1
00:00:01,000 --> 00:00:06,000


2
00:00:03,030 --> 00:00:05,001
،وقتی گفتن تِنگو

3
00:00:05,001 --> 00:00:08,029
...یه چیزی مثل این تو ذهنم بود

4
00:00:08,050 --> 00:00:15,051
تِنگو

5
00:00:09,074 --> 00:00:11,066
تِنگو با کانجی‌
،بهشت و سگ نوشته میشه

6
00:00:11,066 --> 00:00:15,051
پس اونا ترکیبی از نژاد فرشته‌ها
.و گرگ‌ها هستن

7
00:00:15,097 --> 00:00:17,001
.توجه

8
00:00:17,002 --> 00:00:19,050
،در واقع
.اونا یه نژاد ترکیبی نیستن

9
00:00:17,009 --> 00:00:19,068
.در واقع، اونا یه نژاد ترکیبی نیستن

10
00:00:19,050 --> 00:00:23,002
یه تِنگو تجسمی از
.یه فرشته تو بدن یه گرگه

11
00:00:23,031 --> 00:00:26,005
.درسته، درسته. اونا یه نژاد تجسمی هستن

12
00:00:26,005 --> 00:00:29,015
،توجه. در واقع
.اونا یه نژاد نیستن

13
00:00:29,034 --> 00:00:32,089
یه فرشته‌ی فردی که تو یه جمعیت
،از افراد تجسم پیدا کرده

14
00:00:32,089 --> 00:00:35,015
.مثل فردی که بهش میگن رانگا

15
00:00:35,058 --> 00:00:38,094
،کسی که الان جلو منه
،دختر رئیس تِنگوهاست

16
00:00:38,094 --> 00:00:41,030
.که به عنوان خدای کوه مورد احترامه

17
00:00:41,062 --> 00:00:43,082
.سلام، ارباب شیطان ریمورو

18
00:00:44,018 --> 00:00:46,072
.من به جای رهبر تِنگوها اومدم

19
00:00:46,072 --> 00:00:48,009
.اسم من مومیه

20
00:00:48,051 --> 00:00:50,054
.خوشبختم که ملاقاتتون میکنم

21
00:01:56,065 --> 00:02:01,024
اون وقت که به عنوان یک اسلایم تناسخ پیدا کردم

22
00:02:28,078 --> 00:02:31,052
،بعد از اینکه با هیناتا و گروهش صلح کردیم

23
00:02:31,052 --> 00:02:34,074
یه تیم به رهبری بنیمارو به
روستای تِنگوها در کوه‌های کوشا فرستادم

24
00:02:34,074 --> 00:02:39,031
تا اجازه بگیرن
.برای ساخت جاده به تالایون

25
00:02:36,061 --> 00:02:41,032
قسمت آزمایش بنیمارو

26
00:02:41,014 --> 00:02:42,006
.باید همونجا باشه

27
00:02:46,039 --> 00:02:48,031
به نظر میاد یه
.حائل دورش درست کردن

28
00:02:49,045 --> 00:02:50,032
.بایست

29
00:02:53,018 --> 00:02:55,000
احساس میکنم که
.هنرهای رزمی رو بلدی

30
00:02:55,071 --> 00:02:58,061
.اون‌ور اینجا روستای مخفی تِنگوهاست

31
00:02:58,061 --> 00:02:59,089
هدفتون چیه؟

32
00:03:00,014 --> 00:03:03,038
.من به نمایندگی از ارباب شیطان ریمورو از طوفان اومدم

33
00:03:05,066 --> 00:03:07,038
.شما دوتا می‌تونید رد بشید

34
00:03:21,026 --> 00:03:22,038
...ای خدا

35
00:03:25,032 --> 00:03:27,073
پس روستای مخفیشون
تو یه بُعد دیگه‌ست؟

36
00:03:28,015 --> 00:03:29,074
.پس واسه همینه که پیدا نمیشه

37
00:03:35,096 --> 00:03:37,030
.نباید حواسمون پرت بشه

38
00:03:37,080 --> 00:03:41,082
،اونا به اندازه کارین
.اگه بیشتر نباشه، توانایی دارن

39
00:03:42,076 --> 00:03:45,085
خب، فرستاده، اینجا چیکار دارین؟

40
00:03:46,031 --> 00:03:48,064
می‌خواین که
این سرزمین رو تصاحب کنین؟

41
00:03:50,022 --> 00:03:52,010
.ما همچین قصدی نداریم

42
00:03:52,010 --> 00:03:55,039
ما فقط دنبال اجازه عبور
.از کوه‌های کوشا هستیم

43
00:03:55,069 --> 00:03:59,046
و اگه ممکنه، می‌خوایم اجازه بگیریم
.برای ساخت یه تونل از وسطشون

44
00:03:59,090 --> 00:04:00,049
.هه

45
00:04:00,087 --> 00:04:03,060
پس هیچ جاه‌طلبی سرزمینی ندارین؟

46
00:04:04,006 --> 00:04:06,040
،اگه می‌خواین عبور کنین
،نیازی به اجازه ندارین

47
00:04:07,031 --> 00:04:08,091
ولی این تونلی که میگین چیه؟

48
00:04:09,038 --> 00:04:10,091
،خودم هم مطمئن نیستم

49
00:04:10,091 --> 00:04:14,067
ولی گفتن که یه حفره از کوه‌ها
.می‌زنن که به اون‌ور برسه

50
00:04:15,050 --> 00:04:16,032
.صبر کن

51
00:04:16,069 --> 00:04:18,030
می‌خواین یه حفره تو کوه‌ها بزنید؟

52
00:04:18,030 --> 00:04:19,075
جدی می‌گی؟

53
00:04:20,000 --> 00:04:22,042
.بله، این چیزی بود که تو نقشه گفته شده بود

54
00:04:22,042 --> 00:04:25,022
ولی این ربطی به
.مسیر امروزمون نداره

55
00:04:25,022 --> 00:04:28,098
ما فقط می‌خواستیم برای
.مسیرهای آینده تأیید بگیریم

56
00:04:29,029 --> 00:04:31,006
.اگه مخالفین، اصراری نداریم

57
00:04:31,037 --> 00:04:33,058
یه حفره تو کوه‌های مقدسمون بزنیم؟

58
00:04:33,058 --> 00:04:35,030
جدی می‌گی؟

59
00:04:35,030 --> 00:04:37,017
.اصلاً ازت خوشم نمیاد

60
00:04:37,017 --> 00:04:39,028
،حتی اگه اون اسلایم ارباب شیطان شده باشه

61
00:04:39,028 --> 00:04:42,082
،ما قصد داشتیم بذاریم هر کاری می‌خواد بکنه
.به شرطی که با ما کاری نداشته باشه

62
00:04:42,082 --> 00:04:47,056
ما حتی می‌خواستیم اون مار
.که بوی حیوان می‌ده رو هم نادیده بگیریم

63
00:04:48,006 --> 00:04:52,075
ولی نمیتونیم ساکت بشینیم
.وقتی کوه‌های مقدسمون رو دست کم می‌گیری

64
00:04:53,000 --> 00:04:55,066
،اون ماری که بوی حیوان می‌ده
منظورت منه؟

65
00:04:55,093 --> 00:04:56,096
هی، بس کن—

66
00:05:01,044 --> 00:05:03,005
.یه حقه بی‌ارزش

67
00:05:03,054 --> 00:05:08,010
نابسامانی‌های وضعیت هیچ تأثیری
.روی دختر رئیس تِنگوها نداره

68
00:05:19,083 --> 00:05:21,003
تموم شد؟

69
00:05:21,042 --> 00:05:24,010
فکر کنم اون سه حیوان‌کته
.اونقدرها هم مهم نیستن

70
00:05:24,047 --> 00:05:27,065
.نمی‌خوای منو دست کم بگیری، دهاتی

71
00:05:27,065 --> 00:05:30,044
بهت راحت گرفتم چون
،می‌خوایم باهاتون مذاکره کنیم

72
00:05:30,044 --> 00:05:32,074
ولی شاید نیازی به اون نباشه؟

73
00:05:32,074 --> 00:05:35,054
.راحت گرفتم؟ این حرف منه

74
00:05:35,054 --> 00:05:38,086
در واقع دارم مراقبم
.که یه فرستاده ساده رو نکشم

75
00:05:39,045 --> 00:05:41,062
.خب، این بحث بزرگی شد

76
00:05:52,047 --> 00:05:53,079
.کافیه

77
00:05:54,034 --> 00:05:56,098
،ببخشید که احساسات بدی ایجاد کردم

78
00:05:57,038 --> 00:05:59,064
.ولی نمیتونم بذارم همراهم رو بکشی

79
00:05:59,064 --> 00:06:03,005
!آقا بنیمارو؟ داری می‌گی من می‌باختم؟

80
00:06:04,014 --> 00:06:06,090
،اگه جلوی اون رو نمی‌گرفتم
.تو رو به دو نیم می‌کرد

81
00:06:06,090 --> 00:06:09,061
!این دروغیه! من کنترل کردم

82
00:06:09,061 --> 00:06:12,028
نه، تو هنوز کنترل کامل روی
.هالت نداری

83
00:06:12,070 --> 00:06:14,054
.خیلی زیاد قدرت توی حمله‌ات بود

84
00:06:14,054 --> 00:06:16,074
...ن-نه

85
00:06:16,074 --> 00:06:19,006
من... می‌باختم؟

86
00:06:19,058 --> 00:06:21,006
!تو دختر احمق

87
00:06:21,090 --> 00:06:24,004
!م-مامان؟

88
00:06:24,080 --> 00:06:27,013
.اسم من کائده‌ست

89
00:06:27,077 --> 00:06:30,010
.خوشبختم که دیدمتون، آقا بنیمارو

90
00:06:33,058 --> 00:06:35,086
.رئیس، لازم نبود خودتون زحمت بکشید

91
00:06:35,086 --> 00:06:37,038
.ما فقط می‌خواستیم احترام بذاریم

92
00:06:38,096 --> 00:06:40,078
.نگران نباش، جوان

93
00:06:41,024 --> 00:06:44,039
جدا از این‌ها، شمشیرزنی‌ت
.خیلی تاثیرگذار بود

94
00:06:44,084 --> 00:06:45,090
سبک هِیز؟

95
00:06:46,019 --> 00:06:47,001
...چطوری

96
00:06:47,064 --> 00:06:49,068
.نه، انتظارش رو داشتم

97
00:06:50,002 --> 00:06:53,017
رقص خانم مومیه شبیه
.حرکات سبک من بود

98
00:06:53,062 --> 00:06:54,042
...اون

99
00:06:54,086 --> 00:06:55,080
.درسته

100
00:06:56,006 --> 00:06:58,066
...من هم سبک هِیز رو یاد گرفتم

101
00:06:58,066 --> 00:07:01,067
.از استادم، بیاکویا آراکی

102
00:07:04,066 --> 00:07:06,070
،حدود سیصد سال پیش

103
00:07:07,030 --> 00:07:12,004
تو روستای اوگرها مونده بودم
.تا مهارت‌های شمشیرزنی‌ام رو تقویت کنم

104
00:07:12,081 --> 00:07:15,039
استادم، بیاکویا، یه نوه داشت

105
00:07:16,018 --> 00:07:18,044
.که شاگرد ارشد من بود

106
00:07:24,052 --> 00:07:27,093
.اون بچه‌ای بود که فقط می‌شد بهش گفت نابغه شمشیر

107
00:07:34,023 --> 00:07:38,038
هیچ چیزی بیشتر از این اذیتم نمی‌کنه که
.نتونم یه اسم بهت بدم

108
00:07:38,080 --> 00:07:40,070
این حرف‌هایی بود که استادم
.بیشتر وقت‌ها می‌زد

109
00:07:42,023 --> 00:07:44,050
.ولی بیاکویا آراکی انسان بود

110
00:07:45,002 --> 00:07:47,019
،اگه بی‌احتیاطی می‌کرد و به یکی از نژادهای هیولا اسم می‌داد

111
00:07:47,019 --> 00:07:49,053
.ممکن بود جونش رو از دست بده

112
00:07:50,077 --> 00:07:53,039
،در نهایت، بیاکویا از پیری مرد

113
00:07:53,039 --> 00:07:57,046
.و نوه‌ای که ازش باقی موند به عنوان نابغه شمشیر شناخته شد

114
00:08:02,006 --> 00:08:04,078
.من عاشق مهارت‌های شمشیرزنی‌ش شدم

115
00:08:16,098 --> 00:08:18,094
.وای، یه لحظه صبر کن

116
00:08:18,094 --> 00:08:20,086
داری از هاکورو حرف می‌زنی؟

117
00:08:21,024 --> 00:08:23,069
اوه؟ هاکورو، می‌گی؟

118
00:08:25,030 --> 00:08:27,062
.پس بالاخره نابغه شمشیر یه اسم گرفت

119
00:08:28,047 --> 00:08:30,004
...نه، تعجب بزرگ‌تر اینه که

120
00:08:31,010 --> 00:08:34,000
.اینکه اصلاً هنوز زنده‌ست

121
00:08:39,014 --> 00:08:42,074
ص-صبر کن! هاکورو از این ماجرا خبر داره؟

122
00:08:45,066 --> 00:08:47,099
.ولی این باعث آرامش من شده

123
00:08:48,077 --> 00:08:51,069
چون یه مرد عالی که توسط آقای هاکورو بزرگ شده

124
00:08:51,069 --> 00:08:54,020
.شوهر دخترم می‌شه

125
00:08:55,070 --> 00:08:57,058
!ص-صبر کن، مادر

126
00:08:57,089 --> 00:08:59,075
.حالا، آقای بینیمارو

127
00:08:59,075 --> 00:09:02,077
.من همه جنبه‌های پیشنهاد قبلی‌ت رو می‌پذیرم

128
00:09:03,002 --> 00:09:07,033
.ما هم حاضریم که با ارباب شیطان، ریمورو، همکاری کنیم

129
00:09:07,082 --> 00:09:12,042
.ولی فقط اگه با دخترم ازدواج کنی

130
00:09:13,034 --> 00:09:14,037
!صبر کن

131
00:09:14,037 --> 00:09:17,034
،می‌دونم که تو این مرد رو قبول کردی

132
00:09:17,034 --> 00:09:19,068
!ولی من هنوز قبولش نکردم

133
00:09:19,068 --> 00:09:20,047
اوه؟

134
00:09:22,012 --> 00:09:25,027
...درسته، به نظر می‌رسه که از من قوی‌تره

135
00:09:25,076 --> 00:09:27,026
،ولی با این حال

136
00:09:27,026 --> 00:09:29,082
.نمی‌خوام با من ازدواج کنه چون شما مجبورش کردی

137
00:09:29,082 --> 00:09:32,029
!می‌خوام عاشق من بشه

138
00:09:33,057 --> 00:09:36,029
یه زن خوب کسیه که مردی که دوستش
!داره رو وادار کنه بهش توجه کنه

139
00:09:36,054 --> 00:09:38,029
این همیشه حرف تو بوده، درسته؟

140
00:09:47,007 --> 00:09:48,088
.ببخشید که نمی‌تونم فوری جواب بدم

141
00:09:49,024 --> 00:09:52,062
.لطفاً اجازه بدید برگردم خونه و به پیشنهادتون فکر کنم

142
00:09:52,062 --> 00:09:55,045
.بله، حتماً وقت بذارید و خوب فکر کنید

143
00:09:55,090 --> 00:09:58,096
.اون هنوز هم فقط پانزده سالشه، در نهایت

144
00:09:59,034 --> 00:10:01,001
فعلاً، دوست دارم

145
00:10:01,001 --> 00:10:05,014
رابطه بین ارباب شیطان ریمورو و تنگو
.خوب باشه

146
00:10:06,006 --> 00:10:10,039
،با اینکه چطور به نظر می‌رسم
.همه چیزی که برام باقی مونده اینه که منتظر مرگ باشم

147
00:10:15,040 --> 00:10:18,026
نفهمیدم که پیرزن کائده
.اینقدر مریض بود

148
00:10:18,090 --> 00:10:21,015
.قطعاً اینطوری به نظر نمی‌رسید

149
00:10:21,047 --> 00:10:23,009
.فکر نمی‌کنم که بیماری باشه

150
00:10:24,053 --> 00:10:27,038
اون موموجی رو برای مدت زیادی
،توی شکمش نگه داشته بود

151
00:10:27,038 --> 00:10:29,005
.و بیشتر قدرتش رو بهش داد

152
00:10:29,068 --> 00:10:32,042
.پانزده سال پیش به دنیاش آورد و بهش اسم داد

153
00:10:32,074 --> 00:10:36,002
بعد از همه اینا، احتمالاً همه ذرات جادویی که بهش
.لقب "خدای کوهستان" داده بود رو از دست داد

154
00:10:36,002 --> 00:10:37,067
...فهمیدم

155
00:10:38,004 --> 00:10:39,015
...عزیزم

156
00:10:42,086 --> 00:10:44,009
اون پسر جوون آخرین
.بارقه امیدیه که بهم دادی

157
00:10:44,094 --> 00:10:49,054
امیدوارم که بشه پشتوانه دختر
،هنوز بی‌تجربه‌م

158
00:10:50,029 --> 00:10:54,074
.ولی اگه ردش کرد، اشکالی نداره

159
00:10:55,034 --> 00:10:57,093
تو الان با ارباب شیطان
ریمورو هستی، نه؟

160
00:10:58,050 --> 00:11:02,048
.فکر می‌کردم که قبل از من می‌میری

161
00:11:03,076 --> 00:11:07,005
.چقدر خوشحالم که اشتباه کردم

162
00:11:07,092 --> 00:11:09,075
،وقتی بهش نگاه می‌کنی

163
00:11:14,027 --> 00:11:15,094
آیا به یاد اون روزها هم می‌افتی؟

164
00:11:15,094 --> 00:11:19,063
.و این ما رو به امروز می‌رسونه

165
00:11:21,067 --> 00:11:23,058
.من ریمورو هستم و تازه ارباب شیطان شدم

166
00:11:24,036 --> 00:11:27,000
،من به طور کلی یک صلح‌طلبم

167
00:11:27,000 --> 00:11:29,020
،پس اگه مشکلی داشتید
.می‌تونید به من بیایید

168
00:11:29,020 --> 00:11:31,052
.چنین ملاحظه‌ای لازم نیست

169
00:11:31,082 --> 00:11:34,014
انتظار دارم به عنوان حاکم این جنگل شناخته بشی
.و همسایه خوبی برای ما باشی

170
00:11:34,014 --> 00:11:36,088
.ولی اجازه نمی‌دیم تو کارهامون دخالت کنی

171
00:11:36,088 --> 00:11:42,074
...اوه، پسر

172
00:11:43,076 --> 00:11:44,074
!وای! نکن! جدی می‌گم، نکن

173
00:11:46,054 --> 00:11:48,096
.پوف. شایون یاد گرفته خودش رو کنترل کنه

174
00:11:51,086 --> 00:11:54,064
...ولی یه کم ترسناک به نظر می‌رسه

175
00:11:55,014 --> 00:11:56,089
.به نظر می‌رسه داره به زور خودش رو کنترل می‌کنه

176
00:12:01,033 --> 00:12:04,046
.وقتی یه رهبر بی‌تجربه دست کم گرفته بشه، کارش تمومه

177
00:12:04,046 --> 00:12:07,057
.می‌دونم که چه حسی داره

178
00:12:08,002 --> 00:12:10,040
.باشه. موضعت رو روشن کردی

179
00:12:11,002 --> 00:12:13,057
،فقط برای اطمینان

180
00:12:14,004 --> 00:12:15,018
آیا شما هم ارک‌های بلندمرتبه‌ای رو که
قبلاً به کوه‌ها مهاجرت کردن، قبول می‌کنید؟

181
00:12:15,018 --> 00:12:19,065
.بله، مشکلی نیست

182
00:12:19,065 --> 00:12:22,017
،ما ادعایی بر حق استفاده از نعمت‌های کوه نداریم

183
00:12:22,054 --> 00:12:25,062
،و اونا آزادند که با هر معدنی که پیدا می‌کنن
.هر کاری که می‌خوان بکنن

184
00:12:25,062 --> 00:12:27,091
.ما فقط از دخالت بیزاریم. همین

185
00:12:28,064 --> 00:12:31,094
اون از چی اینقدر محتاطه؟

186
00:12:32,033 --> 00:12:35,034
.می‌دونی، ما واقعاً قصد جنگ با شما رو نداریم

187
00:12:35,034 --> 00:12:39,066
داری بهم می‌گی که باور کنم؟

188
00:12:39,066 --> 00:12:41,046
.آره

189
00:12:41,077 --> 00:12:42,042
آیا دلیلی داری که فکر کنی
ما جاه‌طلبی‌های ارضی داریم؟

190
00:12:42,065 --> 00:12:47,038
.تو و مردم‌ت با اون زن پرنده حیله‌گر، فری، دوستید

191
00:12:48,018 --> 00:12:52,098
.همین برای اثبات این کافیه که می‌خواید قلمرو ما رو بگیرید

192
00:12:52,098 --> 00:12:56,034
!وقت استراحت

193
00:12:56,034 --> 00:12:57,036
این یعنی چی؟

194
00:12:58,018 --> 00:12:59,032
!یعنی یه دقیقه وقت بده تا با مشاورانم مشورت کنم

195
00:12:59,032 --> 00:13:02,002
خب... نظرتون چیه؟

196
00:13:04,054 --> 00:13:06,023
قلمرو ارباب شیطان سابق فری
.به کوه‌های کوشا متصل می‌شه

197
00:13:06,023 --> 00:13:10,080
تعجبی نداره اگه بین اون و تنگو
.مقداری تنش وجود داشته باشه

198
00:13:11,019 --> 00:13:14,082
.درسته

199
00:13:15,006 --> 00:13:18,092
.احتمال داره که بهشون حمله کرده باشه

200
00:13:18,092 --> 00:13:21,050
خب، واسه چی؟

201
00:13:21,075 --> 00:13:24,030
.خانم فری جاهای بلند رو بیشتر دوست داره

202
00:13:24,030 --> 00:13:26,099
شاید واسه همینه که می‌خواست
پایگاه اصلی تنگوها رو بگیره؟

203
00:13:26,099 --> 00:13:30,092
نه بابا، بعید میدونم
.به خاطر همین بهشون حمله کنه

204
00:13:30,092 --> 00:13:33,082
دهکده مخفی‌شون تو یه بعد دیگس، مگه نه؟

205
00:13:33,082 --> 00:13:34,067
.آره

206
00:13:35,058 --> 00:13:39,002
!ببخشید! میشه دیگه نادیده‌ام نگیرید؟

207
00:13:39,090 --> 00:13:43,075
میگم ارباب شیاطین فری داشت
!به دنبال سلسله جادوگری ثالیون بود

208
00:13:44,014 --> 00:13:48,070
می‌خواست از ما به عنوان یه پایه استفاده کنه
!تا به اون برسه

209
00:13:48,090 --> 00:13:49,032
ها؟

210
00:13:49,056 --> 00:13:51,069
چرا فری‌سان می‌خواد ثالیون رو؟

211
00:13:52,029 --> 00:13:56,014
چون تو ثالیون یه شهر
.توی آسمون، بالای یه درخت غول‌پیکر هست

212
00:13:56,065 --> 00:14:00,096
به عنوان ملکه آسمان، فری
.خیلی دنبال این بود که اونجا رو بگیره

213
00:14:01,033 --> 00:14:03,096
!چی، پس گلد درست می‌گفت؟

214
00:14:03,096 --> 00:14:12,039
استان‌های غربی

215
00:14:04,086 --> 00:14:08,032
،ظاهراً، ارباب شیطانی فری
ثالیون و دهکده تنگو

216
00:14:08,032 --> 00:14:11,032
همیشه تو یه جور بن‌بست سه‌طرفه
.و پیچیده بودن

217
00:14:11,055 --> 00:14:16,085
دشت‌های شرقی

218
00:14:11,099 --> 00:14:15,059
،بعد نبرد بین من و کلایمن شروع شد

219
00:14:15,059 --> 00:14:20,067
و یهو، کاریون و فری
.شدن زیردست‌های ارباب شیطانی میلیم

220
00:14:17,085 --> 00:14:23,098
کوه‌های کوشا

221
00:14:21,010 --> 00:14:23,020
.یه قدرت عظیم جدید به وجود اومد

222
00:14:23,098 --> 00:14:27,028
تنگوها به هیچ وجه نمی‌تونستن
،خودشون جلوی اون مقاومت کنن

223
00:14:27,028 --> 00:14:30,078
پس هر روز سر این که
.چیکار باید بکنن دعوا می‌کردن

224
00:14:31,025 --> 00:14:34,000
اون موقع بود که تیم بنی‌مارو
.پیش درشون ظاهر شد

225
00:14:34,075 --> 00:14:37,099
فرستادن آلبیس از سه‌گانه وحش‌ها
.همراهش ایده بدی بود

226
00:14:38,067 --> 00:14:43,012
مومجی ممکنه اون رو با
.یه حرکت فشار خاموش اشتباه گرفته باشه

227
00:14:43,079 --> 00:14:46,022
فری‌سان الان چیکار می‌کنه؟

228
00:14:46,022 --> 00:14:52,046
خب، خانم فری خیلی از برنامه‌هاتون
.برای پایتخت جدید خوشش اومده بود

229
00:14:52,078 --> 00:14:54,008
.فهمیدم

230
00:14:54,008 --> 00:14:58,042
پس احتمالاً دیگه علاقه‌ای
.به ثالیون و دهکده تنگو نداره

231
00:14:58,042 --> 00:14:59,062
.فکر می‌کنم همینطوره

232
00:14:59,090 --> 00:15:01,062
.خب، اینم از این

233
00:15:01,062 --> 00:15:04,032
حالا فهمیدی
که اشتباه می‌کردی؟

234
00:15:05,030 --> 00:15:08,098
نمیتونم باور کنم که
...تمام این مدت اشتباه می‌کردم

235
00:15:13,098 --> 00:15:15,086
،حالا که سوءتفاهم رفع شد

236
00:15:15,086 --> 00:15:18,006
.بحثمون سریع تموم شد

237
00:15:18,039 --> 00:15:22,054
توافق کردیم که اگه یکی از ما نیاز داشت
.به همدیگه کمک کنیم

238
00:15:23,012 --> 00:15:25,066
.خب، فکر کنم تموم شدیم

239
00:15:25,066 --> 00:15:26,038
.آره

240
00:15:26,096 --> 00:15:32,013
از شما ممنونیم که
.این مذاکره رو به نفع ما پیش بردید

241
00:15:33,026 --> 00:15:36,094
.همچنین، این از طرف رهبرمون، پیر کائده

242
00:15:37,025 --> 00:15:39,050
.یه نامه برای اعلی حضرت ریمورو

243
00:15:43,070 --> 00:15:44,081
.سلام

244
00:15:44,081 --> 00:15:51,011
امیدوارم هوای بهاری مطبوع
.سلامتی و موفقیت بیشتر براتون بیاره

245
00:15:51,042 --> 00:15:54,005
.خب، بسه دیگه مقدمه‌چینی

246
00:15:54,005 --> 00:15:59,016
خیلی خوشحالم
.که سالم و سرحالی

247
00:16:01,055 --> 00:16:05,029
،نمیتونم بیام ببینمت
،چون بستری‌ام

248
00:16:05,029 --> 00:16:07,044
.پس دخترم رو فرستادم

249
00:16:07,044 --> 00:16:11,034
به نظر میاد با سوءتفاهمش
،اوضاع رو پیچیده کرده

250
00:16:11,034 --> 00:16:13,061
.ولی ازت می‌خوام باهاش خوب رفتار کنی

251
00:16:13,061 --> 00:16:15,079
صبر کن، این نامه واقعاً برای منه؟

252
00:16:15,079 --> 00:16:17,059
!واضحه که نیست، مگه نه؟

253
00:16:17,082 --> 00:16:23,082
همچنین، گفته بود که می‌خواد
آقا بنی‌مارو رو عاشق خودش کنه، پس اون—

254
00:16:23,082 --> 00:16:25,050
!ب-بسه دیگه، مادر

255
00:16:25,075 --> 00:16:27,086
!می‌دونستم! دو تا نامه هست

256
00:16:27,086 --> 00:16:30,099
...مادر، تو خیلی بی‌دقتی

257
00:16:30,099 --> 00:16:36,009
آه، پس نامه برای ها‌کورو رو
.توی همون پاکتی گذاشته که نامه‌ی من رو

258
00:16:31,094 --> 00:16:32,085
!بانو

259
00:16:32,086 --> 00:16:35,008
خودت رو جمع و جور کن! حالت خوبه؟

260
00:16:35,008 --> 00:16:36,097
!بانو

261
00:16:38,034 --> 00:16:40,006
.خیلی شبیه به خودشه

262
00:16:41,050 --> 00:16:42,050
!هاکورو

263
00:16:43,030 --> 00:16:47,025
تازه از
.پادشاهی فالماس برگشتم

264
00:16:52,079 --> 00:16:55,001
.فهمیدم

265
00:16:55,026 --> 00:16:58,066
،قدرتش، اگه هیچی دیگه، زیاده

266
00:16:58,066 --> 00:17:00,077
.ولی مهارت‌هاش هنوز کمه

267
00:17:00,077 --> 00:17:04,046
،به عنوان شاگرد ارشد من، و به عنوان پدرش

268
00:17:04,046 --> 00:17:09,077
،هاکورو شمشیرزن
.یاد بده، راهنمایی کن و آموزش بده

269
00:17:10,051 --> 00:17:14,050
...برای شوهر عزیزم، از کائده. فهمیدم

270
00:17:15,029 --> 00:17:19,038
پس اون زن احمق
هنوزم منو دوست داره؟

271
00:17:19,078 --> 00:17:22,077
و می‌خواد دخترم رو ببینم؟

272
00:17:23,098 --> 00:17:26,054
.خوشحالم که اینقدر عمر کردم

273
00:17:27,010 --> 00:17:31,013
ش-شما... پدر من هستید؟

274
00:17:31,041 --> 00:17:32,078
.درسته

275
00:17:33,038 --> 00:17:37,005
.من پدر تو، هاکورو هستم

276
00:17:40,030 --> 00:17:44,006
!پ-پدر

277
00:17:44,043 --> 00:17:48,022
.مومجی، آموزش‌های من خیلی سخته

278
00:17:48,074 --> 00:17:49,067
!باشه

279
00:17:50,006 --> 00:17:53,011
ولی انتظار دارم که اونو پشت سر بذاری

280
00:17:53,011 --> 00:17:55,039
.و دل ارباب جوونمون رو ببری

281
00:17:55,092 --> 00:17:57,057
!چی؟

282
00:17:57,082 --> 00:17:59,096
!هی، هاکورو! یه لحظه صبر کن

283
00:17:59,096 --> 00:18:02,004
منم یه جایگاه خودم رو دارم اینجا—

284
00:18:02,004 --> 00:18:03,019
این چیه؟

285
00:18:03,019 --> 00:18:06,018
دختر من رو دوست نداری، ارباب جوون؟

286
00:18:06,018 --> 00:18:08,033
!منظورم این نیست

287
00:18:08,033 --> 00:18:10,088
!حتی نمی‌دونستی که به دنیا اومده

288
00:18:10,088 --> 00:18:12,084
!چرا حالا یهویی نقش پدر دلسوز رو بازی می‌کنی؟

289
00:18:12,084 --> 00:18:17,058
،حالا که از وجودش باخبر شدم
.مسئولش هستم

290
00:18:17,058 --> 00:18:19,048
آخرش به کجا می‌رسه؟

291
00:18:19,048 --> 00:18:21,043
...آه، پس بخاطر همین

292
00:18:22,026 --> 00:18:25,040
.برادر، از طرف خانم آلبیس پیامی دارم

293
00:18:25,040 --> 00:18:27,030
چ-چی هست؟

294
00:18:29,008 --> 00:18:32,076
.آقا بنی‌مارو، تصمیمم رو گرفتم

295
00:18:32,098 --> 00:18:37,016
قصد دارم از خانم مومجی بهتر باشم
.و نقش همسر قانونی شما رو بگیرم

296
00:18:37,040 --> 00:18:41,039
،یا، در بدترین حالت
.همیشه می‌تونم معشوقه‌تون باشم

297
00:18:41,089 --> 00:18:44,094
.تسلیم نمیشم، پس آماده باش

298
00:18:45,027 --> 00:18:47,038
بنی‌مارو، حالت خوبه؟

299
00:18:48,099 --> 00:18:51,005
!م-مرده

300
00:18:51,034 --> 00:18:55,004
کی فکرشو می‌کرد که آقا بنی‌مارو همچین نقطه ضعفی داشته باشه؟

301
00:18:55,022 --> 00:18:59,009
.آخ، چقدر سخته که همه دخترا دوستت داشته باشن

302
00:18:59,009 --> 00:19:01,096
رئیس ریمورو، جدی میگی؟

303
00:19:02,028 --> 00:19:04,030
.فکر نکنم تو در جایگاهی باشی که اینو بگی

304
00:19:04,030 --> 00:19:05,001
ها؟

305
00:19:07,041 --> 00:19:09,092
.من فقط چشمم دنبال رئیس ریمورو هست

306
00:19:09,092 --> 00:19:12,005
.من به عاشقی علاقه‌ای ندارم

307
00:19:12,005 --> 00:19:13,077
.اوه، کسی ازت نپرسید

308
00:19:13,077 --> 00:19:16,087
.درسته، آقا بنی‌مارو خیلی محبوبه

309
00:19:17,036 --> 00:19:20,072
،یکی از زیردست‌های خواهرم هم چشمش دنبال اون بود

310
00:19:20,072 --> 00:19:25,028
.ولی سخت می‌تونه از سد خانم موموجی و بانو آلبیس بگذره

311
00:19:25,049 --> 00:19:26,073
منظورت توکا هست؟

312
00:19:26,098 --> 00:19:30,062
.نه، فقط توکا نیست. سایکا هم هست

313
00:19:30,083 --> 00:19:31,098
!درسته

314
00:19:31,098 --> 00:19:36,062
.شنیدم که این دوتا از روی احترام به سوکا ازت دست کشیدن

315
00:19:36,062 --> 00:19:38,019
.مسخره‌ست

316
00:19:38,019 --> 00:19:39,098
!نه، راست میگم

317
00:19:39,098 --> 00:19:41,050
!یعنی یه حرمسرا؟

318
00:19:42,063 --> 00:19:43,099
...حالا که فکرش رو می‌کنم

319
00:19:44,070 --> 00:19:47,036
.آلبیس-سان اون خواهر بزرگ و جذاب و قابل اعتماده

320
00:19:47,065 --> 00:19:50,099
.موموجی هم اون خواهر کوچیک شیطون و بامزه‌ست

321
00:19:51,037 --> 00:19:54,035
...و همه زن‌های دیگه‌ای که دنبال بنی‌مارو هستن

322
00:19:54,057 --> 00:19:56,035
!چی شده؟ خیلی حسودیم میشه

323
00:19:56,035 --> 00:19:59,051
!یه حرمسرا! چقدر حسادت‌برانگیزه

324
00:19:59,051 --> 00:20:01,034
.اه. نه واقعاً

325
00:20:01,063 --> 00:20:03,091
.شاید به نظر نیاد، ولی بنی‌مارو دیر شکوفا شده

326
00:20:03,091 --> 00:20:06,006
.با زن‌ها خوب بلد نیست کنار بیاد

327
00:20:06,006 --> 00:20:10,010
همیشه می‌خواد نقش مرد قوی رو بازی
.کنه، ولی مطمئنم حسابی گیج شده

328
00:20:10,010 --> 00:20:12,017
،با توجه به مردونگی آقا بنی‌مارو

329
00:20:12,017 --> 00:20:15,000
.طبیعیه که زن‌های شهر بهش علاقه‌مند باشن

330
00:20:15,000 --> 00:20:17,025
.خیلی چیزها هست که می‌تونم ازش یاد بگیرم

331
00:20:17,025 --> 00:20:19,081
!نه، نه، تو همین‌جوری هم خوبی

332
00:20:19,081 --> 00:20:23,008
.همونطور که گفتم، توکا و سایکا حتی به من نگاه هم نمی‌کنن

333
00:20:23,008 --> 00:20:26,014
!پشت آقا گابیر خیلی قوی و مردونه به نظر میاد

334
00:20:26,014 --> 00:20:28,060
!درسته! اون یک مرد بین مرداست

335
00:20:29,007 --> 00:20:31,050
!ما همیشه ازت پیروی می‌کنیم، جنرال

336
00:20:31,050 --> 00:20:40,010
!گابیر! گابیر! گابیر

337
00:20:33,093 --> 00:20:37,034
.به دلایلی، همه زیردست‌های من مردن

338
00:20:37,034 --> 00:20:40,026
.یعنی اصلاً فرصت نمی‌کنی کسی جدید رو ببینی

339
00:20:40,026 --> 00:20:42,038
.می‌فهمم چه حسی داره

340
00:20:42,038 --> 00:20:43,038
.اوه، نه

341
00:20:43,038 --> 00:20:47,018
.اونجا که من کار می‌کنم، پزشک‌های زن کوتوله هستن

342
00:20:47,018 --> 00:20:49,012
!پس نباید مشکلی داشته باشی

343
00:20:49,012 --> 00:20:51,045
اصلاً دارن درباره چی حرف می‌زنن؟

344
00:20:50,012 --> 00:20:51,088
.در واقع مشکل زیاد دارم

345
00:20:51,088 --> 00:20:53,034
،همیشه میگن

346
00:20:53,034 --> 00:20:56,078
!نمی‌تونم با یه مارمولک باشم! از نظر فیزیکی غیر ممکنه

347
00:20:56,078 --> 00:20:58,026
...می‌فهمم

348
00:20:58,026 --> 00:21:00,046
...اون دیوار گونه‌ها خیلی بلنده

349
00:21:00,046 --> 00:21:04,028
با این حال نانسو و هوکوسو همشون رو دعوت می‌کنن

350
00:21:04,028 --> 00:21:08,063
!برای شام یا قرار توی جنگل

351
00:21:08,063 --> 00:21:10,023
!نمی‌تونم تحمل کنم

352
00:21:10,023 --> 00:21:12,031
!دیوار گونه‌ها از بین رفته

353
00:21:12,031 --> 00:21:14,073
...م-من نمی‌دونم چی بگم

354
00:21:14,073 --> 00:21:15,065
.چرند

355
00:21:15,065 --> 00:21:17,097
.تو فقط خودت هیچ حرکتی نمی‌کنی

356
00:21:17,097 --> 00:21:19,044
!سویی-کن، درست گفتی

357
00:21:19,044 --> 00:21:21,068
!آره، سویی راست میگه

358
00:21:21,086 --> 00:21:25,060
به علاوه، زن‌ها خیلی راحت‌تر از چیزی
.که فکر میکنی تحت تأثیر قرار می‌گیرن

359
00:21:25,060 --> 00:21:27,023
!چ-چی گفتی؟

360
00:21:29,033 --> 00:21:31,038
.مثل اون شوالیه زنی که بار قبل دیدیم

361
00:21:32,006 --> 00:21:33,062
!چی، چی؟! قضیه چیه؟

362
00:21:33,062 --> 00:21:35,024
!این خیلی جالبه

363
00:21:35,024 --> 00:21:37,023
!جزئیات

364
00:21:37,023 --> 00:21:38,014
!اهم

365
00:21:39,037 --> 00:21:41,090
.رئیس ریمورو، بس کن شوخی رو

366
00:21:41,090 --> 00:21:44,074
.الان داریم درباره برادرم حرف می‌زنیم

367
00:21:44,074 --> 00:21:45,062
...درسته

368
00:21:46,018 --> 00:21:49,063
بنی‌مارو، نظر تو در این باره چیه؟

369
00:21:49,090 --> 00:21:51,054
،خب... راستش

370
00:21:51,088 --> 00:21:54,043
،فکر می‌کنم هنوز زوده که تصمیم بگیرم

371
00:21:54,043 --> 00:21:56,011
:ولی می‌تونم اینو بگم

372
00:21:56,065 --> 00:21:58,077
.من فقط یه همسر می‌خوام

373
00:21:59,078 --> 00:22:02,010
.پس یعنی خبری از حرمسرا نیست

374
00:22:02,042 --> 00:22:03,067
!متوجه شدم

375
00:22:03,067 --> 00:22:08,064
!چالش آلبیس رو قبول می‌کنم و نقش همسرت رو به دست میارم

376
00:22:11,051 --> 00:22:13,099
رئیس ریمورو، چیکار کنیم؟

377
00:22:13,099 --> 00:22:15,050
یعنی، چرا که نه؟

378
00:22:15,050 --> 00:22:17,069
،نمی‌تونم بذارم یه دوئل واقعی داشته باشن

379
00:22:17,069 --> 00:22:21,017
...ولی فقط تلاش برای اینکه کسی که دوستش دارن بهشون توجه کنه

380
00:22:21,070 --> 00:22:24,093
!متوجه شدم! پس انجامش میدم

381
00:22:25,030 --> 00:22:28,006
...صبر کن، چی؟ یه حس بدی دارم

382
00:22:31,057 --> 00:22:33,093
.نمی‌بازم، شاهزاده شونا

383
00:22:33,093 --> 00:22:36,081
.دقیقاً همون چیزی که می‌خوام، شیون

384
00:22:37,046 --> 00:22:41,023
!نمی‌دونم چی داره می‌گذره، ولی فکر کنم باید... فرار کنم

385
00:22:42,060 --> 00:22:45,006
،از اون روز در ملت هیولاها

386
00:22:45,006 --> 00:22:47,059
یه رسم عجیب به وجود اومد که توش باید تلاش کنی

387
00:22:47,059 --> 00:22:49,089
.کسی که دوستش داری بهت توجه کنه

388
00:22:49,089 --> 00:22:53,002
.بهش میگفتن عشق و نبرد

389
00:24:25,026 --> 00:24:27,069
.قسمت بعد، قهرمان سرعت نور

390
00:24:25,092 --> 00:24:30,000
قهرمان سرعت نور

