1
00:00:02,098 --> 00:00:06,028
.خوشحالم که تو برام پیداش کردی

2
00:00:06,028 --> 00:00:08,088
...با اینکه مهر رو موم رو پیدا کرده بودم

3
00:00:09,025 --> 00:00:11,099
.ولی نمی‌دونستم کلیدش کجاست

4
00:00:13,048 --> 00:00:15,009
...چرا

5
00:00:15,089 --> 00:00:18,023
تو... اینجایی؟

6
00:00:20,006 --> 00:00:21,059
تعجب کردی، ها؟

7
00:00:22,002 --> 00:00:26,024
راستش، هدف ما از اومدن به اینجا
...این مهر بود

8
00:00:26,075 --> 00:00:30,056
.پس حضورم در اینجا کاملاً طبیعیه

9
00:00:31,000 --> 00:00:37,000
تقدیم میکند Animental

10
00:00:33,020 --> 00:00:36,070
...این سرنوشت است که ما را به اینجا آورده

11
00:00:34,070 --> 00:00:36,070
.تا به تماشای نمایی دور از من بنشینیم

12
00:00:43,050 --> 00:00:50,030
از صفر :دوباره

13
00:00:43,070 --> 00:00:49,020
...حس می‌کنم در شعله‌هایی از دروغ سقوط می‌کنم

14
00:00:47,020 --> 00:00:50,020
بگو از من چه می‌خواهی؟

15
00:00:50,070 --> 00:00:54,020
...سعی می‌کنم به نقطه‌ای برنگردم که قبلاً متعلق به من بوده

16
00:00:54,020 --> 00:00:57,020
.ولی در جستوجوی راهی برای فرار از دردم

17
00:00:57,070 --> 00:01:00,070
...دستانم را به هم گره می‌کنم

18
00:00:59,070 --> 00:01:01,070
.با امید به اینکه قربانی نشوم

19
00:01:01,070 --> 00:01:05,020
.چون قول دادم به تو و امیدت

20
00:01:05,020 --> 00:01:08,020
...وارد مهلکه شو

21
00:01:06,070 --> 00:01:08,070
...آمادۀ زمانی باش که درحال آمدن است

22
00:01:08,070 --> 00:01:12,020
.شبحی که ظاهر می‌شود را دنبال کن

23
00:01:12,020 --> 00:01:17,020
...دلیل تنها ایستادنم در اینجا را رها کن

24
00:01:15,070 --> 00:01:19,020
.احتمالاً برای پیداکردن دوبارۀ آن خیلی دیر شده

25
00:01:19,020 --> 00:01:25,000
...آن نور تقدیری که باهم روشن کرده‌ایم را

26
00:01:22,090 --> 00:01:26,000
...از دست نده

27
00:01:24,020 --> 00:01:26,000
!دوباره هرگز

28
00:01:26,000 --> 00:01:30,000
...چه می‌شد اگر می‌توانستم اشتباهاتم را درست کنم

29
00:01:27,070 --> 00:01:30,020
.و تو را از درد نجات دهم

30
00:01:29,070 --> 00:01:32,070
...کافی نیست

31
00:01:31,020 --> 00:01:35,020
...این برایم کافی نیست تا بتوانم

32
00:01:33,020 --> 00:01:38,020
...بشکنـــــم

33
00:01:34,060 --> 00:01:39,020
.قانون این دنیا را

34
00:01:39,050 --> 00:01:43,020
...من هرگز نمی‌خواهم تو را ترک کنم

35
00:01:42,020 --> 00:01:44,070
...نمی‌خواهم تو را از دست بدهم

36
00:01:44,020 --> 00:01:46,020
.تا انتهای راه

37
00:01:46,020 --> 00:01:50,020
...واقعاً عقب نمی‌کشم

38
00:01:48,070 --> 00:01:52,070
.من زندگی کسی را بی‌ارزش نمی‌دانم

39
00:01:53,020 --> 00:01:57,020
.من می‌دانم کی هستم

40
00:02:02,043 --> 00:02:05,020
چرا... تو... اینجایی؟

41
00:02:06,065 --> 00:02:08,041
.آه... معذرت میخوام

42
00:02:09,000 --> 00:02:13,092
انگار می‌خواستی درمورد
.اسقف رمانه کنتی و مادرت بدونی

43
00:02:14,066 --> 00:02:16,048
.لطفاً نگران نباش

44
00:02:16,091 --> 00:02:22,055
هم مادرت و هم اسقف رمانه کنتی
.که اینقدر نگرانشونی، حالشون خوبه

45
00:02:22,055 --> 00:02:23,093
را... راست میگی؟

46
00:02:24,028 --> 00:02:26,000
.بله، راست میگم

47
00:02:26,044 --> 00:02:30,056
من دوست ندارم به پیروان
.و افراد دیگه آسیبی برسونم

48
00:02:31,042 --> 00:02:34,002
.هدف ما فقط این مهر رو مومه

49
00:02:35,010 --> 00:02:39,003
،وقتی کارت با مهر و موم تموم شد
از این جنگل میری؟

50
00:02:39,033 --> 00:02:42,057
،بدون آسیب رسوندن به بقیه
از اینجا میری؟

51
00:02:42,088 --> 00:02:44,042
.بله، البته

52
00:02:44,088 --> 00:02:48,058
ما هم خواهان
.قربانی‌های غیرضروری نیستیم

53
00:02:49,000 --> 00:02:51,083
.پس لطفاً کلید رو به من بده

54
00:02:52,057 --> 00:02:54,004
کلید...؟

55
00:02:54,031 --> 00:02:56,038
.بله، کلید

56
00:02:56,084 --> 00:03:00,041
آخه این مهر
...به شکل یه دروازه است

57
00:03:00,041 --> 00:03:02,013
.و بدون کلید باز نمیشه

58
00:03:03,008 --> 00:03:06,040
.و من معتقدم که اون کلید الان پیش توئه

59
00:03:06,095 --> 00:03:08,035
.من چیزی درموردش نمی‌دونم

60
00:03:08,066 --> 00:03:11,053
مخفی نگه داشتنش
.فکر چندان عاقلانه‌ای نیست

61
00:03:11,053 --> 00:03:15,049
!ها!؟ اشتباه می‌کنی
.وا... واقعاً چیزی درموردش نمی‌دونم

62
00:03:15,049 --> 00:03:16,090
!من هیچ کلیدی ندارم

63
00:03:17,023 --> 00:03:18,077
!کسی به من کلیدی نداده

64
00:03:19,081 --> 00:03:21,024
...که اینطور

65
00:03:22,001 --> 00:03:26,066
پس مجبورم برای پیدا کردن کلید
.تمام جنگل رو زیر و رو کنم

66
00:03:28,000 --> 00:03:30,058
!بازش می‌کنم! خودم بازش می‌کنم

67
00:03:30,092 --> 00:03:34,032
اوه، جدی میگی؟
.چه خوب

68
00:03:34,090 --> 00:03:38,010
پس واقعاً کلید پیش خودت بود، ها؟

69
00:03:38,052 --> 00:03:41,005
...آخه هرجور که بهت نگاه می‌کنم

70
00:03:42,007 --> 00:03:44,072
.تو دختر ساحره‌ای

71
00:03:45,046 --> 00:03:46,095
ساحره؟

72
00:03:46,095 --> 00:03:49,060
.پس لطفاً مهر و موم رو باز کن

73
00:03:50,006 --> 00:03:54,051
به محض اینکه دروازه باز شد
.ما اینجا رو ترک می‌کنیم

74
00:04:09,093 --> 00:04:13,008
.خودت رو کلید این دروازه بدون

75
00:04:16,043 --> 00:04:20,064
من... یه کلیدم؟

76
00:04:31,072 --> 00:04:33,058
تونستی ببینیش؟

77
00:04:34,000 --> 00:04:36,001
تو نمی‌تونی ببینیش؟

78
00:04:36,035 --> 00:04:38,091
.درسته، من نمی‌تونم ببینمش

79
00:04:39,047 --> 00:04:43,076
این کلید فقط به فردی
.واجد شرایط داده میشه

80
00:04:45,059 --> 00:04:47,036
.خیلی خب، بازش کن

81
00:04:48,002 --> 00:04:50,058
.اینجوری به خواستۀ خودت میرسی

82
00:04:55,022 --> 00:04:57,017
...امیلیا، به من قول بده

83
00:04:59,004 --> 00:05:01,009
.نمی‌تونم بازش کنم

84
00:05:01,009 --> 00:05:01,084
چرا؟

85
00:05:02,044 --> 00:05:05,073
.قول... چون قول دادم

86
00:05:05,073 --> 00:05:09,073
.که اینطور
.البته که قول خیلی مهمه

87
00:05:10,027 --> 00:05:13,008
به مادرت این قول رو دادی، درسته؟

88
00:05:13,075 --> 00:05:20,055
ولی گاهی اوقات لازمه تصمیماتی بگیری
.حتی به قیمت شکستن قولت

89
00:05:21,046 --> 00:05:24,017
تو دنبال چه‌جور امیدی هستی؟

90
00:05:24,071 --> 00:05:26,086
چه‌جور... امیدی؟

91
00:05:27,011 --> 00:05:29,061
...یکی این امیده که سر قولت بمونی

92
00:05:29,061 --> 00:05:33,062
ما رو وادار به ترک اینجا کنی
.و بر تمام این سختی‌ها غلبه کنی

93
00:05:34,072 --> 00:05:38,087
و اون یکی امید اینه که
...قولت رو بشکنی و مهر رو باز کنی

94
00:05:39,040 --> 00:05:42,034
.و اینجوری به همه چیز سریع خاتمه بدی

95
00:05:43,032 --> 00:05:45,060
کدوم امید رو انتخاب می‌کنی؟

96
00:05:46,017 --> 00:05:48,055
انتخاب سرنوشت رو
.به خودت می‌سپارم

97
00:05:54,021 --> 00:05:57,023
...من به مامانم قول دادم

98
00:05:58,026 --> 00:06:00,074
.سر قولی که دادم می‌مونم

99
00:06:01,061 --> 00:06:03,097
...می‌مونم... پس

100
00:06:04,092 --> 00:06:06,012
...مامان

101
00:06:07,028 --> 00:06:12,023
تا آخرین لحظه به حرفای مادری که
.راهنمای تو بوده، اعتماد می‌کنی

102
00:06:12,076 --> 00:06:17,064
این جواب، تصمیمیه که
.روحت، تو رو به سمتش سوق داده

103
00:06:17,064 --> 00:06:19,080
.من به این تصمیم احترام می‌ذارم

104
00:06:22,022 --> 00:06:27,071
پس تو هم باید به تصمیم من
...برای باز کردن مهر و موم

105
00:06:28,035 --> 00:06:30,028
.احترام بذاری

106
00:06:30,082 --> 00:06:33,001
!پاندورا

107
00:06:33,086 --> 00:06:36,027
اگه بدون درنظر گرفتن محیط اطراف
...حمله کنی، ممکنه خطرناک

108
00:06:36,027 --> 00:06:37,077
!بگیر

109
00:06:42,042 --> 00:06:43,061
امیلیا!؟

110
00:06:44,007 --> 00:06:47,020
آخه چرا!؟ تو الان باید
!از جنگل خارج شده باشی

111
00:06:48,015 --> 00:06:52,004
چرا همچین سؤال
بی‌رحمانه‌ای ازش می‌پرسی؟

112
00:06:52,040 --> 00:06:57,060
اون نگران تو بود و به اینجا اومده
.تا شاید بتونه تو رو نجات بده

113
00:06:59,014 --> 00:07:01,065
وقتی هر دوی شما
....به یک شکل رفتار می‌کنید

114
00:07:01,065 --> 00:07:03,089
.واقعاً میشه گفت شبیه همدیگه‌اید

115
00:07:04,045 --> 00:07:05,096
.همونطور که از یه مادر و دختر انتظار میره

116
00:07:05,096 --> 00:07:08,059
!من مادر امیلیا نیستم

117
00:07:08,059 --> 00:07:11,005
!چهرۀ زیبای امیلیا، سر زن برادرم رفته

118
00:07:11,005 --> 00:07:15,022
آها، اون دختر؟
.پس بابتش معذرت خواهی می‌کنم

119
00:07:15,070 --> 00:07:20,039
حتماً پدر و مادر واقعیش هم
.از این کارش خوشحال شدن

120
00:07:21,054 --> 00:07:26,013
با اون دهن کثیفت
!درمورد برادرم و همسرش حرف نزن

121
00:07:26,079 --> 00:07:29,050
،اگه بخوای به جای حرف زدن
...اینجوری تقلا کنی

122
00:07:29,050 --> 00:07:31,045
.فقط خودت رو خسته می‌کنی

123
00:07:31,093 --> 00:07:33,061
...بهتره کمی آروم بگیری و

124
00:07:35,039 --> 00:07:37,083
...بشینیم با همدیگه صحبت کنیم

125
00:07:36,091 --> 00:07:38,042
!بهت گفتم خفه شو

126
00:07:39,063 --> 00:07:42,079
!امیلیا!؟ صبر کن، اشتباهی زدمت

127
00:07:43,005 --> 00:07:48,069
نمی‌تونی کمی از این احساسات رو
نسبت به فردی که ازش متنفری، داشته باشی؟

128
00:07:52,045 --> 00:07:56,039
نمیگم همونطوری که عاشق دخترتی
.بقیه رو هم دوست داشته باشی

129
00:07:56,087 --> 00:08:00,026
ولی چیزایی هم هستن
.که با کمی مهربونی میتونن تغییر کنن

130
00:08:00,026 --> 00:08:01,035
!مزخرف نگو

131
00:08:01,071 --> 00:08:04,058
کی... کی حاضره به حرفای تو گوش کنه؟

132
00:08:04,058 --> 00:08:06,071
پس میخوای امتحانش کنیم؟

133
00:08:06,071 --> 00:08:10,074
.دخترت رو با حرفای خودت قانع کن

134
00:08:11,014 --> 00:08:14,063
...الان دیگه میدونم کلید دست اونه

135
00:08:14,063 --> 00:08:18,033
ولی هر کاری می‌کنم
.حاضر نمیشه دروازه رو باز کنه

136
00:08:18,033 --> 00:08:22,007
چون میخواد
.سر قولی که به تو داده بمونه

137
00:08:25,032 --> 00:08:27,020
...اگه مهر و موم رو باز کنی

138
00:08:27,020 --> 00:08:31,088
قول میدم که ما بدون انجام کار دیگه‌ای
.این جنگل رو ترک کنیم

139
00:08:33,042 --> 00:08:37,004
.قول" کلمۀ خیلی خوبیه"

140
00:08:40,045 --> 00:08:45,006
معذرت میخوام امیلیا که باعث شدم
.همچین لحظات سختی رو تجربه کنی

141
00:08:46,044 --> 00:08:47,076
تنهایی اومدی اینجا؟

142
00:08:48,068 --> 00:08:49,052
آرچی کجاست؟

143
00:08:50,004 --> 00:08:54,028
،آرچی به من گفت
.به سمت گل‌های سفید بدوم

144
00:08:56,037 --> 00:08:59,001
!برای همین، منم دویدم

145
00:09:05,079 --> 00:09:06,071
...امیلیا

146
00:09:08,027 --> 00:09:09,013
...امیلیا

147
00:09:09,070 --> 00:09:12,055
.خوب تونستی سر قولت بمونی

148
00:09:13,014 --> 00:09:14,035
.آفرین دختر خوب

149
00:09:15,006 --> 00:09:16,011
...دختر خوب

150
00:09:16,063 --> 00:09:17,057
...مامان

151
00:09:18,046 --> 00:09:19,059
...مامان

152
00:09:20,039 --> 00:09:23,033
...من... من

153
00:09:23,068 --> 00:09:24,072
...امیلیا

154
00:09:26,014 --> 00:09:28,010
.من بهت افتخار می‌کنم

155
00:09:28,075 --> 00:09:30,037
.تو گنج منی

156
00:09:32,049 --> 00:09:35,099
،چه عشق مادر و فرزندی زیبایی
.تحت تأثیر قرار گرفتم

157
00:09:36,090 --> 00:09:40,093
،به راستی که دیدن چنین عشقی
.فوق‌العاده است

158
00:09:42,031 --> 00:09:45,065
!مهر و موم رو باز نمی‌کنم
!این دخترم بهت نمیدم

159
00:09:46,007 --> 00:09:46,091
...همین جا

160
00:09:47,079 --> 00:09:50,017
!تبدیل شو به یه مجسمۀ یخی و بمیر

161
00:09:53,027 --> 00:09:55,046
!بالاخره بهت رسیدم

162
00:09:55,084 --> 00:09:56,076
!جیوس

163
00:09:56,076 --> 00:09:57,059
!فورتونا ساما

164
00:10:00,070 --> 00:10:02,022
!آل هیوما

165
00:10:02,022 --> 00:10:04,010
!دست نامرئی

166
00:10:13,078 --> 00:10:14,090
مامان؟

167
00:10:36,084 --> 00:10:39,068
!دیگه کارت تمومه

168
00:10:42,089 --> 00:10:46,000
!با این ضربه، دیگه این بار کارت تمومه

169
00:10:46,000 --> 00:10:49,027
!فورتونا ساما، مراقب باش
!بیا سمت من

170
00:10:49,056 --> 00:10:51,022
...خودم مطمئن میشم که

171
00:10:54,091 --> 00:10:56,007
جیوس؟

172
00:10:57,098 --> 00:10:59,053
امیلیا ساما؟

173
00:11:01,030 --> 00:11:03,044
!نه... امکان نداره

174
00:11:07,064 --> 00:11:13,058
،تقصیر تو نبود
.چون تو اون رو اشتباهی دیدی

175
00:11:22,097 --> 00:11:28,043
!امکان نداره! امکان نداره
!امکان نداره! امکان نداره

176
00:11:28,043 --> 00:11:33,022
من... من چیکار... من چیکار کردم؟

177
00:11:33,022 --> 00:11:34,055
چیکار کردم؟

178
00:11:34,055 --> 00:11:38,015
چرا!؟ چرا!؟ چرا!؟ چرا!؟ چرا!؟
چرا!؟ چرا!؟ چرا!؟ چرا!؟ چرا!؟

179
00:11:38,032 --> 00:11:41,011
برای چی اینکار رو کردم!؟

180
00:11:41,067 --> 00:11:44,007
.همش به خاطر عشق بود

181
00:11:44,061 --> 00:11:50,021
،تو برای نجات فردی که عاشقش بودی
.روح خودت رو فدا کردی

182
00:11:50,056 --> 00:11:53,089
تمام کارایی که کردی
.بر اساس عشق بوده

183
00:11:53,089 --> 00:11:56,079
...نمادی زیبا و شگفت‌انگیز از عشق

184
00:11:56,079 --> 00:12:01,081
...عشق... عشق... عشق... عشق... عشق

185
00:11:59,058 --> 00:12:04,038
درسته! نیازی نیست از چیزی بترسی
.یا احساس پشیمونی داشته باشی

186
00:12:01,081 --> 00:12:04,038
...عشق... عشق

187
00:12:05,004 --> 00:12:09,097
این یه مسیر اجتناب‌ناپذیر بود
.که به اینجا ختم شد

188
00:12:10,072 --> 00:12:13,030
.عشق تو اشتباه نبوده

189
00:12:13,089 --> 00:12:16,077
...به خاطر... عشق

190
00:12:21,070 --> 00:12:23,011
...امیلیا

191
00:12:23,084 --> 00:12:24,082
مامان؟

192
00:12:25,033 --> 00:12:26,049
...برادر

193
00:12:27,027 --> 00:12:29,000
...معذرت میخوام

194
00:12:29,061 --> 00:12:30,058
...مامان

195
00:12:30,096 --> 00:12:36,065
من... هیچ کدوم از چیزایی که
.ازم خواسته بودی رو... نتونستم انجام بدم

196
00:12:37,012 --> 00:12:38,020
...نِه سان

197
00:12:39,093 --> 00:12:41,010
از دستم عصبانی هستی... مگه نه؟

198
00:12:41,074 --> 00:12:45,006
منو نمی‌بخشی... مگه نه؟

199
00:12:59,013 --> 00:13:02,026
.مامان، تو رو می‌بخشم

200
00:13:03,047 --> 00:13:06,058
.تو مادر من هستی

201
00:13:07,015 --> 00:13:09,024
.همیشه مراقبم بودی

202
00:13:09,091 --> 00:13:13,090
درحدی که جلوی
...بابا و مامان کم نمی‌آوردی

203
00:13:13,090 --> 00:13:16,050
.منو خــیلی دوست داشتی

204
00:13:17,048 --> 00:13:21,096
.پس اصلاً نیازی نیست عذرخواهی کنی

205
00:13:22,073 --> 00:13:30,041
من، مامان فورتونا رو
.همیشه و تا ابد... دوست خواهم داشت

206
00:13:31,091 --> 00:13:32,096
...دوستت دارم

207
00:13:33,044 --> 00:13:35,033
...دوستت دارم... دوستت دارم

208
00:13:35,094 --> 00:13:37,018
!دوستت دارم

209
00:13:42,080 --> 00:13:43,073
...لیا

210
00:13:45,069 --> 00:13:46,072
مامان؟

211
00:13:53,008 --> 00:13:54,083
...دختر ناز نازو

212
00:14:00,002 --> 00:14:04,001
...خــــیلی عاشقـ

213
00:14:09,059 --> 00:14:14,047
خیلی خب، الان آماده‌ای امیدی رو
انتخاب کنی که مهر رو باز کنه؟

214
00:14:15,017 --> 00:14:17,031
مهر رو باز کنم؟

215
00:14:17,069 --> 00:14:22,063
مادری که بهش قول داده بودی
.متأسفانه فوت کرده

216
00:14:23,017 --> 00:14:27,078
الان دیگه لازم نیست
.به قولی که بهش داده بودی، پایبند باشی

217
00:14:29,038 --> 00:14:30,061
نظرت چیه؟

218
00:14:50,031 --> 00:14:51,034
.بمیر

219
00:14:55,014 --> 00:14:58,014
.چه کار خطرناکی کردی
...چرا یهویی

220
00:14:56,060 --> 00:14:58,014
.بمیر

221
00:15:00,060 --> 00:15:02,002
.لطفاً خونسرد باش

222
00:15:02,048 --> 00:15:04,037
،اگه با هم حرف بزنیم
.می‌تونیم به نتیجه برسیم

223
00:15:04,037 --> 00:15:05,015
.بمیر

224
00:15:06,037 --> 00:15:08,090
.تو یه دختر خوش قلب و مهربونی

225
00:15:09,007 --> 00:15:10,082
...این کارت، مادرت رو غمگین

226
00:15:10,026 --> 00:15:11,041
.بمیر

227
00:15:11,078 --> 00:15:15,027
!دردسر شد، ها
...انگار نتیجۀ عکس داشت

228
00:15:16,053 --> 00:15:20,083
!بمیر! بمیر

229
00:15:21,029 --> 00:15:25,081
!بمیر! بمیر! بمیر! بمیر

230
00:15:25,081 --> 00:15:28,048
خیلی حیف شد، با اینکه تا این حد
...به چیزی که می‌خواستم نزدیک بودم

231
00:15:28,048 --> 00:15:30,071
.پس برای امروز همینقدر کافیه

232
00:15:31,030 --> 00:15:34,089
،بیشتر از این ادامه بدی
.ممکنه فشار زیادی بهت وارد بشه

233
00:15:34,089 --> 00:15:36,068
!بمیر! بمیر

234
00:15:40,064 --> 00:15:44,047
!بمیر! بمیر! بمیر! بمیر

235
00:15:44,047 --> 00:15:49,061
،اگه همینطور پیش بره
.احتمالاً به خواب خیلی عمیقی خواهی رفت

236
00:15:44,048 --> 00:15:49,061
!بمیر! بمیر! بمیر! بمیر

237
00:15:49,061 --> 00:15:51,032
!بمیر! بمیر! بمیر

238
00:15:50,066 --> 00:15:55,070
قدرت تو این جنگل رو
.در یخی که هرگز ذوب نمیشه فرو می‌بره

239
00:15:51,032 --> 00:15:53,007
...بمیر! بمیر

240
00:15:53,007 --> 00:15:54,099
...بمیر

241
00:15:56,053 --> 00:15:59,008
یا درنهایت
...نیروی جادویی تو تمام میشه

242
00:16:00,023 --> 00:16:06,035
یا توسط شخصی
.با قدرت جادویی برابر با تو خنثی میشه

243
00:16:07,039 --> 00:16:08,050
...پس تا اون روز

244
00:16:08,050 --> 00:16:12,047
!بمیر! بمیر! بمیر! بمیر

245
00:16:10,050 --> 00:16:12,047
.متأسفم ولی من نمی‌میرم

246
00:16:12,047 --> 00:16:20,043
!بمیر! بمیر! بمیر! بمیر! بمیر! بمیر

247
00:16:13,025 --> 00:16:18,012
مطمئنم بالاخره با ذوب شدن این برف
...و پایان دورۀ یخبندان

248
00:16:18,012 --> 00:16:20,043
.بازم همدیگه رو خواهیم دید

249
00:16:20,043 --> 00:16:25,023
!بمیر! بمیر! بمیر

250
00:16:21,005 --> 00:16:25,023
،ولی اگه اون موقع هم از من متنفر باشی
.خیلی غمگینم می‌کنه

251
00:16:25,023 --> 00:16:29,023
!بمیر! بمیر! بمیر

252
00:16:28,002 --> 00:16:34,056
،خاطراتی که تا این لحظه داشتی
.با فراموش کردن من از یاد خواهی برد

253
00:16:29,023 --> 00:16:33,074
...بمیر! بمیر! بمیر

254
00:16:35,070 --> 00:16:38,055
از این حس پوچی
.هرجور که دوست داری لذت ببر

255
00:16:39,014 --> 00:16:43,063
درسته، تو با تمام تلاش
.به قولی که دادی پایبند موندی

256
00:16:44,003 --> 00:16:47,024
خوشحال میشم که این واقعیت رو
...کاملاً در قلبت حک کن

257
00:16:47,024 --> 00:16:51,000
.و همیشه مثل الانت باقی بمونی

258
00:16:57,069 --> 00:17:01,018
مشتاقانه منتظر روزی هستم
.که دوباره با تو ملاقات کنم

259
00:17:34,060 --> 00:17:36,081
....مامان

260
00:17:45,070 --> 00:17:49,015
اگه به خاطر دستکاری خاطراتت
...خودت رو سرزنش می‌کردی

261
00:17:49,015 --> 00:17:51,040
.این یعنی تا الان در اشتباه بودی

262
00:17:52,026 --> 00:17:55,080
،کسی که اون روز باهاش روبه‌رو شدید
.ساحرۀ خودپسندی بود

263
00:17:56,039 --> 00:18:00,053
شکی نیست که خاطرات تحریف شدۀ تو
.به خاطر اختیارات خودپسندی اون بوده

264
00:18:01,043 --> 00:18:04,036
اگه درمورد پاندورا ازت بپرسم، بهم میگی؟

265
00:18:05,046 --> 00:18:08,089
...من همیشه خواهان گفتگو با دیگرانم

266
00:18:08,089 --> 00:18:11,076
،ولی درمورد تو
.علاقه‌ای به این کار ندارم

267
00:18:12,050 --> 00:18:14,050
.که اینطور، ممنون

268
00:18:16,035 --> 00:18:18,072
من کسی بودم که همه رو
...به یخ تبدیل کرد

269
00:18:19,064 --> 00:18:23,043
اون زمانی که
.همه سعی داشتن من رو نجات بدن

270
00:18:24,022 --> 00:18:28,000
تو گذشته رو به یاد آوردی
.و پشیمانی خودت رو دیدی

271
00:18:28,036 --> 00:18:31,054
.فقط مونده که پاسخت رو بگی

272
00:18:31,054 --> 00:18:33,073
پاسخم به آزمون؟

273
00:18:34,015 --> 00:18:39,060
اولین آزمون، درمورد رویارویی با
.بزرگترین پشیمانی گذشته است

274
00:18:40,004 --> 00:18:43,073
گذشتۀ خودت رو می‌پذیری
و یا اون رو انکار می‌کنی؟

275
00:18:47,062 --> 00:18:50,036
...به‌هرحال این گناه خودت بوده که

276
00:18:50,036 --> 00:18:55,009
مادرت، دوستانت، خانواده‌ات
.تبدیل شدن به مجسمه‌های یخی

277
00:18:56,031 --> 00:19:00,080
و عزمت برای نجات دادن اونا هم
...آرمان ‌گرایانه نبود

278
00:19:00,080 --> 00:19:02,084
بلکه فقط یه داستان خیالی بود

279
00:19:06,017 --> 00:19:08,080
پس الان برای تو چی باقی مونده؟

280
00:19:15,055 --> 00:19:18,065
.خب این رو قبلاً بهت گفته بودم

281
00:19:21,006 --> 00:19:23,099
.مادرم عاشق من بود

282
00:19:24,075 --> 00:19:29,037
...من می‌خواستم مادرم
.مامان فورتونا رو نجات بدم

283
00:19:30,035 --> 00:19:34,000
می‌خواستم بازم در آغوش بگیرمش
.و با هم روی تختم بخوابیم

284
00:19:34,092 --> 00:19:38,038
می‌خواستم بارها و بارها
.بهش بگم دوستت دارم

285
00:19:38,038 --> 00:19:40,069
پس میخوای بگی
از کاری که کردی پشیمونی؟

286
00:19:41,007 --> 00:19:42,093
.از کارم پشیمون نیستم

287
00:19:44,032 --> 00:19:49,012
به خاطر اینکه اون روز سر قولم موندم
.و تسلیم نشدم، پشیمون نیستم

288
00:19:49,083 --> 00:19:52,000
...اگه بخوام از چیزی پشیمون باشم

289
00:19:52,000 --> 00:19:54,079
...اینه که اون روز قدرت کافی نداشتم

290
00:19:55,038 --> 00:19:57,030
اینه که به اندازۀ کافی
.هوشمندانه تلاش نکردم

291
00:19:58,074 --> 00:20:05,062
هرگز به خاطر اینکه سر قول با مامان موندم
.و تسلیم پاندورا نشدم، احساس پشیمونی نمی‌کنم

292
00:20:06,053 --> 00:20:07,016
...آخه

293
00:20:08,096 --> 00:20:11,013
...مامان توی آخرین لحظات بهم گفت

294
00:20:12,006 --> 00:20:15,006
که به خاطر نگه داشتن قولم
.به من افتخار می‌کنه

295
00:20:16,020 --> 00:20:18,042
.بهم گفت که من گنجشم

296
00:20:18,072 --> 00:20:23,080
،حالا که دیگه نمی‌تونی مادرت رو نجات بدی
هدفت برای مبارزه کردن رو از دست ندادی؟

297
00:20:24,029 --> 00:20:25,091
.اصلاً اینطوری نیست

298
00:20:25,091 --> 00:20:27,014
...مادرم رو نتونستم نجات بدم

299
00:20:27,073 --> 00:20:30,051
ولی درمورد اهالی روستا
.هنوز چیزی مشخص نیست

300
00:20:31,007 --> 00:20:35,006
اونا درحالی که توی یخ خوابن
.هنوزم منتظر اومدن من هستن

301
00:20:35,067 --> 00:20:38,003
هیچکی غیر از من
.نمی‌تونه اونا رو نجات بده

302
00:20:38,038 --> 00:20:40,077
جنگل توسط مارهای سیاه
.آلوده شده بود

303
00:20:41,016 --> 00:20:43,050
...حتی اگه یخ‌ها هم ذوب بشن

304
00:20:43,050 --> 00:20:45,091
با بدن‌های آلوده شدۀ اونا چیکار می‌کنی؟

305
00:20:46,044 --> 00:20:50,002
اگه سرزمینی از نسل مردمت
باقی نمونده باشه، چیکار می‌کنی؟

306
00:20:50,002 --> 00:20:51,074
!اینا فقط منفی بافیه

307
00:20:52,063 --> 00:20:54,050
!اونا منتظرن تا من برم نجاتشون بدم

308
00:20:54,050 --> 00:20:57,089
باید زودتر بیدارشون کنم
!تا منو سرزنش کنن

309
00:20:57,089 --> 00:21:01,009
و بعدش با یه لبخند به من میگن
.خوشحالیم که هنوز زنده‌ایم

310
00:21:01,039 --> 00:21:02,067
چه تخیلات احمقانه‌ای

311
00:21:03,038 --> 00:21:05,093
!نخیر، این پیش‌بینی یه آیندۀ خوشه

312
00:21:06,050 --> 00:21:08,050
...مادرم این رو بهم گفته بود

313
00:21:08,050 --> 00:21:12,018
یه روزی همگی جنگل رو ترک می‌کنیم
.و یه زندگی عادی خواهیم داشت

314
00:21:12,064 --> 00:21:15,094
مثل همون موقعی که با جیوس و افرادش
...دوست بودیم و رابطۀ خوبی داشتیم

315
00:21:15,094 --> 00:21:18,078
مثل همون موقعی که
...سوبارو بهم گفت دوستم داره

316
00:21:19,055 --> 00:21:24,032
دنیایی که مادر و جیوس، می‌تونستن درکنار هم
!توش قدم بزنن، حتماً خواهد اومد

317
00:21:24,097 --> 00:21:28,067
و روستایی‌هایی که تبدیل شدن به
مجسمه‌های یخی هم اونجا حضور دارن؟

318
00:21:29,004 --> 00:21:31,033
اونایی که با دست خودت
!تبدیلشون کردی به یخ

319
00:21:31,075 --> 00:21:33,023
!خـــیلی ازشون عذرخواهی می‌کنم

320
00:21:33,063 --> 00:21:37,026
بارها و بارها، اونقدر عذرخواهی میکنم
!تا بالاخره من رو ببخشن

321
00:21:37,080 --> 00:21:42,045
و وقتی من رو بخشیدن
.دنیا رو بهشون نشون میدم

322
00:21:42,045 --> 00:21:45,021
بهشون میگم دیگه نیازی نیست
.خودشون رو مخفی کنن

323
00:21:45,063 --> 00:21:48,084
بهشون میگم که این همون دنیاییـه که
.مامان فورتونا گفته بود

324
00:21:52,066 --> 00:21:55,041
اونقدر از رویاهام میخونم
...تا گلوم خشک بشه

325
00:21:55,041 --> 00:21:58,042
و مادرم که ورای این آسمانه
!صدای من رو بشنوه

326
00:21:59,006 --> 00:22:03,044
بهش میگم توی دنیایی که عاشقش بودی
!دارم با خوشبختی زندگی می‌کنم

327
00:22:06,003 --> 00:22:07,030
.که اینطور

328
00:22:07,088 --> 00:22:09,042
.الان دیگه متوجه شدم

329
00:22:09,042 --> 00:22:12,095
فکر می‌کردم درکت کردم
.ولی انگار فراتر از تصوراتمی

330
00:22:13,057 --> 00:22:18,028
،تو یه آدم آویزون، مغرور
...خود رأی و خودخواهی

331
00:22:18,028 --> 00:22:20,012
!که به شدت دورویی

332
00:22:20,012 --> 00:22:21,089
درسته، خوب نیست؟

333
00:22:23,019 --> 00:22:24,096
.دیگه آزمونت تموم شد

334
00:22:25,064 --> 00:22:28,027
درسته که آخرش
...خیلی خودخواهانه تموم شد

335
00:22:28,027 --> 00:22:30,034
ولی شکی نیست
.که با گذشتۀ خودت کنار اومدی

336
00:22:30,095 --> 00:22:34,002
میتونی از فداکاری مادرت
...برای توجیه خودت استفاده کنی

337
00:22:34,002 --> 00:22:37,002
تا بتونی عاقبت
.آرزوی خودخوانۀ خودت رو ببینی

338
00:22:37,060 --> 00:22:39,047
.آزادی هرچی که دوست داری بگی

339
00:22:39,047 --> 00:22:42,023
.من دیگه به توهین‌های تو عادت کردم

340
00:22:44,042 --> 00:22:46,091
.دو تا آزمون دیگه باقی مونده

341
00:22:46,091 --> 00:22:50,051
دوست داشتم بگم مشتاقانه منتظر
.دیدن چهرۀ شکست خوردۀ توئم

342
00:22:50,051 --> 00:22:53,073
!ها؟ وایسا ببینم
هنوز آزمون دیگه‌ای هم هست؟

343
00:22:53,073 --> 00:22:55,074
دو تا دیگه؟ یعنی سه تا بودن؟

344
00:22:56,023 --> 00:22:57,044
...آزمون‌های باقی‌مونده

345
00:22:57,044 --> 00:22:59,081
.فکر نکنم تو رو بتونن به چالش بکشونن

346
00:23:00,016 --> 00:23:01,072
واقعاً؟

347
00:23:01,072 --> 00:23:05,012
حالا که میتونی اینقدر خوب
.حاضرجوابی کنی، اونا جلوت کم میارن

348
00:23:05,054 --> 00:23:08,016
.به عبارتی، تو کلاً بی‌خیال فکر کردن شدی

349
00:23:08,016 --> 00:23:09,063
!خـــیلی بدجنسی

350
00:23:13,043 --> 00:23:15,039
.من از تو متنفرم

351
00:23:17,008 --> 00:23:20,048
.ولی من اونقدرا از تو متنفر نیستم

352
00:23:34,000 --> 00:23:41,050
عاشقتم

353
00:23:42,087 --> 00:23:45,019
.خــیلی ممنونم

354
00:23:50,093 --> 00:23:53,068
.معذرت میخوام، مامان

355
00:24:01,096 --> 00:24:02,096
...مامان

356
00:24:04,078 --> 00:24:05,092
...مامان

357
00:24:06,061 --> 00:24:11,061
جنگل الیور لایۀ یخ‌ زدۀ

358
00:24:14,082 --> 00:24:16,058
...ببخشید که اینجوری بهت فشار آوردم

359
00:24:16,058 --> 00:24:18,090
ولی بیشتر از چیزی که انتظار داشتم
.بهم اطلاعات دادی

360
00:24:18,090 --> 00:24:19,083
.ممنونم

361
00:24:20,034 --> 00:24:29,084
همیشه می‌ترسیدم برداشتن حفاظ
.با آرزوی ریوزو میر، نسخۀ اصلی ما در تضاد باشه

362
00:24:29,084 --> 00:24:31,063
.احساست رو درک می‌کنم

363
00:24:31,063 --> 00:24:35,078
ولی وقتی امیلیا موفق شد
...و همه چی رو ردیف کرد

364
00:24:35,078 --> 00:24:39,056
،برای تمام مردم
.دنیا مثل یه محراب میشه

365
00:24:40,047 --> 00:24:42,091
.پس سپردمش به تو، سو جوان

366
00:24:44,087 --> 00:24:48,082
.آرزوی 400 سالۀ شما رو قبول می‌کنم

367
00:24:49,033 --> 00:24:51,084
به‌هر‌حال، بهتره شما برید
.استراحت کنید، شیما سان

368
00:24:52,028 --> 00:24:54,053
رام، میتونم بسپارمش به تو؟

369
00:24:54,053 --> 00:24:59,052
آه! خب برای این کار
.مخفیگاه ننه شی، از مال ننه ریو بهتره

370
00:24:59,052 --> 00:25:00,089
...من میتونم همراه

371
00:25:00,089 --> 00:25:02,039
!آه! یه لحظه صبر کن

372
00:25:02,039 --> 00:25:04,054
!گارفیل تو نباید به خودت فشار بیاری

373
00:25:04,054 --> 00:25:07,016
بهتره این کار رو
.بسپاریم به رام سان و ریوزو سان

374
00:25:07,016 --> 00:25:07,088
ها؟

375
00:25:08,054 --> 00:25:10,048
اگه یه آدم خشن مثل تو
...بخواد اون رو ببره

376
00:25:10,048 --> 00:25:12,050
و توی وقت استراحت شیما ساما
...تداخل ایجاد بشه

377
00:25:12,050 --> 00:25:14,039
.این کار دیگه فایده‌ای نداره

378
00:25:14,039 --> 00:25:17,052
،پس فکر کنم
.منم بهتره همراهت بیام

379
00:25:17,052 --> 00:25:19,088
.اگه بیای که خیلی کمک می‌کنه

380
00:25:19,088 --> 00:25:25,000
اصلاً حس خوبی ندارم که شما رو
.پیش مردایی بذارم که هیچ درکی از بقیه ندارن

381
00:25:25,000 --> 00:25:26,042
.آره، درسته

382
00:25:26,042 --> 00:25:28,090
...ها؟! الان منم جزو اینا حساب

383
00:25:30,033 --> 00:25:34,014
فکر کنم رام سان
متوجه شده بود، نه؟

384
00:25:34,068 --> 00:25:37,011
...خب همین که بی‌خیالش شد

385
00:25:37,038 --> 00:25:42,009
،نه، همین که تو این کار داره کمک می‌کنه
.خودش جای امیدواری داره

386
00:25:42,009 --> 00:25:44,070
جوری حرف نزنید که انگار
!همه منظورتون رو متوجه میشن

387
00:25:44,070 --> 00:25:48,087
منو مثل یکی از
!مورگلوها نادیده نگیرید 10

388
00:25:49,016 --> 00:25:51,047
،اگه با ما نباشی
...تو دردسر میوفتیم

389
00:25:51,047 --> 00:25:54,071
،و چون رام یه عامل غیرقابل پیش‌بینی بود
.اون رو از گروه حذف کردم

390
00:25:54,071 --> 00:25:57,023
!رام؟ وایسید ببینم

391
00:25:57,023 --> 00:25:59,090
دیگه الان هیچ نمی‌فهمم
...چی دارید میگی

392
00:25:59,090 --> 00:26:03,006
خب ما الان داریم میریم
.ملاقات مرزبان میزر

393
00:26:03,040 --> 00:26:03,096
ها؟

394
00:26:03,096 --> 00:26:07,018
تو دو تا دست داری
.و ما هم دو تا مزاحم هستیم

395
00:26:07,084 --> 00:26:09,070
اینجوری دیگه می‌تونیم
یه جورایی برسیم، نه؟

396
00:26:10,012 --> 00:26:15,003
،باید قبل از اینکه امیلیا با اقتدار بیرون بیاد
.سریع برگردیم

397
00:26:18,032 --> 00:26:23,036
اصلاً انتظار نداشتم
.توی همچین زمانی به ملاقات من بیاید

398
00:26:23,095 --> 00:26:27,008
خب چی باعث شده
که به اینجا بیاید؟

399
00:26:27,030 --> 00:26:30,028
ببین چطور با یه آرایش کامل
.داره ازمون استقبال می‌کنه

400
00:26:30,028 --> 00:26:32,054
وقتی می‌بینم تا این حد مشتاق دیدنم بودی
.یه جورایی خجالت‌زده‌م می‌کنی

401
00:26:32,085 --> 00:26:36,026
...مگه خودت نبودی که گفتی

402
00:26:36,026 --> 00:26:40,084
دفعۀ دیگه که همدیگه رو ملاقات کردیم
.باید آرایش کامل داشته باشم

403
00:26:40,084 --> 00:26:43,059
.آره، فکرکنم همچین چیزی رو گفتم

404
00:26:43,059 --> 00:26:49,075
در واقع آرایش برای من، مثل آماده سازی
.برای نبردیه که نمی‌تونم ازش بگذرم و باید توش پیروز بشم

405
00:26:49,075 --> 00:26:53,019
که اینطور، پس این همون
نقاشی صورت برای جنگه، ها؟

406
00:26:53,019 --> 00:26:56,086
خیلی خب، سوبارو کون
برای چی به اینجا اومدی؟

407
00:26:57,016 --> 00:26:59,021
...مطمئنم که خودت متوجه شدی

408
00:26:59,021 --> 00:27:02,066
تختۀ بازی‌ای که چیده بودی
.درحال خراب شدنه

409
00:27:03,089 --> 00:27:05,039
.درسته

410
00:27:05,075 --> 00:27:09,016
،با دیدن افرادی که همراهت هستن
.میتونم تغییرات اوضاع رو ببینم

411
00:27:09,084 --> 00:27:14,064
می‌بینم که خوب تونستن
.تو رو رام کنن، گارفیل

412
00:27:14,064 --> 00:27:15,067
ها؟

413
00:27:15,094 --> 00:27:19,067
ولی چیزی که بیشتر از همه
...من رو متعجب کرده

414
00:27:20,098 --> 00:27:22,084
مـ... من؟

415
00:27:23,016 --> 00:27:26,004
...از لحظۀ ورودت برام سؤال شده بود

416
00:27:26,004 --> 00:27:29,052
"ایشون دقیقاً کی و اهل کجا میتونه باشه؟"

417
00:27:29,052 --> 00:27:31,044
!دمت گرم، اوتو

418
00:27:31,044 --> 00:27:34,047
انگار قرار نبود جزئی از
.پیشگویی‌های آینده باشی

419
00:27:34,047 --> 00:27:36,012
!هیچم باعث خوشحالیم نمیشه

420
00:27:36,012 --> 00:27:38,082
اونقدر شوکه کننده بود که حتی نمی‌تونم
!احساسم رو مخفی نگه دارم

421
00:27:38,082 --> 00:27:43,061
همچین فردی به عنوان شاهد مبارزۀ من
.و سوبارو کون به اینجا اومده

422
00:27:44,025 --> 00:27:47,033
...که اینطور، پس یعنی اون

423
00:27:47,067 --> 00:27:49,027
.آره، همینطوره

424
00:27:49,027 --> 00:27:51,021
.اولین چرخ دنده از جاش خارج شده

425
00:27:51,051 --> 00:27:51,097
ها؟

426
00:27:51,097 --> 00:27:55,022
اون تخته‌ای که تا اینجا
...با دقت زیاد تنظیم کرده بودی

427
00:27:55,022 --> 00:27:57,048
توسط یه مهرۀ ناشناخته
.مورد حمله قرار گرفت

428
00:27:57,048 --> 00:27:59,039
.و اینجا بود که جریان بازی تغییر کرد

429
00:27:59,096 --> 00:28:04,059
به لطف این دوست ناچیزم که حتی
.ارزش وارد شدن توی پیشگویی هم نداشت

430
00:28:06,036 --> 00:28:09,031
پس میشه دوباره خودت رو معرفی کنی؟

431
00:28:14,073 --> 00:28:16,077
.من، اوتو سوئن هستم

432
00:28:17,048 --> 00:28:21,099
و باعث افتخاره که فرصت ملاقات
.با جناب مرزبان رو به دست آوردم

433
00:28:22,049 --> 00:28:25,087
،من فقط یه تاجر ساده هستم
.پس از شما متشکرم

434
00:28:26,037 --> 00:28:28,073
.این رو به یاد خواهم سپرد، اوتو کون

435
00:28:29,036 --> 00:28:33,008
توی ملاقات بعدیـمون
.به هیچ‌وجه از تو غافل نمیشم

436
00:28:33,027 --> 00:28:34,076
!ای ول، اوتو

437
00:28:34,076 --> 00:28:38,034
همونطور که می‌خواستی بیشتر از هر وقت دیگه‌ای
!تونستی روی روزوال تأثیر بذاری

438
00:28:38,034 --> 00:28:42,021
ولی من هیچوقت نمی‌خواستم
!اینجوری منو به یاد داشته باشه

439
00:28:42,085 --> 00:28:45,080
به لطف اوتو کون
...تونستی دوباره روی پات وایسی

440
00:28:46,006 --> 00:28:49,051
و استقامت لازم برای
آخرین مبارزه رو پیدا کنی، ها؟

441
00:28:49,000 --> 00:29:03,000
MOMAN_M111

442
00:28:49,078 --> 00:28:51,018
.همینطوره که میگی

443
00:28:51,070 --> 00:28:54,058
ولی به نظرت عجیب نیست؟

444
00:28:54,058 --> 00:28:58,004
...اینجا باید قهرمان اصلی منو سر پا کنه

445
00:28:58,004 --> 00:29:00,085
چرا باید یه شخصیت مرد خودشو بندازه وسط؟
زیادی موقعیت نشناس نیستی؟

446
00:29:00,085 --> 00:29:03,088
!جوری بهم نگاه نکن که انگار مقصرم
!منم چیزی نمی‌دونم

447
00:29:03,088 --> 00:29:05,093
.شوخی کردم بابا، شوخی کردم

448
00:29:07,021 --> 00:29:11,008
.یه بار دیگه می‌پرسم
برای چی به اینجا اومدی؟

449
00:29:17,007 --> 00:29:18,054
!تا بهت توصیه کنم تسلیم بشی

450
00:29:20,041 --> 00:29:22,067
...از شیما سان شنیدم

451
00:29:23,030 --> 00:29:28,031
.دلیل واقعی ساخته شدن این محراب رو

