1
00:00:01,000 --> 00:00:06,000
# این زیرنویس توسط مدل زبانی ChatGPT-4o ترجمه شده است #

2
00:01:30,041 --> 00:01:35,091
روحی که زندگی میکنه
داخل عروسک

3
00:02:08,012 --> 00:02:09,074
!عقب‌نشینی... عقب‌نشینی

4
00:02:30,087 --> 00:02:33,087
نخ‌های چاکرای استادان عروسکی
در سطح جهانی میتونن انسان‌ها رو کنترل کنن

5
00:02:33,091 --> 00:02:36,024
.همونطور که عروسک‌هاشون رو کنترل میکنن

6
00:02:37,028 --> 00:02:41,074
،اما وقتی نخ چاکرا قطع بشه
.به آدم هیچ آسیبی نمیرسه

7
00:02:42,037 --> 00:02:43,037
.من بهت مدیونم

8
00:02:44,016 --> 00:02:46,020
.داشتم یکی از هم‌رزما رو میکشتم

9
00:02:47,024 --> 00:02:50,070
یه روش خاص برای مبارزه بین
.استفاده‌کننده‌های عروسک هست

10
00:02:51,074 --> 00:02:54,020
و من تنها کسی‌ام اینجا
...که میتونه این کارو انجام بده

11
00:02:55,028 --> 00:02:56,074
!درسته، مامان‌بزرگ چیو؟

12
00:02:57,083 --> 00:02:59,016
...کانکورو

13
00:03:06,016 --> 00:03:07,024
...ساسوری

14
00:03:10,053 --> 00:03:14,008
...من تو همه چی اشتباه کردم

15
00:03:14,070 --> 00:03:16,091
،ولی بعد از اینکه ناروتو رو دیدم

16
00:03:16,095 --> 00:03:19,058
.تونستم آخرش کاری درست انجام بدم

17
00:03:19,095 --> 00:03:21,083
،فکر کردم مردم

18
00:03:21,087 --> 00:03:24,020
.و یه امیدی برای آینده‌ی روشن به جا گذاشتم

19
00:03:25,003 --> 00:03:26,028
...اما

20
00:03:26,049 --> 00:03:29,008
،وقتی جلوت وایسادم

21
00:03:29,012 --> 00:03:33,062
نمیتونم کمک کنم
...و از گذشته پشیمونم... ساسوری

22
00:03:44,099 --> 00:03:47,099
مامان و بابا کی برمی‌گردن؟

23
00:03:50,037 --> 00:03:54,033
...خب، یه کم بیشتر طول میکشه

24
00:03:55,099 --> 00:03:57,008
...فهمیدم

25
00:04:06,003 --> 00:04:10,099
...نتونستم حقیقت رو بهش بگم

26
00:04:11,078 --> 00:04:17,016
ساسوری خیلی کوچیک بود که بفهمه
...پدر و مادرش مردن

27
00:04:48,020 --> 00:04:49,037
...ساسوری

28
00:05:15,095 --> 00:05:20,066
،ساسوری خودش فهمیده بود
.که والدینش مردن

29
00:05:30,033 --> 00:05:32,074
ساسوری! چطوری؟

30
00:05:32,083 --> 00:05:33,066
ها؟

31
00:05:38,003 --> 00:05:42,028
مامان‌بزرگ چیو گفت
.عروسک آخرت خیلی موفق بوده

32
00:05:42,095 --> 00:05:45,008
یه روزی میخوام مثل تو
،یه شینوبی بشم

33
00:05:45,012 --> 00:05:46,074
...که همه عروسک‌هامو تحسین کنن

34
00:05:49,095 --> 00:05:51,062
!هی! داری گوش میدی؟

35
00:05:52,024 --> 00:05:54,012
!هی، منم

36
00:05:54,078 --> 00:05:56,045
کوموشی اومده
!تا تو رو ببینه

37
00:06:00,016 --> 00:06:02,024
!هی! جواب بده

38
00:06:11,091 --> 00:06:14,033
.ه-هی، منظورم این نبود
.ببخشید

39
00:06:15,012 --> 00:06:18,020
.ولی داری با من بدتر از یه عروسک رفتار میکنی

40
00:06:21,016 --> 00:06:23,033
خب، ممکنه منتظر بمونم
تا قیامت

41
00:06:23,037 --> 00:06:25,020
.تا ازت جوابی بگیرم

42
00:06:27,033 --> 00:06:29,020
.یه پیغام از مامان‌بزرگ چیو دارم

43
00:06:29,087 --> 00:06:31,070
اون عروسک‌هایی که سفارش داده بود رو
...زودتر میخواد

44
00:06:31,074 --> 00:06:34,041
...کلاغ، مورچه سیاه و سمندر

45
00:06:34,062 --> 00:06:35,028
...اوه

46
00:06:38,024 --> 00:06:40,091
.همه چیزایی که درخواست کرده بود انجام شده

47
00:06:41,037 --> 00:06:43,041
.اوه، پس اینا ساخته‌های جدید تو هستن

48
00:06:43,091 --> 00:06:44,074
...وای، خیلی سریع بود

49
00:06:44,078 --> 00:06:46,041
.دوست ندارم مردم رو معطل کنم

50
00:06:47,037 --> 00:06:49,024
.آره... درسته

51
00:06:58,020 --> 00:07:00,058
.هی... این فوق‌العاده‌ست

52
00:07:01,028 --> 00:07:02,083
!اونا خیلی شبیه انسان هستن

53
00:07:12,049 --> 00:07:14,070
.اوه، تقریبا یادم رفت

54
00:07:15,066 --> 00:07:17,024
...درباره ساخته جدیدت

55
00:07:17,028 --> 00:07:20,062
بهم گفت درباره
.سم عروسک کلاغ بپرسم

56
00:07:23,008 --> 00:07:24,003
ها؟

57
00:07:28,037 --> 00:07:30,033
!اینا همه گیاهان دارویی نادر هستن

58
00:07:31,024 --> 00:07:33,008
میخوای از اینا
یه ترکیب درست کنی؟

59
00:07:35,037 --> 00:07:37,087
.این نیاز به مجوز داره

60
00:07:38,024 --> 00:07:39,028
!باشه

61
00:07:39,033 --> 00:07:42,033
!من، کوموشی، اینو مذاکره میکنم
.پس بهم یه کم وقت بده

62
00:07:42,037 --> 00:07:43,078
.دوست ندارم منتظر بمونم

63
00:07:44,012 --> 00:07:46,041
!فکر کنم نه. پس بریم

64
00:07:55,074 --> 00:07:56,070
!منم، کوموشی

65
00:07:57,041 --> 00:07:58,070
چی شده؟

66
00:07:59,028 --> 00:08:02,016
اوه... پیغاممو رسوندی…؟

67
00:08:06,024 --> 00:08:08,078
.مامان‌بزرگ چیو، ساسوری یه درخواست داره

68
00:08:09,078 --> 00:08:11,008
چی هست؟

69
00:08:17,041 --> 00:08:19,003
خیلی نمیتونم بگم

70
00:08:19,008 --> 00:08:20,099
بدون اینکه نسبت ترکیب
.رو بدونم

71
00:08:29,099 --> 00:08:32,095
،ولی چون این از طرف تو میاد
.مشکلی باهاش ندارم

72
00:08:33,028 --> 00:08:35,083
.این رو با بخش داروسازی هماهنگ میکنم

73
00:08:36,033 --> 00:08:40,028
،در حال تحقیق هستم
.پس میتونی بری

74
00:08:41,070 --> 00:08:44,045
.پسر، تو کارت درسته، ساسوری

75
00:08:44,087 --> 00:08:47,078
هنوز جوونی، ولی داری
.به روستا کمک میکنی

76
00:08:48,053 --> 00:08:50,074
مامان‌بزرگ چیو باید
.خیلی بهت افتخار کنه

77
00:08:53,008 --> 00:08:54,024
داری به حرفام گوش میدی؟

78
00:08:54,099 --> 00:08:58,012
مامان‌بزرگ چیو همیشه
.نگرانته

79
00:08:58,062 --> 00:09:02,003
نمیتونم منتظر بمونم تا
...به عنوان یه شینوبی کامل شناخته بشم

80
00:09:02,008 --> 00:09:03,078
!درست مثل عروسک‌هات

81
00:09:05,033 --> 00:09:08,037
والدین خودم هنوز باهام
!مثل بچه رفتار میکنن

82
00:09:08,083 --> 00:09:10,095
...میگن من برای شینوبی بودن مناسب نیستم

83
00:09:11,037 --> 00:09:14,045
،ولی این دفعه
.به امنیت مرزها مأمور شدم

84
00:09:15,024 --> 00:09:18,003
،فقط نگهبانیه
ولی اگه بتونم خودمو ثابت کنم…

85
00:09:18,008 --> 00:09:18,099
!کوموشی

86
00:09:19,020 --> 00:09:21,033
!این وقت روز چیکار میکردی؟

87
00:09:21,041 --> 00:09:22,062
!خیلی نگران بودم

88
00:09:22,078 --> 00:09:24,095
،صبر کن... بس کن
!داری آبروی منو میبری

89
00:09:24,099 --> 00:09:26,099
قراره از این به بعد به من
...ماموریت‌های امنیت مرزی بدن

90
00:09:27,003 --> 00:09:29,028
!میتونی چیزایی مثل ماموریت‌ها رو رد کنی

91
00:09:29,033 --> 00:09:31,058
.من تمام عمرم ازت مراقبت میکنم

92
00:09:31,062 --> 00:09:33,020
!میخوام اینو متوقف کنی

93
00:09:43,008 --> 00:09:44,037
!ممنونم، ساسوری

94
00:09:45,033 --> 00:09:48,083
شنیدم که توی ماموریت زخمی شدی؟

95
00:09:49,037 --> 00:09:50,087
.گند زدم

96
00:09:51,037 --> 00:09:52,024
اما…

97
00:09:53,083 --> 00:09:56,033
!اون... یه دست عروسکیه

98
00:09:56,091 --> 00:09:58,045
!این همه چی نیست

99
00:10:02,003 --> 00:10:03,095
.احساس میکنم قوی‌تر از قبل شدم

100
00:10:04,078 --> 00:10:07,008
.و کاملا فیت شده

101
00:10:07,062 --> 00:10:10,041
احساس میکنم همیشه
.بخشی از بدنم بوده

102
00:10:25,083 --> 00:10:28,033
چطور تونستی
!زهر خودتو بخوری؟

103
00:10:30,020 --> 00:10:31,037
مامان بزرگ چیو…

104
00:10:31,062 --> 00:10:34,037
.تقصیر اون نیست

105
00:10:35,066 --> 00:10:38,024
من بودم… که خراب کردم…

106
00:10:40,037 --> 00:10:42,008
!ساسوری کجاست؟

107
00:10:42,012 --> 00:10:44,028
نسبت ترکیب زهر رو
داریم؟

108
00:10:53,020 --> 00:10:54,058
لطفاً اون رو درمان کن…

109
00:10:55,020 --> 00:10:56,058
لطفاً اون رو درمان کن…

110
00:10:57,020 --> 00:10:59,066
!درمانش کن! لطفاً

111
00:11:00,074 --> 00:11:02,099
دست راستش رو هم درست کردی، درسته؟

112
00:11:03,003 --> 00:11:05,008
پس دست چپش می‌تونه…

113
00:11:06,045 --> 00:11:08,045
پاهاش، بدنش…

114
00:11:08,049 --> 00:11:11,020
!حتی می‌تونی روحش رو هم درمان کنی، نمیتونی؟

115
00:11:11,091 --> 00:11:13,016
!اون رو بهم برگردون

116
00:11:13,024 --> 00:11:17,012
کوموشی منو درمان کن و
!اون رو بهم برگردون

117
00:11:21,041 --> 00:11:23,053
.این یه تصادف دردناک بود

118
00:11:24,033 --> 00:11:27,062
کوموشی ارتباط من با ساسوری بود…

119
00:11:28,012 --> 00:11:29,041
نه فقط این…

120
00:11:29,095 --> 00:11:34,033
.اون تنها دوست ساسوری بود

121
00:11:36,066 --> 00:11:38,091
ساسوری این اواخر چطور بوده؟

122
00:11:39,020 --> 00:11:41,008
.مثل همیشه

123
00:11:41,066 --> 00:11:44,037
اخیراً روی
.قطعات کوچیک عروسک کار می‌کرده

124
00:11:44,091 --> 00:11:47,024
و اون‌ها شبیه
دست‌های واقعی انسان هستن…

125
00:11:50,049 --> 00:11:52,058
ها؟ چی؟

126
00:11:52,095 --> 00:11:55,074
غیرممکنه. باید یه تصادف باشه…

127
00:11:56,066 --> 00:11:57,099
ولی یه چیزی هست…

128
00:12:03,045 --> 00:12:06,024
!امیدوارم ترس‌هام بی‌اساس باشه

129
00:12:14,087 --> 00:12:16,053
.دوست ندارم مردم رو منتظر بذارم

130
00:12:17,024 --> 00:12:18,078
،از چیزی که می‌بینم

131
00:12:18,083 --> 00:12:21,028
فکر می‌کردم یه کم بیشتر
.پیشرفت داریم

132
00:12:21,099 --> 00:12:24,016
!ساسوری! داری چیکار می‌کنی؟

133
00:12:24,020 --> 00:12:26,099
به زور تونستی
به اندازه استاندارد برسونی…

134
00:12:27,012 --> 00:12:28,028
!ساسوری

135
00:12:36,062 --> 00:12:38,028
!اون کوموشیه؟

136
00:13:01,049 --> 00:13:03,003
همونطور که خواسته بودی…

137
00:13:03,033 --> 00:13:05,024
.مدل تموم شده

138
00:13:17,053 --> 00:13:21,024
نتونستم وقتی که بیشترین درد رو داشت
.کنارش باشم

139
00:13:21,058 --> 00:13:24,037
وقتی به شدت نیاز به محبت داشت…

140
00:13:24,095 --> 00:13:29,028
نه، بهونه آوردم و
.خودم رو ازش دور کردم

141
00:13:29,070 --> 00:13:32,095
.من کسی بودم که اونو خراب کردم

142
00:13:33,003 --> 00:13:33,095
ببخشید…

143
00:13:34,028 --> 00:13:36,008
الان دیگه چه فایده‌ای داره…

144
00:13:36,012 --> 00:13:39,083
یه عذرخواهی از یه جسد زنده شده
!برای عروسکی که حالا تویی

145
00:14:05,085 --> 00:14:08,014
.تکنیکت مثل همیشه تیزه

146
00:14:08,031 --> 00:14:10,035
!ولی هیچ روحیه جنگی نداری

147
00:14:10,068 --> 00:14:14,031
فکر کنم عروسک‌سازها
توی عروسک بودن خوب نیستن، نه؟

148
00:14:14,098 --> 00:14:18,010
آدم‌های بی‌تجربه نباید
.وانمود کنن که می‌دونن…

149
00:14:18,081 --> 00:14:22,002
سبک نشماریدن
.جوتسوی احیا

150
00:14:22,064 --> 00:14:24,043
اگه استفاده‌کننده جوتسو جدی بشه…

151
00:14:27,023 --> 00:14:28,098
!اه، از شیطان حرف می‌زنیم

152
00:14:37,027 --> 00:14:38,068
تکنیک معکوس سفید مخفی…

153
00:14:38,073 --> 00:14:40,089
!ده عروسک اژماتسو

154
00:14:54,060 --> 00:14:55,035
!چی؟

155
00:14:56,023 --> 00:14:57,018
سیم‌ها؟

156
00:14:59,098 --> 00:15:01,006
!چی—؟

157
00:15:14,081 --> 00:15:17,081
ساسوری… همینطور
پدر و مادر ساسوری…

158
00:15:17,085 --> 00:15:19,085
.من اونا رو بازسازی و تعمیر کردم

159
00:15:35,031 --> 00:15:38,027
ساسوری بهم گفت…

160
00:15:39,027 --> 00:15:42,035
که اون یه انسان بود
.که نتونست عروسک بشه

161
00:15:43,023 --> 00:15:46,068
یه عروسک ناقص با
یه هسته زنده…

162
00:15:48,010 --> 00:15:50,018
فکر می‌کنی اون می‌خواست
به پدر و مادرش که عروسک شده بودن نزدیک‌تر بشه؟

163
00:15:50,023 --> 00:15:55,031
چطور کسی می‌تونه بخواد
یه عروسک بدون روح بشه؟

164
00:15:57,039 --> 00:15:58,052
شاید…

165
00:16:00,093 --> 00:16:02,006
ولی می‌دونی…

166
00:16:02,014 --> 00:16:05,052
من می‌تونم روح‌های
مادر و پدر ساسوری رو

167
00:16:05,056 --> 00:16:07,014
.توی این عروسک‌ها حس کنم

168
00:16:07,093 --> 00:16:10,039
دوست دارم باور کنم که
.ساسوری هم این رو حس کرده بود

169
00:16:13,031 --> 00:16:15,048
مامان بزرگ چیو گفت…

170
00:16:15,052 --> 00:16:19,081
که ساسوری تونسته بود
.حمله نهایی مادر و پدرش رو ببینه

171
00:16:21,010 --> 00:16:23,068
،ولی به یه دلیلی
.اون مقابله نکرد

172
00:16:24,039 --> 00:16:27,023
.آره… باید بهش رسیده باشه

173
00:16:27,093 --> 00:16:30,089
.فریاد روح‌های والدینش رو

174
00:16:32,031 --> 00:16:34,023
.قبول دارم که بی‌تجربه‌ام

175
00:16:35,031 --> 00:16:37,060
ولی اونقدر ناآگاه نیستم که
نتونم حس کنم

176
00:16:37,064 --> 00:16:42,006
پشیمونی و غمت رو
.از طریق رشته‌های چاکرات

177
00:16:42,039 --> 00:16:45,006
!تو اولین چیزی که به ذهنت می‌رسه رو می‌گی

178
00:16:45,014 --> 00:16:47,014
!به خاطر همینه که بی‌تجربه‌ای

179
00:16:47,089 --> 00:16:51,018
یه چیزایی هست که آدم میخواد
.برای اون‌ها جبران کنه، ولی نمیتونه

180
00:16:51,023 --> 00:16:53,023
.علاوه بر این، من یه جسدم

181
00:16:53,060 --> 00:16:55,043
!هیچ کاری از دستم برنمیاد

182
00:16:57,006 --> 00:16:59,006
ساسوری منو سپرده…

183
00:17:02,023 --> 00:17:05,031
من پدر و مادر
.عروسک‌ها رو به تو می‌سپارم

184
00:17:06,073 --> 00:17:09,006
!ساسوری تو رو سپرده…؟

185
00:17:09,056 --> 00:17:11,098
.عروسک‌هایی که فقط ساسوری می‌تونست بسازه

186
00:17:12,018 --> 00:17:16,035
ساز و کارشون خیلی ظریفه…
.تا نوک انگشت‌ها

187
00:17:18,064 --> 00:17:21,035
پس اون هم یه عشق و
،علاقه به عروسک‌ها داره

188
00:17:21,039 --> 00:17:23,031
درست مثل ساسوری؟

189
00:17:24,031 --> 00:17:26,089
روح ساسوری تو
!این دو عروسک جا داره

190
00:17:27,068 --> 00:17:32,031
و عشقش روح والدینش رو
!هم توی اونا گذاشته

191
00:17:34,073 --> 00:17:37,060
.حداقل، ساسوری تونسته این رو حس کنه

192
00:17:38,027 --> 00:17:40,018
!عروسک‌هایی با روح؟

193
00:17:40,035 --> 00:17:42,031
این همه چیز نیست، مامان بزرگ چیو…

194
00:17:43,023 --> 00:17:45,081
عشقی که به
عروسک‌های پدر و مادرش دادی

195
00:17:45,085 --> 00:17:48,018
.جزئی از روحشون شده

196
00:17:48,043 --> 00:17:49,031
ها؟

197
00:17:49,081 --> 00:17:51,039
.ساسوری از این موضوع آگاه بود

198
00:17:52,031 --> 00:17:54,048
و همه اونا رو به من داد…

199
00:17:55,014 --> 00:17:57,010
بلکه، اونا رو به من سپرد

200
00:17:57,014 --> 00:17:58,048
برای نسل‌های آینده
.دنیای شینوبی

201
00:17:59,027 --> 00:18:03,014
.وظیفه ما هم هست که اینو انتقال بدیم

202
00:18:03,068 --> 00:18:05,031
ساسوری این کارو کرد…؟

203
00:18:05,081 --> 00:18:09,056
آره، من بی‌تجربم و
.از نظر شما، یه غریبه‌ام

204
00:18:10,010 --> 00:18:11,060
ولی برادر کوچیکم…

205
00:18:11,064 --> 00:18:14,014
گارا روح شما رو دریافت کرد
.و دوباره زنده شد

206
00:18:14,056 --> 00:18:16,014
.پس اصلاً غریبه نیستم

207
00:18:17,031 --> 00:18:20,031
و می‌تونم از طریق
.رشته‌های چاکرا حسش کنم

208
00:18:20,073 --> 00:18:22,060
ساسوری و مادر و پدرش…

209
00:18:22,081 --> 00:18:24,027
افکار خانواده، عشقشون…

210
00:18:24,031 --> 00:18:26,031
روحاشون دارن میگن…

211
00:18:27,023 --> 00:18:29,023
!لطفاً مادربزرگ چیو رو متوقف کن

212
00:18:34,031 --> 00:18:35,027
خانواده…

213
00:18:35,068 --> 00:18:36,077
!مادر

214
00:18:37,006 --> 00:18:40,093
.این فقط یه عکس خانوادگیه
.انقدر لجبازی نکن

215
00:18:41,023 --> 00:18:44,043
احمق! معنی
!کلمه شینوبی یعنی مخفی بودن

216
00:18:44,060 --> 00:18:47,014
،من عکس نمی‌گیرم
که بشه برای تزئین گذاشتش…

217
00:18:47,018 --> 00:18:52,023
،و مردم بگن
!اوه، چه عکس قشنگی تو مهمونی‌ها

218
00:18:52,035 --> 00:18:54,056
ما-ما تا این حد پیش نمی‌رفتیم…

219
00:18:54,073 --> 00:18:56,048
!معلومه که می‌رفتین

220
00:18:57,023 --> 00:18:58,048
مادربزرگ چیو…

221
00:18:58,098 --> 00:19:01,023
نمی‌خوای با ما
یه عکس بگیری؟

222
00:19:05,077 --> 00:19:09,002
.نه… بحث این نیست

223
00:19:09,027 --> 00:19:11,064
با تو چیکار کنیم؟

224
00:19:13,093 --> 00:19:16,006
اوه، داری چیکار می‌کنی؟

225
00:19:24,014 --> 00:19:25,027
!– اوه
!– هی

226
00:19:40,035 --> 00:19:41,077
،باید بگم که

227
00:19:41,081 --> 00:19:45,023
اون‌ها تو دستای
.یه عروسک‌گردان ماهر هستن

228
00:20:03,031 --> 00:20:04,031
!مادربزرگ چیو

229
00:20:08,093 --> 00:20:10,018
!فقط شوخی کردم

230
00:20:10,089 --> 00:20:12,027
!واقعاً داشت تظاهر می‌کرد

231
00:20:17,093 --> 00:20:18,089
حالا…

232
00:20:19,002 --> 00:20:22,073
ساسوری مادر و پدرش رو
به عنوان هدیه به تو داد…

233
00:20:22,077 --> 00:20:26,010
.منم باید چیزی به تو بدم

234
00:20:26,039 --> 00:20:31,023
تنها چیزی که الان می‌تونم بهت بدم
.تکنیک‌های سری عروسک‌گردانی منه

235
00:20:31,035 --> 00:20:33,064
!با تجربه کردنشون یاد بگیر

236
00:20:33,068 --> 00:20:34,064
!هی، صبر کن…

237
00:20:34,068 --> 00:20:37,043
!تکنیک سری سفید
!لشکر توهمات

238
00:20:38,027 --> 00:20:40,002
!اوضاع خرابه

239
00:20:46,081 --> 00:20:49,073
،وقتی بچه بودم
.ازت خواستم منو تمرین بدی

240
00:20:49,077 --> 00:20:52,002
اما گفتی که به آینده دهکده
اهمیتی نمی‌دی

241
00:20:52,006 --> 00:20:53,039
!و کاملاً منو نادیده گرفتی

242
00:20:53,043 --> 00:20:55,077
!فکر کنم منم اون موقع جوون بودم

243
00:20:56,002 --> 00:20:57,098
تو اون موقع هم
!یه پیرزن بودی

244
00:22:37,071 --> 00:22:40,004
!گفتی اوموی میدان جنگ رو ترک کرده؟

245
00:22:40,079 --> 00:22:42,054
درسته، کاکاشی؟

246
00:22:42,092 --> 00:22:46,033
بله. گزارش‌ها میگن که از
پستش فرار کرده

247
00:22:46,038 --> 00:22:48,054
بعد از اینکه گفت باید
.برای یه مدت بره

248
00:22:49,017 --> 00:22:51,054
ترک پست در حین
آتش دشمن

249
00:22:51,058 --> 00:22:53,075
توی دهکده ابر پنهان
!یه جرم جدی محسوب می‌شه

250
00:22:54,029 --> 00:22:57,054
دفعه بعد در ناروتو
!بدو، اوموی

251
00:22:58,067 --> 00:23:02,000
،لعنتی، اوموی
!داری به چی فکر می‌کنی؟

252
00:23:02,000 --> 00:23:04,098
!بدو، اوموی

253
00:23:05,029 --> 00:23:07,079
!دوباره ببینید

