1
00:01:37,091 --> 00:01:41,037
‫عه، اینطور نگو! واقعاً؟
Animental.net

2
00:01:41,037 --> 00:01:44,020
...‫اره، برای همینم داشتم میگفتم

3
00:01:44,020 --> 00:01:46,037
.‫عه؟ صبح‌تون‌بخیر، خانم فورجر

4
00:01:46,037 --> 00:01:48,054
.‫چی شده؟ صورتتون خیلی داغون به‌نظر میاد

5
00:01:48,054 --> 00:01:51,050
منو قراره دور بندازه؟

6
00:01:51,050 --> 00:01:52,038
‫ها؟

7
00:01:52,038 --> 00:01:56,067
‫حالا که خوب فکر می‌کنم، با بردن
‫اون مسابقه تنیس مثلاً خواستم چی رو ثابت کنم؟

8
00:01:58,055 --> 00:01:59,093
‫چه خبره؟

9
00:01:59,093 --> 00:02:03,035
.‫شوهرش بهش خیانت کرده. شکی درش نیست

10
00:02:03,035 --> 00:02:06,006
!‫عه‌وا خاک عالم! چه مردک پستیه

11
00:02:07,006 --> 00:02:09,048
،‫خب، با اون تیپ و قیافه‌ای که داره
.‫ انتظار دیگه‌ای هم نمی‌رفت

12
00:02:09,048 --> 00:02:12,011
.‫زن‌ها مثل مگسی که دنبال شیرینی ان، دور و برش جمع می‌شن

13
00:02:12,011 --> 00:02:14,036
،‫امیدوارم مثل خانم آپارتمان شماره ۱۵

14
00:02:14,036 --> 00:02:17,032
.‫که شوهرش رو به پلیس مخفی فروخت، اینکار رو باهاش نکنه

15
00:02:18,045 --> 00:02:21,057
‫ذهن یور-سان هنوز درگیر مسئله شبانگاه‌ست؟

16
00:02:21,057 --> 00:02:22,074
.‫اوضاع خرابه

17
00:02:22,074 --> 00:02:25,029
،اینجوری پیش بره وجهه‌ اجتماعی‌م از هم می‌پاشه

18
00:02:25,029 --> 00:02:27,087
...‫تازه اگه برادرش هم خبردار بشه که دیگه واویلا

19
00:02:27,087 --> 00:02:29,046
.‫... که چنین اتفاقی افتاد

20
00:02:29,046 --> 00:02:32,046
!‫اون عوضی‌ تمام‌عیار
!‫زودی اعدامش می‌کنم

21
00:02:32,046 --> 00:02:34,034
!‫تمام اعضای سرویس امنیت دولت رو روی سرش می‌ریزم

22
00:02:34,034 --> 00:02:36,021
.‫قطعاً چنین اتفاقی میفته

23
00:02:36,021 --> 00:02:39,022
:‫ مأموریت بیست و چهارم

24
00:02:36,042 --> 00:02:38,009
!‫وای

25
00:02:39,022 --> 00:02:40,038
!‫پشم، پشم، پشم

26
00:02:40,038 --> 00:02:41,072
!‫یه گوشه گیرت انداختم، بوندمن

27
00:02:41,072 --> 00:02:43,097
!‫نفرین بر تو، پادشاه پشمالو

28
00:02:43,097 --> 00:02:46,031
!‫پشم، پشم، پشم، پشمالو

29
00:02:47,073 --> 00:02:49,077
.‫آنیا حالا می‌خواد نقاشی بکشه

30
00:02:49,077 --> 00:02:54,044
‫می‌ذارم از اختراع خودم، خودکار اسرارآمیز
.‫که قابلیت تغییر رنگ داره؛ استفاده کنی

31
00:02:54,044 --> 00:02:57,065
!‫آها! برای آقا هاپوئه هم یه فریزبی آورده بودم

32
00:02:57,065 --> 00:02:59,028
!‫آخ‌جون

33
00:02:59,028 --> 00:03:02,003
...‫خب، خیلی ممنون از اینکه مواظب

34
00:03:02,057 --> 00:03:03,024
!‫آی

35
00:03:04,041 --> 00:03:08,008
‫خسته شدم دیگه! چند بار باید بهت بگم
!‫من پرستار بچه‌ت نیستم؟

36
00:03:08,045 --> 00:03:09,082
.‫همین الان بهت توضیح دادم

37
00:03:10,008 --> 00:03:12,096
‫اگه این سوءتفاهم ایجاد شده در مورد
،‫همکارم رو با یور-سان برطرف نکنم

38
00:03:12,096 --> 00:03:13,083
.‫روی مأموریت اثر می‌گذاره

39
00:03:13,083 --> 00:03:15,096
!‫اون قرار خانوادگی کوفتیت رو توی خونه‌ت بذار

40
00:03:15,096 --> 00:03:18,092
.‫جلوی بچه سخت‌مه بخوام هر حرفی رو بزنم

41
00:03:19,055 --> 00:03:21,001
.‫خب حالا، بگیر

42
00:03:21,001 --> 00:03:24,036
‫فکر نکن می‌تونی تمام مشکلاتت رو
!‫با پول حل کنی، شیطان

43
00:03:25,026 --> 00:03:29,093
!‫خب، وقت پارک رفتنه، بچه‌ها
!‫بریم خوش بگذرونیم

44
00:03:29,093 --> 00:03:31,027
!‫ایول

45
00:03:36,019 --> 00:03:37,015
.‫یور-سان

46
00:03:38,061 --> 00:03:42,003
.‫شرمنده. امروز بخاطر اضافه‌کاریم شما رو هم معطل کردم

47
00:03:42,003 --> 00:03:43,028
.‫خسته نباشید

48
00:03:44,045 --> 00:03:46,067
...‫چیزه... این

49
00:03:47,003 --> 00:03:49,028
.گفتم بد نمیشه دو نفری چندتا نوشیدنی بزنیم

50
00:03:49,028 --> 00:03:51,029
.‫یه جای خوب می‌شناسم

51
00:03:58,059 --> 00:04:00,055
.‫اینم از رد کوئین شما

52
00:04:00,092 --> 00:04:02,009
.‫متشکرم

53
00:04:02,009 --> 00:04:05,014
.‫منم همون بطری اسکاچ همیشگی

54
00:04:07,081 --> 00:04:10,093
.ممنون که همیشه تو کارهای خونه و مراقبت از آنیا کمک‌حالم هستین

55
00:04:10,093 --> 00:04:11,068
.‫به‌سلامتی

56
00:04:12,035 --> 00:04:14,056
...‫چیزه، بـ-بـ-به‌سلامتی

57
00:04:15,073 --> 00:04:18,036
.‫نمی‌دونم اینا برای چیه

58
00:04:18,036 --> 00:04:21,011
.‫به‌نظر می‌خواد از یه چیزی حرف بزنه

59
00:04:21,057 --> 00:04:23,036
.‫برای همه‌ی کارهایی که تا الان کردی، ازت ممنونم

60
00:04:23,036 --> 00:04:25,075
.‫حالا دیگه با همسر جدیدم می‌خوام خوش باشم

61
00:04:25,075 --> 00:04:27,016
.‫عصر‌بخیر

62
00:04:28,033 --> 00:04:30,062
!‫پس همونیه که فکر می‌کردم

63
00:04:31,012 --> 00:04:32,029
...‫راستی، یور-سان

64
00:04:32,029 --> 00:04:34,025
‫در مورد قضیه‌ی اون روز با فیونا-کون-

65
00:04:34,025 --> 00:04:35,061
‫وایس-

66
00:04:36,000 --> 00:04:37,021
‫یور-سان؟

67
00:04:37,021 --> 00:04:38,088
...‫شـ-شرمنده

68
00:04:39,034 --> 00:04:42,021
.‫چیکار باید بکنم؟ تویِ بد دردسری افتادم

69
00:04:42,021 --> 00:04:44,072
...‫اگه بخواد به این رابطه پایان بده

70
00:04:46,039 --> 00:04:51,052
البته... این ازدواج از همون اولش
.‫هم برای مصلحت طرفین شکل گرفته

71
00:04:51,052 --> 00:04:55,060
‫حقی ندارم که در مورد زندگی شخصی
.‫لوید-سان حرفی بزنم

72
00:04:55,098 --> 00:04:57,031
...‫میگم

73
00:04:57,031 --> 00:05:02,057
،‫اگه لوید-سان نسبت به اون زن حسی داشته باشه
...‫یعنی من دیگه استفاده‌ای براش ندارم و

74
00:05:02,057 --> 00:05:03,078
.‫باید جمع کنم برم

75
00:05:05,053 --> 00:05:07,032
...‫میگم، لوید-سان

76
00:05:07,082 --> 00:05:13,012
،‫اگه این واقعاً چیزی باشه که شما می‌خواین
...‫من خوشحال می‌شم که، چیزه

77
00:05:13,062 --> 00:05:14,071
...‫چیزه

78
00:05:15,050 --> 00:05:17,062
‫ها؟ چرا اینقدر سخته؟

79
00:05:18,042 --> 00:05:19,029
...‫میگم

80
00:05:21,009 --> 00:05:24,017
.‫کلمات توی گلوم گیر می‌کنن و بیرون نمیان

81
00:05:24,097 --> 00:05:27,030
‫به‌خاطر اینه که می‌خوام زندگی‌م به همین منوال ادامه پیدا کنه؟

82
00:05:28,005 --> 00:05:29,051
!‫نباید خودخواهی کنی، یور

83
00:05:29,051 --> 00:05:31,076
‫خوشبختی لوید-سان خیلی مهم‌تر از
.‫مراقبت از خودته

84
00:05:31,076 --> 00:05:33,039
!‫باید اینو بهش بگم

85
00:05:34,006 --> 00:05:34,098
!عرق، به دادم برس

86
00:05:35,023 --> 00:05:38,052
!‫قدرتت رو بهم بده! باز شو، گلو

87
00:05:39,027 --> 00:05:42,015
!‫کافی نیست! اجازه بدین بطری شما رو هم بخورم، لوید-سان

88
00:05:42,052 --> 00:05:44,099
!‫یور-سان! اگه اینطوری به نوشیدن ادامه بدی، می‌میری

89
00:05:46,099 --> 00:05:48,066
...‫یوید-سان

90
00:05:48,066 --> 00:05:49,024
‫بله؟

91
00:05:49,066 --> 00:05:52,058
!‫اون ژنیکه کی پود؟

92
00:05:52,058 --> 00:05:55,054
!‫یوید-سان اژ اون ژن خوشت میاد؟

93
00:05:56,096 --> 00:05:59,067
...اتفاقاً می‌خواستم الان در این‌باره توضیح بدم

94
00:05:59,067 --> 00:06:04,025
!آه که اینطول! پش باهاش لابطه داشتی! خدا لعنتش کنه

95
00:06:04,025 --> 00:06:10,043
!‫بلاتون آرزوی حوشوقتی می‌کنم
!‫اصلاً چی دالم می‌گم؟

96
00:06:05,038 --> 00:06:07,022
...‫آروم‌تر، یور-سان

97
00:06:10,043 --> 00:06:12,051
.‫اون خانم فقط همکارمه

98
00:06:12,051 --> 00:06:14,072
.‫رابطه‌مون اصلاً اونطوری که فکر می‌کنین نیست

99
00:06:14,072 --> 00:06:17,064
.مرد جذاب بودن این سختی‌ها رو هم داره

100
00:06:18,010 --> 00:06:21,023
.‫تقسیر منه که چنین همسریم و مایه‌ی سرافکندگی ام

101
00:06:21,023 --> 00:06:24,032
.تو حوشکلی نمی‌تونم به پای هیونا-سان برشم

102
00:06:24,032 --> 00:06:25,099
‫چیزی که... گفتم رو شنیدین؟

103
00:06:26,019 --> 00:06:27,065
...‫همم؟ واستا ببینم

104
00:06:27,065 --> 00:06:30,099
.‫اما حودت هم قبلن کفتی منم حوشکلم

105
00:06:30,099 --> 00:06:33,049
!‫همه‌ش دلوغ بود؟

106
00:06:33,099 --> 00:06:39,086
‫فکر می‌کردم اعتماد‌به‌نفسش رو نسبت به توانایی‌هاش
.‫از دست داده و از این می‌ترسه که قرارمون به پایان خودش برسه

107
00:06:39,086 --> 00:06:41,025
‫اما این حسودیه؟

108
00:06:41,025 --> 00:06:43,079
‫اژم دیکه حسته شدی؟

109
00:06:44,050 --> 00:06:47,059
!‫وایسا بینم، نکنه یور-سان بهم حسی پیدا کرده؟

110
00:06:49,047 --> 00:06:50,097
.‫من گرگ‌و‌میش ام

111
00:06:50,097 --> 00:06:54,001
.‫به‌خاطر مأموریتم با زن‌های زیادی رابطه داشتم

112
00:06:55,031 --> 00:06:57,073
.‫عذر می‌خوام که نگرانتون کرده بودم، یور-سان

113
00:06:58,017 --> 00:07:01,098
،‫اگه یور-سان چنین حسی بهم داشته باشه
.‫فقط باید ازش استفاده لازم رو ببرم

114
00:07:01,098 --> 00:07:03,090
...‫که یعنی
‫وقت مأموریت «دام شیرینیه»

115
00:07:03,090 --> 00:07:05,082
.‫اما می‌خوام بهم باور داشته باشی

116
00:07:05,082 --> 00:07:06,065
!‫ها؟

117
00:07:07,074 --> 00:07:09,061
‫حالا ازم بدت میاد؟

118
00:07:09,061 --> 00:07:13,041
...‫ها؟ چـ-چیزه، نه... چنین جیزی نکفتم

119
00:07:10,068 --> 00:07:13,041
‫آستانه‌ی
‫تحمل
‫ تپش
‫ قلب

120
00:07:13,074 --> 00:07:19,020
،‫یور-سان، بعد این مدتی که با هم بودیم
.‫بالأخره به احساسات حقیقی خودم پی بردم

121
00:07:16,040 --> 00:07:20,091
‫آستانه‌ی
‫تحمل
‫ تپش
‫ قلب

122
00:07:19,020 --> 00:07:20,091
...‫چیزه... لـ-لـ-لـ-لوید

123
00:07:21,046 --> 00:07:23,050
...‫لـ-لـ-لـ-لوی

124
00:07:22,091 --> 00:07:26,092
‫آستانه‌ی
‫تحمل
‫ تپش
‫ قلب

125
00:07:23,050 --> 00:07:24,059
!‫لوی-سان؟

126
00:07:24,084 --> 00:07:27,045
‫می‌خوام با هم زن‌و‌شوهر واقع-

127
00:07:35,030 --> 00:07:37,031
!‫ها؟ چیگار کلدم؟

128
00:07:41,006 --> 00:07:42,031
...‫اووه

129
00:07:42,052 --> 00:07:43,098
!‫اشتباه می‌کردم

130
00:07:43,098 --> 00:07:45,031
...‫قدرتی که پشت اون ضربه بود

131
00:07:45,065 --> 00:07:48,061
.‫چنین چیزی از خجالت نیست
!‫بلکه ردکردن کامله

132
00:07:48,061 --> 00:07:50,078
!‫یه‌ذره هم حسی بهم نداره

133
00:07:50,078 --> 00:07:53,011
!‫برای این جوگیر شدنم، شرمنده ام

134
00:07:53,057 --> 00:07:55,082
!‫حایتون حوبه، لوید-سان؟

135
00:07:56,028 --> 00:07:59,054
!‫نمی‌فهمم
‫ پس احساسات اون موقعش چی بود؟

136
00:07:59,054 --> 00:08:02,087
‫یه‌جور تله‌ِ معکوس سطح بالا کار گذاشته بود تا
‫منو تحریک کنه که از «دام شیرین» استفاده کنم؟

137
00:08:02,087 --> 00:08:06,071
‫یور-سان جاسوسه؟
.‫نه، آروم باش، گرگ‌و‌میش. چنین چیزی ممکن نیست

138
00:08:07,067 --> 00:08:12,030
!‫ببحشید! حیلی حیلی ببحشید! لوید-سان

139
00:08:07,088 --> 00:08:12,030
.‫اما چطور انقدر حواسم پرت بود
...‫یه‌جورایی وقتی با یور-سان ام تمرکزم رو از دست می‌دم

140
00:08:12,088 --> 00:08:23,031
...‫زیر درخشش نور نقره‌ای، به خوابِ ناز برو

141
00:08:18,006 --> 00:08:19,039
‫آهنگ؟

142
00:08:21,068 --> 00:08:26,044
.‫یادش بخیر. اون لالایی‌ای بود که همیشه مادرم برای می‌خوند

143
00:08:24,090 --> 00:08:30,065
...‫شاهزاده‌ی شیرین خودم

144
00:08:30,065 --> 00:08:35,003
...‫به خواب ناز برو

145
00:08:32,061 --> 00:08:33,074
‫مادر؟

146
00:08:36,003 --> 00:08:41,058
...‫بقیه لالایی رو نمی‌دونم ولی

147
00:08:45,079 --> 00:08:48,028
...‫صبح‌تون‌بخیل باسه، لوید-سان

148
00:08:47,084 --> 00:08:50,013
!‫کـ-کجا هستم؟

149
00:08:50,013 --> 00:08:52,005
!چه مدتی بیهوش بودم؟

150
00:08:52,005 --> 00:08:54,030
.‫توی پارک نزدیک بار هستیم

151
00:08:54,030 --> 00:08:58,018
.‫صاحب بار گفت زیادی سر‌و‌صدا کردیم و بیرونمون انداخت

152
00:08:58,018 --> 00:09:00,006
.‫فقط پنج دقیقه خواب بودین

153
00:09:00,039 --> 00:09:04,027
آخرین باری که بیهوش شدم، تو دوره آموزشیم
!بود که مربی‌م یکبار باهام بدجوری خشن شد

154
00:09:04,027 --> 00:09:06,002
!‫زیادی دیگه حواست پرت شده، گرگ‌و‌میش

155
00:09:06,002 --> 00:09:07,056
!‫تازه، چرا روی پاش خوابیده بودم؟

156
00:09:08,056 --> 00:09:11,053
.‫واقعنی حیلی ببحشید، لوید-سان

157
00:09:12,090 --> 00:09:18,082
...بایدم از دستِ ژن پرزور و کم‌عقلی مشل من خسته بشین

158
00:09:32,030 --> 00:09:34,005
...‫وقتی کوچک بودم

159
00:09:36,005 --> 00:09:38,039
،‫با اینکه صورتش رو درست یادم نمیاد

160
00:09:38,083 --> 00:09:41,034
.‫توی بغل مادرم بودن رو خیلی دوست داشتم

161
00:09:41,085 --> 00:09:44,089
،‫حتی توی شب‌هایی که ممکن بود هر لحظه بمب‌بارون بشیم

162
00:09:44,089 --> 00:09:48,052
‫همین که مادرم کنارم بود، باعث
.‫میشد با خیال راحت بخوابم

163
00:09:48,098 --> 00:09:50,061
.‫مادرم خیلی قوی بود

164
00:09:51,069 --> 00:09:54,011
...‫آنیا هم همیشه همینو بهم میگه

165
00:09:55,028 --> 00:09:59,037
،‫حتی اگه توی خطری باشه مامانی میاد و نجاتم می‌ده
.‫پس مشکلی پیش نمیاد

166
00:10:00,037 --> 00:10:03,029
...‫دلیل خندیدن و شیطونی کردن اون دختر

167
00:10:03,062 --> 00:10:06,041
.‫به‌خاطر اینه که پیش شما احساس امنیت‌و‌آرامش می‌کنه، یور-سان

168
00:10:07,050 --> 00:10:10,004
‫ما مأمورهای دولت تلاش می‌کردیم این دنیا رو با
...‫خون‌مون، عرق و

169
00:10:10,004 --> 00:10:11,037
.‫اشک‌هامون، بازسازی کنیم

170
00:10:12,004 --> 00:10:14,080
.‫اما اون تونست همه‌ی این کارها رو
تک و تنها به انجام برسونه

171
00:10:15,092 --> 00:10:17,060
.تو خیلی قوی‌ای، یور-سان

172
00:10:18,055 --> 00:10:21,060
...به زنی که ازدواج نکرده، بی‌ادبیه این حرفو بزنم

173
00:10:21,060 --> 00:10:24,010
.‫ولی شما مادر فوق‌العاده‌ای هستین

174
00:10:24,010 --> 00:10:27,056
‫فکر نکنم اون قدرتی که دارین ازش حرف می‌زنین
...‫همون قدرتی باشه که من دارم

175
00:10:28,027 --> 00:10:32,002
پس یه وقت خیال نکنین قصد دارم جایگاه
.مادری شما رو با کسِ دیگه‌ای عوض کنم

176
00:10:32,002 --> 00:10:35,023
...‫ا-اما هیونا-سان

177
00:10:35,078 --> 00:10:38,074
‫حتی اگه ازش خواسته بودم که
،‫ مادر آنیا باشه

178
00:10:38,074 --> 00:10:40,089
.‫از قبل می‌دونستم که استعداد مادری کردن نداره

179
00:10:41,057 --> 00:10:46,029
...‫اما منم فقط... چون مدت حیلی ژیادی مباظب یوری بودم

180
00:10:46,029 --> 00:10:48,071
.‫دالم همون کالا رو تکرار می‌کنم

181
00:10:48,071 --> 00:10:50,012
.‫پس اینطور بوده

182
00:10:51,075 --> 00:10:54,055
‫پس این توانایی رو از وقتی خردسال
،‫بودین در خودتون پرورش دادین

183
00:10:54,055 --> 00:10:56,038
.واسه همینه که نظیرتون پیدا نمیشه

184
00:10:56,038 --> 00:10:57,089
.‫اعتماد‌به‌نفس بیشتری داشته باشید

185
00:10:58,059 --> 00:11:03,022
‫برای همینم خیلی خوشحال می‌شم
.‫از این به بعد هم در نقش مادر آنیا باشین

186
00:11:07,025 --> 00:11:09,089
.‫و همینطور در نقش همسر من

187
00:11:12,098 --> 00:11:17,085
،‫با حوشحالی تمام گبول می‌کنم
...‫اگه شما بازم منو بخواین

188
00:11:18,090 --> 00:11:20,061
.‫یور-سان، آب‌بینی‌تون

189
00:11:21,049 --> 00:11:23,049
...‫واگعاً عذر می‌خوام

190
00:11:24,024 --> 00:11:25,053
‫بریم خونه؟

191
00:11:25,053 --> 00:11:26,091
.‫فکل خوبیه

192
00:11:27,029 --> 00:11:30,037
وقتی رشیدیم خونه
.بلاتون یه قوری چای گرم دلست می‌کنم

193
00:11:31,071 --> 00:11:34,063
.‫بابایی و مامانی خیلی دیر کردن
.‫حتماً یه جایی رو هم ریختن

194
00:11:34,092 --> 00:11:37,071
‫چنین حرفایی رو از کجا یاد گرفتی؟

195
00:11:37,071 --> 00:11:39,026
.بیشترشو از بکی

196
00:11:39,026 --> 00:11:41,009
کی میان خونه؟

197
00:11:41,051 --> 00:11:45,005
میگم، تو پدر و مادرت رو دوست داری؟

198
00:11:46,018 --> 00:11:47,017
!دوسشون دالم

199
00:11:47,068 --> 00:11:48,093
.که اینطور

200
00:11:53,019 --> 00:11:54,023
.ما برگشتیم

201
00:11:55,094 --> 00:11:57,081
..بابا و مامان داشتن لاس

202
00:11:58,019 --> 00:11:59,019
.می‌زدن ...

203
00:12:01,049 --> 00:12:02,032
چت شده پسر؟

204
00:12:02,032 --> 00:12:04,037
سعی کردی روش حرکت بزنی و عوض‌شو سرت در اورد؟

205
00:12:04,037 --> 00:12:06,041
!نخیر، ‌همه‌ش تقصیر منه

206
00:12:06,041 --> 00:12:07,083
.هیولای چونه‌‌ای

207
00:12:07,083 --> 00:12:09,079
!بیا از نزدیک نگاه‌ش کن

208
00:12:09,079 --> 00:12:11,021
!واسـ واستا، بهش دست نزن

209
00:12:11,021 --> 00:12:12,041
!گفتم دست نزن

210
00:12:12,041 --> 00:12:14,059
.خودمم متعجب شدم

211
00:12:15,046 --> 00:12:20,025
.اون زمانا، جز برادرم، وابستگی دیگه‌ای نداشتم

212
00:12:21,013 --> 00:12:22,014
...ولی الان

213
00:12:22,052 --> 00:12:26,022
.در اعماق وجودم می‌دونم که نمی‌تونم اینجا رو رها کنم

214
00:12:29,089 --> 00:12:31,035
...روز بعد

215
00:12:31,035 --> 00:12:34,035
لوید-سان! چه بلایی سرِ چونه‌تون اومده؟

216
00:12:34,035 --> 00:12:37,040
!عه؟ مگه میشه؟ همه اتفاقات دیروز رو فراموش کردی؟

217
00:12:38,002 --> 00:12:40,057
.دوباره صحبت‌های قبلی رو تکرار کردن

218
00:12:44,082 --> 00:12:47,046
گردهمایی اولیا مربیان هفته بعدیه، ها؟

219
00:12:47,080 --> 00:12:48,087
..خب

220
00:12:48,087 --> 00:12:51,030
.حالا حالاها که به ما مربوط نمیشه

221
00:12:51,079 --> 00:12:54,054
.به چشم بهم زدنی هشت استلا رو جمع می‌کنم

222
00:12:54,083 --> 00:12:55,079
!البته

223
00:12:55,079 --> 00:12:59,000
عملیاتی که در اون بابایی می‌تونه با پدرِ پسردوم دوست بشه؛

224
00:12:59,000 --> 00:13:00,084
.یا همون عملیات اسکوریکس

225
00:13:00,084 --> 00:13:03,097
،که برای عملی کردنش آنیا باید اول دانش‌پشون امپراطوری بشه

226
00:13:03,097 --> 00:13:05,080
.و بتونم وارد گردهمایی اولیا مربیان بشم

227
00:13:06,030 --> 00:13:07,039
...گرچه

228
00:13:07,039 --> 00:13:10,085
.آنیا یجورایی، ته دلش بیخیال هشت ستاره شده

229
00:13:11,089 --> 00:13:13,023
...درس‌هام هم

230
00:13:14,064 --> 00:13:18,085
یا سر ورزش نمی‌تونم بهتر بشم و
.چیزی نمونده قلبم از این همه بدبیاری بشکنه

231
00:13:20,024 --> 00:13:22,048
‫برای همین،‌ در نقشه B

232
00:13:22,048 --> 00:13:25,049
آنیا هرکاری تونسته برای دسیسه دوستی کرده، ‌ولی

233
00:13:25,049 --> 00:13:28,003
.اونم هنوز به جای خوبی نرسیده

234
00:13:28,003 --> 00:13:29,095
به چی زل زدی دم‌بریده؟

235
00:13:29,095 --> 00:13:31,079
!دخترک دکتر رشوه‌بگیر خشن

236
00:13:32,020 --> 00:13:33,075
...آنیا صبرش داره سر میاد

237
00:13:33,075 --> 00:13:37,004
،‫من وقتی تو رو در این حال می‌بینم
!‫کاسه صبرم سرریز میشه، آنیا-چان

238
00:13:37,033 --> 00:13:42,071
!‫می‌فهمم چی می‌کشی، آنیا-چان
!‫سخته بخوای به کسی بگی که دوسش داری

239
00:13:43,021 --> 00:13:44,004
دوسش دارم؟

240
00:13:44,047 --> 00:13:46,043
.بابایی رو دوسش دارم

241
00:13:46,043 --> 00:13:48,014
.مامانی رو دوسش دارم

242
00:13:48,014 --> 00:13:50,005
.بادوم‌زمینی رو دوسش دارم

243
00:13:50,005 --> 00:13:51,085
.انیمه رو دوسش دارم

244
00:13:51,085 --> 00:13:52,085
...پسردوم

245
00:13:53,060 --> 00:13:55,064
.نه والا، هیچّم ندارم

246
00:13:55,064 --> 00:13:58,031
وای ببین چه خجالتی شده! کی حالا نازتو بخره؟

247
00:13:58,069 --> 00:14:03,057
!باشه، فهمیدم چکار کنم! کمکت می‌کنم اون پسر بهت توجه کنه

248
00:14:04,069 --> 00:14:08,051
!پسرا اول و آخرش،‌ خامِ ظاهر دخترا میشن

249
00:14:08,051 --> 00:14:11,087
.اگه تیپ بزنی و حسابی ترگل ورگل کنی، سه سوته دلشو بردی

250
00:14:12,049 --> 00:14:13,045
.اوه

251
00:14:13,045 --> 00:14:15,079
...پس به این ترتیب، آخر هفته بعدی

252
00:14:16,062 --> 00:14:18,025
!دوتایی میریم خرید

253
00:14:16,083 --> 00:14:20,050
:‫ مأموریت بیست و چهارم

254
00:14:18,046 --> 00:14:20,050
!آنیا اولین باره سوار ماشین باکلاس میشه

255
00:14:20,050 --> 00:14:22,009
!جونمی‌جون

256
00:14:22,009 --> 00:14:24,013
بگی نگی سواری راحتیه، نه؟

257
00:14:24,055 --> 00:14:30,005
اینا رو ولش کن! چرا وقتی زحمت کشیدم از
درِ خونه‌تون سوارت کردم، لوید-ساما نباید خونه باشه؟

258
00:14:30,030 --> 00:14:33,012
لوید-ساما! لوید-ساما پس کجایی؟

259
00:14:33,051 --> 00:14:36,002
.شرمنده‌تونم که امروز زحمت دخترم به گردن‌تون افتاده

260
00:14:36,056 --> 00:14:38,069
.بابایی کارِ فوری داشت

261
00:14:38,069 --> 00:14:41,086
.راستی، همسر لوید-ساما نسبت عکسی که دیدم خیلی خوشگل‌تر بود

262
00:14:41,086 --> 00:14:43,061
!رقیبی سرسختی رو باید شکست بدم

263
00:14:43,061 --> 00:14:45,099
.رابطه نامشروع در شأن شما نیست، بانوی جوان

264
00:14:46,024 --> 00:14:49,053
راستی، چه کیف دستی نازی داری! چی داخلش اوردی؟

265
00:14:49,082 --> 00:14:51,003
...خب

266
00:14:51,003 --> 00:14:52,057
.یه عالمه پول سردِ کاغذی

267
00:14:53,016 --> 00:14:57,000
.برقراری یک رابطه دوستانه دوطرفه با بلک‌بل‌ها، منافع زیادی به همراه داره

268
00:14:57,062 --> 00:14:59,083
.مطمئنم سازمان هم مشکلی با ولخرجی در این باره نداره

269
00:14:59,083 --> 00:15:00,056
.اینو همراهت داشته باش

270
00:15:00,056 --> 00:15:01,058
!اون همه؟

271
00:15:02,004 --> 00:15:03,038
.پول‌ توجیبی‌مه

272
00:15:03,038 --> 00:15:06,001
!وای، لوید-ساما چقدر مهربونن

273
00:15:06,001 --> 00:15:07,088
.با اینکه مبلغ زیادی نیست

274
00:15:07,088 --> 00:15:09,059
...بچه‌های امروزی

275
00:15:09,088 --> 00:15:12,059
با اینا میشه چند پاکت بادوم‌زمینی خرید؟

276
00:15:12,059 --> 00:15:15,006
.نمیریم بادوم‌زمینی بخریم که

277
00:15:15,097 --> 00:15:18,064
.می‌ریم لباس بخریم. لباس

278
00:15:29,019 --> 00:15:32,036
.خوش اومدید، بانوی جوان بکی

279
00:15:32,070 --> 00:15:36,049
.از کلکسیون برلینت چندین دست لباس براتون ترتیب دادیم

280
00:15:36,049 --> 00:15:37,066
.ممنونم

281
00:15:38,029 --> 00:15:41,042
مطمئنی خانواده بکی از سایه‌ها جهان رو کنترل نمی‌کنن؟

282
00:15:41,042 --> 00:15:43,054
مگه چقدر پول سردِ کاغذی دارین؟

283
00:15:43,054 --> 00:15:46,069
.من تاحالا با پول نقد بیرون نرفتم

284
00:15:47,006 --> 00:15:50,013
،معمولاً فروشنده‌هان که میان به خونه‌مون

285
00:15:50,013 --> 00:15:54,089
ولی چون امروز خواستم از خرید کردن
.باهات لذت ببرم، کل این مجتمع رو کرایه کردم

286
00:15:55,026 --> 00:15:57,044
!پس از هرچی خوشت اومد تنت کن

287
00:15:57,081 --> 00:16:00,031
!و لباسی رو پیدا کن که برق از سرش بپرونه

288
00:16:02,085 --> 00:16:05,081
‫ست لب‌خوانی

289
00:16:09,049 --> 00:16:12,032
!آره! همینه آنیا-چان

290
00:16:12,086 --> 00:16:15,062
!خیلی ناز شدی! البته به پای من نمیرسی

291
00:16:15,099 --> 00:16:20,025
درستش همینه آنیا-چان! باید از لاک خودت
.بیرون بیای و خودِ جدیدت رو پیدا کنی

292
00:16:20,025 --> 00:16:23,087
.هم... شایدم تو این مورد زیادی از لاکت بیرون اومدی

293
00:16:23,087 --> 00:16:26,079
ولی وقتی صحبت تیپ زدنه، باید
.از هر جهتی ظاهری چشم‌گیر داشته باشی

294
00:16:27,029 --> 00:16:30,063
!عالیه، آنیا-چان! نمی‌دونم چی بگم ولی می‌دونم که عالیه

295
00:16:30,063 --> 00:16:33,035
!دستت رو دراز کن و از تیپ و مد فراتر برو

296
00:16:36,001 --> 00:16:37,076
...تیپ زدن سخته

297
00:16:37,076 --> 00:16:42,069
،‫راس میگی... چون از سلیقه‌ش چیزی نمی‌دونیم
.‫سخته بخوایم انتخابمون رو محدودتر کنیم

298
00:16:43,002 --> 00:16:46,073
ولی آنیا که، هر روز تو مدرسه همون لباس همیشگی رو می‌پوشه؛

299
00:16:46,073 --> 00:16:48,094
!پس فرصتی ندارم که با لباس جدیدم پز بدم

300
00:16:48,094 --> 00:16:52,003
بایدم برای مدرسه رفتن هر روز لباس‌فرم همیشگی رو بپوشیم؛

301
00:16:52,003 --> 00:16:54,041
،ولی در جشن پایان‌ترم که داخل خوابگاه‌ها گرفته میشه

302
00:16:54,041 --> 00:16:57,087
!اگه معلم‌مون اجازه بده، می‌تونیم لباس شخصی هم بپوشیم

303
00:16:57,087 --> 00:16:59,020
!اون موقع فرصتته

304
00:16:59,049 --> 00:17:04,012
...اوه راستی! اگه توی جشن، والدین هم حضور پیدا کنن

305
00:17:04,012 --> 00:17:06,067
.روزتون بخیر، دختر خانم زیبا

306
00:17:06,067 --> 00:17:08,046
.پدرِ آنیا، لوید هستم

307
00:17:08,046 --> 00:17:13,005
خاک عالم! من که وقت‌مو از سر راه نیاوردم
!که بخوام سر انتخاب کردن لباس تو حروم کنم

308
00:17:13,005 --> 00:17:13,092
!شوک

309
00:17:14,034 --> 00:17:17,072
میگم لوید-ساما از چطور لباسایی خوششون میاد؟

310
00:17:22,010 --> 00:17:23,035
!چه ناز

311
00:17:23,073 --> 00:17:27,023
شاید بهتر باشه با همون مُد بانمک و ساده پیش برم؟

312
00:17:27,077 --> 00:17:29,052
!بانو بکی

313
00:17:32,048 --> 00:17:33,099
!چه دوست‌داشتنی

314
00:17:34,045 --> 00:17:36,074
یا شایدم یکم رنگ و لعاب‌شو بیشتر کنم؟

315
00:17:37,011 --> 00:17:38,032
!فوق‌العاده شدین

316
00:17:39,020 --> 00:17:40,095
این چطوره؟

317
00:17:42,058 --> 00:17:45,062
یا بهتره سنگ تموم بذارم، و تیپ بالغانه بزنم؟

318
00:17:46,021 --> 00:17:47,042
!چه بالغ

319
00:17:47,071 --> 00:17:50,050
یا عین خانومش لباس بپوشم؟

320
00:17:50,050 --> 00:17:51,080
!خیلی بهتون میاد

321
00:17:51,080 --> 00:17:53,017
!چه ناز شدین

322
00:17:53,046 --> 00:17:57,043
.هم... منم دیگه نمی‌دونم چی باید بپوشم

323
00:17:57,043 --> 00:18:00,014
!هر لباسی که می‌پوشین توی تن شماست که زیبا میشه

324
00:18:00,014 --> 00:18:02,047
.خب پس، فعلاً همینا رو ورمیدارم

325
00:18:02,047 --> 00:18:04,020
!خیلی ممنونم

326
00:18:04,064 --> 00:18:06,085
تو کدوم رو انتخاب می‌کنی، انیا-چان؟

327
00:18:06,085 --> 00:18:09,077
.آنیا دیگه دلش از لباس سیر شده

328
00:18:09,077 --> 00:18:13,020
جدی؟ پس دوست داری چنتا کفش هم پا بزنیم؟

329
00:18:32,084 --> 00:18:35,025
.بهت حق میدم، چون منم خسته شدم

330
00:18:35,025 --> 00:18:38,097
...آنیا نزدیک بود به مرگِ خریدی دچار شه

331
00:18:38,097 --> 00:18:41,025
مرگِ خریدی؟ کی تاحالا از خرید کردن مُرده؟

332
00:18:41,080 --> 00:18:44,006
.بانوی من، بیش از حد خرید کردین

333
00:18:44,006 --> 00:18:46,052
اونجایی؟ بین اونایی مگه، مارتا؟

334
00:18:48,027 --> 00:18:51,065
.در ضمن آنیا-چان، هنوز که چیزی نخریدی

335
00:18:51,065 --> 00:18:53,090
.نمی‌دونم که چی می‌خوام

336
00:18:53,090 --> 00:18:55,086
.تیپ زدن سخته

337
00:18:56,090 --> 00:19:01,025
نکنه... از خرید کردن با من حال نکردی؟

338
00:19:02,016 --> 00:19:03,024
!خیلی حال داد

339
00:19:04,049 --> 00:19:09,016
!اولین خرید آنیا با اولین دوستش! جونمی‌جون

340
00:19:09,016 --> 00:19:10,075
دوستت؟

341
00:19:11,013 --> 00:19:14,046
!خـ خیلی خب! حالا که اینو شنیدم باید بریم ادامه خریدمون

342
00:19:14,046 --> 00:19:16,096
!میریم دنبال چیزی می‌گردیم که ازش خوشت بیاد، آنیا-چان

343
00:19:16,096 --> 00:19:19,047
!آنیا دلش برای وسایل انیمه‌ای آب میشه

344
00:19:19,069 --> 00:19:22,034
.تو مغازه‌های اینجا چنین چیزایی نمی‌فروشن

345
00:19:24,097 --> 00:19:27,047
...اگه منظورت عروسکه، اونجا عروسک‌فروشی داره

346
00:19:27,073 --> 00:19:29,094
این آقا گوسفنده کیه؟

347
00:19:29,094 --> 00:19:30,048
ها؟

348
00:19:30,069 --> 00:19:33,073
.آها، این نماد عروسکیه این مجتمع‌ست

349
00:19:34,023 --> 00:19:35,019
اونجا رو می‌بینی؟

350
00:19:35,019 --> 00:19:38,015
ظاهراً چون با فروش وسایل پشمی
.شروع به کار کردن، نمادشون این شده

351
00:19:39,011 --> 00:19:41,091
!خیلی نازه... آنیا اینو می‌خره

352
00:19:41,091 --> 00:19:43,095
عه؟ جاکلیدی؟

353
00:19:43,095 --> 00:19:46,045
.آنیا-چان واقعاً سلایقت هم بچه‌گونه‌ست

354
00:19:46,095 --> 00:19:50,020
.یادگاری خرید کردن با بکی

355
00:19:50,020 --> 00:19:52,083
!نشون اینه که با همدیگه مرگ رو پشت سر گذاشتیم

356
00:19:52,083 --> 00:19:54,096
...پـ پس، منم

357
00:19:55,042 --> 00:19:56,092
.گوش کن، بکی

358
00:19:56,092 --> 00:20:01,047
،به عنوان دختر یکی از برترین گروه‌های تجاری
.فقط باید از اجناس درجه یک استفاده کنی

359
00:20:05,039 --> 00:20:08,010
!بفرما! برای بکی هم خریدم

360
00:20:08,072 --> 00:20:10,077
عه؟ کی رفتی پولشو دادی...؟

361
00:20:10,077 --> 00:20:12,085
!آنیا می‌دونه چطور آبجی بزرگه خوبی باشه

362
00:20:12,085 --> 00:20:14,002
...ولی آخه

363
00:20:14,065 --> 00:20:17,036
،اگه خوش‌قلبی دوست‌تون رو قبول نکنین

364
00:20:17,036 --> 00:20:19,069
.باعث بدنامی بلک‌بل‌ها میشه

365
00:20:19,069 --> 00:20:22,045
.مطمئنم ارباب هم همین نظر رو دارند

366
00:20:22,095 --> 00:20:25,087
.پـ پس چاره دیگه‌ای ندارم

367
00:20:25,087 --> 00:20:28,069
.یکمی خجالت‌آوره، ولی ازت قبولش می کنم

368
00:20:29,024 --> 00:20:30,050
!ازت ممنونم

369
00:20:30,050 --> 00:20:32,041
کی حالا باید ناز بکی رو بخره؟

370
00:20:32,072 --> 00:20:35,075
راستی امروز، اصلاً برای چی اومدم خرید؟

371
00:20:35,075 --> 00:20:36,092
.یادم رفت

372
00:20:36,092 --> 00:20:39,038
خب حالا هر چی. بریم خونه؟

373
00:20:53,098 --> 00:20:56,073
!بکی همیشه خیلی بدجنسی می‌کنه

374
00:20:56,073 --> 00:20:59,082
!حرفای زشت می‌زنه و به بقیه زور میگه

375
00:20:59,082 --> 00:21:03,024
!چی گفتم مگه؟ کجاش عیب داره به بچه‌ننه‌ها بگی بچه‌ننه؟

376
00:21:03,024 --> 00:21:04,099
.همینقدر کافیه، بانوی جوان

377
00:21:05,041 --> 00:21:09,037
،آکادمی ایدن؟ نمی‌خوام. بهمون تو مهد کودک یاد دادن

378
00:21:09,037 --> 00:21:12,041
.که گشتن با آدمایی که از خودت
پایین‌ترن، برای آدم هیچ خیری نداره

379
00:21:12,066 --> 00:21:14,012
.چه مزخرف

380
00:21:14,012 --> 00:21:19,009
حالا هر چی. گمونم راه و رسم بزرگ‌ترهاست
.که لبخند بزنی و با هرچیزی کنار بیای

381
00:21:19,055 --> 00:21:23,097
بانوی من، چنین تصوری رو به خودتون راه ندین
.که از هرچیز ریز و درشتی مطلع هستین

382
00:21:24,059 --> 00:21:29,001
،‫زمانی که تونستین چنین خصلتی رو کنار بذارین
.‫اولین گام رو در جهت بالغ شدن برداشتین

383
00:21:32,047 --> 00:21:33,076
!گوش کن چی شده،‌ مارتا

384
00:21:34,027 --> 00:21:36,060
!توی کلاسم یه دختر جالبی هست

385
00:21:36,060 --> 00:21:39,039
!گمونم مدرسه اونقدرا هم بد نیست

386
00:21:41,090 --> 00:21:44,015
...بعداً لطف‌تو جبران می‌کنم

387
00:21:47,045 --> 00:21:49,099
.براتون خیلی خوشحالم، بانوی جوان

388
00:21:52,016 --> 00:21:54,071
همین یه قلم شد ۳۰۰ دالک؟

389
00:21:52,061 --> 00:21:57,083
m 104 96 l 626 96 626 202 104 202)}

390
00:21:54,071 --> 00:21:56,067
!گنجِ بین بکی و منه

391
00:21:56,067 --> 00:21:57,046
...حسود

392
00:21:58,046 --> 00:21:59,084
،صبح بخیر

393
00:22:00,070 --> 00:22:02,012
!آنیا-چان

394
00:22:02,012 --> 00:22:03,058
.صبح بخل

395
00:22:07,005 --> 00:22:08,048
!با هم ست کردیم

396
00:22:08,048 --> 00:22:10,008
!آره ست کردیم

397
00:22:10,030 --> 00:22:12,044
یه وقت سنسی سرمون داد نزنه؟

398
00:22:12,044 --> 00:22:13,072
.هیچی نمیشه

399
00:22:14,009 --> 00:22:15,009
!راس میگی

400
00:22:22,072 --> 00:22:25,011
چی شده، دامیان-ساما؟

401
00:22:25,011 --> 00:22:27,043
!هیچی نشده بابا

402
00:22:30,078 --> 00:22:32,080
هیچ وقت از جزئیات غافل نشو

403
00:22:32,085 --> 00:22:37,080
چون این آدم‌بزرگا خیلی سرشون گرمِ نقش بازی کردن و ظاهرسازی‌شونه

404
00:22:37,080 --> 00:22:39,045
به حدی که کمتر حواس شون به ماست

405
00:22:39,045 --> 00:22:44,005
حتی مروارید‌ها هم اگه از گذشته‌شون، داستان پرباری برای گفتن نداشته باشن

406
00:22:44,005 --> 00:22:47,090
پوچ و دست‌ساز به حساب میان، عین زندگی این روزای ما

407
00:22:51,035 --> 00:22:56,065
،‫با اینکه هر روز خیلی راحت دست کمک سمت هم دراز می‌کنیم
‫همین کنار هم بودن‌مون در واقع یه معجزه‌ست

408
00:22:57,065 --> 00:23:02,045
خوش‌قلب بودن همینه و اگه ازش خنده‌ت
می‌گیره، آدمی غمگین‌تر از تو نیست

409
00:23:02,045 --> 00:23:06,045
چون هنوز نمی‌دونی حتی دلگیرترینِ شب‌ها هم
می‌تونه رنگارنگ و پر از هیجان باشه

410
00:23:07,070 --> 00:23:09,090
ولی بازم زندگی هیچ کدوم‌مون، زندگی بدی نیست

411
00:23:09,090 --> 00:23:12,000
اگه بدونی چطور تظاهر به سرسختی کنی

412
00:23:12,000 --> 00:23:16,040
ولی ردپاهایی که جا گذاشتی و به
دنیا اومدنت، حقایقی‌ان که نمی‌تونی پاک‌شون کنی

413
00:23:16,040 --> 00:23:18,075
پس ممکنه بازم از یه شوخی بیجا دلخور بشی

414
00:23:18,075 --> 00:23:23,055
ولی زودرنج بودن هم خوبه، همینی که هستی خوبه

415
00:23:24,000 --> 00:23:26,020
هیچ وقت از روز و شبت غافل نشو

416
00:23:26,020 --> 00:23:31,020
چون این آدم‌بزرگا خیلی سرشون گرمِ نقش بازی کردن و ظاهرسازی‌شونه

417
00:23:31,020 --> 00:23:32,080
به حدی که کمتر حواس شون به ماست

418
00:23:32,080 --> 00:23:37,030
حتی مروارید‌ها هم اگه از گذشته‌شون، داستان پرباری برای گفتن نداشته باشن

419
00:23:37,030 --> 00:23:40,030
پوچ و دست‌ساز به حساب میان

420
00:23:40,040 --> 00:23:42,060
هیچ وقت از معنی کارهاشون غافل نشو

421
00:23:42,060 --> 00:23:47,050
چون این آدم‌بزرگا خیلی سرشون گرمِ
نقش بازی کردن و ظاهرسازی‌شونه

422
00:23:47,050 --> 00:23:49,020
به حدی که کمتر حواس شون به ماست

423
00:23:49,020 --> 00:23:53,070
حتی مروارید‌ها هم اگه از گذشته‌شون، داستان پرباری برای گفتن نداشته باشن

424
00:23:53,070 --> 00:23:58,020
پوچ و دست‌ساز به حساب میان، عین زندگی این روزای ما

425
00:24:06,096 --> 00:24:09,096
:‫ مأموریت بیست و پنجم

