1
00:00:00,000 --> 00:00:02,098
Animental.net

2
00:00:00,094 --> 00:00:02,015
ゆらゆらり

3
00:00:02,015 --> 00:00:03,019
はらはらり

4
00:00:03,098 --> 00:00:06,061
色とりどり乱れ咲き

5
00:00:07,020 --> 00:00:09,070
花の街思い出す

6
00:00:09,074 --> 00:00:12,033
この空から

7
00:00:13,074 --> 00:00:19,045
یکه‌گویی‌های داروگر

8
00:00:19,096 --> 00:00:22,088
ひょんな出来事から

9
00:00:23,013 --> 00:00:25,059
やってきたこの場所は

10
00:00:26,055 --> 00:00:28,076
遥か遠くにあった

11
00:00:28,093 --> 00:00:31,072
煌びやかな舞台

12
00:00:32,093 --> 00:00:38,094
ハっとするほど鮮やかな世界があるんだと知った

13
00:00:38,094 --> 00:00:44,052
あなたの無理難題に応えていくその度に

14
00:00:45,069 --> 00:00:51,082
あっと言わせるような奇想天外な答え合わせで

15
00:00:51,095 --> 00:00:59,004
辿り着いたその先に新しい景色が待っているんだ

16
00:00:59,075 --> 00:01:04,067
あの頃は想像もしていない

17
00:01:04,075 --> 00:01:07,009
未来が咲き始めている

18
00:01:07,017 --> 00:01:11,063
こんな日々も悪くはないかな

19
00:01:17,072 --> 00:01:18,081
ゆらゆらり

20
00:01:18,081 --> 00:01:20,010
はらはらり

21
00:01:20,077 --> 00:01:23,027
色とりどり乱れ咲き

22
00:01:24,015 --> 00:01:26,040
花の街思い出す

23
00:01:26,052 --> 00:01:29,011
この空から

24
00:01:30,098 --> 00:01:33,098
.این داستان یک اثر خیالی بوده و هیچ ارتباط مستقیمی
با وقایع تاریخی، نام‌ها و سازمان‌های استفاده شده ندارد

25
00:01:47,064 --> 00:01:49,054
!هی، بیا و ببین مائومائو

26
00:01:49,054 --> 00:01:51,084
.وای، اعجاب‌انگیزه

27
00:01:51,084 --> 00:01:53,048
همینطوره، مگه نه؟

28
00:01:53,048 --> 00:01:56,067
.که اینطور، برای همین بود که زحمت خبر کردن من رو کشیدن

29
00:01:56,067 --> 00:01:58,094
آینه تمام قد با وقاریه، مگه نه؟

30
00:01:57,068 --> 00:02:01,068
قسمت 27 آینه

31
00:01:58,094 --> 00:02:01,010
یعنی می‌تونی متوجه بشی از چه چیزی ساخته شده؟

32
00:02:02,023 --> 00:02:05,027
این نوع بازتاب... باید شیشه باشه؟

33
00:02:06,029 --> 00:02:07,018
.دقیقا

34
00:02:07,052 --> 00:02:10,006
.واقعا مثل اینه که دو تا گیوکویو-ساما هستش

35
00:02:10,070 --> 00:02:13,050
.ساخت آینه‌های شیشه‌ای دشواره

36
00:02:13,050 --> 00:02:15,080
.فقط از غرب این کالاها وارد می‌شد

37
00:02:15,080 --> 00:02:17,057
.این یه محصول بسیار گران قیمته

38
00:02:18,025 --> 00:02:22,007
‫اگه اتفاقی بزنی بشکنیش حتی اگه سرت
.‫هم بزنن باز توان شکوه و شکایت نداری

39
00:02:22,007 --> 00:02:26,051
‫قبلا یه آینه دستی شیشه‌ای داشتیم
.‫اما یینگ‌هوا یه جورایی شکستش

40
00:02:26,051 --> 00:02:28,095
!ای‌بابا، دیگه این‌ها رو به زبون نیار دیگه

41
00:02:28,095 --> 00:02:31,067
...خوشحالم که گیوکویو-ساما فرد بخشنده‌ایه

42
00:02:35,039 --> 00:02:37,032
برای تو هم جالبه، مائومائو؟

43
00:02:37,032 --> 00:02:40,047
بله، برام سواله که با چه نوع ساختاری کار می‌کنه؟

44
00:02:41,013 --> 00:02:44,094
‫اگه می‌تونستیم اون رو داخل کشور تولید
...‫انبوه کنیم می‌شد خوب پولی به جیب بزنیم

45
00:02:44,094 --> 00:02:46,041
.هوم، همینطوره

46
00:02:47,016 --> 00:02:51,048
.این آینه تمام قد، هدیه یه فرستاده‌ی ویژه خارجی هستش

47
00:02:51,048 --> 00:02:52,098
فرمودید فرستاده‌ی ویژه؟

48
00:02:53,040 --> 00:02:55,093
.حالا که فکر می‌کنم طبیب شیاد هم همچین چیزی گفته بود

49
00:02:56,043 --> 00:03:01,099
‫ظاهرا کاروان بزرگ یه سور پیشرو برای
.‫استقبال از فرستاده‌ی خارجی بوده

50
00:03:01,099 --> 00:03:05,039
.فکر کنم به بقیه شهبانوان ارشد هم دادن

51
00:03:05,039 --> 00:03:07,058
.دست از این حرف‌ها بردار

52
00:03:08,044 --> 00:03:11,042
.همراه با شهبانو گیوکویو، چهار شهبانوی ارشد وجود داره

53
00:03:11,042 --> 00:03:14,075
.کسی به عنوان فرستاده ویژه نمی‌تونه بین اونها تبعیض قائل بشه

54
00:03:15,059 --> 00:03:19,002
فکر اینکه چهار تا از این آینه‌های چشمگیر فرستادن؛

55
00:03:19,002 --> 00:03:22,076
.چه از دریا و چه از کویر
آورده باشن باید خیلی سخت بوده باشه

56
00:03:23,061 --> 00:03:26,014
وقتی انقدر نسبت به شهبانوها داره محتاطانه رفتار می‌کنه؛

57
00:03:26,014 --> 00:03:30,027
.پس احتمالش زیاده که خبرهای بزرگی در حال
اتفاق افتادن تو این کشور بوده باشه

58
00:03:31,035 --> 00:03:33,090
شائومائو، الان زمان مناسبی هستش؟

59
00:03:34,027 --> 00:03:36,086
گائوشون-ساما، اتفاقی افتاده؟

60
00:03:37,053 --> 00:03:41,034
‫موضوع کوچیکی هست که می‌خوام
.‫نظرت رو در موردش بشنوم، شائومائو

61
00:03:41,034 --> 00:03:43,061
هونگ‌نیانگ-ساما، امکان داره که مکانی رو در اختیار بگیریم؟

62
00:03:43,093 --> 00:03:47,079
حتما، موردی نداره؛ معضل پیچیده‌ای هستش؟

63
00:03:51,094 --> 00:03:55,084
‫چون فکر می‌کرد تنها بودن ما دو تا عاقبت خوشی
‫نداره هونگ‌نیانگ-ساما هم بهمون ملحق شد؛

64
00:03:55,084 --> 00:04:00,021
‫به‌نظر بعد از اطلاع پیدا کردن از اینکه
.‫گائوشون-ساما زن و بچه داره علاقه‌ش رو از دست داد

65
00:04:01,057 --> 00:04:05,068
‫خب، نمی‌دونم کمکی از دستم بر
‫میاد یا خیر، ولی موضوع چیه؟

66
00:04:06,037 --> 00:04:09,040
.در حقیقت، یکی از دوستان بنده هست که درگیر مشکل شده

67
00:04:10,019 --> 00:04:12,018
...بسیار موضوع عجیبی هست، خب

68
00:04:13,040 --> 00:04:16,048
.خانواده محترمی دو دختر دارا بودن

69
00:04:16,078 --> 00:04:19,016
.خواهرها از نظر سنی به هم نزدیک و ظاهر مشابه‌ای دارن

70
00:04:19,016 --> 00:04:23,007
در بالین محبت پدر و مادر رشد
کردن، لیکن زمانی که بزرگتر شدن؛

71
00:04:23,007 --> 00:04:24,099
.میشه گفت پدر و مادر محافظه‌کارانه‌تر برخورد می‌کردن

72
00:04:25,074 --> 00:04:30,036
‫تنهایی که به هیچ وجه، حتی دو نفری
.‫هم اجازه خروج از خانه رو نداشتن

73
00:04:30,036 --> 00:04:32,045
کنیزی مامور به مراقبت از دختران شد؛

74
00:04:32,045 --> 00:04:35,000
.و اینگونه خواهران روزها رو در خانه سپری می‌کردن

75
00:04:36,003 --> 00:04:39,050
گهگاه دل کنیز به رحم می‌اومد و اونها رو بیرون می‌برد؛

76
00:04:40,002 --> 00:04:42,001
.ولی پدرشان قضیه رو کشف کرد

77
00:04:42,064 --> 00:04:45,001
و دربانانی برای مراقبت بیرون از در اتاق قرار داد؛

78
00:04:46,018 --> 00:04:49,099
.ظاهرا شب‌ها هم در رو قفل می‌کرد که نتونن بیرون بیان

79
00:04:51,015 --> 00:04:56,010
هر دو خواهر کاملا درونگرا بودن و
تمام روز رو مشغول به گلدوزی می‌گذراندن؛

80
00:04:56,055 --> 00:04:57,068
...روزی

81
00:04:58,022 --> 00:04:59,094
...پدرجان، خواهر کوچکم

82
00:05:00,057 --> 00:05:02,073
!بچه ساحر رو باردار هستش

83
00:05:06,076 --> 00:05:08,006
...اون

84
00:05:08,006 --> 00:05:10,022
.واقعا که داستان عجیبیه

85
00:05:10,022 --> 00:05:13,008
شاید کنیز دوباره اون رو دزدکی بیرون برده باشه؟

86
00:05:13,040 --> 00:05:17,085
‫نه، کنیزی که مرتکب این کار شده
.‫بود برای درس عبرت شدن اخراج شد

87
00:05:18,067 --> 00:05:21,088
.ظاهرا کنیز جدید هم آنچنان با خواهرها ارتباط نداشته

88
00:05:22,020 --> 00:05:28,047
‫خب پس... داستان بی‌شرمانه‌ای
...‫هستش، با دربانی که نگهبان بوده

89
00:05:28,074 --> 00:05:30,091
.این گزینه هم برای مقدور بودن دشواره

90
00:05:30,091 --> 00:05:35,002
‫خادمان حتی برای زیر نظر داشتن هم
.‫اجازه نزدیک شدن به اتاق رو نداشتن

91
00:05:35,050 --> 00:05:40,015
،‫واقعا که موضوع پیچیده‌ای هستش
.‫فکر نکنم تو حوزه تخصص من بوده باشه

92
00:05:40,092 --> 00:05:45,034
آیا مواردی وجود داره که زنان بدون داشتن رابطه»
...‫جنسی با مردان باردار بشن؟» اگه موضوع این باشه

93
00:05:45,034 --> 00:05:46,092
.برام قابل درک میشه

94
00:05:46,092 --> 00:05:48,078
همچین چیزی امکان پذیره؟

95
00:05:49,028 --> 00:05:51,064
به جای اینکه واقعا بچه‌دار بشن؛

96
00:05:51,064 --> 00:05:54,041
.بدن طرف رو فریب میده که باور کنه حامله شده

97
00:05:55,048 --> 00:06:01,042
‫حتی شنیدم توی روسپی‌سرا هم روسپی‌ جوانی
.‫بوده که از مردی که دوستش داشته باردار شده

98
00:06:01,042 --> 00:06:04,021
بدون اینکه در اصل باردار باشه؟

99
00:06:04,021 --> 00:06:09,033
‫بله، در ضمن هم قاعدگی‌اش قطع
.‫شد و هم شکم و سینه‌ش متورم شد

100
00:06:09,033 --> 00:06:12,039
.قدرت تاثیر افکار بر بدن به شدت زیاده

101
00:06:13,083 --> 00:06:16,064
حالا مطمئن شدید که خواهر کوچکتر بارداره؟

102
00:06:17,000 --> 00:06:19,010
...خب، آره

103
00:06:19,041 --> 00:06:21,061
.بهتره بگیم که بوده

104
00:06:22,094 --> 00:06:28,026
‫مشکل اینجاست که خواهر کوچکتر چگونه
‫با وجود نظارت شدید تونسته فرار کنه؟

105
00:06:28,026 --> 00:06:32,052
خب پس، اطلاع دارید که خواهرها به چه شکلی تحت نظارت بودن؟

106
00:06:32,052 --> 00:06:35,024
.بله، این نقشه ساختمان هستش

107
00:06:37,054 --> 00:06:40,064
خواهران تو یه خونه مستقل در ضلع شمالی زندگی می‌کردن؛

108
00:06:40,064 --> 00:06:44,038
.توسط راهروی غربی به ساختمان اصلی متصل میشه

109
00:06:44,038 --> 00:06:45,095
مبال کجا هستش؟

110
00:06:45,095 --> 00:06:47,058
.تو خود ساختمان مستقل هستش

111
00:06:48,012 --> 00:06:50,094
...اگه قرار بوده خواهر کوچکتر فرار کنه

112
00:06:50,094 --> 00:06:53,095
.تنها ورودی در راهروی غربیه

113
00:06:53,095 --> 00:06:58,064
‫در ضلع شرقی و جنوبی نیز پنجره‌هایی تعبیه
.‫شده بوده که خادمان مراقب اونها بودن

114
00:06:59,071 --> 00:07:02,060
خادم‌ها از کجا مراقبت می‌کردن؟

115
00:07:03,012 --> 00:07:05,086
پنجره رو به جنوب از طبقه سوم ساختمان اصلی؛

116
00:07:06,044 --> 00:07:09,086
.پنجره رو به شرق هم ظاهرا از طبقه اول نظارت می‌شده

117
00:07:10,026 --> 00:07:14,021
.همم، به نظر میاد میدان دید کاملا محدودی دارن

118
00:07:14,021 --> 00:07:16,048
به سختی می‌شده داخل اتاق رو دید؟

119
00:07:16,048 --> 00:07:22,037
.‫همینطوره، لیکن خواهران به نظر اغلب رو به پنجره گلدوزی می‌کردن

120
00:07:22,037 --> 00:07:25,034
.گلدوزی، عجب سرگرمی عجیبی

121
00:07:25,074 --> 00:07:28,009
.آنها اصالتاً از مردم عشایرنشین بودن

122
00:07:28,094 --> 00:07:33,062
‫یعنی چی... یه جورایی حس می‌کنم
.‫بخش‌های مهم داستان در حال محو شدنه

123
00:07:35,000 --> 00:07:38,099
.‫شرقی و جنوبی، به‌نظر هر دو پنجره در یک اتاق واقع شده

124
00:07:38,099 --> 00:07:42,010
.خواهران اتاق خواب مجزا داشتن

125
00:07:42,062 --> 00:07:45,060
این ساختمان ضمیمه شده، در اصل برای مهمانان بوده؟

126
00:07:45,060 --> 00:07:47,042
.واقعا تاثیرگذاره که متوجه شدی

127
00:07:47,042 --> 00:07:49,042
چند نگهبان در حال نظارت بودن؟

128
00:07:49,042 --> 00:07:52,099
.دو نفر، هر کدوم از اونها موقعیت ثابتی داشتن

129
00:07:54,069 --> 00:07:57,007
.جزئیات کمی هست که ازشون مطلع شدم

130
00:07:57,007 --> 00:08:01,023
‫با این حال همچین حسی دارم
...‫که همه چیز رو بهمون نمیگه

131
00:08:01,023 --> 00:08:04,042
یعنی واقعا داستان واسه یکی از «دوستان» هستش؟

132
00:08:04,094 --> 00:08:08,025
...نمی‌دونم زبون به دهن بگیرم یا نگیرم

133
00:08:10,001 --> 00:08:11,053
در ضمن، شائومائو؛

134
00:08:12,008 --> 00:08:14,003
.پیغامی از سمت جینشی-ساما

135
00:08:14,003 --> 00:08:17,001
‫تحفه‌ای در باب پوزش‌ به دلیل تاخیر
.‫در فراهم کردن تریاق گاو فرستادن

136
00:08:18,051 --> 00:08:19,046
تریاق!؟

137
00:08:19,046 --> 00:08:21,018
.حالا که حرفش شد یادم افتاد هنوز ندادنش بهم

138
00:08:21,078 --> 00:08:25,069
‫خفه‌خون گرفتم که دوباره با کله نرن
.‫تو کله‌م ولی اینها دیگه زیادی کندن

139
00:08:26,003 --> 00:08:29,090
.با عرض پوزش، به نظر می‌رسه افزایش ناگهانی تقاضا پیش اومده

140
00:08:30,044 --> 00:08:32,004
چرا یکدفعه‌ای؟

141
00:08:34,049 --> 00:08:36,080
،‫شنیدم اخیرا به جینشی-ساما

142
00:08:36,080 --> 00:08:40,008
.انواع و اقسام نوشدارو هدیه می‌کنن

143
00:08:40,042 --> 00:08:43,058
.شایعات مبنی بر اینه که مشتاقانه در پی اینطور چیزهاست

144
00:08:43,058 --> 00:08:47,048
.خـ- خب، به هر حال اینطوره، بفرمایید

145
00:08:59,065 --> 00:09:01,039
این دیگه چیه؟

146
00:09:01,079 --> 00:09:03,015
.زهره‌دان خرس هستش

147
00:09:03,015 --> 00:09:04,082
.کیسه صفرای خشک شده خرس

148
00:09:04,082 --> 00:09:08,092
‫طعم تلخی داره و برای بیماری‌های دستگاه
.‫گوارش مفیده، واقعا که دوای ارزشمند و فوق‌العاده‌ایه

149
00:09:08,092 --> 00:09:11,031
.خشنودم که راضی بودید

150
00:09:11,031 --> 00:09:14,044
.در واقع جینشی-ساما می‌خواستن اون رو مستقیما بهتون تحویل بدن

151
00:09:17,010 --> 00:09:20,024
خب پس، آیا متوجه چیزی شدید؟

152
00:09:21,049 --> 00:09:24,098
متوجه شدم، می‌تونید چند لحظه صبر کنید؟

153
00:09:32,027 --> 00:09:34,063
.اگه این دونه‌ها رو خواهرها در نظر بگیریم

154
00:09:35,007 --> 00:09:38,051
اینجا همون جایی هستش که همیشه می‌نشینن؟

155
00:09:38,051 --> 00:09:39,064
.همینطوره

156
00:09:40,001 --> 00:09:44,070
.‫همیشه از یک نقطه ثابت، دو نگهبان در حال نظارت اونها هستن

157
00:09:44,070 --> 00:09:45,064
...بنابراین

158
00:09:45,064 --> 00:09:48,073
اگه اینطوری یه آینه بذاریم اینجا چی میشه؟

159
00:09:50,060 --> 00:09:53,037
.به نظر میاد یه دانه دیگه وجود داره

160
00:09:53,037 --> 00:09:58,074
به همین ترتیب، اگه یه آینه بزرگ نزدیکی
پنجره شرقی وجود داشته باشه چی میشه؟

161
00:09:59,023 --> 00:10:01,057
چون از نقطه نظارت فاصله زیادی داره؛

162
00:10:01,057 --> 00:10:04,004
.حتی اگه یه خرده غیر طبیعی هم باشه کسی متوجه نمیشه

163
00:10:04,049 --> 00:10:07,005
یعنی فقط یک نفر داخل اتاق بوده؛

164
00:10:07,005 --> 00:10:10,021
و اون یکی تصویر بازتاب شده از آینه بوده؟

165
00:10:11,088 --> 00:10:13,052
اگه خواهران بسیار شبیه به هم بوده باشن؛

166
00:10:13,052 --> 00:10:16,051
.ممکنه تشخیص این موضوع برای نگهبان‌ها دشوار بوده باشه

167
00:10:16,085 --> 00:10:19,072
اما مائومائو، پس گلدوزی چی؟

168
00:10:19,072 --> 00:10:23,005
هر کدوم چیز مختلفی رو گلدوزی می‌کردن، درسته؟

169
00:10:23,005 --> 00:10:28,022
،‫درسته، شنیدم حیوانات می‌دوختن
.‫اگه اشتباه نکنم پرنده و خرگوش بودن

170
00:10:28,022 --> 00:10:29,065
...برای مثال

171
00:10:30,008 --> 00:10:32,022
اگه تصویر به این شکل باشه چی میشه؟

172
00:10:34,086 --> 00:10:39,074
اگه این تصویر رو وارونه کنیم، چهره
خندان تبدیل به چهره عصبانی نمیشه؟

173
00:10:41,011 --> 00:10:44,003
پس... گلدوزی هم یه گول زدن با خطای دید بوده؟

174
00:10:45,001 --> 00:10:52,004
‫ممکنه روی الگویی کار کرده باشن که زمانی که بازتاب
.‫اون رو برعکس می‌کنه شبیه به چیز دیگه‌ای به نظر بیاد

175
00:10:52,033 --> 00:10:55,055
در حالی که یکی مشغول گلدوزی رو به روی پنجره جنوبی بوده؛

176
00:10:55,055 --> 00:11:00,005
.فکر می‌کنم امکان فرار طرف مقابل از ورودی غربی وجود داشته

177
00:11:00,042 --> 00:11:01,055
.که اینطور

178
00:11:01,055 --> 00:11:06,017
‫واقعا که به‌ نظر با این روش میشه
.‫مخفیانه رفت بیرون و به تفریح پرداخت

179
00:11:06,081 --> 00:11:11,086
.آینه‌ای که فرستاده خارجی آورده به زیبایی
هر چه تمام تصویر رو بازتاب می‌کنه

180
00:11:11,086 --> 00:11:14,096
.اگه از دور تماشا کنیم واقعا ممکنه که اشتباه بگیریم

181
00:11:15,048 --> 00:11:19,007
در کشور غربی‌ای که پدرم سال‌ها پیش درش تحصیل کرده بود؛

182
00:11:19,007 --> 00:11:22,080
.ظاهرا گلدوزی یکی از سرگرمی‌های دختران طبقه بالای اجتماع بوده

183
00:11:23,049 --> 00:11:28,070
‫گائوشون-ساما گفتن که دختر از یه خانواده
‫محترم مخفیانه فرار کرده و باردار شده؛

184
00:11:29,021 --> 00:11:32,008
.شک دارم که چقدر از این داستان حقیقت داشته باشه

185
00:11:32,054 --> 00:11:36,071
.در اصل، ممکنه که راز بزرگتری از باردار شدن وجود داشته باشه

186
00:11:37,075 --> 00:11:42,022
‫فکر می‌کنم گاهی ممکه لازم باشه فرد مشکوک
.‫به جاسوسی رو به عنوان مهمان قبول کنی

187
00:11:42,081 --> 00:11:46,077
.با همه این حرف‌ها، خودم رو درگیر پی‌گیری این حرف‌ها نمی‌کنم

188
00:11:46,077 --> 00:11:48,050
...مهمتر از اون

189
00:11:51,016 --> 00:11:54,055
با این زهره‌دان خرس چی‌ها درست کنم!؟

190
00:11:58,094 --> 00:12:02,078
زن) زیبای بی‌همتایی که اشکِ مروارید می‌گرید؟)

191
00:12:03,009 --> 00:12:06,095
‫آره، یکی از مقامات عالی که متصدی
.‫سرگرمی و سرور بود التماس‌کنان پیداش شد

192
00:12:07,033 --> 00:12:10,070
...جینشی-ساما، نباید انقدر حجم کارتون رو افزایش بدید

193
00:12:11,010 --> 00:12:12,070
.خودم می‌دونم

194
00:12:15,002 --> 00:12:19,095
یعنی چی تو فکر فرستنده این آینه‌های قدیه؟

195
00:12:21,089 --> 00:12:27,014
‫داروگر، تا حالا داستان زیبای بی‌همتایی
‫که اشک مروارید می‌گرید رو شنیدی؟

196
00:12:29,022 --> 00:12:30,094
همم؟ چیه؟

197
00:12:30,094 --> 00:12:32,064
اگه دنبال یه زیبا روی می‌گردی؛

198
00:12:32,064 --> 00:12:35,035
...باید بگم یکی‌شون همین الان رو به روم نشسته

199
00:12:37,002 --> 00:12:39,048
منظور از «اشک مروارید» چیه؟

200
00:12:40,012 --> 00:12:42,007
...از جزئیاتش اطلاعی ندارم

201
00:12:43,027 --> 00:12:45,067
.زیبای بی‌همتایی چو شبح ماه

202
00:12:46,004 --> 00:12:49,062
،‫وقتی که او شروع به رقص کند
.‫نور بزم به رقص در می‌آید

203
00:12:49,098 --> 00:12:53,029
.زمانی که می‌گرید همچو مروارید جاری می‌شود

204
00:12:54,029 --> 00:12:57,063
...ظاهرا یه روسپی از هاناماچی بوده، پس

205
00:12:57,063 --> 00:13:01,006
شبح ماه؟ چرا انقدر ناگهانی دوباره...؟

206
00:13:01,006 --> 00:13:03,072
.درخواست فرستاده ویژه‌ای هستش که در حال حاضر اینجا اقامت داره

207
00:13:04,028 --> 00:13:06,064
منظورتون از فرستاده... از غربه؟

208
00:13:07,004 --> 00:13:13,074
‫آره، زمان جوانی، به نظر پدربزرگ فرستاده
.‫بارها داستان شبح ماه رو تعریف کرده

209
00:13:14,064 --> 00:13:18,065
.‫بنابراین گفته: «می‌خوام ملاقاتش کنم، پس لطفا دنبالش بگردید»

210
00:13:18,097 --> 00:13:22,044
.پدربزرگ؟ پس به‌ نظر داستان برای خیلی وقت پیشه

211
00:13:22,080 --> 00:13:27,024
‫آره. سختی این کار زیادی بالاست اما
.‫طرف یه شریک دیپلماتیک بسیار مهمه

212
00:13:27,024 --> 00:13:28,091
.می‌خوام تا جایی که میشه خواسته‌هاش پاسخ داده بشه

213
00:13:29,059 --> 00:13:32,004
حتی اگه فقط یه شایعه باشه هم باز چیزی به گوشت نخورده؟

214
00:13:33,048 --> 00:13:35,000
...پنجاه سال پیش

215
00:13:35,066 --> 00:13:38,079
...رقصنده منطقه هاناماچی... شبح ماه

216
00:13:40,017 --> 00:13:44,080
،...البته که موضوع مال چند دهه قبله
پس نمی‌دونم هنوز زنده‌ست یا نه

217
00:13:44,080 --> 00:13:46,017
.زنده‌ست

218
00:13:46,065 --> 00:13:47,064
واقعا!؟

219
00:13:48,021 --> 00:13:53,006
‫نه فقط واقعا، بلکه حتی خود شما هم باهاش
.‫ملاقات کردید جینشی-ساما، توی هاناماچی

220
00:13:53,040 --> 00:13:54,068
من؟

221
00:13:54,068 --> 00:13:55,023
.آره

222
00:13:55,057 --> 00:13:58,090
...یادم نمیاد کسی با این تفاسیر رو ملاقات کرده باشم

223
00:13:58,090 --> 00:14:02,002
.دور از انتظار نیست که نتونید فورا بهش پی ببرید

224
00:14:02,090 --> 00:14:04,001
نکنه که...؟

225
00:14:04,001 --> 00:14:09,036
.خود نکنه‌شه، همون پیرزن روکوشوکان هستش

226
00:14:11,032 --> 00:14:13,045
عجب، چه شکلی هستن؟

227
00:14:15,064 --> 00:14:20,034
اگه پرداخت رو فورا انجام بدید با کله میاد، می‌خواید چیکار کنید؟

228
00:14:20,034 --> 00:14:22,038
...خـ- خب، یه طورهایی

229
00:14:23,004 --> 00:14:27,092
‫اما صحبت از پنجاه سال پیش بوده
‫پس طرف مقابل درک می‌کنه، مگه نه؟

230
00:14:27,092 --> 00:14:30,009
یا نمی‌تونید فقط به جاش یه زن زیبا ببرید؟

231
00:14:30,009 --> 00:14:35,002
.خب، ما از قبل برای استقبال ضیافتی با زنان زیبا برگزار کردیم

232
00:14:35,080 --> 00:14:37,076
اگر چه به خوبی شبح ماه نیستن؛

233
00:14:37,076 --> 00:14:40,035
...فکر می‌کردم تنوع مناسبی رو جمع کرده باشم، ولی

234
00:14:44,081 --> 00:14:49,070
‫طرف مقابل راضی که به نظر نمی‌رسید
.‫هیچ، برعکس انگار داشت پوزخند می‌زد

235
00:14:50,006 --> 00:14:52,010
این دیگه چه آدمیه؟

236
00:14:52,010 --> 00:14:55,086
شرمنده‌ها، ولی هیچ کدوم از این زیباروی‌ها خدمات شبانه ارائه کردن‌ــ

237
00:14:55,086 --> 00:14:57,025
!مائومائو

238
00:14:57,025 --> 00:14:59,066
.نه، امکانش نیست

239
00:15:00,027 --> 00:15:02,017
.فرستاده زن هستش

240
00:15:02,054 --> 00:15:06,067
.عجب، پس واسه همین بوده که داستان به جینشی-ساما کشیده

241
00:15:07,023 --> 00:15:11,034
.ظاهر خیره‌کننده‌ای داره و اصولا مرد حساب میشه

242
00:15:11,085 --> 00:15:15,055
.اونقدر پتانسیل کافی داره که زنان رو شیفته خودش کنه

243
00:15:16,021 --> 00:15:18,088
.اما ممکنه مشکلی وجود داشته باشه

244
00:15:19,031 --> 00:15:22,044
‫یک درصد اگه اغوای طرف رو جدی بگیره
‫و درخواست همنشینی شبانه بکنه؛

245
00:15:22,044 --> 00:15:23,090
.چیزی برای استفاده نیست

246
00:15:24,036 --> 00:15:28,050
البته که اگه زنی با مقام فرستاده‌ی ویژه هستش؛

247
00:15:28,050 --> 00:15:31,031
...مطمئنا همچین رفتار احمقانه‌ای انجام نمیده، ولی

248
00:15:31,031 --> 00:15:33,041
.بهتره که در موردش اجتناب کنه

249
00:15:34,042 --> 00:15:38,033
این فرستاده تا چه حد پر اهمیته؟

250
00:15:38,065 --> 00:15:42,079
‫اگه بگم نقاط تجاری غرب و شمال
‫رو کنترل می‌کنن، متوجه میشی؟

251
00:15:43,012 --> 00:15:45,070
وسعت کاروان این سری خیلی زیادتر بود؛

252
00:15:45,070 --> 00:15:48,092
.فقط برای اینکه دو طرف می‌خواستن در مورد تجارات جدیدی مذاکره کنن

253
00:15:49,047 --> 00:15:50,097
.که اینطور

254
00:15:50,097 --> 00:15:54,014
اینطور که پیداست، در کشورهای دور، ازدواج‌های داخلی متداول‌تره؛

255
00:15:54,014 --> 00:15:57,022
.به همین خاطر شنیدم مردان و زنان زیبا فت و فراوان هستش

256
00:15:58,010 --> 00:16:01,073
...فکر کن بعد شخصی از همچین سرزمینی اسم شبح ماه روت بذاره

257
00:16:02,064 --> 00:16:05,057
اونها با مواد وهم‌آور بخور داده شدن؟

258
00:16:05,057 --> 00:16:07,052
همچین کاری هم میشه کرد؟

259
00:16:07,052 --> 00:16:09,082
.نمی‌کنن ولی فکر می‌کنم سریع‌ترین راه حل باشه

260
00:16:10,029 --> 00:16:12,095
.انجام همچین کاری یه موضوع دیپلماتیک میشه

261
00:16:13,085 --> 00:16:17,095
.تو این وضعیت هر چی باشه خوبه
اطلاعاتی از اون زمان وجود داره؟

262
00:16:18,036 --> 00:16:20,085
.واقعا باید تو دردسر باشه

263
00:16:20,085 --> 00:16:23,046
معادل این ضرب‌المثل «تیری در تاریکی زدن» می‌باشد

264
00:16:25,046 --> 00:16:27,042
.شرمنده که ازت خواستم پا بشی تا اینجا بیای

265
00:16:30,036 --> 00:16:32,092
.عجیب وضعیت عجیبیه ها

266
00:16:33,082 --> 00:16:37,082
‫واقعا که ملول‌کننده‌ست، یه لیوان
‫چایی خشک و خالی هم جلومون نمی‌ذارن؟

267
00:16:38,029 --> 00:16:40,093
.اینجا عین اتاق ملاقات می‌مونه

268
00:16:41,064 --> 00:16:46,015
پیرزن اون قدیم‌ها، از یه فرستاده خارجی پذیرایی کردی؟

269
00:16:46,015 --> 00:16:50,051
.آره، درسته، یه پنجاه سالی از اون موقع گذشته

270
00:16:50,051 --> 00:16:53,003
.اون موقع دوران ارباب قبلی بود

271
00:16:53,078 --> 00:16:56,098
ابتدا شهری بود که روی خرابه‌ها ساخته شده بود؛

272
00:16:56,098 --> 00:16:59,071
.افراد زیادی بود که برای دیدن و گشت و گذار می‌اومدن

273
00:17:00,029 --> 00:17:04,061
چون جای پر رفت و آمدی بود
یکدفعه تصمیم گرفتن که بکننش پایتخت؛

274
00:17:04,061 --> 00:17:07,012
.حسابی سر و صدا به پا شد

275
00:17:07,063 --> 00:17:10,044
.پایتخت تازه نقل مکان کرده هنوز هیچ کاخ باشکوهی نداشت

276
00:17:10,044 --> 00:17:13,005
.جایی هم برای سرگرمی نبود

277
00:17:13,005 --> 00:17:18,089
‫دولت هم خیلی مردد بود؛ آخر سر تصمیم گرفتن
.‫از خرابه‌های باقی‌مونده استفاده کنن

278
00:17:18,089 --> 00:17:20,073
.در ابتدا به نوعی یه مکان آیینی بود

279
00:17:20,073 --> 00:17:24,056
.یه حوض زیبا و یه ساختمان در نزدیکی باغ میوه وجود داشت

280
00:17:24,098 --> 00:17:26,031
...این که

281
00:17:26,099 --> 00:17:29,054
روزی که از ضلع شمالی اندرونی دیدن کردم؛

282
00:17:29,054 --> 00:17:31,048
.باغ مخروبه رو پیدا کردم

283
00:17:31,081 --> 00:17:36,049
‫عجیب نیست اگه محل برگزاری ضیافت‌ها اون
.‫زمان توی اندرونی امروزی واقع شده باشه

284
00:17:36,076 --> 00:17:42,066
‫این من بودم که به عنوان رقصنده اصلی
.‫اون صحنه از هاناماچی انتخاب شدم

285
00:17:43,012 --> 00:17:44,058
دلیل انتخاب شدنت چی بود؟

286
00:17:44,058 --> 00:17:48,096
‫خب چون من اون زمان بالا رتبه‌ترین
.‫روسپی تو منطقه هاناماچی بودم

287
00:17:48,096 --> 00:17:51,067
.من رقصنده اصلی بودم و ده نفر دیگه من رو همراهی می‌کردن

288
00:17:52,038 --> 00:17:56,020
...ولی الان بیشتر شبیه شاخه مرده‌ای تا گل

289
00:17:56,020 --> 00:17:59,064
.البته احتمالا دلیل اصلی اندامم بوده باشه

290
00:18:01,026 --> 00:18:05,018
.قدم حسابی بلند بود و بدنم هم پر انحنا بود

291
00:18:05,069 --> 00:18:10,064
‫البته که اگه قراره نقش اصلی
.‫صحنه باشی داشتن بدن بزرگ بهتره

292
00:18:10,064 --> 00:18:11,068
...ولی می‌دونی

293
00:18:12,002 --> 00:18:15,099
.لحظه پر اهمیتی بود پس آماده‌سازی‌های خیلی زیادی نیاز بود

294
00:18:16,065 --> 00:18:19,016
باید روند حلال تا قرص شدن ماه رو محاسبه می‌کردیم؛

295
00:18:19,016 --> 00:18:23,049
.لازم بود برای بهبود دید ضیافت، موانع رو از سر راه برداریم

296
00:18:24,027 --> 00:18:27,022
به خاطر نزدیکی باغ، حشرات زیادی وجود داشت؛

297
00:18:27,022 --> 00:18:31,000
.و باید دونه دونه لاروهای روی برگ‌ها جمع می‌شد

298
00:18:31,073 --> 00:18:36,008
.تازه نور آتیش هم حشرات رو جذب می‌کرد

299
00:18:36,078 --> 00:18:42,035
‫با وجود اینکه همه چیز از قبل آماده شده بود
.‫اما هنوز لباس من رو این دست اون دست می‌کردن

300
00:18:42,094 --> 00:18:45,072
.به همین خاطر به حشرات مرده کشیده شده بود

301
00:18:46,044 --> 00:18:49,023
.ولی خب من اونقدرها ضعیف نیستم

302
00:18:49,023 --> 00:18:52,013
.با مخفی شدن تو پارچه‌ها موفق شدم پنهانش کنم

303
00:18:52,013 --> 00:18:57,002
.نتیجه تمجید فراوان شد و چشم حسود‌ها در اومد

304
00:18:57,002 --> 00:19:00,049
این داستان رو چند باری شنیدم، چیز جدیدی نداری؟

305
00:19:00,078 --> 00:19:02,081
!هیچ بامزه نیستی دختر

306
00:19:10,013 --> 00:19:13,057
.چه تصویر زیبایی، اولین باره که می‌بینمش

307
00:19:13,057 --> 00:19:16,005
.حتما واسه پیرزن زیرک هم چیز با ارزشیه

308
00:19:17,031 --> 00:19:22,059
‫کی فکر می‌کرد همچین زیبای بی‌همتایی
...‫تبدیل به همچین پول‌پرستی میشه

309
00:19:24,066 --> 00:19:30,041
‫ظاهرا فرستاده برگشته کشورش و از
.‫هنرمندی خواسته که این تابلو رو بکشه

310
00:19:30,041 --> 00:19:32,056
.لقب «الهه ماه» یا همچین چیزی روم گذاشتن

311
00:19:32,085 --> 00:19:36,036
.که اینطور، پس این تصویر برای تجلیل زیبا‌سازی شده

312
00:19:36,036 --> 00:19:38,002
چیزی به زبون آوردی؟

313
00:19:38,002 --> 00:19:39,027
.هیچی نیست

314
00:19:40,025 --> 00:19:43,063
اون فرستاده دیگه هیچ وقت پاش رو اینجا نذاشت؛

315
00:19:44,058 --> 00:19:47,059
.تابلو رو هم همراه کاروان راهی کرد برای من

316
00:19:48,068 --> 00:19:52,056
اما پیرزن، تو مثل همیشه داشتی کارت رو انجام می‌دادی، درسته؟

317
00:19:52,056 --> 00:19:54,033
چرا انقدر مجذوبت شد؟

318
00:19:54,033 --> 00:19:57,006
.من هم همچین چیزی رو نمی‌دونم

319
00:20:00,017 --> 00:20:03,009
.پیرزن زیرک آدمیه که می‌تونه چیزها رو خیلی عینی ببینه

320
00:20:03,097 --> 00:20:05,060
.احتمالا اغراقی تو کارش نیست

321
00:20:06,009 --> 00:20:07,018
...ولی

322
00:20:07,018 --> 00:20:10,052
هر چقدر هم پیرزن اون زمان خوش بر و رو بوده باشه؛

323
00:20:11,050 --> 00:20:14,095
چی باعث شد که الهه خطابش کنن؟

324
00:20:17,032 --> 00:20:19,097
.همم، متوجه نمی‌شم

325
00:20:19,097 --> 00:20:23,083
فعلا چطوره که شخصی شبیه به تصویر پیدا کنیم؟

326
00:20:23,083 --> 00:20:26,024
.این تمام چیزیه که می‌تونم در نظر بگیرم

327
00:20:26,066 --> 00:20:31,080
‫راستش رو بخواید، پیدا کردن زن
.‫زیبا و بزرگی مثل این خیلی دشواره

328
00:20:32,020 --> 00:20:36,058
حتی اگه شبیه هم نباشه، چطوره که یه زن بزرگ پیدا کنید؟

329
00:20:37,014 --> 00:20:42,076
.از اون زمان حسابی آب رفته، اما اون زمان
صد و هفتاد و پنج سانتی‌متر قد داشته

330
00:20:42,076 --> 00:20:44,051
.واقعا که قد بلند بوده

331
00:20:44,093 --> 00:20:50,047
‫بله، اون توی رقصیدن مهارت داشته برای همین پاهای
.‫کشیده خیلی اندام بلندش رو خوب جلوه می‌داده

332
00:20:50,073 --> 00:20:56,018
‫به هر حال، پیدا کردن یه زن بزرگ اندام
.‫که قیافه زیبایی هم داشته باشه سخته

333
00:20:56,018 --> 00:20:59,025
.فرستادگان هم قد بلندی دارند

334
00:20:59,025 --> 00:21:02,057
‫اگه گزینه مدنظر ما زیادی کوچیک
.‫باشه شبیه بچه‌ها به‌نظر میاد

335
00:21:03,070 --> 00:21:07,066
فرستادگان؟ تنها نیستن؟

336
00:21:08,015 --> 00:21:11,037
.بله، از یه پدربزرگ، دختر عموی همدیگه هستن

337
00:21:12,038 --> 00:21:16,087
،‫با توجه به چیزی که قبلا گفته بود
.‫فرستادگان باید بسیار زیبا باشن

338
00:21:17,027 --> 00:21:21,029
‫در این صورت، فرد مورد نظر باید قدی بلندتر
‫از صد و هفتاد و پنج سانتی‌متر داشته باشه؛

339
00:21:21,029 --> 00:21:25,040
...و صاحب زیبایی‌ای باشه که بتونه اونها رو ساکت کنه

340
00:21:28,038 --> 00:21:31,076
.پیدا کردم، یه شخص بسیار مناسب

341
00:21:31,076 --> 00:21:35,048
یه زن زیبا با قد بیشتر از صد
و هفتاد و پنج سانتی‌متر، مگه نه؟

342
00:21:35,048 --> 00:21:36,022
!آه

343
00:21:42,006 --> 00:21:43,078
چی می‌خوای بگی؟

344
00:22:16,019 --> 00:22:21,032
なぜか「キミ」にだけ「ボク」が伝わらない

345
00:22:21,053 --> 00:22:26,058
募れば募るほどに苦しくなるよ

346
00:22:26,078 --> 00:22:33,000
“良薬は苦し”なんて笑って言っていたけど

347
00:22:33,042 --> 00:22:35,071
今更わかった

348
00:22:36,000 --> 00:22:41,005
悪い夢なら醒めてと願う日も

349
00:22:41,030 --> 00:22:45,080
誰にも言えない秘密も

350
00:22:46,055 --> 00:22:51,064
掛け違えたボタンもあの夜も

351
00:22:51,077 --> 00:22:56,035
幸せのレシピかもね

352
00:22:56,081 --> 00:23:03,095
例えば「ボク」がボクじゃなければ

353
00:23:04,036 --> 00:23:08,099
「キミ」がキミじゃなければ…

354
00:23:09,066 --> 00:23:14,087
なんで　でも記憶の一つ一つが

355
00:23:14,092 --> 00:23:17,033
「キミ」を呼ぶんだ

356
00:23:17,054 --> 00:23:25,005
閉ざしていた日々と鎖していたココロ

357
00:23:25,047 --> 00:23:30,010
魔法みたいに溶かしてく

358
00:23:30,072 --> 00:23:34,006
いろんな「キミ」がいる

359
00:23:34,006 --> 00:23:41,007
この世界が結局　ほら、好きなんだ。

360
00:23:44,098 --> 00:23:59,091
قسمت بعدی

361
00:23:56,058 --> 00:23:58,095
‫قسمت بعدی: «شبح ماه»

