1
00:00:08,086 --> 00:00:10,011
...جلوی دوستت

2
00:00:10,082 --> 00:00:13,007
...سعی نکن خودت رو الکی قوی نشون بدی

3
00:00:13,048 --> 00:00:15,007
!ناتسوکی سوبارو

4
00:00:15,057 --> 00:00:18,006
...هیچ نمی‌دونی باید چیکار کنی

5
00:00:18,006 --> 00:00:20,024
و همۀ مسائل توی سرت
به هم گره خوردن، مگه نه؟

6
00:00:20,085 --> 00:00:23,054
همش تو شرایطی قرار می‌گیری
...که باید از بقیه کمک بخوای

7
00:00:23,054 --> 00:00:26,023
ولی عقل و زور و بازوت
...به اندازۀ کافی قوی نیست

8
00:00:26,023 --> 00:00:29,088
تمام وقتت رو
با خودخوری تلف میکنی، مگه نه؟

9
00:00:31,094 --> 00:00:33,051
به حرفام گوش می‌کنی؟

10
00:00:34,006 --> 00:00:36,072
!اگه میشنوی چی میگم، پس جواب بده

11
00:00:37,035 --> 00:00:38,055
داری چه غلطی می‌کنی؟

12
00:00:40,069 --> 00:00:43,012
...تا از سرت خون اومد

13
00:00:43,012 --> 00:00:45,033
سریع از پاهات غافل شدی، ها؟

14
00:00:45,033 --> 00:00:48,060
میشه گفت این دقیقاً همون رفتاریه که
.همیشه از خودت نشون میدی

15
00:00:48,060 --> 00:00:49,054
!خاک بر سرت

16
00:00:49,054 --> 00:00:51,063
!آره همینطوره

17
00:00:56,091 --> 00:00:59,066
!تمام زوری که داری، همینه

18
00:01:00,059 --> 00:01:04,012
عیبی نداره جلوی دختری که دوستش داری
...خودت رو خفن نشون بدی

19
00:01:04,050 --> 00:01:07,061
یا جلوی دختری که دوستت داره
.خودت رو محکم نشون بدی

20
00:01:07,061 --> 00:01:08,083
!اینم اشکالی نداره

21
00:01:09,039 --> 00:01:10,050
...ولی میدونی

22
00:01:10,050 --> 00:01:11,080
!تا همینجا تمومش کن

23
00:01:12,061 --> 00:01:14,080
خودتم میدونی چی کم داری، مگه نه؟

24
00:01:14,080 --> 00:01:16,068
میدونی دستت به کجاها نمی‌رسه، مگه نه؟

25
00:01:17,008 --> 00:01:19,055
میخوای جلوی کسی که دوستش داری
خودی نشون بدی، مگه نه؟

26
00:01:19,055 --> 00:01:23,000
میخوای کسی باشی که
دختری که دوستش داره، بهش افتخار کنه؟

27
00:01:23,076 --> 00:01:27,010
پس چرا از کسی کمک قبول نمی‌کنی؟

28
00:01:27,076 --> 00:01:28,094
...مثلاً

29
00:01:29,053 --> 00:01:30,077
!یه دوست

30
00:01:35,025 --> 00:01:38,007
...یکی هست که بهش اتکا کردم

31
00:01:38,007 --> 00:01:39,084
...ازش کمک خواستم

32
00:01:40,063 --> 00:01:42,027
!ولی فایده‌ای نداشت

33
00:01:43,092 --> 00:01:44,062
...ولی

34
00:01:45,044 --> 00:01:49,083
من که یادم نمیاد
.تو از من کمکی خواسته باشی

35
00:01:50,008 --> 00:01:51,092
!نـ... نه! اشتباه می‌کنی

36
00:01:58,040 --> 00:02:00,049
...همه چی توی سرم به هم ریخته

37
00:02:01,013 --> 00:02:04,016
کلی چیز هست که حتی اگه
.برات تعریف کنم، باورت نمیشه

38
00:02:04,063 --> 00:02:06,098
خودمم نمی‌دونم
.چطور باید برات تعریفشون کنم

39
00:02:07,068 --> 00:02:10,069
،سعیـت رو بکن
.من که سر تا پا گوشم

40
00:02:11,037 --> 00:02:13,032
...نه، ولی اینجوری که

41
00:02:13,032 --> 00:02:16,043
مگه بهت نمیگم
!خودت رو قوی نشون نده

42
00:02:16,043 --> 00:02:19,033
اگه اینقدر وقت داری
...که به این چیزای پیچیده فکر کنی

43
00:02:19,033 --> 00:02:20,082
!پس همشون رو بریز بیرون

44
00:02:20,082 --> 00:02:22,055
...میدونم چی میگی ولی من

45
00:02:22,055 --> 00:02:24,068
!هرچی تو مغزته، بریز بیرون

46
00:02:24,068 --> 00:02:28,022
وقتی حرفات تموم شد
!آخرشم بگو که بهت باور دارم

47
00:02:28,022 --> 00:02:29,085
آخه ما با هم دوستیم، نه؟

48
00:02:36,005 --> 00:02:39,055
...ولی ممکنه حرفام رو باور نکنی، ها

49
00:02:42,000 --> 00:02:49,000
تقدیم میکند Animental

50
00:02:52,063 --> 00:02:53,065
!روزوال

51
00:02:58,048 --> 00:02:59,081
!بیا یه شرطی ببندیم

52
00:02:59,081 --> 00:03:02,099
.روی خواسته‌ای که من و تو داریم

53
00:03:06,098 --> 00:03:13,083
راستش فکرشم نمی‌کردم یه بار دیگه بتونم
.چهرۀ مصمم تو رو ببیننم

54
00:03:14,043 --> 00:03:17,023
!اینجا آخرین مبارزۀ من توئه

55
00:03:17,062 --> 00:03:20,050
...توی این دور به هر قیمتی شده هم محراب

56
00:03:20,050 --> 00:03:21,097
!و هم عمارت رو نجات میدم

57
00:03:22,044 --> 00:03:25,050
!و تمام نقشه‌های تو رو نقش برآب می‌کنم

58
00:03:25,084 --> 00:03:29,001
میخوای همه چی رو از همینجا شروع کنی؟

59
00:03:29,001 --> 00:03:33,074
یعنی تنها قدرتی که داری رو بی‌خیال بشی؟

60
00:03:35,006 --> 00:03:38,028
اینکه از نو شروع کنم
.و بخوام همه رو نجات بدم، دو تا بحث جدان

61
00:03:39,053 --> 00:03:41,078
...من و تو خیلی خود رأی بودیم

62
00:03:42,027 --> 00:03:45,054
و این قدرتی هم که دارم
.اونقدرا هم به درد بخور نیست

63
00:03:46,077 --> 00:03:48,064
...اگه این دور رو آخرین دور میدونی

64
00:03:49,011 --> 00:03:51,073
پس از من چه خواسته‌ای داری؟

65
00:03:51,073 --> 00:03:53,050
!خواستۀ من ساده است

66
00:03:54,016 --> 00:03:57,084
اگه من، هم محراب
.و هم عمارت رو نجات دادم

67
00:03:58,029 --> 00:04:00,095
تو هم اون کتاب رو دور می‌ندازی
...و همراه من میشی

68
00:04:00,095 --> 00:04:02,093
!و امیلیا رو پادشاه می‌کنی

69
00:04:02,093 --> 00:04:06,018
.برای این کار به کمک تو نیاز دارم

70
00:04:07,079 --> 00:04:08,064
!احمقانه است

71
00:04:09,009 --> 00:04:11,087
!این پیشنهاد خیلی انحراف داره

72
00:04:11,087 --> 00:04:13,023
...داری میگی میتونی منو ببخشی

73
00:04:13,023 --> 00:04:15,085
...اگه بحث سر بخشیدن یا نبخشیدن توئه

74
00:04:15,085 --> 00:04:18,025
!پس من به هیچ عنوان تو رو نمی‌بخشم

75
00:04:18,062 --> 00:04:21,003
.ولی این مشکل شخصی خودمه

76
00:04:22,061 --> 00:04:25,086
.هنوز هیچ اتفاق بدی نیوفتاده

77
00:04:25,086 --> 00:04:28,020
اگه من بتونم همه چی رو حل و فصل کنم، مگه نه؟

78
00:04:28,073 --> 00:04:31,041
!اونقدرا هم که فکر می‌کنی موضوع ساده‌ای نیست

79
00:04:31,078 --> 00:04:35,005
ولی من که ساده دیدن موضوعات رو
.خــیلی دوست دارم

80
00:04:35,005 --> 00:04:37,062
...امیلیا تلاشش رو می‌کنه و پادشاه میشه

81
00:04:37,062 --> 00:04:40,016
منم درکنارش خواهم بود
...و اون رو تشویق می‌کنم

82
00:04:40,016 --> 00:04:43,001
و از تو هم میخوام
.که یکی از حاضرین اون جمع باشی

83
00:04:43,086 --> 00:04:45,072
!فقط گفته باشم، این اجباریه

84
00:04:47,022 --> 00:04:51,032
میخوای بدون از دست دادن چیزی
به همۀ خواسته‌هات برسی؟

85
00:04:51,032 --> 00:04:54,029
،نه تنها این
...بلکه میگی همکاری منم لازمه

86
00:04:54,029 --> 00:04:56,081
و میخوای منم بخشی از
شالودۀ آینده قرار بدی؟

87
00:04:57,066 --> 00:04:59,065
اصلاً متوجه هستی، سوبارو کون؟

88
00:05:00,018 --> 00:05:01,011
از چی؟

89
00:05:01,069 --> 00:05:06,057
که این انتخاب تا چه حد
حرص و طمع می‌طلبه؟

90
00:05:14,028 --> 00:05:17,072
.دشمنت تبدیل به قویترین کارت برندۀ بازی شده

91
00:05:17,072 --> 00:05:19,083
هنوزم این برات کافی نیست؟

92
00:05:24,016 --> 00:05:26,025
...مهم نیست چقدر تقلا کنی

93
00:05:26,025 --> 00:05:28,012
.به چیزی که میخوای نمیرسی

94
00:05:28,051 --> 00:05:31,073
،تا وقتی امیلیا ساما روی پاش نایسته
...حفاظ برداشته نمیشه

95
00:05:32,020 --> 00:05:34,017
...محراب از برف پوشیده میشه

96
00:05:34,017 --> 00:05:36,039
.و عمارت توی مصیبت، غرق در خون میشه

97
00:05:36,039 --> 00:05:39,077
آره، پس باید کاری کنم
.که حسابی اشکت در بیاد

98
00:05:41,073 --> 00:05:44,072
.که اینطور، حق با توئه

99
00:05:44,072 --> 00:05:48,011
فکر بدی نیست واسه من بعدی هم
.مقدماتی رو آماده کنیم

100
00:05:49,052 --> 00:05:52,033
پس این یعنی شرطی که گذاشتم رو
قبول کردی، درسته؟

101
00:05:55,074 --> 00:05:59,026
،حالا که همه چی حل شد
.وقتشه برم سراغ باقی کارا

102
00:06:00,010 --> 00:06:01,013
...سوبارو کون

103
00:06:02,005 --> 00:06:06,042
بارش برف در محراب و حمله به عمارت
.سه روز دیگه شروع میشن

104
00:06:06,042 --> 00:06:09,034
امیدوارم تمام تلاشت رو بکنی
.و بدجوری شکست بخوری

105
00:06:09,069 --> 00:06:10,080
.خوش باش

106
00:06:15,004 --> 00:06:19,052
روزوال، وقتی خواستی بیای سراغم
.بازم اون آرایش دلقک‌ها رو روی صورتت بذار

107
00:06:20,008 --> 00:06:22,048
به عنوان دو تا دلقک
...که سرنوشت رومون حساب کرده

108
00:06:22,085 --> 00:06:25,048
!بیا منصفانه و صادقانه مبارزه کنیم

109
00:06:25,050 --> 00:06:28,050
قمار تعیین کننده

110
00:06:30,090 --> 00:06:33,091
،نقشۀ خبیثانه‌ای که با دوستت کشیدی
چطور پیش رفت؟

111
00:06:34,036 --> 00:06:35,045
تو چطور؟

112
00:06:35,045 --> 00:06:37,081
با کارایی که روزوال می‌کنه، مشکلی نداری؟

113
00:06:37,081 --> 00:06:42,029
واسه من، فقط یه چیزی هست
...که از هر چیز دیگه‌ای مهمتره

114
00:06:42,081 --> 00:06:45,083
!و این موضوع هم هرگز تغییری نمی‌کنه، مطلقاً

115
00:06:46,027 --> 00:06:49,042
.پس تو هم به تغییر عقیده ـم دل خوش نکن

116
00:06:49,042 --> 00:06:51,021
.هیچ چیز مطلقی وجود نداره

117
00:06:51,021 --> 00:06:52,072
!دهنت رو ببند

118
00:06:54,088 --> 00:06:56,078
به امیلیا ساما امیدی داری؟

119
00:06:57,012 --> 00:07:00,010
.آره، دارم، بهش باور دارم

120
00:07:00,077 --> 00:07:04,011
امیلیا ساما هنوز نفهمیده
.برای چی داره تلاش می‌کنه

121
00:07:05,021 --> 00:07:07,060
.و تا وقتی هم متوجه نشه، فقط درجا میزنه

122
00:07:08,036 --> 00:07:10,091
!ما دیگه از نوشته‌های اون کتاب فاصله گرفتیم

123
00:07:10,091 --> 00:07:12,095
!روزوال دیگه آزاده

124
00:07:15,082 --> 00:07:17,089
...منو راهنمایی کرد

125
00:07:17,089 --> 00:07:19,073
نکنه منو دوست داره؟

126
00:07:19,073 --> 00:07:21,096
هنوزم از این حرفا میزنی؟

127
00:07:21,096 --> 00:07:24,054
،اگه به گوشش برسه
!پوستت رو می‌کنه، ها

128
00:07:25,016 --> 00:07:28,013
...از اونجایی که رام سان با مرزبان کار میکنه

129
00:07:28,013 --> 00:07:30,014
پس یه جورایی مثل دشمن هستید، نه؟

130
00:07:30,014 --> 00:07:31,038
رام دشمن منه؟

131
00:07:35,001 --> 00:07:39,024
دیگه متوجه شدم که تا چه حد
.به رام سان اعتماد داری

132
00:07:39,024 --> 00:07:41,096
خب؟ بحثت با مرزبان به کجا رسید؟

133
00:07:41,096 --> 00:07:43,031
.همه چی عالی پیش رفت

134
00:07:43,081 --> 00:07:45,086
!شرط رو بستیم

135
00:07:45,086 --> 00:07:47,039
.خوشحالم از این بابت

136
00:07:47,080 --> 00:07:51,050
البته به مرزبان نمی‌خوره
...تا حالا توی موضوعی باخته باشه

137
00:07:51,050 --> 00:07:53,032
.پس حدس میزدم قبول کنه

138
00:07:54,001 --> 00:07:56,003
...و حرکت بدی

139
00:07:57,003 --> 00:07:59,034
گارفیل، ها؟

140
00:08:02,058 --> 00:08:05,071
،ولی قبل از اون
میشه برم از یه چیزی مطمئن بشم؟

141
00:08:06,094 --> 00:08:10,046
.باشه، پس من طبق برنامه‌ریزی پیش میرم

142
00:08:10,099 --> 00:08:12,097
...و درمورد امیلیا ساما

143
00:08:14,053 --> 00:08:17,011
.واسه این یکی کاری از تو بر نمیاد

144
00:08:17,068 --> 00:08:20,043
...شایدم بهتره بگم از منم کاری بر نمیاد

145
00:08:22,042 --> 00:08:25,090
،من هنوزم نتونستم به زخم امیلیا
.حتی نزدیک بشم

146
00:08:26,020 --> 00:08:28,098
.معلومه که خیلی ترسیده بودم

147
00:08:28,098 --> 00:08:30,074
.دقیقاً همینطوره که میگی

148
00:08:30,074 --> 00:08:32,066
!پس سعی نکن ادای آدمای بی گناه رو در بیاری

149
00:08:32,066 --> 00:08:34,005
!هوی

150
00:08:34,005 --> 00:08:37,078
پس، الان جرأت این رو پیدا کردی
که روی زخم امیلیا ساما مرهم بذاری؟

151
00:08:38,027 --> 00:08:41,025
خب حداقل جرأت این رو پیدا کردم
.که ازش اجازۀ این کار رو بگیرم

152
00:08:41,064 --> 00:08:44,093
.آخه برخلاف گارفیل، نگران مرگم نیستم

153
00:08:44,093 --> 00:08:47,063
راستش مطمئن نیستم
.که باید به این موضوع بخندم یا نه

154
00:08:47,094 --> 00:08:51,026
ولی خودمونیم، ها! تو هم خوب میتونی
.روی چیزای پر ریسک شرط ببندی

155
00:08:51,068 --> 00:08:52,099
.حق با توئه

156
00:08:53,045 --> 00:08:58,081
ولی این اولین باره که
.بدون در نظر گرفتن شانس بردن، دارم شرط می‌بندم

157
00:09:05,097 --> 00:09:10,000
می‌دونستم بیام اینجا
.میتونم تو رو ببینم، ریوزو سان

158
00:09:10,000 --> 00:09:15,038
با این حرفی که زدی
.پس معلومه درمورد من همه چیز رو میدونی

159
00:09:16,031 --> 00:09:19,016
همونطور که گفتی
...از یه سری چیزا خبر دارم

160
00:09:19,067 --> 00:09:21,051
.مثل هدفی که داری

161
00:09:22,098 --> 00:09:27,001
پس کسی که روزوال جوان
منتظرش بود، تو بودی، ها؟

162
00:09:27,001 --> 00:09:29,097
!آه... شرمنده، اون موضوع کنسل شده

163
00:09:29,097 --> 00:09:30,050
ها؟

164
00:09:31,025 --> 00:09:34,096
.و الانم درگیر یه مبارزۀ بزرگ با روزوالم

165
00:09:34,096 --> 00:09:37,065
میخوام به نتیجه‌ای برسم
.که به نفع همه باشه

166
00:09:37,065 --> 00:09:41,009
برای همین، دوست دارم
.کمک تو رو داشته باشم

167
00:09:41,083 --> 00:09:45,052
خب چرا از قدرت
نماینده بودنت استفاده نمی‌کنی؟

168
00:09:45,096 --> 00:09:47,094
.نمیخوام به این اختیارات اتکا کنم

169
00:09:48,099 --> 00:09:51,048
.من اومدم اینجا تا با تو حرف بزنم

170
00:09:53,049 --> 00:09:56,049
مردای جوان خیلی دوست دارن
.خودشون رو باحال نشون بدن

171
00:09:57,004 --> 00:09:59,056
خب؟ چی میخوای بگی؟

172
00:09:59,056 --> 00:10:04,070
،ساده بخوام بگم
.دنبال راهی برای آزادسازی محرابم

173
00:10:05,044 --> 00:10:09,044
راستش میدونم که تو
.مخالف آزادسازی محرابی

174
00:10:10,026 --> 00:10:12,092
من مخالف آزادسازی محرابم؟

175
00:10:13,028 --> 00:10:16,031
ها!؟ نکنه با آزادسازی مخالف نیستی؟

176
00:10:17,078 --> 00:10:21,005
ها!؟ مگه میشه!؟
...پس چرا اون موقع

177
00:10:24,005 --> 00:10:27,055
.ولی نمی‌تونم بگم این سوءظنت بی جاست

178
00:10:28,024 --> 00:10:31,034
سو جوان، نظرت راجع به گار جوان چیه؟

179
00:10:32,072 --> 00:10:36,015
.احتمالاً... درگیری با اون اجتناب ناپذیره

180
00:10:38,042 --> 00:10:39,042
.که اینطور

181
00:10:39,042 --> 00:10:40,036
...ولی

182
00:10:40,084 --> 00:10:45,058
اینکه بعد از پایان همه چی
.بتونیم با هم کنار بیایم یا نه رو نمی‌دونم

183
00:10:48,018 --> 00:10:50,003
...برای رسیدن به این تصمیم

184
00:10:50,042 --> 00:10:53,020
.میخوام بیشتر درموردش بدونم

185
00:10:55,078 --> 00:10:59,072
توی خام کردن افراد مسن
.خیلی ماهری، سو جوان

186
00:11:03,099 --> 00:11:06,089
درمورد من از ساحرۀ بزرگ شنیدی، درسته؟

187
00:11:07,078 --> 00:11:11,025
...درمورد کلون‌های ریوزو میر

188
00:11:11,025 --> 00:11:14,061
.و یا حتی درمورد هدف به وجود آوردن اونا

189
00:11:14,061 --> 00:11:16,090
...درمورد آزمایشات جاودانگی

190
00:11:16,090 --> 00:11:19,055
و اینکه شما موارد لازم
.برای رسیدن به موفقیت در اون بودید

191
00:11:20,043 --> 00:11:25,075
،تا امروز، من از کریستالی که کلون‌ها رو می‌سازه
.محافظت و اون رو مدیریت می‌کردم

192
00:11:25,075 --> 00:11:31,012
ما چهار نفر هستیم که به صورت نوبتی
.وظیفۀ مدیریت رو به عهده داریم

193
00:11:31,062 --> 00:11:34,022
.یه چیزی درمورد "اولین چهار نفر" شنیدم

194
00:11:34,022 --> 00:11:37,008
...پس یعنی به جز ریوزو سان، سه نفر دیگه هم

195
00:11:41,020 --> 00:11:43,041
...اسم من ناتسوکی سوباروئه

196
00:11:43,041 --> 00:11:45,058
ریوزو سان، اسم تو چیه؟

197
00:11:46,080 --> 00:11:49,030
.اسم من ریوزو آروماست

198
00:11:49,030 --> 00:11:52,064
.من یکی از "اولین چهار نفر" هستم

199
00:11:53,031 --> 00:11:54,035
آروما؟

200
00:11:54,035 --> 00:11:56,027
.من ریوزو بیلما هستم

201
00:11:57,013 --> 00:12:00,079
اولین ریزویی که باهاش ملاقات کردم
.اسمش "بیلما" بود

202
00:12:01,024 --> 00:12:04,049
...قصد نداشتم چیزی رو از تو مخفی کنم

203
00:12:05,007 --> 00:12:07,063
ولی چه دلیلی داره
اینقدر به خودتون دردسر بدید؟

204
00:12:08,020 --> 00:12:11,065
...بدن ما از گوشت و خون ساخته نشده

205
00:12:11,065 --> 00:12:15,001
بلکه به صورت مصنوعی
.با انبوهی از مانا ساخته شده

206
00:12:15,033 --> 00:12:18,000
با فعالیتی که انجام میدیم
...مانایی که داریم مصرف میشه

207
00:12:18,000 --> 00:12:21,021
ولی به اندازه‌ای نیست که بتونیم
.یک روز کامل رو فعال باشیم

208
00:12:21,070 --> 00:12:24,024
...آها، مثل ارواح طبیعت

209
00:12:24,024 --> 00:12:26,091
پس برای همینه که
نوبتی وظیفه ـتون رو انجام میدید، ها؟

210
00:12:27,048 --> 00:12:29,092
ولی... با این قضیه مشکلی ندارید؟

211
00:12:30,073 --> 00:12:32,091
.سو جوان، تو خیلی مهربونی

212
00:12:34,098 --> 00:12:41,078
هرچند، ریوزو شیما
.یکی از اولین چهار نفر، استثناء ـست

213
00:12:42,040 --> 00:12:43,099
ریوزو شیما؟

214
00:12:44,058 --> 00:12:46,005
.به کسی چیزی نمیگم

215
00:12:46,005 --> 00:12:48,091
.به نامم ریوزو شیما، سوگند می‌خورم

216
00:12:49,078 --> 00:12:53,012
حدود 10 سال پیش
.اون باعث ایجاد مشکلی شد

217
00:12:53,050 --> 00:12:56,022
...اون از مسئولیت سرپرستی برکنار شد

218
00:12:56,022 --> 00:12:59,058
و الان مثل باقی کلون‌ها
.توی جنگل زندگی می‌کنه

219
00:13:00,005 --> 00:13:04,073
به عبارت دیگه، الان فقط سه نفر هستیم
.که وظیفۀ مدیریت رو به عهده داریم

220
00:13:05,008 --> 00:13:06,064
این مشکلی که گفتی چی بود؟

221
00:13:07,014 --> 00:13:10,028
قراردادی که با ساحرۀ خالقـمون
...بسته بودیم رو نقض کرد

222
00:13:10,028 --> 00:13:11,084
.و وارد محراب شد

223
00:13:12,048 --> 00:13:14,003
...قانون رو نقض کرد

224
00:13:14,003 --> 00:13:19,000
تا گار جوان که برای آزمون رفته بود
.و هنوز برنگشته بود رو برگردونه

225
00:13:20,030 --> 00:13:24,031
،از وقتی که شیما از وظیفه‌ش خلع شد
.دیگه اون رو ندیدم

226
00:13:24,085 --> 00:13:26,081
...ولی گار جوان

227
00:13:26,081 --> 00:13:31,076
بعید نیست با خاطراتی که از شیما داره
.ولی ما نداریم، اون رو ملاقات کنه

228
00:13:31,076 --> 00:13:34,001
خاطراتی که شما ندارید؟

229
00:13:34,048 --> 00:13:39,004
درمورد گذشته‌ای حرف میزنم که گار جوان
.در زمان آزمون در محراب دیده

230
00:13:39,076 --> 00:13:43,067
تو چیزی در مورد خانوادۀ گار جوان میدونی؟

231
00:13:44,018 --> 00:13:48,073
آره، میدونم که فردریکا
.خواهر اونه از یه پدر دیگه

232
00:13:48,073 --> 00:13:50,049
...و چون خون غیر انسانی کمتری داشت

233
00:13:50,049 --> 00:13:52,089
.تونست 10 سال پیش از محراب خارج بشه

234
00:13:54,093 --> 00:13:57,039
فردریکا، چرا محراب رو ترک کردی؟

235
00:13:58,093 --> 00:14:02,017
.احتمالاً چون می‌خواستم چیزی رو بسازم

236
00:14:02,070 --> 00:14:04,050
...برای زمانی که حفاظ محراب برداشته شد

237
00:14:04,050 --> 00:14:08,086
فرصتی برای ساکنین محراب
.که موفق میشن به دنیای بیرون پا بذارن

238
00:14:09,065 --> 00:14:12,016
...یه مکان برای زندگی

239
00:14:12,089 --> 00:14:14,074
.یه همچین چیزی گفته بود

240
00:14:15,050 --> 00:14:19,081
نکنه گذشته‌ای که گارفیل دیده
مربوط به خارج شدن فردریکا بوده؟

241
00:14:19,081 --> 00:14:22,071
...نه، احتمالاً چیزی که اون دیده

242
00:14:23,018 --> 00:14:29,043
مربوط به لحظۀ جدایی مادرشه که گار جوان
.و فردریکا رو رها کرد و از محراب رفت

243
00:14:30,098 --> 00:14:33,032
...اون گارفیل احمق بی‌چاره

244
00:14:33,032 --> 00:14:35,031
.از دنیای بیرون می‌ترسه

245
00:14:37,001 --> 00:14:39,068
...اون مخالف آزادسازی محرابه

246
00:14:40,003 --> 00:14:45,003
،چون از دنیایی که مادرش به خاطر اون
حاضر به رها کردنش شده بود، بدش میاد؟

247
00:14:47,004 --> 00:14:51,043
.اون پسر خودش رو "گارفیل تینزل" معرفی می‌کنه

248
00:14:51,043 --> 00:14:53,092
.و این فامیل مادرشه

249
00:14:53,092 --> 00:14:58,004
من معتقدم این فامیل رو روی خودش گذاشته
.تا اون رو فراموش نکنه

250
00:14:59,012 --> 00:15:02,097
حالا این از روی عصبانیت بوده
...یا از روی اندوه

251
00:15:03,033 --> 00:15:08,030
تنها افرادی که این رو می‌دونن
.فقط خودش و شیما هستن

252
00:15:14,008 --> 00:15:15,028
امیلیا تان؟

253
00:15:16,027 --> 00:15:17,011
ها؟

254
00:15:19,047 --> 00:15:20,035
سوبارو؟

255
00:15:21,020 --> 00:15:22,090
چی شده، امیلیا تان؟

256
00:15:22,090 --> 00:15:24,031
!پشتت کثیف میشه، ها

257
00:15:24,088 --> 00:15:27,046
...خب... من کمی بد خوابم

258
00:15:28,043 --> 00:15:30,002
.ببخشید، دروغ گفتم

259
00:15:30,002 --> 00:15:32,060
.راستش نتونستم خوب بخوابم

260
00:15:34,015 --> 00:15:38,020
،نگران نباش
.تا شب حسابی استراحت می‌کنم

261
00:15:39,011 --> 00:15:40,090
...تازه داره ظهر میشه

262
00:15:40,090 --> 00:15:43,043
بعد تو داری از خوابیدن تا شب حرف میزنی؟

263
00:15:43,079 --> 00:15:46,040
!املیا تان، خیلی تنبل شدی، ها

264
00:15:46,098 --> 00:15:48,030
...روشی که تو گفتی

265
00:15:49,000 --> 00:15:51,016
!یه جورایی حس خیلی عجیبی بهم داد

266
00:15:51,053 --> 00:15:53,055
!از دست تو، سوباروی بدجنس

267
00:15:55,054 --> 00:15:56,030
.ممنون

268
00:16:01,020 --> 00:16:06,053
امیلیا، میتونی به من بگی
که توی آزمونت چی دیدی؟

269
00:16:08,010 --> 00:16:11,074
بهت نمیگم
...که با گفتنش حالت بهتر میشه

270
00:16:12,029 --> 00:16:15,012
ولی اگه درموردش بهم بگی
.می‌تونیم با هم بهش فکر کنیم

271
00:16:15,059 --> 00:16:17,083
...نمی‌دونم چقدر میتونم کمک حالت باشم

272
00:16:17,083 --> 00:16:21,004
ولی اجازه میدی منم
.با این دشمنی که داری می‌جنگی، بجنگم

273
00:16:26,078 --> 00:16:27,067
...سوبارو

274
00:16:28,016 --> 00:16:31,038
...سوبارو، تو اینقدر به من باور داری

275
00:16:40,007 --> 00:16:41,031
...من

276
00:16:42,004 --> 00:16:43,098
...گذشته‌ای که من دیدم

277
00:16:44,050 --> 00:16:48,030
احتمالاً خاطره‌ای
.از قبل از به خواب رفتنم بوده

278
00:16:49,014 --> 00:16:55,000
قبلاً بهت نگفته بودم که
مدت زیادی توی یخ منجمد بودم، درسته؟

279
00:16:55,000 --> 00:16:57,027
توی یخ منجمد بودی؟

280
00:16:57,027 --> 00:17:00,066
من، توی جنگل
.برای مدت زیادی منجمد بودم

281
00:17:01,030 --> 00:17:03,047
.تا وقتی که پاک پیدام کرد و منو بیرون آورد

282
00:17:03,047 --> 00:17:09,063
...مدت زیادی
.برای مدت زیادی توی یخ خوابیده بودم

283
00:17:10,080 --> 00:17:11,081
چقدر؟

284
00:17:11,081 --> 00:17:15,001
.احتمالاً از وقتی که شش یا هفت سالم بود

285
00:17:15,001 --> 00:17:18,007
،فکر کنم قبل از یخ زدن
.همه توی جنگل با هم زندگی می‌کردیم

286
00:17:18,007 --> 00:17:18,098
فکر کنی؟

287
00:17:18,098 --> 00:17:22,031
.چیز زیادی از اون زمان یادم نمیاد

288
00:17:22,079 --> 00:17:24,042
درمورد خانواده ـت، چی؟

289
00:17:24,088 --> 00:17:28,002
.خوانواده ـم توی جنگل نبودن

290
00:17:28,054 --> 00:17:31,035
...ولی یکی بود که برام مثل مادر بود

291
00:17:32,068 --> 00:17:33,041
ها؟

292
00:17:34,021 --> 00:17:35,075
ها! آخه چرا!؟

293
00:17:37,014 --> 00:17:38,074
مادر!؟

294
00:17:42,035 --> 00:17:44,069
.آروم باش، لازم نیست عجله کنی

295
00:17:46,015 --> 00:17:48,037
بقیه چی شدن؟

296
00:17:49,042 --> 00:17:51,076
...اونا هم... مثل من

297
00:17:52,018 --> 00:17:53,059
.توی یخ منجمد شدن

298
00:17:54,018 --> 00:17:55,088
...توی جنگل زندگی می‌کردم

299
00:17:56,006 --> 00:18:01,005
تمام مدت همراه پاک
.منتظر بیدار شدنشون بودیم

300
00:18:01,078 --> 00:18:03,072
...ولی هیچ وقت اون روز نیومد

301
00:18:04,073 --> 00:18:07,039
...پس، منم جنگل رو ترک کردم

302
00:18:08,001 --> 00:18:09,077
.و به انتخابات پادشاهی ملحق شدم

303
00:18:09,077 --> 00:18:10,030
ها؟

304
00:18:10,079 --> 00:18:13,065
جنگل چه ربطی به انتخابات پادشاهی داره؟

305
00:18:14,009 --> 00:18:16,097
...آخه روزوال بهم قول داد

306
00:18:18,013 --> 00:18:21,010
...اگه موفق بشی تخت پادشاهی رو تصاحب کنی

307
00:18:21,010 --> 00:18:24,055
شاید بتونم یخی که
.جنگل رو محصور کرده رو آب کنم

308
00:18:26,002 --> 00:18:27,039
از من مأیوس شدی؟

309
00:18:28,010 --> 00:18:35,021
باقی نامزدها اهداف بزرگی دارن
.یا با ارادۀ محکم شرکت کردن

310
00:18:35,021 --> 00:18:38,059
.ولی دلیل من خیلی خـــیلی شخصیه

311
00:18:39,014 --> 00:18:42,093
پس دلیل خودخواهانه‌ای که گفتی این بود؟

312
00:18:44,098 --> 00:18:49,026
،تمایل برای نجات افرادی که برات مهمن
.اصلاً چیز بدی نیست

313
00:18:49,065 --> 00:18:54,015
حتی کم و زیاد بودن اون افرادم
.چیزی از ارزش کار کم نمی‌کنه

314
00:18:56,098 --> 00:18:59,036
.خـــیلی... ممنون

315
00:19:03,041 --> 00:19:04,042
امیلیا؟

316
00:19:12,072 --> 00:19:15,046
...خاطراتی که امیلیا نمی‌تونه به یاد بیاره

317
00:19:15,046 --> 00:19:18,008
!کلید قبول شدنش توی آزمون، اونجاست

318
00:19:21,004 --> 00:19:23,026
...درسته امیلیا نمیتونه به یاد بیارشون

319
00:19:23,056 --> 00:19:25,022
ولی اگه از کسی بپرسم که اونا رو میدونه، چی؟

320
00:19:37,029 --> 00:19:39,040
!معذرت میخوام، امیلیا

321
00:19:42,066 --> 00:19:43,063
!آخ

322
00:19:44,022 --> 00:19:46,079
!حالا لازم نبود تا این حد پیش بری

323
00:19:47,020 --> 00:19:49,028
...هوم... چی بگم والا

324
00:19:49,028 --> 00:19:51,070
...عشقی که تو داری زیادی سنگینه

325
00:19:51,070 --> 00:19:54,042
!پس بودنت کنار لیا هم ترسناکه

326
00:19:54,042 --> 00:19:55,050
نابودت کنم؟

327
00:19:55,050 --> 00:19:58,005
!جوری نگو که انگار چیزی مهمی نیست

328
00:19:58,005 --> 00:20:01,014
!درضمن، املیا تان خیلی داره غصه می‌خوره، ها

329
00:20:01,014 --> 00:20:03,079
.آخه حیوون خونگی خانوادگیش غیبش زده

330
00:20:03,079 --> 00:20:05,051
...نمیشه گفت غیبم زده بود

331
00:20:05,051 --> 00:20:07,060
.من تمام مدت این تو بودم

332
00:20:08,026 --> 00:20:10,068
.ولی خوب تونستی منو صدا کنی

333
00:20:10,068 --> 00:20:13,000
.خیلی خوشحالم کردی، سوبارو

334
00:20:18,041 --> 00:20:19,003
!امیلیا

335
00:20:28,025 --> 00:20:30,080
بازم خواب بد دیدی؟

336
00:20:30,080 --> 00:20:31,069
پاک!؟

337
00:20:36,097 --> 00:20:39,028
خدا رو شکر، کجا رفته بودی؟

338
00:20:39,028 --> 00:20:40,083
!خیلی نگرانت بودم

339
00:20:41,018 --> 00:20:43,039
!دیگه بی خبر جایی نری، ها

340
00:20:44,027 --> 00:20:44,093
پاک؟

341
00:20:45,060 --> 00:20:48,064
انگار بدنم از همیشه کوچیکتر شده، نه؟

342
00:20:49,062 --> 00:20:52,015
از چیزی که فکر می‌کردم
.وقتم زودتر تموم شد

343
00:20:52,052 --> 00:20:55,073
خب آگاهانه سعی داشتم
...قراردادمون رو بشکنم

344
00:20:55,073 --> 00:20:59,036
پس عجیب نیست که به عنوان یه روح
.قدرت زیادی رو از دست بدم

345
00:20:59,036 --> 00:21:01,044
قرارداد رو... بشکنی؟

346
00:21:01,097 --> 00:21:03,090
چی داری میگی؟

347
00:21:03,090 --> 00:21:06,098
.من تمام این مدت، کنارت بودم

348
00:21:06,098 --> 00:21:09,099
،اگه باهات حرف نمی‌زدم
...به خاطر دلایل شخصی خودم

349
00:21:09,099 --> 00:21:11,059
.و همینطور مشکلات تو بود

350
00:21:12,050 --> 00:21:13,095
...ولی از حالا به بعد

351
00:21:15,040 --> 00:21:16,006
ها؟

352
00:21:18,024 --> 00:21:21,092
!ها! نه! اِه!؟ یه لحظه صبر کن

353
00:21:25,076 --> 00:21:28,008
!تو دردسر افتادیم، پاک

354
00:21:28,008 --> 00:21:30,019
...سنگ... سنگی که توش ساکنی

355
00:21:30,019 --> 00:21:31,047
.معذرت میخوام، لیا

356
00:21:31,084 --> 00:21:35,034
راستش دوست داشتم کامل برات توضیح بدم
.ولی وقتی برام نمونده

357
00:21:35,066 --> 00:21:37,068
...خیلی برام آزاردهنده است

358
00:21:37,068 --> 00:21:42,056
ولی تو رو به کسی می‌سپارم
.که بعد از تو برام عزیزترین فرده

359
00:21:42,056 --> 00:21:44,056
چی... داری میگی؟

360
00:21:45,026 --> 00:21:48,031
!همچین کسی... همچین کسی وجود نداره

361
00:21:48,031 --> 00:21:49,001
...لیا

362
00:21:49,049 --> 00:21:52,055
!قرارداد بین تو و خودم رو می‌شکنم

363
00:21:53,022 --> 00:21:55,039
واقعاً معذرت می‌خوام که اینجوری
.یک طرفه قرارداد رو لغو می‌کنم

364
00:21:55,097 --> 00:21:59,042
همین که من برم
.مهر خاطراتت برداشته میشه

365
00:21:59,042 --> 00:22:03,018
اون موقع حتماً
.کلی درد و رنج می‌کشی

366
00:22:03,064 --> 00:22:05,090
.حتی ممکنه بیشتر از الانت گریه کنی

367
00:22:10,038 --> 00:22:11,029
...امیلیا

368
00:22:11,084 --> 00:22:15,002
!تو رو خـــیلی دوست دارم

369
00:22:15,002 --> 00:22:15,076
...نه

370
00:22:20,087 --> 00:22:23,036
...آره، اینجوری بهتره

371
00:22:24,049 --> 00:22:25,015
.لیا

372
00:22:26,071 --> 00:22:30,087
تو رو بیشتر از
!هرچیز دیگه‌ای توی این دنیا، دوست دارم

373
00:22:46,018 --> 00:22:48,030
امیلیا ساما از هوش رفته؟

374
00:22:48,074 --> 00:22:52,058
،آره، خب یه روح افزار
.روحش ترکش کرده

375
00:22:52,098 --> 00:22:56,026
اونم بهش فشار اومد
.و نتونست توی آزمون شرکت کنه

376
00:22:56,026 --> 00:22:57,068
.واقعاً که دردسره

377
00:22:58,072 --> 00:23:00,063
...اینجوری نگو

378
00:23:00,063 --> 00:23:05,019
این یه موضوع غم انگیزه
.که منم به خاطرش ناراحت میکنه

379
00:23:05,084 --> 00:23:08,090
...راستی گار جوان، درمورد سو جوان

380
00:23:09,040 --> 00:23:11,049
همون رفیقمون که هالۀ میاساما داره؟

381
00:23:11,091 --> 00:23:15,017
...درسته، میدونم قبلاً چی بهت گفته بودم

382
00:23:15,017 --> 00:23:18,059
ولی به نظر نمیاد سو جوان
.با ساحره ارتباطی داشته باشه

383
00:23:20,021 --> 00:23:21,067
.من که شک دارم

384
00:23:22,039 --> 00:23:25,032
پیر زن‌های فرتوت
.باید زود برن تو رخت خوابشون

385
00:23:25,032 --> 00:23:28,076
وگرنه از کردۀ خودشون
.حسابی پشیمون میشن

386
00:23:31,033 --> 00:23:33,027
امیلیا، حالت خوبه؟

387
00:23:33,065 --> 00:23:34,043
.آره

388
00:23:34,080 --> 00:23:36,033
...خب میدونی

389
00:23:36,082 --> 00:23:40,034
یه جورایی حس می‌کنم
.که تا صبح بهتر میشم

390
00:23:45,074 --> 00:23:48,048
به‌هرحال، خودت رو
.خیلی به خاطرش ناراحت نکن

391
00:23:48,081 --> 00:23:50,061
...اگه کاری هست که از من برمیاد

392
00:23:50,061 --> 00:23:53,070
خب می‌دونم کار چندانی ازم برنمیاد
.ولی هرچی درتوان دارم انجام میدم

393
00:24:00,024 --> 00:24:01,046
امیلیا؟

394
00:24:02,000 --> 00:24:03,092
.دستم رو بگیر

395
00:24:04,066 --> 00:24:07,005
تا صبح، کنارم می‌مونی؟

396
00:24:07,053 --> 00:24:08,055
...اون موقع

397
00:24:09,037 --> 00:24:10,073
...احتمالاً من

398
00:24:12,066 --> 00:24:13,076
.معذرت میخوام

399
00:24:14,075 --> 00:24:15,066
.معذرت میخوام

400
00:24:16,048 --> 00:24:17,034
...خواهش می‌کنم

401
00:24:20,085 --> 00:24:23,069
.اگه این چیزیه که می‌خوای، پس با کمال میل

402
00:24:24,023 --> 00:24:27,038
.تا صبح... تا فردا حتماً خوب میشی

403
00:24:27,096 --> 00:24:29,015
.از این بابت مطمئنم

404
00:24:42,029 --> 00:24:43,054
!امیلیا

405
00:24:46,092 --> 00:24:49,093
!ببخشید، امیلیا
!معذرت میخوام

406
00:24:50,072 --> 00:24:54,080
،از افرادی که سعی کردن از تو محافظت کنن
...اونایی که همچین دروغ مهربانانه‌ای بهت گفتم

407
00:24:55,053 --> 00:24:57,004
.متنفر نشو

408
00:24:58,001 --> 00:25:02,052
!امیلیا، تو رو خـــیلی دوست دارم

409
00:25:12,029 --> 00:25:14,011
!مامان فورتونای دروغگو

410
00:25:15,028 --> 00:25:16,082
!پاک دروغگو

411
00:25:18,052 --> 00:25:21,027
!سوباروی دروغگو

412
00:25:24,029 --> 00:25:25,070
!امیلیا ساما

413
00:25:25,070 --> 00:25:26,050
پیداش کردید؟

414
00:25:26,072 --> 00:25:27,055
.نه

415
00:25:29,050 --> 00:25:30,084
!امیلیا ساما

416
00:25:31,012 --> 00:25:32,093
!امیلیا ساما

417
00:25:32,093 --> 00:25:34,080
رام، جریان چیه؟

418
00:25:34,080 --> 00:25:35,022
...گارف

419
00:25:36,009 --> 00:25:38,033
نمیدونی امیلیا ساما کجا رفته؟

420
00:25:38,033 --> 00:25:38,093
چی گفتی!؟

421
00:25:39,049 --> 00:25:42,000
.امیلیا ساما غیبش زده

422
00:25:42,047 --> 00:25:44,043
الانم همگی پخش شدن
.و دارن دنبالش می‌گردن

423
00:25:47,017 --> 00:25:49,090
.فهمیدم، پس منم میرم دنبالش بگردم

424
00:25:54,057 --> 00:25:56,007
پیرزن، بیداری؟

425
00:25:56,080 --> 00:26:00,005
...ممکنه یکی دنبال پرنسس خانم بیاد اینجا

426
00:26:00,005 --> 00:26:01,015
...پس بهتره که

427
00:26:04,084 --> 00:26:07,008
پیرزن! پیرزن؟

428
00:26:13,050 --> 00:26:15,046
!بد جوری دلشوره گرفتم

429
00:26:24,071 --> 00:26:26,043
!پیرزن، اینجایی

430
00:26:27,086 --> 00:26:29,048
!پس اینجا هم نیست

431
00:26:38,003 --> 00:26:40,014
...نکنه که... اونا

432
00:26:41,049 --> 00:26:42,034
تویی پیرزن؟

433
00:26:44,072 --> 00:26:47,091
...معذرت میخوام که مأیوست می‌کنم

434
00:26:50,008 --> 00:26:52,031
.خب، یه دوست ازم درخواست کمک کرده

435
00:26:53,034 --> 00:26:57,001
میدونم که این فقط یه نقش کوچیکه
.ولی من بازی در اون رو پذیرفتم

436
00:26:58,052 --> 00:26:59,054
...عوضی

437
00:26:59,054 --> 00:27:03,014
در واقع قصد داشتم
...همینجا باهات صحبت کنم

438
00:27:03,014 --> 00:27:04,077
صحبت کنی؟

439
00:27:04,077 --> 00:27:09,051
...بله، همراه ریوزو
...نه، منظورم در حضور شیما سان

440
00:27:09,051 --> 00:27:12,014
.می‌خواستم با تو حرف بزنم

441
00:27:12,014 --> 00:27:16,090
،ولی اتفاقی که برای امیلیا ساما افتاد
.واقعاً غیرقابل انتظار بود

442
00:27:17,069 --> 00:27:22,007
.ولی خب، تمام نقشه‌های خبیثانه، دیگه ریخته شده

443
00:27:23,036 --> 00:27:26,008
...خب میزبان این ضیافت دیگه اینجا نیست

444
00:27:26,054 --> 00:27:28,091
پس چطوره شما نقش اون رو بازی کنید؟

445
00:27:34,027 --> 00:27:35,039
...از تو محافظت کنن

446
00:27:35,039 --> 00:27:36,018
!معذرت میخوام

447
00:27:36,018 --> 00:27:36,093
.متنفر نشو

448
00:27:36,093 --> 00:27:37,049
!امیلیا

449
00:27:37,049 --> 00:27:38,087
...اونایی که همچین دروغ مهربانانه‌ای بهت گفتم

450
00:27:38,087 --> 00:27:39,068
...ببخشید

451
00:27:39,068 --> 00:27:41,005
!تو رو خـــیلی دوست دارم

452
00:27:41,005 --> 00:27:43,085
.آخیش، خدا رو شکر
.بالاخره پیدات کردم

453
00:27:47,038 --> 00:27:48,062
سوبارو؟

454
00:27:52,000 --> 00:28:00,000
تقدیم میکند Animental

455
00:27:53,070 --> 00:27:55,098
...پس بیا با هم حرف بزنیم

456
00:27:57,097 --> 00:27:59,007
.امیلیا تان

