1
00:00:01,825 --> 00:00:10,825


2
00:01:37,630 --> 00:01:40,341
. چه آب توپی

3
00:01:40,883 --> 00:01:42,469
. آره

4
00:01:42,469 --> 00:01:43,469
... بگو

5
00:01:43,469 --> 00:01:45,763
فک نمیکنی یه ذره عجیبه ؟

6
00:01:45,763 --> 00:01:46,847
چی عجیبه ؟

7
00:01:46,847 --> 00:01:49,183
چرا ما سفر میکنیم ؟

8
00:01:49,183 --> 00:01:52,478
تا سامورایی آفتابگردونی رو پیدا کنیم ، نه ؟

9
00:01:52,478 --> 00:01:53,729
! دقیقا

10
00:01:53,729 --> 00:01:58,943
. اصلا بهمون نگفته این یارو آفتابگردونیه کی هست

11
00:01:58,943 --> 00:02:00,196
. درسته

12
00:02:00,196 --> 00:02:02,196
... پس با این وجود

13
00:02:03,239 --> 00:02:06,784
. درباره اون ، میخواستم ازت یه سوالی بکنم

14
00:02:06,784 --> 00:02:07,243
هان ؟

15
00:02:07,243 --> 00:02:09,787
این یارو سامورایی آفتابگردونی کی هست ؟

16
00:02:09,787 --> 00:02:10,412
... اون

17
00:02:10,412 --> 00:02:12,623
قبل از اون ، آفتابگردون چیه ؟

18
00:02:12,623 --> 00:02:13,499
. یه لحظه وایسا بینم

19
00:02:13,499 --> 00:02:14,458
واقعا نمیدونی ؟

20
00:02:14,458 --> 00:02:15,417
! گُله ! یه جور گل

21
00:02:15,417 --> 00:02:16,877
چه بویی میده ؟

22
00:02:16,877 --> 00:02:18,045
سرنخ دیگه ای نداری ؟

23
00:02:18,045 --> 00:02:19,725
مثل نقاشی یا یه چیزی مثل اون ؟

24
00:02:19,725 --> 00:02:20,130
دلیل اینکه اومد اینجا ؟

25
00:02:20,130 --> 00:02:22,424
! اَه ! وایسید بینم

26
00:02:22,716 --> 00:02:26,011
... و وقتی داشتیم حرف میزدیم ، بحث از موضوع خارج شد

27
00:02:27,263 --> 00:02:31,392
... و حالا ، داریم میریم ناکازاکی

28
00:02:32,476 --> 00:02:35,688
. فقط یه چیزی رو میتونم بهت بگم

29
00:02:36,313 --> 00:02:40,693
. اگه بری ناکازاکی حتما یه چیزی پیدا میکنی

30
00:02:41,610 --> 00:02:42,653
. ناکازاکی

31
00:02:43,404 --> 00:02:46,782
. اطلاعاتی که اون یارو داد خیلی کلّی بود

32
00:02:46,782 --> 00:02:51,745
اما اون مرد رئیس دفتر کمپانیِ هند شرقیه
. هلند بود

33
00:02:51,745 --> 00:02:53,539
. فک نکنم اونقدرها هم کلّی گفته باشه

34
00:02:53,539 --> 00:02:54,748
جدا ؟

35
00:02:54,748 --> 00:02:58,127
،. و چون اطلاعات دیگه ای نداریم
چاره ای نداریم جز اینکه بریم ناکازاکی

36
00:02:58,127 --> 00:02:59,003
. همینو میگم

37
00:02:59,003 --> 00:03:00,045
. اون

38
00:03:00,045 --> 00:03:03,465
. امکان نداره اطلاعات دیگه ای در کار نباشه

39
00:03:03,465 --> 00:03:06,051
. داره ازمون مخفی میکنه

40
00:03:07,511 --> 00:03:08,095
. خوب پس

41
00:03:09,096 --> 00:03:10,139
میخوای چیکار کنی ؟

42
00:03:10,139 --> 00:03:12,933
. میخوام تا وقتی حمومه یه نگاهی به وسایلش بندازم

43
00:03:24,403 --> 00:03:25,446
. خوب

44
00:03:25,446 --> 00:03:27,281
... تونباید وسایل دیگرا رو بدون

45
00:03:27,281 --> 00:03:28,908
کی اهمیت میده ؟

46
00:03:28,908 --> 00:03:31,368
. تقصیر خودشه که بهمون چیزی نگفت

47
00:03:34,121 --> 00:03:34,788
چیه ؟

48
00:03:35,915 --> 00:03:37,541
. نمیتونم بخونم

49
00:03:41,212 --> 00:03:42,713
. انگار دفتر خاطراتِ روزانه اس

50
00:03:42,713 --> 00:03:44,048
دفتر خاطرات ؟

51
00:03:44,048 --> 00:03:48,761
ایول ، این تو باید اطلاعاتی درباره اون یارو
. آفتابگردونه باشه

52
00:03:51,013 --> 00:03:53,432
. بلند بخون بابا

53
00:03:53,432 --> 00:03:55,518
. 10اُم جولای . آفتابی

54
00:03:56,352 --> 00:03:58,979
. یه سالی میشه که مامان مرده

55
00:03:59,772 --> 00:04:04,109
یه مدتی بود تو فکر این بودم که برم ، اما
. جراتشو نداشتم

56
00:04:04,109 --> 00:04:09,740
تو مغازه چای فروشیِ حاجی تاچی کار و زندگی میکردم

57
00:04:09,740 --> 00:04:11,450
. اما روز رفتن بالاخره فرا رسید

58
00:04:12,368 --> 00:04:16,664
از الان تا وقتی که سامورایی که بوی آفتابگردون
، میده رو پیدا کنم

59
00:04:16,664 --> 00:04:20,000
. خاطراتمو مینویسم تا این سفر رو فراموش نکنم

60
00:04:20,793 --> 00:04:26,507
. الان دارم این اولین صفحه رو برا یادگاری مینویسم

61
00:04:25,089 --> 00:04:26,507
خاطرات قاطی پاطی

62
00:04:29,510 --> 00:04:33,060
. البته ، بعد از اینکه مغازه چای
فروشی سوخت ، من مجبور بودم برم

63
00:04:35,766 --> 00:04:37,017
. یه شوخی ، داخل پرانتز بکنم.

64
00:04:37,643 --> 00:04:41,814
. آتیش کارِ دو تا آدمِ وحشی بود

65
00:04:46,443 --> 00:04:50,781
. اولی یه گردن کلفت باموهای آشفته بود

66
00:04:50,781 --> 00:04:51,825
چی ؟

67
00:04:51,825 --> 00:04:52,324
من ؟

68
00:04:52,324 --> 00:04:55,035
. اولین بار که دیدمش ، فک کردم واقعا آدمِ بدیِ

69
00:04:55,035 --> 00:05:00,082
شبیهِ جنایتکارا و از اون دست آدمایی که به هیچ
. وجهی دوست ندارم باهاشون دوست بشم

70
00:05:00,082 --> 00:05:01,375
چی ؟

71
00:05:01,375 --> 00:05:03,460
... اما وقتی باهاش حرف ردم

72
00:05:04,378 --> 00:05:05,713
. دقیقا همونطور بود که فکرشو می کردم

73
00:05:05,921 --> 00:05:07,173
! با منِ کله خر در نیفتا

74
00:05:07,173 --> 00:05:08,716
اینکه به خاطرِ چیزی که تو دفتر خاطرات
نوشته عصبانی شی چه فایده داره ؟

75
00:05:08,716 --> 00:05:14,847
پسر گنده ی منطقه هر کاری دلش می خواست می کرد
... منم توی بد دردسری افتاده بودم ، اما

76
00:05:14,847 --> 00:05:16,140
... فقط به خاطرِ اون

77
00:05:18,142 --> 00:05:20,102
. وقتی شروع به جنگیدن کرد ، دیگه واینستاد

78
00:05:20,102 --> 00:05:22,396
. این دیگه زیاده روی بود

79
00:05:22,396 --> 00:05:26,358
. اگه این یارو اینجوریه ، همون
پسرِ یارو گندهِ خیلی بهتر بود که

80
00:05:26,358 --> 00:05:28,569
... واسه چی

81
00:05:28,569 --> 00:05:33,407
. بعدش یه یاروی دیگه پیداش شد با موهای بلند و عینک

82
00:05:33,407 --> 00:05:34,825
اوه ، اینم از تو ؟

83
00:05:34,825 --> 00:05:38,245
. بر خلافِ اولی ، فک کنم اون یه کم جذاب بود

84
00:05:40,539 --> 00:05:43,918
. اما انگار این یارو دیگه نمی خواست جنگیدن رو تموم کنه

85
00:05:44,627 --> 00:05:48,672
. در کل ، فک می کنم
اون دو تا از تو شبیه همن

86
00:05:48,672 --> 00:05:49,548
. چه پر رو

87
00:05:49,548 --> 00:05:50,549
... من با این مرتیکه مقایسه شدم

88
00:05:50,549 --> 00:05:52,009
! منو با خودت مقایسه نکن

89
00:05:52,885 --> 00:05:55,304
، خوب ، همینجوری

90
00:05:55,304 --> 00:05:58,849
. من سفرم رو با اون دوتا
شروع کردم ، موگن و جین

91
00:05:59,350 --> 00:06:00,059
. پایان

92
00:06:01,727 --> 00:06:04,355
. یازده جولای ، آفتابی

93
00:06:08,776 --> 00:06:12,154
. یه یارو اومد و گفت موگن بازوش رو بریده

94
00:06:14,657 --> 00:06:16,909
. هنوز خیلی زود بود برات که بیدار شی

95
00:06:19,286 --> 00:06:22,915
. و به همین سادگی ، من یه دفعه گروگان گرفته شدم

96
00:06:23,749 --> 00:06:27,294
،. خوب ، من مست بودم
به خاطر همین چیزی یادم نمیاد

97
00:06:27,294 --> 00:06:28,295
. پایان

98
00:06:28,295 --> 00:06:29,797
همش همین !؟

99
00:06:29,797 --> 00:06:31,006
. چه کوتاه

100
00:06:31,340 --> 00:06:34,844
. یاکی مانجو ی مخصوصِ جوشو ، خوشمزه بود

101
00:06:36,637 --> 00:06:39,348
. چهارده جولای ، آفتابی با ابر

102
00:06:39,932 --> 00:06:42,476
. من امروزم روز وحشتناکی داشتم ، دستشون درد نکنه

103
00:06:43,143 --> 00:06:46,272
. دفعه ی اول ، اونا منو گذاشتنو فرار کردن

104
00:06:46,272 --> 00:06:49,066
. ازشون ممنونم ، من تو یه فاحشه خونه بودم

105
00:06:50,192 --> 00:06:55,030
یه یارو منحرفِ تقریبا کارمو ساخته بود ، اما
. به لطفِ خانم پیشگو ، نجات پیدا کردم

106
00:06:56,740 --> 00:06:59,118
. باید حواست به گلدونا باشه

107
00:07:01,078 --> 00:07:01,579
. گلدون

108
00:07:02,746 --> 00:07:03,038
. گلدون

109
00:07:04,165 --> 00:07:04,707
. گلدون

110
00:07:10,087 --> 00:07:11,714
. نوزدهمِ جولای

111
00:07:12,923 --> 00:07:15,384
. یه دفعه ، منو گرفتن

112
00:07:16,343 --> 00:07:20,389
زندگیم درهم برهم نیست ؟

113
00:07:21,098 --> 00:07:23,142
، اگه خوب دربارش فک کنم

114
00:07:23,142 --> 00:07:26,645
. من دوتا محافظ دارمو کلی اتفاقای اینجوری که برام پیش میاد

115
00:07:27,188 --> 00:07:29,732
. در کل اونا هیچ خوبیی ندارن

116
00:07:30,941 --> 00:07:34,445
. این اواخر فکر می کردم یه جایِ کار یه اشتباهی کردم

117
00:07:35,196 --> 00:07:38,991
اولش ، به خاطر این دنبالِ کار می گشتم که
، یه پولی دربیارم تا از رودخونه ردشم

118
00:07:40,910 --> 00:07:43,120
. من هیشیكاوا مورونوبو هستم

119
00:07:43,120 --> 00:07:44,955
. من یه هنرمندِ تازه کارم

120
00:07:47,374 --> 00:07:48,000
. خوشبختم

121
00:07:49,251 --> 00:07:52,087
. فک کنم یه کم افاده ای
بود ، اما یه کوچولو هم جذاب

122
00:07:55,674 --> 00:07:59,678
،... من یه مدلِ یوکیوِ شدم
اما حالا که دربارش فک می کنم

123
00:07:59,678 --> 00:08:02,473
. نمی دونم چرا از یه مردی مثل اون خوشم اومد

124
00:08:03,098 --> 00:08:08,312
اما بر عکسِ اون دوتا که همش چیزای مسخره بهم می گن
. اون بهم چیزای قشنگی بهم می گفت

125
00:08:09,647 --> 00:08:13,192
. آره ، اینم یکی از اشتباهاتِ اوناس

126
00:08:13,192 --> 00:08:15,110
. اینو گردنِ ما نداز

127
00:08:15,736 --> 00:08:20,491
اون گفت می خواد بره هلند ، اما نمیدونم
. چه اتفاقی براش افتاد

128
00:08:20,662 --> 00:08:23,532
عجیبه اگه الان تو یه کشتی باشه ؟

129
00:08:23,702 --> 00:08:27,039
. یا شایدم الان اونجاس

130
00:08:28,749 --> 00:08:33,754
هیشیكاوا مورونوبو یه مدت بعد دستگیر شد

131
00:08:33,754 --> 00:08:38,384
. و نتونسته بود بره هلند و درواقع نزدیکشم نشده بود

132
00:08:39,802 --> 00:08:41,011
. اون هیچ وقت اینو نمی فهمه

133
00:08:41,011 --> 00:08:46,767
. در حالِ حاضر ، اون به عنوانِ موسسِ یوکیو مشهوره

134
00:08:47,852 --> 00:08:53,315
. اینجوری ، استعدادِ یه شخص دقیقا عکس شخصیتش بود

135
00:08:54,525 --> 00:08:59,530
یادم رفت بگم : اون غذاهایی که برام میخرید
. خیلی خوشمزه بود

136
00:09:00,281 --> 00:09:02,783
... همین الان متوجه شدم ، اما

137
00:09:02,783 --> 00:09:03,826
چیه ؟

138
00:09:03,826 --> 00:09:06,537
تا الان چرا داشتیم میرفتیم ادو ؟

139
00:09:06,537 --> 00:09:07,621
. نمیدونم

140
00:09:07,621 --> 00:09:09,498
چیزی اونجا ننوشته ؟

141
00:09:10,666 --> 00:09:12,958
مسابقه بزرگ غذا خوردن

142
00:09:11,208 --> 00:09:14,962
. امروز بعد از اینهمه مدت تا تونستم غذا خوردم

143
00:09:14,962 --> 00:09:16,422
. خوشحالم

144
00:09:16,422 --> 00:09:21,010
، شاید تا مدتها دیگه نتونیم اینطوری غذا بخوریم
. پس برا بعدا هم خوردم

145
00:09:21,010 --> 00:09:21,719
اون حیوونه ؟

146
00:09:22,511 --> 00:09:23,971
: چیزایی که امروز و دیروز خوردم

147
00:09:24,763 --> 00:09:28,225
. آناگو دون ، دوجو نابه ، ادو سوشی

148
00:09:28,225 --> 00:09:30,186
. همشون خوشمزه بودن

149
00:09:30,186 --> 00:09:33,647
معمولا میگن چیزای خوشمزه یه جای دیگه
، میرن و براشون همیشه جا هست

150
00:09:33,647 --> 00:09:38,235
. اما در مورد من ، چیزای مجانی میرن یه جای دیگه

151
00:09:38,777 --> 00:09:40,279
یعنی کس دیگه ای هم مثل من هست ؟

152
00:09:40,279 --> 00:09:41,655
. فقط خودتی

153
00:09:42,948 --> 00:09:45,993
. بیعد رفتیم کابوکی و آتیش بازی دیدیم ، خیلی خوش گذشت

154
00:09:45,993 --> 00:09:46,785
. پایان

155
00:09:47,786 --> 00:09:48,996
. یه لحظه وایسا

156
00:09:48,996 --> 00:09:51,790
هیچی درمورد سامورایی آفتابگردونی ننوشته ؟

157
00:09:52,625 --> 00:09:55,127
! فقط در مورد غذا نوشته

158
00:09:55,711 --> 00:09:59,924
. آهان راستی ، ما از امروز میریم سمت ناکازاکی

159
00:09:59,924 --> 00:10:05,262
خوب ، ما اومده بودیم ادو چون شنیده بودم
. اون تو ادو بوده

160
00:10:05,262 --> 00:10:07,515
. اما اون شایعه زیاد درست نبود

161
00:10:08,140 --> 00:10:09,308
... امکان نداره

162
00:10:09,308 --> 00:10:12,645
... اون دختر ... با اطلاعاتِ پرت و پلاش

163
00:10:12,645 --> 00:10:13,771
. باور نمیکنم

164
00:10:14,146 --> 00:10:17,566


165
00:10:17,825 --> 00:10:20,825


166
00:10:21,227 --> 00:10:24,397
! دوباره گروگان گرفته شدم

167
00:10:24,397 --> 00:10:28,484
فک کنم تنها کسی تو دنیا هستم که اینقدر
. گروگان گرفته شده

168
00:10:28,484 --> 00:10:31,654
. کیفم رو زدن و نتونستم یه غذای توپ بخورم

169
00:10:37,493 --> 00:10:39,871
. امروز ، خوابِ مادرم رو دیدم

170
00:10:40,663 --> 00:10:43,749
. بعد از این همه وقت یاد مادرم افتادم

171
00:10:45,334 --> 00:10:51,048
، تو این سفر ، حوادث جور واجوری اتفاق می اوفتاد
... پس حتی وقت اینکه احساس تنهایی بکنم هم نداشتم ، پس

172
00:10:51,591 --> 00:10:53,217
. خیلی وقت میشد که همچین احساسی نداشتم

173
00:10:55,553 --> 00:10:59,265
. نمیتونم خیلی خوب درمورد شینسوکه بنویسم

174
00:11:00,266 --> 00:11:03,603
. حتی نتونستم به مادرش چیزی بگم

175
00:11:05,229 --> 00:11:07,940
اما بعد از اینکه یه مدتی گذشت

176
00:11:07,940 --> 00:11:12,069
و تونستم احساساتم رو جمع و جور کنم ، دوس دارم
. به مادرش نامه بنویسم

177
00:11:13,237 --> 00:11:16,782
. چیزایی که میخواستم بگم و نتونستم

178
00:11:19,577 --> 00:11:24,165
. برا همه سخته که آینده رو پیش بینی کنن

179
00:11:24,165 --> 00:11:30,046
ضمنا ، این کتابهایی هستن که آینده رو پیش بینی میکنن
. که کویکاوا هاروماچی ، یه نویسنده عامه پسند تو ادو نوشته

180
00:11:30,046 --> 00:11:33,216
. اینا نقاشی هاش هستن که مردم آینده رو به تصویر کشیده

181
00:11:34,175 --> 00:11:38,763
. همونطور که می بینید ، پیش بینیِ آینده اینطوریه

182
00:11:39,388 --> 00:11:44,519
! عمرا همچین مدلِ مویی وجود داشته باشه

183
00:11:46,479 --> 00:11:49,440
. ما ادو رو ترک کردیم و به سمت ناکازاکی راهی شدیم

184
00:11:49,440 --> 00:11:51,317
. اما ، ما هنوز تو ادو هستیم

185
00:11:52,276 --> 00:11:55,112
. پول نداریم ، به همین خاطر نمیتونیم جایی بریم

186
00:11:56,072 --> 00:12:00,660
. اما با گرو گذاشتنِ عینک های جین ، تونستیم غذا بخوریم

187
00:12:00,660 --> 00:12:01,619
. خیلی خوشمزه بود

188
00:12:02,703 --> 00:12:06,874
. اما اونا رفتن دنبال یه زن میانسال

189
00:12:06,874 --> 00:12:07,959
! خیلی مزخرف بود

190
00:12:08,501 --> 00:12:11,838
، خ.ب ... یه وقت فک نکنید حسود بودم ها

191
00:12:11,838 --> 00:12:16,384
بلکه اگه اونا کارشون رو به عنوان محافظ درست
. انجام ندن ، برام خیلی بد میشه

192
00:12:16,968 --> 00:12:19,846
، خوب ... اون زنه یه ذره
جذاب بود ... از یه ذره بشتر

193
00:12:19,846 --> 00:12:21,681
... سینه هاش هم بزرگ بود

194
00:12:22,390 --> 00:12:24,725
. شاید این چیزیه که اونا دنبالش بودن

195
00:12:25,601 --> 00:12:28,396
. اما یه نفر هم امروز اومد مخ منو بزنه

196
00:12:28,938 --> 00:12:32,733
. یه فردِ عجیب غریب

197
00:12:34,277 --> 00:12:36,112
. عجب زن کله شقی

198
00:12:36,112 --> 00:12:40,241
. اما این یعنی اون ارزشش رو داره

199
00:12:40,241 --> 00:12:42,048
. سلام عسلکم

200
00:12:42,048 --> 00:12:42,201
من ؟

201
00:12:42,201 --> 00:12:44,245
. من مردی ام که یه روزی " گنده " میشه

202
00:12:44,245 --> 00:12:47,707
. اسمم ساگانشوگن ناگامیچیه

203
00:12:48,291 --> 00:12:52,086
. انگار برا آدمای عجیب غریب خیلی جذابم

204
00:12:52,086 --> 00:12:53,963
. اما خیلی بده

205
00:12:53,963 --> 00:12:58,509
در آخر ، با یه نمایش خیابونی تونستیم پول جور کنیم
. و ادو رو ترک کنیم

206
00:12:59,218 --> 00:13:03,097
. یه جورایی حس میکنم داریم هدفمون رو فراموش میکنیم

207
00:13:03,973 --> 00:13:07,393
ما قرار بود دنبال سامورایی که بوی آفتابگردون میده
، باشیم

208
00:13:07,393 --> 00:13:10,146
. اما همش مجبوریم برا مخارجمون پول در بیاریم

209
00:13:11,230 --> 00:13:15,693
. منظورم از اینکه اینو نوشتم ، این بود که زندگی سخته

210
00:13:16,235 --> 00:13:17,278
. پایان

211
00:13:17,904 --> 00:13:20,364
. یادم رفت بگم : اون گلابی خیلی خوشمزه بود

212
00:13:22,158 --> 00:13:27,121
این اواخر ، شکایاتی درباره اختلال جنسی بین
. جوونها در زندگیشون ، شده

213
00:13:27,121 --> 00:13:31,209
. کلا ، ژاپنی ها در مورد سکس روشن فکر بودن

214
00:13:31,209 --> 00:13:35,505
. مخصوصا در دوره ادو ، اونا خیلی سهل انگار بودن

215
00:13:36,047 --> 00:13:38,297
. حدود های دوره میجی بود که اونا پرهیزکار شدن

216
00:13:38,716 --> 00:13:42,094
. اون بعد از ورودِ فرهنگِ غربی بود

217
00:13:42,094 --> 00:13:46,015
. میشه گفت که اون یه جور بازگشتِ حساسیتِ دوره ادو بود

218
00:13:47,183 --> 00:13:50,102
، اگه نگاهی به تاریخِ جهان بندازی

219
00:13:50,102 --> 00:13:54,232
. میبینی که دوره ادو در ژاپن مثل یونانِ باستانه

220
00:13:54,232 --> 00:13:57,068
. اون دوره ای بود که همجنس گرای پدیدار شد

221
00:13:57,068 --> 00:14:00,238
عشق همجنس گرای به عنوان سرگرمیِ اشراف زاده ها
محسوب میشد

222
00:14:00,238 --> 00:14:03,658
. و رتبه ی بالاتری نسبت به عشق به جنس مخالف داشت

223
00:14:04,784 --> 00:14:10,289
در هر حال ، خیلی دیر دارم خودم رو معرفی میکنم ، اما
. اسمم مانزوی " اره " ایه

224
00:14:10,289 --> 00:14:15,253
. یه مامور مخفی که روز و شب برا عدالت میجنگه

225
00:14:16,712 --> 00:14:19,257
! دوباره ما رو گرفتن

226
00:14:19,882 --> 00:14:24,637
، بالاخره ادو رو ترک کردیم و به گذرگاهِ هاکونه رسیدیم
. اما یه شیاد سرمونو کلاه گذاشته بود

227
00:14:25,763 --> 00:14:29,058
. احساس میکنم تو این سفر خیلی سرم کلاه گذاشتن

228
00:14:29,725 --> 00:14:32,478
. فک کنم زیادی به آدما اطمینان میکنم

229
00:14:32,478 --> 00:14:34,730
یعنی باید به آدما مشکوک باشم ؟

230
00:14:35,314 --> 00:14:37,066
یعنی آدما رو خوب نمیشناسم ؟

231
00:14:38,025 --> 00:14:40,319
. اون روز به خیلی چیزا فک کردم

232
00:14:40,319 --> 00:14:43,072
. و بدترینهاشون درباره موگن بود

233
00:14:43,823 --> 00:14:45,408
. با خودم میگفتم اون برمیگرده

234
00:14:46,033 --> 00:14:48,244
آخه کی میتونه اینقد از خودش مایه بذاره ؟

235
00:14:49,453 --> 00:14:52,874
. در هر حال ،تصمیم گرفتم دیگه
برا حرفاش تره هم خورد نکنم

236
00:14:52,874 --> 00:14:54,167
. من که تخمم هم نیست

237
00:14:54,167 --> 00:14:56,919
. برا من فرقی نداره باورم کنی یا نه

238
00:14:57,503 --> 00:15:02,425
. و چون موگن برنگشت ، کل وقت رو با جین بودم

239
00:15:03,176 --> 00:15:08,014
حالا که فکرشو میکنم این اولین باری بود که
. اینهمه وقت با جین تنها بودم

240
00:15:09,557 --> 00:15:15,563
، فک میکردم درباره چیزای جدی با هم حرف بزنیم

241
00:15:15,563 --> 00:15:17,982
. اما کل وقت جین ساکت بود

242
00:15:18,649 --> 00:15:23,362
در حالت عادی ، در همچین مواقعی ، این مرد نیست که
باید در باره همه چی حرف بزنه ؟

243
00:15:23,362 --> 00:15:28,201
. حتی اگه من یه عالمه چیز میگفتم ، اون فقط میگفت
. " آره " یا " امم "

244
00:15:28,201 --> 00:15:30,165
این یعنی چی ؟

245
00:15:30,165 --> 00:15:32,165
یعنی منو دوست نداره ؟

246
00:15:32,165 --> 00:15:34,165
یا اینکه خجالت میکشه ؟

247
00:15:35,208 --> 00:15:39,086
. خیلی وقته که ما این سفر رو شروع کردیم

248
00:15:39,086 --> 00:15:42,381
. نمیدونم یعنی کی قلبش رو برام باز میکنه

249
00:15:42,381 --> 00:15:43,966
. یه ذره ناراحتم

250
00:15:44,592 --> 00:15:45,384
. پایان

251
00:15:46,260 --> 00:15:47,762
هی . چه حسی داری ؟

252
00:15:47,762 --> 00:15:49,138
. به عنوان یه مرد

253
00:15:51,682 --> 00:15:52,850
. اصلا خوب نیست

254
00:15:54,644 --> 00:15:57,897
. دهه 1950 . سانفرانسیسکو

255
00:15:58,523 --> 00:16:04,070
جوونایی که بهشون میگفتن " نسل هنرمند نما " خیلی
. تحت تاثیر مکتب زِن بودن

256
00:16:04,862 --> 00:16:09,992
. در اویل دهه 60 ، هیپی
ها این تاثیر رو از اونا گرفتن

257
00:16:10,868 --> 00:16:13,704
، جوونایی که از اجتماع طرد شدن

258
00:16:13,704 --> 00:16:17,875
، مست موسیق توهم زا بودن

259
00:16:17,875 --> 00:16:20,336
. و به دنبال آزادی واقعی بودن

260
00:16:20,336 --> 00:16:24,507
در بین اونا ، یه سری ها بودن که به مکتبِ زِن
،   به عنوان یه ضد فرهنگ

261
00:16:24,507 --> 00:16:29,679
،. چانتد سوترا ، خشم سوزان
و یه آرامش بخش نزدیک تر شدن

262
00:16:30,596 --> 00:16:33,057
. و از طرف دیگه ، ژاپن در دوره ادو

263
00:16:33,599 --> 00:16:39,480
اونا دنبال چیزی نبودن ، اما به دلایلی یه عده ای
. بودن که آرامش پیدا میکردن

264
00:16:40,690 --> 00:16:44,777
چرا اونا دارن اینکار رو میکنن ؟

265
00:16:51,200 --> 00:16:54,996
ببخشید ، اما ما حتی پول یه جایی برا موندن
. رو نداریم

266
00:16:55,621 --> 00:16:57,790
. چیزی نداریم صدقه بدیم

267
00:16:57,790 --> 00:17:00,793
. اوه ، خیلی خوبه

268
00:17:04,005 --> 00:17:07,383
. از امروز ، ما تو این معبدِ زِن میمونیم

269
00:17:08,050 --> 00:17:12,847
. من فک میکردم خوبه چون اینجا غذا و جای مجانی داریم

270
00:17:12,847 --> 00:17:16,434
. اما در عوض ، ما مجبور
بودیم قوانین معبد رو رعایت کنیم

271
00:17:17,393 --> 00:17:20,730
. امروز هم از صبحه که دارم کار میکنم

272
00:17:20,730 --> 00:17:22,064
. خیلی خسته ام

273
00:17:24,233 --> 00:17:28,581
. مردم ذاتا آزاد به دنیا میان

274
00:17:28,581 --> 00:17:30,781
. اونا به دنیا نیومدن تا قوانین رو تبعیت کنن

275
00:17:31,532 --> 00:17:33,493
. این چیزیه که فکر میکردم

276
00:17:34,035 --> 00:17:39,499
اما آیا این دقیقا خلاف وظیفه ی یه جنگجو نیست ؟

277
00:17:40,166 --> 00:17:46,130
آزادی چیزی نیست که با کار سخت یا پا
. رو از حد خود فرا بردن به دست بیاد

278
00:17:46,881 --> 00:17:51,761
، وظیفه یا رتبه مهم نیست

279
00:17:51,761 --> 00:17:54,055
. این کاملا نامربوطه

280
00:17:55,389 --> 00:17:59,018
خودت رو همونطور که هستی قبول کن

281
00:17:59,602 --> 00:18:01,979
. و اونجوری که میخوای زندگی کن

282
00:18:02,605 --> 00:18:04,690
. این آزادیه

283
00:18:07,276 --> 00:18:11,739
. من بخاطر اونا تو کلّی دردسر افتادم

284
00:18:12,365 --> 00:18:14,242
یه وقتایی ، با خودم میگم

285
00:18:14,784 --> 00:18:18,454
یعنی اگه با اونا هم سفر باشم
، مشکلی برام پیش نمیاد ؟

286
00:18:18,454 --> 00:18:21,916
. هر ملاقتی یک بار تو زندگی اتفاق میوفته

287
00:18:21,916 --> 00:18:24,168
اینکه تو اونا رو دیدی

288
00:18:24,168 --> 00:18:29,998
. و با اونا مسافرت میکنی ، تقدیره

289
00:18:29,998 --> 00:18:33,094
. مهم نیست از این به بعد چی پیش میاد

290
00:18:36,305 --> 00:18:41,352
." هی من میخوام قوی تر شم
، راهبِ " کله هشت پایی

291
00:18:42,812 --> 00:18:45,733
. میخوام زرتِ اون یارو رو در بیارم

292
00:18:45,733 --> 00:18:47,733
گوش میکنی ، کچل ؟

293
00:18:47,733 --> 00:18:50,444
. بگو چجوری ببرم

294
00:18:50,444 --> 00:18:51,571
! هی

295
00:18:58,411 --> 00:19:00,329
. عجب ماه بزرگی

296
00:19:01,831 --> 00:19:03,332
. یه توک پا میرم بیرون

297
00:19:03,875 --> 00:19:06,085
هی ، فراموش که نکردی ، هان ؟

298
00:19:07,795 --> 00:19:12,633
شماها باید با من دنبال سامورایی آفتابگردونی بگردید ، نه ؟

299
00:19:14,135 --> 00:19:15,219
. میدونم بابا

300
00:19:15,761 --> 00:19:16,762
. فراموش نکن

301
00:19:18,264 --> 00:19:19,849
. من کسی ام که قراره بکشتت

302
00:19:21,225 --> 00:19:27,064
حالا که عقب رو نگا میکنم میبینم ، من تو خیلی موقعیت های
. سخت بودم ، ولی خیلی اتفاق ها افتاده و خیلی خوش گذشته

303
00:19:28,024 --> 00:19:31,444
، اگه اون موقع اونا رو تو مغازه چای فروشی ندیده بودم

304
00:19:31,444 --> 00:19:34,155
. احتمالا الان هم همونجا داشتم کار میکردم

305
00:19:34,947 --> 00:19:40,828
وقتی فکرشو میکنم ، فک کنم همونطوره که اون راهب گفت
و این یه ملاقاتِ غیر قابل جایگزینی بود

306
00:19:42,079 --> 00:19:46,250
، نمیدونم از اینجا تا ناکازاکی چقدر مونده

307
00:19:46,876 --> 00:19:50,713
. اما دوست دارم سه تایمون تا آخر با هم سفر کنیم

308
00:19:51,923 --> 00:19:55,259
. مطمئنم اون دوتا هم همینطوری فکر میکنن

309
00:19:56,177 --> 00:19:58,304
. آره . این چیزیه که تصمیم گرفتم

310
00:20:00,348 --> 00:20:01,849
. همه چیز رو خودش تنهایی تصمیم میگیره

311
00:20:02,725 --> 00:20:03,434
نه ؟

312
00:20:04,811 --> 00:20:06,270
! داشتم شوخی میکردم

313
00:20:06,270 --> 00:20:11,776
احتمال داره اون دوتا دفتر خاطراتم رو بخونن به
. همین خاطر اونو اینطوری نوشتم

314
00:20:12,360 --> 00:20:13,528
! حقتونه

315
00:20:13,528 --> 00:20:14,612
. اسگلا

316
00:20:15,196 --> 00:20:15,780
... اون

317
00:20:16,989 --> 00:20:19,575
! اون زنیکه

