1
00:00:01,000 --> 00:00:06,000
# این زیرنویس توسط مدل زبانی ChatGPT-4o ترجمه شده است #

2
00:00:08,071 --> 00:00:09,091
محافظت؟

3
00:00:11,001 --> 00:00:12,055
!گفتی محافظت؟

4
00:00:15,018 --> 00:00:16,058
!شوخی می‌کنی دیگه

5
00:00:18,001 --> 00:00:19,051
...یک بار دیگه می‌گم

6
00:00:20,038 --> 00:00:23,055
،فکر می‌کنی برادرت رو می‌شناسی
.ولی هیچی نمی‌دونی

7
00:00:25,018 --> 00:00:29,055
،اگه به گفتن این مزخرفات ادامه بدی
!می‌کشمت

8
00:00:30,075 --> 00:00:33,061
داری کار رو برام سخت می‌کنی، نه؟

9
00:00:34,041 --> 00:00:36,008
...ولی خب، این طبیعیه

10
00:00:36,085 --> 00:00:40,008
یه دفعه از یه غریبه مثل من
.یه همچین داستانی بشنوی

11
00:00:40,088 --> 00:00:44,071
.ولی چیزی که بهت می‌گم واقعیته

12
00:00:45,051 --> 00:00:49,008
ایتاچی درباره‌اش حرف زده بود، اینطور نیست؟
.اون شب و همدستش

13
00:00:53,015 --> 00:00:55,078
.من همون مادارا اوچیها هستم

14
00:01:00,051 --> 00:01:02,058
.من همه چیز درباره ایتاچی رو می‌دونم

15
00:01:02,098 --> 00:01:06,071
به نظر می‌رسه ایتاچی مرد
.بدون اینکه اینو بدونه

16
00:01:08,048 --> 00:01:11,058
!خفه شو
!این چیزا دیگه مهم نیست

17
00:01:11,085 --> 00:01:13,058
!فقط از جلوی چشمم دور شو

18
00:01:13,091 --> 00:01:17,098
.نه، تو گوش می‌دی
.باید اینو بشنوی

19
00:01:18,088 --> 00:01:20,065
!این وظیفه توئه

20
00:01:22,008 --> 00:01:23,075
...به خاطر دنیای نینجاها

21
00:01:24,015 --> 00:01:25,065
...به خاطر دهکده پنهان برگ

22
00:01:26,015 --> 00:01:28,045
...و به خاطر خودت

23
00:01:28,048 --> 00:01:32,071
.برادرت همه چیزش رو به خطر انداخت
!تو باید بدونی ایتاچی اوچیها چطور زندگی کرد

24
00:01:38,095 --> 00:01:40,008
می‌دونی چرا؟

25
00:01:41,051 --> 00:01:44,098
چرا ایتاچی آماتراسو رو
توی چشم تو کاشت؟

26
00:01:47,045 --> 00:01:51,048
ایتاچی مصمم بود که مطمئن بشه
.که تو و من ملاقات نمی‌کنیم

27
00:01:51,088 --> 00:01:53,098
،تو دلیلش رو می‌فهمی
،و همه چیز دیگه رو هم

28
00:01:54,001 --> 00:01:55,015
.وقتی به حرفام گوش بدی

29
00:01:59,018 --> 00:02:01,048
اونایی که حقیقت رو درباره ایتاچی می‌دونستن

30
00:02:01,051 --> 00:02:04,028
،دانزو از دهکده پنهان برگ
،سومین هوکاگه

31
00:02:04,031 --> 00:02:08,081
.و مشاورینش، همورا و کوهارو بود
.فقط همین چهار نفر

32
00:02:10,031 --> 00:02:14,081
...سومین هوکاگه مرده
.و حالا فقط سه تا پیرمرد باقی موندن

33
00:02:16,041 --> 00:02:21,055
ولی، اون سه نفر احتمالا هیچ‌وقت
.حقیقت نفرت‌انگیز رو فاش نمی‌کنن

34
00:02:22,058 --> 00:02:25,075
حقیقت درباره ایتاچی برای همیشه
.به تاریکی می‌ره

35
00:02:25,078 --> 00:02:28,055
.و این چیزی بود که ایتاچی می‌خواست

36
00:02:33,098 --> 00:02:36,088
با این حال، من هم حقیقت رو
.درباره ایتاچی می‌دونم

37
00:02:37,098 --> 00:02:43,008
...همونطور که قبلاً گفتم
.ایتاچی مرد بدون اینکه اینو بدونه

38
00:02:44,041 --> 00:02:46,041
با این حال، می‌خواست
.مطمئن دوبله بشه

39
00:02:46,045 --> 00:02:49,038
.به نظر می‌رسه ایتاچی به من اعتماد نداشت

40
00:02:50,018 --> 00:02:53,051
،پس برای احتیاط، اگه من حقیقت رو می‌دونستم

41
00:02:53,055 --> 00:02:56,075
.برنامه داشت منو با آماتراسو ساکت کنه

42
00:02:57,055 --> 00:03:01,015
احتمالاً پیش‌بینی می‌کرد که من شارینگانم رو
نشون بدم

43
00:03:01,018 --> 00:03:02,085
.تا باهات حرف بزنم

44
00:03:04,075 --> 00:03:06,035
این چیه؟

45
00:03:09,001 --> 00:03:10,098
این یارو چی می‌گه؟

46
00:03:13,035 --> 00:03:14,095
محافظت از من؟

47
00:03:16,028 --> 00:03:17,045
!محافظت؟

48
00:03:18,048 --> 00:03:20,058
حقیقت؟

49
00:03:24,028 --> 00:03:25,075
.فکر کن

50
00:03:29,001 --> 00:03:32,025
خوب فکر کن و
.یادت بیاد که ایتاچی چطور بود

51
00:03:45,071 --> 00:03:48,051
.درباره برادر مهربونت

52
00:04:03,048 --> 00:04:04,038
چی شده؟

53
00:04:08,001 --> 00:04:10,088
درسته، نه؟
.جایی که بابا کار می‌کنه

54
00:04:12,065 --> 00:04:14,048
.این مقر پلیس پنهان برگ است

55
00:04:15,038 --> 00:04:17,048
.همیشه برام جالب بوده

56
00:04:18,005 --> 00:04:22,045
چرا نشان اوچیها روی نشان پلیس هست؟

57
00:04:22,068 --> 00:04:24,051
چی؟ متوجه شدی؟

58
00:04:24,058 --> 00:04:25,091
کی نمی‌شه؟

59
00:04:27,041 --> 00:04:29,055
...خب...بذار ببینم

60
00:04:30,045 --> 00:04:36,091
به طور خلاصه، به نظر می‌رسه نیاکان ما این نیروی
.پلیس رو تشکیل دادن و سازماندهی کردن

61
00:04:37,088 --> 00:04:41,085
و بنابراین، از نشان خانوادگی‌مون به عنوان نماد
.این سازمان استفاده کردن

62
00:04:43,045 --> 00:04:45,015
،از قدیم الایام

63
00:04:45,018 --> 00:04:47,071
.قبیله ما به امنیت دهکده سپرده شده

64
00:04:48,071 --> 00:04:52,091
.نشان اوچیها غرور قبیله ما رو نشون می‌ده

65
00:04:54,041 --> 00:04:57,048
،با اینکه تعدادشون کمتر شده

66
00:04:58,005 --> 00:05:01,055
حتی امروز، تقریباً همه در
قبیله در تیم یک خدمت می‌کنن

67
00:05:01,058 --> 00:05:03,088
.و متعهد به حفظ صلح و امنیت دهکده هستن

68
00:05:05,078 --> 00:05:11,021
بالاخره، فقط نینجاهای استثنایی هستن که می‌تونن
.جلوی جنایت‌هایی که نینجاها انجام می‌دن رو بگیرن

69
00:05:12,035 --> 00:05:14,048
!پدر عالیه، بعد از همه اینا

70
00:05:15,041 --> 00:05:17,018
تو هم اینجا کار می‌کنی؟

71
00:05:17,095 --> 00:05:19,075
...نمی‌دونم

72
00:05:20,005 --> 00:05:21,025
!باید این کارو بکنی

73
00:05:25,035 --> 00:05:27,011
...نه، اون

74
00:05:27,088 --> 00:05:30,045
!اون سعی کرد منو بکشه

75
00:05:30,088 --> 00:05:32,055
...اون سعی کرد چشمای منو بگیره

76
00:05:37,028 --> 00:05:39,028
!کی همچین کاری می‌کنه؟

77
00:05:41,005 --> 00:05:43,035
...برادر کوچولوی احمق

78
00:05:43,068 --> 00:05:45,015
!مانگکیو شارینگان

79
00:06:01,048 --> 00:06:02,078
!آروم باش

80
00:06:04,051 --> 00:06:06,041
.آروم نفس بکش

81
00:06:13,061 --> 00:06:15,001
!به من دست نزن

82
00:06:24,018 --> 00:06:26,021
...حتی اگه از من متنفری

83
00:06:27,038 --> 00:06:29,005
.این کاریه که برادرای بزرگ انجام می‌دن

84
00:06:34,011 --> 00:06:37,001
.ببخشید، ساسکه... یه وقت دیگه

85
00:08:24,071 --> 00:08:30,045
سرنوشت

86
00:08:36,095 --> 00:08:38,015
...بیداری

87
00:08:39,045 --> 00:08:41,081
.ببخشید، ولی خودمونی بستیمت

88
00:08:41,091 --> 00:08:45,001
چون نمی‌خواستی بی‌حرکت بمونی
.و به حرفام گوش بدی

89
00:08:50,081 --> 00:08:54,015
.اون... ایتاچی دشمنم بود

90
00:08:54,075 --> 00:08:59,008
...اون والدینمون رو کشت
.همه قبیله رو کشت

91
00:08:59,051 --> 00:09:02,098
...اون یه نینجای فراری بود
...عضو آکاتسوکی بود

92
00:09:04,031 --> 00:09:06,081
.اون نفرت‌انگیز بود

93
00:09:07,095 --> 00:09:09,031
.اون هدف من بود

94
00:09:10,001 --> 00:09:11,048
...درسته

95
00:09:11,051 --> 00:09:15,005
که اون قبیله اوچیها رو
.اون شب نابود کرد

96
00:09:15,051 --> 00:09:17,031
.و دهکده پنهان برگ رو ترک کرد

97
00:09:18,075 --> 00:09:19,088
...بعدش

98
00:09:20,025 --> 00:09:24,078
و این کاری بود که بهش دستور داده بودن
.توسط دهکده پنهان برگ انجام بده

99
00:09:27,015 --> 00:09:30,035
این ابتدای
.حقیقت درباره ایتاچی هست

100
00:09:31,048 --> 00:09:32,075
این ماموریتش بود؟

101
00:09:33,091 --> 00:09:34,088
.بله

102
00:09:35,035 --> 00:09:36,035
،اون شب

103
00:09:36,038 --> 00:09:39,008
ایتاچی احساسات شخصیشو کشت
.و مأموریتشو انجام داد

104
00:09:44,038 --> 00:09:46,028
.به نظر میاد یکم آروم شدی

105
00:09:47,001 --> 00:09:48,048
!داری در مورد چی حرف میزنی؟

106
00:09:50,045 --> 00:09:52,058
،برای اینکه در مورد ایتاچی حرف بزنم

107
00:09:52,095 --> 00:09:56,058
باید تو رو به روزای اولی که
.دهکده‌ی پنهان برگ تأسیس شد، برگردونم

108
00:09:58,041 --> 00:10:00,055
.ایتاچی خودش رو قربانی کرد

109
00:10:01,048 --> 00:10:03,055
این سرنوشتیه که از قدیم الایام
.ادامه داشته

110
00:10:04,071 --> 00:10:06,025
.اون برای این قربانی شد

111
00:10:07,005 --> 00:10:08,001
قربانی؟

112
00:10:08,025 --> 00:10:09,018
.درسته

113
00:10:10,061 --> 00:10:15,075
یه مشکل بزرگ که از زمان
.تأسیس دهکده‌ی پنهان برگ ریشه داره

114
00:10:16,018 --> 00:10:18,071
.این چیزی بود که زندگی ایتاچی رو تعیین کرد

115
00:10:22,048 --> 00:10:27,041
،داستان طولانیه
.ولی هر چی بگم حقیقت داره

116
00:10:28,015 --> 00:10:30,051
بر چه اساسی باید بهت اعتماد کنم؟

117
00:10:31,001 --> 00:10:32,091
.تو غیرقابل اعتمادی

118
00:10:33,085 --> 00:10:36,038
چیزی ندارم که بهت نشون بدم
.به عنوان مدرک

119
00:10:36,045 --> 00:10:39,091
،و اینکه باورم کنی یا نه
.به خودت بستگی داره

120
00:10:40,058 --> 00:10:43,071
.ولی باید تا آخر حرفامو بشنوی

121
00:10:56,031 --> 00:10:59,001
.باشه... پس بگو

122
00:11:01,085 --> 00:11:04,091
.همه چیز از بیش از ۸۰ سال پیش شروع شد

123
00:11:10,008 --> 00:11:13,075
.دنیا تو آشوب بود
.عصر جنگ بود

124
00:11:15,048 --> 00:11:20,035
ملت‌ها برای قدرت و
.گسترش قلمروشون می‌جنگیدند

125
00:11:21,018 --> 00:11:23,015
،تو این عصر جنگ

126
00:11:23,018 --> 00:11:27,038
نینجاها متشکل از قبیله‌های مجزایی بودن که
.به عنوان واحدهای مسلح خدمت می‌کردن

127
00:11:27,088 --> 00:11:32,065
اونا توسط ملت‌های مختلف
.برای شرکت در جنگ استخدام می‌شدن

128
00:11:33,025 --> 00:11:40,081
،و بین خیلی از قبیله‌های نینجا
.دو تا از اونا به عنوان قوی‌ترین شناخته می‌شدن

129
00:11:42,005 --> 00:11:45,008
.یکی از اونا ما بودیم، قبیله اوچیها

130
00:11:45,045 --> 00:11:48,038
.و اون یکی به عنوان قبیله سنجو جنگل شناخته می‌شد

131
00:11:49,051 --> 00:11:53,008
.ما، قبیله اوچیها، چاکرای فوق‌العاده‌ای داشتیم و شارینگان

132
00:11:53,025 --> 00:11:58,018
در همه نوع جنگی برتر بودیم
.و به عنوان قبیله جنگ شناخته می‌شدیم

133
00:12:00,001 --> 00:12:03,028
،و من تو قبیله اوچیها به دنیا اومدم

134
00:12:03,031 --> 00:12:06,055
و چاکرایی داشتم که
.خیلی قوی بود

135
00:12:07,071 --> 00:12:11,021
شاید اینکه اینقدر عمر کردم
.مدرک این باشه

136
00:12:12,045 --> 00:12:15,018
،اون روزا
.همه کاری که می‌کردم جنگ بود

137
00:12:15,048 --> 00:12:17,038
،تو یه دوران که با قدرت تعریف می‌شد

138
00:12:17,041 --> 00:12:20,075
دنبال این بودم که قوی‌تر بشم

139
00:12:21,001 --> 00:12:23,045
.و دوستام و حتی برادر کوچیکترمو کشتم

140
00:12:24,095 --> 00:12:26,015
!...چرا تو

141
00:12:26,061 --> 00:12:30,055
،نتیجه‌اش این شد که من شارینگان مانگکیو کامل رو به دست آوردم

142
00:12:30,058 --> 00:12:32,095
.و رهبر قبیله اوچیها شدم

143
00:12:33,088 --> 00:12:38,081
،و با استفاده از اون قدرت
.بارها با قبیله سنجو جنگیدم

144
00:12:39,051 --> 00:12:44,075
،اجتناب‌ناپذیر بود که با هاشیراما روبرو بشم
.رهبر قبیله سنجو

145
00:12:46,025 --> 00:12:50,081
،هاشیراما سنجو سبک چوب
.اولین هوکاگه آینده

146
00:12:51,045 --> 00:12:53,075
کسی که در رأس
...دنیای نینجاها قرار داشت

147
00:12:53,078 --> 00:12:56,038
.و کسی که من بیشترین احترام رو براش قائل بودم

148
00:13:03,018 --> 00:13:08,025
،قبیله سنجو که توسط هاشیراما رهبری می‌شد که اولین هوکاگه شد

149
00:13:08,065 --> 00:13:13,011
.توسط همه قبیله‌های دیگه ترسیده و احترام گذاشته می‌شد

150
00:13:14,088 --> 00:13:17,045
،اگه سنجوها حرکت می‌کردن
.اوچیها هم حرکت می‌کرد

151
00:13:17,078 --> 00:13:21,031
قبیله ما احتمالاً تنها قبیله‌ای بود
.که می‌تونست با اونا رقابت کنه

152
00:13:22,045 --> 00:13:23,088
،اگه یه ملت سنجوها رو استخدام می‌کرد

153
00:13:23,091 --> 00:13:25,081
.ملت مخالف اوچیها رو استخدام می‌کرد

154
00:13:26,001 --> 00:13:27,041
.ما مثل رقیب هم بودیم

155
00:13:28,041 --> 00:13:30,035
،هر چی بیشتر با هاشیراما روبرو می‌شدم

156
00:13:30,038 --> 00:13:32,065
.اسمم بیشتر شناخته می‌شد

157
00:13:36,001 --> 00:13:40,005
...برای نزدیک شدن به قله
...برای سنجیدن تواناییم

158
00:13:42,015 --> 00:13:43,085
...برای بالا بردن شهرتت

159
00:13:44,028 --> 00:13:47,005
چشمای برادر کوچیکترتو فقط
!برای همین گرفتی؟

160
00:13:48,018 --> 00:13:49,035
.آره گرفتم

161
00:13:51,001 --> 00:13:55,028
ولی نیاز به قدرت داشتم تا
.از اوچیهاها محافظت کنم

162
00:13:55,088 --> 00:13:57,041
محافظت؟

163
00:13:58,011 --> 00:14:02,045
،آره. همزمان با گسترش نام اوچیها
.دشمنانش هم بیشتر می‌شدن

164
00:14:03,078 --> 00:14:06,065
این یه قربانی ضروری بود
برای محافظت از قبیله

165
00:14:06,068 --> 00:14:11,021
،تو جنگ شدید با سنجوها
.و قبیله‌های دیگه

166
00:14:12,088 --> 00:14:14,061
.این برای شهرت من نبود

167
00:14:16,025 --> 00:14:19,035
برادر کوچیکترم کاملاً
موافق بود

168
00:14:19,065 --> 00:14:22,005
.و چشماشو به من داد

169
00:14:26,055 --> 00:14:31,091
،ولی یه روز
.قبیله سنجو آتش‌بس پیشنهاد داد

170
00:14:33,085 --> 00:14:35,081
.و اوچیهاها هم قبولش کردن

171
00:14:36,065 --> 00:14:39,095
،همه، تو هر دو قبیله
از جنگ خسته شده بودن

172
00:14:39,098 --> 00:14:41,035
.که اینقدر طول کشیده بود

173
00:14:42,031 --> 00:14:43,098
.دیگه بسه

174
00:14:46,001 --> 00:14:47,028
...ولی من

175
00:14:47,031 --> 00:14:50,041
.من تنها کسی بودم که مخالفت کردم

176
00:14:51,091 --> 00:14:55,015
!همه اون نفرت کجا رفته؟

177
00:14:55,078 --> 00:14:59,001
برای چه هدفی برادرم
!خودشو قربانی کرده بود؟

178
00:15:05,098 --> 00:15:09,018
اوچیها و سنجو مثل
.روغن و آب هستن

179
00:15:09,065 --> 00:15:11,078
،نمی‌تونستم نترسم که با گذر زمان

180
00:15:11,081 --> 00:15:15,065
قبیله اوچیها تحت فشار
.قبیله سنجو قرار بگیره

181
00:15:19,071 --> 00:15:24,048
ولی... همه تو قبیله اوچیها
.آتش‌بس می‌خواستن

182
00:15:25,065 --> 00:15:29,075
به عنوان رهبرشون، چاره‌ای نداشتم جز اینکه
.با خواستشون همراه بشم

183
00:15:32,091 --> 00:15:38,001
کمی بعد، ائتلاف نینجا
،با سرزمین آتش پیمان بست

184
00:15:38,005 --> 00:15:40,031
.که به دنبال تسلط بر قلمروها بود

185
00:15:40,088 --> 00:15:45,038
سیستم یک ملت، یک دهکده‌ی امن
شکل گرفت

186
00:15:45,041 --> 00:15:48,071
.و سرزمین آتش و دهکده‌ی پنهان برگ شد

187
00:15:50,058 --> 00:15:54,061
کشورهای دیگه هم سیستم
.یک ملت، یک دهکده رو پذیرفتن

188
00:15:54,095 --> 00:15:58,061
،و در نتیجه
.آتش جنگ خاموش شد

189
00:15:58,081 --> 00:16:00,085
.صلح موقتی

190
00:16:02,008 --> 00:16:03,095
،ولی به خاطر یه حادثه‌ی خاص

191
00:16:03,098 --> 00:16:06,001
دهکده‌ی پنهان برگ به سرعت
.در آشوب فرو رفت

192
00:16:07,008 --> 00:16:08,085
یه حادثه‌ی خاص؟

193
00:16:09,055 --> 00:16:13,095
.یه مبارزه... برای صندلی اولین هوکاگه

194
00:16:15,071 --> 00:16:19,015
همونطور که می‌دونی، اولین کسی که
.اون صندلی رو اشغال کرد، هاشیراما سنجو بود

195
00:16:20,038 --> 00:16:23,018
سرزمین آتش و
.کل قبیله هاشیراما رو انتخاب کردن

196
00:16:24,028 --> 00:16:25,075
این اجتناب ناپذیر بود

197
00:16:25,078 --> 00:16:28,051
که اوچیهاها تسلطشون
.بر قدرت رو از دست بدن

198
00:16:29,025 --> 00:16:34,045
تصمیم گرفتم که اوچیهاها باید
...رهبری رو به عهده بگیرن

199
00:16:35,025 --> 00:16:38,031
...اینکه باید با هاشیراما روبرو بشیم

200
00:16:39,008 --> 00:16:43,045
.ولی هیچ‌کس، حتی از قبیله اوچیها، حمایتم نکرد

201
00:16:44,051 --> 00:16:47,088
،زیردستام، که نمی‌خواستن آتش جنگو روشن کنن

202
00:16:47,091 --> 00:16:50,098
.به من بی‌رحم بودن و خیانت کردن

203
00:16:55,081 --> 00:16:59,085
به من تهمت زدن که
.از روی طمع و خودخواهی عمل کردم

204
00:17:00,008 --> 00:17:01,028
...نه فقط این

205
00:17:01,031 --> 00:17:04,018
منو تحقیر کردن و گفتن که
یه برادر خودخواهم

206
00:17:04,021 --> 00:17:06,081
که چشمای برادر کوچیکش رو
.دزدید تا جون خودش رو نجات بده

207
00:17:07,088 --> 00:17:11,018
کدوم برادری دلش میاد
!به برادر کوچیکترش آسیب بزنه؟

208
00:17:11,071 --> 00:17:16,001
من فقط...فقط می‌خواستم
!از اوچیها محافظت کنم

209
00:17:18,095 --> 00:17:20,051
.روستا رو ترک کردم

210
00:17:21,055 --> 00:17:23,041
.همه به من خیانت کردن

211
00:17:24,031 --> 00:17:29,068
من یه انتقام‌جو شدم و اعلام جنگ کردم
.به دهکده برگ پنهان

212
00:17:45,058 --> 00:17:47,058
...و من باختم

213
00:17:49,025 --> 00:17:52,061
توی اون جایی که به اسم
.دره نهایی شناخته شد

214
00:17:53,031 --> 00:17:55,078
.گفتن که...اونجا مردم

215
00:17:57,051 --> 00:17:59,098
.حتی هاشیراما هم باور کرد

216
00:18:01,075 --> 00:18:06,001
...و همه منو فراموش کردن
.تاریخ منو فراموش کرد

217
00:18:07,051 --> 00:18:10,031
برادر کوچیکتر هاشیراما
که شد هوکاگه دوم

218
00:18:10,035 --> 00:18:12,085
تصمیم گرفت که دیگه
.هیچ خائنی مثل من نباشه

219
00:18:13,008 --> 00:18:17,048
پس، به عنوان نشانه اعتمادش، به اوچیها
...یه موقعیت ویژه داد

220
00:18:19,028 --> 00:18:21,075
و نیروی پلیس دهکده برگ پنهان رو
.ایجاد کرد

221
00:18:22,085 --> 00:18:24,078
...اما حقیقت اینه که

222
00:18:25,035 --> 00:18:28,008
این برای دور نگه داشتن بیشتر اوچیها
.از قدرت بود

223
00:18:28,011 --> 00:18:31,071
علاوه بر این، یه راهی بود که
.کل قبیله رو تحت نظر داشته باشن

224
00:18:33,015 --> 00:18:35,078
...اعضای اوچیها بودن که اینو فهمیدن

225
00:18:36,051 --> 00:18:39,068
اعضایی که می‌خواستن
.شورش منو ادامه بدن

226
00:18:41,058 --> 00:18:44,028
.ولی...خیلی دیر شده بود

227
00:18:45,021 --> 00:18:46,061
...زمان گذشت

228
00:18:47,001 --> 00:18:48,098
قبیله سنجو قدرتش رو
محکم کرد

229
00:18:49,001 --> 00:18:52,078
و اوچیها به سگای سنجو
.تبدیل شدن

230
00:18:53,068 --> 00:18:56,028
.و چیزی که پیش‌بینی کرده بودم اتفاق افتاد

231
00:18:57,005 --> 00:19:01,001
یه حادثه دیگه ختم شد به
.مرگ نمادین اوچیها

232
00:19:05,041 --> 00:19:06,045
...بله

233
00:19:07,028 --> 00:19:11,008
حمله روباه نه‌دمون
.۱۶ سال پیش

234
00:19:15,061 --> 00:19:17,001
منظورت چیه؟

235
00:19:18,018 --> 00:19:21,011
نه‌دم فقط می‌تونه رام بشه
و کنترل بشه

236
00:19:21,015 --> 00:19:22,091
.با قدرت چشمی اوچیها

237
00:19:23,091 --> 00:19:26,085
بزرگان دهکده برگ پنهان
فکر کردن اوچیها

238
00:19:26,088 --> 00:19:29,065
.پشت این حمله بودن

239
00:19:31,021 --> 00:19:33,091
،این یه اتفاق طبیعی بود
.یه بلای طبیعی

240
00:19:33,095 --> 00:19:35,068
.اوچیها هیچ نقشی توش نداشتن

241
00:19:36,078 --> 00:19:40,015
...ولی شک افتاد بهشون

242
00:19:40,075 --> 00:19:44,085
که اوچیها شورش کردن
.و دنبال قدرتن

243
00:19:47,055 --> 00:19:49,078
،در نتیجه
اوچیها تحت نظارت شدید

244
00:19:49,081 --> 00:19:51,091
،نیروهای ویژه انبو قرار گرفتن

245
00:19:51,095 --> 00:19:55,088
و مجبور شدن به حاشیه‌های روستا
.منتقل بشن

246
00:19:56,058 --> 00:19:59,011
.کاملا از بقیه جدا شدن

247
00:20:00,058 --> 00:20:04,048
فقط هوکاگه سوم بود که
.به رفتار ما اعتراض کرد

248
00:20:05,001 --> 00:20:06,055
ولی دانزو از نیروی ویژه انبو

249
00:20:06,058 --> 00:20:09,038
.و بقیه مشاورا گوش نکردن

250
00:20:10,005 --> 00:20:14,011
،در نهایت
.قبیله اوچیها اعتماد نشدن

251
00:20:14,095 --> 00:20:16,051
...و تبعیض شروع شد

252
00:20:23,025 --> 00:20:25,018
بی‌اعتمادیشون باعث کینه شد

253
00:20:25,021 --> 00:20:28,001
،و بالاخره
.شک‌هاشون واقعیت پیدا کرد

254
00:20:30,071 --> 00:20:35,018
قبیله اوچیها نقشه کودتا کشیدن
...تا روستا رو بگیرن

255
00:20:37,045 --> 00:20:42,068
بزرگان دهکده برگ پنهان
.یه جاسوس تو قبیله اوچیها گذاشتن

256
00:20:42,071 --> 00:20:44,061
...اون جاسوس برادر بزرگتر تو بود

257
00:20:46,035 --> 00:20:47,075
.ایتاچی اوچیها

258
00:20:53,018 --> 00:20:56,018
،از اون لحظه
.رنج ایتاچی شروع شد

259
00:22:36,055 --> 00:22:38,071
!تو به اوچیها اتهام دروغ بستی

260
00:22:38,098 --> 00:22:40,091
.این دروغ ایتاچیه

261
00:22:40,095 --> 00:22:45,018
!من باور نمی‌کنم! ایتاچی سعی کرد منو بکشه

262
00:22:45,025 --> 00:22:48,038
،اگه واقعا می‌خواست
...قطعا تو مرده بودی. ولی

263
00:22:48,041 --> 00:22:50,068
!بس کن! دیگه بسه

264
00:22:50,071 --> 00:22:54,011
.تو باید بدونی چرا
...چون تو هستی

265
00:22:55,018 --> 00:22:58,031
دفعه بعد، در ناروتو
حقیقت

266
00:22:58,065 --> 00:23:00,041
.این حقیقت ایتاچیه

267
00:23:04,098 --> 00:23:08,061
!دوباره ببین

