1
00:00:01,000 --> 00:00:06,000
# این زیرنویس توسط مدل زبانی ChatGPT-4o ترجمه شده است #

2
00:00:03,060 --> 00:00:06,067
حمله‌ی شیطان روباه نه دم
.16 سال پیش

3
00:00:09,003 --> 00:00:11,000
.شک افتاد به اونا

4
00:00:11,093 --> 00:00:15,087
که اوچیها شورش کرده
.و دنبال قدرت بودن

5
00:00:18,047 --> 00:00:19,077
،در نتیجه

6
00:00:19,080 --> 00:00:22,073
اوچیها تحت نظر دقیق
،آنبو بلک اپس قرار گرفت

7
00:00:22,077 --> 00:00:26,010
و مجبور شدن نقل مکان کنن
.به حومه‌ی دهکده

8
00:00:26,063 --> 00:00:28,067
.کاملاً از هم جدا شدن

9
00:00:31,097 --> 00:00:35,060
بی‌اعتمادی‌شون نفرت ایجاد کرد
،و در نهایت

10
00:00:35,063 --> 00:00:37,013
.شک‌شون تبدیل به واقعیت شد

11
00:00:39,013 --> 00:00:44,000
طایفه اوچیها نقشه کشیدن
...تا کودتا کنن و دهکده رو بگیرن

12
00:00:45,033 --> 00:00:50,087
بزرگان دهکده‌ی برگ پنهان
.یه جاسوس تو طایفه اوچیها گذاشتن

13
00:00:51,050 --> 00:00:53,037
...اون جاسوس برادر بزرگترت بود

14
00:00:54,013 --> 00:00:55,080
.ایتاچی اوچیها

15
00:00:57,013 --> 00:01:00,007
،از اون لحظه
.رنج ایتاچی شروع شد

16
00:01:01,023 --> 00:01:02,097
کودتای اوچیها؟

17
00:01:03,053 --> 00:01:06,010
ایتاچی... جاسوس بود؟

18
00:01:07,063 --> 00:01:10,067
،با اینکه اوچیها بودی
.تو رو تو تاریکی نگه داشتن

19
00:01:11,053 --> 00:01:13,053
.چون هنوز بچه بودی

20
00:01:14,060 --> 00:01:17,003
...ولی همه‌اش حقیقت داره

21
00:01:19,083 --> 00:01:24,080
،بابات، فوگاکو
.مغز متفکر پشت این نقشه بود

22
00:01:27,000 --> 00:01:29,063
،و برادرت، ایتاچی
توسط پدرت مامور شد

23
00:01:29,067 --> 00:01:31,077
.تا جاسوسی آنبو بلک اپس رو بکنه

24
00:01:35,013 --> 00:01:38,083
ایتاچی... تو هم به عنوان
پل ارتباطی طایفه اوچیها

25
00:01:38,087 --> 00:01:40,070
.به مرکز اعصاب دهکده خدمت می‌کردی

26
00:01:41,087 --> 00:01:43,047
این رو می‌دونی، مگه نه؟

27
00:01:45,053 --> 00:01:47,063
.اما... در واقع برعکس بود

28
00:01:48,073 --> 00:01:50,047
،ایتاچی برای دهکده کار می‌کرد

29
00:01:50,050 --> 00:01:52,020
بهشون اطلاعات می‌داد
.درباره‌ی اوچیها

30
00:01:52,077 --> 00:01:55,037
اون چیزی بود که بهش می‌گن
.جاسوس دوطرفه

31
00:01:56,077 --> 00:02:00,070
نمی‌تونی حتی تصور کنی
.چه بار سنگینی رو دوشش بود

32
00:02:01,017 --> 00:02:04,053
چرا؟! چرا ایتاچی به اوچیها خیانت کرد؟

33
00:02:06,030 --> 00:02:08,013
شاید برات سخت باشه
،تا بفهمی

34
00:02:08,017 --> 00:02:10,017
.چون وحشت‌های جنگ رو ندیدی

35
00:02:12,027 --> 00:02:14,037
...جنگ سوم بزرگ نینجا

36
00:02:15,013 --> 00:02:17,010
وقتی ایتاچی فقط
،چهار سالش بود

37
00:02:17,013 --> 00:02:19,027
.شاهد مرگ‌های زیادی بود

38
00:02:21,000 --> 00:02:23,050
.خیلی جوان بود برای تجربه‌ی جنگ

39
00:02:24,017 --> 00:02:25,083
...جنگ جهنمه

40
00:02:26,077 --> 00:02:31,077
اون تروما باعث شد ایتاچی
.یه صلح‌طلب بشه که از جنگ متنفره

41
00:02:33,020 --> 00:02:35,087
اون مردی بود که
،اولویت رو به امنیت دهکده می‌داد

42
00:02:35,090 --> 00:02:38,097
.و تلاش می‌کرد صلح رو حفظ کنه

43
00:02:40,050 --> 00:02:43,053
،به جای اینکه به تعهد به طایفه‌اش پایبند باشه

44
00:02:43,057 --> 00:02:45,050
.اون یه نینجا بود که دهکده‌اش رو دوست داشت

45
00:02:46,003 --> 00:02:48,053
و بزرگان دهکده
.از این ویژگی سوءاستفاده کردن

46
00:02:49,067 --> 00:02:52,037
.بهش یه ماموریت خیلی محرمانه دادن

47
00:02:53,020 --> 00:02:54,063
...چشم در برابر چشم

48
00:02:54,067 --> 00:02:57,073
،برای اینکه بتونن با اوچیها مقابله کنن
.به شارینگان نیاز داشتن

49
00:02:59,040 --> 00:03:00,027
.بله

50
00:03:01,010 --> 00:03:02,037
...ماموریت این بود

51
00:03:06,060 --> 00:03:10,023
نابودی کامل
.طایفه اوچیها

52
00:03:14,043 --> 00:03:20,013
حتی نمی‌تونم تصور کنم
.چه احساسی داشته

53
00:03:22,010 --> 00:03:25,040
ایتاچی مجبور شد
.یه تصمیم وحشتناک بگیره

54
00:03:25,090 --> 00:03:29,027
تصمیم غیرممکن کشتن
.هم‌خون‌های خودش

55
00:03:31,003 --> 00:03:34,077
اما یه جنگ داخلی که توسط اوچیها شروع بشه
کل بنیان‌های دهکده‌ی برگ پنهان
.و سرزمین آتش رو تکون می‌ده

56
00:03:34,080 --> 00:03:38,033
کشور‌های دیگه فرصت رو از دست نمی‌دادن
.و حمله می‌کردن

57
00:03:39,050 --> 00:03:46,073
حتی می‌تونست باعث شروع
...جنگ چهارم بزرگ نینجا بشه

58
00:03:48,027 --> 00:03:50,077
منافع شخصی طایفه اوچیها
آدم‌های بی‌گناه رو درگیر می‌کرد

59
00:03:50,080 --> 00:03:53,090
.که هیچ ربطی به دنیای نینجاها نداشتن

60
00:03:54,047 --> 00:03:56,077
.و دوباره آدم‌های زیادی می‌مردن

61
00:04:00,050 --> 00:04:02,053
،اگر تو جای ایتاچی بودی
چی کار می‌کردی؟

62
00:04:06,020 --> 00:04:08,007
.پس ایتاچی تصمیمش رو گرفت

63
00:04:08,057 --> 00:04:11,073
.خودش پرده رو روی طایفه‌اش پایین بیاره

64
00:04:12,067 --> 00:04:15,067
اون از اوچیها متنفر نبود
.و بهشون خیانت نکرد

65
00:04:16,010 --> 00:04:17,063
.اجتناب‌ناپذیر بود

66
00:04:18,060 --> 00:04:22,097
...تبعیض دهکده
...و هدف دشمنی‌شون

67
00:04:23,097 --> 00:04:26,033
.تنها خودش تمام تقصیر رو به دوش کشید

68
00:04:26,037 --> 00:04:31,020
.هیچ‌کس نمی‌تونه تصمیم ایتاچی و فداکاری‌ای که کرد رو زیر سوال ببره

69
00:04:32,097 --> 00:04:36,080
،راستش، اون موقع
.حتی منم انتظار جنگ رو داشتم

70
00:04:38,013 --> 00:04:41,073
.منم از دهکده‌ی برگ پنهان سنجوها و اوچیها ناراحت بودم

71
00:04:42,093 --> 00:04:45,080
.اما ایتاچی حتی به این هم آگاه بود

72
00:04:46,027 --> 00:04:48,097
.فقط خودش از وجود من خبر داشت

73
00:04:49,097 --> 00:04:54,010
ایتاچی دنبال تماس با من بود
.و شرایطی رو تعیین کرد

74
00:04:55,033 --> 00:04:58,050
در عوض اینکه منو در انتقامم راهنمایی کنه
،علیه اوچیها

75
00:04:58,053 --> 00:05:00,093
.نباید به دهکده دست بزنم

76
00:05:02,023 --> 00:05:05,027
...اون کمکم می‌کرد تا برادرمون رو بکشم

77
00:05:06,000 --> 00:05:09,077
.اما هوکاگه سوم دست دیگه‌ای رو امتحان کرد

78
00:05:10,030 --> 00:05:14,057
.سعی کرد با اوچیها به توافق برسه

79
00:05:16,083 --> 00:05:20,007
،اما وقت تموم شد
.و تلاش‌هاش شکست خورد

80
00:05:21,047 --> 00:05:23,093
.منجر به اون شب شد

81
00:05:27,043 --> 00:05:28,067
.اون یه ماموریت بود

82
00:05:29,047 --> 00:05:32,000
تا تنها عامل
کشتار طایفه‌اش باشه

83
00:05:32,003 --> 00:05:34,060
و یه نینجای سرکش بشه
.با آبروی خراب شده‌اش

84
00:05:35,003 --> 00:05:37,023
.همه‌ی این‌ها ماموریتش بود

85
00:05:38,053 --> 00:05:41,017
...و ایتاچی کاملاً وظیفه‌اش رو انجام داد

86
00:05:41,097 --> 00:05:44,087
...با یه استثنا

87
00:05:46,043 --> 00:05:49,090
...نمی‌تونست خودش رو راضی کنه
.تا برادر کوچکترش رو بکشه

88
00:07:22,053 --> 00:07:25,057
حقیقت

89
00:07:25,060 --> 00:07:28,060
بعد از اون، ایتاچی به هوکاگه سوم درخواست کرد
تا از تو در برابر دانزو
.و بزرگان محافظت کنه

90
00:07:28,063 --> 00:07:32,017
بعدش به دانزو تهدید کرد
.و دهکده رو ترک کرد

91
00:07:32,067 --> 00:07:37,087
،اگر دست به ساسکه بزنه

92
00:07:37,090 --> 00:07:41,063
تمام جزئیات دهکده رو به کشورهای بی‌طرف
.فاش می‌کنه

93
00:07:42,077 --> 00:07:45,023
،بیش از هر چیز دیگه‌ای
.اون نگران تو بود

94
00:07:46,083 --> 00:07:49,043
.و با این حال نمی‌تونست تمام حقیقت رو بهت بگه

95
00:07:50,047 --> 00:07:52,070
.مجبور بود اون چیزهایی که گفت رو بگه

96
00:07:55,047 --> 00:07:56,063
...این دروغه

97
00:07:56,067 --> 00:07:59,057
...این شبیه تو نیست، داداش بزرگ
...نمی‌تونه

98
00:07:59,063 --> 00:08:03,017
مثل اون برادری رفتار کردم
...که تو می‌خواستی

99
00:08:03,020 --> 00:08:06,003
.تا ظرفیتت رو بسنجیم

100
00:08:07,010 --> 00:08:10,073
تو قراره رقیب من بشی
...با اندازه گیری قدرت من

101
00:08:11,057 --> 00:08:13,060
.تو اون پتانسیل پنهان رو داری

102
00:08:14,020 --> 00:08:17,010
تو همیشه به من حسادت کردی
.و از من کینه داشتی

103
00:08:17,060 --> 00:08:20,050
تو همیشه امید داشتی که
.از من جلو بزنی

104
00:08:21,050 --> 00:08:25,013
.این دلیلشه که بهت اجازه میدم زنده بمونی
...به خاطر من

105
00:08:26,057 --> 00:08:28,073
...برادر کوچولوی احمق من

106
00:08:29,073 --> 00:08:33,070
،اگه میخوای منو بکشی
.ازم کینه داشته باش، ازم متنفر باش

107
00:08:34,077 --> 00:08:38,000
.و زنده بمون... توی گمنامی

108
00:08:38,077 --> 00:08:42,067
...فرار کن... فرار کن
.و به زندگی بچسب

109
00:08:43,067 --> 00:08:45,017
،بعد یه روزی

110
00:08:45,020 --> 00:08:47,063
،با همون چشمی که من دارم
.پیش من بیا

111
00:08:50,003 --> 00:08:55,093
،با هدف قرار دادن انتقام
.امیدوار بود تو قوی بشی

112
00:08:57,057 --> 00:09:01,053
اوتیها یه قبیله با افتخار
.از دهکده پنهانه

113
00:09:01,097 --> 00:09:04,017
اون میخواست تو به این
.باور داشته باشی

114
00:09:05,027 --> 00:09:08,067
اون از هوکاگه خواهش کرد که
.هیچ وقت حقیقت رو نفهمی

115
00:09:08,070 --> 00:09:10,010
و از لحظه‌ای که
،اون دهکده رو ترک کرد

116
00:09:10,013 --> 00:09:13,090
،تصمیم داشت با تو بجنگه
.و بمیره

117
00:09:14,083 --> 00:09:18,080
برای اینکه یه قدرت جدید
.بهت بده

118
00:09:20,070 --> 00:09:22,063
.این حقیقت ایتاچیه

119
00:09:25,037 --> 00:09:28,013
.نه، داری دروغ میگی

120
00:09:31,043 --> 00:09:33,070
.حتما دروغن

121
00:09:37,013 --> 00:09:38,043
...این مزخرفاته

122
00:09:39,060 --> 00:09:42,080
!اون چندین بار نزدیک بود منو بکشه

123
00:09:42,083 --> 00:09:47,080
.اگه ایتاچی میخواست، می‌تونست این کارو بکنه
.شکی توش نیست

124
00:09:48,037 --> 00:09:53,087
اون حتی از مانگکیا شارینگان استفاده کرد
!تا منو بکشه

125
00:09:58,070 --> 00:10:00,020
!...برای همینه که

126
00:10:00,037 --> 00:10:03,013
.نبردتون بخشی از نقشه‌اش بود

127
00:10:04,010 --> 00:10:07,060
ایتاچی نیاز داشت تو رو
.توی اون جنگ تحت فشار بذاره

128
00:10:09,040 --> 00:10:11,007
...دلیلش برای اون

129
00:10:11,030 --> 00:10:14,037
،خب، احتمالاً تو هم متوجه شدی
مگه نه؟

130
00:10:18,027 --> 00:10:20,037
...بالاخره، معلوم شد

131
00:10:33,060 --> 00:10:35,097
.اون تو رو از نشان نفرین آزاد کرد

132
00:10:36,000 --> 00:10:38,067
...و مرگ کسی که بهت نزدیک بود

133
00:10:39,040 --> 00:10:43,007
.یه نبرد بود تا مانگکیا تو رو بیدار کنه

134
00:10:43,060 --> 00:10:47,077
یه نبرد بود که ایتاچی
.کاملاً به خاطر تو برنامه‌ریزی کرده بود

135
00:10:47,087 --> 00:10:52,003
اون تا آخرین لحظه تظاهر می‌کرد که
.دنبال چشمای توئه

136
00:10:55,007 --> 00:10:57,020
...می‌بینم که داری می‌فهمی

137
00:10:59,010 --> 00:11:01,077
.داری دروغ میگی

138
00:11:03,060 --> 00:11:06,090
کسی که نه‌دم رو به دهکده حمله داد
!تو بودی، مادارا

139
00:11:06,093 --> 00:11:08,060
.ایتاچی اینو گفت

140
00:11:10,087 --> 00:11:12,060
،شانزده سال پیش

141
00:11:12,063 --> 00:11:16,010
مادارا حمله نه‌دم رو به دهکده
.پنهان برگ تحریک کرد

142
00:11:16,070 --> 00:11:20,017
اما اونم توسط
.چهارمین هوکاگه شکست خورد

143
00:11:20,093 --> 00:11:22,010
...به طور خلاصه

144
00:11:27,040 --> 00:11:29,090
...مادارا یه بازنده تلخ و شکست خورده‌ست

145
00:11:30,043 --> 00:11:34,023
اون ارزشش رو نداره که
.بهترین اوچیها بشه

146
00:11:35,033 --> 00:11:38,020
...من کسی هستم که

147
00:11:38,023 --> 00:11:41,043
قراره مادارا رو شکست بدم
!و به نینجای نهایی تبدیل بشم

148
00:11:41,083 --> 00:11:44,030
!تو اوچیها رو بدنام کردی

149
00:11:44,053 --> 00:11:47,067
و با ایتاچی همدست شدی
!تا با قبیله بازی کنی

150
00:11:48,023 --> 00:11:50,043
ایتاچی موقع گفتن این بهت
.دروغ گفته بود

151
00:11:51,010 --> 00:11:55,080
ایتاچی می‌ترسید که تو
.به نحوی حقیقت رو بفهمی

152
00:11:57,017 --> 00:12:00,010
اون می‌خواست مطمئن بشه که
.هیچ شانسی برای اون وجود نداره

153
00:12:00,013 --> 00:12:03,027
اون دروغ گفت تا مطمئن بشه
...که به من اعتماد نمی‌کنی

154
00:12:03,050 --> 00:12:06,067
،نه فقط این
.اون آمااتراسو رو تو چشمای تو کاشت

155
00:12:07,033 --> 00:12:09,063
!انگار که من به تو باور دارم

156
00:12:09,067 --> 00:12:11,090
!اون... ایتاچی بد بود

157
00:12:12,017 --> 00:12:15,073
یه جنایتکار بود که قبیله‌شو کشت
!و به آکاتسوکی پیوست

158
00:12:17,037 --> 00:12:21,010
ایتاچی مسئولیت یه جنایت ناگفتنی رو
به تنهایی به عهده گرفت

159
00:12:21,013 --> 00:12:22,057
.و دهکده رو ترک کرد

160
00:12:22,067 --> 00:12:24,087
بعد راهی پیدا کرد تا به آکاتسوکی بپیونده
و از داخل

161
00:12:24,090 --> 00:12:27,073
،یه سازمان که برای دهکده خطرناک بود
.نظارت کنه

162
00:12:31,023 --> 00:12:33,070
.اون همیشه به دهکده پنهان برگ فکر می‌کرد

163
00:12:34,070 --> 00:12:37,003
...و به تو فکر می‌کرد

164
00:12:39,070 --> 00:12:43,080
،وقتی سومین هوکاگه
...که قول داده بود از تو محافظت کنه، مرد

165
00:12:43,083 --> 00:12:46,097
.ایتاچی تو دهکده پنهان برگ ظاهر شد

166
00:12:47,097 --> 00:12:53,050
اون اومد بگه به دانزو و
.بقیه بزرگان که من زنده‌ام

167
00:12:55,020 --> 00:12:56,050
تو همیشه تو فکرش بودی--

168
00:12:56,053 --> 00:12:59,067
...بس کن! دروغ! همه دروغن

169
00:13:00,007 --> 00:13:03,017
تو هنوز زنده‌ای، مگه نه؟

170
00:13:10,077 --> 00:13:16,067
برای زنده موندن، ما به همه چیز
.که می‌شناسیم و درک می‌کنیم، چنگ می‌زنیم

171
00:13:17,090 --> 00:13:20,070
.و اونو واقعیت می‌نامیم

172
00:13:22,030 --> 00:13:26,020
اما دانش و فهم
.مبهم هستند

173
00:13:26,040 --> 00:13:28,077
.اون واقعیت می‌تونه یه توهم باشه

174
00:13:29,063 --> 00:13:32,063
همه انسان‌ها با
.فرضیات غلط زندگی می‌کنند

175
00:13:33,013 --> 00:13:34,093
اینم یه روش دیگه‌ای برای نگاه کردن بهش نیست؟

176
00:13:37,057 --> 00:13:41,090
...اون شارینگان
چقدر می‌تونی واقعاً ببینی؟

177
00:13:43,077 --> 00:13:46,047
!چشم من دیگه مثل گذشته نیست

178
00:13:46,053 --> 00:13:49,013
شارینگان من می‌تونه از توی جوتسو
!ببینه

179
00:13:50,020 --> 00:13:53,093
...هومف
.هنوز با همچین اعتماد به نفسی حرف می‌زنی

180
00:13:54,067 --> 00:13:58,033
،اما فعلاً
.حرفتو قبول می‌کنم

181
00:14:03,027 --> 00:14:07,000
چشمای تو نتونستن
.هیچی از ایتاچی رو درک کنن

182
00:14:08,003 --> 00:14:12,007
نتونستی از توهمی که ایتاچی ساخت
.هیچی رو ببینی

183
00:14:12,063 --> 00:14:16,093
...ایتاچی دوستاش، مافوق‌هاشو
.کشت

184
00:14:16,097 --> 00:14:20,070
،اون معشوقش
.پدر و مادرش رو کشت

185
00:14:22,040 --> 00:14:25,063
.ولی نتونست... برادر کوچیکشو بکشه

186
00:14:27,000 --> 00:14:28,097
اون اشک‌های خون ریخت و

187
00:14:29,000 --> 00:14:30,097
،همه احساساتی که داشت رو کشت

188
00:14:31,000 --> 00:14:34,063
بعد برادرانش رو کشت
.به خاطر دهکده‌ش

189
00:14:36,023 --> 00:14:39,010
.ولی نتونست تو رو بکشه

190
00:14:40,090 --> 00:14:42,087
می‌فهمی این یعنی چی؟

191
00:14:50,073 --> 00:14:55,057
...برای اون، زندگی تو
.از دهکده ارزشمندتر بود

192
00:14:59,007 --> 00:15:00,083
...تا لحظه مرگش

193
00:15:00,087 --> 00:15:03,090
.نه، حتی تو مرگ، همه چیز برای تو بود

194
00:15:03,093 --> 00:15:06,067
...تا یه قدرت جدید بهت بده

195
00:15:07,017 --> 00:15:11,027
،با شکست دادنش به تو
.اون انتقام قبیله اوچیها رو گرفت

196
00:15:11,063 --> 00:15:14,083
برای اینکه تو رو بزرگ کنه
.و قهرمان دهکده پنهان برگ بسازه

197
00:15:15,097 --> 00:15:20,003
بدنش توسط بیماری نابود شده بود
.و می‌دونست که نزدیک مرگه

198
00:15:20,007 --> 00:15:22,063
حتی اگه مجبور باشه به داروها تکیه کنه
...تا زندگیشو طولانی کنه

199
00:15:24,050 --> 00:15:27,027
برای خاطر
...برادر کوچولوی عزیزش

200
00:15:31,083 --> 00:15:36,013
...مجبور بود باهات بجنگه
.و جلوی تو بمیره

201
00:15:44,080 --> 00:15:49,080
،برای آرامش دهکده‌ی برگ پنهان
.و از همه مهم‌تر، برای ساسوکه اوچیها

202
00:15:50,000 --> 00:15:55,040
.می‌خواست به عنوان یک جنایتکار و خائن بمیره

203
00:15:56,040 --> 00:15:58,070
آبروشو داد
،تا بی‌آبرو بشه

204
00:15:58,073 --> 00:16:01,010
.و عشق رو داد تا نفرت بگیره

205
00:16:01,013 --> 00:16:04,063
.و با وجود این، ایتاچی با لبخند مرد

206
00:16:06,063 --> 00:16:10,010
،اسم اوچیها رو سپرد به تو
،برادر کوچیکش

207
00:16:10,023 --> 00:16:13,023
.تا آخرین لحظه گولت زد

208
00:16:20,083 --> 00:16:21,097
.من اومدم خونه

209
00:16:25,050 --> 00:16:27,073
!خوش اومدی، داداش

210
00:16:27,097 --> 00:16:30,003
!بیا باهام بازی کن، داداش

211
00:16:30,073 --> 00:16:32,077
!ها؟ چی بازی کنیم؟

212
00:16:32,090 --> 00:16:33,097
!ساسوکه

213
00:16:34,090 --> 00:16:37,063
برادرت باید بره
.تکالیف مدرسه‌ش رو انجام بده

214
00:16:37,067 --> 00:16:39,037
.بعد از اینکه تموم کرد می‌تونی بازی کنی

215
00:16:39,090 --> 00:16:41,017
ها؟

216
00:16:45,020 --> 00:16:47,093
.اشکالی نداره
.تکالیفمو بعداً انجام میدم

217
00:16:48,027 --> 00:16:49,050
.به هر حال راحته

218
00:16:49,053 --> 00:16:50,033
...ای بابا

219
00:16:53,043 --> 00:16:56,013
داداش کجا قایم شده؟

220
00:17:00,093 --> 00:17:02,093
.پیدات کردم، داداش

221
00:17:04,003 --> 00:17:05,090
.خیلی تیزی، ساسوکه

222
00:17:06,077 --> 00:17:08,043
.ولی... حیف شد

223
00:17:08,053 --> 00:17:10,053
!آه! ناجوانمردی بود

224
00:17:11,090 --> 00:17:13,010
...بگو، پدر

225
00:17:13,013 --> 00:17:13,087
هوم؟

226
00:17:13,093 --> 00:17:16,033
امروز با داداشم
،قایم‌موشک بازی می‌کردیم

227
00:17:16,037 --> 00:17:19,010
ولی داداش از تکنیک کلون استفاده کرد
.تا فرار کنه

228
00:17:19,027 --> 00:17:21,000
این که منصفانه نیست، نه؟

229
00:17:21,053 --> 00:17:24,043
هوم... تو می‌تونی
تکنیک کلون رو انجام بدی؟

230
00:17:25,093 --> 00:17:29,087
داداش، بعد از شام
!تکنیک کلون رو به منم یاد بده

231
00:17:30,020 --> 00:17:31,043
!تکالیف

232
00:17:35,013 --> 00:17:38,000
.ببخشید، ساسوکه
.یه وقت دیگه انجامش می‌دیم

233
00:17:38,063 --> 00:17:40,087
.ساسوکه. وقت رفتنه

234
00:17:42,033 --> 00:17:45,060
گفتی که می‌خوای یه تکنیک شوریکن
.جدید بهم یاد بدی

235
00:17:45,090 --> 00:17:49,083
فردا یه مأموریت مهم دارم
.که باید براش آماده بشم

236
00:17:49,090 --> 00:17:51,057
...دروغگویی

237
00:18:00,083 --> 00:18:03,077
.ببخشید، ساسوکه
.شاید یه وقت دیگه

238
00:18:07,013 --> 00:18:08,053
!داداش، اینو ببین

239
00:18:10,043 --> 00:18:12,030
...هی! بی‌احتیاط نباش

240
00:18:18,050 --> 00:18:19,053
...داداش

241
00:18:19,070 --> 00:18:22,090
بازم باهام تمرین می‌کنی؟

242
00:18:23,030 --> 00:18:24,020
...آره

243
00:18:24,093 --> 00:18:27,083
ولی من تو مأموریت‌ها هستم
،و از فردا

244
00:18:27,087 --> 00:18:29,077
.تو به آکادمی نینجا میری

245
00:18:30,097 --> 00:18:33,090
زیاد وقت نداریم
.که با هم بگذرونیم

246
00:18:36,043 --> 00:18:37,073
.اشکالی نداره

247
00:18:38,010 --> 00:18:40,013
تا وقتی که هر از گاهی
.کنارم باشی کافیه

248
00:18:43,070 --> 00:18:46,080
ولی، ما فقط همدیگه رو داریم
.به عنوان خواهر و برادر

249
00:18:47,047 --> 00:18:50,057
حتی اگه فقط یه مانع
.برای تو باشم

250
00:18:52,027 --> 00:18:53,037
...داداش

251
00:18:55,077 --> 00:18:59,013
میشه امروز کمکم کنی
برای تمرین شوریکن؟

252
00:19:01,037 --> 00:19:05,043
.سرم شلوغه
.از پدر بخواه که یادت بده

253
00:19:05,087 --> 00:19:09,073
ولی تو از پدر بهتر
.شوریکن می‌زنی

254
00:19:09,077 --> 00:19:11,057
.حتی یه بچه مثل منم اینو می‌فهمه

255
00:19:17,033 --> 00:19:18,030
.آخ

256
00:19:19,010 --> 00:19:22,000
.ببخشید، ساسوکه... یه وقت دیگه

257
00:19:22,097 --> 00:19:26,023
حتی اگه فقط یه مانع
...برای تو باشم

258
00:19:28,010 --> 00:19:31,007
.من همیشه برای تو هستم

259
00:19:31,077 --> 00:19:33,053
...حتی اگه از من متنفر باشی

260
00:19:34,073 --> 00:19:36,043
.این کاریه که برادرهای بزرگ می‌کنن

261
00:20:07,047 --> 00:20:09,050
...ببخشید، ساسوکه

262
00:20:10,027 --> 00:20:11,080
.همینه

263
00:20:39,087 --> 00:20:41,070
.ما دیگه هبی نیستیم

264
00:20:43,017 --> 00:20:47,023
،از امروز به بعد
.تیم ما تاکاست

265
00:20:49,017 --> 00:20:51,027
.تاکا فقط یه هدف داره

266
00:20:52,013 --> 00:20:53,017
...ما

267
00:20:59,007 --> 00:21:00,057
.دهکده‌ی برگ پنهان رو نابود می‌کنیم

268
00:22:36,080 --> 00:22:39,010
...نور چشمام رو اذیت می‌کنه

269
00:22:39,047 --> 00:22:40,083
ظهر شده؟

270
00:22:41,020 --> 00:22:43,060
!لعنتی، عوضی
!به جهنم

271
00:22:43,063 --> 00:22:45,090
،از صبح تمرین کردم
،شکمم خیلی گرسنست

272
00:22:45,093 --> 00:22:47,087
،همیشه اهل رپ
.این منم

273
00:22:47,090 --> 00:22:50,033
...منوی ناهار سیکی‌یاکیه، آره

274
00:22:52,013 --> 00:22:55,033
.هوم، انگار همینه

275
00:22:56,023 --> 00:23:00,010
قسمت بعدی ناروتو
نبرد اونرایکیو

276
00:23:00,037 --> 00:23:03,063
.هشت‌دم، اومدم که بگیرمت

277
00:23:05,047 --> 00:23:09,043
!دوباره تماشا کن

