو انجام داد

247
00:17:24,027 --> 00:17:26,048
.هیچ چیز تاسف‌بارتر از این نیست

248
00:17:27,030 --> 00:17:31,092
،.دختری که دختر رو به دنیا آورده بود
تک و تنها در اندرونی رها شد

249
00:17:32,035 --> 00:17:35,049
.احتمالا اون هرگز قادر به ترک اندرونی نخواهد بود

250
00:17:36,025 --> 00:17:38,060
...سپس زمان بیشتری گذشت

251
00:17:39,094 --> 00:17:42,073
من دیگه شبیه به یه دختربچه نبودم؛

252
00:17:42,073 --> 00:17:45,000
.امپراتور پیشین تمایلی به دیدن من نداشت

253
00:17:45,075 --> 00:17:48,064
.شنیدم اندرونی دوباره قراره گسترش پیدا کنه

254
00:17:48,064 --> 00:17:51,068
.بله، به نظر شیشو-ساما این پیشنهاد رو اعلام کرده

255
00:17:52,087 --> 00:17:53,076
.که اینطور

256
00:17:54,011 --> 00:18:01,051
‫اندرونی تند‌تند بزرگتر شد و دخترهای
.‫جوانی با همون ماموریت من یکی یکی به اونجا اومدن

257
00:18:13,069 --> 00:18:22,059
‫مرد رقت‌انگیزی که فقط می‌تونه بازیچه
.‫دست ملکه باشه و با دختربچه‌ها حرف بزنه

258
00:18:37,038 --> 00:18:41,089
.نمی‌تونستم اجازه بدم همچین موجودی من رو فراموش کنه

259
00:18:45,038 --> 00:18:47,014
من ترسناکم؟

260
00:18:49,089 --> 00:18:52,036
چون الان یه زن بالغم؟

261
00:18:53,050 --> 00:18:56,090
یا به خاطر این زخم روی شکمم؟

262
00:18:57,069 --> 00:19:02,078
.‫درون اتاق خواب، مرد هراسانی رو شکنجه دادم که طلب بخشش می‌کرد

263
00:19:02,078 --> 00:19:06,002
.مردی که دختربچه‌های زیادی قربانی‌اش شدن

264
00:19:06,066 --> 00:19:08,071
.مردی که ملکه بزرگ، مادرش بود

265
00:19:09,066 --> 00:19:12,021
.می‌خواستم خودم رو در عمیق‌ترین خاطراتش حک کنم

266
00:19:13,071 --> 00:19:15,021
پس از اون؛

267
00:19:15,070 --> 00:19:18,081
‫امپراتور پیشین دچار بی‌ثباتی روانی
.‫شد و توی اون اتاق خودش رو حبس کرد

268
00:19:18,081 --> 00:19:21,084
.حتی حوصله نداشتم به اینکه «مقصر کیه؟» فکر کنم

269
00:19:24,057 --> 00:19:33,028
‫آخر سر هم، اون مرد درون این اتاق فقط می‌تونست به
.‫مادرش یعنی ملکه و دختربچه‌های جاه‌طلب فکر کنه

270
00:19:36,020 --> 00:19:39,061
.یه بار من رو هم نقاشی کرد

271
00:19:40,081 --> 00:19:46,075
،‫اون نقاشی رو خیلی ارزشمند می‌دونستم
.‫اما به سوئیرن گفتم اون رو بندازه بره

272
00:19:47,019 --> 00:19:48,087
.به اون نیازی نداشتم

273
00:19:49,062 --> 00:19:52,060
.همونطور که امپراتور پیشین به من نیازی نداشت

274
00:20:00,076 --> 00:20:04,084
.قبلا اون شخص یه بار پیش ما اومده بود

275
00:20:05,037 --> 00:20:08,026
آره، یعنی چند سال پیش بود؟

276
00:20:08,095 --> 00:20:11,078
.اون زمان بود که همچین چیزی رو برداشتم

277
00:20:12,047 --> 00:20:14,052
.ظاهرا این همون زرنیخیه که امروز حرفش بود

278
00:20:15,034 --> 00:20:16,080
...این سنگ

279
00:20:17,057 --> 00:20:20,055
.امروز صبح سوئیرن بالاخره اون رو پس داد

280
00:20:22,051 --> 00:20:23,032
...که اینطور

281
00:20:28,044 --> 00:20:32,089
.چه «فرزند بی‌عفتی» و چه «بچه اشتباهی» خطاب بشه

282
00:20:32,089 --> 00:20:35,005
.در هر حال اون فرزند با ارزشیه

283
00:20:35,053 --> 00:20:39,005
.فکر کنم یه بار من اون نقاشی رو دیده بودم

284
00:20:39,050 --> 00:20:43,055
.نقاشی کم‌رنگی از یه دختر جوون بود

285
00:20:44,029 --> 00:20:48,005
.این سنگ رو برداشتم چون من رو یاد اون نقاشی می‌انداخت

286
00:20:48,065 --> 00:20:50,097
.فکر کردم بهت گفتم بنداز بره

287
00:20:51,043 --> 00:20:55,048
قدیم‌ها دوست داشتید این رنگ رو بپوشید، درسته؟

288
00:21:15,058 --> 00:21:16,058
.گهگاه

289
00:21:17,055 --> 00:21:21,000
اون دختر داخل نقاشی، واقعا ملکه‌ست؟

290
00:21:21,094 --> 00:21:25,097
اون موقع سعی داشت چی به ما بگه؟

291
00:21:31,035 --> 00:21:32,079
.نمی‌دونم

292
00:21:35,082 --> 00:21:38,044
.ترجیح دادم که ندونم

293
00:21:39,003 --> 00:21:44,027
‫مهمتر از اون، تو به نظر یه
.‫کنیز بسیار قابل توجه داری

294
00:21:46,034 --> 00:21:48,061
.کاملا مفیده

295
00:21:49,014 --> 00:21:51,043
...درسته، ولی

296
00:21:52,068 --> 00:21:55,041
.حتی اگه نگی هم می‌تونم بفهمم که این همه چیز نیست

297
00:22:00,075 --> 00:22:02,096
.بالاخره سال‌هاست که دارم می‌بینمت

298
00:22:06,076 --> 00:22:09,014
.بهتره چیزهایی که دوست داری رو مخفی کنی

299
00:22:09,078 --> 00:22:12,027
.و گرنه یکی ازت مخفی‌شون می‌کنه ها

300
00:22:16,019 --> 00:22:21,032
なぜか「キミ」にだけ「ボク」が伝わらない

301
00:22:21,053 --> 00:22:26,058
募れば募るほどに苦しくなるよ

302
00:22:26,078 --> 00:22:33,000
“良薬は苦し”なんて笑って言っていたけど

303
00:22:33,042 --> 00:22:35,071
今更わかった

304
00:22:36,000 --> 00:22:41,005
悪い夢なら醒めてと願う日も

305
00:22:41,030 --> 00:22:45,080
誰にも言えない秘密も

306
00:22:46,055 --> 00:22:51,064
掛け違えたボタンもあの夜も

307
00:22:51,077 --> 00:22:56,035
幸せのレシピかもね

308
00:22:56,081 --> 00:23:03,095
例えば「ボク」がボクじゃなければ

309
00:23:04,036 --> 00:23:08,099
「キミ」がキミじゃなければ…

310
00:23:09,066 --> 00:23:14,087
なんで　でも記憶の一つ一つが

311
00:23:14,092 --> 00:23:17,033
「キミ」を呼ぶんだ

312
00:23:17,054 --> 00:23:25,005
閉ざしていた日々と鎖していたココロ

313
00:23:25,047 --> 00:23:30,010
魔法みたいに溶かしてく

314
00:23:30,072 --> 00:23:34,006
いろんな「キミ」がいる

315
00:23:34,006 --> 00:23:41,007
この世界が結局　ほら、好きなんだ。

316
00:23:45,011 --> 00:24:00,004
قسمت بعدی

317
00:23:56,053 --> 00:23:59,018
‫دفعه بعدی: «حکایات اشباح.»

