1
00:00:03,800 --> 00:00:07,830
،ارباب شیاطین کاریون
..."با اسم مسعار "استاد عروک گردان

2
00:00:07,830 --> 00:00:09,900
.دقیقاً تمام زیردست‌هاش رو کنترل می‌کنه

3
00:00:10,890 --> 00:00:12,800
.منم یکی از همون زیردست‌هام

4
00:00:13,800 --> 00:00:17,240
،مأموریت من
.تحقیق در مورد تمپست بود

5
00:00:17,680 --> 00:00:20,810
از یوم سوءاستفاده کردم
.و به این شهر نفوذ کردم

6
00:00:21,340 --> 00:00:26,360
،و طبق دستوری که بهم داد
.جادوی بزرگ "محدودۀ ضد جادو" رو اجرا کردم

7
00:00:28,450 --> 00:00:33,890
"کلیمن با هنر مخفی "قلب عروسکی
.قلب منو به گروگان گرفته

8
00:00:33,890 --> 00:00:38,220
از اون موقع به بعد
.چاره‌ای جز اطاعت از اون نداشتم

9
00:00:39,090 --> 00:00:40,440
.که اینطور

10
00:00:40,440 --> 00:00:44,060
پس به معنای واقعی
.کنترل مرگ و زندگی تو رو در اختیار داره

11
00:00:44,460 --> 00:00:48,500
خب؟ چی باعث شده که کلیمن
بخواد با ما همچین کاری کنه؟

12
00:00:48,500 --> 00:00:50,820
...یه بار همچین چیزی رو گفت

13
00:00:51,640 --> 00:00:53,800
...از حالا به بعد، قراره جالب بشه"

14
00:00:53,910 --> 00:00:56,330
...گرچه یه سری حوادث پیش‌بینی نشده رخ داد

15
00:00:56,330 --> 00:00:59,030
".ولی به زودی یه جنگ تمام عیار اتفاق میوفته

16
00:01:01,950 --> 00:01:05,660
اولش فکر کردم منظورش اتفاقیه که بین
...ارباب شیاطین میلیم و کاریون رخ داده

17
00:01:06,140 --> 00:01:09,970
ولی بعدش بین تمپست
...و پادشاهی فالموث یه جنگ پیش اومد

18
00:01:10,330 --> 00:01:12,230
.احتمالاً منظورش همین بوده

19
00:01:13,420 --> 00:01:14,760
<i>...کلیمن</i>

20
00:01:14,760 --> 00:01:18,710
<i>،کسی که بدون کثیف کردن دستای خودش
.هر جوری که میخواد زیردست‌هاش رو بازی میده</i>

21
00:01:19,280 --> 00:01:20,930
<i>.چه دشمن پر دردسری</i>

22
00:01:21,890 --> 00:01:24,440
<i>با چیزی که می‌بینم
.این دختر یه جادوگره</i>

23
00:01:24,440 --> 00:01:28,000
<i>توی یه منطقۀ ضد جادو
.با انسان‌های معمولی هیچ فرقی نداره</i>

24
00:01:28,000 --> 00:01:29,500
<i>پس اونم یه مهرۀ قربانیه، ها؟</i>

25
00:01:29,880 --> 00:01:30,560
!ارباب

26
00:01:30,560 --> 00:01:32,520
!خواهش می‌کنم میولان رو ببخش

27
00:01:32,520 --> 00:01:34,120
!منم از شما خواهش می‌کنم

28
00:01:34,120 --> 00:01:37,450
اون نمی‌تونست از دستور
.ارباب شیاطین کلیمن سرپیچی کنه

29
00:01:42,290 --> 00:01:45,200
.فعلاً مجازات میولان بمونه واسه بعد

30
00:01:45,560 --> 00:01:48,510
تا اون موقع توی مهمانسرا
.تحت نظر قرار می‌گیره

31
00:01:48,510 --> 00:01:51,210
.متوجه شدم، براش نگهبان می‌ذارم

32
00:01:51,330 --> 00:01:52,520
...ارباب

33
00:01:52,520 --> 00:01:56,720
.شرمنده، یوم
.من الان فکرم درگیر خیلی چیزاست

34
00:01:56,720 --> 00:01:59,470
،اگه خیلی نگرانشی
.تو هم میتونی همراهیش کنی

35
00:02:07,310 --> 00:02:09,310
پس گزارش دیگه‌ای نیست که بهم بدید، ها؟

36
00:02:09,600 --> 00:02:10,190
.درسته

37
00:02:10,190 --> 00:02:12,300
.پس بریم دیدن زخمی‌ها

38
00:02:12,300 --> 00:02:13,360
.منو راهنمایی کنید

39
00:02:14,340 --> 00:02:15,110
.اطاعت

40
00:03:46,280 --> 00:03:51,040
قسمت 32: امید

41
00:03:56,050 --> 00:03:57,710
حالشون چطوره؟

42
00:03:57,710 --> 00:03:58,950
!ریمورو ساما

43
00:04:00,420 --> 00:04:01,840
!معجون‌ها جواب نمیدن

44
00:04:02,200 --> 00:04:04,680
چون آسیب‌هاشون از مهارتی
...با ماهیت فضایی بوده

45
00:04:04,680 --> 00:04:09,080
.برای همین درمان‌های منم اثری ندارن

46
00:04:09,080 --> 00:04:10,270
...که اینطور

47
00:04:12,500 --> 00:04:15,980
.ریمورو ساما، نگران نباشید

48
00:04:16,500 --> 00:04:18,880
...هم من و هم این شاگرد احمقم

49
00:04:18,880 --> 00:04:22,930
اونقدر ضعیف نیستیم
.که با همچین آسیبی کم بیاریم

50
00:04:23,780 --> 00:04:25,990
.معلومه که نگرانتون نیستم

51
00:04:25,990 --> 00:04:28,240
.بذار یه نگاهی به زخمت بندازم

52
00:04:29,990 --> 00:04:30,940
!دانای اعظم

53
00:04:31,400 --> 00:04:34,150
<i>.تأثیر مهارتی با ماهیت فضایی تأیید شد</i>

54
00:04:34,150 --> 00:04:36,640
<i>.آیا می‌خواهید اثرات آن را با مهارت گلاتونی ببلعید</i>

55
00:04:36,640 --> 00:04:38,180
.البته که جوابم بله است

56
00:04:43,160 --> 00:04:44,430
اِه! چی شد!؟

57
00:04:44,700 --> 00:04:46,640
من نجات پیدا کردم!؟

58
00:04:47,110 --> 00:04:48,550
!همونطور که از ریمورو ساما انتظار می‌رفت

59
00:04:49,220 --> 00:04:50,430
!خدا رو شکر

60
00:04:50,430 --> 00:04:52,550
!ریمورو ساما، خوش اومدید

61
00:04:52,550 --> 00:04:54,500
هو... هوی! گوبوتا!؟

62
00:04:55,920 --> 00:04:57,520
اوه! پیرمرد، تو هم حالت خوبه!؟

63
00:04:59,070 --> 00:05:00,570
هوس کردی یه بار دیگه بری بخوابی!؟

64
00:05:00,750 --> 00:05:03,860
!ا...استاد، خوشحالم که سلامت هستید

65
00:05:07,180 --> 00:05:09,070
راستی شیون چیکار می‌کنه؟

66
00:05:09,320 --> 00:05:12,670
نمی‌خواید که بگید
تنهایی رفته انتقام بگیره، ها؟

67
00:05:12,670 --> 00:05:14,710
،خب با شناختی که ازش دارم
.خیلی هم بعید نیست

68
00:05:18,020 --> 00:05:21,220
...خـ...خب، ریمورو ساما

69
00:05:33,560 --> 00:05:35,480
<i>...بنیمارو فقط یه جمله گفت</i>

70
00:05:35,770 --> 00:05:37,870
<i>".لطفاً دنبال من بیاید"</i>

71
00:05:38,270 --> 00:05:42,540
<i>و بعد به سمت میدون شهر که هیولاهای کشته شده
.اونجا قرار داشتن، حرکت کرد</i>

72
00:05:56,370 --> 00:05:57,410
گوبوزو!؟

73
00:05:57,720 --> 00:05:59,040
!گوبوزو

74
00:06:16,670 --> 00:06:20,440
شیون، سعی داشت از بچه‌ای که
.مورد حمله قرار گرفته بود محافظت کنه

75
00:06:21,360 --> 00:06:22,940
...ولی به خاطر حفاظ، بدنش ضعیف شده بود

76
00:06:23,690 --> 00:06:25,220
.و نمی‌تونست به خوبی حرکت کنه

77
00:06:26,690 --> 00:06:30,170
...گوبوزو هم از من محافظت کرد

78
00:06:30,860 --> 00:06:33,800
...ولی اون مهاجم درحالی که می‌خندید

79
00:06:43,710 --> 00:06:44,460
!ریمورو ساما

80
00:06:50,800 --> 00:06:51,690
.معذرت میخوام

81
00:06:52,850 --> 00:06:54,510
.لطفاً یه مدت تنهام بذارید

82
00:06:57,550 --> 00:06:58,830
.بسیار خب

83
00:07:04,270 --> 00:07:05,230
.بیا بریم

84
00:07:23,300 --> 00:07:25,000
...هر وقت خواستید منو صدا کنید

85
00:07:25,590 --> 00:07:27,060
.خیلی زود خودم رو می‌رسونم

86
00:07:34,030 --> 00:07:34,780
<i>!توجه</i>

87
00:07:35,220 --> 00:07:39,570
<i>هالۀ بسیار قوی شما، به هیولاهای ضعیف
.فشار زیادی وارد می‌کند</i>

88
00:07:39,570 --> 00:07:40,520
.باشه

89
00:07:45,970 --> 00:07:47,270
<i>...درسته</i>

90
00:07:47,270 --> 00:07:49,280
<i>.ماسک سرکوب کننده رو دادم به کلوئه</i>

91
00:07:50,130 --> 00:07:51,720
تحلیلش تمام شده؟

92
00:07:51,720 --> 00:07:53,210
<i>.تکمیل شده است</i>

93
00:07:53,210 --> 00:07:54,480
<i>یک نسخه می‌خواهید؟</i>

94
00:07:54,930 --> 00:07:55,780
.لطفاً

95
00:08:03,740 --> 00:08:05,730
چرا همچین اتفاقی افتاد؟

96
00:08:05,730 --> 00:08:08,280
<i>.توجه! محاسبه ممکن نیست</i>

97
00:08:08,280 --> 00:08:10,230
بهتر بود چیکار می‌کردم؟

98
00:08:10,230 --> 00:08:12,300
<i>.توجه! قابل درک نیست</i>

99
00:08:13,040 --> 00:08:15,910
یعنی قاطی شدن با انسان‌ها اشتباه بود؟

100
00:08:15,910 --> 00:08:18,200
<i>.توجه! پاسخ ممکن نیست</i>

101
00:08:19,260 --> 00:08:22,340
بگو ببینم... من اشتباه کردم؟

102
00:08:22,340 --> 00:08:24,520
<i>.توجه! محاسبه ممکن نیست</i>

103
00:08:24,520 --> 00:08:26,990
<i>.قابل درک نیست. پاسخ ممکن نیست</i>

104
00:08:29,150 --> 00:08:32,800
،احساساتم توی ذهنم
...مثل یه دریای توفانی شدن

105
00:08:32,800 --> 00:08:34,790
،ولی همزمان
.به طرز دردناکی آرومم

106
00:08:35,690 --> 00:08:37,840
.حتی یه قطره اشک از چشمام بیرون نمیاد

107
00:08:39,610 --> 00:08:41,660
...آها، که اینطور

108
00:08:42,520 --> 00:08:46,390
.پس من قلبمـم دیگه یه هیولا شده

109
00:09:00,490 --> 00:09:01,380
<i>!توجه</i>

110
00:09:01,380 --> 00:09:03,660
<i>.نتایجی برای جست‌و‌جو در دسترس نیست</i>

111
00:09:03,660 --> 00:09:07,590
<i>جادویی یافت نشد که بتواند مردگان را
.به صورت کامل احیا کند</i>

112
00:09:08,120 --> 00:09:09,360
.که اینطور

113
00:09:12,010 --> 00:09:13,610
وضعیت حفاظ در چه حاله؟

114
00:09:13,610 --> 00:09:14,580
<i>!توجه</i>

115
00:09:14,580 --> 00:09:18,490
<i>تجزیه‌و‌تحلیل کامل دو لایۀ حفاظ
.اطراف شهر به اتمام رسیده </i>

116
00:09:18,890 --> 00:09:21,430
<i>...از بین بردن حفاظی چند لایه دشوار است </i>

117
00:09:21,430 --> 00:09:24,670
<i>ولی امکان لغو جادوی بزرگ
.محدودۀ ضد جادو" امکان پذیر است"</i>

118
00:09:24,670 --> 00:09:26,200
<i>می‌خواهید حفاظ را لغو کنید؟</i>

119
00:09:26,650 --> 00:09:28,500
.نه، فعلاً ولش کن

120
00:09:29,600 --> 00:09:33,680
می‌خواستم از شر حفاظی که باعث
...ضعف بقیه شده خلاص بشم

121
00:09:33,680 --> 00:09:36,080
ولی به نظر میاد
.به همین راحتی از بین نمیره

122
00:09:40,260 --> 00:09:43,650
اینا هم نمی‌تونن
.برای همیشه اینجا بمونن

123
00:09:44,770 --> 00:09:47,900
با گذشت زمان بدنشون پوسیده میشه
...و دوباره به نیروی جادویی تبدیل

124
00:09:47,900 --> 00:09:49,440
.و محو میشن

125
00:09:58,530 --> 00:10:01,460
...حداقل درون من، در آرامش بخوابید

126
00:10:06,080 --> 00:10:07,380
!ریمورو سان

127
00:10:10,290 --> 00:10:11,920
پس شما هم اومدید، ها؟

128
00:10:11,920 --> 00:10:13,340
.یه لحظه صبر کنید

129
00:10:13,650 --> 00:10:15,930
.باید بذارم اینا کمی استراحت کنم

130
00:10:15,930 --> 00:10:17,970
...می... میدونی

131
00:10:18,120 --> 00:10:22,180
...احتمالش خیلی کمه
!نه، شاید تقریباً صفر باشه

132
00:10:22,320 --> 00:10:26,060
اما یه افسانه هست
!که توی اون مرده‌ها زنده میشن

133
00:10:27,990 --> 00:10:29,430
<i>یه افسانه؟</i>

134
00:10:29,430 --> 00:10:30,820
<i>چی داری میگی؟</i>

135
00:10:31,290 --> 00:10:33,110
<i>چرا داری همچین موضوعی رو به من میگی؟</i>

136
00:10:33,740 --> 00:10:34,940
<i>.بس کن</i>

137
00:10:35,390 --> 00:10:37,180
<i>.الکی داری منو امیدوار می‌کنی</i>

138
00:10:38,480 --> 00:10:42,200
<i>یعنی میگی، من هنوزم میتونم
برای اونا کاری کنم؟</i>

139
00:10:42,950 --> 00:10:44,450
<i>برای اونا؟</i>

140
00:10:45,120 --> 00:10:46,500
<i>.نه، اینطور نیست</i>

141
00:10:48,920 --> 00:10:50,840
<i>!من نمی‌خوام اونا رو از دست بدم</i>

142
00:10:52,430 --> 00:10:54,920
...شاید این فقط یه افسانۀ خیالی باشه

143
00:10:55,110 --> 00:10:57,440
.ولی اون بر اساس حقایق گفته شده

144
00:10:59,050 --> 00:11:00,130
ریمورو سان؟

145
00:11:00,620 --> 00:11:04,010
.چیزی نیست، معذرت میخوام
.فقط از خوشحالی خنده‌ام گرفت

146
00:11:04,970 --> 00:11:07,100
زنده کردن مردگان، ها؟

147
00:11:07,100 --> 00:11:09,080
.شبیه این داستان‌های خیالیه

148
00:11:11,420 --> 00:11:14,020
.اگه احتمالش صفر نیست برام کافیه

149
00:11:14,980 --> 00:11:17,610
.کامل برام تعریفش کن، ارن

150
00:11:22,410 --> 00:11:26,250
<i>نیروهای کلیسای غربی
.چهار گوشۀ شهر اردو زدن</i>

151
00:11:26,250 --> 00:11:29,710
<i>توی هر اردوگاه نیروهاشون دارن
.از یه وسیلۀ جادویی محافظت می‌کنن</i>

152
00:11:29,710 --> 00:11:33,830
<i>به نظر میاد این همون وسیله‌ایه که
.با اون حفاظ ضعیف کننده رو ایجاد کردن</i>

153
00:11:34,120 --> 00:11:35,610
<i>میشه اونا رو از کار انداخت؟</i>

154
00:11:35,610 --> 00:11:37,680
<i>،اگه اونا غافلگیر کنیم
.یکیشون رو می‌تونیم </i>

155
00:11:37,680 --> 00:11:38,620
<i>.متوجه شدم</i>

156
00:11:38,620 --> 00:11:40,210
<i>.نیازی نیست به خودتون فشار بیارید</i>

157
00:11:40,210 --> 00:11:42,640
<i>.فعلاً اونا رو تحت نظر داشته باشید</i>

158
00:11:42,640 --> 00:11:43,340
<i>.اطاعت</i>

159
00:11:44,010 --> 00:11:45,510
.ببخشید منتظرت گذاشتم، ارن

160
00:11:45,800 --> 00:11:49,210
برام اون داستان افسانه‌ای
.درمورد زنده کردن مرده‌ها رو تعریف کن

161
00:11:49,210 --> 00:11:49,930
.باشه

162
00:11:57,020 --> 00:11:58,030
.ایرادی نداره

163
00:11:58,840 --> 00:12:03,290
این یه افسانه است که توی خاندان
.جادوگران ساریون، دست‌به‌دست شده

164
00:12:06,320 --> 00:12:09,900
...داستانی درمورد یک دختر و یک اژدها

165
00:12:10,650 --> 00:12:12,950
دختری که از ازدواج یک انسان
...و یه اژدها متولد شد

166
00:12:12,950 --> 00:12:15,900
و به عنوان
.شاهزادۀ اژدهاها بزرگ شد

167
00:12:16,750 --> 00:12:19,300
...روزی، پدر اون دختر که یک اژدها بود

168
00:12:19,300 --> 00:12:21,760
...از بدن خود یک کلون اژدها ساخت

169
00:12:22,280 --> 00:12:23,940
.و به عنوان دوست، نزد دخترش گذاشت

170
00:12:25,090 --> 00:12:25,960
...ولی

171
00:12:26,750 --> 00:12:29,850
یک پادشاه برای تصاحب
...قدرت اون شاهزاده خانم

172
00:12:29,850 --> 00:12:31,900
.باعث کشته شدن اون بچه اژدها شد

173
00:12:33,300 --> 00:12:37,710
اون دختر گریه کرد، غمگین شد
.و در خشم خود غرق شد

174
00:12:38,830 --> 00:12:41,300
...با قدرتی که از پدرش به ارث برده بود

175
00:12:41,300 --> 00:12:47,430
پادشاه و تمام مردم اون پادشاهی
.که ده‌ها هزار نفر می‌شدن رو نابود کرد

176
00:12:48,580 --> 00:12:51,330
،بعد از اون
...دخترک به ارباب شیاطین تبدیل شد

177
00:12:52,260 --> 00:12:56,480
و بچه اژدها به صورت معجزه آسایی
.به زندگی برگشت

178
00:12:58,280 --> 00:13:02,940
ولی از آنجایی که بچه اژدها
...بعد از مرگ، روحش را از دست داده بود

179
00:13:02,940 --> 00:13:07,320
به صورت یک هیولای شیطانی نابودگر زنده شد
.که دیگر هیچ اراده‌ای از خود نداشت

180
00:13:07,320 --> 00:13:09,870
.اون تبدیل شد به اژدهای آشوب

181
00:13:11,240 --> 00:13:13,330
...دخترک درحالی که از اندوه اشک می‌ریخت

182
00:13:13,330 --> 00:13:16,570
دوست سابق خود که تبدیل به
.اژدهای آشوب شده بود را مهر‌و‌موم کرد

183
00:13:17,520 --> 00:13:22,470
و این اولین کاری بود که او
.پس از ارباب شیاطین شدن انجام داد

184
00:13:24,500 --> 00:13:26,540
.اینجا داستان به پایان میرسه

185
00:13:29,650 --> 00:13:32,720
<i>،یه کشور رو نابود کرد
...ارباب شیاطین شد</i>

186
00:13:32,720 --> 00:13:36,250
<i>،و اژدهایی که با اون پیوند خورده بود
.دوباره زنده شد</i>

187
00:13:37,660 --> 00:13:40,780
<i>درسته، هیولاها بنا به دلایل نامعلومی
.تکامل پیدا می‌کنن</i>

188
00:13:41,360 --> 00:13:43,830
<i>یادمه فقط با اسم دادن بهشون
.حسابی غوغا به پا شد</i>

189
00:13:45,000 --> 00:13:48,670
ولی اگه زنده بشن و اراده‌ای
...از خودشون نداشته باشن که فایده‌ای نداره

190
00:13:50,370 --> 00:13:53,720
درحال حاضر این شهر
با یه حفاظ احاطه شده، درسته؟

191
00:13:56,020 --> 00:14:00,430
اگه روح افرادی که مردن
...به خاطر این حفاظ گیر کرده باشن

192
00:14:01,020 --> 00:14:02,050
<i>!توجه</i>

193
00:14:02,050 --> 00:14:06,170
<i>به طور معمول، روح افرادی که می‌میرند
...پراکنده و ناپدید می‌شوند</i>

194
00:14:06,170 --> 00:14:09,530
<i>ولی گیر افتادن ارواح
.درون این حفاظ چند لایه امکان پذیر است</i>

195
00:14:09,570 --> 00:14:10,820
روح افرادی که مرده‌اند

196
00:14:09,780 --> 00:14:12,870
<i>.احتمال باقی ماندن آنها %3.14 است</i>

197
00:14:09,990 --> 00:14:10,820
احتمال

198
00:14:12,870 --> 00:14:14,830
<i>اندازۀ عدد پی، ها؟</i>

199
00:14:15,640 --> 00:14:18,150
<i>!نه، اینطور نیست، دقیقاً برعکسه</i>

200
00:14:18,150 --> 00:14:21,380
<i>احتمال اینکه بتونیم
!اونا رو زنده کنم بیشتر از %3 ـه</i>

201
00:14:22,020 --> 00:14:24,260
<i>...اگه من بتونم ارباب شیاطین بشم</i>

202
00:14:26,100 --> 00:14:28,880
.ارن، ممنون که این موضوع رو بهم گفتی

203
00:14:29,100 --> 00:14:30,170
.کاری نکردم

204
00:14:30,170 --> 00:14:31,390
ولی ایرادی نداشت اینو بهم گفتی؟

205
00:14:31,850 --> 00:14:34,960
این دقیقاً مثل اینه که به من گفته باشی
!ارباب شیاطین بشم، ها

206
00:14:34,960 --> 00:14:36,140
...و اینکه، خب

207
00:14:36,140 --> 00:14:37,000
.آره

208
00:14:37,580 --> 00:14:41,860
...خب میدونی
.اسم واقعی من "اریون گریموالد" ـه

209
00:14:42,300 --> 00:14:46,050
.من از خون خاندان جادوگران ساریون هستم

210
00:14:46,050 --> 00:14:47,780
یه... پرنسسی؟

211
00:14:49,240 --> 00:14:53,890
،ما به عنوان محافظان ارن اوجو ساما
.همراه ایشون کشور رو ترک کردیم

212
00:14:53,890 --> 00:14:55,450
پس اینجوری بوده؟

213
00:14:55,450 --> 00:14:56,890
.ببخشید که به شما نگفتیم

214
00:14:56,890 --> 00:14:59,130
من همیشه آرزوی
...یه ماجراجویی آزادانه رو داشتم

215
00:14:59,130 --> 00:15:01,000
.برای همین کشورم رو ترک کردم

216
00:15:01,410 --> 00:15:04,500
...ولی میدونی، درمورد این افسانه

217
00:15:04,500 --> 00:15:06,500
فقط چند نفر
.از خاندان ساریون اطلاع دارن

218
00:15:06,920 --> 00:15:08,830
...اگه تو ارباب شیاطین بشی

219
00:15:08,830 --> 00:15:11,660
خیلی زود متوجه میشن
.که من توی این موضوع دست داشتم

220
00:15:12,360 --> 00:15:16,320
ولی عیبی نداره، آخه دوست دارم
.به این شهر و اهالیش کمک کنم

221
00:15:16,320 --> 00:15:21,270
درضمن، نمی‌تونم روش پادشاهی فالموث
!و کلیسای مقدس غربی رو ببخشم

222
00:15:21,430 --> 00:15:23,470
...اگه اوجو ساما اینجوری میگه

223
00:15:23,470 --> 00:15:25,730
پس ما هم به عنوان محافظشون
.هیچ مخالفتی نداریم

224
00:15:25,730 --> 00:15:26,970
.البته

225
00:15:27,410 --> 00:15:30,160
.خوب دوستایی داری، حسودیم شد

226
00:15:32,020 --> 00:15:32,820
.درسته

227
00:15:33,240 --> 00:15:36,370
!اگه کاری از ما بر میومد، حتماً بهمون بگو

228
00:15:36,790 --> 00:15:38,820
...تا حالا خیلی کارا برامون کردی

229
00:15:38,820 --> 00:15:41,530
حالا نوبت ماست
.که برای شما یه کاری کنیم

230
00:15:41,530 --> 00:15:42,710
.ممنون

231
00:15:49,730 --> 00:15:52,800
<i>من برای جلوگیری از پراکندگی
...روح شیون و افرادی که مردن </i>

232
00:15:52,990 --> 00:15:55,180
<i>.یه حفاظ سوم روی شهر قرار دادم</i>

233
00:15:55,780 --> 00:15:57,540
<i>.فقط محض اطمینان</i>

234
00:16:01,480 --> 00:16:03,070
ارباب شیاطین، ها؟

235
00:16:03,070 --> 00:16:04,020
<i>!توجه</i>

236
00:16:04,020 --> 00:16:08,020
<i>شخصی به اسم ریمورو تمپست
.قبلاً دانۀ ارباب شیاطین را به دست آورده است</i>

237
00:16:08,180 --> 00:16:11,240
دانۀ ارباب شیاطین؟
منظورت چیه؟

238
00:16:11,240 --> 00:16:12,180
<i>!پاسخ</i>

239
00:16:12,180 --> 00:16:13,500
<i>...دانۀ ارباب شیاطین</i>

240
00:16:13,500 --> 00:16:15,500
<i>،شاخصی از میزان نیروی جادویی
...و مهارت‌های لازم </i>

241
00:16:15,500 --> 00:16:18,790
<i>برای بیدار شدن به عنوان
.ارباب شیاطین واقعی است</i>

242
00:16:19,540 --> 00:16:22,760
<i>شما دانه را در زمان شکست دادن
.اورک فاجعه بار به دست آوردید</i>

243
00:16:23,210 --> 00:16:26,580
<i>،اگر شرایط لازم را مهیا کنید
.امکانش هست تبدیل به یک ارباب شیاطین واقعی شوید</i>

244
00:16:26,840 --> 00:16:27,960
!واقعاً؟

245
00:16:27,960 --> 00:16:30,130
خب این شرایط چی هستن؟

246
00:16:30,320 --> 00:16:32,300
<i>...بر طبق حکایت افسانه</i>

247
00:16:32,300 --> 00:16:35,060
<i>.برای جوانه زدن دانه، به تغذیه نیاز است</i>

248
00:16:32,380 --> 00:16:35,550
برای جوانه زدن دانه

249
00:16:33,470 --> 00:16:35,550
تغذیه

250
00:16:35,460 --> 00:16:37,840
<i>.این تغذیه از روح انسان‌ها حاصل می‌شود</i>

251
00:16:37,840 --> 00:16:40,140
<i>.حداقل نیاز به 10 هزار روح است</i>

252
00:16:39,310 --> 00:16:40,810
حداقل 10 هزار روح

253
00:16:44,240 --> 00:16:45,310
...که اینطور

254
00:16:47,010 --> 00:16:47,940
<i>.ریمورو ساما</i>

255
00:16:47,940 --> 00:16:48,690
<i>چی شده؟</i>

256
00:16:49,010 --> 00:16:51,320
<i>یکی از افرادم که از ما
...فاصله داره، گزارش داده</i>

257
00:16:52,290 --> 00:16:54,910
<i>نیروهای پادشاهی فالموث
...و کلیسای مقدس غربی</i>

258
00:16:54,910 --> 00:16:57,320
<i>.درحال نزدیک شدن به شهر هستند</i>

259
00:16:57,540 --> 00:16:59,550
<i>.تعدادشون تقریباً 20 هزار نفره</i>

260
00:17:02,000 --> 00:17:03,670
.چه به موقع

261
00:17:03,670 --> 00:17:05,120
<i>به... موقع؟</i>

262
00:17:05,470 --> 00:17:07,470
<i>.نه، چیزی مهمی نیست</i>

263
00:17:07,470 --> 00:17:09,130
<i>.ممنون بابت گزارش</i>

264
00:17:09,130 --> 00:17:10,910
<i>.کاری نکردم، پس تا بعد</i>

265
00:17:12,350 --> 00:17:13,740
...خیلی خب

266
00:17:16,010 --> 00:17:16,890
.میولان

267
00:17:18,140 --> 00:17:19,570
.مجازاتت رو تعیین کردم

268
00:17:20,120 --> 00:17:21,640
.تو لازمه بمیری

269
00:17:21,830 --> 00:17:22,640
!ارباب

270
00:17:22,640 --> 00:17:24,680
...یه لحظه صبر کن، میولان واقعاً

271
00:17:25,820 --> 00:17:26,850
!گروسیس؟

272
00:17:26,850 --> 00:17:28,320
چه غلطی می‌کنی، یوم؟

273
00:17:28,320 --> 00:17:30,570
!میولان رو بردار و از اینجا فرار کن

274
00:17:31,330 --> 00:17:32,480
...میولان، یالا! باید زودتر

275
00:17:36,120 --> 00:17:38,410
...واقعاً دوستت داشتم، یوم

276
00:17:39,350 --> 00:17:42,910
تو اولین مردی بودی
.که توی زندگیم عاشقش شدم

277
00:17:43,860 --> 00:17:46,740
سعی کن دیگه توسط یه زن بد
.فریب نخوری

278
00:17:48,540 --> 00:17:49,420
.خدا نگهدار

279
00:17:49,790 --> 00:17:50,290
!میولان

280
00:17:53,020 --> 00:17:53,760
!میولان

281
00:17:54,740 --> 00:17:56,910
!ارباب، خواهش می‌کنم، این کارو نکن

282
00:17:56,910 --> 00:17:59,530
!منم باهاش مجازات کن
!هر کاری بگی انجام میدم

283
00:17:59,530 --> 00:18:00,550
.ارادۀ خوبی داری

284
00:18:00,920 --> 00:18:02,970
!تمام عمرم تاوانش رو پس میدم
!پس خواش می‌کنم

285
00:18:04,690 --> 00:18:05,270
...نه

286
00:18:06,160 --> 00:18:06,850
!میولان

287
00:18:21,260 --> 00:18:23,660
خیلی خب، به نظر میاد
.خوب جواب داد

288
00:18:23,950 --> 00:18:26,490
.ها؟! چرا من هنوزم زنده‌ام

289
00:18:27,710 --> 00:18:30,100
.فکر کنم حدود 3 ثانیه مردی

290
00:18:30,100 --> 00:18:34,400
خب درسته گفتم لازمه بمیری
.ولی هیچوقت قصد نداشتم بکشمت

291
00:18:35,590 --> 00:18:36,450
<i>!توجه</i>

292
00:18:35,670 --> 00:18:36,550
توجه

293
00:18:36,450 --> 00:18:40,480
<i>،قلب مصنوعی فردی به اسم میولان
به صورت عادی فعالیت می کند</i>

294
00:18:38,720 --> 00:18:41,680
عادی

295
00:18:40,480 --> 00:18:41,680
.اینم از این

296
00:18:42,050 --> 00:18:45,380
...وقتی حفاظ سوم رو می‌ذاشتم، متوحه شدم

297
00:18:45,380 --> 00:18:48,950
که اون قلب موقتی که کیلمن
...تو بدن میولان گذاشته بود

298
00:18:48,950 --> 00:18:50,790
.به عنوان یه دستگاه شنود استفاده میشد

299
00:18:50,790 --> 00:18:51,690
شنود!؟

300
00:18:52,300 --> 00:18:54,800
از خودش سیگنال‌های الکتریکی
...رمزگذاری شده ساطع می‌کرد

301
00:18:54,800 --> 00:18:57,110
.و برای کلیمن می‌فرستاد

302
00:18:57,370 --> 00:19:00,700
مجبور شدم کاری کنم
.که اون باور کنه میولان مرده

303
00:19:00,700 --> 00:19:02,920
ببخشید که مجبور شدی
.همچین حس وحشتنکای رو تجربه کنی

304
00:19:02,920 --> 00:19:03,990
...نه

305
00:19:03,990 --> 00:19:06,490
...خب... پس این نبضی که حس می‌کنم

306
00:19:06,700 --> 00:19:10,250
یه قلب مصنوعیه
.که بر اساس این قلب موقت ساختمش

307
00:19:10,430 --> 00:19:12,320
.البته که مثل این یکی شنود نداره

308
00:19:12,320 --> 00:19:14,090
.تو دیگه از حالا به بعد آزادی

309
00:19:14,250 --> 00:19:16,920
.کلیمن نمی‌تونه هیچ کاری با تو بکنه

310
00:19:19,000 --> 00:19:20,740
خیلی عالی شد! نه، میولان؟

311
00:19:20,740 --> 00:19:23,480
دیگه چیزی وجود نداره
!که تو رو به زنجیر بکشه

312
00:19:24,390 --> 00:19:24,970
...درسته

313
00:19:25,630 --> 00:19:28,470
...ریمورو سان... نه، ریمورو ساما

314
00:19:29,180 --> 00:19:32,560
،از هر کلمه‌ای هم استفاده کنم
!بازم نمی‌تونم از شما تشکر کنم

315
00:19:33,260 --> 00:19:36,950
،اگه وفاداری من رو می‌خواید
.من از دستور شما پیروی می‌کنم

316
00:19:36,950 --> 00:19:38,680
.نه! نیازی به این کار نیست

317
00:19:39,520 --> 00:19:42,480
فقط یه کاری هست
.که میخوام توش کمکم کنی

318
00:19:42,480 --> 00:19:43,450
چه کاری؟

319
00:19:43,770 --> 00:19:46,370
...مثل الان که مردی و زنده شدی

320
00:19:46,370 --> 00:19:48,830
امکانش هست که بتونم
.شیون و بقیه رو به زندگی برگردونم

321
00:19:50,460 --> 00:19:52,460
واقعاً ... میتونید؟

322
00:19:52,780 --> 00:19:54,930
.این فقط یه احتماله

323
00:19:54,930 --> 00:19:58,620
،میخوام هر کاری میتونم انجام بدم
.تا این شانس بیشتر بشه

324
00:19:59,270 --> 00:20:00,720
کمکم می‌کنی؟

325
00:20:01,660 --> 00:20:04,430
،متوجه شدم
.هر کاری بتونم انجام میدم

326
00:20:05,290 --> 00:20:06,360
.ممنون

327
00:20:06,800 --> 00:20:10,560
وقتی کارمون تموم شد
بعدش چیکار می‌کنی؟

328
00:20:12,290 --> 00:20:15,960
...من... حالا که تونستم آزاد بشم

329
00:20:16,810 --> 00:20:19,490
...حتی اگه به اندازۀ عمر یه انسان کوتاه باشه

330
00:20:19,490 --> 00:20:21,700
.بدم نمیاد یه مدت اسیرش باشم

331
00:20:21,700 --> 00:20:23,910
...ها؟ منظورت اینه که

332
00:20:25,910 --> 00:20:26,750
ها!؟

333
00:20:27,380 --> 00:20:28,660
!نیازی به دلداری ندارم

334
00:20:29,240 --> 00:20:31,950
...درضمن، یوم فقط یه آدمه

335
00:20:31,950 --> 00:20:33,670
.نهایتش بتونه 100 سال عمر کنه

336
00:20:34,020 --> 00:20:35,980
.بعد از اون نوبت من میشه

337
00:20:35,980 --> 00:20:37,170
چی داری میگی!؟

338
00:20:37,170 --> 00:20:39,690
پس همچین نقشه‌ای داشتی، گرگ لعنتی؟

339
00:20:39,690 --> 00:20:41,950
ها!؟ الان چه زِری زدی، انسان لعنتی؟

340
00:20:42,410 --> 00:20:45,760
،راستی یوم
.از تو هم درخواستی داشتم

341
00:20:46,260 --> 00:20:48,930
!البته، شما فقط امر بفرما

342
00:20:48,930 --> 00:20:51,730
.پادشاه جدید پادشاهی فالموث بشو

343
00:20:51,730 --> 00:20:53,520
!حتماً! بسپارش به خودم

344
00:20:54,130 --> 00:20:55,940
ها... چی!؟

345
00:20:56,350 --> 00:20:57,050
پادشاه؟

346
00:20:57,900 --> 00:20:58,900
...به عبارت دیگه

347
00:20:58,900 --> 00:21:02,140
من میخوام تمام ارتش پادشاهی فالموث
...که داره به این سمت میاد رو

348
00:21:02,140 --> 00:21:04,810
.به همراه پادشاهشون نابود کنم

349
00:21:04,810 --> 00:21:07,660
خب اینجوری باقی شهروندهای پادشاهی
دچار مشکل میشن، مگه نه؟

350
00:21:08,260 --> 00:21:10,090
!اینجاست که نوبت تو میشه

351
00:21:10,090 --> 00:21:13,000
،تو به عنوان شاه جدید
...پادشاهی فالموث رو اداره می‌کنی

352
00:21:13,210 --> 00:21:15,370
.و با ما روابط دیپلماتیک برقرار می‌کنی

353
00:21:15,370 --> 00:21:17,450
...جوری میگی که انگار راحته

354
00:21:17,450 --> 00:21:18,750
من پادشاه بشم؟

355
00:21:18,990 --> 00:21:20,140
چرا که نه؟

356
00:21:20,140 --> 00:21:23,380
،من میخوام یه ارباب شیاطین بشم
.تو هم قبول کن که یه شاه بشی دیگه

357
00:21:23,860 --> 00:21:26,620
ریمورو ساما چون بهت اطمینان داره
.این رو از تو میخواد

358
00:21:27,030 --> 00:21:28,580
...منم ازت حمایت می‌کنم

359
00:21:28,580 --> 00:21:30,510
.چطوره تو هم تلاشت رو بکنی

360
00:21:32,810 --> 00:21:36,510
،منم همراهیت می‌کنم
.کنارت منتظر می‌مونم تا بمیری

361
00:21:36,510 --> 00:21:37,770
چی گفتی!؟

362
00:21:39,860 --> 00:21:43,070
.باشه، انجامش میدم، بسپارش به من

363
00:21:43,070 --> 00:21:44,110
!خیلی خب

364
00:21:52,610 --> 00:21:54,450
.بچه‌ها، ببخشید که منتظرتون گذاشتم

365
00:21:55,080 --> 00:21:56,970
.می‌خوایم جلسۀ خودمون رو شروع کنیم

366
00:21:58,440 --> 00:22:01,460
موضوع جلسه، نحوۀ برخوردمون
...با انسان‌ها از حالا به بعد

367
00:22:01,840 --> 00:22:04,080
!و احیای شیون و باقی کشته شده‌هاست

368
00:23:36,730 --> 00:23:40,090
<i>.قسمت بعد: شرط‌بندی بر روی همه چیز</i>

369
00:23:37,060 --> 00:23:40,940
بر روی همه چیز  شرط‌بندی

370
00:23:37,100 --> 00:23:40,980
m -120 -10 l
50 -10 l 50 50 l -120 50

