1
00:00:00,047 --> 00:00:05,039
،‫در دورانی که کشور‌ها به‌دور از چشمِ عموم
...‫درگیرِ جنگ‌های اطلاعاتی بودند

2
00:00:05,039 --> 00:00:09,031
‫به‌منظور زیر نظر گرفتنِ اقداماتِ
،‫یک شخصیت برجسته در دولت اُستانیا

3
00:00:09,031 --> 00:00:11,093
.‫کشور وستالیس عملیات «استریکس» را آغاز کرد
Animental.net

4
00:00:11,093 --> 00:00:14,005
‫«گر‌گ‌و‌میش» مأمورِ ماهری
.‫که این مأموریت رو برعهده گرفت

5
00:00:14,005 --> 00:00:16,011
:‫در انجام مرحله‌ی اول نقشه

6
00:00:16,011 --> 00:00:21,010
‫«تشکیل یک خانواده‌ی ساختگی» و
.‫ثبت‌نام دخترش در مدرسه‌ی پرآوازه‌ی ادن، موفق شده بود

7
00:00:21,046 --> 00:00:26,000
‫و اکنون، بعد از موفقیت در به دست آوردن
...‫یکی از هشت استلایی که برای

8
00:00:26,000 --> 00:00:28,067
،‫دانش‌پژوه امپراطوری شدن لازم بود

9
00:00:28,067 --> 00:00:30,050
،‫مأموریت وارد مرحله‌ی دوم شده

10
00:00:30,050 --> 00:00:36,069
.‫حضور در گردهمایی‌ای که هدفش، دزموند در اون شرکت می‌کنه

11
00:02:07,060 --> 00:02:14,098
:‫ مأموریت بیستم

12
00:02:15,000 --> 00:02:17,031
،‫تکلیف بعدی درس مطالعات اجتماعی‌تون

13
00:02:17,031 --> 00:02:20,006
.‫تحقیق در مورد شغلی که به آن علاقه دارید خواهد بود

14
00:02:20,057 --> 00:02:26,057
‫می‌تونید به محل کار والدین‌تون برین یا
.‫با مغازه‌های محلتون یا شرکت‌ها مصاحبه کنید

15
00:02:26,076 --> 00:02:30,012
‫حتی می‌تونید از طریق روابط والدین‌تون با
.‫افراد معروف مصاحبه‌ای داشته باشید

16
00:02:30,012 --> 00:02:34,075
‫البته که، اگر مایل بودین در مورد آموزگارهاتون بیشتر
.‫بدونین، می‌تونید با من هم مصاحبه داشته باشید

17
00:02:34,075 --> 00:02:37,076
.‫با کمال میل در مورد حرفه‌ی مقدسم باهاتون حرف می‌زنم

18
00:02:37,076 --> 00:02:42,035
‫چیزهایی که فهمیدین رو در قالب یه گزارش می‌نویسین؛
.‫و جمعه در کلاس ارائه خواهید کرد

19
00:02:42,078 --> 00:02:44,090
‫دامیان-ساما با پدرتون مصاحبه می‌کنین؟

20
00:02:45,039 --> 00:02:46,062
.‫اگه بتونم

21
00:02:47,048 --> 00:02:51,017
.‫فکر کنم روش راحت رو عملی کنم و از پاپام بخوام

22
00:02:51,054 --> 00:02:53,001
‫آنیا-چان، تو چی؟

23
00:02:57,037 --> 00:02:59,037
‫تحقیق در مورد شغل؟

24
00:02:59,081 --> 00:03:05,036
‫بهم گفتن بپرسم که چرا این شغل رو انتخاب کردی یا
.‫چجوری می‌تونم وارد این شغل بشم

25
00:03:05,036 --> 00:03:08,029
.‫و قراره کارت رو هم ببینم

26
00:03:08,029 --> 00:03:10,086
‫عه؟ مال من؟

27
00:03:10,086 --> 00:03:14,037
‫چـ-چیکار باید بکنم؟ شغلم؟

28
00:03:14,037 --> 00:03:15,054
‫کدوم؟

29
00:03:16,058 --> 00:03:18,048
.‫خوب گوش کن، آنیا-سان

30
00:03:18,048 --> 00:03:21,016
.‫الان بهت نحوه‌ی انجام شغلم رو نشون می‌دم

31
00:03:21,016 --> 00:03:21,088
.‫باش

32
00:03:24,008 --> 00:03:27,082
.‫اولش، برای مراقبت از برادرم این کار رو شروع کردم

33
00:03:27,082 --> 00:03:29,095
.‫اما الان، حسابی بهش افتخار می‌کنم

34
00:03:29,095 --> 00:03:34,062
...‫حتی «مغازه‌دار» هم میگفت این شغل مثل بودن در ارتشه و

35
00:03:34,062 --> 00:03:37,041
.‫شغل خیلی مهمیه چون زندگی‌مون رو وقف کشور‌مون می‌کنیم

36
00:03:38,010 --> 00:03:40,059
.‫باید خود مغازه‌دار باشه که برای کار بعدی زنگ زده

37
00:03:41,094 --> 00:03:44,040
.‫این فرد باید مشتری‌مون باشه

38
00:03:44,040 --> 00:03:46,081
!‫چه حرومزاده‌ی خائنی هم هست

39
00:03:47,011 --> 00:03:51,058
‫آنیا-سان، انگاری کارهای وحشتناک زیادی انجام داده که
.‫نمی‌تونم در موردشون بهت بگم

40
00:03:53,027 --> 00:03:55,063
.‫با مشاهده‌ی اهداف شروع می‌کنیم

41
00:03:55,063 --> 00:03:57,034
‫می‌تونی پابه‌پام بیای، آنیا-سان؟

42
00:03:57,034 --> 00:03:57,093
.‫آله

43
00:03:58,024 --> 00:04:03,005
‫«مغازه» بهم تعداد دشمن‌ها و همینطور محل
...‫هر نگهبان رو بهم اطلاع داده، پس

44
00:04:03,005 --> 00:04:04,093
.‫تنها کاری که باید بکنم وارد شدنه

45
00:04:05,021 --> 00:04:07,023
...‫معمولاً هر دشمنی رو که ببینم می‌کشم، ولی

46
00:04:07,023 --> 00:04:09,092
،‫به‌هیچ‌وجه نباید فرد اشتباهی رو بکشم

47
00:04:09,092 --> 00:04:11,093
.‫مطالعه‌ی دستورالعمل‌های توجیهی رو باید با دقت انجام بدم

48
00:04:12,032 --> 00:04:15,001
.‫این شغل چیز شرم‌آوری نداره، پس همیشه سرم رو بالا می‌گیرم

49
00:04:15,040 --> 00:04:16,078
!‫یه مزاحم

50
00:04:17,020 --> 00:04:18,092
،‫چیزی که واقعاً به این شغل ارزش می‌ده

51
00:04:18,092 --> 00:04:22,011
‫اینه که واقعاً این حس رو دارم که
.‫کثیفی‌های این کشور رو ازش پاک می‌کنم

52
00:04:22,046 --> 00:04:26,060
‫وقتی به تمام زندگی‌هایی که به‌وسیله‌ی
،‫شغل من ازشون مراقبت می‌شه فکر می‌کنم

53
00:04:26,060 --> 00:04:28,046
.‫قدرت بیشتری رو در هر ضربه‌ام حس می‌کنم

54
00:04:28,095 --> 00:04:33,011
‫چیزی که در این شغل ضروریه، تقویت
بدن و تکنیک‌هام تا حد ممکنه؛

55
00:04:33,011 --> 00:04:36,032
.‫مطالعه‌ی آناتومی انسان هم از نکات مهم این شغله

56
00:04:36,032 --> 00:04:38,024
،‫از اون جایی که طرف حسابم آدمای دیگه‌ان

57
00:04:38,024 --> 00:04:41,082
،‫حداقل کاری که می‌تونم بکنم
.‫بی‌درد خلاص‌کردنشون از زندگی فلاکت‌بارشونه

58
00:04:41,082 --> 00:04:43,073
‫خیلی عذر می‌خوام ولی ‫می‌تونم
‫افتخار گرفتن جونتون رو داشته باشم؟

59
00:04:46,035 --> 00:04:50,081
،‫برای مثال، اگه فقط ■■■■■ رو وارد ■■■■■ گردن اونا کنی

60
00:04:50,081 --> 00:04:53,005
.‫خیلی سریع می‌میرن

61
00:04:53,045 --> 00:04:57,064
.‫همچنین می‌تونید به نقاط حیاتی‌ای مثل مغز یا قلب حمله کنید

62
00:04:58,013 --> 00:05:00,020
‫حالت که بد نشده، آنیا-سان؟

63
00:05:00,020 --> 00:05:04,034
.‫بیا فقط به لوید-سان بگیم که رفتیم جشنواره گوجه

64
00:05:07,024 --> 00:05:10,012
.‫آنیا گمون کنه بره در مورد شغل بابایی تحقیق کنه

65
00:05:10,012 --> 00:05:13,030
.‫کـ-که اینطور... اینجوری گمونم بهتر باشه

66
00:05:13,030 --> 00:05:17,094
.‫کارکردن توی شهرداری، چیز خوبیه ولی می‌تونه یکم خسته‌کننده باشه

67
00:05:17,094 --> 00:05:19,016
.‫برگشتم

68
00:05:19,051 --> 00:05:22,030
.بابایی! تته پته، مته پته

69
00:05:22,030 --> 00:05:23,088
.‫همم؟ خیلی‌خب، ردیفه

70
00:05:24,076 --> 00:05:28,076
‫2
‫روز
‫بعد
‫در
‫بیمارستان
‫عمومی
‫برلینت

71
00:05:25,068 --> 00:05:28,075
.‫بخش روانپزشکی این بیمارستان محل کارمه

72
00:05:29,027 --> 00:05:33,025
‫از قبل بهشون گفتم که تو داری
میای، اما کسی رو اذیت نکنی، باشه؟

73
00:05:33,025 --> 00:05:34,000
.‫باش

74
00:05:35,034 --> 00:05:36,065
.‫بزرررگه

75
00:05:36,065 --> 00:05:39,052
.‫اینجا قدیمی‌ترین بیمارستان پایتخته

76
00:05:40,022 --> 00:05:43,042
...‫احتمالاً جعل هویت یه پزشک عمومی راحت‌تر بود، ولی

77
00:05:43,042 --> 00:05:47,024
‫اما افراد برجسته‌ی سیاسی و تجاری زیادی به‌صورت
‫مکرر در این بیمارستان رفت‌و‌آمد دارن؛

78
00:05:47,024 --> 00:05:51,051
و ‫به من این اجازه رو می‌ده که به جمع‌های کاری‌شون
.‫نفوذ کنم و اطلاعت زیادی رو بدزدم

79
00:05:53,021 --> 00:05:56,003
.‫هنوز که حرفی نزدم که لازم باشه چیزی یادداشت کنی

80
00:05:56,075 --> 00:05:58,091
‫بگذریم، این لباس‌ها چی ان که پوشیدی؟

81
00:05:58,091 --> 00:06:01,059
.‫مُد کلاسیک برای کارآگاه‌بازیه

82
00:06:01,059 --> 00:06:02,053
.‫که اینطور

83
00:06:10,014 --> 00:06:12,088
...‫بیشتر روانپزشک‌ها روپوش سفید نمی‌پوشن، ولی

84
00:06:12,088 --> 00:06:15,055
.اینطوری باعث میشه حرفه‌ای‌تر بنظر بیام

85
00:06:16,033 --> 00:06:18,056
‫خب، تحقیقت درمورد چیه؟

86
00:06:19,008 --> 00:06:23,056
‫اولش، چرا این شغل رو انتخاب کردین؟

87
00:06:23,091 --> 00:06:25,094
‫چرا انتخابش کردم؟

88
00:06:25,094 --> 00:06:27,094
...‫همم، بذار فکر کنم

89
00:06:28,094 --> 00:06:31,031
‫همه یه موقع‌هایی سرما می‌خورن، نه؟

90
00:06:31,071 --> 00:06:33,095
.‫اما فقط بدن نیست
.‫مغز هم همینطوره

91
00:06:34,081 --> 00:06:38,040
.‫افراد زیادی هستن که مغزشون سرما می‌خوره

92
00:06:38,096 --> 00:06:43,019
.‫اما پسر دوم به آنیا گفت چون خنگولی سرما نمی‌خوری

93
00:06:43,019 --> 00:06:45,090
.‫که اینطور... همم، با پسره کنار بیا

94
00:06:46,047 --> 00:06:50,065
.‫خب دیگه، هدفم کمک‌کردن به چنین مردمی بود

95
00:06:51,008 --> 00:06:56,053
‫با وجود اینکه جنگ تموم شده، کهنه سربازهایی هستن
.‫که هنوزم تحت تأثیر سال‌های جنگ زجر می‌کشن

96
00:06:58,020 --> 00:07:03,066
،‫از اونجایی که دزموند خیلی منزویه، فکر کردم شاید اگه خوش‌شانس باشم

97
00:07:03,066 --> 00:07:07,044
‫دکتر‌بودن این شانس رو بهم بده که در صورت
.‫مریض‌شدنش بتونم بهش نزدیک بشم

98
00:07:07,077 --> 00:07:10,023
.‫وقتی دانشگاه می‌رفتم این تصمیم رو گرفتم

99
00:07:10,085 --> 00:07:14,099
،‫سوال بعدی اینه که
‫«فضای محل کارتون چطوریه»؟

100
00:07:14,099 --> 00:07:16,047
‫فضاش ها؟

101
00:07:16,047 --> 00:07:18,049
.‫عه، فورجر-سنسی

102
00:07:18,073 --> 00:07:21,061
‫نکنه این دخترتونه؟

103
00:07:21,092 --> 00:07:24,098
.‫این‌ها همکارام هستن. بهشون سلام کن

104
00:07:24,098 --> 00:07:27,014
.‫از دیدال با آشنایی‌تون خوش‌پختم

105
00:07:27,014 --> 00:07:28,091
!‫چه نازههه

106
00:07:28,091 --> 00:07:30,091
!‫چه دختری، داره تکالیفش رو انجام می‌ده

107
00:07:30,091 --> 00:07:33,089
!‫ای جان، چه چشم‌های بزرگی هم داره
.‫مثل پرنسس‌هاست

108
00:07:33,089 --> 00:07:35,013
‫خوراکی می‌خوای؟

109
00:07:36,006 --> 00:07:38,082
‫«محل کار بابایی، بهشته.»

110
00:07:38,082 --> 00:07:39,096
.‫خوش به حالت

111
00:07:40,073 --> 00:07:43,060
‫بابایی سرِ کار چه جور آدمیه؟

112
00:07:43,081 --> 00:07:46,038
!هر چقدرم بگم باحاله، بازم کم گفتم

113
00:07:46,038 --> 00:07:48,095
.‫خیلی مودبه و با بیمارها هم مهربونه

114
00:07:48,095 --> 00:07:51,067
.بابایی‌ت خیلی فوق‌العاده‌ست، خانم کوچولو

115
00:07:51,067 --> 00:07:55,023
.‫به‌محض انتقالش به اینجا، عضو مهمی از تیم‌مون شد

116
00:07:55,023 --> 00:07:58,062
.‫با این وجود بسیار متواضعه و همه براش احترام قائل اند

117
00:07:58,062 --> 00:08:04,033
‫راستی، دوستم که متخصص مغز‌و‌اعصابه امیدوار بود
.‫که بتونین به جلسه‌ی بعدی‌مون بیاین، فورجر-سنسی

118
00:08:04,033 --> 00:08:06,031
.‫مدیر هم می‌خواست بیاین گلف

119
00:08:06,031 --> 00:08:07,096
‫بابایی، آدم محبوبیه؟

120
00:08:07,096 --> 00:08:11,029
.‫همم... سعی‌مو می‌کنم روابط اجتماعی‌مو محکم نگه دارم

121
00:08:11,053 --> 00:08:13,050
...‫خب، من با مدیر حرف می‌زنم

122
00:08:12,049 --> 00:08:15,002
.‫هیچ چیزی بهتر از افزایش ارتباطاتم نیست

123
00:08:15,040 --> 00:08:17,065
اینطوری راحت‌تر می‌تونم به اطلاعات و ارتباطات جدیدتری دست پیدا کنم؛

124
00:08:17,065 --> 00:08:20,076
:‫و مهم‌تر از همه برای یه جاسوس، باعث می‌شه مردم فکر کنن
‫«ها؟ عمراً اون جاسوس باشه!»

125
00:08:20,076 --> 00:08:23,065
.خیلی مهمه که تصور مردم از فردی که
الان هستم رو به دلخواه شکل بدم

126
00:08:23,099 --> 00:08:26,031
‫پس سعی می‌کنم خیلی تو چشم نباشم
.‫و در عین حال اجتماعی باقی بمونم

127
00:08:27,033 --> 00:08:29,028
‫«ها؟ عمراً...»

128
00:08:29,028 --> 00:08:32,082
‫تو چرا در عجیب‌ترین زمان‌های ممکنه
‫شروع به یادداشت‌برداری میکنی؟

129
00:08:32,082 --> 00:08:36,000
‫«بخش سخت این کار چیه؟»

130
00:08:36,000 --> 00:08:37,098
.‫سوال خوبی پرسیدی، خانم کوچولو

131
00:08:37,098 --> 00:08:39,039
...‫بذار فکر کنم

132
00:08:39,039 --> 00:08:43,030
‫من می‌گم سختی کار اینه که ما با ذهن آدما
.‫که نمی‌شه دیدش، سروکار داریم

133
00:08:43,068 --> 00:08:46,009
.چون حتی دکترها هم نمی‌تونن جادو کنن

134
00:08:46,009 --> 00:08:48,037
.پس امکان نداره بتونیم فکر کسی رو بخونیم

135
00:08:48,071 --> 00:08:49,076
.‫هه

136
00:08:49,076 --> 00:08:51,029
‫این قیافه‌ی از خود راضی چیه؟

137
00:08:51,068 --> 00:08:55,007
،‫و چون نمی‌تونیم ذهن‌شون رو بخونیم
...‫باید برداشت‌های اولیه رو کنار بذاریم و

138
00:08:55,007 --> 00:08:58,043
‫با مشاهده‌ی دقیق و گوش‌کردن
.‫به حرف‌های بیمارها راه درمانی پیشنهاد بدیم

139
00:08:58,043 --> 00:09:01,055
.‫درست مثل یه جاسوس وقتی با هدفش سروکار داره

140
00:09:01,055 --> 00:09:05,004
.‫مهم‌ترین بخش هم برقراری یه ارتباط مبتنی بر اعتماد با مریض‌تونه

141
00:09:01,078 --> 00:09:04,009
،‫بزرگ‌ترین تفاوت، می‌تونه این حقیقت باشه که

142
00:09:04,009 --> 00:09:07,018
...‫در نهایت، جاسوس‌ها به این اعتماد خیانت می‌کنن، و

143
00:09:05,004 --> 00:09:07,020
...‫همه‌چیز بسیار ظریفه و خطراتی رو به همراه داره، پس

144
00:09:07,034 --> 00:09:09,006
.خوراکی خوشمزه. به به

145
00:09:09,006 --> 00:09:11,014
‫ای جان، بازم می‌خوری؟

146
00:09:11,014 --> 00:09:12,041
‫آبمیوه می‌خوای؟

147
00:09:12,041 --> 00:09:14,003
‫تست روانشناسی می‌خوای بدی؟

148
00:09:14,003 --> 00:09:15,045
.‫خیلی خب. دیگه جواب نمی‌دم

149
00:09:15,094 --> 00:09:17,033
.‫بابایی، خیلی جدیه

150
00:09:17,033 --> 00:09:19,074
.‫اما این چیزیه که سنسی رو عالی می‌کنه

151
00:09:19,074 --> 00:09:23,094
‫همه‌مون امیدواریم به همین منوال روی مهارت‌هاش کار کنه تا
.‫بتونه یه‌روزی کلینیک خودش رو باز کنه

152
00:09:24,024 --> 00:09:27,051
.‫ببخشید، ولی با تحقیقاتم سرم حسابی مشغوله

153
00:09:27,051 --> 00:09:32,021
.گمونم سخت‌ترین بخشش، رسیدگی به مأموریت اصلی
و جانبیم در کنار این کاره

154
00:09:32,052 --> 00:09:34,099
.‫خب، باید برگردیم سرکارمون

155
00:09:34,099 --> 00:09:36,070
!‫فعلاً، آنیا-چان

156
00:09:37,011 --> 00:09:39,029
.‫می‌خوام حین کار کردن هم ببینمت

157
00:09:39,029 --> 00:09:40,075
‫می‌خوای مشاوره رو ببینی؟

158
00:09:40,075 --> 00:09:44,045
.‫این نقض حریم خصوصی بیماره؛ نمی‌تونم چنین کاری کنم

159
00:09:44,045 --> 00:09:47,074
.‫تحقیقاتم رو هم نمی‌تونم به افرادی که اینجا کار نمی‌کنن، نشون بدم

160
00:09:48,033 --> 00:09:51,056
.‫گمونم حداقل بتونم اتاق مشاوره رو نشونت بدم

161
00:09:52,095 --> 00:09:55,047
.‫بهرحال امروز قرار نیست از این اتاق استفاده کنم

162
00:09:55,047 --> 00:09:57,037
.‫این با اتاق عمل فرق داره

163
00:09:57,037 --> 00:09:59,007
.‫مثل یه اتاق عادیه

164
00:09:59,007 --> 00:10:01,073
.‫سعی‌مون این بوده بیمار داخل اتاق دچار اضطراب نشه

165
00:10:02,062 --> 00:10:05,014
‫دستگاه اصلاح مغز کجاست؟

166
00:10:05,014 --> 00:10:07,064
‫با خودت فکر کردی من دارم اینجا چجور کاری انجام می‌دم؟

167
00:10:08,025 --> 00:10:11,039
.‫این مسخره‌بازی‌هات رو کنار بذار
.‫بیا بقیه سوال‌هات رو تموم کنیم

168
00:10:11,039 --> 00:10:13,076
‫ای خدا، باز این کارها رو از کدوم انیمه یاد گرفتی؟

169
00:10:14,001 --> 00:10:16,051
.‫آنیا دیگه کارش تموم شده. حوصله‌شم سر رفته

170
00:10:16,051 --> 00:10:18,047
!‫هوی! بدون اجازه به چیزی دست نزن

171
00:10:18,047 --> 00:10:20,027
.‫اگه زیاد شلوغ‌کاری کنی، عصبانی می‌شم ها

172
00:10:20,027 --> 00:10:22,006
،‫یه راه فرار مخفی

173
00:10:22,006 --> 00:10:25,031
‫پشت قفسه کتاب تعبیه شده، که فقط در موارد
.‫اضطراری حین مأموریتم باید ازش استفاده بشه

174
00:10:25,031 --> 00:10:27,026
.‫اگه اون اهرم چرخونده بشه، باز می‌شه

175
00:10:27,026 --> 00:10:29,066
!‫راه مخفی! اهرم

176
00:10:32,019 --> 00:10:33,091
.‫باید یه مأمور «WISE» باشه

177
00:10:33,091 --> 00:10:36,014
.‫شرمنده‌تم، انگار کاری پیش اومده

178
00:10:36,014 --> 00:10:39,031
‫اگه تکلیفت تموم شده می‌خوای بگم یور-سان بیاد دنبالت؟

179
00:10:41,035 --> 00:10:43,090
.تا وقتی کار بابایی تموم شه، منتظر می‌مونم

180
00:10:43,090 --> 00:10:45,035
.جاسوس بودن هم پر از دردسره

181
00:10:45,035 --> 00:10:49,091
.خیلی خب. پس تا اون موقع خودتو با این سرگرم کن

182
00:10:50,023 --> 00:10:52,036
،وسیله‌ایه که جدیداً برای درمان ازش استفاده می‌کنیم

183
00:10:52,036 --> 00:10:56,037
از بیمارامون می‌خوایم که حیوانات و لوازم عروسکی
.رو هر طوری که دوست دارن داخل جعبه بچینن

184
00:10:56,037 --> 00:10:57,081
.مطمئنم بهت خوش می‌گذره

185
00:10:57,081 --> 00:10:59,025
.مطمئنم حوصله‌مو سر می‌بره

186
00:10:59,050 --> 00:11:02,043
.یادت باشه، به چیزای دیگه دست نزنی

187
00:11:02,043 --> 00:11:03,071
.باش

188
00:11:03,071 --> 00:11:05,024
.ده دیقه دیگه بر میگردم

189
00:11:10,078 --> 00:11:11,045
.هه

190
00:11:15,051 --> 00:11:20,008
مدارک تکمیلی درمورد آمارهای اختلال‌های روانی
.و علل‌شون، تا آخر هفته به دست‌تون میرسه

191
00:11:20,008 --> 00:11:21,006
.ممنون

192
00:11:21,084 --> 00:11:23,062
،در کنار ظاهر‌سازی من

193
00:11:23,062 --> 00:11:27,003
.کاملاً عادیه که تعدادی دیگه از همکارانم
هم به این بیمارستان نفوذ کرده باشن

194
00:11:27,026 --> 00:11:29,042
.باز حتماً منو برای یه مأموریت دیگه خواستن

195
00:11:29,042 --> 00:11:31,072
درخصوص مطابقتش با برنامه بیمارستان هماهنگی‌های لازم انجام شده؟

196
00:11:31,072 --> 00:11:32,079
.خیال‌تون راحت

197
00:11:33,027 --> 00:11:35,097
دختر بچه‌ای که دیدم، آنیا فورجر هستن؟

198
00:11:35,097 --> 00:11:37,069
.بنظر خیلی بهتون وابسته شده

199
00:11:37,069 --> 00:11:39,088
.چون سر از کاراش در نمیارم جز دردسر برام نداشته

200
00:11:40,049 --> 00:11:44,005
.تعجب می‌کنم که میگین رو دست شما هم بلند میشه، سنسی

201
00:11:49,059 --> 00:11:51,014
!اوه

202
00:11:51,088 --> 00:11:54,006
!کشف و بازرسی، جونمی جون

203
00:11:54,046 --> 00:11:57,075
...گذرگاه سری... خیلی تنگه

204
00:11:57,010 --> 00:12:01,057
.موضوع جلسه امروزمون درمورد پدیده‌های فراطبیعی در حوضه علم روان‌شناختیه

205
00:12:01,082 --> 00:12:03,049
جلسهِ جدی و مهم دارن؟

206
00:12:03,049 --> 00:12:07,046
در حدود ۵ درصد از موارد گزارش شده، توضیح واضحی درخـ ـ

207
00:12:07,046 --> 00:12:09,017
!همف، چه خزعبلاتی

208
00:12:09,017 --> 00:12:12,059
!هر کسی که صحبت از جن و روح می‌کنه، یه شیرین‌مغزِ مجنونه

209
00:12:12,059 --> 00:12:16,008
.یا می‌تونه تخیلاتی باشه که در اثر
اختلال در عملکرد مغز به وجود میاد

210
00:12:16,026 --> 00:12:18,030
.حرف‌های غیرعلمی هم دیگه از حد گذشته‌ان

211
00:12:18,030 --> 00:12:21,010
!دارن درمورد روح حرف می‌زنن؟ جونمی جون

212
00:12:25,032 --> 00:12:27,007
صدایی نشنیدین؟

213
00:12:27,007 --> 00:12:29,070
.خب، بالای اینجا اتاقی یا چیزی نیست که

214
00:12:29,070 --> 00:12:32,036
!گند زدم! الانه که گذرگاه سری رو پیدا کنن

215
00:12:33,021 --> 00:12:35,035
.مـ مطمئنم خیالاتی شدین

216
00:12:36,054 --> 00:12:40,048
بهرحال، درمورد درمان پیشنهادی چنین عارضه‌هایی

217
00:12:40,048 --> 00:12:42,049
ما باید راهکاری مشخص و ثابت‌شده داشـ ـ

218
00:12:42,049 --> 00:12:45,086
.بحث درمورد این چیزا به جایی نمیرسه، ختم جلسه رو اعلام می‌کنم

219
00:12:46,088 --> 00:12:50,026
!آنیا هم باید زودتر برگرده، تا قبل اینکه بابایی پیداش شه

220
00:12:52,038 --> 00:12:54,082
!پام گیر کرده و در نمیاد

221
00:12:55,089 --> 00:12:58,001
!آنیا تو بد دردسری افتاده

222
00:13:05,003 --> 00:13:07,001
!چخبره؟ اون بالا یه چیزی هست

223
00:13:07,001 --> 00:13:08,060
!صدای گریه بچه‌ست؟

224
00:13:08,060 --> 00:13:11,043
!صدایِ روحه! حاضرم قسم بخورم صدایِ روحه

225
00:13:12,093 --> 00:13:15,068
!در اومد! باید سریعتر برگردم

226
00:13:21,057 --> 00:13:22,065
به خیر گذشت؟

227
00:13:22,065 --> 00:13:24,025
!پس واقعاً وجود دارن

228
00:13:24,025 --> 00:13:26,003
شایعات درمورد روح نوزادی که

229
00:13:26,003 --> 00:13:28,045
!در اثر اشتباه پرستاری مرده، حقیقت داره

230
00:13:28,072 --> 00:13:31,044
!آقـ آقایون، پیشنهاد می‌کنم جلسه رو از سر بگیریم

231
00:13:31,044 --> 00:13:32,055
!همینطوره

232
00:13:32,055 --> 00:13:36,096
!از حالا به بعد بیایید مشکلات بیمارانی که
از روح حرف می‌زنند رو جدی‌تر بگیریم

233
00:13:39,090 --> 00:13:41,004
...اوف

234
00:13:41,095 --> 00:13:45,068
.خب... موندم جعبه‌ای که بهش دادم به چه شکلی در اومده

235
00:13:45,068 --> 00:13:47,010
!بابایی داره میاد

236
00:13:47,041 --> 00:13:49,087
!باید بجنبم و یه چیزی سر هم کنم

237
00:13:52,045 --> 00:13:53,059
.من برگشتم

238
00:13:53,059 --> 00:13:56,070
!بـ بازی با عروسک‌ها چه حالی میده، وای

239
00:13:56,070 --> 00:13:57,095
.خب بذار ببینم

240
00:13:58,015 --> 00:14:03,019
می‌دونستی با این بازی درمورد قسمت‌های عمیق
روانِ بیماران چیزهایی دستگیرمون میشه؟

241
00:14:03,093 --> 00:14:05,094
...و بنظر می‌رسه فکر و روان تو

242
00:14:06,032 --> 00:14:07,045
!پر از هرج و مرجه

243
00:14:08,016 --> 00:14:12,000
!ایـ این دیگه چیه؟ این دیگه خیلی نوبره

244
00:14:12,000 --> 00:14:14,020
.هر چی دم دستم بود رو انداختم توش که این شد

245
00:14:14,036 --> 00:14:17,067
این عروسک‌های پخش و پلا و نیمه
خاک‌شده چرا به این روز افتادن؟

246
00:14:17,067 --> 00:14:23,045
.اونا رو، چیزه... آدم بده با حرکتِ
خاک‌انداز غلتان به این روز انداخت

247
00:14:23,045 --> 00:14:27,059
باورم نمیشه! حرفی برای گفتن ندارم ولی
!مشخصه که عجب فاجعه‌ای تو سرش می‌گذره

248
00:14:27,082 --> 00:14:30,017
.به حدی مشغول کارم بودم که متوجه حالش نبودم

249
00:14:30,017 --> 00:14:33,071
.یهّو غریبه‌ای پیداش میشه و از یتیم‌خونه می‌برتش بیرون

250
00:14:33,071 --> 00:14:36,012
!حقّم داره اینقدر تحت فشار باشه

251
00:14:36,012 --> 00:14:38,011
...خب، بابایی راستش این

252
00:14:38,011 --> 00:14:41,063
.با اینکه بچه‌ست، تمام توانشو به کار
گرفته تا با شرایط کنار بیاد

253
00:14:41,063 --> 00:14:45,036
...ولی وقتی فکرشو می‌کنم تاریکی وجودش تا اینحد گسترده شده

254
00:14:45,036 --> 00:14:48,010
.نه، شایدم متوجه بودم و خودمو به اون راه می‌زدم

255
00:14:48,010 --> 00:14:51,060
!درسته، این نشون از ضعف منه. فاتحه‌ی
جاسوسی رو خوندم که من باشم

256
00:14:51,081 --> 00:14:53,032
!باید سریعاً دست به کار شم

257
00:14:53,094 --> 00:14:55,095
نظرت چیه امروزو برگردیم خونه؟

258
00:14:55,095 --> 00:14:58,093
‫تو مسیر‌مون از کتاب‌فروشی جلد جدید
.‫«جنگ جاسوسان» رو بگیرم و بریم خونه

259
00:14:58,093 --> 00:15:00,051
!آـ آخ جون

260
00:15:00,082 --> 00:15:03,092
بعد شام، دوست داری باهم گزارشت رو بنویسیم؟

261
00:15:03,092 --> 00:15:05,046
درست و حسابی یادداشت برداشتی؟

262
00:15:05,046 --> 00:15:06,075
بابایی، اون ــ

263
00:15:07,018 --> 00:15:08,075
!الان می‌بینه درمورد جاسوسا نوشتم

264
00:15:11,004 --> 00:15:12,027
این ــ

265
00:15:12,093 --> 00:15:14,021
.اصلاً هیچی‌شو نمیشه خوند

266
00:15:15,024 --> 00:15:17,037
...آره این، چیزه

267
00:15:17,097 --> 00:15:21,011
.آنیا سعی‌شو می‌کنه تنهایی گزارش‌شو بنویسه

268
00:15:21,011 --> 00:15:25,022
!همینو می‌خواستم بشنوم، آفرین دخترم! تو بهترینی

269
00:15:25,094 --> 00:15:27,086
!مامانی، ما برگشتیم

270
00:15:27,086 --> 00:15:29,057
!خوش اومدین

271
00:15:30,005 --> 00:15:33,078
تونستی تو محل کارِ لوید-سان، درمانِ ضربتی و خفش رو ببینی؟

272
00:15:33,078 --> 00:15:34,075
ضربتی؟

273
00:15:34,075 --> 00:15:37,012
...نه، چیزه یور-سان... اون برای مواقع خیلی اضطراریه

274
00:15:37,012 --> 00:15:39,062
با مشت و لگد بیماران‌شو اینور و اونور مینداخت ــ

275
00:15:39,062 --> 00:15:41,041
!کاش بودی می‌دیدی چقدر محشر بود

276
00:15:41,041 --> 00:15:43,004
.بابایی پر از خشونته

277
00:15:43,063 --> 00:15:44,098
!...یور-سان

278
00:15:48,086 --> 00:15:52,086
.و متوجه شدم که در آینده دوست
...دارم همین حرفه رو ادامه بدم

279
00:15:52,086 --> 00:15:53,048
.پایان

280
00:15:54,096 --> 00:15:58,051
.گزارش باوقاری بود که احساساتت رو به گوش دل‌مون رسوند

281
00:15:59,033 --> 00:16:02,030
.نفر بعد، آنیا فورجر

282
00:16:03,089 --> 00:16:08,072
.بابایی در کارش جا ـ جان و روح ملدم رو مداوا می‌کنه

283
00:16:08,099 --> 00:16:12,016
،بابایی برای آلامش فکری بیمار‌هاش

284
00:16:12,016 --> 00:16:16,073
.هر روز بدون خوابیدن و قرص خواب خوردن تراش‌شو می‌کنه

285
00:16:16,073 --> 00:16:21,024
.همینطور گفته دوست داله به کسایی که
تو جنگ سختی کشیدن کمک کنه

286
00:16:20,040 --> 00:16:22,001
!وای، چه رویایی

287
00:16:22,059 --> 00:16:24,093
.ارادت جای تحسین داره، لویو فورجر

288
00:16:24,093 --> 00:16:30,096
.برای التباط برقرار کردن با هدف‌هاش، با
دقت و مراراعات حال‌شون وارد عمل میشه

289
00:16:30,096 --> 00:16:31,083
هدف‌هاش؟

290
00:16:31,083 --> 00:16:34,082
.بابایی به هر دری میزنه تا وارد لابطه‌های جدید بشه

291
00:16:34,082 --> 00:16:38,034
.در محل کارش گلف بازی می‌کنه و از گذرگاه‌های مخفی عبور می‌کنه

292
00:16:38,034 --> 00:16:40,056
.تازه، اونجا بهت خوراکی هم میدن

293
00:16:40,056 --> 00:16:43,035
!خوراکی؟! کلمه‌ رزمیِ رشوه ‌گرفتنه؟

294
00:16:43,035 --> 00:16:47,018
.و هرازگاهی هم بیمارانش رو زیر مشت و لگد می‌گیره

295
00:16:47,018 --> 00:16:49,066
!لوید فورجر؟

296
00:16:51,009 --> 00:16:52,076
چی شده، گرگ‌ومیش؟

297
00:16:52,076 --> 00:16:55,029
.خب، ناگهان حسّ بدی بهم دست داد

298
00:16:55,029 --> 00:16:58,013
،لوید که خبر نداره چند روز دیگه به مدرسه فراخونده میشه

299
00:16:58,013 --> 00:17:01,017
.که البته با زیرکی تمام و فصاحت
بیانش، از مخمصه نجات پیدا کرد

300
00:17:02,077 --> 00:17:06,020
.نوشته «فوق محرمانه». پس باید از اون مأموریت‌های سری باشه

301
00:17:07,083 --> 00:17:08,097
...رمزگذاری شده

302
00:17:08,096 --> 00:17:10,009
کُـــــــد ســـــری

303
00:17:10,006 --> 00:17:15,033
.شنبه، در 0800، روی پل حاضر باش

304
00:17:10,009 --> 00:17:11,005
کُـــــــد ســـــری

305
00:17:15,088 --> 00:17:18,022
:‫ مأموریت بیستم

306
00:17:20,095 --> 00:17:25,074
.اوه، الحق که جایگاهت در صدر سازمانه.
شکستن اون کد کار هر کسی نیست

307
00:17:26,000 --> 00:17:28,001
!آنیا هم می‌خواد کد بنویسه

308
00:17:28,001 --> 00:17:30,015
.سریع رفت سراغ جاسوس‌بازیش

309
00:17:33,086 --> 00:17:34,077
...آنیا

310
00:17:35,011 --> 00:17:36,059
!فوق محرمانه‌ست

311
00:17:37,061 --> 00:17:41,037
‫با وضع نوشتنت، قبل شکستن کد
.‫باید یه فکری برای خوندن دست‌خطت کرد

312
00:17:45,041 --> 00:17:50,017
.خوندن دست‌خطش حتی برای منی که مهارت‌های شکستنِ کدم بی‌نظیره، غیرممکنه

313
00:17:50,037 --> 00:17:51,020
!شوک

314
00:17:51,080 --> 00:17:53,069
.باید برم سر شیفت شبم

315
00:17:54,042 --> 00:17:56,027
.بعدش درسات رو هم بخونی ها

316
00:18:02,066 --> 00:18:05,041
.همم، حالا بویِ خوب صابون رو میده

317
00:18:05,041 --> 00:18:07,068
.مامانی، یه درخواستی دارم

318
00:18:07,068 --> 00:18:09,045
چه درخواستی، آنیا-سان؟

319
00:18:09,074 --> 00:18:13,034
میشه جای آنیا، هر چی آنیا گفت رو بنویسی؟

320
00:18:17,095 --> 00:18:20,085
کــد ســری

321
00:18:20,085 --> 00:18:21,045
‫کــد

322
00:18:23,003 --> 00:18:24,083
.کدگذاری کامل شد

323
00:18:25,089 --> 00:18:30,045
.گوش کن. این یه مأموریت فوق محرمانه‌ست؛ نذار کسی بفهمه

324
00:18:33,014 --> 00:18:34,062
.نامه دارین

325
00:18:36,046 --> 00:18:37,060
خانم کوچولو؟

326
00:18:38,099 --> 00:18:41,097
اول به نامه‌ها تمبر می‌چسبونن و بعد میندازنش داخل صندوق پست، فهمیدی؟

327
00:18:41,097 --> 00:18:45,026
!شوک! برگه‌ی کدگذاری‌شده‌مو پس زد

328
00:18:45,026 --> 00:18:47,020
.کارت درست نبود، آنیا-سان

329
00:18:54,051 --> 00:18:56,058
وای خدای من، این چیه دیگه؟

330
00:18:58,015 --> 00:19:01,019
چه متنِ عجیب و غریبی. نکنه داره شیطونی می‌کنه؟

331
00:19:01,019 --> 00:19:05,024
.راستی، پسرم هم داشت چیزی شبیه به اینو می‌کشید

332
00:19:05,024 --> 00:19:07,054
.به تقلید از انیمه‌ای که اسمش جاسوس و چی چی بود

333
00:19:07,054 --> 00:19:09,051
.هاه، پس که اینطوره

334
00:19:09,051 --> 00:19:12,081
دختر خانم اون خانواده هم، همیشه جاسوس‌بازی می‌کنه، نه؟

335
00:19:14,072 --> 00:19:17,023
یالله، اینجا چکار می‌کنی؟

336
00:19:17,055 --> 00:19:19,006
!کله پشمالو

337
00:19:19,006 --> 00:19:20,027
لوید خو‌نه‌ست؟

338
00:19:23,076 --> 00:19:28,061
.تِف، خونه نیست پس. چاره‌م چیه؟ باز باید بعداً بیام

339
00:19:32,044 --> 00:19:35,027
این چیه؟ پیغامی از طرف لویده؟

340
00:19:35,027 --> 00:19:37,029
.نُچ، نُچ، نُچ

341
00:19:37,069 --> 00:19:39,039
.فوق‌محرمانه‌ست

342
00:19:46,061 --> 00:19:48,064
!صبح بخیر، آنیا-چان

343
00:19:51,055 --> 00:19:54,030
عه؟ این چیه؟ نامه برای منه؟

344
00:19:56,067 --> 00:19:58,010
نیست؟

345
00:19:58,046 --> 00:20:01,029
!فهمیدم، همون چیستانه که تازگی‌ها بین همه باب شده

346
00:20:02,092 --> 00:20:04,080
.فوق‌محرمانه‌ست

347
00:20:06,085 --> 00:20:09,053
!ای بابا... آنیا-چانِ بدجنس

348
00:20:09,053 --> 00:20:12,072
!زود باش بهم بگو این چیه دیگه

349
00:20:18,045 --> 00:20:19,090
!فوق‌محرمانه

350
00:20:20,049 --> 00:20:22,044
هاه؟ این چیه دیگه؟

351
00:20:23,056 --> 00:20:26,056
.هه. یه کُده. تونستی بشکنش

352
00:20:28,065 --> 00:20:31,058
دقیقاً چه دلیلی داره این کدِ کوفتی رو بشکنم؟

353
00:20:32,016 --> 00:20:33,071
!خودت بشکنش

354
00:20:44,057 --> 00:20:47,036
!مشتاقم ببینم فردا کی پیداش میشه

355
00:20:50,056 --> 00:20:52,074
.هه. کارت درسته

356
00:20:54,000 --> 00:20:56,032
.هر کسی نمی‌تونه اون کدو بشکنه

357
00:21:02,021 --> 00:21:04,043
...ها راستی، این از دیروز تو جیبم موند

358
00:21:06,014 --> 00:21:09,067
مشخصه که یه جور کده، ولی دقیقاً فلسفه‌ش چیه؟

359
00:21:10,019 --> 00:21:14,029
دستخطی به این ظرافت...؟ نکنه از طرف یه خانومه؟

360
00:21:14,029 --> 00:21:16,072
!تازه بویِ خوبی عین صابونم میده

361
00:21:18,091 --> 00:21:22,012
!نکنه اینم یه جورِ نامه عاشقانه‌ست؟

362
00:21:24,098 --> 00:21:27,024
اینو لطف می‌کنی به دستش برسونی؟

363
00:21:27,060 --> 00:21:28,088
!فقط به کسی نگی ها

364
00:21:30,020 --> 00:21:32,053
.عشقِ بین ما فوق محرمانه‌ست

365
00:21:37,087 --> 00:21:42,087
شنبه، در 0800، روی پل حاضر باش»، ها؟»

366
00:21:44,057 --> 00:21:49,001
!نبینم یه وقت کاردرست‌ترین خبرچین تمام شرق و غرب رو دست‌کم بگیرینا

367
00:21:49,001 --> 00:21:53,053
!شکستن یکی دو تا کد که کار هر روزمه

368
00:21:53,078 --> 00:21:56,071
!ولی از بس مضطرب بودم که خواب بهم حروم شد

369
00:21:56,071 --> 00:21:59,028
!واای، ببین چه میدرخشه امروز خورشید

370
00:21:59,097 --> 00:22:02,052
...فکرشو می‌کنم که به خودش زحمت داده
تا با کد منو بکشونه اینجا

371
00:22:02,052 --> 00:22:04,038
واسم سوال میشه که مأمور کدوم سازمانی می‌تونه باشه؟

372
00:22:04,076 --> 00:22:07,013
نه، کی می‌دونه شاید ازوناست که سرش تو رمان‌های جناییه؟

373
00:22:07,013 --> 00:22:12,000
!مثلاً خواسته بهم برسونه که «کدِ عشق رو
بکشن و به دیدنم بیا»، مگه نه؟

374
00:22:25,081 --> 00:22:28,032
...فوق محرمانه

375
00:22:30,078 --> 00:22:32,080
هیچ وقت از جزئیات غافل نشو

376
00:22:32,085 --> 00:22:37,080
چون این آدم‌بزرگا خیلی سرشون گرمِ نقش بازی کردن و ظاهرسازی‌شونه

377
00:22:37,080 --> 00:22:39,045
به حدی که کمتر حواس شون به ماست

378
00:22:39,045 --> 00:22:44,005
حتی مروارید‌ها هم اگه از گذشته‌شون، داستان پرباری برای گفتن نداشته باشن

379
00:22:44,005 --> 00:22:47,090
پوچ و دست‌ساز به حساب میان، عین زندگی این روزای ما

380
00:22:51,035 --> 00:22:56,065
،‫با اینکه هر روز خیلی راحت دست کمک سمت هم دراز می‌کنیم
‫همین کنار هم بودن‌مون در واقع یه معجزه‌ست

381
00:22:57,065 --> 00:23:02,045
خوش‌قلب بودن همینه و اگه ازش خنده‌ت
می‌گیره، آدمی غمگین‌تر از تو نیست

382
00:23:02,045 --> 00:23:06,045
چون هنوز نمی‌دونی حتی دلگیرترینِ شب‌ها هم
می‌تونه رنگارنگ و پر از هیجان باشه

383
00:23:07,070 --> 00:23:09,090
ولی بازم زندگی هیچ کدوم‌مون، زندگی بدی نیست

384
00:23:09,090 --> 00:23:12,000
اگه بدونی چطور تظاهر به سرسختی کنی

385
00:23:12,000 --> 00:23:16,040
ولی ردپاهایی که جا گذاشتی و به
دنیا اومدنت، حقایقی‌ان که نمی‌تونی پاک‌شون کنی

386
00:23:16,040 --> 00:23:18,075
پس ممکنه بازم از یه شوخی بیجا دلخور بشی

387
00:23:18,075 --> 00:23:23,055
ولی زودرنج بودن هم خوبه، همینی که هستی خوبه

388
00:23:24,000 --> 00:23:26,020
هیچ وقت از روز و شبت غافل نشو

389
00:23:26,020 --> 00:23:31,020
چون این آدم‌بزرگا خیلی سرشون گرمِ نقش بازی کردن و ظاهرسازی‌شونه

390
00:23:31,020 --> 00:23:32,080
به حدی که کمتر حواس شون به ماست

391
00:23:32,080 --> 00:23:37,030
حتی مروارید‌ها هم اگه از گذشته‌شون، داستان پرباری برای گفتن نداشته باشن

392
00:23:37,030 --> 00:23:40,030
پوچ و دست‌ساز به حساب میان

393
00:23:40,040 --> 00:23:42,060
هیچ وقت از معنی کارهاشون غافل نشو

394
00:23:42,060 --> 00:23:47,050
چون این آدم‌بزرگا خیلی سرشون گرمِ
نقش بازی کردن و ظاهرسازی‌شونه

395
00:23:47,050 --> 00:23:49,020
به حدی که کمتر حواس شون به ماست

396
00:23:49,020 --> 00:23:53,070
حتی مروارید‌ها هم اگه از گذشته‌شون، داستان پرباری برای گفتن نداشته باشن

397
00:23:53,070 --> 00:23:58,020
پوچ و دست‌ساز به حساب میان، عین زندگی این روزای ما

398
00:24:06,096 --> 00:24:09,096
:‫ مأموریت بیست و یکم

