1
00:00:04,056 --> 00:00:08,038
Animental.net

2
00:00:08,028 --> 00:00:15,041


3
00:01:32,019 --> 00:01:35,019
...‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و
.ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

4
00:01:35,049 --> 00:01:37,032
!‫بابا

5
00:01:40,016 --> 00:01:41,024
!‫بابا

6
00:01:46,071 --> 00:01:50,054
‫قسمـــــــــت

7
00:01:53,070 --> 00:01:56,034
.‫یعنی بابا... حالش خوبه

8
00:01:59,061 --> 00:02:02,085
...‫راستی. دیروز، بعد ضیافت باغ

9
00:02:02,085 --> 00:02:04,031
!‫چی داری می‌گی؟

10
00:02:04,031 --> 00:02:07,010
!‫وزیری که از سم خورد الان توی وضعیت بحرانی به‌سر می‌بره

11
00:02:07,010 --> 00:02:08,064
!‫کسالت داری. هرچقدر می‌تونی بخواب

12
00:02:10,090 --> 00:02:13,055
.‫به‌ لطف اون‌ها، یه دل سیر خوابیدم

13
00:02:13,055 --> 00:02:15,065
.‫ولی تا ظهر خوابیدن هم زیاده‌روی‌ـه

14
00:02:21,020 --> 00:02:24,018
.‫حالا دیگه نمی‌تونم بدون آرایش برم

15
00:02:28,072 --> 00:02:29,037
.‫عه‌وا

16
00:02:29,079 --> 00:02:31,092
.‫می‌تونستی یه روز مرخصی بگیری

17
00:02:32,022 --> 00:02:36,008
.‫نمی‌تونم همچین چیزی رو قبول کنم
.‫لطفاً کاری بهم محول کنید

18
00:02:36,042 --> 00:02:38,042
.‫ها؟ کک‌ومک‌هات

19
00:02:38,042 --> 00:02:42,068
.‫بدون این‌ها احساس راحتی نمی‌کنم
‫می‌شه بذارم بمونن؟

20
00:02:42,068 --> 00:02:44,065
.‫درک می‌کنم چی می‌گی

21
00:02:44,065 --> 00:02:49,024
.‫همه مدام پافشاری می‌کردن که بدونن اون ندیمه کیه

22
00:02:49,024 --> 00:02:51,008
.‫عذر می‌خوام

23
00:02:51,008 --> 00:02:52,043
.‫اشکالی نداره

24
00:02:52,043 --> 00:02:55,088
‫راستی، گائوشون از صبح اومده اینجا
‫و هنوز تشریف نبرده. می‌خوای چیکار کنی؟

25
00:02:56,067 --> 00:03:00,049
‫به‌نظر حوصله‌ش سر رفته بود، برای همین
.‫ازش خواستم علف‌های هرز رو بِکنه

26
00:03:01,030 --> 00:03:02,087
...‫علف‌های هرز

27
00:03:02,087 --> 00:03:06,076
.‫توی ضیافت باغ، تو جایگاه نسبتاً بالارتبه‌ای بود

28
00:03:06,076 --> 00:03:08,037
.‫واقعاً که آدم باملاحظه‌ایه

29
00:03:09,004 --> 00:03:14,014
.‫مطمئنم به نوبه خودش دل ندیمه‌ها رو برده

30
00:03:15,073 --> 00:03:19,009
‫می‌تونم از اتاق پذیرایی استفاده کنم؟

31
00:03:19,047 --> 00:03:22,012
.‫مشکلی نیست. هونگ‌نیانگ

32
00:03:22,012 --> 00:03:22,072
.‫چشم

33
00:03:22,072 --> 00:03:26,072
‫شاید اشتباه می‌کنم، ولی انگار
.‫چشم‌های هونگ‌نیانگ هم برق می‌زنه

34
00:03:27,024 --> 00:03:29,039
.‫جینشی-ساما ازم خواستن این رو بیارم خدمتتون

35
00:03:31,014 --> 00:03:35,015
‫این همون سوپی‌ـه که گیوکویو-ساما
‫قرار بود میل کنن، درسته؟

36
00:03:35,067 --> 00:03:36,064
.‫بله

37
00:03:36,064 --> 00:03:38,052
.‫لطفشون رو می‌رسونه

38
00:03:39,067 --> 00:03:40,099
.‫لطفاً ازش نخورید

39
00:03:40,099 --> 00:03:42,003
.‫نمی‌خورم

40
00:03:42,064 --> 00:03:48,049
.‫نقره فوراً زنگ می‌زنه
.‫این الان اکسیده شده و دیگه مزه‌ی خوبی نمی‌ده

41
00:03:48,049 --> 00:03:50,006
..‫مزه‌ی خوب

42
00:03:50,006 --> 00:03:52,041
‫این رو با دست‌هات برداشتی؟

43
00:03:52,041 --> 00:03:55,004
.‫خیر، به کاسه دست نزدم

44
00:03:55,004 --> 00:03:58,004
‫فقط یه قاشق از محتویاتش برداشتم
.‫تا از سم بودنش مطمئن شم

45
00:03:58,004 --> 00:04:00,057
.‫شوپ شوپ شوپ

46
00:04:02,096 --> 00:04:04,076
.‫لطفاً یه‌لحظه منتظر بمونید

47
00:04:04,076 --> 00:04:06,004
.‫چلیک چلیک چلیک

48
00:04:06,004 --> 00:04:06,093
.‫تلق تلق تلق

49
00:04:08,031 --> 00:04:10,080
.‫پنبه، پودر سفیدکننده و یه فرچه

50
00:04:10,080 --> 00:04:11,094
.‫بله

51
00:04:11,094 --> 00:04:13,044
‫می‌خواید با این‌ها چیکار کنید؟

52
00:04:13,088 --> 00:04:15,074
،‫توی عطاری‌ای که قبلاً‌ کار می‌کردم

53
00:04:15,074 --> 00:04:20,036
‫ظرف‌هایی رو که نمی‌شد لمس کنیم رو
.‫به رنگ آغشته می‌کردیم

54
00:04:20,036 --> 00:04:22,024
.‫این هم یه روش مشابهه

55
00:04:22,059 --> 00:04:26,074
.‫کاری نداره. این گلوله‌ی پنبه رو با کمی پودر می‌پوشونم

56
00:04:27,035 --> 00:04:29,019
...‫به کاسه پودر می‌زنم

57
00:04:29,076 --> 00:04:33,014
.‫و در مرحله‌ی آخر، اون مقدار اضافی رو پاک می‌کنم

58
00:04:36,003 --> 00:04:36,096
.‫اینم نتیجه

59
00:04:36,096 --> 00:04:38,088
.‫یه‌سری لکه‌های سفید هست

60
00:04:39,018 --> 00:04:41,053
.‫اون لکه‌ها متعلق به فردی‌ان که لمسش کرده

61
00:04:42,023 --> 00:04:46,038
‫وقتی این کاسه رو با انگشت‌هات
.‫لمس می‌کنی، لکه‌ای به‌جا می‌ذاره

62
00:04:46,038 --> 00:04:49,088
.‫علی‌الخصوص روی نقره قابل‌مشاهده‌ست که زود زنگ می‌زنه

63
00:04:50,028 --> 00:04:53,077
.‫برای همینه که نقره‌جات رو قبل از استفاده کامل پاک می‌کنیم

64
00:04:54,020 --> 00:04:57,056
‫به عبارت دیگه، اثرانگشت‌هایی که اینجا موندن

65
00:04:57,056 --> 00:05:00,077
‫متعلق به کسی‌‌ان که کاسه رو
‫بعد از تمیز شدن لمس کرده؟

66
00:05:01,012 --> 00:05:02,048
.‫همین‌طوره

67
00:05:03,012 --> 00:05:08,034
،‫از روی اندازه و جای قرارگیری اثرانگشت‌ها
.‫می‌شه به نحوه‌ی گرفتن کاسه توسط اون شخص پی برد

68
00:05:09,011 --> 00:05:10,049
...‫کاسه به‌صورت

69
00:05:12,006 --> 00:05:13,025
‫چی شده؟

70
00:05:17,064 --> 00:05:18,033
.‫هیچی

71
00:05:19,034 --> 00:05:23,028
.‫گمون می‌کنم کاسه رو چهارنفر به دست گرفتن

72
00:05:23,028 --> 00:05:24,065
.‫چهارنفر

73
00:05:25,034 --> 00:05:28,052
.‫اول،‌ سه‌نفر که دوسمتِ کاسه رو لمس کردن

74
00:05:28,096 --> 00:05:30,071
،‫کسی که سوپ رو ریخته

75
00:05:31,035 --> 00:05:32,095
،‫کسی که کاسه رو برده

76
00:05:33,067 --> 00:05:35,062
.‫و پیش‌مرگ لیشو-ساما

77
00:05:36,069 --> 00:05:38,064
.‫ولی یکی دیگه هم بود

78
00:05:38,064 --> 00:05:41,051
.‫یه «فرد ناشناس» که لبه‌ی کاسه رو لمس کرده

79
00:05:41,086 --> 00:05:46,061
‫به عقیده‌ی من کسی که غذا رو
.‫مسموم کرده این فرد ناشناس بوده

80
00:05:47,056 --> 00:05:53,019
‫اگه این‌طوره، پس اثرانگشت پیش‌مرگ
‫روی کاسه‌ی همنشین عالی‌رتبه چیکار می‌کنه؟

81
00:05:53,065 --> 00:06:00,011
‫مشخصه. پیش‌مرگ لیشو-ساما به‌نوعی
،‫برای آزارواذیت ایشون، از قصد عوضش کرده

82
00:06:00,011 --> 00:06:01,088
.‫بدون اینکه از مسموم بودنش باخبر باشه

83
00:06:01,088 --> 00:06:02,088
‫عوضش کرده؟

84
00:06:04,004 --> 00:06:05,034
.‫زورگویی‌ـه

85
00:06:05,034 --> 00:06:08,046
‫یه ندیمه به یه همنشین عالی‌رتبه زور می‌گه؟

86
00:06:08,046 --> 00:06:10,022
.‫مثل اینکه باورتون نمی‌شه

87
00:06:10,082 --> 00:06:12,035
‫می‌شه شفاف‌سازی کنید؟

88
00:06:13,049 --> 00:06:18,032
‫قبل از هرچیزی باید این رو بگم که
.‫این‌ها همه صرفاً حدس‌وگمان منه

89
00:06:18,032 --> 00:06:19,084
.‫مشکلی نیست

90
00:06:19,084 --> 00:06:23,088
‫شما لباسی که لیشو-ساما توی
‫ضیافت باغ به تن داشتن رو یادتونه؟

91
00:06:23,088 --> 00:06:26,086
.‫بله. تاجایی که یادمه صورتی پررنگ بود

92
00:06:27,035 --> 00:06:29,012
‫معمولاً، چیزی که قابل تصوره اینه که

93
00:06:29,012 --> 00:06:32,016
‫اگه یه همنشین رنگی انتخاب می‌کرد که
،‫با لباس گیوکویو-ساما در تضاد بود

94
00:06:32,051 --> 00:06:35,044
.‫ندیمه‌هاش رنگ دیگه‌ای بهش پیشنهاد می‌کردن

95
00:06:35,044 --> 00:06:40,017
‫یا لاأقل، خودشون چیزی می‌پوشیدن
.‫که باهاش همخونی داشته باشه

96
00:06:40,068 --> 00:06:44,067
‫اما با این‌حال، همه‌ی ندیمه‌هاشون
.‫لباس سفید به تن کرده بودن

97
00:06:46,028 --> 00:06:52,058
‫با این‌‌کار، لیشو-ساما رو تبدیل به
.‫مضحکه‌ای می‌کنن که از درک شرایط عاجزه

98
00:06:52,058 --> 00:06:54,056
.‫ندیمه‌ها نباید جلوی درخشش بانوشون رو بگیرن

99
00:06:55,027 --> 00:06:57,081
...‫حالا که فکرشو می‌کنم، اون روز

100
00:06:57,081 --> 00:07:03,054
‫حیا ندارین؟ لباس سرخ؟

101
00:07:04,081 --> 00:07:07,042
‫ندیمه‌های آئودو-ساما داشتن ندیمه‌های لیشو-ساما رو

102
00:07:07,042 --> 00:07:10,017
.‫بابت شونه خالی کردن از کار سرزنش می‌کردن

103
00:07:10,082 --> 00:07:12,097
،‫کاخ اندرونی مملو از دشمنه

104
00:07:12,097 --> 00:07:17,067
‫پس تنها کسایی که یه همنشین می‌تونه
.‫بهشون اعتماد کامل داشته باشه،‌ ندیمه‌هاشه

105
00:07:17,067 --> 00:07:22,079
‫حدس می‌زنم ندیمه‌ها اون لباس رو
،‫به بانوی جوان‌شون لیشو-ساما پیشنهاد کردن

106
00:07:23,020 --> 00:07:26,032
‫و ایشون اون لباس رو بدون اینکه بفهمه
.‫هدف ازش تحقیر کردنشه، پوشیده

107
00:07:26,032 --> 00:07:28,017
.‫ذره‌ای شک به دلش راه نداده

108
00:07:28,080 --> 00:07:35,024
‫نه فقط این، بلکه حتی سعی کرده با عوض کردن غذا
‫ایشون رو بیشتر مورد آزارواذیت قرار بده؟

109
00:07:35,024 --> 00:07:38,004
.‫بله، هرچند از مسموم بودنش مطلع نبود

110
00:07:38,004 --> 00:07:40,055
.‫عاقبت باعث نجات جونش شد

111
00:07:42,069 --> 00:07:44,050
.‫اما بازم کار خیلی زننده‌ایه

112
00:07:46,039 --> 00:07:48,023
‫چرا باید دست به همچین کاری بزنن؟

113
00:07:48,080 --> 00:07:52,035
‫لیشو-ساما زمانی که خیلی کم‌سن‌وسال بودن
.‫همنشین امپراتور پیشین شدن

114
00:07:52,035 --> 00:07:55,096
.‫و بعدش بلافاصله کاخ اندرونی رو ترک کردن
.‫وضعیت ایشون با همه فرق داره

115
00:07:55,096 --> 00:07:58,094
.‫یه زن باید از همه‌چیزش برای وقف خودش به همسرش بگذره

116
00:07:58,094 --> 00:08:01,014
.‫ما همه این رو تو سنین خیلی پایین یاد گرفتیم

117
00:08:01,056 --> 00:08:05,044
،‫به گمونم، از این منظر که بهش نگاه کنی
‫وصلت با پسر همسر مرحومش

118
00:08:05,044 --> 00:08:07,075
.‫اوج بی‌شرمی به حساب میاد

119
00:08:09,068 --> 00:08:11,078
‫به‌نظرم اثرانگشتی که نزدیک گوشه‌ی کاسه‌ست

120
00:08:12,019 --> 00:08:15,018
.‫از فردی که سم رو اضافه کرده به جا مونده

121
00:08:15,052 --> 00:08:18,089
‫حتماً وقتی که داشته سم رو هم می‌زده
.‫از گوشه‌ی کاسه گرفته بوده

122
00:08:18,089 --> 00:08:19,093
.‫که این‌طور

123
00:08:20,071 --> 00:08:25,032
‫انگشت‌ها نباید محلی رو که قراره پذیرای
.‫لب‌های اشرافی باشه، لمس کنن

124
00:08:25,032 --> 00:08:26,094
.‫این رو از هونگ‌نیانگ یاد گرفتم

125
00:08:27,083 --> 00:08:29,093
.‫عقلم بیشتر از این قد نمی‌ده

126
00:08:31,068 --> 00:08:34,028
‫می‌شه یه سؤال دیگه هم بپرسم؟

127
00:08:34,028 --> 00:08:35,037
‫چه سؤالی؟

128
00:08:37,025 --> 00:08:40,095
‫دیروز چرا سعی داشتی از اون پیش‌مرگ محافظت کنی؟

129
00:08:43,083 --> 00:08:47,021
.‫صرفاً جهت کنجکاوی می‌پرسم
.‫بازجویی یا امثالهم نیست

130
00:08:50,066 --> 00:08:55,072
‫زندگی یه دختر خدمتکار درمقایسه با
.‫زندگی یه همنشین پشیزی نمی‌ارزه

131
00:08:58,008 --> 00:09:01,085
...‫به‌خصوص اگه زندگی یه پیش‌مرگ باشه

132
00:09:08,048 --> 00:09:11,005
.‫سعی می‌کنم این رو به جینشی-ساما توضیح بدم

133
00:09:11,062 --> 00:09:13,016
.‫خیلی ممنونم

134
00:09:16,079 --> 00:09:21,074
‫به‌هرحال،‌ باید ازش ممنون باشم که دردسرِ
.‫عوض کردن غذاها رو به جون خرید

135
00:09:23,036 --> 00:09:25,078
.‫به لطفش تونستم اون سم رو بچشم

136
00:09:26,088 --> 00:09:31,038
.‫ای کاش واقعاً اون سوپ رو قورت می‌دادم

137
00:09:35,040 --> 00:09:36,051
.‫همه‌ش همین بود

138
00:09:36,051 --> 00:09:41,056
.‫عجب. همیشه از نحوه‌ی بیانت، تحت‌تأثیر قرار می‌گیرم

139
00:09:41,092 --> 00:09:43,014
‫که این‌طور؟

140
00:09:43,014 --> 00:09:46,068
‫این به‌وضوح کار خودی‌ـه، نه؟

141
00:09:46,068 --> 00:09:49,006
.‫شرایط که حاکی از اینه

142
00:09:50,031 --> 00:09:52,038
.‫خیلی ساده جلوه‌ش می‌دی

143
00:09:53,009 --> 00:09:55,066
.‫این قضیه خواب رو از چشمام گرفته

144
00:09:55,066 --> 00:09:57,047
.‫حتی توان عوض کردن لباس‌هامم نداشتم

145
00:09:57,047 --> 00:09:58,095
.‫می‌خوام دست از فکر کردن بردارم

146
00:09:59,059 --> 00:10:01,086
.‫دارید می‌شید خود همیشگی‌تون

147
00:10:01,086 --> 00:10:04,040
.‫چه اهمیتی داره؟ اینجا که کسی نیست

148
00:10:04,040 --> 00:10:05,045
.‫من که هستم

149
00:10:05,086 --> 00:10:07,058
‫می‌شه یکم راحتم بذاری؟

150
00:10:07,058 --> 00:10:09,012
.‫خیر

151
00:10:09,012 --> 00:10:11,018
‫هیچ حرفم روت جواب نمی‌ده، نه؟

152
00:10:11,018 --> 00:10:12,095
.‫رابطه‌ی طولانی‌ مدتی داشتیم

153
00:10:13,036 --> 00:10:17,059
‫داشتنِ یه‌نفر که از بدو تولد
.‫مراقبته هم سختی‌های خودش رو داره

154
00:10:18,071 --> 00:10:21,060
.‫جینشی-ساما، یادتون رفت گیره‌ی سرتون رو بردارین

155
00:10:21,060 --> 00:10:24,060
.‫آه، ای بابا. پاک فراموش کرده بودم

156
00:10:24,060 --> 00:10:26,073
.‫توی موهاتون گم شده بود

157
00:10:26,073 --> 00:10:29,092
.‫فکر نکنم کسی از مقام واقعی‌تون بویی برده باشه

158
00:10:29,092 --> 00:10:31,067
.‫ترتیبشو بده

159
00:10:32,075 --> 00:10:35,032
.‫دوباره دارید با بی‌دقتی ازش استفاده می‌کنید

160
00:10:36,048 --> 00:10:41,032
‫این چیزیه که فقط افراد خاصی می‌تونن
.‫به سرشون بزنن، پس لطفاً خوب مراقبش باشید

161
00:10:41,076 --> 00:10:43,028
.‫خودم می‌دونم

162
00:10:43,028 --> 00:10:44,070
.‫نمی‌دونید

163
00:10:46,036 --> 00:10:48,016
.‫خب دیگه، از حضورتون مرخص می‌شم

164
00:10:53,072 --> 00:10:55,013
...‫بریم تو کارش

165
00:10:58,063 --> 00:11:01,058
‫عه راستی، هیچ گیره‌ی سری گرفتی؟

166
00:11:01,058 --> 00:11:02,043
.‫یه چندتا

167
00:11:04,090 --> 00:11:06,028
!‫که این‌طور

168
00:11:06,028 --> 00:11:07,018
...‫پس

169
00:11:08,026 --> 00:11:10,014
!‫می‌تونی از کاخ اندرونی بزنی بیرون

170
00:11:12,004 --> 00:11:14,059
‫هـا؟ الان چی‌گفتی؟

171
00:11:14,059 --> 00:11:16,066
‫می‌تونی از کاخ اندرونی بزنی بیرون؟

172
00:11:17,015 --> 00:11:19,003
!‫لطفاً بیشتر توضیح بده

173
00:11:20,069 --> 00:11:22,003
...‫باشه

174
00:11:24,005 --> 00:11:27,020
‫وقتی توی کاخ اندرونی هستی
،‫نمی‌تونی مردی رو از بیرون ملاقات کنی

175
00:11:27,056 --> 00:11:32,036
،‫ولی اگه اجازه‌ی ویژه داشته باشی
.‫یه مرد می‌تونه یه زن رو به بیرون همراهی کنه

176
00:11:32,036 --> 00:11:36,088
‫هوم هوم، پس اون گیره سرهایی
.‫که توی ضیافت باغ می‌دادن همچین داستانی داشت

177
00:11:36,088 --> 00:11:43,047
‫دقیقاً! تازه می‌تونی از گیره سرها استفاده کنی
.‫تا از یکی بخوای از کاخ اندرونی ببرت بیرون

178
00:11:43,079 --> 00:11:47,097
.‫گرفتم. ممنونم، شائولان. یه امتحانی می‌کنم

179
00:11:49,017 --> 00:11:50,056
.‫قابلتو نداره

180
00:11:51,020 --> 00:11:53,077
!‫مائومائو، ممنون واسه زالزالکا

181
00:11:54,017 --> 00:11:55,094
!‫خوشمزه بود

182
00:12:00,018 --> 00:12:03,007
.‫سرجمع چهارتا گیره‌ سر گرفتم

183
00:12:03,007 --> 00:12:05,041
.‫دوتاشون از دست مردها بودن

184
00:12:06,005 --> 00:12:08,096
‫یا نه، از اونجایی که یکی‌شون
،‫عضو مهمش رو از دست داده

185
00:12:08,096 --> 00:12:11,025
‫شاید بهتره «مرد» صداش نکنم؟

186
00:12:11,075 --> 00:12:13,029
!‫داروساز

187
00:12:14,044 --> 00:12:15,054
!‫خب

188
00:12:20,063 --> 00:12:23,093
.‫لی‌هاکو-ساما، یکی از خانم‌های کاخ اندرونی این رو فرستادن

189
00:12:23,093 --> 00:12:25,053
.‫اوه، فهمیدم

190
00:12:26,095 --> 00:12:31,020
‫خدایا، نکنه اون گیره سری که
‫بابت دلگرمی دادمو جدی گرفته؟

191
00:12:31,020 --> 00:12:34,014
...‫ولی اگه یه خانم خوشگل باشه، حیف می‌شه

192
00:12:34,014 --> 00:12:36,015
‫مائومائو
‫از کاخ یشم

193
00:12:36,015 --> 00:12:39,098
...‫فقط یه‌ دونه گیره سر به کاخ یشم دادم

194
00:12:39,098 --> 00:12:41,026
...‫که یعنی

195
00:12:43,012 --> 00:12:44,065
‫اون یکی؟

196
00:12:45,075 --> 00:12:48,091
...‫خب... چطوری باید دست‌به‌سرش کنم

197
00:12:51,027 --> 00:12:52,062
.‫عذر می‌خوام

198
00:12:55,078 --> 00:12:57,000
.‫ممنون که منتظر موندید

199
00:12:57,040 --> 00:12:59,034
‫هوم؟ تو دیگه کی هستی؟

200
00:12:59,080 --> 00:13:01,031
.‫اینو خیلی بهم می‌گن

201
00:13:01,031 --> 00:13:04,081
‫تا حالا کسی بهت گفته
‫آرایش از این رو به اون روت می‌کنه؟

202
00:13:04,081 --> 00:13:06,038
.‫این یکی هم زیاد بهم می‌گن

203
00:13:08,020 --> 00:13:11,021
...‫ولی بگذریم، من رو خبر کردی

204
00:13:11,084 --> 00:13:14,014
.‫دلم می‌خواد برگردم پیش خانواده‌م

205
00:13:14,014 --> 00:13:15,038
‫خانواده‌ت؟

206
00:13:15,096 --> 00:13:18,052
‫هیچ می‌دونی معنی این‌ها چیه؟

207
00:13:18,052 --> 00:13:23,049
‫بهم گفتن به شرط اینکه شما
.‫ضمانتم رو بکنید، می‌تونم موقتاً برم خونه

208
00:13:23,049 --> 00:13:25,040
.‫خوب رویی هم داری

209
00:13:25,040 --> 00:13:29,045
‫تو که صرفاً یه ندیمه‌ای، از منی که
‫یه افسر نظامی‌ام می‌خوای ضمانتتو کنم؟

210
00:13:29,099 --> 00:13:30,090
.‫بله

211
00:13:32,072 --> 00:13:36,028
‫و صرفاً برای همین صدام کردی؟

212
00:13:36,028 --> 00:13:37,018
.‫بله

213
00:13:37,018 --> 00:13:40,065
.‫نمی‌دونم کله‌خری یا خودِ خری

214
00:13:42,034 --> 00:13:48,051
‫خب دخترجون، داری سعی می‌کنی
‫از من برای خونه رفتنت سوءاستفاده کنی؟

215
00:13:48,051 --> 00:13:52,097
‫نه، یقین دارم که می‌تونم در ازاش
.‫چیز ارزشمندی بهتون پیشنهاد کنم

216
00:13:53,043 --> 00:13:54,056
‫هـــا؟

217
00:13:56,018 --> 00:13:57,014
m 1385.93 65 l 1810 65 1810 255 1385 255

218
00:13:57,048 --> 00:14:00,048
‫می‌تونم نظرتون رو به یه بازدید
‫از گل‌های خانه‌ی یشم جلب کنم؟

219
00:14:02,041 --> 00:14:05,034
!‫خـ ـ خونه‌ی یشم؟! حتماً شوخیت گرفته

220
00:14:05,034 --> 00:14:08,032
‫یه شب توی اون فاحشه‌خونه‌ی اعیونی
!‫اندازه‌ی دستمزد یه‌سالم خرج برمی‌داره

221
00:14:08,032 --> 00:14:12,095
‫اگه نگرانید، می‌تونی یکی
.‫از این معرفی‌نامه‌ها رو بهشون نشون بدید

222
00:14:12,095 --> 00:14:16,020
.‫پایرین. جوکا. می‌می

223
00:14:17,025 --> 00:14:19,008
!‫این‌طوری که بیشتر غیرقابل‌باوره

224
00:14:19,008 --> 00:14:22,067
‫اونا سه شاهدختی‌ان که حتی مقامات
!‫عالی‌رتبه هم دستشون بهشون نمی‌رسه

225
00:14:22,067 --> 00:14:25,039
.‫اگه باور نمی‌کنید که کاریش نمی‌شه کرد

226
00:14:25,039 --> 00:14:25,096
!‫هــا؟

227
00:14:26,024 --> 00:14:29,018
.‫عمیقاً عذر می‌خوام که وقت‌تون رو گرفتم

228
00:14:29,018 --> 00:14:30,036
...‫و ـ وایسا

229
00:14:30,036 --> 00:14:33,040
.‫واقعاً مایه‌ی تأسفه، ولی باید از شخص دیگه‌ای بپرسم

230
00:14:33,040 --> 00:14:35,060
.‫لطفاً این موضوع رو فراموش کنید

231
00:14:37,008 --> 00:14:40,022
!‫این دختره... آدمای دیگه‌ای هم داره؟

232
00:14:40,022 --> 00:14:43,032
‫تازه اونم گیره سر نقره و کوارتز سرخ؟

233
00:14:43,032 --> 00:14:46,000
.‫اونا قطعاً مال کسایین که خرشون بیشتر از من می‌ره

234
00:14:46,000 --> 00:14:48,017
!‫این دختره دیگه کیه؟

235
00:14:48,017 --> 00:14:50,082
...‫اگه این‌طوره، شاید حرفی که زد

236
00:14:50,082 --> 00:14:53,007
!‫نه نه، بدجوری مشکوکه

237
00:14:53,037 --> 00:14:59,058
‫ولی اگه راست بگه، عمراً دیگه شانس اینو
...‫داشته باشم که سه شاهدخت رو ببینم

238
00:14:59,090 --> 00:15:01,091
!‫چه شکری بخورم؟

239
00:15:03,060 --> 00:15:05,075
‫خب، چیکار می‌کنید؟

240
00:15:13,073 --> 00:15:15,068
.‫تسلیمم

241
00:15:15,068 --> 00:15:17,097
!‫تبریک می‌گم، مائومائو

242
00:15:17,097 --> 00:15:20,070
...‫کی فکرشو می‌کرد تو قبل از ما بری

243
00:15:20,070 --> 00:15:22,019
!‫خیلی خوشحالم

244
00:15:22,019 --> 00:15:24,019
!‫حتماً باید شخص خوبی رو دیده باشی

245
00:15:24,019 --> 00:15:26,044
‫هوم، خیلی ممنون؟

246
00:15:26,044 --> 00:15:28,083
!‫چرا این‌قدر در موردش عادی رفتار می‌کنی؟

247
00:15:28,083 --> 00:15:31,045
.‫نگران نباش، با خودم سوغاتی میارم

248
00:15:31,045 --> 00:15:33,056
‫چطوری با این یارو آشنا شدی؟

249
00:15:33,056 --> 00:15:35,005
‫تصادفی گمونم؟

250
00:15:35,005 --> 00:15:39,008
.‫مطمئنم روحشم خبر نداره معنی گیره سرها چیه

251
00:15:39,037 --> 00:15:44,033
.‫آره، مطمئنم. ای وای... دلم برای اون بنده خدا می‌سوزه

252
00:15:46,097 --> 00:15:48,051
.‫واقعاً که سرگرم‌کننده‌ست

253
00:15:50,007 --> 00:15:52,046
...‫موندم یعنی چه قیافه‌ای به خودش می‌گیره

254
00:15:52,046 --> 00:15:56,003
...‫به گمونم که باز یه جروبحث دیگه تو راهه

255
00:15:56,047 --> 00:16:01,021
‫جینشی بالأخره موفق شد کارش را
...‫به پایان برساند و زمانی برای ملاقات پیدا کند

256
00:16:01,021 --> 00:16:04,085
.‫آن هم یک روز پس از اینکه مائومائو رفته بود

257
00:16:04,085 --> 00:16:09,014
...‫مائومائو با یه نفر از اینجا رفت

258
00:16:15,052 --> 00:16:17,066
.‫یه سفر سه‌روزه به خونه‌شون

259
00:16:18,069 --> 00:16:22,041
‫منطقه‌ی سرگرمی؛ جایی که
.‫توش بزرگ شدم خیلی دور نبود

260
00:16:23,019 --> 00:16:28,017
،‫با کاخ اندرونی فاصله‌ی زیادی نداره
.‫درست بعد از دیوارها و خندق بود

261
00:16:30,004 --> 00:16:32,092
.‫کالسکه گرفته؟ چه ولخرجه

262
00:16:32,092 --> 00:16:35,074
...‫خب، سه شاهدخت خانه‌ی یشم

263
00:16:35,074 --> 00:16:39,072
.‫برای عموم تبدیل به بت شدن. حتی می‌پرستنشون

264
00:16:40,034 --> 00:16:43,060
.‫فقط دیدنشون به تنهایی باعث افتخاره

265
00:16:43,060 --> 00:16:45,094
...‫اوه، دارم می‌بینمش

266
00:16:47,046 --> 00:16:48,090
!‫منطقه‌ی سرگرمیه

267
00:16:51,091 --> 00:16:56,046
‫دخترهایی هستن که وارد فاحشه‌خونه‌ها
.‫می‌شن تا بتونن شبیه اون‌ها بشن

268
00:16:56,046 --> 00:16:58,041
.‫ولی به این آسونی نیست

269
00:16:59,008 --> 00:17:01,077
،‫حتی اگه به یه خدمتکار تبدیل بشن
،‫یا یه روسپی در حال آموزش

270
00:17:01,077 --> 00:17:03,075
.‫هیچ تضمینی وجود نداره که موفق بشن

271
00:17:06,025 --> 00:17:08,051
...‫پس اینجا خونه‌ی یشمه

272
00:17:08,051 --> 00:17:09,013
.‫بله

273
00:17:09,072 --> 00:17:12,046
.‫چه‌قدر باشکوهه

274
00:17:12,046 --> 00:17:14,064
،‫اینجا یه فاحشه‌خونه‌ی قدیمی و پرآوازه‌ست

275
00:17:14,064 --> 00:17:17,084
‫هرچیزی برای عرضه دارن؛
.‫از روسپی‌های میان‌رتبه بگیر تا فوق عالی‌رتبه

276
00:17:19,064 --> 00:17:21,010
.‫اوه، یه مدتی می‌شه، ننه‌جون

277
00:17:22,004 --> 00:17:23,035
‫بچه‌ها حالشون چطـ ـ

278
00:17:28,065 --> 00:17:31,078
!‫منظورت چیه که «یه مدتی‌ می‌شه» دختره‌ی کودن؟

279
00:17:31,078 --> 00:17:35,016
!‫حالت خوبه؟! این پیرزنه مشکلش چیه؟

280
00:17:35,016 --> 00:17:39,008
.‫این خانم پیر صاحب خانه‌ی یشمه

281
00:17:39,008 --> 00:17:43,020
‫یادش به‌خیر کمکم می‌کرد هرچی
.‫سم خورده بودم رو بیارم بالا

282
00:17:43,064 --> 00:17:45,083
‫هـا، این همون مشتریه خوبیه که گفتی؟

283
00:17:46,035 --> 00:17:50,025
.‫صورتش که خوشگله و جثه‌ی خوبی هم داره

284
00:17:50,025 --> 00:17:52,099
.‫شنیدم که داری پله‌های ترقی رو هم طی می‌کنی

285
00:17:52,099 --> 00:17:56,084
‫ننه جون، چرا داری اینا رو صاف تو روش می‌گی؟

286
00:17:56,084 --> 00:17:59,005
.‫هوی، پایرینو خبر کن

287
00:17:59,005 --> 00:18:00,076
.‫امروز باید چای درست کنه

288
00:18:00,076 --> 00:18:01,072
!‫چشم

289
00:18:01,072 --> 00:18:02,091
...‫پایرین

290
00:18:02,091 --> 00:18:06,033
‫لی‌هاکو-ساما، زور بازوهاتون چه‌قدر زیاده؟

291
00:18:06,033 --> 00:18:08,058
.‫مرتب تمرین می‌کنم

292
00:18:09,019 --> 00:18:11,094
...‫این‌طوری که

293
00:18:11,094 --> 00:18:13,038
.‫از این‌طرف لطفاً

294
00:18:14,037 --> 00:18:15,053
...‫دارم استرس می‌گیرم

295
00:18:16,015 --> 00:18:18,035
‫خوب خودتو نشون بده، باشه؟

296
00:18:18,035 --> 00:18:19,011
.‫باشه

297
00:18:21,037 --> 00:18:27,050
‫خب، چرا بدون اینکه یه کلمه بگی
‫ده ماهِ تموم غیبت زده بود؟

298
00:18:27,050 --> 00:18:31,024
‫کاریش نمی‌شد کرد. نامه‌ای که فرستادم رو نخوندی؟

299
00:18:31,024 --> 00:18:33,076
،‫معلومه که خوندم! برای همینه که هواشو دارم

300
00:18:33,076 --> 00:18:35,082
!‫اونم با اینکه فقط سلام‌علیک کردیم

301
00:18:35,082 --> 00:18:43,010
‫فهمیدم بابا. نصف حقوقم رو از کاخ اندرونی
.‫به‌عنوان یه معامله‌ی ویژه، جلوجلو گرفتم

302
00:18:43,010 --> 00:18:47,015
.‫این که برای پایرین کفایت نمی‌کنه

303
00:18:47,015 --> 00:18:49,058
‫نمی‌شه حالا در حد یه چای خوردن حسابش کنی؟

304
00:18:49,058 --> 00:18:54,002
‫احمق! پایرین که اون عضله‌ها رو
.‫ولشون نمی‌کنه به امون خدا

305
00:18:54,002 --> 00:18:57,000
...‫می‌دونستم. ولی کاری از دست من برنمیاد

306
00:18:57,000 --> 00:19:00,097
.‫این که نشد حرف! می‌زنم پای حساب خودت

307
00:19:00,097 --> 00:19:02,059
...‫من که از این پول‌ها ندارم

308
00:19:02,059 --> 00:19:05,004
.‫اگه این‌طوره، بازم مشتری خوب برامون بیار

309
00:19:05,004 --> 00:19:09,004
،‫مثل همین یارو. جوونم باشه
.‫که بتونیم تا مدت زیادی بدوشیمش

310
00:19:09,088 --> 00:19:12,047
‫یعنی یه خواجه مشتری قابل‌قبولی می‌شه؟

311
00:19:12,090 --> 00:19:15,072
‫راه نداره. روسپی‌ها هرکاری
...‫برای به چنگ آوردنش می‌کنن

312
00:19:15,072 --> 00:19:17,016
.‫و فاحشه‌خونه رو از کار بیکار می‌کنن

313
00:19:17,057 --> 00:19:20,080
‫ولی دلم به حال گائوشون یا
...‫اون حکیم شارلاتان می‌سوزه

314
00:19:22,000 --> 00:19:26,026
.‫مائومائو، بابات باید خونه باشه. برو یه سری بهش بزن

315
00:19:30,018 --> 00:19:34,077
.‫یه خیابون می‌ری پایین و چهره‌ی شهر به‌کل عوض می‌شه

316
00:19:35,043 --> 00:19:39,053
.‫آلونک‌های داغون، گداها و ولگردهای آبله‌زده

317
00:19:41,048 --> 00:19:43,053
.‫اوضاع همونه که بود

318
00:19:57,076 --> 00:19:59,092
.‫من اومدم، بابا

319
00:19:59,092 --> 00:20:03,093
.‫اوه، خوش اومدی. یه مدتی می‌شه نیستی

320
00:20:05,094 --> 00:20:07,093
.‫بالأخره اومدم خونه

321
00:20:08,063 --> 00:20:13,090
‫راستی، اون روز رفته بودم بیرون
...‫برای کک‌و‌مک‌هام رنگ بگیرم، که

322
00:20:25,040 --> 00:20:29,023
،‫هنوز مدت زمان خدمتم تموم نشده
.‫پس باید دو روز دیگه برگردم به کاخ اندرونی

323
00:20:29,023 --> 00:20:29,099
.‫که این‌طور

324
00:20:30,038 --> 00:20:33,011
.‫خوابم میاد، ولی دلم می‌خواد یه دوشم بگیرم

325
00:20:33,050 --> 00:20:36,097
.‫فردا باید از حموم خونه‌ی یشم استفاده کنی

326
00:20:38,016 --> 00:20:40,051
.‫باشه، همین‌کارو می‌کنم

327
00:20:58,092 --> 00:21:03,058
.‫کاخ اندرونی؟ چرخ روزگارو ببین

328
00:21:07,082 --> 00:21:55,032


329
00:22:46,052 --> 00:22:48,082
‫قسمت بعد: «ساقه‌ی گندم»

330
00:22:46,063 --> 00:22:50,005
‫قسمـــت

