1
00:00:01,000 --> 00:00:06,000
# این زیرنویس توسط مدل زبانی ChatGPT-4o ترجمه شده است #

2
00:01:30,057 --> 00:01:34,086
دوران ایالات جنگجو

3
00:01:46,049 --> 00:01:47,040
...وایسا

4
00:01:47,090 --> 00:01:50,015
مطمئنی که اوچیهاست؟

5
00:01:50,049 --> 00:01:51,040
...آره

6
00:01:52,003 --> 00:01:54,024
،اگه بفهمه که سنجویی

7
00:01:54,053 --> 00:01:57,094
وانمود میکنه که مراقب نیست
.تا اطلاعات از ما بدزده

8
00:01:58,040 --> 00:01:59,061
.بهش اعتماد نکن

9
00:02:00,040 --> 00:02:02,019
...نه، اون اینجوری نیست

10
00:02:02,090 --> 00:02:06,019
به قبیله‌ای اعتماد می‌کنی که
برادرت رو کشت؟

11
00:02:07,053 --> 00:02:12,032
تو اصلاً نمی‌دونی که
!تو دلش چی می‌گذره

12
00:02:12,053 --> 00:02:16,090
اگه گولت بزنه، کل قبیله سنجو رو
.به خطر می‌ندازی

13
00:02:17,015 --> 00:02:17,074
...اینطور نیست

14
00:02:18,040 --> 00:02:21,078
فقط برای اطمینان، من و توبیراما
همراهت می‌آییم. فهمیدی؟

15
00:02:23,040 --> 00:02:24,049
!جواب بده

16
00:02:25,044 --> 00:02:26,044
.بله

17
00:03:03,086 --> 00:03:05,040
،می‌دونم که همین اول کاره

18
00:03:05,049 --> 00:03:07,094
ولی به جای احوال‌پرسی بیا سنگ‌بازی کنیم؟

19
00:03:08,036 --> 00:03:09,007
...آره

20
00:03:25,040 --> 00:03:26,028
...هاشیراما

21
00:03:26,090 --> 00:03:28,053
...ببخشید. امروز نمی‌تونم بمونم

22
00:03:29,057 --> 00:03:30,082
.یه چیزی یادم اومد که باید انجام بدم

23
00:03:33,011 --> 00:03:37,019
ا-آره؟
.من برمی‌گردم خونه

24
00:03:37,036 --> 00:03:39,040
بدو

25
00:03:39,040 --> 00:03:41,057
تله، فرار کن

26
00:03:44,057 --> 00:03:46,082
!چه سرعتی
!می‌خواد فرار کنه

27
00:03:47,007 --> 00:03:48,074
!لعنت به هاشیراما
!هشدارش داد

28
00:03:49,057 --> 00:03:50,053
!بریم، توبیراما

29
00:03:50,086 --> 00:03:51,036
!بله

30
00:04:01,078 --> 00:04:04,044
به نظر می‌رسه که هر دو
.روی یه موجیم

31
00:04:04,057 --> 00:04:05,049
.بوتسوما سنجو

32
00:04:05,090 --> 00:04:07,053
.و توبیراما، درسته

33
00:04:08,040 --> 00:04:10,099
.آره، تاجیما اوچیها

34
00:04:11,057 --> 00:04:12,094
و ایزونا، درسته؟

35
00:04:18,028 --> 00:04:21,078
به نظر می‌رسید اوچیها هم
.اتفاقی همین فکر رو داشتن

36
00:04:22,057 --> 00:04:24,053
.دقیقاً همون شرایط

37
00:04:26,034 --> 00:04:31,011
بوتسوما سنجو و تاجیما اوچیها
از برخوردهای زیاد قبلی می‌دونستن

38
00:04:31,019 --> 00:04:33,099
که تقریباً قدرت
.برابر دارن

39
00:04:39,078 --> 00:04:40,074
!- وایسا
!- وایسا

40
00:04:43,007 --> 00:04:47,040
شینوبی‌ها آموزش دیدن که قلبشون رو
،تو میدان جنگ کنترل کنن

41
00:04:47,049 --> 00:04:48,053
.مهم نیست چه اتفاقی بیفته

42
00:04:49,049 --> 00:04:52,024
یه لحظه نمایش احساسی
می‌تونه منجر به آسیب‌پذیری بشه

43
00:04:52,032 --> 00:04:54,061
و تفاوت بین
.زندگی و مرگ رو معنا کنه

44
00:04:55,032 --> 00:04:56,007
...اما

45
00:04:57,015 --> 00:04:59,036
...دو بزرگسال خوب می‌دونستن

46
00:05:00,028 --> 00:05:02,078
،که اگه بچه‌شون جلوی چشمشون کشته بشه

47
00:05:02,086 --> 00:05:07,049
،احتمالاً، هرچند کم
.قلبشون رو نامتعادل می‌کنه

48
00:05:08,053 --> 00:05:09,053
...یعنی

49
00:05:09,065 --> 00:05:12,036
هرکی بتونه اولین ضربه رو بزنه
.نتیجه رو تعیین می‌کنه

50
00:05:31,040 --> 00:05:33,049
هیچ‌وقت کسی که بخواد به برادر کوچیکم
،آسیب بزنه رو نمی‌بخشم

51
00:05:33,057 --> 00:05:34,069
!مهم نیست کی باشه

52
00:05:35,049 --> 00:05:36,061
!منم همینطور

53
00:05:41,036 --> 00:05:42,019
...هی، هاشیراما

54
00:05:42,057 --> 00:05:43,040
چی شده؟

55
00:05:44,053 --> 00:05:47,053
...شاید واقعاً برای ما ممکن نباشه

56
00:05:48,086 --> 00:05:50,011
...که برسیم به اون

57
00:05:53,040 --> 00:05:54,074
...رویای دور از دسترس‌مون

58
00:05:56,011 --> 00:05:57,074
مادارا... چی می‌گی؟

59
00:05:58,090 --> 00:06:02,044
،شاید کوتاه بود
.ولی خوش گذشت... هاشیراما

60
00:06:04,074 --> 00:06:05,094
...سه به سه

61
00:06:06,082 --> 00:06:09,011
می‌تونیم شکستشون بدیم، مادارا؟

62
00:06:09,028 --> 00:06:09,082
...نه

63
00:06:10,015 --> 00:06:11,053
.هاشیراما از من قوی‌تره

64
00:06:12,024 --> 00:06:14,007
.اگه بجنگیم، می‌بازیم

65
00:06:14,028 --> 00:06:16,007
یه بچه از تو قوی‌تره، برادر؟

66
00:06:16,057 --> 00:06:18,074
.می‌فهمم، خیلی تحت تأثیرم

67
00:06:20,028 --> 00:06:20,086
!بریم عقب

68
00:06:21,061 --> 00:06:22,049
.فعلاً

69
00:06:23,044 --> 00:06:24,049
!مادارا

70
00:06:24,061 --> 00:06:28,024
تو... واقعاً تسلیم نشدی، نه؟

71
00:06:29,003 --> 00:06:31,003
...تو به همون نقطه‌ای رسیدی که من

72
00:06:31,011 --> 00:06:32,057
.تو سنجویی

73
00:06:34,044 --> 00:06:35,094
.ای کاش اینطور نبود

74
00:06:37,044 --> 00:06:39,057
برادرهام توسط سنجوها کشته شدن

75
00:06:40,044 --> 00:06:43,007
...و برادرهای تو، توسط اوچیها

76
00:06:47,053 --> 00:06:51,061
پس نیازی نیست که
.دل و جرات‌مون رو به هم نشون بدیم

77
00:06:52,090 --> 00:06:55,099
احتمالاً دیدار بعدیمون
...تو میدون جنگ خواهد بود

78
00:06:56,057 --> 00:06:58,007
.هاشیراما سنجو

79
00:07:00,032 --> 00:07:03,061
.من... مادارا اوچیها

80
00:07:04,049 --> 00:07:06,086
!پدر! به چشم‌های برادر بزرگم نگاه کن

81
00:07:08,078 --> 00:07:11,032
...شاید اطلاعاتی از سنجوها به دست نیوردیم

82
00:07:11,040 --> 00:07:14,049
ولی به نظر می‌رسه که از این ماجرا یه
.چیز ارزشمند به دست آوردیم

83
00:07:16,015 --> 00:07:19,036
همین الان شارینگانش بیدار شد؟

84
00:07:23,003 --> 00:07:24,044
،تو اون لحظه

85
00:07:24,053 --> 00:07:29,032
احساس کردم که بیدار شدن شارینگان
.واقعاً چه معنایی داره

86
00:07:36,069 --> 00:07:39,036
تصمیم گرفت که دوستش رو
.کامل پاک کنه

87
00:07:39,044 --> 00:07:41,057
.من رو از زندگیش پاک کنه

88
00:07:45,069 --> 00:07:50,040
.بعد از اون، جنگیدیم
.هر روز با هم می‌جنگیدیم

89
00:07:50,065 --> 00:07:51,074
،و قبل از اینکه بدونیم

90
00:07:51,082 --> 00:07:55,028
هر کدوم شدیم
.رهبر قبیله خودمون

91
00:08:03,061 --> 00:08:05,065
...ما تو دورترین جای ممکن بودیم

92
00:08:06,044 --> 00:08:08,094
از رویایی که
.می‌خواستیم بهش برسیم

93
00:08:41,082 --> 00:08:42,078
!سبک آتش

94
00:08:42,086 --> 00:08:44,019
!جوتسوی توپ آتش

95
00:08:44,044 --> 00:08:46,007
!سبک آب
!جوتسوی موشک اژدهای آبی

96
00:09:01,024 --> 00:09:02,078
...یه حمله کور

97
00:09:03,040 --> 00:09:06,015
بدشانسی اونایی که شارینگان ندارن رو
.لعنت می‌کنم

98
00:09:08,057 --> 00:09:09,078
!پرواز برش رایدین

99
00:09:15,086 --> 00:09:16,082
!ایزونا

100
00:09:19,036 --> 00:09:20,032
!دووم بیار

101
00:09:20,049 --> 00:09:21,044
!قسم می‌خورم که نجاتت بدم

102
00:09:34,049 --> 00:09:35,090
...هاشیرا

103
00:09:37,082 --> 00:09:40,078
.مادارا... نمی‌تونی منو شکست بدی

104
00:09:42,057 --> 00:09:45,053
.ولی من هیچ وقت رویای مشترکمون رو ول نکردم

105
00:09:50,099 --> 00:09:53,040
چرا تمومش نمی‌کنیم؟

106
00:09:54,074 --> 00:09:57,061
،اگه دوتا از قوی‌ترین قبیله‌های شینوبی
،اوتیها و سنجو، با هم متحد بشن

107
00:09:57,069 --> 00:09:59,044
کشورها نمی‌تونن دیگه

108
00:09:59,053 --> 00:10:01,057
قبیله‌های شینوبی دیگه‌ای پیدا کنن که
...بتونن جلو ما وایستن

109
00:10:02,044 --> 00:10:04,061
.درگیری کم‌کم فروکش می‌کنه

110
00:10:06,024 --> 00:10:07,040
.بیا بریم

111
00:10:25,065 --> 00:10:26,099
...نه... داداش بزرگتر

112
00:10:27,057 --> 00:10:28,044
!ایزونا

113
00:10:30,007 --> 00:10:32,019
...گولشون رو نخور

114
00:10:33,044 --> 00:10:34,036
!ایزونا

115
00:10:34,069 --> 00:10:38,036
یادت رفته که
...این نامردا همه رو کشتن

116
00:10:38,036 --> 00:10:40,040
قبیله اوتیها رو کشتن؟

117
00:11:18,024 --> 00:11:23,053
همه می‌دونستن که قبیله اوتیها
.در وضعیت بدی قرار داره

118
00:11:24,053 --> 00:11:28,053
در واقع، فراری‌ها به سنجو
.به زودی ظاهر می‌شدن

119
00:11:36,049 --> 00:11:40,044
و تقریبا همون موقع
.مادارا هم عوض شد

120
00:11:46,036 --> 00:11:50,024
اون به
.ابدی مانگکیو شارینگان دست پیدا کرد

121
00:12:01,038 --> 00:12:02,017
...اون چشما

122
00:12:03,013 --> 00:12:04,046
چه بلایی سر ایزونا اومد؟

123
00:12:05,025 --> 00:12:08,013
...برادر کوچیکم از جراحت‌های اون روز مرد

124
00:12:09,033 --> 00:12:12,046
قدرت‌هایی به من سپرد که
!به حفاظت از قبیله اوتیها کمک می‌کنن

125
00:12:13,033 --> 00:12:15,067
!یه توافق‌نامه ترک مخاصمه برات فرستادم

126
00:12:16,050 --> 00:12:19,083
،اگه واقعا می‌خوای از اوتیها محافظت کنی
!بیا دعوا رو تموم کنیم

127
00:12:26,017 --> 00:12:27,054
!هاشیرا

128
00:12:35,042 --> 00:12:38,013
!سبک چوب، شکوفه‌های جنگل عمیق

129
00:13:11,083 --> 00:13:13,038
گرده سمی، هان؟

130
00:13:14,017 --> 00:13:15,021
!کافیه، مادارا

131
00:13:16,025 --> 00:13:18,000
!جنگیدن بی‌معنیه

132
00:13:19,025 --> 00:13:20,025
بی‌معنی؟

133
00:13:21,046 --> 00:13:23,033
پس چرا ایزونا مرد؟

134
00:13:25,025 --> 00:13:29,050
...چون
!چون شما نامردا کشتیدش

135
00:13:55,046 --> 00:13:56,063
!جوتسوی گولم چوبی

136
00:14:20,088 --> 00:14:22,079
!هاشیرا

137
00:15:31,046 --> 00:15:33,083
!مادارا، ما دوست بودیم

138
00:15:35,029 --> 00:15:36,083
!و رویای مشترکی داشتیم

139
00:15:41,038 --> 00:15:42,038
!هاشیرا

140
00:15:43,021 --> 00:15:45,029
تا کی می‌خوای این حرفای بچگانه رو بزنی؟

141
00:15:57,067 --> 00:16:01,025
!نمیشه که به همدیگه نشون بدیم چقدر دل و جرات داریم

142
00:16:01,033 --> 00:16:02,042
نمی‌فهمی؟

143
00:16:08,038 --> 00:16:09,046
!هاشیرا

144
00:16:09,075 --> 00:16:11,025
!مادارا

145
00:16:27,096 --> 00:16:30,025
در پایان نبردی که
...یک روز کامل طول کشید

146
00:16:30,033 --> 00:16:33,029
پشت مادارا برای اولین بار
.به زمین خورد

147
00:16:46,058 --> 00:16:47,063
...مادارا

148
00:16:48,004 --> 00:16:49,013
.تموم شدی

149
00:16:49,088 --> 00:16:50,079
.صبر کن، توبیرا

150
00:16:55,088 --> 00:16:56,088
!چرا، داداش بزرگتر؟

151
00:16:57,046 --> 00:16:58,058
!این موقعیت ماست

152
00:16:59,042 --> 00:17:00,033
!هیچ‌کس بهش دست نمی‌زنه

153
00:17:04,017 --> 00:17:06,079
.هاشیرا، تمومش کن

154
00:17:09,029 --> 00:17:12,038
افتخار می‌کنم که
.به دست تو بمیرم

155
00:17:13,038 --> 00:17:14,071
.اینقدر ادعا نکن

156
00:17:15,042 --> 00:17:17,017
،اگه رهبر قبیله اوتیها رو بکشم

157
00:17:17,025 --> 00:17:20,046
.فقط جوونایی که ازت پیروی می‌کنن رو تحریک می‌کنه

158
00:17:20,071 --> 00:17:24,079
دیگه کسی با اون شجاعت
.بین اوتیها نمونده

159
00:17:25,046 --> 00:17:26,075
.البته که هست

160
00:17:27,033 --> 00:17:30,029
.شاید الان نه، ولی به مرور زمان

161
00:17:31,000 --> 00:17:34,038
...بیا بریم
چرا این جنگ رو تموم نمی‌کنیم؟

162
00:17:35,088 --> 00:17:37,042
یادت میاد قول دادیم؟

163
00:17:38,008 --> 00:17:40,021
.که یه روز دهکده ایده‌آل بسازیم

164
00:17:42,046 --> 00:17:46,096
...نمیشه برگردیم به اون روزا
و با هم سنگ‌ریزه پرت کنیم؟

165
00:17:48,017 --> 00:17:50,004
.این غیرممکنه

166
00:17:51,008 --> 00:17:53,083
.تو و من دیگه مثل هم نیستیم

167
00:17:55,004 --> 00:17:57,013
!بیا اینجا دهکده‌مون رو بسازیم

168
00:17:57,042 --> 00:18:01,050
هه... فقط تویی که داری
.این حرفای مسخره رو می‌زنی

169
00:18:02,013 --> 00:18:03,042
خب، تو چی می‌گی؟

170
00:18:04,071 --> 00:18:07,013
،آره... اگه اینجا دهکده ساخته بشه

171
00:18:07,033 --> 00:18:09,025
می‌تونم مراقب
،برادر کوچیکم باشم

172
00:18:09,054 --> 00:18:12,075
و ازش محافظت کنم توی جایی
!که چشم نمی‌تونه به انتهاش برسه

173
00:18:14,017 --> 00:18:18,021
.من دیگه یه برادر هم ندارم

174
00:18:18,088 --> 00:18:20,071
.هیچی برای محافظت ندارم

175
00:18:21,050 --> 00:18:24,092
.و... نمی‌تونم بهت اعتماد کنم

176
00:18:26,000 --> 00:18:29,042
راهی هست که بتونم
اعتمادتون رو جلب کنم؟

177
00:18:34,063 --> 00:18:37,083
خب، یه راه هست که
...به همدیگه نشون بدیم چقدر دل و جرات داریم

178
00:18:38,063 --> 00:18:41,000
...یا برادرت رو بکش

179
00:18:41,083 --> 00:18:43,088
.یا همین الان خودت رو بکش

180
00:18:44,088 --> 00:18:49,033
.و بعدش مساوی می‌شیم. حاضرم به قبیله‌تون اعتماد کنم

181
00:18:49,088 --> 00:18:52,038
برادرت رو بکش یا خودت رو بکش؟

182
00:18:53,017 --> 00:18:55,008
چطور جرئت می‌کنی
چنین حرف مضحکی بزنی-

183
00:18:55,083 --> 00:18:56,096
.موافقم

184
00:18:57,033 --> 00:18:58,075
!این دیوونگیه

185
00:18:59,038 --> 00:19:00,046
،خب داداش بزرگتر
چی کار می‌خوای بکنی؟

186
00:19:01,008 --> 00:19:02,063
الان می‌خوای منو بکشی؟

187
00:19:03,025 --> 00:19:06,013
یا می‌خوای بخاطر حرفای این مرد
خودت رو بکشی؟

188
00:19:06,046 --> 00:19:09,038
!این احمقانه‌ست. به حرفاش گوش نده

189
00:19:14,017 --> 00:19:15,058
.ممنون، مادارا

190
00:19:16,029 --> 00:19:18,063
.واقعا دلرحمی

191
00:19:20,079 --> 00:19:23,025
،مادارا یه انتخاب بهم داد

192
00:19:23,058 --> 00:19:26,050
یه گزینه که لازم نبود
.برادر کوچیکم رو بکشم

193
00:19:27,025 --> 00:19:28,046
...اون خیلی خوب می‌دونست

194
00:19:28,054 --> 00:19:32,000
که یه برادر بزرگتر
.چه احساسی نسبت به خواهر و برادر کوچکترش داره

195
00:19:33,008 --> 00:19:34,029
...گوش کن، توبیرا

196
00:19:34,092 --> 00:19:38,038
،این حرفا رو تو قلبت حک کن
...چون اینا آخرین حرفای منن

197
00:19:38,058 --> 00:19:39,071
...داداش

198
00:19:40,046 --> 00:19:42,042
حرفایی که با جونم دارم
.می‌گم

199
00:19:43,004 --> 00:19:44,088
.شما هم، اعضای قبیله‌ی من

200
00:19:46,029 --> 00:19:49,017
.بعد از مرگ من، مادارا رو نکشید

201
00:19:49,050 --> 00:19:52,075
من هرگونه دعوا بین
.اوتیها و سنجو رو ممنوع می‌کنم

202
00:19:53,046 --> 00:19:54,054
...همین الان قسم بخور

203
00:19:54,063 --> 00:19:57,050
،به جون پدرات
.و نوه‌هات که هنوز به دنیا نیومدن

204
00:20:01,042 --> 00:20:02,033
...خدانگهدار

205
00:20:34,000 --> 00:20:35,013
...بسه دیگه

206
00:20:35,088 --> 00:20:38,033
.دیگه دلم رو دیدم

207
00:20:42,004 --> 00:20:43,046
...مثل یه خواب بود

208
00:20:44,046 --> 00:20:47,000
اوتیها و سنجو
.یه اتحاد تشکیل دادن

209
00:20:47,042 --> 00:20:50,038
دیگه هیچ تلفاتی
،وجود نخواهد داشت

210
00:20:50,046 --> 00:20:53,025
و دیگه هیچ بچه‌ای
.نمی‌میره

211
00:20:55,058 --> 00:21:00,029
.و اینجوری، ما شروع کردیم به ساختن دهکده‌مون

212
00:22:37,043 --> 00:22:40,043
یادت هست که چطور وقتی بچه بودیم
اینجا حرف می‌زدیم؟

213
00:22:40,097 --> 00:22:44,043
آره... فکر می‌کردم فقط داریم
.در مورد رویامون حرف می‌زنیم

214
00:22:45,027 --> 00:22:47,014
.اون رویا حالا داره به واقعیت تبدیل میشه

215
00:22:47,052 --> 00:22:49,043
!الان وقت ضعیف بودن نیست

216
00:22:50,006 --> 00:22:52,035
!باید یه اسم هم برای دهکده‌مون پیدا کنیم

217
00:22:52,060 --> 00:22:53,081
نظری داری؟

218
00:22:55,002 --> 00:22:58,039
دفعه بعد در ناروتو
رویای واقعی من

219
00:22:59,039 --> 00:23:02,006
نظرت چیه
دهکده‌ای پنهان در برگ ها؟

220
00:23:02,014 --> 00:23:04,081
رویای واقعی من

221
00:23:04,089 --> 00:23:08,056
!دوباره ببینید

