1
00:00:08,320 --> 00:00:12,740


2
00:00:12,764 --> 00:00:14,764
Animental.net

3
00:00:08,320 --> 00:00:12,120


4
00:01:33,140 --> 00:01:36,320
‫چطور می‌شه ارزش یه روسپی رو پایین آورد؟

5
00:01:36,960 --> 00:01:40,940
.‫بارداری ارزش‌شون رو تقریباً هیچ می‌کنه

6
00:01:49,070 --> 00:01:51,670
‫این همون‌جاییه که دنبالش می‌گشتید؟

7
00:01:56,950 --> 00:01:59,800
.‫اگه اجازه بدید، رفع زحمت کنم

8
00:02:06,280 --> 00:02:07,520
‫داری می‌ری؟

9
00:02:08,100 --> 00:02:12,310
‫وارد شدن من به اونجا تمام زحمتی که
.برای تغییر قیافه کشیدید رو به باد می‌ده

10
00:02:12,800 --> 00:02:13,660
...‫آه

11
00:02:14,850 --> 00:02:15,780
.‫با اجازه

12
00:02:23,590 --> 00:02:28,080
<i></i><i>‫مشکلی نیست. بدون اینکه احساسی بروز بدم از پسش بر اومدم.</i>

13
00:02:36,910 --> 00:02:39,800
.‫از امشب‌تون لذت ببرید

14
00:03:03,880 --> 00:03:05,420
<i></i><i>‫یه خواب از گذشته...</i>

15
00:03:05,420 --> 00:03:07,830
<i></i><i>‫نه، مال وقتیه که نوزاد بودم.</i>

16
00:03:12,820 --> 00:03:15,130
<i></i><i>‫حتماً به‌خاطر اینه که در موردش صحبت کردم.</i>

17
00:03:15,130 --> 00:03:16,960
.‫صبح به‌خیر

18
00:03:18,530 --> 00:03:20,540
.‫صبح به‌خیر، بابا

19
00:03:22,760 --> 00:03:24,940
‫برنامه‌ت برای امروز چیه؟

20
00:03:24,940 --> 00:03:26,320
.‫هیچی

21
00:03:26,320 --> 00:03:30,350
‫اگه سرت شلوغ نیست، می‌تونی یه سری به خانه‌ی یشم بزنی؟

22
00:03:32,080 --> 00:03:33,150
.‫چرا که نه

23
00:03:38,410 --> 00:03:42,700
‫همم؟ سلام، مائومائو. سر کار نیستی؟

24
00:03:43,020 --> 00:03:44,650
.‫مرخصی گرفتم

25
00:03:47,580 --> 00:03:50,960
‫حتی توی روز تعطیلت هم میای عطاری؟

26
00:03:51,240 --> 00:03:54,330
.‫فقط گذرم افتاد. دلیل اصلی اومدنم به اینجا نیست

27
00:03:54,330 --> 00:03:56,420
!‫وایسا بینم، پایرین

28
00:03:56,420 --> 00:03:58,860
‫تا الان به‌اندازه‌ی کافی در این مورد بحث نکردیم؟

29
00:03:58,860 --> 00:04:01,260
!‫عه‌وا؟ مائومائو

30
00:04:06,840 --> 00:04:08,430
!‫خوش اومدی

31
00:04:08,430 --> 00:04:10,430
.‫خفه‌م کردی، پایرین ‌نه-‌چان

32
00:04:10,430 --> 00:04:13,710
.‫این منم که دارم از دست نق‌زدن‌های بی‌وقفه‌ی ننه‌جون خفه می‌شم

33
00:04:13,710 --> 00:04:17,400
‫کارم هنوز باهات تموم نشده ها! خب کدومو انتخاب می‌کنی؟

34
00:04:17,400 --> 00:04:18,640
‫عـــه؟

35
00:04:18,640 --> 00:04:22,480
<i></i><i>‫نمی‌دونم قضیه از چه قراره، ولی مثل
اینکه پایرین نه-‌چان هم حسابی دستش بنده.</i>

36
00:04:18,870 --> 00:04:20,520
.‫ننه‌جون، چه‌قدر سمجی تو

37
00:04:20,520 --> 00:04:23,310
.‫تقصیر خودته که درست تصمیم نمی‌گیری. یالا تصمیم بگیر

38
00:04:23,310 --> 00:04:27,580
‫تازه، خود جنابعالی با چرخیدنت این اطراف
!‫باعث می‌شی با این پیشنهادها بیام سراغت

39
00:04:27,580 --> 00:04:30,670
!‫من که نخواستم! تو همیشه آدمو زور می‌کنی

40
00:04:29,720 --> 00:04:32,200
<i></i><i>‫پیش، پیش،‌ پیش.</i>

41
00:04:30,670 --> 00:04:33,130
!‫منظورت چیه که زورت کردم؟

42
00:04:33,720 --> 00:04:36,780
‫هـــا؟ مائومائو اینجا بود؟

43
00:04:36,780 --> 00:04:38,620
.‫یه مدت کوتاهی اینجا بود

44
00:04:38,620 --> 00:04:40,460
‫داره می‌ره ساختمون کناری؟

45
00:04:56,980 --> 00:04:57,980
.‫صبح به‌خیر

46
00:05:00,660 --> 00:05:03,900
<i></i><i>‫قبلاً با نفرت منو مینداخت بیرون،</i>

47
00:05:04,320 --> 00:05:07,080
<i></i><i>‫ولی گمونم دیگه توانشو نداره.</i>

48
00:05:07,080 --> 00:05:10,410
<i></i><i>‫یا شایدم به‌کل فراموش کرده که چطور حرف بزنه.</i>

49
00:05:11,400 --> 00:05:15,460
<i></i><i>‫با بدتر شدن بیماریش، خاطراتش از هم پاشیدن.</i>

50
00:05:22,570 --> 00:05:27,760
،<i></i><i>‫داروهای بابا علاج دردن، ولی توی این وضعیت
‫حتی دردش رو به‌طور موقت هم تسکین نمی‌دن.</i>

51
00:05:28,770 --> 00:05:33,020
<i></i><i>‫ولی بازم، دارو دادن بهش تنها راه درمانیه که به ذهن‌مون می‌رسه.</i>

52
00:05:36,520 --> 00:05:39,370
.‫اون مشتری دوباره برگشته

53
00:05:41,320 --> 00:05:44,340
.‫خدایا، سلیقه‌ی خوبی هم داره

54
00:05:44,890 --> 00:05:46,320
.‫بگو می‌می بیاد

55
00:05:48,020 --> 00:05:52,000
<i></i><i>‫خانه‌ی یشم الان یه تشکیلات اسم در کرده‌ست.</i>

56
00:05:52,000 --> 00:05:56,460
<i></i><i>‫ولی ده‌سال و اندی پیش، با کثافت‌کاری مدیریت می‌شد.</i>

57
00:05:56,980 --> 00:06:00,170
<i></i><i>‫این روسپی به مشتری‌های همون دوره خدمت می‌کرد،</i>

58
00:06:00,170 --> 00:06:02,750
<i></i><i>‫و اون‌قدری بدشانس بود که به سیفیلیس دچار شه.</i>

59
00:06:06,780 --> 00:06:12,760
،<i></i><i>‫زمانی که بابا به خانه‌ی یشم رسید
بیماریش وارد دوره‌ی نهفتگی شده بود.</i>

60
00:06:13,320 --> 00:06:16,760
<i></i><i>‫اگه در مورد بیماری مطلع می‌شد، ‫شاید می‌تونست درمانش کنه،</i>

61
00:06:16,760 --> 00:06:23,610
<i></i><i>‫ولی هیچ‌کس به یه خواجه که بی‌خبر
از ناکجاآباد پیداش شده اعتمادی نداشت.</i>

62
00:06:26,030 --> 00:06:28,520
<i></i><i>‫اون باید به مشتری‌ها خدمت می‌کرد. راه دیگه‌ای برای امرار معاش نبود.</i>

63
00:06:28,520 --> 00:06:30,460
<i></i><i>‫این قانون روسپی‌ها بود.</i>

64
00:06:31,240 --> 00:06:35,080
<i></i><i>‫چندسال بعد، وقتی کبودی‌هاش دوباره ظاهر شدن،</i>

65
00:06:35,080 --> 00:06:37,640
<i></i><i>‫زخم‌هاش به‌سرعت شروع به پخش شدن، کردن.</i>

66
00:06:41,830 --> 00:06:45,120
<i></i><i>‫از اون‌موقع، این زن به‌دور از چشم مشتری‌ها،</i>

67
00:06:45,120 --> 00:06:47,560
<i></i><i>‫توی این ساختمون حبس شده.</i>

68
00:06:48,590 --> 00:06:53,880
<i></i><i>‫اوج سخاوتمندیه. معمولاً روسپی‌هایی رو که
‫نمی‌تونن کار کنن به راحتی میندازن بیرون.</i>

69
00:06:57,940 --> 00:07:02,170
<i></i><i>‫این اتاق خیلی خفه‌ست. شاید بهتره یه‌کم عود بسوزونم.</i>

70
00:07:20,940 --> 00:07:21,790
‫چی شده؟

71
00:07:21,790 --> 00:07:26,960
،‫نه‌-سان بهم گفت اون منحرف با عینک تک‌چشمی اینجاست

72
00:07:26,960 --> 00:07:29,210
.‫پس تو فعلاً نباید بری بیرون

73
00:07:29,720 --> 00:07:31,830
.‫که این‌طور، فهمیدم

74
00:07:42,620 --> 00:07:45,810
<i></i><i>‫تا وقتی جایی نرم، اون مرد نمیاد اینجا.</i>

75
00:07:46,360 --> 00:07:50,570
<i></i><i>‫یه مشتری دیرینه‌ی خانه‌ی یشم، یه آشنای قدیمی...</i>

76
00:08:09,220 --> 00:08:12,410
.‫زنیکه‌ی احمق

77
00:08:23,630 --> 00:08:26,860
.‫خسته نباشی. اون مشتری دیگه رفته

78
00:08:26,860 --> 00:08:29,220
‫می‌می نه-‌چان، تو پیشش بودی؟

79
00:08:29,800 --> 00:08:31,530
‫کس دیگه‌ای هم می‌تونه؟

80
00:08:31,960 --> 00:08:35,570
.‫خداروشکر، خوشحالم که نه-‌سان امروزم حالش خوبه

81
00:08:36,760 --> 00:08:39,370
.‫مائومائو، دوباره اون پیشنهاد رو برات آورد

82
00:08:42,260 --> 00:08:44,580
.‫نه-چان، خوب باهاش کنای میای

83
00:08:44,940 --> 00:08:49,460
‫جدی؟... ننه که تا وقتی سر کیسه
.رو شل کنه مشکلی باهاش نداره

84
00:08:49,880 --> 00:08:53,950
.‫شاید واسه همینه که ننه کمر به روسپی کردن من بسته

85
00:08:53,950 --> 00:08:58,040
.‫اگه کار خودمو نداشتم، تا الان چوب حراجو بهم زده بود

86
00:08:58,040 --> 00:09:01,150
.‫از جایگاه من ببینی، به‌نظرم معامله‌ی خیلی خوبیه

87
00:09:01,150 --> 00:09:06,140
‫می‌دونی چقدر برای یه روسپی کم پیش میاد
هرچیزی که می‌خواد رو به دست بیاره؟

88
00:09:06,140 --> 00:09:10,230
.‫به‌خاطر اینکه ننه‌ی ما خیلی راحت می‌ذاره وزن نقره حرف اولو بزنه

89
00:09:11,430 --> 00:09:15,610
.‫داره واسه قایقش برای راه بهشت پس‌انداز می‌کنه، گناهی نداره

90
00:09:18,740 --> 00:09:22,700
.‫منم کم‌کم دارم پیر می‌شم، باید خوب بهش فکر کنم

91
00:09:22,700 --> 00:09:27,710
<i></i><i>‫هنوز حتی سی سالش هم نشده، به این زودی سن بازنشستگیش رسیده.</i>

92
00:09:28,710 --> 00:09:30,060
‫چرا مستقل نمی‌شی؟

93
00:09:32,020 --> 00:09:34,090
.‫یکم دیگه

94
00:09:40,000 --> 00:09:43,560
.‫فقط یکم دیگه... این کارو ادامه می‌دم

95
00:09:45,170 --> 00:09:49,560
<i></i><i>‫نمی‌دونم تو سر می‌می نه-چان چی می‌گذره.</i>

96
00:09:50,230 --> 00:09:52,310
<i></i><i>‫لونه‌ی خرگوشی نیست که بخوام دستمو توش بکنم.</i>

97
00:09:52,800 --> 00:09:56,070
<i></i><i>‫اگه این چیزیه که همه به‌عنوان عشق می‌شناسن،</i>

98
00:10:05,160 --> 00:10:11,790
<i></i><i>‫مطمئنم اون احساس رو... توی رَحِم زنی
که منو به‌دنیا آورده جا گذاشتم.</i>

99
00:10:14,060 --> 00:10:16,420
.‫بذار پشتتو کیسه بکشم. خیلی وقته اینکارو نکردیم

100
00:10:16,720 --> 00:10:18,510
.‫ها؟ نمی‌خواد

101
00:10:18,510 --> 00:10:19,970
.‫یالا یالا

102
00:10:22,370 --> 00:10:24,590
!‫آره، خیلی وقت شده

103
00:10:24,590 --> 00:10:25,890
.‫بذار انجامش بده

104
00:10:26,240 --> 00:10:29,390
‫قراره بازم برای یه مدت بری، مگه نه؟

105
00:10:29,390 --> 00:10:31,270
‫اِه؟

106
00:10:31,600 --> 00:10:35,280
‫این کارو مجانی می‌کنم، پس باید کمکم کنی
‫مشتری‌های دست‌ودلباز گیر بیارم، باشه؟

107
00:10:51,240 --> 00:10:55,840
<i></i><i>‫انتظار نداشتم توی مکان ملاقات خدماتی مثل منطقه‌ی سرگرمی ارائه بدن.</i>

108
00:10:56,720 --> 00:10:59,610
<i></i><i>‫برای این نرفته بودم اونجا.</i>

109
00:11:13,680 --> 00:11:15,440
‫داروساز، می‌تونم یه‌لحظه وقتتو بگیرم؟

110
00:11:16,240 --> 00:11:17,190
.‫بله

111
00:11:17,760 --> 00:11:21,620
.‫این رو با سوئیرن تقسیم کن. سوغاتی از طرف یه خل‌وضعه

112
00:11:23,330 --> 00:11:27,160
.‫از طرف یه خل‌وضع؟ خیلی ممنونم

113
00:11:27,160 --> 00:11:28,010
.‫آره

114
00:11:28,010 --> 00:11:30,180
.‫خب دیگه، من برمی‌گردم سر کارم

115
00:11:39,730 --> 00:11:41,180
.‫ای داد بیداد

116
00:11:44,110 --> 00:11:46,570
،‫امشب شام گیاهی داریم

117
00:11:46,570 --> 00:11:49,680
‫پس شائومائو، به‌هیچ‌وجه گوشت یا ماهی نخور، باشه؟

118
00:11:52,360 --> 00:11:56,310
.‫یکم استراحت کن، ولی نذار خوابت عمیق بشه

119
00:11:57,240 --> 00:11:59,320
!‫بله، گیاهی

120
00:11:59,320 --> 00:12:04,320
<i></i><i>‫گندش بزنن، خیال می‌کردم با کار کردن می‌تونم از فکرش بیرون بیام.</i>

121
00:12:07,560 --> 00:12:09,040
.‫درضمن

122
00:12:10,320 --> 00:12:13,480
.‫دیگه نبینم توی انبار گیاه‌های عجیب‌وغریب قایم کنی

123
00:12:14,560 --> 00:12:16,630
<i></i><i>‫لعنتی. خیلی تیزه.</i>

124
00:12:16,630 --> 00:12:18,410
،‫اگه جایی برای گذاشتنش پیدا نمی‌کنی

125
00:12:18,410 --> 00:12:23,180
‫چطوره از جینشی-ساما بخوای بهت اجازه‌ی استفاده
از یکی از اتاق‌های خالی رو بده؟

126
00:12:23,180 --> 00:12:27,680
.‫خیر، نمی‌تونم از خونه‌ی یه اشراف‌زاده به‌عنوان گنجه‌ی دارو استفاده کنم

127
00:12:27,980 --> 00:12:30,920
،‫شائومائو، در ظاهر به‌نظر بی‌تفاوت میای

128
00:12:30,920 --> 00:12:33,640
‫ولی وقتی صحبت از مطلع بودن از
.جایگاهت به میان بیاد، خیلی حساسی

129
00:12:33,950 --> 00:12:39,980
.‫من یه رعیتم. همین که الان اینجام، خودش یه معجزه‌ی کوچیکه

130
00:12:40,380 --> 00:12:41,580
.‫شاید

131
00:12:42,130 --> 00:12:45,630
...‫ولی یادت باشه، صرفاً اشراف‌زاده بودن

132
00:12:45,630 --> 00:12:48,660
.‫...ذات یه‌نفر رو از بدو تولد از دیگران تمییز نمی‌ده

133
00:12:49,440 --> 00:12:54,490
.‫فقط خدا می‌دونه زندگی یه‌نفر می‌تونه دستخوش چه فراز و نشیب‌هایی بشه

134
00:12:54,490 --> 00:12:58,130
‫اگر معیارت برای سوا کردن مخلوقات از هم صرفاً
.‫جایگاه‌شون باشه، ممکنه فرصت‌های زیادی رو از دست بدی

135
00:12:59,220 --> 00:13:00,630
‫واقعاً؟

136
00:13:00,630 --> 00:13:02,780
.‫بله، واقعاً

137
00:13:02,780 --> 00:13:06,970
.‫خب دیگه، برگردیم سر کار. یه زحمت کوچیک برات دارم

138
00:13:07,940 --> 00:13:09,160
!‫با اجازه

139
00:13:09,160 --> 00:13:11,470
!‫اومدم یه‌سری دارو بگیرم

140
00:13:11,760 --> 00:13:14,040
.‫باشه، یه‌لحظه صبر کن

141
00:13:20,100 --> 00:13:24,400
<i></i><i>‫اینجا کجا و داروخونه‌ی توی کاخ اندرونی
که اون حکیم قلابی اداره می‌کرد کجا!</i>

142
00:13:24,800 --> 00:13:28,240
<i></i><i>‫اینجا به ارتش نزدیکه، پس حتماً افراد مجروح زیادی رو میارن اینجا.</i>

143
00:13:29,570 --> 00:13:33,910
<i></i><i>‫آه، این بو که یه طعم تلخ توی دهنم به جا می‌ذاره...</i>

144
00:13:34,320 --> 00:13:37,280
<i></i><i>‫موندم توی گنجه‌های داروشون چیا نگه می‌دارن؟</i>

145
00:13:37,280 --> 00:13:40,310
<i></i><i>‫می‌میرم برای زیر و رو کردن نقطه به نقطه‌ی اینجا...</i>

146
00:13:41,400 --> 00:13:44,170
<i></i><i>‫نه، نمی‌شه. باید خونسردیم رو حفظ کنم!</i>

147
00:13:44,170 --> 00:13:45,590
‫چیکار داری می‌کنی؟

148
00:13:49,160 --> 00:13:50,850
<i></i><i>‫اون...</i>

149
00:13:52,800 --> 00:13:54,980
.‫منتظرم داروهام رو تحویل بدن

150
00:13:56,400 --> 00:13:57,510
!‫سوئیری

151
00:13:59,510 --> 00:14:00,770
!‫اومدی

152
00:14:01,510 --> 00:14:03,880
.‫برای تهیه‌ی مجدد داروی پاسدارخانه اومدم

153
00:14:03,880 --> 00:14:04,840
.‫بله

154
00:14:09,000 --> 00:14:10,300
<i></i><i>‫پاسدارخانه؟</i>

155
00:14:11,200 --> 00:14:15,620
.‫احوال شما؟ من روبه‌راهم شکر خدا

156
00:14:11,560 --> 00:14:15,620
<i></i><i>‫الان که فکرشو می‌کنم، آخرین‌باری که دیدمش نزدیک ضلع نظامی بود.</i>

157
00:14:16,500 --> 00:14:20,460
<i></i><i>‫حتماً چون اونجا کار می‌کنه، بوی گیاهان دارویی رو می‌ده.</i>

158
00:14:24,160 --> 00:14:27,080
<i></i><i>‫نمی‌دونم چرا حس می‌کنم ازم بدش میاد.</i>

159
00:14:27,420 --> 00:14:29,440
‫چیز دیگه‌ای نیاز ندارید؟

160
00:14:29,440 --> 00:14:30,820
.‫خیر، فقط همین رو می‌خواستم

161
00:14:33,480 --> 00:14:36,680
...‫یه بانوی دربار نباید این‌کارو بکنه

162
00:14:37,680 --> 00:14:40,900
!‫حـ ـ حرفمو نشنیده بگیر! دارو می‌خواستی، نه؟

163
00:14:47,060 --> 00:14:48,860
.‫چه نوع دارویی‌ـه

164
00:14:53,120 --> 00:14:54,120
!‫لیس

165
00:14:55,720 --> 00:14:57,630
‫آرد سیب‌زمینی؟

166
00:14:57,630 --> 00:15:00,120
‫این داروی جینشی-ساماست، درسته؟

167
00:15:00,120 --> 00:15:04,630
<i></i><i>‫فکرشو که می‌کنم، جینشی-ساما خیلی مرموزه.</i>

168
00:15:04,630 --> 00:15:09,130
<i></i><i>‫علاوه بر کاری که هر چند هفته یه‌بار بهش محول می‌شه،</i>

169
00:15:09,910 --> 00:15:12,640
<i></i><i>‫روز قبلش هم مدت طولانی رو توی حموم می‌گذرونه،</i>

170
00:15:12,640 --> 00:15:14,490
<i></i><i>‫و قبل از راهی شدن عود می‌سوزونه...</i>

171
00:15:15,010 --> 00:15:16,600
<i></i><i>‫شام گیاهی هم هست.</i>

172
00:15:17,120 --> 00:15:18,710
<i></i><i>‫مثل یه مراسم تزکیه می‌مونه.</i>

173
00:15:19,270 --> 00:15:21,930
<i></i><i>‫خواجه‌ها اجازه دارن مراسم آئینی اجرا کنن؟</i>

174
00:15:22,870 --> 00:15:25,980
<i></i><i>‫یه اشراف‌زاده این‌کارو بکنه، منطقی‌ـه.</i>

175
00:15:25,980 --> 00:15:28,690
<i></i><i>‫ولی اگه مقامش انقدر بالاست، چرا خواجه‌ست؟</i>

176
00:15:29,020 --> 00:15:35,950
<i></i><i>‫جینشی-ساما هم با تصمیم خودسرانه‌ی ملکه‌‌ی مادر پیشین خواجه شده؟</i>

177
00:15:36,530 --> 00:15:38,230
<i></i><i>‫مثل پدرم؟</i>

178
00:15:39,620 --> 00:15:43,630
.‫پدرخوانده‌ی دختره یه خواجه‌ست که سابقاً طبیب بوده

179
00:15:43,630 --> 00:15:48,650
...‫پس چون تحت تعلیم یه طبیب بوده، معلوماتش انقدر بالاست، ولی

180
00:15:49,110 --> 00:15:50,920
‫خواجه؟

181
00:15:50,920 --> 00:15:52,260
.‫بله

182
00:15:52,260 --> 00:15:56,920
‫ما تابه‌حال میون خواجه‌ها همچین طبیب حاذقی داشتیم؟

183
00:16:02,940 --> 00:16:05,080
.‫عذر می‌خوام

184
00:16:07,640 --> 00:16:10,990
‫می‌تونیم بحث اون روزمون رو از جایی که موند ادامه بدیم؟

185
00:16:18,760 --> 00:16:22,990
.‫پس واقعاً... حقه‌های کثیفی سوار کردین

186
00:16:22,990 --> 00:16:27,090
.‫بهم برخورد! نمی‌خوام این حرف رو از دهن یه دزد بشنوم

187
00:16:27,520 --> 00:16:32,680
،‫من ده سال آزگار سعی داشتم اون پیرزن رو متقاعد کنم

188
00:16:32,680 --> 00:16:35,890
.‫و تو درست جلوی چشمام اون رو دزدیدی

189
00:16:36,950 --> 00:16:38,810
‫پس می‌خوای پاداشت رو پس بگیری؟

190
00:16:39,130 --> 00:16:42,490
.‫نه، بابتش هرچقدر بخوای بهت می‌دم

191
00:16:42,490 --> 00:16:45,770
.‫دوست ندارم اشتباهات گذشته‌م رو تکرار کنم

192
00:16:46,980 --> 00:16:48,440
‫و اگه رد کنم؟

193
00:16:48,440 --> 00:16:52,320
خب دیگه اون‌موقع کاری از من بر نمیاد، میاد؟

194
00:16:52,320 --> 00:16:58,580
‫تعداد آدم‌هایی که می‌تونن از کسی با
.مقام عالیِ شما سرپیچی کنن، انگشت‌شمارن

195
00:16:59,010 --> 00:17:02,580
<i></i><i>‫پس بگو، هویت واقعی منو می‌دونه.</i>

196
00:17:02,580 --> 00:17:07,540
...‫من فقط نگران اینم که دخـــتــرم چه فکری می‌کنه

197
00:17:09,750 --> 00:17:14,220
<i></i><i>‫اوه...لعنتی... پس قضیه از این قراره.</i>

198
00:17:16,000 --> 00:17:17,800
<i></i><i>‫نمی‌خوام تأیید کنم،</i>

199
00:17:18,840 --> 00:17:22,710
<i></i><i>‫ولی لاکان پدر خونی مائومائوـه.</i>

200
00:17:30,860 --> 00:17:35,660
‫می‌شه فقط به دخترم اطلاع بدین گاهی اوقات بهش سر می زنم؟

201
00:17:36,520 --> 00:17:37,590
.‫با اجازه

202
00:17:46,800 --> 00:17:47,880
.‫داروساز

203
00:17:48,450 --> 00:17:49,330
.‫بله

204
00:17:50,050 --> 00:17:53,460
.‫یه مقام رسمیه که می‌خواد همین زودی ها ببینتت

205
00:17:53,910 --> 00:17:55,300
‫کی هستن؟

206
00:17:55,910 --> 00:18:00,260
‫همون مرد عجیبیه که در موردش بهت می‌گفتم. اسمش لاکا‌‌ن‌ــ

207
00:18:06,790 --> 00:18:08,540
.‫یه‌طوری ردش می‌کنم

208
00:18:09,200 --> 00:18:13,640
.‫ممنونم. خب برمی‌گردم سر کارم

209
00:18:17,640 --> 00:18:20,120
.‫اولین بار بود همچین قیافه‌ای ازش می‌دیدم

210
00:18:21,300 --> 00:18:24,460
.‫و دیگه هم نمی‌خوام ببینم

211
00:18:26,340 --> 00:18:28,870
<i></i><i>‫آه... پس فهمیده.</i>

212
00:18:45,320 --> 00:18:46,960
...‫این بو

213
00:18:46,960 --> 00:18:48,850
.‫باغچه‌ی گیاهای دارویی

214
00:18:48,850 --> 00:18:52,420
!‫اینجا! اینجا هم هست! اینجا هم هست

215
00:18:53,490 --> 00:18:55,910
‫بازم تو؟

216
00:19:00,010 --> 00:19:03,280
<i></i><i>‫اوه نه. این دیگه خیلی مشکوکه.</i>

217
00:19:03,750 --> 00:19:06,790
.‫نگران نباشید. هنوز چیزی برنداشتم

218
00:19:06,790 --> 00:19:10,160
...‫از اون دستای خاکیت معلومه که

219
00:19:10,160 --> 00:19:12,040
‫در شُرف برداشتن بودی، درسته؟

220
00:19:16,240 --> 00:19:18,330
.‫قصد ندارم تنبیه‌ت رو ندارم

221
00:19:19,410 --> 00:19:21,770
.‫به هر حال این یه باغچه‌ی غیرمجازه

222
00:19:21,770 --> 00:19:24,620
.‫ولی حکیم‌ها هم از اینجا خبر دارن

223
00:19:24,620 --> 00:19:26,850
.‫پس توصیه می‌کنم زیاد نیای اینجا

224
00:19:27,730 --> 00:19:30,280
‫شما مسئول اینجایین؟

225
00:19:30,280 --> 00:19:35,110
.‫کی می‌دونه؟ یه‌طورایی اجازه دارم هرچی دوست دارم اینجا بکارم

226
00:19:35,680 --> 00:19:38,570
<i></i><i>‫داره علف‌های هرز رو می‌کنه.</i>

227
00:19:39,380 --> 00:19:42,320
<i></i><i>‫اگه اشتباه نکنم اسمش سوئیرِی بود...</i>

228
00:19:42,690 --> 00:19:48,700
،<i></i><i>‫نه که خودم حق حرف زدن داشته باشم
‫ولی به نظر آدمی نمیاد که بشه تحریکش کرد.</i>

229
00:19:49,270 --> 00:19:51,220
‫چی می‌کارین؟

230
00:19:56,550 --> 00:19:58,710
.‫یه دارو برای زنده کردن آدم

231
00:19:59,580 --> 00:20:00,420
‫اون...؟

232
00:20:01,090 --> 00:20:03,680
<i></i><i>‫یه دارو که بتونه یه مرده رو زنده کنه....</i>

233
00:20:04,370 --> 00:20:09,430
<i></i><i>‫اگه همچین چیزی وجود داشت، ‫من بیشتر از هرچیزی می‌خوامش.</i>

234
00:20:10,130 --> 00:20:11,430
.‫شوخی کردم

235
00:20:12,560 --> 00:20:13,980
‫شوخی...؟

236
00:20:13,980 --> 00:20:19,690
‫تو... شنیدم داروسازی. کارت چقدر خوبه؟

237
00:20:20,790 --> 00:20:22,020
.‫نمی‌دونم

238
00:20:27,570 --> 00:20:32,360
.‫چند وقت دیگه، اینجا یکم نیلوفرپیچ می‌کارم

239
00:20:42,020 --> 00:20:43,110
.‫خب فعلاً

240
00:22:46,450 --> 00:22:49,740
.‫قسمت بعدی: «شانس یا چیزی بیشتر»

