1
00:01:30,820 --> 00:01:34,640
!‫به چه جرئتی همچین غذای کم‌ارزشی به لیفا-ساما می‌دی

2
00:01:34,640 --> 00:01:39,100
.‫فقط اعیانی‌ترین غذاها برازنده‌ی بانوی ما لیفا-ساماست

3
00:01:39,100 --> 00:01:42,810
!‫اگه من بودم حتی برای نشون دادن این به ایشون مردد می‌شدم

4
00:01:42,810 --> 00:01:45,830
اصلاً به خیال کسی می‌رسه لیفا-ساما
از همچین چیزی لذت ببرن؟

5
00:01:45,830 --> 00:01:50,160
.‫ما بهتر از همه می‌دونیم لیفا-ساما چی دوست دارن میل کنن

6
00:01:45,830 --> 00:01:49,530
<i></i><i>‫آه. عجب گرفتاری شدیم.</i>

7
00:01:49,530 --> 00:01:53,560
<i></i><i>‫اگه دست خودم بود عمراً پام رو توی کاخ بلور می‌ذاشتم، ولی...</i>

8
00:01:50,160 --> 00:01:53,560
‫چطور جرئت می‌کنی چشم ما رو که دور دیدی این رو
.‫پیش ایشون ببری، خدمتکار. واقعاً که

9
00:01:55,140 --> 00:01:59,800
...‫ شبی که امپراتور از کاخ یشم دیدن کردن

10
00:02:23,140 --> 00:02:24,780
.‫هیچ سمی نیست

11
00:02:26,710 --> 00:02:29,370
.‫با اجازه، از حضورتون مرخص می‌شم

12
00:02:31,080 --> 00:02:32,080
.‫صبر کن

13
00:02:33,080 --> 00:02:36,090
<i></i><i>‫امپراتور برای اولین‌بار مستقیماً مورد خطاب قرارم داد.</i>

14
00:02:36,610 --> 00:02:39,720
.‫از داروساز پرآوازه تقاضایی دارم

15
00:02:40,070 --> 00:02:43,300
<i></i><i>‫پرآوازه؟ حس خوبی نسبت بهش ندارم.</i>

16
00:02:43,300 --> 00:02:44,310
.‫بله

17
00:02:44,750 --> 00:02:48,870
.‫حال همنشین لیفا خوب نیست
‫می‌تونی ازشون پرستاری کنی؟

18
00:02:49,430 --> 00:02:53,520
<i></i><i>‫منظورش از «پرستاری»،‌ اینه که «درمانش کن».</i>

19
00:02:54,320 --> 00:02:57,580
<i></i><i>‫کلام امپراتور حکم کلام بهشتیان رو داره.</i>

20
00:02:57,580 --> 00:03:00,070
<i></i><i>‫اگه روی ایشون رو زمین بندازم، درواقع گور خودم رو کندم.</i>

21
00:03:00,580 --> 00:03:01,530
.‫الساعه

22
00:03:03,200 --> 00:03:08,280
<i></i><i>‫اینا به‌کنار... چرا باید این حرف رو پیش یه همنشین دیگه بزنه؟</i>

23
00:03:08,280 --> 00:03:12,920
<i></i><i>‫الحق که اعلی‌حضرت ذاتاً یه «امپراتور»ان.</i>

24
00:03:13,460 --> 00:03:18,170
<i></i><i>‫ولی، واقعاً تو کتم نمی‌ره این‌طوری باهام رفتار
‫می‌کنن، من به دستور خود امپراتور اینجام.</i>

25
00:03:18,170 --> 00:03:24,760
<i></i><i>‫از اون‌جایی که به لیفا-ساما خدمت می‌کنن، گمونم
‫از من که خدمتکار گیوکویو-سامام حسابی بیزارن.</i>

26
00:03:24,760 --> 00:03:25,640
‫هوم؟

27
00:03:25,640 --> 00:03:28,220
!‫اگه نظافت کردنت تموم شد یالا برو بیرون

28
00:03:28,590 --> 00:03:30,520
<i></i><i>‫بوینگ بوینگ.</i>

29
00:03:31,280 --> 00:03:34,610
<i></i><i>‫چاره‌ای نیست. انگار دوباره باید بپزمش.</i>

30
00:03:36,610 --> 00:03:39,210
‫مائومائو،‌ تو الان توی کاخ بلوری؟

31
00:03:39,210 --> 00:03:41,820
.‫آره، از لیفا-ساما مراقبت می‌کنم

32
00:03:41,820 --> 00:03:46,080
‫که اینطور. لیفا-ساما هنوز
...‫سلامتی‌شون رو به‌دست نیاوردن

33
00:03:46,400 --> 00:03:49,720
.‫سم پودرسفیدکننده حتماً ‫هنوز از بدن‌شون دفع نشده

34
00:03:49,720 --> 00:03:54,490
‫پودر سمی، ها؟
.‫شنیدم قدغن شده

35
00:03:54,960 --> 00:03:59,530
‫شنیدم خواجه‌ها هرچی پودر مونده بود رو
.‫از کاخ اندرونی بیرون بردن

36
00:03:59,940 --> 00:04:01,880
.‫عجب. خداروشکر

37
00:04:02,550 --> 00:04:08,600
‫ولی تقاضایی از سوی امپراتور؟
!‫حرف نداری، مائومائو. حسابی جا خوردم

38
00:04:09,240 --> 00:04:14,600
<i></i><i>‫حتماً به حکیم یه جو اعتماد هم نداره که
‫روی دختری مثل من حساب باز می‌کنه.</i>

39
00:04:15,590 --> 00:04:17,680
‫مائومائو، بعداً می‌ری آشپزخونه، نه؟

40
00:04:17,680 --> 00:04:18,870
.‫آره

41
00:04:18,870 --> 00:04:20,800
!‫آشپزی خوبی داشته باشی

42
00:04:20,800 --> 00:04:21,880
.‫ممنونم

43
00:04:26,020 --> 00:04:27,120
!‫خب

44
00:04:28,120 --> 00:04:32,900
<i></i><i>‫برای مراقبت از لیفا-ساما، در وهله‌ی اول
‫قصد داشتم دستور خوراکش رو اصلاح کنم.</i>

45
00:04:30,450 --> 00:04:32,640
‫ببخشید،‌ می‌تونم وقتتون رو بگیرم؟

46
00:04:32,640 --> 00:04:33,450
‫بله؟

47
00:04:32,900 --> 00:04:35,940
<i></i><i>‫اول از همه باید سمی رو که
‫هنوز توی بدنش بود، دفع کنم.</i>

48
00:04:36,380 --> 00:04:39,120
<i></i><i>‫برای این کار، یه آش سرشار از فیبر،</i>

49
00:04:39,120 --> 00:04:41,580
<i></i><i>‫به‌علاوه چای ادرارآور به‌نظر انتخاب خوبی میاد.</i>

50
00:04:41,580 --> 00:04:45,090
.‫این نه. این هم نه
...‫این یکی

51
00:04:45,090 --> 00:04:48,890
...‫و این یکی و اون و... اون یکی هم نه

52
00:04:51,640 --> 00:04:53,350
!‫شورشو درآوردی دیگه

53
00:04:53,350 --> 00:04:56,480
.‫اینجا جای دخترهای دون‌پایه مثل تو نیست

54
00:04:57,060 --> 00:04:58,870
<i></i><i>‫بوینگ بوینگ.</i>

55
00:04:59,300 --> 00:05:01,110
<i></i><i>‫حالا حالاها کار داریم.</i>

56
00:05:02,780 --> 00:05:04,360
<i></i><i>‫پس، این‌دفعه...</i>

57
00:05:04,360 --> 00:05:06,200
.‫این یکی، اون یکی، اون، و این

58
00:05:11,200 --> 00:05:12,670
!‫چندبار باید بهت بگم؟

59
00:05:12,670 --> 00:05:15,630
‫آخه، ایشون اول باید چیزی ‫میل کنن که هضمش راحت باشه-

60
00:05:15,630 --> 00:05:21,300
‫به‌هیچ‌وجه! مشخصه که آدمای بیمار اول از
.هرچیزی به غذاهای مقوی نیاز دارن

61
00:05:22,000 --> 00:05:24,590
<i></i><i>‫پس این غذای روزمره‌شونه.</i>

62
00:05:24,910 --> 00:05:27,220
<i></i><i>‫درسته که مغذیه،</i>

63
00:05:27,600 --> 00:05:30,480
<i></i><i>‫ولی برای معده ضعیف یه آدم بیمار زیادی سنگینه.</i>

64
00:05:30,480 --> 00:05:33,220
<i></i><i>‫این رو که یه بچه هم می‌فهمه.</i>

65
00:05:33,220 --> 00:05:35,060
<i></i><i>کسی قرار نیست جلوشونو بگیره؟</i>

66
00:05:36,640 --> 00:05:39,540
.‫لیفا-ساما، غذاتون آماده‌ست

67
00:05:40,120 --> 00:05:44,760
‫همه‌ی چیزهای موردعلاقه‌تون رو ‫براتون آوردیم. لطفاً
.حتی اگه شده یکم میل کنید

68
00:05:50,020 --> 00:05:51,130
!‫لیفا-ساما؟

69
00:05:51,130 --> 00:05:52,750
!‫ای وای، حالا چیکار کنیم؟

70
00:05:52,750 --> 00:05:54,060
!‫بجنب،‌ آب بیار

71
00:05:54,060 --> 00:05:55,800
!‫حالتون خوبه، لیفا-ساما؟

72
00:05:55,800 --> 00:05:58,820
.‫لیفا-ساما، لطفاً یکمی آب بخورین

73
00:06:02,320 --> 00:06:04,920
.‫تقصیر توـه خدمتکار دون‌پایه

74
00:06:04,920 --> 00:06:06,700
!‫تو با حضورت جو اینجا رو خراب می‌کنی

75
00:06:06,700 --> 00:06:07,760
!‫یالا! گمشو بیرون

76
00:06:09,780 --> 00:06:11,240
<i></i><i>‫بوینگ بوینگ.</i>

77
00:06:12,960 --> 00:06:15,850
<i></i><i>‫با این اوصاف نمی‌تونم حتی بهش نزدیک شم.</i>

78
00:06:16,740 --> 00:06:19,400
<i></i><i>‫خب حالا، چیکار می‌تونم بکنم...</i>

79
00:06:24,580 --> 00:06:26,490
...‫حداقل اگه بشه معاینه‌شون کنم

80
00:06:26,490 --> 00:06:31,380
‫لازم نیست. اگه به‌خاطر تو حالشون از اینی
‫ که هست بدتر بشه، اون‌وقت چیکار کنیم؟

81
00:06:32,920 --> 00:06:35,910
<i></i><i>‫این‌طور پیش بره عاقبتش یا پژمرده می‌شه یا می‌میره.</i>

82
00:06:36,340 --> 00:06:38,730
<i></i><i>‫آدما اگه غذا نخورن می‌میرن.</i>

83
00:06:40,100 --> 00:06:44,460
<i></i><i>‫احتمالاً بعد از دست‌دادن بچه‌ش اراده‌ش برای زندگی رو از دست داده.</i>

84
00:06:50,020 --> 00:06:52,550
<i></i><i>‫تا روزی که سرم قراره به‌خاطر سرپیچی از دستور امپراتور...</i>

85
00:06:52,550 --> 00:06:56,790
<i></i><i>با تنم وداع کنه، چند روز دیگه مونده؟</i>

86
00:06:57,720 --> 00:06:59,770
.‫انگاری یه‌چیزی حسابی درگیرت کرده

87
00:07:01,820 --> 00:07:03,920
‫واقعاً به‌نظرتون این‌طوری میام؟

88
00:07:03,920 --> 00:07:05,560
.‫واقعاً به‌نظرم این‌طوری میای

89
00:07:06,850 --> 00:07:08,340
!‫جینشی-ساما؟

90
00:07:09,360 --> 00:07:11,440
‫اون دختر چشه؟

91
00:07:11,440 --> 00:07:12,950
‫چرا با جینشی-ساماست؟

92
00:07:12,950 --> 00:07:15,080
...‫چه سوء‌ِ برداشت رو مخی

93
00:07:18,980 --> 00:07:20,750
.‫فعلاً بیا بریم داخل

94
00:07:22,670 --> 00:07:24,250
!‫جـ ـ جینشی-ساما؟

95
00:07:22,670 --> 00:07:23,130
...‫اوه

96
00:07:23,130 --> 00:07:24,250
!‫هیـــن

97
00:07:24,850 --> 00:07:27,690
...‫نادیده گرفتن دستور شخص امپراتور

98
00:07:27,690 --> 00:07:30,590
.‫مناسب بانوهای زیبا و بااستعدادی همچون شماها نیست

99
00:07:32,300 --> 00:07:34,570
...‫اوه! اوه نه، ما نادیده نگرفتیم

100
00:07:33,800 --> 00:07:35,710
!‫وااای

101
00:07:34,570 --> 00:07:37,140
...‫درسته. ما که آخه

102
00:07:35,710 --> 00:07:36,750
!‫هـ ــ هی

103
00:07:38,120 --> 00:07:40,490
.‫این‌طوری رنگ عوض کردن زنا واقعاً ترسناکه

104
00:07:48,360 --> 00:07:49,770
.‫یالا. برو

105
00:08:20,120 --> 00:08:22,270
<i></i><i>‫به غذا خوردن تمایل داره.</i>

106
00:08:23,120 --> 00:08:26,650
<i></i><i>‫اما ضعیف‌تر از اونی‌ـه که فکر می‌کردم.</i>

107
00:08:26,650 --> 00:08:28,360
<i></i><i>‫شاید به‌جای بتونم بهش آب‌برنج بدم.</i>

108
00:08:32,480 --> 00:08:34,260
.‫ببخشید

109
00:08:35,970 --> 00:08:38,150
<i></i><i>‫همون رنگ همیشگی...</i>

110
00:08:57,320 --> 00:09:00,600
‫تو مسئول آرایش همنشینی؟

111
00:09:00,600 --> 00:09:01,940
.‫بله درسته

112
00:09:02,470 --> 00:09:05,310
.‫ما می‌خوایم لیفا-سامای عزیزمون همیشه زیبا باشن

113
00:09:05,720 --> 00:09:07,990
.‫وظیفه‌ی ما به عنوان ندیمه‌ی ایشون همینه

114
00:09:08,690 --> 00:09:10,490
.‫همه‌ش به‌خاطر خود لیفا-ساماست

115
00:09:10,490 --> 00:09:11,780
!‫البته

116
00:09:11,780 --> 00:09:12,440
.‫عجب

117
00:09:14,520 --> 00:09:15,990
چه مرگته؟

118
00:09:16,280 --> 00:09:18,870
.‫ها؟ فقط دارم یه احمق رو تنبیه می‌کنم

119
00:09:19,490 --> 00:09:22,980
.‫آی! داره دردم میاد! نکن! دردم میاد

120
00:09:31,720 --> 00:09:34,590
.‫این سم یکم دیگه کل بدنتو آلوده می‌کنه

121
00:09:34,590 --> 00:09:38,390
...‫چقدر عالی... این‌طوری تو هم خوشگل می‌شی

122
00:09:38,760 --> 00:09:41,160
.‫درست مثل لیفا-سامای عزیزت

123
00:09:41,680 --> 00:09:48,560
‫با پوست رنگ‌پریده و بی‌جون، چشمای به گود نشسته
...‫و بدنی که حتی قادر به خوردن غذا نیست

124
00:09:48,970 --> 00:09:52,610
اینکه چرا این‌چیزا رو ممنوع کردن... تو کتت نمی‌ره؟

125
00:10:01,240 --> 00:10:06,110
...‫فـ ـ فقط... برای خوشحال کردن لیفا-ساما

126
00:10:06,620 --> 00:10:08,680
!‫گفتم بهت این سم‌ـه

127
00:10:08,680 --> 00:10:12,990
‫با اون کله‌ت اصلاً فکر نمی‌کنی. فقط خیال
.‫ برت داشته که از همه‌چیز سر در میاری

128
00:10:14,050 --> 00:10:17,090
‫کی با مسموم شدن با همون چیزی که
!‫ باعث مرگ پسرش شده خوشحال می‌شه؟

129
00:10:29,730 --> 00:10:32,790
.‫زود برو دهنتو آب بکش و صورتتو بشور

130
00:10:33,720 --> 00:10:37,510
!‫هوی! این برای مریض خوب نیست

131
00:10:37,510 --> 00:10:39,370
!‫زودی این زمینو تمیز کنید

132
00:10:39,370 --> 00:10:40,950
!‫چـ ـ چشم

133
00:10:44,900 --> 00:10:47,800
.‫واقعاً اینکه زنا چطوری رنگ عوض می‌کنن ترسناکه

134
00:10:49,370 --> 00:10:50,230
...‫اوه

135
00:10:52,280 --> 00:10:55,000
<i></i><i>‫دیگه کار از کار گذشته...</i>

136
00:10:55,000 --> 00:10:56,020
.‫بریم

137
00:10:59,040 --> 00:11:02,700
<i></i><i>‫وضعیت سلامتی لیفا-ساما بدتر از چیزی بود که فکرش رو می‌کردم.</i>

138
00:11:03,260 --> 00:11:06,110
<i></i><i>‫برای شروع به‌جای آش بهش آب برنج دادم.</i>

139
00:11:06,110 --> 00:11:10,890
<i></i><i>‫غذا رو به‌زور توی دهنش ریختم و وادارش ‫کردم
‫ آروم آروم قورتش بده، مدام این کارو تکرار کردم.</i>

140
00:11:12,070 --> 00:11:15,900
<i></i><i>‫این‌طور وقتا آدم دیگه نگران رفتارش نیست.</i>

141
00:11:17,140 --> 00:11:22,160
<i></i><i>‫یکمی هوا رو تهویه کردم و با کم‌تر شدن
‫ بوی عود، بوی تن بیمار مشخص شد.</i>

142
00:11:22,160 --> 00:11:25,880
‫اون احمقای به‌درد نخور حتی نمی‌تونن
‫درست و درمون بدن بانوشون رو تمیز کنن؟

143
00:11:25,880 --> 00:11:28,080
‫چطور اسم خودشون رو می‌ذارن ندیمه؟

144
00:11:28,080 --> 00:11:32,140
.‫قبل از اینکه برن سراغ عود یه‌عالمه کار دیگه ازشون برمیومد

145
00:11:34,770 --> 00:11:37,840
.‫هوی. آب داغ و پارچه آماده کنین

146
00:11:37,840 --> 00:11:39,130
.‫بـ ـ بله

147
00:11:41,720 --> 00:11:42,990
.‫شما هم مشغول شین

148
00:11:42,990 --> 00:11:44,050
.‫بـ ـ بله

149
00:11:50,160 --> 00:11:52,540
<i></i><i>‫از هر فرصتی که گیر آوردم بهش چایی دادم.</i>

150
00:11:52,540 --> 00:11:56,770
<i></i><i>‫تکرر ادرار به دفع سم از بدنش کمک می‌کنه.</i>

151
00:11:56,770 --> 00:12:00,280
‫می‌گم، مطمئنی لیفا-ساما درد نمی‌کشن...؟

152
00:12:00,280 --> 00:12:02,150
.‫مهم نیست، باید بخورن

153
00:12:03,350 --> 00:12:08,000
<i></i><i>‫کم‌کم غذای بیشتری خورد، برای همین
‫تعداد دونه‌های برنج توی آب رو بیشتر کردم.</i>

154
00:12:08,000 --> 00:12:13,000
.‫وقتی تونست قورتشون بده، بهش سوپ و میوه‌ی آسیاب‌شده اضافه کردم

155
00:12:14,630 --> 00:12:18,630
<i></i><i>‫شنیدم اون ندیمه رو حبس کردن.</i>

156
00:12:19,590 --> 00:12:23,760
<i></i><i>‫گویا به‌خاطر لیفا-ساما پودر رو مخفی کرده بود.</i>

157
00:12:25,080 --> 00:12:29,480
<i></i><i>‫خواجه‌ای هم که قرار بود پودرهای آرایشی رو
‫ جمع‌آوری کنه با تازیانه خوردن مجازات شد.</i>

158
00:12:46,770 --> 00:12:48,490
.‫به‌نظر خسته میای

159
00:12:49,270 --> 00:12:52,440
.‫بله. برعکس بعضی‌ها من خیلی سرم شلوغه

160
00:12:53,040 --> 00:12:54,380
.‫براتون هدیه آوردیم

161
00:12:57,600 --> 00:12:59,300
!‫ممنون

162
00:13:00,760 --> 00:13:02,300
!‫وای

163
00:13:02,640 --> 00:13:04,640
<i></i><i>‫خوب می‌دونه چی دلم می‌خواد!</i>

164
00:13:04,640 --> 00:13:08,030
<i></i><i>‫همین آدمای باملاحظه‌ن که شوهرای خوبی می‌شن.</i>

165
00:13:08,030 --> 00:13:09,400
<i></i><i>‫خواجه‌ست البته.</i>

166
00:13:11,320 --> 00:13:12,970
<i></i><i>‫برعکس اون...</i>

167
00:13:17,610 --> 00:13:20,110
تو چیزی کمکی نیاز نداری؟

168
00:13:20,540 --> 00:13:21,720
...‫هـــا

169
00:13:23,320 --> 00:13:25,660
.‫چی شده؟ هرچی می‌خوای بگو

170
00:13:27,530 --> 00:13:30,740
.‫شما که اونجایید، اون‌جا کمک لازم دارن. لطفاً یکی بیاد

171
00:13:31,140 --> 00:13:33,440
.‫آقایون، لطفاً عجله کنید

172
00:13:33,440 --> 00:13:34,630
!‫چشم

173
00:13:35,830 --> 00:13:37,640
‫یه حمام بخار؟

174
00:13:37,640 --> 00:13:40,090
.‫مثل اینکه، عرق کردن براشون خوبه

175
00:13:40,090 --> 00:13:41,750
‫کاربردی هم داره؟

176
00:13:42,180 --> 00:13:43,460
.‫احتمالاً داره

177
00:13:44,260 --> 00:13:47,180
.‫باید از هرچی که دم دست داریم استفاده کنیم

178
00:14:01,800 --> 00:14:03,260
‫چیزی شده؟

179
00:14:09,490 --> 00:14:13,080
‫به حال خودم بمیرم؟

180
00:14:14,620 --> 00:14:18,080
.‫پس، دست از غذا خوردن بردارید

181
00:14:19,040 --> 00:14:22,900
.‫ولی وقتی که آش رو خوردید یعنی می‌خواید زنده بمونید

182
00:14:42,080 --> 00:14:43,980
.‫که این‌طور

183
00:14:58,710 --> 00:15:00,210
.‫حق با توـه

184
00:15:48,150 --> 00:15:49,400
.‫تویی که

185
00:15:50,260 --> 00:15:56,180
‫من از حبس آزاد شدم و بهم اجازه داده
.شد که یه‌بار دیگه به لیفا-ساما خدمت کنم

186
00:15:57,700 --> 00:16:01,600
.‫دیگه هرگز چنین اشتباهی رو تکرار نمی‌کنم. هیچ‌وقت

187
00:16:02,790 --> 00:16:06,440
.‫الان جای شما رو می‌گیرم. لطفاً استراحت کنید

188
00:16:07,940 --> 00:16:09,320
.‫که این‌طور

189
00:16:16,290 --> 00:16:17,610
.‫لیفا-ساما

190
00:16:27,400 --> 00:16:28,550
...‫آه

191
00:16:33,360 --> 00:16:37,220
‫اگه امکانش هست، می‌تونی یکم آب برام بیاری؟

192
00:16:41,520 --> 00:16:42,570
.‫چشم

193
00:16:46,930 --> 00:16:47,740
!‫چشم

194
00:16:53,760 --> 00:16:59,560
<i></i><i>‫حدود دوماه بعد، لیفا-ساما اونقدری بهبود پیدا
‫کرد که بتونه به تنهایی پیاده‌روی کنه.</i>

195
00:17:02,600 --> 00:17:06,100
<i></i><i>‫اون مغرور هست... اما متکبر نیست.</i>

196
00:17:06,100 --> 00:17:10,300
،<i></i><i>‫بعد از اتفاقی که برای شاهزاده افتاد
‫تصور می‌کردم یه شاهدخت خودخواه باشه،</i>

197
00:17:11,250 --> 00:17:15,140
<i></i><i>‫ولی این‌طور که معلوم شد، اون شخصیتی
داره که درخور یه همنشین باشه.</i>

198
00:17:50,210 --> 00:17:53,830
.‫بنده دیگه فردا صبح اینجا رو ترک می‌کنم

199
00:17:54,580 --> 00:17:55,690
.‫که این‌طور

200
00:17:56,350 --> 00:17:59,420
...‫از قبل با ندیمه‌هاتون در مورد خوراک‌تون

201
00:17:59,420 --> 00:18:01,400
.‫و سایر چیزهایی که باید مراقبشون باشید، صحبت کردم

202
00:18:03,830 --> 00:18:08,600
‫ببین، من دیگه نمی‌تونم بچه‌ای به دنیا بیارم؟

203
00:18:10,340 --> 00:18:14,360
.‫نمی‌دونم. شاید باید امتحانش کنید

204
00:18:14,760 --> 00:18:17,610
.‫ولی عشق اعلی‌حضرت به من از بین رفته

205
00:18:18,470 --> 00:18:21,620
.‫من به دستور مستقیم شخص امپراتور به اینجا فرستاده شدم

206
00:18:22,210 --> 00:18:27,780
.‫وقتی که برگردم به کاخ یشم، شاید امپراتور به ملاقات‌تون بیان، لیفا-ساما

207
00:18:29,480 --> 00:18:34,560
...‫من زنی‌ام که اون نصیحت‌ رو نادیده گرفتم و گذاشتم بچه‌م بمیره

208
00:18:34,560 --> 00:18:36,780
‫یعنی شانسی برای برنده‌شدن مقابل همنشین گیوکویو دارم؟

209
00:18:37,890 --> 00:18:40,730
.‫مسئله برد و باخت نیست

210
00:18:42,240 --> 00:18:45,550
،‫توی دنیا صدها و هزاران گل وجود دارن

211
00:18:45,550 --> 00:18:51,030
‫اما کی می‌تونه تعیین کنه گل صدتومانی زیباتره یا گل استکانی؟

212
00:18:52,080 --> 00:18:56,180
.‫من نه چشم‌هایی به رنگ یشم دارم نه موهای روشن

213
00:19:00,100 --> 00:19:03,040
.‫ولی شما... دارایی‌های دیگه‌ای دارید

214
00:19:04,310 --> 00:19:09,410
.‫نه تنها اندازه‌شون بزرگه، بلکه شکل و سفتی‌شون هم باشکوهه

215
00:19:09,720 --> 00:19:10,730
‫عــه؟

216
00:19:11,750 --> 00:19:14,620
‫می‌شه گوش‌تون رو بیارید جلو؟

217
00:19:14,620 --> 00:19:16,170
.‫بـ ـ بله

218
00:19:30,300 --> 00:19:33,300
.‫پس فعلاً، با اجازه‌تون

219
00:19:37,040 --> 00:19:42,170
<i></i><i>‫دانشی که در اختیار لیفا-ساما گذاشتم
‫ترفند سرّی‌ای بود که از خواهرای بزرگم...</i>

220
00:19:37,290 --> 00:19:39,590
‫لیفا-ساما، چیزی شده؟

221
00:19:41,220 --> 00:19:42,380
!‫لیفا-ساما؟

222
00:19:42,170 --> 00:19:43,490
<i></i><i>‫توی فاحشه‌خونه یاد گرفته بودم.</i>

223
00:19:44,070 --> 00:19:47,310
.‫مائومائو هم باید محض اطمینان یادش بگیره

224
00:19:47,310 --> 00:19:48,490
‫هــا؟

225
00:19:49,430 --> 00:19:54,600
<i></i><i>‫متأسفانه، من چنین میوه‌های درشتی برای اجرای این ترفند ندارم.</i>

226
00:19:54,600 --> 00:19:57,370
<i></i><i>‫هرچند، برای لیفا-ساما عالیه.</i>

227
00:19:59,620 --> 00:20:01,700
.‫امیدوارم که براش کاربردی داشته باشه

228
00:20:07,890 --> 00:20:09,470
.‫من برگشتم

229
00:20:10,160 --> 00:20:11,810
.‫خوش اومدی

230
00:20:12,280 --> 00:20:14,230
!‫مائومائو، حالت خوبه؟

231
00:20:14,680 --> 00:20:16,480
.‫خیلی نحیف شدی

232
00:20:16,480 --> 00:20:18,720
.‫حتماً خیلی بهت سخت گذشته

233
00:20:18,720 --> 00:20:23,320
<i></i><i>‫مأموریت امپراتور رو به تنهایی انجام داد. تأثیرگذار بود.</i>

234
00:20:26,430 --> 00:20:29,640
‫بعد از آن، مدتی دیدارهای امپراتور از کاخ یشم
.‫به میزان چشم‌گیری کاهش پیدا کرد

235
00:20:34,250 --> 00:20:38,460
.‫بالأخره، تونستم یه خواب راحت داشته باشم

236
00:20:39,990 --> 00:20:44,880
.‫مائومائو نمی‌توانست جلوی خنده‌اش را بگیرد، اما آن داستان دیگری داشت

237
00:21:00,680 --> 00:21:02,030
...‫این یه نفرینه

238
00:22:46,420 --> 00:22:48,590
‫قسمت بعد: «عملیات پنهان»

