1
00:00:00,000 --> 00:00:02,098


2
00:00:00,094 --> 00:00:02,015
ゆらゆらり

3
00:00:02,015 --> 00:00:03,019
はらはらり

4
00:00:03,098 --> 00:00:06,061
色とりどり乱れ咲き

5
00:00:07,020 --> 00:00:09,070
花の街思い出す

6
00:00:09,074 --> 00:00:12,033
この空から

7
00:00:13,074 --> 00:00:19,045
یکه‌گویی‌های داروگر

8
00:00:19,096 --> 00:00:22,088
ひょんな出来事から

9
00:00:23,013 --> 00:00:25,059
やってきたこの場所は

10
00:00:26,055 --> 00:00:28,076
遥か遠くにあった

11
00:00:28,093 --> 00:00:31,072
煌びやかな舞台

12
00:00:32,093 --> 00:00:38,094
ハっとするほど鮮やかな世界があるんだと知った

13
00:00:38,094 --> 00:00:44,052
あなたの無理難題に応えていくその度に

14
00:00:45,069 --> 00:00:51,082
あっと言わせるような奇想天外な答え合わせで

15
00:00:51,095 --> 00:00:59,004
辿り着いたその先に新しい景色が待っているんだ

16
00:00:59,075 --> 00:01:04,067
あの頃は想像もしていない

17
00:01:04,075 --> 00:01:07,009
未来が咲き始めている

18
00:01:07,017 --> 00:01:11,063
こんな日々も悪くはないかな

19
00:01:17,072 --> 00:01:18,081
ゆらゆらり

20
00:01:18,081 --> 00:01:20,010
はらはらり

21
00:01:20,077 --> 00:01:23,027
色とりどり乱れ咲き

22
00:01:24,015 --> 00:01:26,040
花の街思い出す

23
00:01:26,052 --> 00:01:29,011
この空から

24
00:01:31,048 --> 00:01:34,049
.این داستان یک اثر خیالی بوده و هیچ ارتباط مستقیمی
با وقایع تاریخی، نام‌ها و سازمان‌های استفاده شده ندارد

25
00:01:40,003 --> 00:01:43,099
قسمت 32 ملکه مادر

26
00:01:43,039 --> 00:01:45,045
.از امروز اینجا اتاق توئه

27
00:01:46,018 --> 00:01:47,096
...کلبه انباری

28
00:01:48,040 --> 00:01:50,092
واقعا مطمئنید که می‌تونم از اینجا استفاده کنم؟

29
00:01:50,092 --> 00:01:53,030
.آره، به اعمال خودت اندیشه‌ای کن

30
00:01:56,031 --> 00:01:59,007
یینک‌هوا-ساما، حالتون خوبه؟

31
00:02:01,072 --> 00:02:06,081
‫کار از حالم خوب بودن گذشته، باورم
!‫نمیشه همچین چیز‌هایی رو جمع می‌کنی

32
00:02:07,016 --> 00:02:11,056
‫با این روند همین روزهاست که هونگ‌نیانگ-ساما
!‫اتاقت رو بگیره و پرتت کنه توی انبار

33
00:02:13,037 --> 00:02:14,073
.خوب به‌نظر میاد

34
00:02:16,013 --> 00:02:18,099
کلبه انباری بزرگتر از اتاق فعلی منه؛

35
00:02:18,099 --> 00:02:21,021
...حتی نصف شب هم می‌تونم سر و صدا کنم

36
00:02:21,021 --> 00:02:22,043
مائومائو؟

37
00:02:22,043 --> 00:02:23,099
.هوم، شدنیه

38
00:02:24,034 --> 00:02:26,058
.اگه اینطوره پس باید عجله کنیم

39
00:02:26,058 --> 00:02:28,099
.باید با عجله برگردیم و هونگ‌نیانگ-ساما رو خبر کنیم

40
00:02:28,099 --> 00:02:32,041
!‫عه؟ صبرکن! صبرکن

41
00:02:39,072 --> 00:02:40,080
...این

42
00:02:43,069 --> 00:02:45,063
!عمیقا در اعمالت اندیشه کن

43
00:02:45,063 --> 00:02:47,022
...هونگ‌نیانگ-ساما

44
00:02:47,022 --> 00:02:49,031
!عمیقا متشکرم

45
00:02:49,071 --> 00:02:51,010
!اینجا گیاه‌ها رو خشک می‌کنم

46
00:02:51,010 --> 00:02:52,081
!اینجا هم دواها رو می‌سازم

47
00:02:52,081 --> 00:02:55,023
!اینجا هم اونها رو! اونجا هم اینها رو

48
00:02:56,055 --> 00:02:59,086
!برای همین بهت گفتم، این کار بی‌معنیه

49
00:03:00,041 --> 00:03:03,062
!کلبه انبار؟ نمی‌تونم باور کنم

50
00:03:04,018 --> 00:03:09,025
اینکه به گوش هونگ‌نیانگ-ساما برسونی یه خرده زیاده‌روی نبود، یینگ‌هوا؟

51
00:03:09,072 --> 00:03:14,068
!من نبودم که، خود مائومائو رفت هونگ‌نیانگ-ساما رو خبر کرد

52
00:03:14,068 --> 00:03:16,034
مگه نه، مائومائو؟

53
00:03:16,034 --> 00:03:19,001
.بله، به دلایل متعددی راحت‌تره

54
00:03:19,001 --> 00:03:20,039
عه؟

55
00:03:21,056 --> 00:03:23,074
...در ضمن، مائومائو

56
00:03:23,074 --> 00:03:26,018
جمع کردن حشره‌مشره رو بس کن، باشه؟

57
00:03:26,044 --> 00:03:30,073
.حشره؟ چیزی من که جمع کردم دم مارمولک بود ولی

58
00:03:31,009 --> 00:03:34,073
‫به علاوه، از وقتی یینگ‌‌هوا-ساما غش کرد
.‫و نقش بر زمین شد جمع کردنش رو متوقف کردم

59
00:03:35,064 --> 00:03:36,096
واقعا؟

60
00:03:36,096 --> 00:03:42,020
‫ولی شایعه شده یکی از کنیزهای اندرونی در
.‫حالی که حشرات رو می‌گرفته عین چی می‌خندیده

61
00:03:42,048 --> 00:03:44,074
.من همچین کاری نکردم

62
00:03:44,074 --> 00:03:47,037
درسته که برای کار شب‌پره جمع کردم؛

63
00:03:47,037 --> 00:03:49,053
...ولی گرفتن حشرات حین خندیدن

64
00:03:54,089 --> 00:03:57,017
.این یه وضعیت جدیه

65
00:03:57,088 --> 00:04:01,017
ها؟ تاجگی شی‌فویی یو نجیدم؟

66
00:04:01,066 --> 00:04:04,079
آره، شی‌سویی؛ تازگی ندیدیش؟

67
00:04:05,057 --> 00:04:10,017
شی‌سویی، ها؟
..اون دقیقا عین شبح می‌تونه هر جایی پیداش بشه و غیب بشه

68
00:04:13,071 --> 00:04:17,040
هی، هی؛ کسی می‌دونه شی‌سویی کجاست؟

69
00:04:17,078 --> 00:04:21,044
...شی‌سویی؟ احساس می‌کنم دیدمش اما شاید هم ندیدمش

70
00:04:21,080 --> 00:04:24,082
!عه؟ کجا دیدیدش؟ بهم بگید

71
00:04:25,009 --> 00:04:28,028
...عه... خب

72
00:04:28,087 --> 00:04:32,096
.اوه، محتاطانه رفتار می‌کنه چون من مستقیما کنیز یه شهبانو هستم

73
00:04:34,020 --> 00:04:39,055
.به ندرت میشه دختری عین شائولان پیدا
کرد که با همه یکسان برخورد کنه

74
00:04:40,011 --> 00:04:42,030
...چیزی که بشه ازش استفاده کرد

75
00:04:43,026 --> 00:04:44,030
...خب این

76
00:04:44,083 --> 00:04:49,060
...بسته به اطلاعات و جزئیات، این رو بهتون میدم

77
00:04:51,038 --> 00:04:52,052
.داره خون میاد

78
00:04:56,006 --> 00:04:57,081
...او- اون عطر

79
00:04:57,081 --> 00:05:00,040
ممکنه که... مال اون شخص...!؟

80
00:05:00,094 --> 00:05:02,090
.اون رو به تخیلات شما می‌سپارم

81
00:05:03,077 --> 00:05:06,053
می‌تونید داستانتون رو برام تعریف کنید؟

82
00:05:10,050 --> 00:05:15,057
...بر اساس شنیده‌ها گفتن که اکثر مواقع تو جنگل‌های شمالی پیداش میشه

83
00:05:15,057 --> 00:05:18,025
.مطمئنم که قبلاً هم همین جا باهاش ملاقات کردم

84
00:05:18,025 --> 00:05:20,059
یعنی مکان موردعلاقه‌شه؟

85
00:05:26,028 --> 00:05:29,002
.باید یه بخور پشه‌ای چیزی با خودم می‌آوردم

86
00:05:30,052 --> 00:05:31,089
...گل پودری

87
00:05:32,042 --> 00:05:34,043
همچین جایی هم پیداشون میشه؟

88
00:05:36,031 --> 00:05:41,069
‫وقتی بچه بودم اغلب با روسپی‌ها برای
.‫جمع‌آوری دونه‌های گل پودری می‌رفتم

89
00:05:42,025 --> 00:05:45,019
.نه برای استفاده از پودر داخلش به عنوان پودر صورت

90
00:05:45,069 --> 00:05:47,077
.بلکه برای ساخت سقط‌کننده جنین

91
00:05:50,041 --> 00:05:53,024
.شین از ابتدا عطر نمی‌زد

92
00:05:54,009 --> 00:05:57,056
از زمانی که می‌خواست جایگاه لی‌هوا رو به عنوان شهبانو بگیره، شین؛

93
00:05:57,056 --> 00:06:01,034
‫اجتناب از عطرهایی که ممکنه
.‫باعث سقط جنین بشن عجیب نیست

94
00:06:01,078 --> 00:06:06,017
.همین شین، سعی کرد با افزودن عطر، دوای سقط جنین بسازه

95
00:06:06,017 --> 00:06:07,080
...این احتمالا

96
00:06:08,047 --> 00:06:13,051
.البته که فقط گیوکویو-ساما نیست که عشق امپراتور رو دریافت می‌کنه

97
00:06:13,051 --> 00:06:16,090
.احتمال باردار بودن لی‌هوا-ساما هم بسیار بالاست

98
00:06:18,033 --> 00:06:22,031
.اما این تنها موضوع عجیب اون حادثه نیست

99
00:06:22,083 --> 00:06:27,006
‫غیر از گل پودری، مواد سقط جنین
:ساخته شده توسط روسپی‌ها عبارتند از

100
00:06:27,006 --> 00:06:32,020
.به کاکنه گل فانوسی نیز گفته می‌شود

101
00:06:32,075 --> 00:06:37,004
.به غیر از جیوه، بقیه رو میشه داخل اندرونی هم تهیه کرد

102
00:06:37,051 --> 00:06:44,010
‫با اینکه داخل خود اندرونی هم پیدا می‌شد، اما شین تصمیم
.‫گرفته مواد تهیه دوای سقط جنین رو از کاروان تهیه کنه

103
00:06:45,046 --> 00:06:50,059
.یه نفر به شین که دانش طبی
نداشته طرز ساخت سم رو یاد داده

104
00:06:50,097 --> 00:06:54,072
...و احتمالا اون شخص هنوز هم داخل اندرونیه

105
00:06:59,071 --> 00:07:01,056
!پیدات کردم

106
00:07:02,002 --> 00:07:08,086
!‫صبرکن‌صبرکن! صبرکن‌صبرکن! صبرکن‌صبرکن! صبرکن

107
00:07:05,008 --> 00:07:08,086
.من رو بابت همچین چیزی شوکه کرد؟ تاسف برانگیزه

108
00:07:09,021 --> 00:07:10,099
!بالاخره گرفتمت

109
00:07:20,025 --> 00:07:21,000
!حشره

110
00:07:22,064 --> 00:07:23,030
...آه

111
00:07:23,098 --> 00:07:27,088
...شی‌سویی، خوشحال میشم اگه ولم کنی

112
00:07:32,026 --> 00:07:34,029
.شرمنده، مائومائو

113
00:07:34,029 --> 00:07:35,060
.چیزی نیست

114
00:07:35,094 --> 00:07:38,033
این حشره‌هایی بودن که سعی داشتی بگیری؟

115
00:07:38,085 --> 00:07:39,048
!هوم

116
00:07:39,094 --> 00:07:41,096
.حتما باید عاشق حشره‌ها باشه

117
00:07:50,003 --> 00:07:53,040
.منظور جزیره ژاپن هستش

118
00:07:53,040 --> 00:07:55,032
!بال‌هاشون رو به هم می‌زنن تا صدا ایجاد کنن

119
00:07:55,032 --> 00:07:58,041
!احتمالا باید بخشی از کالاهای تجاری باشه که قرار کرده

120
00:07:58,041 --> 00:08:01,092
‫مطمئنم دقیقا عین اون شب‌پره‌هایی که پیدا
!‫کردیم، اینها هم فقط اینجا زیست می‌کنن

121
00:08:01,092 --> 00:08:05,037
‫یه خرده به خاطر رنگش شبیه به سوسک به
!‫نظر میاد ولی موجود متفاوتیه پس ردیفه

122
00:08:05,037 --> 00:08:07,036
...و همچنین... و همچنین... و همچنین

123
00:08:07,036 --> 00:08:09,009
.بهتر بود نمی‌پرسیدم

124
00:08:13,075 --> 00:08:15,029
این چه صداییه؟

125
00:08:24,058 --> 00:08:27,040
.ایشون قطعا باید ملکه مادر باشه

126
00:08:27,088 --> 00:08:30,042
.سال پیش تو ضیافت گلستان دیده بودمش

127
00:08:30,042 --> 00:08:31,086
.واقعا جوون به‌نظر می‌رسه

128
00:08:32,068 --> 00:08:35,036
...نمیشه باور کرد که مادر امپراتوره

129
00:08:36,078 --> 00:08:38,034
چرا پنهان شدی؟

130
00:08:38,034 --> 00:08:40,011
خودت چی مائومائو؟

131
00:08:40,011 --> 00:08:42,066
.خب، این یه واکنش طبیعیه

132
00:08:43,023 --> 00:08:45,051
یعنی داره میره درمانخانه؟

133
00:08:45,051 --> 00:08:46,042
درمانخانه؟

134
00:08:46,070 --> 00:08:50,098
.هوم، یه درمانخانه‌ی غیررسمیه که توسط کنیزها اداره میشه

135
00:08:50,098 --> 00:08:52,042
.این رو می‌دونم

136
00:08:52,042 --> 00:08:55,062
.اون توسط ملکه مادر ساخته شده

137
00:08:55,062 --> 00:08:56,084
توسط ملکه مادر؟

138
00:08:57,035 --> 00:09:00,025
دورانی بود که امپراتور قدرت زیادی داشت؛

139
00:09:00,025 --> 00:09:02,047
.ظاهرا ملکه مادر نمی‌تونسته اون رو رسمی کنه

140
00:09:02,076 --> 00:09:04,056
.عجب، پس اینطوره

141
00:09:05,039 --> 00:09:09,007
ملکه مادر فرد مهربونیه، مگه نه؟

142
00:09:11,071 --> 00:09:18,033
‫همچنین، این ملکه مادر بود که برای ممنوع کردن
.‫نظام خواجه‌سازی و برده‌داری آستین بالا زد

143
00:09:18,033 --> 00:09:19,045
.عجب

144
00:09:20,020 --> 00:09:24,081
.از نگاه بشردوستانه، لغو برده‌داری کار خوبی به‌نظر می‌رسه

145
00:09:24,081 --> 00:09:28,089
اما جدا از برده‌ها که مانند گاو باهاشون برخورد میشه؛

146
00:09:28,089 --> 00:09:32,091
زمانی که کسی مثل روسپی برای قرض پول بدنشون رو وثیقه می‌ذارن؛

147
00:09:32,091 --> 00:09:35,059
.کاملا قانونی و مشابه استخدام در نظر گرفته میشه

148
00:09:36,007 --> 00:09:40,066
.با این حال، از بیرون، روسپی‌ها هم مثل برده دیده میشن

149
00:09:41,025 --> 00:09:45,029
.پیرزن هم وقتی قانون دستور به لغو برده‌داری داد حسابی دلهره داشت

150
00:09:45,072 --> 00:09:48,068
...رسما برده‌داری لغو شد، اما

151
00:09:48,068 --> 00:09:52,073
.با اسم متفاوتی هنوز هم که هنوزه در حال انجامه

152
00:09:53,059 --> 00:09:56,040
.خیلی خب، بهتره من کم‌کم برم

153
00:09:56,098 --> 00:10:00,026
‫تو هم اگه زیادی این‌ور و اون‌ور پرسه
‫بزنی از دستت عصبانی نمیشن؛ مائومائو؟

154
00:10:00,026 --> 00:10:02,087
...همم، خب همینطوره، ولی

155
00:10:03,075 --> 00:10:06,073
،‫ملکه مادر میره سمت درمانخانه

156
00:10:06,073 --> 00:10:10,088
ممکنه که ربطی به حادثه اخیر کاخ سویی‌شو داشته باشه؟

157
00:10:11,053 --> 00:10:13,070
اگه ملکه مادر وارد ماجرا بشه؛

158
00:10:13,070 --> 00:10:17,047
.ممکنه که داخل نظام پزشکی اندرونی اصلاحی صورت بگیره

159
00:10:17,047 --> 00:10:20,041
...اگه اینطور باشه خیلی دوست دارم برم و بشنوم، ولی

160
00:10:23,038 --> 00:10:24,014
.احتمالا منم برگردم

161
00:10:26,005 --> 00:10:28,080
...اخیرا زیادی دردسر درست کردم

162
00:10:29,074 --> 00:10:30,060
!دوباره انجامش بده

163
00:10:30,060 --> 00:10:31,062
...چشم

164
00:10:33,010 --> 00:10:34,032
.این سومین باره

165
00:10:34,078 --> 00:10:38,020
...تو این فکر بودم که الانه سرم خراب بشه ولی

166
00:10:38,056 --> 00:10:39,072
!دست بجنبون

167
00:10:39,072 --> 00:10:40,056
!چشم

168
00:10:40,056 --> 00:10:41,040
!اونجا رو هم

169
00:10:41,040 --> 00:10:42,027
!چشم

170
00:10:42,027 --> 00:10:44,070
...به نظر سر بقیه کنیزها هم خراب شده

171
00:10:44,070 --> 00:10:48,050
،!با ملاحظه هر چه بیشتر از حد معمول
یه لکه گرد و خاک هم نبینم

172
00:10:48,077 --> 00:10:51,096
چه خبره؟ کسی قراره بیاد؟

173
00:10:54,078 --> 00:10:57,052
.مشتاق دیدار بودیم، آن‌شی-ساما

174
00:11:00,098 --> 00:11:03,034
!ملکه مادره که

175
00:11:04,041 --> 00:11:06,041
بدنت تغییری نداشته؟

176
00:11:06,089 --> 00:11:09,002
.بسیار از نگرانی شما قدردانم

177
00:11:09,037 --> 00:11:13,027
ملکه مادر از بارداری گیوکویو-ساما خبر داره؟

178
00:11:13,081 --> 00:11:16,078
.نشونه اینه که تا این حد قابل اعتماده

179
00:11:21,074 --> 00:11:26,062
،‫جو بینشون بیشتر از مادرشوهر و عروس
.‫شبیه به دو تا دوست با اختلاف سنی ناچیزیه

180
00:11:27,082 --> 00:11:28,096
.شما

181
00:11:30,023 --> 00:11:33,063
درست یادم باشه، کنیزی هستی که جینشی ترتیب اومدنت رو داده، درسته؟

182
00:11:33,089 --> 00:11:35,094
.بله، همینطوره

183
00:11:35,094 --> 00:11:37,013
از کجا می‌دونه؟

184
00:11:37,062 --> 00:11:43,014
.از سوئیرن شنیدم که دختری که ارزش آموزش داره به اندرونی بازگشته

185
00:11:43,014 --> 00:11:46,047
.سوئیرن در قدیم کنیز من بودش

186
00:11:48,036 --> 00:11:53,090
.که اینطور، پس اون کنیز مکار و
ملکه مادر از آشنا‌های قدیمی هستن

187
00:11:59,031 --> 00:12:02,038
.آنشی-ساما، شرمنده که عرض می‌کنم

188
00:12:02,038 --> 00:12:06,078
به نظر که لینگ‌لی خسته شده؛ اشکالی نداره که بخوابونمش؟

189
00:12:07,042 --> 00:12:09,058
.بله، البته

190
00:12:13,062 --> 00:12:17,007
.واقعا که بچه باهوشیه

191
00:12:19,009 --> 00:12:21,076
.خیلی خب، بفرما و بشین

192
00:12:24,092 --> 00:12:29,060
.گمان میره که تو انواع و اقسامی
از مشکلات رو حل و فصل کردی

193
00:12:31,073 --> 00:12:38,027
‫بنده، فقط مواردی رو بیان می‌کنم که از نظر
.‫دانش خرد خودم برای شرایط موجود صدق می‌کنه

194
00:12:41,002 --> 00:12:43,049
زیادی منفی به‌نظر میاد؟

195
00:12:43,081 --> 00:12:48,095
.ولی من تخیل خارق‌العاده و دانش پدرم رو ندارم

196
00:12:49,086 --> 00:12:52,073
.باید این رو روشن می‌کردم و گرنه اصلا آروم نمی‌گرفتم

197
00:12:53,026 --> 00:12:56,002
.این دیدگاه منه، پس چاره‌ای نیست

198
00:13:00,057 --> 00:13:02,019
.همین هم خوبه

199
00:13:06,012 --> 00:13:11,004
.می‌خوام هر چقدر که در توان داری مطلع بشی

200
00:13:15,000 --> 00:13:16,025
...یعنی من

201
00:13:18,091 --> 00:13:22,040
مرحوم امپراتور قبلی رو نفرین کردم؟

202
00:13:40,020 --> 00:13:42,000
نفرین، ها؟

203
00:13:42,053 --> 00:13:46,001
.شاید اینطوری فکر کردن طبیعی بوده باشه

204
00:13:46,091 --> 00:13:51,026
.صادقانه بخوام بگم، هیچ وقت چیز خوبی در مورد امپراتور سابق نشنیدم

205
00:13:51,066 --> 00:13:55,065
.‫«امپراتور کودن»، «قانون‌گذار ساده‌لوح»، «عروسک دست ملکه مادر»

206
00:13:55,065 --> 00:14:00,002
.بچه‌باز»، شناخته‌‌شده‌ترین لقب اون درون اندرونیه»

207
00:14:01,074 --> 00:14:06,028
‫گاهی اوقات، برای تسویه بدهی‌ها یا ازدواج‌های
.‫از پیش تنظیم شده همسران جوان رو اختیار می‌کنن

208
00:14:06,065 --> 00:14:11,007
با این حال، در حالی که امپراتور
زنان هم‌ سن و سال خودش داشت؛

209
00:14:11,007 --> 00:14:13,079
.دست روی کوچکترین دختر گذاشت

210
00:14:15,029 --> 00:14:17,080
.ملکه مادر روی شکمش جای زخم داره

211
00:14:18,073 --> 00:14:21,026
زمانی که امپراتور فعلی رو به دنیا آورد؛

212
00:14:21,026 --> 00:14:24,079
.هنوز بدنش به طور کامل رشد نکرده بود

213
00:14:24,079 --> 00:14:27,005
.چاره‌ای جز بریدن شکم ملکه مادر نبوده

214
00:14:27,047 --> 00:14:35,031
‫و برای کمک در عمل زایمان، کسی که مجبور
.‫به خواجه شدن بود، پدر بدبخت من، لومن بود

215
00:14:35,089 --> 00:14:40,028
‫شاید به خاطر همین فداکاری بوده که
‫امپراتور فعلی سالم و سلامت بزرگ شده؛

216
00:14:40,028 --> 00:14:43,082
.ملکه مادر بعدا یه برادر کوچکتر برای امپراتور به دنیا آورد

217
00:14:44,025 --> 00:14:48,007
.برادر کوچکتر امپراتور اگه اشتباه نکنم یک سال از من بزرگتره

218
00:14:48,049 --> 00:14:51,082
.در زمان زایمان ملکه مادر باید در
اوایل سی سالگی خود بوده باشه

219
00:14:52,042 --> 00:14:54,083
.طبیعتا دیگه نمیشه دختر جوان خطابش کرد

220
00:14:55,033 --> 00:14:56,072
...پس

221
00:14:58,006 --> 00:15:01,071
یعنی واقعا برادر کوچکتر پسر امپراتور قبلیه...؟

222
00:15:03,038 --> 00:15:06,075
.همچین حرف‌هایی ممکنه سرم رو به باد بده

223
00:15:10,038 --> 00:15:12,080
چند روز بعد، ملکه مادر؛

224
00:15:12,080 --> 00:15:17,031
‫مراسم چای برگزار کرد تا فرصتی برای
.‫دور هم جمع شدن چهار شهبانوی ارشد باشه

225
00:15:17,074 --> 00:15:19,081
.گیوکویو-ساما، از این سمت

226
00:15:20,011 --> 00:15:24,027
‫هنوز تا آغاز مراسم چای‌خوری چند
.‫فرصتی باقی مونده، به استراحت بپردازید

227
00:15:24,027 --> 00:15:26,057
.بله. همین امر رو پیشه می‌‌کنم

228
00:15:29,064 --> 00:15:34,057
.گیوکویو-ساما، علائم اولیه بارداری عین خواب‌آلودگی رو تجربه می‌کنه

229
00:15:35,074 --> 00:15:40,096
آخه قصد ملکه مادر چیه که یه
مراسم چای بیرون از کاخ راه انداخته؟

230
00:15:40,096 --> 00:15:45,042
‫درسته که بیرون از اندرونیه، اما داخل صحن
.‫درونی قصره، اقامتگاه امپراتور هم اونجاست

231
00:15:45,077 --> 00:15:50,016
.واسه همین بیشتر دلهره می‌گیرم، جاییه که معمولا اونجا نمیرم

232
00:15:50,016 --> 00:15:55,035
‫حتی ملکه مادر هم خبر داره که
‫گیوکویو-ساما بارداره، پس چرا آخه...؟

233
00:15:55,066 --> 00:16:00,006
‫درسته که اینطوره، ولی به‌ نظرم می‌تونیم به ملکه
.‫مادر اطمینان داشته باشیم که مراقب وضعیت هستش

234
00:16:00,040 --> 00:16:04,097
.ملکه مادر شاید، اما بقیه شهبانوها رو که نمی‌دونیم

235
00:16:06,025 --> 00:16:09,071
بارداری گیوکویو-ساما یه راز آشکاره؛

236
00:16:09,071 --> 00:16:14,095
‫اگه داخل یه مراسم چای حضور پیدا نکنه، ممکنه
.‫که مورد پرس‌و‌جو‌های مستقیمی قرار بگیره

237
00:16:15,080 --> 00:16:20,095
‫البته، شهبانو لی‌هوا مطمئنا از پرسیدن سوالاتی
.‫که نتیجه عکس برای خودش داره امنتناع می‌کنه

238
00:16:21,054 --> 00:16:27,019
‫و در ضمن، شهبانو لی‌هوا به صورت ذاتی زنی
.‫مغروره که هرگز دیگری رو تحقیر نمی‌کنه

239
00:16:27,067 --> 00:16:33,097
‫حتی برای گیوکویو-ساما، رقابت با شهبانو لی‌هوا که
.‫از دودمانی بلند مرتبه‌تر از خودشه اصلا عقلانی نیست

240
00:16:34,066 --> 00:16:38,068
شهبانو لی‌شو ممکنه که در صورت وسوسه کنیزهاش کاری بکنه؛

241
00:16:38,068 --> 00:16:42,036
.اما شک دارم سرخدمتکار فعلی، چنشده سابق جرات خودنمایی داشته باشه

242
00:16:43,059 --> 00:16:45,091
.اگه فقط یه نفر باشه، اون شهبانو لولان خواهد بود

243
00:16:46,036 --> 00:16:50,098
‫عجیبه که جز شایعات مربوط به لباس‌های پر
.‫زرق‌و‌برق هیچ شایعاتی در خصوص اون نپیچیده

244
00:16:53,009 --> 00:16:55,091
مائومائو، یه لحظه وقت داری؟

245
00:16:57,051 --> 00:16:58,020
.بله

246
00:17:02,075 --> 00:17:04,016
چه کاری از دستم بر میاد؟

247
00:17:04,016 --> 00:17:10,002
امروز چشندگی رو من انجام میدم، می‌دونی منظورم چیه؟

248
00:17:10,043 --> 00:17:11,038
.متوجه‌ام

249
00:17:12,077 --> 00:17:16,075
در مراسم ملکه مادر هیچ چشنده‌ سمی تعیین نشده؛

250
00:17:16,075 --> 00:17:20,089
پس یعنی به معنی اینه که باید به اون اعتماد کنن؟

251
00:17:21,031 --> 00:17:23,030
و این وسط برای تو؛

252
00:17:23,092 --> 00:17:27,040
.ملکه مادر خواسته برای کمک بهش بری

253
00:17:28,010 --> 00:17:30,090
باز دوباره برای حل مشکلی خواستنت؟

254
00:17:32,067 --> 00:17:36,083
یعنی من... مرحوم امپراتور قبلی رو نفرین کردم؟

255
00:17:37,045 --> 00:17:41,007
.در صورت امکان، دوست دارم در مکان دیگه‌ای بیشتر صحبت کنیم

256
00:17:41,064 --> 00:17:45,046
.مهم نیست، مطمئنا نمی‌تونی بگی

257
00:17:45,046 --> 00:17:46,037
!با این حال

258
00:17:46,089 --> 00:17:50,092
.خواهشا عملی در راستای خیانت به گیوکویو-ساما صورت نده

259
00:17:52,034 --> 00:17:55,088
.نمی‌‌خوام هونگ‌نیانگ-ساما رو دشمن خودم کنم

260
00:17:59,080 --> 00:18:04,043
.خوبه پس، من هم می‌خوام با مائومائو رابطه خوبی داشته باشم

261
00:18:05,056 --> 00:18:06,089
.موافقم

262
00:18:07,039 --> 00:18:12,010
‫هونگ‌نیانگ-ساما، دقیقا همون چیزیه که
.‫از سر خدمتکار گیوکویو-ساما انتظار میره

263
00:18:17,017 --> 00:18:19,033
اگه قرار باشه ملکه مادر در مورد چیزی صحبت کنه؛

264
00:18:19,033 --> 00:18:20,095
.احتمالا باید در مورد همون نفرین باشه

265
00:18:25,014 --> 00:18:26,041
.شرمنده که منتظر شدید

266
00:18:27,012 --> 00:18:28,022
.از این سمت

267
00:18:30,006 --> 00:18:34,092
.قبل از ساخته شدن اندرونی، این مکان به عنوان اندرونی عمل می‌کرد

268
00:18:35,041 --> 00:18:36,088
.که اینطور

269
00:18:38,060 --> 00:18:43,010
‫هیچ نشونی از فرد دیگه‌ای نیست؛ با این وجود اینجا
.‫انقدر تمیزه که ذره‌ای گرد و غبار دیده نمیشه

270
00:18:49,015 --> 00:18:52,073
.سنگریزه‌های باغ تزئینی هم به خوبی چیده و مرتب شدن

271
00:18:56,001 --> 00:18:57,011
.اینجاست

272
00:18:58,033 --> 00:19:00,012
.از این جلوتر نمیشه رفت

273
00:19:00,012 --> 00:19:04,040
.حتی کارکنان مسئول نظافت هم اجازه پیش رفتن رو ندارن

274
00:19:13,037 --> 00:19:15,000
این دیگه چه بوییه؟

275
00:19:15,096 --> 00:19:17,043
این اتاق...؟

276
00:19:19,012 --> 00:19:21,053
در زمان امپراتور قبل از قبلی؛

277
00:19:21,053 --> 00:19:25,071
.شهبانویی پایین‌رتبه اینجا ساکن بود

278
00:19:27,038 --> 00:19:30,013
.اتاق شخصی که به عنوان ملکه خطاب شد

279
00:19:30,013 --> 00:19:34,090
‫همچنین مکانی که امپراتور سابق در اون
.‫بزرگ شد و همچنین مکانی که در اون درگذشت

280
00:19:38,089 --> 00:19:40,041
.بریم جای دیگه‌ای

281
00:19:54,022 --> 00:19:58,089
در سال‌های آخر عمر، امپراتور سابق و مادرش که ملکه بود؛

282
00:19:58,089 --> 00:20:01,061
.زمان زیادی رو توی اون اتاق می‌گذروندن

283
00:20:02,093 --> 00:20:05,052
‫جوری خودشون رو غرق خاطرات می‌کردن
.‫که گویی به اون چسبیده باشن

284
00:20:05,052 --> 00:20:07,089
یعنی امپراتور سابق دچار ضعف اراده بود؟

285
00:20:08,037 --> 00:20:10,008
تا آخرین نفس رو هم؛

286
00:20:10,008 --> 00:20:13,039
.و مدت کوتاهی پس از اون رو داخل اون اتاق گذروند

287
00:20:13,077 --> 00:20:17,085
‫ببخشید که همچین سوالی می‌کنم، موقعی
‫که درگذشتن اونقدر جوان نبودن، درسته؟

288
00:20:17,085 --> 00:20:21,016
.به اندازه‌ای عمر کرد که میشه گفت کامل
زندگی کرد و به مرگ طبیعی مرد

289
00:20:21,016 --> 00:20:24,041
پس چرا ملکه مادر در مورد نفرین میگه؟

290
00:20:25,028 --> 00:20:28,086
.من هم به این موضوع اشاره کردم که هیچ نفرینی وجود نداره

291
00:20:28,086 --> 00:20:30,075
...با این حال، آن‌شی-ساما

292
00:20:31,021 --> 00:20:33,023
.من نفرینش کردم

293
00:20:33,023 --> 00:20:37,030
...همیشه و همیشه می‌خواستم که ناپدید بشه

294
00:20:38,035 --> 00:20:40,065
.تقریبا هر شب به این فکر می‌کردم

295
00:20:42,086 --> 00:20:47,001
آیا نشانه‌ای دال بر وجود نفرین هست؟

296
00:20:49,047 --> 00:20:52,017
جسد امپراتور سابق که روحش اون رو ترک کرده بود؛

297
00:20:52,017 --> 00:20:54,077
.طبق معمول، به مدت یک سال در مقبره قرار گرفت

298
00:20:55,029 --> 00:21:02,025
‫سال بعد، امپراتور و آن‌شی-ساما از جسد دیدن
...‫کردن تا امپراتور فقید رو به خاک بسپارن

299
00:21:04,022 --> 00:21:09,015
.جسد تقریبا در همون حالتی بود که در حال مرگ بود

300
00:21:11,058 --> 00:21:14,016
یعنی فاسد نبود؟

301
00:21:14,054 --> 00:21:18,001
درسته، در همین حال جسد ملکه مادر
که تقریبا همزمان فوت کرده بود؛

302
00:21:18,001 --> 00:21:21,046
...وضعیتی داشت که نمی‌توان اون رو با کلمات بیان کرد

303
00:21:22,049 --> 00:21:26,072
پس به همین خاطر آن‌شی-ساما فکر می‌کنه
که امپراتور فقید رو نفرین کرده؟

304
00:21:27,012 --> 00:21:28,002
.بله

305
00:21:28,068 --> 00:21:30,030
.که اینطور

306
00:21:31,049 --> 00:21:36,023
‫مقبره حتی در تابستان هم خنکه اما همچین
‫چیزی فقط با نگه‌داری در یخ امکان‌پذیره؛

307
00:21:36,062 --> 00:21:39,093
.اگه بدون مراقبت رها بشه پوسیده میشه و آلوده به حشرات میشه

308
00:21:40,033 --> 00:21:43,074
.اگه غیر از این باشه مایه تعجبه

309
00:21:44,021 --> 00:21:46,047
.از این خاک بر میایم و بر این خاک برمی‌گردیم

310
00:21:46,092 --> 00:21:49,016
.چه ارباب باشی و چه دهقان

311
00:21:49,059 --> 00:21:53,086
‫حتی اگه در موقعیت‌های متفاوتی به دنیا
.‫اومده باشیم، همه به صورت برابر می‌میریم

312
00:21:54,095 --> 00:21:58,032
.اون ساختمون به زودی تخریب میشه

313
00:21:58,032 --> 00:22:00,071
.ازتون می‌خوایم تا اون زمان به تحقیق بپردازید

314
00:22:01,005 --> 00:22:02,014
.متوجه شدم

315
00:22:02,067 --> 00:22:05,097
.با این حال، من یه درخواست دارم

316
00:22:16,019 --> 00:22:21,032
なぜか「キミ」にだけ「ボク」が伝わらない

317
00:22:21,053 --> 00:22:26,058
募れば募るほどに苦しくなるよ

318
00:22:26,078 --> 00:22:33,000
“良薬は苦し”なんて笑って言っていたけど

319
00:22:33,042 --> 00:22:35,071
今更わかった

320
00:22:36,000 --> 00:22:41,005
悪い夢なら醒めてと願う日も

321
00:22:41,030 --> 00:22:45,080
誰にも言えない秘密も

322
00:22:46,055 --> 00:22:51,064
掛け違えたボタンもあの夜も

323
00:22:51,077 --> 00:22:56,035
幸せのレシピかもね

324
00:22:56,081 --> 00:23:03,095
例えば「ボク」がボクじゃなければ

325
00:23:04,036 --> 00:23:08,099
「キミ」がキミじゃなければ…

326
00:23:09,066 --> 00:23:14,087
なんで　でも記憶の一つ一つが

327
00:23:14,092 --> 00:23:17,033
「キミ」を呼ぶんだ

328
00:23:17,054 --> 00:23:25,005
閉ざしていた日々と鎖していたココロ

329
00:23:25,047 --> 00:23:30,010
魔法みたいに溶かしてく

330
00:23:30,072 --> 00:23:34,006
いろんな「キミ」がいる

331
00:23:34,006 --> 00:23:41,007
この世界が結局　ほら、好きなんだ。

332
00:23:45,002 --> 00:23:59,095
قسمت بعدی

333
00:23:56,043 --> 00:23:59,016
‫قسمت بعدی: «امپراتور پیشین»

334
00:23:56,049 --> 00:23:59,095
قسمت 33 امپراتور پیشین

