1
00:01:38,053 --> 00:01:40,099
.‫عذر می‌خوام      کارت شناسایی و دعوتنامه‌تون رو می‌تونم ببینم؟
Animental.net

2
00:01:41,049 --> 00:01:46,000
‫اکنون در حال ورود به محل گردهمایی مدرسه‌ی ادن هستید
‫این منطقه تحت تدابیر شدید امنیتی است

3
00:01:41,078 --> 00:01:43,045
‫آقای همیلتون، درسته؟

4
00:01:43,045 --> 00:01:44,087
.بفرمایید عبور کنید

5
00:01:52,017 --> 00:01:53,096
.‫گردهمایی مدرسه‌ی ادن

6
00:01:53,096 --> 00:01:59,009
‫یه رویداد مرسوم که در میانه‌ی هر ترم برای
،‫دانش‌پژوهان امپراتوری و والدین‌شون برگزار می‌شود

7
00:01:59,009 --> 00:02:02,001
،‫هم‌چنین تعداد انگشت‌شماری از فارغ‌التحصیلان

8
00:02:02,001 --> 00:02:04,010
‫شامل چهره‌های برجسته‌ی
،‫ سیاسی، تجاری

9
00:02:04,010 --> 00:02:08,010
.‫دانشمندان، مهندسان، هنرمندان و ورزشکاران

10
00:02:08,010 --> 00:02:11,019
.‫کسانی که دعوت ‌شدند همیشه در نوع خود تک بوده‌اند

11
00:02:12,052 --> 00:02:15,044
.‫امسال هم تدابیر امنیتی شدیدی لحاظ کردن ها

12
00:02:15,044 --> 00:02:18,045
.‫خب، این جماعت پر شده از آدم کله‌گنده

13
00:02:18,045 --> 00:02:22,055
،‫وقتی فکر می‌کنم سرویس امنیت دولتی هم اینجاست
.‫بدجوری مضطرب میشم

14
00:02:22,055 --> 00:02:25,054
.‫سطح امنیت اینجا در حد اجلاس سرانه

15
00:02:25,054 --> 00:02:28,012
آمادگی‌شو داشتم، وای این دیگه
.‫از انتظاراتم فراتر رفته

16
00:02:28,012 --> 00:02:30,004
.درهرصورت نفوذ به گردهمایی کار دشواریه

17
00:02:30,025 --> 00:02:35,092
‫ساده‌ترین راه اینه که بدون نیاز به
...‫دانش‌پژوه امپراتوری بتونم وارد بشم

18
00:02:35,092 --> 00:02:37,084
،اما اگه به این راحتی بود

19
00:02:37,084 --> 00:02:40,072
.در وهله اول عملیات استریکس رو شروع نمی‌کردیم

20
00:02:41,047 --> 00:02:43,060
،‫در گذشته، جاسوس‌هایی از غرب

21
00:02:43,060 --> 00:02:46,006
.بارها دست به نفوذ زدند و شکست خورند

22
00:02:46,093 --> 00:02:51,006
،برای جلوگیری از محکم کردن تدابیر امنیتی‌شون
.باید جلوی تکرار این شکست‌ها رو بگیریم

23
00:02:51,048 --> 00:02:53,056
.‫محل برگزاری این رویداد، برج خِرَده

24
00:02:53,056 --> 00:02:57,032
،‫به‌غیر از ورودی که در جلوی برج قرار دارد
.‫تعداد کمی هم پنجره‌ داره که باز نمی‌شن

25
00:02:57,074 --> 00:03:00,020
،‫پشت‌بام برج یه باغه

26
00:03:00,020 --> 00:03:02,099
‫اما نفوذ از بالا به قدری توجه رو جلب می‌کنه که
.‫عملی‌کردنش ممکن نیست

27
00:03:02,099 --> 00:03:06,033
در حال حاضر راه قابل اطمینانی
.برای ورود از زیرزمین وجود نداره

28
00:03:06,058 --> 00:03:10,050
‫در تنها ورودی حاضر، بررسی هویت با دقت انجام میشه
.‫و از سر تا پا رو وارسی می‌کنن

29
00:03:10,050 --> 00:03:13,025
.اونم با استفاده از پیشرفته‌ترین حسگرها

30
00:03:13,025 --> 00:03:17,033
.ورود به وسیله تغییرچهره، یا کارگذاری وسایل استراق‌سمع کارِ دشواریه

31
00:03:18,021 --> 00:03:20,084
به علت اینکه هیچ‌کدوم از ساختون‌های
،اطراف به بلندی محل گردهمایی نیست

32
00:03:20,084 --> 00:03:22,084
.‫لب‌خونی هم غیرممکنه

33
00:03:23,055 --> 00:03:26,064
...شاید بشه چند روز پیش از روز موعود وارد سالن شد

34
00:03:26,064 --> 00:03:29,027
.نه، اونم ریسک بالایی به همراه داره

35
00:03:29,027 --> 00:03:31,035
پس هیچ‌راهی برای ورود به گردهمایی نیست؟

36
00:03:31,064 --> 00:03:35,019
نه، با اِعمال کوچک‌ترین زور و تهدید انجام شدنیه؛

37
00:03:35,019 --> 00:03:37,061
برای یک‌بار نفوذ جواب میده. مثلاً

38
00:03:37,061 --> 00:03:40,007
،اگه حکم به ترور کردن دزموند داشتم

39
00:03:40,007 --> 00:03:42,007
.‫کاملاً امکان‌پذیر به‌نظر می‌رسه

40
00:03:42,053 --> 00:03:46,089
‫اما هدف عملیات استریکس برقراری
‫ارتباطی مستمر با دزمونده؛

41
00:03:46,089 --> 00:03:49,087
.با هدف به دست اوردن اعتمادش و کسب اطلاعات

42
00:03:49,087 --> 00:03:52,041
،حتی درصورت عملی شدن تمامی این ملزومات

43
00:03:52,041 --> 00:03:55,033
...اگه سعی کنم به عنوان فرد دیگه‌ای بهش نزدیک بشم

44
00:03:56,017 --> 00:03:57,063
.‫خوشحالم دوباره می‌بینمت

45
00:03:57,063 --> 00:04:00,013
...‫ها؟ من دفعه پیش شرکت نکرده بودم

46
00:04:00,013 --> 00:04:02,034
،‫افراد معروف راحت شناخته میشن

47
00:04:02,034 --> 00:04:05,030
،‫اگه یه بچه هم همراه‌شون باشه
.‫شرایط پیچیده‌تر می‌شه

48
00:04:05,076 --> 00:04:07,088
.‫امروز رفتارت عجیب شده، بابا

49
00:04:07,088 --> 00:04:11,011
،حتی با تغییر چهره به عنوان یکی از مربیان یا کارکنان

50
00:04:11,011 --> 00:04:12,081
.فرصتی برای هم‌کلام شدن باهاش پیدا نمی‌کنم

51
00:04:12,081 --> 00:04:15,040
.ترفندهایی هم که باعث برانگیخته شدن شک بشه، بالکل موقوف

52
00:04:15,040 --> 00:04:19,026
‫دزموند به‌شدت فرد محتاطیه، پس
.‫امکانش وجود داره که دیگه به گردهمایی نیاد

53
00:04:20,015 --> 00:04:23,059
.‫بهترین شانس من برای تعامل باهاش به‌عنوان لوید فورجره

54
00:04:23,059 --> 00:04:26,090
،‫تنها کاری که می‌تونم الان انجام بدم
.‫اینه که مقدمات لازم برای دفعه‌ی بعد رو آماده کنم

55
00:04:27,037 --> 00:04:31,004
...‫شانس برخورد با دزموند در خارج از برج خیلی کمه،‌ ولی

56
00:04:31,004 --> 00:04:33,091
.باید از کوچک‌ترین احتمالات ممکن استفاده کنم

57
00:04:35,092 --> 00:04:38,042
.‫خب، کلاس امروزمون دیگه تمومه

58
00:04:39,034 --> 00:04:42,002
،‫گردهمایی در عصر برگزار می‌شه
.‫پس مدرسه بسته خواهد شد

59
00:04:42,046 --> 00:04:45,063
‫هر کدوم از دانش‌آموزان که
.‫در گردهمایی امروز شرکت ندارن، سریعاً به خونه برن

60
00:04:46,064 --> 00:04:49,064
...‫گردهمایی ها
.‫یعنی چطور میتونه باشه

61
00:04:49,064 --> 00:04:52,010
‫پر از افراد مشهور باید باشه، نه؟

62
00:04:52,010 --> 00:04:55,002
.‫شنیدم حتی فضانورد یاچایکا هم قراره سخنرانی کنه

63
00:04:55,002 --> 00:04:56,044
.‫اون بازیگره امی هم میاد

64
00:04:56,044 --> 00:04:57,094
‫ها؟ واقعاً؟

65
00:04:58,019 --> 00:05:01,078
میگم، پدر شما هم تشریف میارن، دامیان-کون؟

66
00:05:01,078 --> 00:05:04,078
‫برادرتون دانش‌پژوه امپراتوری هستن دیگه؟

67
00:05:05,015 --> 00:05:07,020
.‫خیلی خوشحالم امروز فقط نصف روز مدرسه داشتیم

68
00:05:07,049 --> 00:05:09,007
‫عه،‌ شنیدی؟

69
00:05:13,058 --> 00:05:16,087
.‫دامیان دزموند از خوابگاه سِسیل هستم

70
00:05:16,087 --> 00:05:19,075
.‫می‌خواستم به دمیترئوس دزموند وصلم کنین

71
00:05:21,092 --> 00:05:22,092
‫چی شده؟

72
00:05:22,092 --> 00:05:24,067
.‫سـ-سلام، برادر

73
00:05:24,092 --> 00:05:26,009
‫چی می‌خوای؟

74
00:05:26,009 --> 00:05:31,006
...‫آم، ببخشید. در مورد فردا
‫می‌ری گردهمایی دیگه، نه؟

75
00:05:31,006 --> 00:05:31,068
.‫آره

76
00:05:32,077 --> 00:05:35,068
،‫وقتی پدر رو دیدی
.‫می‌خواستم اگه می‌شه یه چیزی بهش بگی

77
00:05:35,068 --> 00:05:39,044
‫اگه بشه، خیلی دوست دارم
.‫حتی شده یکم بعد گردهمایی ببینمش

78
00:05:40,002 --> 00:05:42,090
‫می‌شه بهش بگی توی حیاط کتابخونه‌ی 2 منتظرش ام؟

79
00:05:43,098 --> 00:05:47,003
.‫بهش می گم، ولی زیاد امیدوار نباش

80
00:05:47,003 --> 00:05:48,045
.‫پدر سرش حسابی شلوغه

81
00:05:49,049 --> 00:05:50,049
...‫اوهوم

82
00:05:50,049 --> 00:05:51,058
‫همین بود؟

83
00:05:52,008 --> 00:05:52,091
.‫اوهوم

84
00:05:52,091 --> 00:05:54,066
.‫باشه پس. فعلاً

85
00:05:58,096 --> 00:06:01,097
‫می‌تونم به پدرت سلام کنم؟

86
00:06:02,021 --> 00:06:05,080
‫بابام هم قراره امروز بیاد منو ببره پس
‫می‌تونیم برای احوال‌پرسی بیایم؟

87
00:06:05,080 --> 00:06:09,051
!‫عه؟ خیلی بدجنسی
.‫هی، دامیان-کون، بذار منم بیام

88
00:06:09,051 --> 00:06:10,064
.خفه شین دیگه

89
00:06:13,014 --> 00:06:14,056
!‫دامیان-ساما

90
00:06:15,022 --> 00:06:18,023
‫پسر دوم می‌خواد امروز رئیس شیطانی رو ببینه؟

91
00:06:18,073 --> 00:06:20,099
‫میگم، امروزم بریم خرید؟

92
00:06:21,094 --> 00:06:24,086
.‫نتونستم با تیپ‌زدن قلب پسر دوم رو بدزدم

93
00:06:24,086 --> 00:06:25,098
...‫پس یعنی

94
00:06:28,099 --> 00:06:32,003
!‫دیدن باباییم براتون خیلی خوبه

95
00:06:32,003 --> 00:06:32,061
.‫اوهو

96
00:06:33,003 --> 00:06:36,041
‫پسر دوم رو تعقیب می‌کنم و
.‫خودم با رئیس شیطانی می‌جنگم

97
00:06:36,041 --> 00:06:38,051
!کلّ این هفته تو چه مرگته؟

98
00:06:38,051 --> 00:06:41,038
!چندشی هم حدی داره! اینقد دنبالم نیا

99
00:06:41,038 --> 00:06:44,067
...‫دامیان-ساما، شاید اون

100
00:06:44,067 --> 00:06:46,037
‫چـ-چی می‌گی؟

101
00:06:46,037 --> 00:06:49,093
‫شاید داره تعقیب‌تون می‌کنه تا
.‫بتونه پدرتون رو ببینه

102
00:06:50,059 --> 00:06:53,001
!‫درسته! درست مثل بقیه‌ست

103
00:06:53,085 --> 00:06:55,025
!‫دختره‌ی زشت خنگول

104
00:06:55,061 --> 00:06:57,035
!‫پاکوتاه خنگول

105
00:06:57,035 --> 00:06:58,027
.وای، چه بی‌ادب

106
00:06:58,053 --> 00:07:00,031
!نبینم دوباره نزدیکم شی

107
00:07:00,031 --> 00:07:02,065
!‫دختره‌ی گوریل چندشِ مزاحم

108
00:07:03,086 --> 00:07:06,040
.‫آنیا فکر می‌کنه یه مشت دیگه حواله‌ش کنه

109
00:07:06,040 --> 00:07:08,065
.‫نباید این کار رو بکنی. اخراج می‌شی ها

110
00:07:09,032 --> 00:07:11,061
.‫همونطور که فکر می‌کردم هنوزم با دامیان-کون کنار نمیان

111
00:07:11,061 --> 00:07:13,028
‫پس فاتحه‌ نقشه B رو هم باید بخونم؟

112
00:07:13,095 --> 00:07:14,065
!‫بابایی؟

113
00:07:14,099 --> 00:07:18,045
‫نه، شایدم داره به روش خودش سعی
.‫می‌کنه با دامیان آشتی کنه

114
00:07:18,045 --> 00:07:19,058
.‫آفرین

115
00:07:19,058 --> 00:07:24,000
‫فعلاً، باید دامیان رو پیدا کنم که ممکنه
.‫با پدرش در خارج گردهمایی دیدار کنه

116
00:07:24,084 --> 00:07:27,088
!‫وایسا! آنیا هم با رئیس شیطانی می‌خواد بجنگه

117
00:07:27,088 --> 00:07:29,067
.‫عه؟ بیا بریم خونه دیگه

118
00:07:31,018 --> 00:07:33,076
‫به این زودی می‌رین محل ملاقات؟

119
00:07:33,076 --> 00:07:36,072
‫پدرتون تا بعد از گردهمایی نمیان، درسته؟

120
00:07:36,072 --> 00:07:38,050
.‫چند ساعتی طول می‌کشه

121
00:07:38,050 --> 00:07:41,060
.‫پس واقعاً می‌ره پدرش رو ببینه. عالیه

122
00:07:41,060 --> 00:07:45,003
‫حالا که اینجاییم، چطوره به نزدیک محل گردهمایی بریم؟

123
00:07:54,024 --> 00:07:56,078
.‫وای، واقعاً فوق‌العاده‌س

124
00:07:57,024 --> 00:08:00,053
.‫دانش‌پژوهان امپراتوری! گمونم خودمو خیس کنم

125
00:08:00,083 --> 00:08:05,046
‫عالیه ها؛ پدرتون میون این همه کله‌گنده
!‫از همه مهم‌تره

126
00:08:05,046 --> 00:08:07,088
!‫و به‌عنوان پسرش، برای شما هم همینطوره

127
00:08:08,030 --> 00:08:09,055
‫دامیان-ساما؟

128
00:08:10,001 --> 00:08:12,030
.‫بهتره بیخیال دیدن پدرم بشم

129
00:08:12,030 --> 00:08:13,005
‫ها؟

130
00:08:13,005 --> 00:08:15,005
!الان چی گفت؟ وای نه

131
00:08:15,030 --> 00:08:19,014
.‫درسته. پدرم فوق‌العاده‌ست. خیلی سرش شلوغه

132
00:08:19,014 --> 00:08:21,064
.‫ممکن نیست وقتی داشته باشه که برای یکی مثل من تلف کنه

133
00:08:21,064 --> 00:08:23,032
.‫می‌رم با برادرم دوباره حرف بزنم

134
00:08:23,032 --> 00:08:25,006
.‫بهش می‌گم قرار رو کنسل کنه

135
00:08:25,049 --> 00:08:27,011
!‫چنین اتفاقی نمیفته

136
00:08:28,065 --> 00:08:31,024
‫چته تو؟
‫هنوزم اینجایی، مزاحم؟

137
00:08:31,078 --> 00:08:35,011
.‫پسر دوم ترسیده. آنیا فهمیده

138
00:08:35,011 --> 00:08:35,091
!‫ها؟

139
00:08:36,095 --> 00:08:40,038
‫چـ-چشه این دختر؟
‫نکنه می‌تونه ذهنم رو بخونه؟

140
00:08:41,045 --> 00:08:44,000
...‫آ-آنیا می‌دونه، چیزه

141
00:08:44,000 --> 00:08:48,017
.‫می‌دونه که توی آخرین امتحان ادبیات، نتونستی بیشتر از 50 بگیری

142
00:08:48,017 --> 00:08:50,034
!‫چـ-چطور می‌دونی؟

143
00:08:50,034 --> 00:08:52,009
.‫وایسا، اینکه به هیچی ربطی نداره

144
00:08:52,059 --> 00:08:54,038
.از پشت سرت دزدکی نگاه کردم

145
00:08:54,038 --> 00:08:57,022
.آنیا-چان واقعاً داره به یک مزاحم تبدیل میشه

146
00:08:57,063 --> 00:09:01,077
.‫از اینکه پدرت ممکنه در مورد امتحانت بفهمه، ترسیدی

147
00:09:01,077 --> 00:09:04,088
.‫آنیا هم چون 17 گرفته کاملاً حست رو درک می‌کنه

148
00:09:04,088 --> 00:09:06,040
!‫منو با خودت یکی نکن

149
00:09:06,060 --> 00:09:10,040
.آنیا یه خرده می‌ترسه که شاید بابایی دیگه دوسش نداشته باشه

150
00:09:10,040 --> 00:09:12,048
.چون همیشه از دستم عصبانی میشه

151
00:09:12,048 --> 00:09:13,078
...این دختر

152
00:09:13,078 --> 00:09:17,087
.‫اما آنیا باورش داره، چون بابایی‌شو دوست داره

153
00:09:17,087 --> 00:09:18,066
...‫برای همینم

154
00:09:19,041 --> 00:09:23,045
،‫همیشه امتحاناش رو به باباییش نشون می‌ده
.‫حتی اگه خراب کرده باشه

155
00:09:28,046 --> 00:09:30,029
‫داشتیم در مورد چی حرف می‌زدیم؟

156
00:09:30,029 --> 00:09:31,046
.‫نمی‌دونم

157
00:09:32,017 --> 00:09:33,005
!‫لعنتی

158
00:09:33,005 --> 00:09:34,088
‫دامیان-ساما کجا می‌رین؟

159
00:09:34,088 --> 00:09:36,055
.‫خیلی مسخره‌س

160
00:09:36,055 --> 00:09:38,084
.‫می‌رم توی حیاط منتظر پدرم بمونم

161
00:09:38,084 --> 00:09:39,097
!‫دامیان-ساما

162
00:09:39,097 --> 00:09:41,051
!هیچّم نترسیدم

163
00:09:42,089 --> 00:09:45,081
،‫درست نفهمیدم چی شد
!‫ولی گل کاشتی، آنیا

164
00:09:45,081 --> 00:09:47,098
!‫یه نتیجه‌ی کاملاً شانسی که به‌ نفع من شد

165
00:09:54,078 --> 00:09:56,086
‫ها؟ تو هم منتظر می‌مونی؟

166
00:09:56,086 --> 00:09:59,082
!‫آخه چرا؟! ماشین منتظرمونه، بیا بریم خونه دیگه

167
00:10:00,082 --> 00:10:05,045
‫وایسا... شاید می‌خواد با والدین دامیان ملاقات کنه
‫تا ازشون اذن ازدواج بگیره؟

168
00:10:05,045 --> 00:10:08,021
!‫جدیه! آنیا-چان حسابی جدیه

169
00:10:08,092 --> 00:10:11,084
!‫فهمیدم، آنیا-چان. منم باهات منتظر می‌مونم

170
00:10:11,084 --> 00:10:14,030
!‫می‌خوام عزمت رو با چشم‌های خودم ببینم

171
00:10:17,047 --> 00:10:20,076
.‫اشتباه می‌کردم. یه‌ذره هم جدی نبود

172
00:10:20,076 --> 00:10:23,010
.‫مارتا! آنیا-چان رو ببر تو ماشین

173
00:10:23,010 --> 00:10:24,010
.‫می‌ریم خونه

174
00:10:24,010 --> 00:10:25,060
.‫هر چی شما امر بفرمائید

175
00:10:26,068 --> 00:10:29,023
.‫آنیا-چان واقعاً از هفت دولت آزادی ها

176
00:10:29,044 --> 00:10:31,069
.‫آه، خداحافظ، سنسی

177
00:10:31,069 --> 00:10:32,098
.‫خداحافظ شما هم باشه

178
00:10:33,032 --> 00:10:35,044
...‫و بعد آنیا-چان

179
00:10:35,044 --> 00:10:38,020
.‫درست‌کردن این کپی کار درستی بود

180
00:10:38,049 --> 00:10:40,099
‫کپی دست‌ساز گرگ‌و‌میش
‫هزینه‌ی مواد: ده دالک

181
00:10:43,016 --> 00:10:45,074
.‫به‌نظر گردهمایی بدون مشکلی تموم شده

182
00:10:45,074 --> 00:10:47,000
،‫پروتکل‌های امنیتی

183
00:10:47,000 --> 00:10:49,006
...‫موقعیت افراد و وسایل‌شون و جابه‌جایی‌هاشون

184
00:10:49,006 --> 00:10:51,050
.‫واقعاً ارزشش رو داشت
...‫فقط مونده که

185
00:10:51,092 --> 00:10:54,000
.‫بالأخره دزموند هم اومد

186
00:10:54,000 --> 00:10:56,001
...‫داره می‌ره

187
00:10:56,071 --> 00:10:57,063
.‫خوبه

188
00:10:58,092 --> 00:11:01,001
.‫فکر کنم دیگه باید تموم شده باشه

189
00:11:01,026 --> 00:11:02,043
...‫همم

190
00:11:06,068 --> 00:11:08,060
.‫آه، ببخشید بچه‌ها

191
00:11:08,060 --> 00:11:11,032
‫این اطراف یه جاکلیدی گوسفند ندیدین؟

192
00:11:11,032 --> 00:11:13,026
.‫انگاری برای دخترم چیز خیلی مهمیه

193
00:11:13,056 --> 00:11:15,069
...‫دخترم میگفت ممکنه که اینجاها افتاده باشه، پس

194
00:11:15,069 --> 00:11:17,069
.‫گریون اومد پیشم و ازم خواست پیداش کنم

195
00:11:17,069 --> 00:11:20,079
‫اوه، شاید اینه؟
.‫اونجا روی زمین بود

196
00:11:20,079 --> 00:11:24,003
!‫آره، خود خودشه
.‫خیلی ممنون. نجاتم دادی

197
00:11:23,057 --> 00:11:25,028
‫حتماً پدرِ-

198
00:11:24,003 --> 00:11:25,028
!‫خدا رو شکر

199
00:11:25,083 --> 00:11:28,062
پیرمرد، احیاناً شما پدر فورجر نیستی؟

200
00:11:28,062 --> 00:11:29,091
همم؟ پیرمرد؟

201
00:11:29,091 --> 00:11:33,058
بله هستم. آه... شما هم‌کلاسی‌هاش هستین؟

202
00:11:33,058 --> 00:11:35,030
عه؟ اگه اشتباه می‌کنم، منو ببخش؛

203
00:11:35,063 --> 00:11:37,096
ولی تو احیاناً دامیان دزموند-کون نیستی؟

204
00:11:37,096 --> 00:11:39,042
.بـ بله خودمم

205
00:11:40,026 --> 00:11:42,009
!خیلی متأسفم

206
00:11:42,072 --> 00:11:46,043
.دخترم در روز افتتاحیه، در حق شما گستاخی بزرگی کرد

207
00:11:46,043 --> 00:11:47,089
...عه، خب

208
00:11:47,089 --> 00:11:50,043
،قصد داشتم برای عذرخواهی، منزل خدمت برسم

209
00:11:50,043 --> 00:11:53,077
.ولی فرصتی مناسبی پیش نیومد که رو در
رو از تو یا والدینت طلب بخشش کنم

210
00:11:53,077 --> 00:11:55,069
.آخه، من الان تو خوابگاه زندگی می‌کنم

211
00:11:56,002 --> 00:11:59,065
.من در قبال گستاخی دخترم مسئولم، واقعاً متأسفم

212
00:11:59,065 --> 00:12:01,040
.عه، مشکلی نیست

213
00:12:01,040 --> 00:12:04,037
،دوست دارم دومرتبه از والدینت هم عذرخواهی کنم

214
00:12:04,037 --> 00:12:07,051
...آه، دامیان-ساما اونجا رو! پدرت و همراهاش

215
00:12:07,051 --> 00:12:10,004
...واقعاً متأسفم، دامیان-کون

216
00:12:10,004 --> 00:12:11,087
...برای مأموریتم مجبورم یکمی

217
00:12:11,087 --> 00:12:14,034
.خودمو قاطی تجدید دیدارت با پدرت کنم

218
00:12:16,075 --> 00:12:18,095
...پـ ـدر

219
00:12:19,030 --> 00:12:21,067
ارباب جوان، این مرد کیه؟

220
00:12:21,067 --> 00:12:24,022
.عه؟ آها، پدر یکی از هم‌کلاسی‌هامه

221
00:12:24,044 --> 00:12:28,031
مـ می‌بخشید، جناب رئیس دزموند شما هستید؟

222
00:12:28,031 --> 00:12:30,022
.اوی، برگرد عقب. زود از اینجا دور شو

223
00:12:30,093 --> 00:12:33,023
موردی نیست. کارت چیه؟

224
00:12:34,098 --> 00:12:41,007
،‫درمورد مسئله بی‌ادبی دخترم در قبال آقا‌زاده‌تون
.‫قصد داشتم چند کلامی صحبت و عذرخواهی کنم

225
00:12:41,007 --> 00:12:43,099
...آه، می‌بخشید که خودمو معرفی نکردم، من

226
00:12:46,028 --> 00:12:48,049
.لوید فورجر هستم

227
00:12:49,099 --> 00:12:53,000
:‫ مأموریت بیست و پنجم

228
00:12:54,013 --> 00:12:55,092
.منشی مجلس نمایندگان، بایرون

229
00:12:55,092 --> 00:12:57,088
.سرهنگ مک‌نیل از ارتش ملی

230
00:12:57,088 --> 00:13:00,082
.دادستان فارنهام از وزارت دادگستری
.فضانورد یاچایکا

231
00:13:00,082 --> 00:13:05,018
.و رئیس حزب اتحاد ملی، دُنووان دزموند

232
00:13:05,052 --> 00:13:09,077
!این گردهمایی ناموساً که منبع اطلاعات نابیه

233
00:13:09,077 --> 00:13:14,014
،‫فک نمی‌کنین بهتر باشه مأمورهای بیشتری بفرستیم
‫تا گرگ‌ومیش-سنپای رو ساپورت کنن؟

234
00:13:14,054 --> 00:13:17,004
چطوره برای امتحان خودت بری؟

235
00:13:17,004 --> 00:13:19,037
،پنج دیقه بعد اینکه پاتو اونجا بذاری

236
00:13:19,037 --> 00:13:22,015
.تو تورِ سرویس امنیتی‌ دولت‌شون گیر میوفتی

237
00:13:22,062 --> 00:13:26,066
.سی‌دقیقه بعدش تو اتاق بازجویی، شنکجه‌هاشونو شروع کردن تا به حرف بیای

238
00:13:28,085 --> 00:13:32,065
.اگه مأمور بی‌دست‌وپا بفرستیم، عین اینه که داریم براشون دون می‌پاشیم

239
00:13:33,004 --> 00:13:36,068
.همیشه خاطرت باشه، ما الان تو قلبِ خاک دشمن‌ ایم

240
00:13:36,068 --> 00:13:38,067
...اون مدرسه الان

241
00:13:38,067 --> 00:13:41,068
.خط مقدم این جنگ سرده

242
00:13:43,003 --> 00:13:48,067
.من یکی از پزشک‌های مشغول در بیمارستان مرکزی برلینت، لوید فورجر هستم

243
00:13:49,011 --> 00:13:54,068
قصد داشتم دومرتبه برای مسئله خشونتی که بین دخترم و
.دامیان-کون پیش اومد، رسماً از شما هم طلب بخشش کنم

244
00:13:55,015 --> 00:13:59,020
.مطمئنم این بی‌ادبی باعث آزردگی خاطر دامیان-کون و خانواده‌ش شده

245
00:13:59,083 --> 00:14:02,020
.رهبر حزب اتحاد ملی، دزموند

246
00:14:02,069 --> 00:14:04,092
،نقل قول‌هایی که تو تلویزیون یا روزنامه‌های قدیمی ازش به جا مونده

247
00:14:04,092 --> 00:14:06,003
...مکتوبات

248
00:14:06,003 --> 00:14:09,084
.هر چیزی که ذره‌ای از شخصیتش رو برام روشن کنه، مطالعه کردم

249
00:14:10,019 --> 00:14:14,053
،‫ولی بعد از مخفی شدنش از ملأ عام
.‫روش‌هایی که بشه درموردش اطلاعات جمع کرد، به هیچ گرایید

250
00:14:14,053 --> 00:14:17,003
چطور می‌تونم بهش نزدیک‌تر بشم؟

251
00:14:15,033 --> 00:14:26,017
‌ گفتمان درمورد اشخاص ‌
‌ سیاسی که درمان کردم ‌

252
00:14:17,003 --> 00:14:19,083
چکار باید کنم تا به شخصِ لوید توجه کنه؟

253
00:14:19,083 --> 00:14:23,011
به چی می‌تونم نسبتش بدم؟ چی باعث میشه عصبانت‌شو بروز بده؟

254
00:14:23,011 --> 00:14:25,078
.باید از همین مکالمه، جواب سؤال‌هام رو پیدا کنم

255
00:14:26,032 --> 00:14:30,034
...و در نهایت به چیزی که در وجودش نهفته‌ست، دست می‌یابم

256
00:14:30,034 --> 00:14:32,034
!و سر از همه نقشه‌هاش درمورد جنگ در میارم

257
00:14:34,007 --> 00:14:36,011
.عذرخواهی بنده رو پذیرا باشید

258
00:14:36,011 --> 00:14:40,024
.اگه موافقید، باز هم برای عذرخواهی منزل خدمت‌تون میرسم

259
00:14:40,046 --> 00:14:44,089
.آه،‌ پس تو بودی. در اون باره از کارکنانم شنیدم

260
00:14:44,089 --> 00:14:48,023
.به حدی سرم شلوغ بود، که نتونستم
رسیدگی لازم رو انجام بدم. شرمنده

261
00:14:48,045 --> 00:14:51,080
پدر... نگران من بوده؟

262
00:14:52,063 --> 00:14:54,078
.پس چند روز آتی، با هدیه ناقابلی برای عذرخواهی خدمت می رسم

263
00:14:55,039 --> 00:14:56,074
.نه، نیازی نیست

264
00:14:58,031 --> 00:15:00,060
یه کشمکش کوچیک بین بچه‌ها بوده، نه؟

265
00:15:00,060 --> 00:15:01,050
...ولی

266
00:15:01,080 --> 00:15:05,030
!پدر! یکی از اعضای دزموند رو با مشت زدن

267
00:15:05,030 --> 00:15:07,002
این براتون قابل قبوله؟

268
00:15:07,038 --> 00:15:09,080
.آقازاده درست می‌فرمایند

269
00:15:09,080 --> 00:15:13,035
،‫صرف نظر از شرایطی که منجر به درگیری شد
‫این یک حقیقته که دخترم دست به خشونت زد؛

270
00:15:13,035 --> 00:15:15,002
.قسم می‌خورم این بی‌احترامی رو جبران کنم

271
00:15:15,024 --> 00:15:18,052
.نیازی نیست. گرچه از حسن‌نیتت ممنونم

272
00:15:18,052 --> 00:15:20,056
هر دو بار هم ردم کرد، ها؟

273
00:15:20,056 --> 00:15:23,002
.مهربانی و خوش‌قلبی‌تون، مایه دلگرمیه

274
00:15:23,058 --> 00:15:25,080
.پافشاری بیش از حد نتیجه عکس میده

275
00:15:25,080 --> 00:15:28,075
.و اگه ذره‌ای بهم مشکوک بشه، کل بنیاد مأموریت بر باد میره

276
00:15:28,075 --> 00:15:30,003
.پس باید محتاطانه پیش برم

277
00:15:30,003 --> 00:15:31,063
...پـ پدر

278
00:15:31,063 --> 00:15:34,028
پس یعنی من براش مهم نیستم؟

279
00:15:34,028 --> 00:15:37,053
.برای من اتفاقی تحقیرکننده بود. حتی صورتم ورم کرده بود

280
00:15:37,053 --> 00:15:38,064
...با این حال

281
00:15:38,064 --> 00:15:42,005
چرا خب؟ چرا واسه پسرت عصبانی نمیشی؟

282
00:15:48,064 --> 00:15:50,054
...هیچی... نگفتم

283
00:15:50,088 --> 00:15:51,099
.متأسفم

284
00:15:54,061 --> 00:15:57,087
.نه، خشم تو کاملاً بجاست، دامیان-کون

285
00:15:58,032 --> 00:16:01,056
.طوری ادبش می‌کنم که دوباره چنین عملی ازش سر نزنه

286
00:16:02,038 --> 00:16:05,078
گرچه حقیقتاً،‌ در بعضی موارد دخترم به حدی افراط و تفریط می‌کنه

287
00:16:05,078 --> 00:16:08,028
.که منم مطمئنم نیستم درموردش باید چکار کنم

288
00:16:08,028 --> 00:16:10,056
...پس رُسِ این پیرمرد رو هم کشیده

289
00:16:11,011 --> 00:16:13,097
،البته کاملاً وافقم که تربیتش مسئولیت منه

290
00:16:13,097 --> 00:16:18,032
‫ولی در کمال سرافکندگی،‌ به این نتیجه رسیدم که در
.‫توان هیچ‌کسی نیست که فرزندش رو همه‌جوره کنترل کنه

291
00:16:18,076 --> 00:16:22,016
.و در وهله اول درست نیست که
والد به فکر کنترل کردن فرزندش باشه

292
00:16:22,053 --> 00:16:25,033
.به صلاح طرفین نیست که یک‌جانبه انتظارت بی‌جایی از هم داشته باشن

293
00:16:25,033 --> 00:16:28,084
.ولی حقیقتاً که... بزرگ کردن بچه‌ها کارِ پرمشقتیه

294
00:16:30,018 --> 00:16:31,083
.درست میگی

295
00:16:32,027 --> 00:16:35,071
.در نهایت حتی فرزندی که با آدم
نسبت خونی داره، غریبه‌ای بیش نیست

296
00:16:35,071 --> 00:16:39,075
.حقیقت پیش‌پا‌افتاده‌ای‌ست که پی بردن به افکار غریبه‌ها، امری نشدنیه

297
00:16:40,070 --> 00:16:44,034
.تا ابدیت هم هیچ‌دو‌نفری نخواهند توانست همدیگر رو درک کنند

298
00:16:45,027 --> 00:16:48,049
برای همینه که با اِعمال زور می‌خوای
بقیه ملت‌ها رو به زانو در بیاری؟

299
00:16:48,049 --> 00:16:51,015
هدف نهادینه در ذاتت همینه، دزموند؟

300
00:16:52,023 --> 00:16:54,035
!کاملاً حق با شماست

301
00:16:57,063 --> 00:17:00,045
،تخصص بنده در روان‌پزشکیه

302
00:17:00,045 --> 00:17:05,054
.و همیشه از این می‌ترسم که شاید نتونم
احساسات بعضی از بیمارانم رو درک کنم

303
00:17:05,054 --> 00:17:09,011
.درسته. مشکل رو با حرف حل کردن، یک رویای دست‌نیافتنیه

304
00:17:09,011 --> 00:17:11,088
.و انتظار اینکه کاملاً کسی رو درک کنی، تکبّر محضه

305
00:17:12,036 --> 00:17:13,057
...گرچه

306
00:17:13,057 --> 00:17:14,090
،چیزی که اهمیت داره

307
00:17:14,090 --> 00:17:17,010
.اینه که در هر صورت سعی کنی کنارشون باشی

308
00:17:17,039 --> 00:17:17,076
ژتون آبنبات

309
00:17:17,073 --> 00:17:21,060
،گهگداری اعمال و گفتار دخترم برای غیرقابل درک هستند

310
00:17:17,076 --> 00:17:21,089
ژتون آبنبات

311
00:17:21,060 --> 00:17:25,062
.آنیا با این ژتون میره که چنتا
گروگان قندی از آبنبات فروشی آزاد کنه

312
00:17:21,089 --> 00:17:25,064
ژتون آبنبات

313
00:17:25,062 --> 00:17:27,039
.جدی؟ موفق باشی

314
00:17:25,064 --> 00:17:27,040
ژتون آبنبات

315
00:17:27,092 --> 00:17:31,015
با وجود اینکه درکش نمی‌کنم، سعی‌ام بر اینه که بپذیرمش

316
00:17:31,015 --> 00:17:33,090
.و سعی می‌کنم تا هر چه بیشتر
سرِ صحبت رو باهاش باز کنم

317
00:17:34,025 --> 00:17:37,050
می‌دونم که گاهی صحبت‌ به جایی ‌می‌رسه و بعضی اوقات خیر؛

318
00:17:37,050 --> 00:17:41,043
.به این شانس طلایی برای کسب اطلاعات
و درک بهتر، پشت پا نمی‌زنم

319
00:17:41,043 --> 00:17:43,032
.چون یک مأمور اطلاعاتی ام

320
00:17:43,032 --> 00:17:49,041
،‫جناب رئیس، شما هم... باوجود روزهای پرمشغله‌تون
‫سعی داشتین فرصتی برای هم‌کلام شدن با فرزندتون مهیا کنید؟

321
00:17:50,031 --> 00:17:53,092
.همم. میشه گفت سخنانت متین و درسته

322
00:17:55,099 --> 00:17:59,019
.درک می‌کنم که چرا برای پدرت چنین احترامی قائلی

323
00:17:59,019 --> 00:18:00,060
.از آنیا هم شنیدم

324
00:18:01,004 --> 00:18:01,069
عه؟

325
00:18:01,069 --> 00:18:05,042
چند وقت پیش، تکلیفی داشتین که
باید درمورد شغل موردعلاقه‌تون تحقیق می‌کردین؛ درسته؟

326
00:18:07,081 --> 00:18:11,012
.آنیا خیلی تحت تأثیر گزارشت قرار گرفته بود

327
00:18:11,012 --> 00:18:13,073
.وقتی برگشت خونه، همه‌ش در همین مورد صحبت می‌کرد

328
00:18:13,044 --> 00:18:15,049
دروغ

329
00:18:13,073 --> 00:18:14,084
واقعاً؟

330
00:18:15,092 --> 00:18:18,008
گزارش ایشون به گوش‌تون رسیده؟

331
00:18:18,008 --> 00:18:19,009
.خیر

332
00:18:19,009 --> 00:18:20,098
!عجب، واقعاً حیف شد

333
00:18:21,032 --> 00:18:23,089
،منم فقط از طریق دخترم در این باره شنیدم

334
00:18:23,058 --> 00:18:31,050
در واقع، داخل مدرسه درحال جاسوسی بود

335
00:18:23,089 --> 00:18:27,050
ولی متوجه شدم که آقازاده تا چه انداره
کار شما رو محترم شمرده و درک می‌کنند؛

336
00:18:27,050 --> 00:18:28,086
.که واقعاً تحسین‌برانگیر بود

337
00:18:28,086 --> 00:18:31,051
.پسری دانا و باملاحظه نصیب‌تون شده

338
00:18:32,098 --> 00:18:34,000
واقعاً اینطوره؟

339
00:18:34,051 --> 00:18:36,034
،با عرض پوزش

340
00:18:36,034 --> 00:18:40,003
،من موضعی مخالف با سیاست‌های حزب اتحاد ملی داشتم

341
00:18:40,003 --> 00:18:44,001
.ولی بعد از شنیدن گزارش دامیان-کون، درمورد حزب‌تون نسبتاً کنجکاو شدم

342
00:18:44,001 --> 00:18:48,002
.متوجه شدم که شما عمیقاً مصلحت کشورمون رو در نظر دارین

343
00:18:48,067 --> 00:18:51,094
.و مجاب شدم که در یکی از سخنرانی‌هاتون شرکت کنم

344
00:18:51,094 --> 00:18:53,044
.شاید از سادگی بنده خنده‌تون بگیره

345
00:18:54,018 --> 00:18:57,022
.ولی همین نشون میده که چه گزارش فوق‌العاده‌ای رو ارائه دادن

346
00:18:57,022 --> 00:18:59,063
.کافیه دیگه. تمومش کن پیرمرد

347
00:19:00,015 --> 00:19:00,078
.شرمنده

348
00:19:01,025 --> 00:19:03,088
.تو مرد جالبی هستی

349
00:19:03,088 --> 00:19:06,029
اسمت فورجر-کون بود؟

350
00:19:07,018 --> 00:19:10,029
.عجب، از زمانی که به صحبت گذروندیم لذت بردم

351
00:19:10,080 --> 00:19:12,046
.گمونم تمومه دیگه

352
00:19:12,046 --> 00:19:15,086
.همین که اسمم رو به خاطر سپرد، دستاورد بزرگیه

353
00:19:15,086 --> 00:19:18,059
.چهره و جثه نگاهبان‌هاش رو هم به خاطر سپردم

354
00:19:18,059 --> 00:19:21,050
.ممنون که زمان با ارزش‌تون رو در اختیار بنده قرار دادین

355
00:19:22,031 --> 00:19:23,072
.آه، راستی

356
00:19:24,008 --> 00:19:28,004
میشه صحبتی که درمورد آنیا کردم رو ازش مخفی نگه‌داری؟

357
00:19:28,004 --> 00:19:29,081
.می‌دونی که عادت داره بزنه رو دنده لجبازی

358
00:19:30,061 --> 00:19:34,003
.ولی مطمئنم که از تو بدش نمیاد

359
00:19:34,056 --> 00:19:36,086
.اگه بتونین دوست‌های خوبی برای هم بشین، باعث خرسندی منه

360
00:19:39,072 --> 00:19:41,093
...خـ خب، منم راستش اونقدرا

361
00:19:41,093 --> 00:19:42,056
هه؟

362
00:19:42,056 --> 00:19:43,022
عه؟

363
00:19:47,022 --> 00:19:48,059
!خفه بابا، خفه

364
00:19:48,059 --> 00:19:51,032
چرا باید به دختر یه رعیت محل بذارم؟

365
00:19:51,032 --> 00:19:55,058
وای باعث دل‌شکستگیه. نهایت تلاشم رو می‌کنم
.که خانواده‌ای لایق دوستی با شما بشیم

366
00:19:56,025 --> 00:19:58,019
.با اجازه‌تون رفع زحمت می‌کنم

367
00:20:05,036 --> 00:20:07,073
خب، تو چه کاری داشتی؟

368
00:20:08,052 --> 00:20:10,073
...اوه، چیزه

369
00:20:13,004 --> 00:20:14,010
.هیچی

370
00:20:14,049 --> 00:20:15,088
،چیزی که اهمیت داره

371
00:20:15,088 --> 00:20:18,007
.اینه که در هر صورت سعی کنین کنارشون باشین

372
00:20:19,060 --> 00:20:21,070
.اگه کاری نداری بر می‌گردم

373
00:20:22,081 --> 00:20:26,062
.آنیا یه خرده می‌ترسه که شاید بابایی دیگه دوسش نداشته باشه

374
00:20:26,062 --> 00:20:29,062
،‫ولی همیشه امتحاناش رو به باباییش نشون می‌ده
.‫حتی اگه خراب کرده باشه

375
00:20:29,062 --> 00:20:31,059
.قربان، کم کم باید برگردیم

376
00:20:32,032 --> 00:20:33,037
!پدر

377
00:20:36,021 --> 00:20:39,039
!من تو امتحانات میانترم یک استلا گرفتم

378
00:20:40,008 --> 00:20:44,016
.مـ می‌دونم فقط یدونه‌ست، ولی چیزی نمونده
بود بقیه درس‌هام هم استلا بگیرم

379
00:20:44,063 --> 00:20:49,004
...ولی... تو امتحان ادبیات چند روز پیشم نمره ۵۰ گرفتم

380
00:20:49,004 --> 00:20:50,042
...و

381
00:20:50,042 --> 00:20:53,060
!همینطور برای دست‌سازه شیردالم منتخب شدم

382
00:20:53,060 --> 00:20:56,011
...و همچنین،‌ چی بود، چیزه

383
00:20:56,011 --> 00:20:58,037
.که اینطور. کارت خوب بود

384
00:21:00,076 --> 00:21:03,070
پدر... چی شده که امروز شخصاً اومدین؟

385
00:21:03,070 --> 00:21:06,026
.دلیل خاصی نداشت، ذهن‌تو درگیرش نکن

386
00:21:06,026 --> 00:21:11,025
.دامیان، نهایت تلاشت رو بکن تا بلکه مایه شرمساری دزموندها نشی

387
00:21:11,081 --> 00:21:12,083
!حتماً

388
00:21:20,049 --> 00:21:22,067
،مکالمه چندانی نداشتند

389
00:21:22,096 --> 00:21:26,029
.ولی تونستم تا حدی ارتباط بین دزموند
پدر و پسر رو برانداز کنم

390
00:21:27,017 --> 00:21:32,044
.‫هرچقدر ارتباط بین‌شون قوی‌تر باشه، نقشه B هم بهتر پیش میره

391
00:21:32,044 --> 00:21:35,034
...در مقابل، دنووان دزموند

392
00:21:35,034 --> 00:21:37,048
.همچنان مردی زیرک و گریزپاست

393
00:21:37,091 --> 00:21:40,045
.اگه از بیرون دست به کار بشیم شاید زودتر به نتیجه برسیم

394
00:21:40,095 --> 00:21:44,049
.بهتره اطلاعاتی که امروز کسب کردم رو
به مقر برسونم تا درموردش بحث کنیم

395
00:21:44,061 --> 00:21:52,045
!استلا! استلا! استلا! استلا
!استلا! استلا! استلا! استلا

396
00:21:52,045 --> 00:21:58,026
!استلا! استلا! استلا! استلا! استلا! استلا

397
00:22:02,066 --> 00:22:03,092
.من برگشتم

398
00:22:03,092 --> 00:22:05,046
.خوش برگشتین، لوید-سان

399
00:22:05,073 --> 00:22:07,082
...خِرپوف

400
00:22:08,087 --> 00:22:12,027
.نمی‌دونم چرا وقتی برگشت خونه خوابش برده
بود، و از همون موقع بیدار نشده

401
00:22:12,086 --> 00:22:14,069
.بسته خدمت شما

402
00:22:16,011 --> 00:22:20,048
...بابایی... آنیا هم با رئیس شیطانی می‌جنگه

403
00:22:23,055 --> 00:22:26,049
.این دختر بنظر از هفت دولت آزاده

404
00:22:26,088 --> 00:22:30,064
.و تازه... هنوزم نمی‌تونم درک کنم که بعضی وقتا چی میگه

405
00:22:35,093 --> 00:22:40,005
داستان

406
00:22:40,078 --> 00:22:42,080
هیچ وقت از جزئیات غافل نشو

407
00:22:42,085 --> 00:22:47,080
چون این آدم‌بزرگا خیلی سرشون گرمِ نقش بازی کردن و ظاهرسازی‌شونه

408
00:22:47,080 --> 00:22:49,045
به حدی که کمتر حواس شون به ماست

409
00:22:49,045 --> 00:22:54,005
حتی مروارید‌ها هم اگه از گذشته‌شون، داستان پرباری برای گفتن نداشته باشن

410
00:22:54,005 --> 00:22:57,090
پوچ و دست‌ساز به حساب میان، عین زندگی این روزای ما

411
00:23:01,035 --> 00:23:06,065
،‫با اینکه هر روز خیلی راحت دست کمک سمت هم دراز می‌کنیم
‫همین کنار هم بودن‌مون در واقع یه معجزه‌ست

412
00:23:07,065 --> 00:23:12,045
خوش‌قلب بودن همینه و اگه ازش خنده‌ت
می‌گیره، آدمی غمگین‌تر از تو نیست

413
00:23:12,045 --> 00:23:16,045
چون هنوز نمی‌دونی حتی دلگیرترینِ شب‌ها هم
می‌تونه رنگارنگ و پر از هیجان باشه

414
00:23:17,070 --> 00:23:19,090
ولی بازم زندگی هیچ کدوم‌مون، زندگی بدی نیست

415
00:23:19,090 --> 00:23:22,000
اگه بدونی چطور تظاهر به سرسختی کنی

416
00:23:22,000 --> 00:23:26,040
ولی ردپاهایی که جا گذاشتی و به
دنیا اومدنت، حقایقی‌ان که نمی‌تونی پاک‌شون کنی

417
00:23:26,040 --> 00:23:28,075
پس ممکنه بازم از یه شوخی بیجا دلخور بشی

418
00:23:28,075 --> 00:23:33,055
ولی زودرنج بودن هم خوبه، همینی که هستی خوبه

419
00:23:34,000 --> 00:23:36,020
هیچ وقت از روز و شبت غافل نشو

420
00:23:36,020 --> 00:23:41,020
چون این آدم‌بزرگا خیلی سرشون گرمِ نقش بازی کردن و ظاهرسازی‌شونه

421
00:23:41,020 --> 00:23:42,080
به حدی که کمتر حواس شون به ماست

422
00:23:42,080 --> 00:23:47,030
حتی مروارید‌ها هم اگه از گذشته‌شون، داستان پرباری برای گفتن نداشته باشن

423
00:23:47,030 --> 00:23:50,030
پوچ و دست‌ساز به حساب میان

424
00:23:50,040 --> 00:23:52,060
هیچ وقت از معنی کارهاشون غافل نشو

425
00:23:52,060 --> 00:23:57,050
چون این آدم‌بزرگا خیلی سرشون گرمِ
نقش بازی کردن و ظاهرسازی‌شونه

426
00:23:57,050 --> 00:23:59,020
به حدی که کمتر حواس شون به ماست

427
00:23:59,020 --> 00:24:03,070
حتی مروارید‌ها هم اگه از گذشته‌شون، داستان پرباری برای گفتن نداشته باشن

428
00:24:03,070 --> 00:24:08,020
پوچ و دست‌ساز به حساب میان، عین زندگی این روزای ما

