1
00:00:03,019 --> 00:00:06,072
.اول از همه می‌خوام یه چیزی بهت بگم

2
00:00:09,012 --> 00:00:11,037
.اون یونیفرم خیلی بهت میاد

3
00:00:12,000 --> 00:01:42,000
تقدیم میکند Animental

4
00:00:27,000 --> 00:00:31,050
...وقتی شروع به حرکت کردم

5
00:00:29,050 --> 00:00:31,050
...حال را پاک کردم

6
00:00:31,050 --> 00:00:35,050
.تا دیگر گذشتۀ رها کرده‌ام را بیاد نیاورم

7
00:00:35,050 --> 00:00:44,000
...احتمالاتی که در گذشته‌ام بود

8
00:00:39,050 --> 00:00:44,000
.از دست رفته‌اند و هرگز بر نمی‌گردند

9
00:00:44,000 --> 00:00:52,050
.چند بار دیگر باید از این غم عمیق زخمی شوم

10
00:00:50,050 --> 00:00:53,050
..ولی با این حال

11
00:00:53,050 --> 00:00:59,050
!حرکت قلبم را هرگز متوقف نکنید

12
00:00:59,050 --> 00:01:07,050
...از اینجا به بعد

13
00:01:02,000 --> 00:01:07,050
.من و تو با هم بر همه چیز فائق می‌آییم

14
00:01:07,050 --> 00:01:11,050
...با هدف رسیدن به آینده‌ای که می‌خواهیم

15
00:01:11,050 --> 00:01:17,000
تو و همه چیزت را به دوش می‌کشم

16
00:01:13,050 --> 00:01:17,000
.و خودم راه رسیدن را نشانت می‌دهم

17
00:01:17,000 --> 00:01:28,050
آرزوهای سپرده شده را به مقصد می‌رسانم

18
00:01:20,035 --> 00:01:20,085
اگه

19
00:01:22,039 --> 00:01:22,089
برای نجات تو باشه

20
00:01:23,050 --> 00:01:28,050
.و این بار از همه چیز محافظت میکنم

21
00:01:23,068 --> 00:01:24,010
برام مهم نیست

22
00:01:25,010 --> 00:01:25,060
چند دفعه

23
00:01:27,048 --> 00:01:28,027
بمیرم

24
00:01:28,050 --> 00:01:34,050
...و در آخر سرنوشتم را

25
00:01:30,050 --> 00:01:34,050
!به چنگ می‌آورم

26
00:01:46,016 --> 00:01:47,099
!ممنون

27
00:01:47,099 --> 00:01:53,025
.شنیدنش یعنی ارزشش رو داشت این رو از روی خاطراتت درست کنم

28
00:01:53,025 --> 00:01:55,040
خب اینجا کجاست؟

29
00:01:55,040 --> 00:01:58,034
.به عنوان کسی که واجد شرایطه وارد مقبره شدی

30
00:01:58,034 --> 00:02:00,029
.برای همین آزمون شروع شد

31
00:02:00,029 --> 00:02:01,095
.فقط همین

32
00:02:01,095 --> 00:02:05,002
نشنیدی که گفتم «اول باید با گذشته‌ت روبه‌رو بشی»؟

33
00:02:05,076 --> 00:02:08,038
.کم‌کم داره یادم میاد

34
00:02:08,038 --> 00:02:10,028
با من چی‌کار کردی؟

35
00:02:10,028 --> 00:02:12,056
.کاملا فراموشت کرده بودم

36
00:02:13,001 --> 00:02:15,042
دست‌کاری کردن حافظه‌ت سریع‌تر بود

37
00:02:15,042 --> 00:02:18,098
.تا اینکه بخوام اعتماد کنم راز نگهدار باشی

38
00:02:18,098 --> 00:02:21,099
و؟ آزمون رو قبول شدم؟

39
00:02:23,000 --> 00:02:26,006
،با دیدن تک‌تک لحظه‌هاش

40
00:02:26,006 --> 00:02:28,071
.به نظرم نتیجه‌ای که بدست آوردی از مناسب هم بهتر بود

41
00:02:28,094 --> 00:02:31,046
...تک‌تک لحظه‌ها؟ وایسا، تو

42
00:02:31,097 --> 00:02:34,055
«!معذرت می‌خوام»

43
00:02:34,055 --> 00:02:37,065
.وقتی اینو گفتی حتی اشک منم در اومد

44
00:02:37,065 --> 00:02:40,034
!خفه شو! به هیچ‌کس نگی ها
!از خجالت آب شدم

45
00:02:40,064 --> 00:02:43,037
...به‌هرحال، پس این دنیا واقعا

46
00:02:43,037 --> 00:02:45,010
.آره، درسته

47
00:02:45,010 --> 00:02:50,064
اینجا یه دنیای ساختگیه که من از قابل‌ اعتماد‌ترین
.خاطراتت خلقش کردم

48
00:02:50,089 --> 00:02:54,086
همه‌چیز، از جمله والدینت، متوجه میشی؟

49
00:02:55,034 --> 00:02:57,064
تو همه‌ش رو ساختی؟ واقعا؟

50
00:02:57,064 --> 00:02:59,090
.ولی یه سری چیزها گفته شد که حتی خودمم نمی‌دونستم

51
00:02:59,090 --> 00:03:03,012
کاملا مطمئنی که نمی‌دونستی؟

52
00:03:03,012 --> 00:03:10,000
واقعا تا حالا هیچوقت به ذهنت خطور نکرده که شاید
پدرت با چیزی که تصورش رو می‌کنی فرق داشته باشه؟

53
00:03:11,039 --> 00:03:17,009
واقعا باور داشتی می‌تونی بخشی از قلبت رو که فکر می‌کردی
کسی ازش اطلاع نداره رو مخفی کنی؟

54
00:03:17,031 --> 00:03:19,082
...می‌خواستی بدونن تا بار کم‌تری روی دوشت باشه

55
00:03:19,082 --> 00:03:22,080
...یه آرزوی خودخواهانه که حتی اگه بدونن، باز هم دوستت دارن

56
00:03:23,006 --> 00:03:29,048
می‌تونی با قاطعیت بگی هیچ کدوم از این‌ها رو از
والدین خیالیت نمی‌خواستی؟

57
00:03:29,097 --> 00:03:33,081
.اینجوری دیگه راحت که چه عرض کنم، آرمانی می‌شد

58
00:03:33,081 --> 00:03:35,075
موافق نیستی؟

59
00:03:37,056 --> 00:03:40,028
.والدین منو مسخره نکن، اکیدنا

60
00:03:41,000 --> 00:03:42,002
چی؟

61
00:03:42,002 --> 00:03:44,056
،من تمام جواب‌هام رو دادم

62
00:03:44,056 --> 00:03:47,031
.و هم مامانم و هم بابام پذیرفتنش

63
00:03:47,078 --> 00:03:53,000
.«بهم گفتن «تمام سعیت رو بکن» و «به سلامت

64
00:03:53,044 --> 00:03:56,012
صداشون، لبخندشون و تمام چیزهای دیگه

65
00:03:56,012 --> 00:03:58,035
.تصوری که داشتم رو در هم شکست

66
00:03:58,084 --> 00:04:03,013
!والدین من انقدر بزرگن که توی تخیل کوچیک من نمی‌گنجن

67
00:04:03,060 --> 00:04:04,072
!دست‌کم نگیرشون

68
00:04:06,012 --> 00:04:08,077
.هرچیزی که می‌خواستم رو بهشون گفتم

69
00:04:08,077 --> 00:04:11,085
.نمی‌ذارم هرچی از دهنت بیرون میاد از مسیرم منحرفم کنه

70
00:04:15,016 --> 00:04:18,048
.این آزمون دیگه واقعا تموم شد

71
00:04:18,048 --> 00:04:21,005
.مشتاقم ببینم سوال بعدی رو چطور پاسخ میدی

72
00:04:21,005 --> 00:04:22,085
وایسا، سوال بعدی؟

73
00:04:22,085 --> 00:04:24,095
!یعنی چی؟ بیشتر از یک آزمون هست؟

74
00:04:25,016 --> 00:04:27,047
.در کل سه آزمون مقبره هست

75
00:04:27,047 --> 00:04:30,072
.برای آزاد کردن محراب باید هرسه‌تاشون رو بگذرونی

76
00:04:30,072 --> 00:04:33,091
!خیلی خوش‌حالم که بالاخره می‌تونم اینو بهت بگم

77
00:04:34,032 --> 00:04:37,056
.دیدن قیافه‌ی غافلگیرت قلبم رو به تپش می‌ندازه

78
00:04:38,070 --> 00:04:41,013
.دیگه داره ناپدید میشه

79
00:04:41,013 --> 00:04:42,053
،اگه بری بیرون

80
00:04:42,053 --> 00:04:45,016
.می‌تونی به مقبره برگردی

81
00:04:45,080 --> 00:04:47,036
...هی، اکیدنا

82
00:04:47,036 --> 00:04:50,010
چیه؟ می‌خوای بزنیم؟

83
00:04:50,043 --> 00:04:53,082
.درسته. کاملا حق داری

84
00:04:53,082 --> 00:04:55,090
...ولی من یه دخترم پس صورتم رو

85
00:04:55,090 --> 00:04:57,005
.ممنون

86
00:04:58,060 --> 00:05:01,027
...حتی اگه واقعی نبوده باشن

87
00:05:01,027 --> 00:05:04,032
...حتی اگه نتونسته باشم اینا رو به والدین واقعیم بگم

88
00:05:04,032 --> 00:05:07,045
.به لطف تو تونستم چیزی که توی دلم بود رو بهشون بگم

89
00:05:07,045 --> 00:05:08,003
...پس

90
00:05:09,018 --> 00:05:10,039
.ممنونم

91
00:05:12,003 --> 00:05:14,075
.واقعا که انسان جالبی هستی

92
00:05:14,075 --> 00:05:16,072
.اصلا نمی‌تونم درکت کنم

93
00:05:16,072 --> 00:05:18,000
.راستش این منو می‌ترسونه

94
00:05:18,032 --> 00:05:20,084
.باعث افتخارمه که می‌تونم یه ساحره رو بترسونم

95
00:05:27,019 --> 00:05:27,089
.اوه، درسته

96
00:05:28,034 --> 00:05:33,076
،ظاهرا واقعا دلت می‌خواد من توی آزمون بعدی باشم

97
00:05:33,076 --> 00:05:35,060
.ولی نمی‌تونم این خواسته رو برآورده کنم

98
00:05:36,058 --> 00:05:37,056
منظور؟

99
00:05:38,037 --> 00:05:43,016
.من کسی نیستم که آزمون رو قبول
میشه و محراب رو آزاد می‌کنه

100
00:05:43,016 --> 00:05:45,076
.یکی دیگه این خواسته رو برات برآورده می‌کنه

101
00:05:48,005 --> 00:05:50,074
...واقعا؟ شک دارم

102
00:06:01,032 --> 00:06:02,092
...کجا

103
00:06:03,050 --> 00:06:06,066
.اوه، درسته. آزمون رو گذروندم

104
00:06:10,036 --> 00:06:11,060
!امیلیا

105
00:06:18,027 --> 00:06:21,013
!امیلیا؟! هی، به خودت بیا

106
00:06:21,013 --> 00:06:23,035
!امیلیا! امیلیا

107
00:06:24,038 --> 00:06:25,063
سوبارو؟

108
00:06:26,058 --> 00:06:32,028
...درسته... داشتم آزمون رو می‌گذروندم... و

109
00:06:37,080 --> 00:06:38,096
امیلیا؟

110
00:06:39,050 --> 00:06:42,087
!مـ من... من نبودم

111
00:06:42,087 --> 00:06:43,050
ها؟

112
00:06:43,092 --> 00:06:46,016
...نبودم! با این‌حال

113
00:06:46,016 --> 00:06:48,013
...دارم بهت میگم من نبودم ولی بازم

114
00:06:48,044 --> 00:06:50,009
!هی، آروم باش

115
00:06:50,009 --> 00:06:51,075
!به من نگاه کن، امیلیا

116
00:06:52,028 --> 00:06:54,098
!نه! اونجوری بهم نگاه نکن

117
00:06:54,098 --> 00:06:56,022
!نه! نه

118
00:06:56,022 --> 00:06:57,058
!من نبودم

119
00:06:58,052 --> 00:06:59,048
...تنهام بذار...

120
00:07:00,064 --> 00:07:02,024
!من تنهات نمی‌ذارم

121
00:07:02,024 --> 00:07:03,035
!چیزی نیست

122
00:07:04,073 --> 00:07:06,005
...پدر

123
00:07:06,070 --> 00:07:08,004
!کمکم کن

124
00:07:08,004 --> 00:07:09,014
...پاک

125
00:07:09,066 --> 00:07:11,003
!پاک

126
00:07:15,014 --> 00:07:19,007
،بالاخره آروم شد
.الان داره استراحت می‌کنه

127
00:07:19,064 --> 00:07:22,092
.هیپنوتیزم عطر نمی‌ذاره کابوس ببینه

128
00:07:23,030 --> 00:07:25,067
.شرمنده بهت زحمت دادم

129
00:07:25,067 --> 00:07:27,035
.این کار رو به‌خاطر تو نکردم، باروسو

130
00:07:27,035 --> 00:07:30,068
.ولی، الان محراب خیلی از آزاد شدن فاصله داره

131
00:07:31,048 --> 00:07:33,062
امم، میشه چیزی بگم؟

132
00:07:34,045 --> 00:07:35,030
چیه، اوتو؟

133
00:07:35,074 --> 00:07:41,003
ممکنه راهی باشه که بشه بدون گذروندن آزمون و آزاد کردن محراب
.همه رو از حصار خارج کرد

134
00:07:41,003 --> 00:07:42,092
هان؟ چی زر زر می‌کنی؟

135
00:07:42,092 --> 00:07:44,037
.عمرا همچین راهی باشه

136
00:07:44,037 --> 00:07:46,002
.فقط گوش بده چی میگم

137
00:07:46,002 --> 00:07:50,022
.می‌دونم هرکی که نیمه باشه وقتی به
حصار دست بزنه از هوش میره

138
00:07:50,022 --> 00:07:52,001
.با چشم‌های خودم دیدم

139
00:07:52,089 --> 00:07:53,086
...پس

140
00:07:55,010 --> 00:08:02,035
پس چرا ماهایی که حصار رومون تاثیر نداره وقتی بقیه
از هوش رفتن، از حصار خارجشون نکنیم؟

141
00:08:03,040 --> 00:08:06,040
...که اینطور! اینجوری می‌تونیم همه رو

142
00:08:06,040 --> 00:08:10,018
.فکر فوق‌العاده‌ایه، ولی بهتره امتحانش نکنی

143
00:08:10,071 --> 00:08:15,059
.ترجیح میدم یه پوسته‌ی خالی بدون روح نشم

144
00:08:20,038 --> 00:08:22,032
...تو همون دختری که

145
00:08:22,032 --> 00:08:23,051
!آخ، آخ، آخ

146
00:08:23,051 --> 00:08:24,071
.باروسو، اینم چایت

147
00:08:24,071 --> 00:08:27,056
!چای و مرض! داغه
!لپمو سوزوندی

148
00:08:27,056 --> 00:08:28,065
!نفهمیدم از کجا خوردم

149
00:08:28,065 --> 00:08:31,032
.چه شلوغش می‌کنی
.بهونه‌ی ضایعی برای یه مرده

150
00:08:32,019 --> 00:08:34,036
.از گفتن چیزهای غیرضروری اجتناب کن

151
00:08:35,010 --> 00:08:37,068
.رام، برای منم چای بیار

152
00:08:37,068 --> 00:08:39,010
.چای غلیظیه

153
00:08:39,010 --> 00:08:41,054
معمولا مودبانه‌تر حرف نمی‌زنی؟

154
00:08:41,095 --> 00:08:43,090
.فقط چند تا برگی که پیدا کردم رو دم دادم

155
00:08:43,090 --> 00:08:46,092
.با تا آخرین قطره خوردنش تشکرت رو بهم نشون بده

156
00:08:48,085 --> 00:08:53,039
.شنیده‌م افراد بیشتری رو از بیرون آوردی، گار

157
00:08:53,039 --> 00:08:55,038
.چه پسر پرسر و صداییه

158
00:08:55,073 --> 00:08:58,073
...امم... و شما

159
00:08:58,073 --> 00:09:00,080
.من ریوزو بیلما هستم

160
00:09:00,080 --> 00:09:04,039
،میشه گفت وظیفه‌مه که نماینده‌ی این جامعه باشم

161
00:09:04,069 --> 00:09:06,090
.با اینکه همونطور که می‌بینین پیر و شکننده شده‌م

162
00:09:07,041 --> 00:09:08,082
همونطور که می‌بینیم؟

163
00:09:09,028 --> 00:09:11,020
پس تو همونی که بهش میگن پیرلولی؟

164
00:09:11,020 --> 00:09:12,072
،می‌دونستم بالاخره یکی‌شون رو می‌بینم

165
00:09:12,072 --> 00:09:14,031
.ولی تو واقعا خوب به این کلیشه می‌خوری

166
00:09:14,031 --> 00:09:16,086
.خیلی جیگر داری که توی اولین دیدارمون بهم میگی پیر

167
00:09:17,070 --> 00:09:18,099
.خب، مهم نیست

168
00:09:19,039 --> 00:09:23,020
.تو باروسو هستی... که یعنی میشی سو

169
00:09:23,048 --> 00:09:24,082
سو؟

170
00:09:24,082 --> 00:09:29,026
خب، ریوزو سان، چرا می‌گین فکرم جواب نمیده؟

171
00:09:29,026 --> 00:09:30,079
یه چیزی درباره «پوسته‌ی بدون روح» گفتین؟

172
00:09:31,018 --> 00:09:32,099
نشنیدی؟

173
00:09:33,060 --> 00:09:35,072
،وقتی یکی‌ نیمه‌ها به حصار دست بزنه

174
00:09:35,072 --> 00:09:36,095
.هشیاریشون گرفته میشه

175
00:09:36,095 --> 00:09:39,097
.دقیق‌تر بگم، روحشون رو پس می‌زنه

176
00:09:40,026 --> 00:09:43,060
...روحشون رو پس می‌زنه؟ اه

177
00:09:43,060 --> 00:09:47,097
،پس وقتی نیمه‌ها سعی کنن به‌زور از حصار خارج بشن

178
00:09:47,097 --> 00:09:49,098
،روحشون از بدنشون جدا میشه

179
00:09:49,098 --> 00:09:55,082
و فقط روحشون توی حصار می‌مونه و
یه پوسته‌ی خالی باقی می‌ذاره، درسته؟

180
00:09:56,007 --> 00:09:58,097
.اه، زود می‌گیری

181
00:09:59,040 --> 00:10:01,052
.لب کلام همینه

182
00:10:01,052 --> 00:10:05,083
،وقتی یه بدن بدون روح از حصار خارج بشه

183
00:10:05,083 --> 00:10:08,000
.به عبارت دیگه، مرده است

184
00:10:08,024 --> 00:10:09,032
مرده؟

185
00:10:11,029 --> 00:10:13,034
!حالن بهم خورد

186
00:10:13,034 --> 00:10:14,074
!مزه‌ی علف میده

187
00:10:15,016 --> 00:10:17,094
واقعا با علف درستش کردی؟

188
00:10:18,079 --> 00:10:23,002
،ولی، اگه شرط صلاحیت گذروندن آزمون داشتن خون نیمه است

189
00:10:23,002 --> 00:10:27,023
به این معنی نیست که اگه تو یا گارفیل می‌خواستین
می‌تونستین انجامش بدین؟

190
00:10:27,060 --> 00:10:30,096
.اگه درباره‌ی خود عمل صحبت می‌کنیم، می‌تونیم

191
00:10:30,096 --> 00:10:33,073
.ولی نمی‌تونیم محراب رو آزاد کنیم

192
00:10:34,005 --> 00:10:39,099
.این قراردادیه که نسل‌ها بین ما، ساکنین محراب، دست‌به‌دست شده

193
00:10:48,028 --> 00:10:49,027
سوبارو؟

194
00:10:50,009 --> 00:10:51,073
.صبح بخیر، امیلیا تان

195
00:10:52,015 --> 00:10:53,013
خوب خوابیدی؟

196
00:10:53,079 --> 00:10:55,006
...صبح بخیر

197
00:10:55,062 --> 00:10:57,063
تمام شب پیشم بودی؟

198
00:10:57,099 --> 00:11:00,075
.به‌هرحال نمی‌تونتستم توی اتاق خودم بخوابم

199
00:11:00,075 --> 00:11:03,014
.اوتو توی خواب حرف می‌زنه

200
00:11:04,028 --> 00:11:06,004
.به‌خاطر دیروز متاسفم

201
00:11:06,053 --> 00:11:09,060
.واقعا خونسردیم رو توی مقبره از دست دادم

202
00:11:10,073 --> 00:11:12,052
.اوه، حرفشم نزن

203
00:11:12,093 --> 00:11:13,081
...مهم‌تر از اون

204
00:11:20,017 --> 00:11:21,070
!ا-اونطوری نیست

205
00:11:22,011 --> 00:11:25,019
...چی؟ خنده‌ داره... چرا من

206
00:11:25,019 --> 00:11:28,093
بالاخره انقدر اعتمادبه‌نفس پیدا کردی که ناخود‌اگاه میای سمت من؟

207
00:11:28,024 --> 00:11:30,028
!نه، نه، اصلا اونطوری نیست

208
00:11:30,028 --> 00:11:31,071
...فکر کنم درست فکر نمی‌کردم

209
00:11:31,071 --> 00:11:34,004
!چه سریع ردش کردی
!و درست فکر نمی‌کردی؟ واقعا؟

210
00:11:34,032 --> 00:11:35,049
...آخه

211
00:11:37,012 --> 00:11:39,014
.تا وقتی می‌تونی لبخند بزنی، همه چیز روبه‌راهه

212
00:11:39,053 --> 00:11:42,097
.امشب دوباره می‌تونی آزمون رو بگذرونی

213
00:11:45,087 --> 00:11:48,012
...امشب... دوباره

214
00:11:52,027 --> 00:11:53,098
.باید یه چیزی بهت بگم، باروسو

215
00:11:55,056 --> 00:12:00,086
.همه‌ی ساکنین دوست ندارن محراب آزاد بشه

216
00:12:00,086 --> 00:12:02,032
منظورت چیه؟

217
00:12:02,073 --> 00:12:08,058
فقط آدمای مغز نخودی پرزور مثل گارف به رهبری
.ریوزو سان می‌خوان آزاد بشه

218
00:12:09,007 --> 00:12:13,019
.جناح محافظه‌کاری هم وجود داره که دوست ندارن محراب آزاد بشه

219
00:12:13,019 --> 00:12:15,079
آدمایی هستن که نمی‌خوان آزاد بشن؟

220
00:12:16,008 --> 00:12:20,092
.محافظه‌کار‌ها باور دارن حداقل رابطه با دنیای بیرون آرمانیه

221
00:12:19,043 --> 00:12:39,043
m 0 0 l 1094 0 m 0 1200 l 1094 1200 m 0 0 l 1094 0 m 0 1200 l 1094 1200 m 274 204 b 347 150 438 121 529 123 b 596 124
663 142 721 174 b 775 204 821 246 857 295 b 897 350 923 416 932 484 b 888 468 843 456 798 446 b 773 370 715 305 642 272 b 577 243 502 23

222
00:12:21,036 --> 00:12:25,080
.از نظر اون‌ها، خراب کردنش چیزی جز دردسر به همراه نداره

223
00:12:26,048 --> 00:12:30,009
گارفیل رو می‌فهمم ولی حتی به ریوزو سان هم اعتماد ندارن؟

224
00:12:29,043 --> 00:12:39,043
تقدیم میکند Animental

225
00:12:30,009 --> 00:12:31,064
.یا فردریکا هم

226
00:12:37,066 --> 00:12:40,099
.فردریکا بود که سنگ درخشان رو به امیلیا ساما داد

227
00:12:40,099 --> 00:12:44,020
پس فکر می‌کنی کل این قضیه زیر سر فردریکاست؟

228
00:12:44,068 --> 00:12:49,037
.شواحد ضمنی نشون میدن که فردریکا نقشه‌ای تو سرش داره

229
00:12:50,015 --> 00:12:54,046
،در حقیقت، امیلیا ساما به فاصله‌ی یه تار مو از خطر گریخت

230
00:12:54,046 --> 00:12:55,079
...به لطف شرافتت

231
00:12:56,015 --> 00:12:58,004
.فداکاری نسبی شرافتمندانه‌ات

232
00:12:58,004 --> 00:12:59,064
.نمیخواد اصلاحش کنی

233
00:12:59,064 --> 00:13:02,084
خب البته خودم رو فدا نکردم
.پس عیبی نداره اصلاحش کنی

234
00:13:03,040 --> 00:13:05,028
.مراقب باش باروسو

235
00:13:05,028 --> 00:13:08,035
...برای افرادی که مخالف آزادی محراب هستن

236
00:13:08,035 --> 00:13:12,085
،بهترین راه برای رسیدن به هدفشون
.آسیب رسوندن به امیلیا ساماست

237
00:13:13,011 --> 00:13:14,085
.اصلاً مشخص نیست کی دشمنه

238
00:13:15,063 --> 00:13:17,024
!تمام مدت حواست رو جمع نگه دار

239
00:13:35,078 --> 00:13:37,054
!رام، تو هم بیا اینجا

240
00:13:38,036 --> 00:13:40,029
.چه مرگته، سردو سور

241
00:13:40,076 --> 00:13:43,030
ببینم، تو عاشق رام شدی؟

242
00:13:43,030 --> 00:13:45,086
هه هه، خوب زنی ـه، نه؟

243
00:13:45,086 --> 00:13:50,018
،اینکه یه مرد عاشق یه زن قوی بشه
.چیز عجیبی نیست

244
00:13:50,088 --> 00:13:53,020
.امیدوارم این دفعه خوب پیش بره

245
00:13:53,020 --> 00:13:57,046
نمی‌خوایم چرت کوتاه یک مورولوک
.بقیه‌مون رو یه روز کامل بخوابونه

246
00:13:58,040 --> 00:14:01,094
بگو ببینم، از حصار زدی بیرون
میخوای چیکار کنی؟

247
00:14:02,072 --> 00:14:05,008
این سؤال رو از کجا در آوردی؟

248
00:14:05,008 --> 00:14:07,054
رفتم بیرون چی کار میکنم؟

249
00:14:07,054 --> 00:14:09,085
اونی که هر وقت بخواد
...میتونه بره و بیاد

250
00:14:09,085 --> 00:14:12,045
عمراً بتونه حس و حال
.من و این پیر پاتال‌ها رو درک کنه

251
00:14:13,098 --> 00:14:15,075
فردریکا چطور؟

252
00:14:16,021 --> 00:14:17,012
ها؟

253
00:14:17,012 --> 00:14:20,032
فردریکا درمورد محراب چه فکری میکنه؟

254
00:14:20,032 --> 00:14:23,052
یعنی هیچی بهت نگفته؟

255
00:14:23,052 --> 00:14:26,099
،فقط گفت
.نمیتونه خیلی توضیح بده

256
00:14:26,099 --> 00:14:31,003
گفت به خاطر پیمانی که بسته
.درمورد تو هم غیر از اسمت چیزی نمیتونه بگه

257
00:14:31,003 --> 00:14:33,018
.پیمان کیلو چنده

258
00:14:33,018 --> 00:14:35,077
.هه! اینم خوب بهانه‌ای شده

259
00:14:35,077 --> 00:14:37,035
.دقیقآً شبیه اربابـشه

260
00:14:37,084 --> 00:14:40,096
ببینم تو با فردریکا زیاد جور نیستی؟

261
00:14:40,096 --> 00:14:43,020
اگه منظورت اینه که
...با هم دوستیم یا نه

262
00:14:43,020 --> 00:14:44,078
.نخیر، نیستیم

263
00:14:44,078 --> 00:14:48,002
از این حرفا گذشته
...وقتی دیروز تو مقبره بودی

264
00:14:54,035 --> 00:14:55,041
!امیلیا

265
00:14:58,036 --> 00:15:01,081
...معذرت میخوام، من... من

266
00:15:01,081 --> 00:15:02,065
...دوباره

267
00:15:04,015 --> 00:15:07,026
.که اینطور، واقعاً حیف شد

268
00:15:07,063 --> 00:15:13,005
ولی همین که فهمیدیم حق آزمون رو
.از دست نداده، ارزش داشت

269
00:15:13,054 --> 00:15:17,090
خب؟ چیکارم داشتی
که گفتی بدون امیلیا بیام اینجا؟

270
00:15:17,090 --> 00:15:20,010
.میخواستم یه کم حرفای بد بد بزنم

271
00:15:20,048 --> 00:15:26,064
اونقدر ساده نیستم
.فردی رو اینجا دعوت کنم که بهم اعتماد نداره

272
00:15:26,064 --> 00:15:29,050
فردی که بهت اعتماد نداره؟
منظورت امیلیاست!؟

273
00:15:29,050 --> 00:15:30,057
چی داری واسه خودت میگی؟

274
00:15:30,057 --> 00:15:33,007
!آروم باش، سوبارو کون

275
00:15:33,040 --> 00:15:37,066
میخوام که مثل همیشه
.پشت امیلیا ساما باشی و حمایتش کنی

276
00:15:37,092 --> 00:15:40,044
...خب لازم نبود تو بگی

277
00:15:40,044 --> 00:15:42,046
ولی تو میخوای چیکار کنی؟

278
00:15:42,046 --> 00:15:44,029
.مشخصه، منم مثل تو

279
00:15:44,029 --> 00:15:48,000
تمام تلاشم رو میکنم تا امیلیا ساما
.توی گزینش سلطنتی پیروز بشه

280
00:15:48,000 --> 00:15:51,013
.به عبارت دیگه، جفتمون شریک جرمـیم

281
00:15:51,047 --> 00:15:53,099
!اگه میخوای چیزی بگی، بگو همکاریم

282
00:15:53,099 --> 00:15:55,089
!حرفایی که میزنی همش متناقضن

283
00:15:56,022 --> 00:15:58,090
...اوه! منظورت از این حرف چی

284
00:15:59,028 --> 00:16:00,080
!خودت رو به اون راه نزن

285
00:16:00,080 --> 00:16:03,006
همه می‌دونستن
...با اعلام مشارکت امیلیا به عموم

286
00:16:03,006 --> 00:16:06,007
!فرقۀ ساحره شروع میکنن به لگد پرونی

287
00:16:06,007 --> 00:16:07,073
پس تو چیکار می‌کردی؟

288
00:16:08,014 --> 00:16:11,065
اصلاً این تو بودی که اطلاعات مربوط به
فرقۀ ساحره رو از امیلیا مخفی نگه داشتی، نه؟

289
00:16:11,096 --> 00:16:13,096
!امیلیا از هیچی خبر نداشت

290
00:16:13,096 --> 00:16:16,046
.اگه می‌دونست همه چیز تغییر میکرد

291
00:16:16,087 --> 00:16:18,033
...اگه می‌دونست

292
00:16:19,011 --> 00:16:20,045
...اون اتفاقات

293
00:16:22,087 --> 00:16:24,075
.باید اونجا می‌بودی

294
00:16:25,013 --> 00:16:28,036
اگه تو اونجا می‌بودی
.همچین اتفاقاتی نمی‌افتاد

295
00:16:28,083 --> 00:16:30,063
...اگه از همه محافظت می‌کردی

296
00:16:30,086 --> 00:16:35,038
ولی تو در نبود من
.جای من رو پر کردی

297
00:16:35,038 --> 00:16:37,085
به عنوان یه شوالیه
.عملکردت تحسین برانگیز بود

298
00:16:37,085 --> 00:16:39,026
...کی به این چیزا

299
00:16:39,082 --> 00:16:41,024
!آروم باش، باروسو

300
00:16:41,024 --> 00:16:43,027
تو با حرفاش قانع شدی؟

301
00:16:43,027 --> 00:16:47,001
تو رو هم مثل یه مهرۀ قربانی
!توی عمارت رها کرده بود

302
00:16:47,001 --> 00:16:50,007
!من تمام رفتار رزوال ساما رو می‌بخشم

303
00:16:50,050 --> 00:16:55,018
مهم نیست این وسط
!با من چطور رفتار کرده یا منو رها کرده باشه

304
00:16:56,042 --> 00:17:01,066
پس یعنی برات مهم نیست که رم
به خاطر این رفتار احمقانه قربانی شده؟

305
00:17:05,045 --> 00:17:08,021
...نمیدونم درمورد کی حرف میزنی

306
00:17:08,021 --> 00:17:11,007
!ولی یه غریبه هیچ ربطی به من نداره

307
00:17:14,060 --> 00:17:19,082
چرا اطلاعاتی که باید به امیلیا ساما می‌گفتم رو
مخفی نگه داشتم، ها؟

308
00:17:19,082 --> 00:17:23,021
...چرا موقع حملۀ فرقۀ ساحره اونجا نبودم

309
00:17:23,021 --> 00:17:25,056
و عمارت رو به حال خودش رها کردم؟

310
00:17:26,012 --> 00:17:28,052
برای همۀ اینا
.فقط یه جواب وجود داره

311
00:17:28,092 --> 00:17:33,005
،برای اینکه مجبور نشم
...شخصاً با فرقۀ ساحره روبه‌رو بشم

312
00:17:33,067 --> 00:17:35,049
...تمام این اتفاقات رو

313
00:17:36,000 --> 00:17:37,099
.برنامه ریزی کردم

314
00:17:40,073 --> 00:17:43,004
...اگه خودم این مشکل رو حل می‌کردم

315
00:17:43,004 --> 00:17:48,088
دیگه هیچ اعتباری، نه برای امیلیا ساما
.و نه برای تو باقی نمی‌موند

316
00:17:49,010 --> 00:17:52,001
نتیجۀ فوق‌العاده‌ای داشت، نه؟

317
00:17:52,001 --> 00:17:54,047
...بعد از حملۀ فرقۀ ساحره

318
00:17:54,047 --> 00:17:58,089
رفتار اهالی روستای آرلام به امیلیا ساما
.زمین تا آسمون تغییر کرده

319
00:17:59,014 --> 00:18:01,044
الان به جای یکی از
...اقوام غیر قابل درک جادوگر

320
00:18:01,044 --> 00:18:05,031
.اون رو مثل یه ناجیِ نجات بخش می‌بینن

321
00:18:05,092 --> 00:18:10,024
تو... اصلاً می‌فهمی چی داری میگی؟

322
00:18:10,024 --> 00:18:12,052
!این فقط عقیدۀ توئه

323
00:18:12,052 --> 00:18:16,085
به نظرت چند نفر به خاطر اینکه اونجا نبودی
و به کسی چیزی نگفتی، کشته شدن؟

324
00:18:16,085 --> 00:18:20,083
به تمام همراهانی که الان
.بین ما نیستن، تسلیت می‌فرستم

325
00:18:20,083 --> 00:18:24,008
یا شایدم ترجیح میدی
عذرخوای کردنم رو بشنوی؟

326
00:18:23,022 --> 00:18:25,090
!نه! نه! نه! منظورم این نبود

327
00:18:25,090 --> 00:18:27,004
!این چیزی نیست که میگم

328
00:18:27,044 --> 00:18:29,052
اگه من هنوز همون آشغال قدیمی بودم
...که کاری ازم برنمی‌اومد

329
00:18:29,052 --> 00:18:31,016
اون موقع چیکار می‌کردی؟

330
00:18:31,016 --> 00:18:34,098
امیلیا، اهالی روستا، هیچ کسی رو
...نمی‌تونستی نجات بدی

331
00:18:34,038 --> 00:18:36,034
...اعتماد کردم

332
00:18:36,058 --> 00:18:37,091
!به تو

333
00:18:38,093 --> 00:18:41,052
باور داشتم که تو هر کاری
...برای امیلیا ساما میکنی

334
00:18:41,052 --> 00:18:44,047
تلاشت رو میکنی به بهترین شکل
...با کوروش ساما اتحاد تشکیل بدی

335
00:18:44,047 --> 00:18:47,051
از جونت مایه میذاری
...تا جلوی حملۀ فرقۀ ساحره رو بگیری

336
00:18:47,051 --> 00:18:49,090
.باور داشتم که تو از پسش برمیای

337
00:18:49,090 --> 00:18:52,016
تو از من چی میدونی؟

338
00:18:52,016 --> 00:18:55,033
آخرین باری که تو رو دیدم
!یه بی‌مصرف به تمام معنا بودم

339
00:18:55,033 --> 00:18:59,012
بعد از اون اتفاق بود
!که از بی‌مصرف بودن در اومدم

340
00:18:59,012 --> 00:19:02,055
و بعد از اون اتفاقم غیر از خودم
!هیچکی نمیدونه چه بلاهایی سرم اومده

341
00:19:02,055 --> 00:19:04,094
تو چطور منو باور داشتی؟

342
00:19:03,009 --> 00:19:07,012
.به نظر گفتگوی امشب به پایانش رسیده

343
00:19:07,087 --> 00:19:10,071
...راستی از حرفای امشب به امیلیا ساما

344
00:19:11,033 --> 00:19:13,016
!عمراً بتونم بهش بگم

345
00:19:13,073 --> 00:19:16,056
...با اینکه الان خشم تمام وجودت رو گرفته

346
00:19:16,056 --> 00:19:19,081
ولی از درون خودت میدونی که
.کار درست همین بوده

347
00:19:19,081 --> 00:19:21,089
...به خاطر امیلیا ساما هم که شده

348
00:19:21,089 --> 00:19:25,076
بهتره بین من و اهالی روستا هم
.اختلافی ایجاد نشه

349
00:19:27,062 --> 00:19:31,078
می‌دونستم که تو
.یه شریک جرم عالی برای منی

350
00:19:34,051 --> 00:19:37,030
.ببخشید که دوباره شکست خوردم

351
00:19:37,090 --> 00:19:40,017
.لازم نیست اینقدر نگرانش باشی

352
00:19:40,017 --> 00:19:42,083
به نظر میاد حق شرکت در آزمون رو
...هنوز از دست ندادی

353
00:19:42,083 --> 00:19:45,061
.باقیش به احساسات خودت بستگی داره

354
00:19:46,034 --> 00:19:48,041
احساسات خودم؟

355
00:19:49,009 --> 00:19:51,060
.با دیدنت میتونم بفهمم که خیلی سخته

356
00:19:51,060 --> 00:19:56,007
اگه تو این محراب رو آزاد نکنی
...تمام این کارا بی فایده میشه

357
00:19:56,007 --> 00:19:57,002
.این نظر منه

358
00:19:58,067 --> 00:20:01,040
به نظرت بازم میتونی امتحانش کنی؟

359
00:20:07,016 --> 00:20:08,066
!سوباروی نامرد

360
00:20:08,066 --> 00:20:10,045
چرا یهو میزنی تو سرم؟

361
00:20:10,097 --> 00:20:13,079
وقتی با نگاه و کلمات مهربونت
...ازم درخواست میکنی

362
00:20:13,079 --> 00:20:16,016
."معلومه که نمیتونم بگم "نه

363
00:20:16,016 --> 00:20:19,028
...من خیلی باهوش نیستم

364
00:20:19,028 --> 00:20:21,098
.ولی خوب میدونم که این وظیفۀ منه

365
00:20:22,091 --> 00:20:25,054
،اینقدر لوسم نکن
.یکم بهم اعتماد کن

366
00:20:25,098 --> 00:20:29,045
میدونم که الان ممکنه حرفام
...زیاد قانع کننده نباشن

367
00:20:29,065 --> 00:20:32,050
!اصلاً اینطور نیست
!بهت اعتماد دارم و منتظرتم

368
00:20:34,082 --> 00:20:36,046
.خوبه، ممنون

369
00:20:37,009 --> 00:20:40,082
ولی میدونم برای اهالی روستای آرلام
...دارم دردسر می‌سازم

370
00:20:41,024 --> 00:20:43,038
.و این تنها چیزیه که اذیتم میکنه

371
00:20:43,038 --> 00:20:45,042
...آه... این قضیه رو

372
00:20:45,042 --> 00:20:47,049
میشه بسپاریش به من؟

373
00:20:48,066 --> 00:20:51,040
.باشه، بهت اعتماد دارم

374
00:20:52,036 --> 00:20:54,077
...الان نمیتونم بهت شکی داشته باشم

375
00:20:55,046 --> 00:20:56,045
.پس باورت دارم

376
00:20:59,072 --> 00:21:03,046
!ولی خودمونیم، ها
.خوب تونستی گارفیل رو متقاعد کنی

377
00:21:03,046 --> 00:21:06,000
.البته دو روزی زمان برد

378
00:21:06,000 --> 00:21:08,076
بهش گفتم، امیلیا که نمیتونه
...از حصار بیرون بیاد

379
00:21:08,076 --> 00:21:11,062
پس مشکلی پیش نمیاد
.اگه اهالی روستای آرلام رو آزاد کنه

380
00:21:11,062 --> 00:21:12,062
.اونم قبول کرد

381
00:21:13,001 --> 00:21:19,060
فکر میکردم از اوناست که
.به حرفای ما اهمیتی نمیده

382
00:21:19,060 --> 00:21:22,076
تو با اینکه یه تاجری
.ولی اصلاً بلد نیستی آدما رو بشناسی

383
00:21:27,027 --> 00:21:29,072
.چه طلسم کهنه‌ای ـه

384
00:21:29,072 --> 00:21:32,003
.پترا قبل از حرکت بهم دادش

385
00:21:32,045 --> 00:21:34,089
درست بعد از اینکه فردریکا
.اون رو به عنوان خدمتکار استخدام کرد

386
00:21:35,060 --> 00:21:39,016
امکان نداره فدریکا
.خدمتکار جدیدی استخدام کنه

387
00:21:39,016 --> 00:21:41,072
.دیگه تا این حد بد ذات نیست

388
00:21:41,072 --> 00:21:43,080
.نیازی نیست نگران اون باشی

389
00:21:44,025 --> 00:21:47,063
آخرش تو فردریکا رو قبول داری یا نداری؟

390
00:21:47,063 --> 00:21:48,041
کدومشون؟

391
00:21:48,088 --> 00:21:50,038
...از هدفش اطلاعی ندارم

392
00:21:50,038 --> 00:21:54,054
ولی شکی ندارم که فردریکا
.خود فردریکاست

393
00:21:54,096 --> 00:21:57,071
!درضمن، یه پیام از طرف روزوال ساما

394
00:21:59,044 --> 00:22:02,029
...اگه نگرانی که با فردریکا روبه‌رو بشی

395
00:22:02,029 --> 00:22:04,045
.میتونی روی کمک بئاتریس ساما حساب کنی

396
00:22:04,045 --> 00:22:05,080
...و بهش این رو بگو

397
00:22:06,040 --> 00:22:09,058
"روزوال گفت که ازت سؤال بپرسم"

398
00:22:09,058 --> 00:22:10,056
سؤال؟

399
00:22:10,056 --> 00:22:12,031
.منم از جزئیاتش اطلاعی ندارم

400
00:22:12,031 --> 00:22:15,068
...ولی اگه بئاتریس ساما این جمله رو بشنوه

401
00:22:15,068 --> 00:22:17,011
.شرایط تغییر میکنه

402
00:22:17,011 --> 00:22:19,002
.البته رزوال ساما این رو گفت

403
00:22:21,000 --> 00:22:21,094
!سوبارو

404
00:22:22,081 --> 00:22:23,053
بله؟

405
00:22:24,000 --> 00:22:26,086
مزاحم صحبت کردنت با رام شدم؟

406
00:22:27,024 --> 00:22:29,042
.نیا، مشکلی نیست

407
00:22:29,042 --> 00:22:32,019
.حرف خاصی با هم نمی‌زدیم

408
00:22:32,019 --> 00:22:33,062
!درضمن، اولویت اول شمایی

409
00:22:34,004 --> 00:22:36,044
...این حرفت خــــیلی خوشحالم کرد

410
00:22:36,044 --> 00:22:39,025
.ولی فعلاً اولویتت رو بذار روی اهالی روستا

411
00:22:39,061 --> 00:22:40,032
.البته

412
00:22:43,036 --> 00:22:46,070
.باشد که برکت ارواح همراه تو باشد

413
00:22:50,096 --> 00:22:54,088
ممنون که ما رو
.تا مرز حصار همراهی میکنی

414
00:22:54,088 --> 00:22:56,050
.کار خاصی نمیکنم

415
00:22:57,005 --> 00:22:58,047
...راستی، بچه

416
00:22:59,033 --> 00:23:02,061
تو، آزمون رو توی مقبره گذروندی، درسته؟

417
00:23:04,089 --> 00:23:06,070
.لازم نیست پنهانش کنی

418
00:23:06,070 --> 00:23:07,082
.با دیدنت متوجه میشم

419
00:23:08,056 --> 00:23:10,061
با پرسیدن این سؤال میخوای به چی برسی؟

420
00:23:11,020 --> 00:23:12,089
...ساده است

421
00:23:12,089 --> 00:23:16,035
.تو به جای امیلیا ساما آزمون رو ادامه میدی

422
00:23:16,035 --> 00:23:18,087
...نمیتونم! اگه شکست بخورم دنیا

423
00:23:18,087 --> 00:23:23,000
اصلاً به نظرت، واقعاً نیازی
به پیروز شدن بر گذشته ـت هست؟

424
00:23:24,004 --> 00:23:27,064
من شرکت کردن امیلیا ساما
.توی آزمون رو دیدم

425
00:23:27,064 --> 00:23:28,063
...دیدم که چطور شکست

426
00:23:29,039 --> 00:23:32,022
.و هر بار برمی‌گشت، درب و داغون بود

427
00:23:32,022 --> 00:23:33,047
.دیگه نمیتونم این وضع رو تحمل کنم

428
00:23:34,036 --> 00:23:38,089
باور دارم که امیلیا میتونه
.از پس آزمون بر بیاد

429
00:23:38,089 --> 00:23:39,073
...پس من

430
00:23:39,099 --> 00:23:41,096
...آزادی که از هرکسی انتظار داشته باشی

431
00:23:41,096 --> 00:23:45,083
ولی به نظرت امیلیا ساما میتونه
از پس گذشته‌اش بر بیاد؟

432
00:23:45,083 --> 00:23:48,069
!وقتی گریه میکنه و میگه می‌ترسم! می‌ترسم
حس واقعیش رو داد نمیزنه؟

433
00:23:49,028 --> 00:23:51,078
حس واقعی... امیلیا؟

434
00:23:55,037 --> 00:23:57,046
...امیلیا، در واقع

435
00:23:58,010 --> 00:23:59,060
.مرز حصار نزدیکه

436
00:24:00,038 --> 00:24:03,035
.من تا همینجا میتونم همراهیتون کنم

437
00:24:04,093 --> 00:24:05,092
!اینو بگیر

438
00:24:07,042 --> 00:24:08,071
...این

439
00:24:09,014 --> 00:24:12,000
...خوش ندارم دلایل خودم رو توضیح بدم

440
00:24:12,000 --> 00:24:14,073
...ولی اگه برنگردی

441
00:24:14,073 --> 00:24:16,092
.ما حسابی تو دردسر میوفتیم

442
00:24:16,092 --> 00:24:19,024
.اگه لازم شد، اینو به فردریکا نشون بده

443
00:24:33,001 --> 00:24:34,024
.نگران نباش

444
00:24:41,006 --> 00:24:42,062
هیچکی اینجا نیست؟

445
00:24:54,026 --> 00:24:55,090
جریان چیه؟

446
00:25:02,044 --> 00:25:04,064
رم... رم؟

447
00:25:15,016 --> 00:25:15,086
!رم

448
00:25:50,099 --> 00:25:52,090
قول داده بودی، مگه نه؟

449
00:25:53,083 --> 00:25:58,042
اینکه تا وقتی همدیگه رو دوباره ببینیم
.مراقب دل و روده ـت باشی

450
00:26:06,096 --> 00:26:09,083
رو به جلو قدمی

