1
00:00:05,026 --> 00:00:06,091
.‫نورن از اتاقش بیرون نمیاد

2
00:00:06,091 --> 00:00:09,043
.‫رـ رئیس، صبر کن‌نیا

3
00:00:09,043 --> 00:00:11,028
.‫لینیا، بس کن

4
00:00:11,028 --> 00:00:14,027
.‫به‌نظر می‌رسه که خیلی عصبانیه. من می‌ترسم

5
00:00:14,074 --> 00:00:19,048
.‫اون از اتاقش بیرون نمیاد
.‫برای من، چیزی نمی‌تونه از این مهم‌تر باشه

6
00:00:26,047 --> 00:00:32,070
‫اگه نورن هم قراره همون جهنمی رو که من
.‫گذروندم از سر بگذرونه، می‌خوام که ازش نجاتش بدم

7
00:00:33,046 --> 00:00:40,044
،‫حتی اگه من یا آیشا رو دوست نداشته باشه
،‫یا تمام این زندگی‌ای که الان داره

8
00:00:41,007 --> 00:00:42,060
.‫اون هنوزم خواهرمه

9
00:00:50,036 --> 00:00:51,083
.‫عذر می‌خوام

10
00:00:57,031 --> 00:01:02,000
‫یه برادر بزرگ‌تر باید از برادرها و
.‫خواهرهای کوچیک‌ترش محافظت کنه

11
00:01:03,041 --> 00:01:05,037
.‫نباید ازشون رو برگردونه

12
00:01:32,011 --> 00:01:37,012
Animental.net

13
00:02:39,034 --> 00:02:43,071
‫ر ــ رودئوس-سان، ما الان وسط کلاسیم، و-

14
00:02:43,071 --> 00:02:46,088
‫کارم زیاد طول نمی‌کشه. مشکلی که نداره؟

15
00:02:46,088 --> 00:02:47,080
‫ولی-

16
00:02:48,038 --> 00:02:51,000
،‫گمون می‌کنم تا الان خبر دارید

17
00:02:51,000 --> 00:02:55,011
‫یه دانش‌آموز دختر توی این کلاس
.‫از اومدن به دانشکده دست کشیده

18
00:02:55,044 --> 00:02:58,035
.‫اون دختر، خواهر منه

19
00:02:58,071 --> 00:03:01,052
.‫هنوز باهاش صحبتی نکردم

20
00:03:01,052 --> 00:03:05,055
‫اما خیلی چیزها هستن که باعث می‌شن
،‫یه دانش‌آموز از اومدن به کلاس خودداری کنه

21
00:03:05,055 --> 00:03:11,036
‫و یقین دارم یه نفر توی این کلاس
.‫باعث‌و‌بانی یکی از اون چیزها بوده

22
00:03:11,084 --> 00:03:12,088
‫کار کدومشونه؟

23
00:03:13,043 --> 00:03:15,012
‫کی چنین کار وحشتناکی باهاش کرده؟

24
00:03:18,009 --> 00:03:19,001
‫یا تو؟

25
00:03:19,068 --> 00:03:20,054
‫یا تو؟

26
00:03:21,026 --> 00:03:23,084
.‫امیدوارم که خودش پا پیش بذاره

27
00:03:23,084 --> 00:03:25,068
.‫قول می‌دم که عصبانی نشم

28
00:03:26,009 --> 00:03:30,065
.‫فقط می‌خوام که بفهمه که خواهرم آسیب دیده و معذرت‌خواهی کنه

29
00:03:30,092 --> 00:03:33,066
.‫لحظه‌ای که یکی‌شون اعتراف کنه، دل‌و‌روده‌ش رو می‌ریزم بیرون

30
00:03:33,066 --> 00:03:36,075
.‫به هیچ‌جام نیست که واقعاً‌ براش قلدری کردن یا نه

31
00:03:36,075 --> 00:03:39,028
‫هرکدوم‌شون که چشمشو روی این قضیه
.‫بسته، به همون اندازه گناهکاره

32
00:03:40,026 --> 00:03:41,089
.‫کاری می‌کنم تقاصشو بدن

33
00:03:45,028 --> 00:03:46,077
...‫چـ ــ چیزه

34
00:03:49,003 --> 00:03:51,063
.‫عذر می‌خوام. بفرمایید

35
00:03:51,063 --> 00:03:56,074
...‫من... من اون روز داشتم با نورن-چان حرف می‌زدم

36
00:03:56,074 --> 00:04:00,001
‫و بدون اینکه منظوری داشته باشی بهش حرف ناراحت‌کننده‌ای زدی؟

37
00:04:00,001 --> 00:04:02,017
!‫ایـ ــ این‌طور نیست

38
00:04:02,017 --> 00:04:08,093
،‫من، چیزه، در مورد شما شنیدم
.‫به‌نظر می‌رسید نورن-چان مشکلی نداره

39
00:04:08,093 --> 00:04:13,081
‫پس گفتم، «تو مثل برادرت نیستی، نه؟»
.‫و اون بدجور عصبانی شد

40
00:04:13,081 --> 00:04:14,079
‫هـــا؟

41
00:04:14,079 --> 00:04:18,041
‫نورن عصبانی شد؟ چون یکی بهش گفته شبیه من نیست؟

42
00:04:18,083 --> 00:04:19,068
‫اینجا چه خبره؟

43
00:04:19,068 --> 00:04:20,051
.‫آه

44
00:04:20,051 --> 00:04:22,076
‫چیزی یادتون اومد، استاد؟

45
00:04:22,076 --> 00:04:28,016
...‫بـ ــ بله. اون‌روز به نورن-سان یه تکلیف دادم

46
00:04:28,016 --> 00:04:31,096
‫و اون نتونست تمومش کنه، بعدش
‫شما جلوی دفتر دانشکده لختش کردید؟

47
00:04:31,096 --> 00:04:34,010
!‫مـ ــ معلومه که نه

48
00:04:34,010 --> 00:04:40,004
‫عملکردش ضعیف بود، برای همین بهش گفتم
.‫برادرش رو الگو قرار بده و بیشتر درس بخونه

49
00:04:40,038 --> 00:04:45,023
‫اون گفت تلاشش رو می‌کنه، ولی قیافه‌ش
.‫طوری بود که انگار می‌خواست بزنه زیر گریه

50
00:04:46,044 --> 00:04:47,036
‫هـــا؟

51
00:04:50,067 --> 00:04:52,073
...‫حالا که بحثش شد، من

52
00:04:52,073 --> 00:04:53,069
.‫و من

53
00:04:53,069 --> 00:04:55,019
.‫منم همین‌طور

54
00:05:08,094 --> 00:05:10,057
.‫تقصیر من بود

55
00:05:11,043 --> 00:05:13,043
.‫تعجبی نداره نورن نتونسته تحمل کنه

56
00:05:13,043 --> 00:05:16,015
.‫مردم همیشه‌ی خدا اونو با آیشا مقایسه می‌کردن

57
00:05:16,070 --> 00:05:19,007
.‫حالا هم با برادری که ازش متنفره مقایسه‌ش می‌کنن

58
00:05:20,021 --> 00:05:21,045
.‫لعنتی

59
00:05:24,040 --> 00:05:26,014
.‫شنیدم چه اتفاقی افتاده

60
00:05:26,075 --> 00:05:28,073
.‫رودی، تو مقصر نیستی

61
00:05:28,073 --> 00:05:30,044
...‫سیلفی

62
00:05:31,010 --> 00:05:32,064
.‫ممنون

63
00:05:32,064 --> 00:05:35,026
.‫آره‌نیا. تقصیر تو نیست رئیس‌نیا

64
00:05:35,026 --> 00:05:38,009
.‫راست می‌گه. نیازی نیست نگران باشی

65
00:05:38,039 --> 00:05:42,026
.‫از هردوتون ممنونم که در مورد نورن بهم اطلاع دادید

66
00:05:42,026 --> 00:05:44,075
.‫ببخشید که پای شما رو هم کشیدم وسط

67
00:05:45,025 --> 00:05:47,088
.‫حتماً خودم رو خیلی احمق جلوه دادم

68
00:05:48,071 --> 00:05:51,087
.‫اینکه بخوای از خواهرت دفاع کنی هیچم احمقانه نیست‌نیا

69
00:05:51,087 --> 00:05:55,044
.‫منم یه خواهر کوچیک‌تر دارم
.‫پس می‌فهمم چه حسی داری رئیس‌نیا

70
00:05:55,044 --> 00:05:58,036
.‫ولی من یکم شوکه شدم. فکر نمی‌کردم از این کارها بکنی

71
00:06:03,059 --> 00:06:08,019
‫خب رئیس، حالا می‌خوای چیکار کنی؟ می‌ذاریش به حال خودش‌نیا؟

72
00:06:08,019 --> 00:06:10,058
.‫کاری نیست که بتونم انجام بدم

73
00:06:10,058 --> 00:06:12,093
.‫به‌خاطر منه که اون خودش رو حبس کرده

74
00:06:12,093 --> 00:06:14,047
.‫خودش رو حبس کرده

75
00:06:14,047 --> 00:06:17,014
.‫درسته. تبدیل به یه منزوی شده

76
00:06:17,014 --> 00:06:19,066
،‫خودمون مجبورش می‌کنیم بره سر کلاس
.‫حتی اگه لازم باشه به زور ببریمش اونجا

77
00:06:19,066 --> 00:06:20,073
.‫درسته‌نیا

78
00:06:20,073 --> 00:06:23,004
.‫اگه از خونه نره بیرون مغزش می‌پوسه

79
00:06:23,004 --> 00:06:24,044
.‫درسته‌نیا، درسته‌نیا

80
00:06:24,044 --> 00:06:26,042
.‫درست مثل مغز پوسیده‌ی لینیا می‌شه

81
00:06:26,042 --> 00:06:28,008
‫پورسنا راست می‌گه‌نیا-

82
00:06:29,078 --> 00:06:31,019
!‫منظورت چیه‌نیا؟

83
00:06:31,019 --> 00:06:32,058
.‫همونی که گفتم

84
00:06:32,058 --> 00:06:36,010
.‫هیچ‌کس دلش نمی‌خواد تا ابد خودش رو توی اتاق حبس کنه

85
00:06:36,066 --> 00:06:40,079
.‫اون نمیاد بیرون، چون دلیلی برای بیرون اومدن نداره

86
00:06:41,039 --> 00:06:44,064
.‫به‌زور بیرون آوردنش هیچ مشکلی رو حل نمی‌کنه

87
00:06:45,022 --> 00:06:46,017
...‫ولی

88
00:06:46,050 --> 00:06:50,090
‫با این وجود، نمی‌تونم هم اجازه بدم
.خودش رو اون تو زندانی کنه

89
00:06:50,090 --> 00:06:53,057
.‫می‌دنم که بعداً حسرتشو می‌خورم

90
00:06:54,091 --> 00:06:56,014
‫رودی؟

91
00:06:59,070 --> 00:07:01,053
!‫عـــا، رودی

92
00:07:06,044 --> 00:07:07,045
...‫من

93
00:07:08,014 --> 00:07:09,089
.‫من باید یه کاری بکنم

94
00:07:13,001 --> 00:07:14,004
...‫من

95
00:07:14,083 --> 00:07:16,033
‫می‌خوام چیکار کنم؟

96
00:07:18,060 --> 00:07:19,085
!‫رودی

97
00:07:21,048 --> 00:07:25,011
.‫بذار ما هم تو قضیه‌ی خواهرت کمکت کنیم

98
00:07:25,011 --> 00:07:28,001
.‫تو همیشه هوای ما رو داری، رئیس‌نیا

99
00:07:28,001 --> 00:07:30,002
.‫خیلی ممنونم

100
00:07:30,002 --> 00:07:31,080
‫ولی چطور-

101
00:07:31,080 --> 00:07:33,038
!‫یه ایده‌ی ناب دارم

102
00:07:33,038 --> 00:07:35,030
!‫بسپارش دست خودمون‌نیا

103
00:07:35,080 --> 00:07:38,028
‫عـــه؟ چیه چیه؟ چه خبر شده؟

104
00:07:38,028 --> 00:07:41,015
‫شنیدم شاهدخت آریل می‌خوان
.‫توی سالن غذاخوری سخنرانی کنن

105
00:07:41,015 --> 00:07:44,005
‫عـــــه، جدی می‌گی؟ ولی چرا این‌قدر یهویی؟

106
00:07:44,005 --> 00:07:46,098
!‫یالا، عجله کنید! وگرنه بدون ما شروع می‌کنه

107
00:07:48,083 --> 00:07:49,091
.‫رودی

108
00:07:50,044 --> 00:07:51,056
‫اوضاع چطوره؟

109
00:07:51,056 --> 00:07:54,036
.‫امن و امانه. همه رفتن به‌سمت سالن غذاخوری

110
00:07:54,070 --> 00:07:58,087
.‫سخنرانی آریل همه رو از خوابگاه دخترونه دور می‌کنه

111
00:07:59,018 --> 00:08:03,026
.‫در همین حین، من یواشکی می‌رم و نورن رو می‌بینم

112
00:08:03,058 --> 00:08:06,005
.‫یه تشکر حسابی به شاهدخت آریل بدهکارم

113
00:08:06,062 --> 00:08:08,021
‫لینیا و پورسنا کجان؟

114
00:08:08,021 --> 00:08:09,097
.‫اون‌ها آماده‌ن

115
00:08:09,097 --> 00:08:12,043
.‫ببخشید، نتونستم کمک کنم

116
00:08:12,043 --> 00:08:13,001
‫عـــه؟

117
00:08:13,001 --> 00:08:18,053
.‫یکم پیش رفتم دم اتاق نورن-چان، ولی اون به حرف‌هام گوش نمی‌کرد

118
00:08:19,040 --> 00:08:22,029
.‫سیلفی، این که تقصیر تو نیست

119
00:08:22,029 --> 00:08:25,070
.‫نگران نباش. خودم یه‌جوری قضیه رو با نورن حل‌وفصل می‌کنم

120
00:08:40,028 --> 00:08:41,045
.‫ممنون بابت کمک

121
00:08:41,045 --> 00:08:43,025
.‫خوش اومدی‌نیا

122
00:08:50,021 --> 00:08:52,047
.‫خدایا. سعی کن بیشتر مراقب باشی

123
00:08:52,078 --> 00:08:54,068
.‫معذرت می‌خوام

124
00:08:59,068 --> 00:09:03,041
‫نورن، چه کمکی می‌تونم بهت بکنم؟

125
00:09:04,012 --> 00:09:05,059
.‫رسیدیم‌نیا

126
00:09:07,058 --> 00:09:10,034
.‫اتاق خواهرت انتهای اون سالنه

127
00:09:22,046 --> 00:09:24,035
‫نورن، اونجایی؟

128
00:09:24,035 --> 00:09:26,038
.‫منم، رودئوس‌ام

129
00:09:30,068 --> 00:09:31,062
‫نورن؟

130
00:09:36,043 --> 00:09:37,053
!‫نیا داخل

131
00:10:13,055 --> 00:10:14,060
‫نورن

132
00:10:28,022 --> 00:10:32,069
،‫وقتی که یه منزوی شدم
.‫برادر بزرگ‌ترم اومد به اتاقم

133
00:10:33,035 --> 00:10:38,024
‫اون زمان، با هر نوع بحثی که
.عقل سلیم حکم می‌کنه اومد سراغم

134
00:10:39,017 --> 00:10:42,011
‫«آدم‌هایی اون بیرون هستن که از تو بدترشو کشیدن.»

135
00:10:42,059 --> 00:10:47,082
،‫«شاید الان سختت باشه، ولی اگه فرار کنی
‫دیگه تا ابد درحال فرار کردنی.»

136
00:10:47,082 --> 00:10:49,049
‫«این‌یکی سختیش حتی از اونم بیشتره.»

137
00:10:50,043 --> 00:10:53,030
‫«نیازی نیست که درجا برگردی به مدرسه.»

138
00:10:53,030 --> 00:10:56,036
‫«فعلاً، بیا بریم یه غذایی چیزی بخوریم.»

139
00:10:56,097 --> 00:10:58,072
.‫از این‌جور بحث‌ها

140
00:10:59,049 --> 00:11:00,027
...‫من

141
00:11:01,022 --> 00:11:03,063
.‫از نظر ذهنی دیگه به هیچ‌جام نبود

142
00:11:04,032 --> 00:11:08,005
.‫حتی سعی نکردم باهاش بحث کنم. صرفاً سگ‌محلی کردم

143
00:11:08,095 --> 00:11:13,065
‫خودمو قانع کرده بودم که یکی
.‫مثل اون نمی‌فهمه من چه حسی دارم

144
00:11:26,033 --> 00:11:29,089
.‫این باید همون حسی باشه که برادرم اون‌موقع داشته

145
00:11:31,008 --> 00:11:35,083
.‫بعداز اون از حرف‌زدن باهام دست کشید

146
00:11:35,083 --> 00:11:38,092
.‫نمی‌دونم که چه فکری می‌کرد

147
00:11:38,092 --> 00:11:43,023
.‫ولی احتمالاً اگه الان عقب بکشم، دیگه نتونم برگردم

148
00:11:43,082 --> 00:11:46,028
.‫نورن هم خودشو توی اتاقش زندانی می‌کنه

149
00:11:46,092 --> 00:11:48,043
.‫نمی‌تونم برم

150
00:11:59,006 --> 00:12:00,016
...‫آنیکی

151
00:12:12,091 --> 00:12:14,036
...‫موندم

152
00:12:15,045 --> 00:12:18,046
‫کِی بود که شروع به ترسیدن ازش کردم؟

153
00:12:18,089 --> 00:12:23,050
.‫اولین‌بار که دیدمش، بابا رو زد

154
00:12:24,007 --> 00:12:27,082
.‫اون بابایی که تمام مدت ازم محافظت می‌کرد رو

155
00:12:28,023 --> 00:12:31,073
.‫همون بابایی که بیش از هرچیزی منو دوست داشت

156
00:12:31,073 --> 00:12:33,086
!‫بس کن

157
00:12:34,073 --> 00:12:36,022
!‫کافیه

158
00:12:36,065 --> 00:12:41,007
‫چطوری می‌تونم همچین آدمی رو به‌عنوان خانواده‌م بپذیرم؟

159
00:12:42,029 --> 00:12:45,090
.‫ازش متنفر شدم

160
00:12:47,025 --> 00:12:53,026
.‫وقتی هم بعد از مدت‌ها دیدمش، با یه زن مست کرده بود

161
00:12:53,098 --> 00:12:59,050
.‫مطمئنم بابا هنوزم داره با تمام توانش دنبال مامان می‌گرده

162
00:12:59,050 --> 00:13:03,071
.‫اما، قیافه‌ی خیلی شادی به خودش گرفته بود

163
00:13:04,047 --> 00:13:06,088
.‫فقط باید مواظب باشم عصبانیش نکنم

164
00:13:07,042 --> 00:13:10,063
.‫هیچکس اینجا بهم اهمیت نمی‌ده

165
00:13:11,042 --> 00:13:14,001
.‫می‌ترسم پرتم کنن بیرون

166
00:13:14,067 --> 00:13:17,054
.‫آخه، اینجا خیلی سرده

167
00:13:21,077 --> 00:13:24,044
.‫می‌خوام زندگی توی خوابگاه رو امتحان کنم

168
00:13:28,099 --> 00:13:31,027
‫خوابگاه، ها؟

169
00:13:31,027 --> 00:13:35,062
.‫نمی‌شه که! بابا گفت جفتمون با داداشمون زندگی کنیم

170
00:13:38,042 --> 00:13:42,008
.‫فهمیدم. خب نورن، می‌تونی توی خوابگاه زندگی کنی

171
00:13:42,008 --> 00:13:43,015
!‫چرا؟

172
00:13:43,001 --> 00:13:45,079
‫عه؟ چرا عصبانی نیست؟

173
00:13:43,015 --> 00:13:45,079
!‫آبجی نورن که نمره‌ی خوبی نگرفت

174
00:13:45,079 --> 00:13:47,095
!‫چرا هرکاری بخواد می‌کنه؟

175
00:13:49,022 --> 00:13:52,068
.‫شاید صرفاً به من علاقه‌ای نداره

176
00:13:52,097 --> 00:13:56,018
.‫درواقع، مطمئنم مزاحمشم

177
00:13:57,004 --> 00:14:01,045
.‫نمی‌دونم چرا وقتی این فکرو می‌کنم، ناراحت می‌شم

178
00:14:03,037 --> 00:14:07,006
.‫نورن گری‌رت هستم، از آشنایی با شما خوشبختم

179
00:14:07,032 --> 00:14:08,070
‫گری‌رت؟

180
00:14:08,070 --> 00:14:10,008
‫همون گری‌رت؟

181
00:14:11,082 --> 00:14:15,061
‫نکنه با رودئوس گری‌رت-سان ارتباطی داری؟

182
00:14:16,094 --> 00:14:18,025
.‫بله

183
00:14:18,025 --> 00:14:20,000
‫با اون رودئوس-سان؟

184
00:14:20,000 --> 00:14:21,065
‫همون قوی‌ترین دانش‌آموز مدرسه؟

185
00:14:21,065 --> 00:14:23,037
.‫عالیه

186
00:14:26,026 --> 00:14:30,048
!‫چه خفن! چون خواهر کوچیک‌ترشی، بهت جادو یاد می‌ده؟

187
00:14:30,048 --> 00:14:31,067
!‫عه، جدی؟

188
00:14:31,067 --> 00:14:33,088
!‫پس تو هم تو زمینه‌ی جادو یه نابغه‌ای؟

189
00:14:33,088 --> 00:14:36,087
!‫داداشت خیلی خفنه! خیلی هم قویه

190
00:14:36,087 --> 00:14:37,089
!‫خوش به‌حالت

191
00:14:37,089 --> 00:14:42,024
...‫ایکاش منم همچین داداشی داشتم، ام

192
00:14:43,060 --> 00:14:45,004
.‫نورن‌ـم

193
00:14:46,056 --> 00:14:47,059
!‫ببخشید

194
00:14:48,037 --> 00:14:51,021
‫شما خواهر کوچیک‌تر رودئوس-سنپای‌ـید، نه؟

195
00:14:52,030 --> 00:14:54,020
‫بله، نورن گری‌ر-

196
00:14:54,020 --> 00:14:58,070
‫راستش قبلاً رودئوس-سان بهمون کمک
.‫کردن یکم جادو یاد بگیریم

197
00:14:58,070 --> 00:15:01,002
‫می‌شه از طرف‌مون ازشون تشکر کنید؟

198
00:15:02,002 --> 00:15:03,071
.‫معذرت می‌خوام

199
00:15:03,071 --> 00:15:07,043
.‫نگران نباش. تازه شروع کردی

200
00:15:08,021 --> 00:15:11,020
.‫مطمئنم می‌تونی جا پای برادرت بذاری

201
00:15:11,079 --> 00:15:13,031
.‫نمی‌خوام

202
00:15:16,082 --> 00:15:17,094
.‫می‌گم

203
00:15:17,094 --> 00:15:18,072
‫بله؟

204
00:15:18,099 --> 00:15:20,064
...‫راستی، داداشت

205
00:15:21,024 --> 00:15:22,077
.‫نمی‌دونم

206
00:15:29,079 --> 00:15:33,042
‫راجع به رابطه‌ی آریل-ساما و داداشت کنجکاوی؟

207
00:15:33,042 --> 00:15:36,054
...‫نگران نباش. برخلاف ظاهرش، داداشت

208
00:15:36,054 --> 00:15:38,014
.‫نمی‌خوام بدونم

209
00:15:46,063 --> 00:15:47,084
!‫خدایا

210
00:15:47,084 --> 00:15:51,039
.‫کم مونده بود دُم به این تله‌ای که پهن کرده بودید بدم

211
00:15:51,039 --> 00:15:53,051
.‫عه رودئوس-سانه

212
00:15:53,051 --> 00:15:55,035
!‫من یه‌بار باهاش حرف زدم

213
00:15:55,035 --> 00:15:57,023
!‫عه؟! خوش به‌حالت

214
00:15:58,001 --> 00:16:00,095
‫چرا همه این‌طوری راجع بهش حرف می‌زنن؟

215
00:16:36,063 --> 00:16:39,034
.‫درکش نمی‌کنم

216
00:16:40,000 --> 00:16:41,035
.‫چون نگرانتم

217
00:16:44,034 --> 00:16:46,030
.‫یکم مراعاتش رو کن

218
00:16:46,030 --> 00:16:48,030
!‫ازش متنفرم

219
00:16:48,030 --> 00:16:51,027
.‫گوش بده، به رودی هم سخت گذشته

220
00:16:51,086 --> 00:16:54,047
.‫بابا زیاد اینو بهم می‌گفت

221
00:16:54,047 --> 00:16:57,079
.‫اون‌موقع برای درکش زیادی بچه بودم

222
00:16:58,028 --> 00:17:01,070
.‫ولی الان، فکر می‌کنم یکم می‌فهمم

223
00:17:02,014 --> 00:17:07,006
.‫شاید اون آدمی که فکر می‌کنم نیست

224
00:17:07,064 --> 00:17:09,096
‫پس، باید چیکار کنم؟

225
00:17:09,096 --> 00:17:12,095
‫می‌خواد چیکار کنم؟

226
00:17:12,095 --> 00:17:15,042
‫بابا چطوری باهاش آشتی کرد؟

227
00:17:15,078 --> 00:17:17,018
.‫نمی‌دونم

228
00:17:17,018 --> 00:17:20,016
.‫هیچکس اینجا بهم کمک نمی‌کنه

229
00:17:21,093 --> 00:17:23,047
!‫نمی‌دونم

230
00:17:27,047 --> 00:17:28,056
‫چی شده؟

231
00:17:34,015 --> 00:17:36,083
.‫می‌خوام برگردم پیش بابا

232
00:17:37,015 --> 00:17:39,055
‫انقدر از رودئوس بدت میاد؟

233
00:17:40,063 --> 00:17:41,048
.‫آره

234
00:17:42,083 --> 00:17:47,041
.‫برادرت، جوری که فکر می‌کنی نیست

235
00:17:47,041 --> 00:17:52,030
.‫قوی، باهوش، و مبارز لایق احترامیه

236
00:17:52,030 --> 00:17:54,033
.‫نمی‌فهمم

237
00:17:54,079 --> 00:17:57,004
.‫یه‌روزی می‌فهمی

238
00:17:57,061 --> 00:18:01,033
.‫دفعه‌ی بعد که دیدیش، فرار نکن و باهاش روبه‌رو شو

239
00:18:01,067 --> 00:18:04,022
.‫شماها خانواده‌این

240
00:18:04,022 --> 00:18:05,098
.‫مطمئنم می‌تونید آشتی کنید

241
00:18:06,048 --> 00:18:07,036
...‫و اینکه

242
00:18:07,084 --> 00:18:10,028
.‫بابات فرار نکرد

243
00:18:22,064 --> 00:18:23,080
‫دادا-

244
00:18:22,095 --> 00:18:23,080
.‫نورن

245
00:18:25,004 --> 00:18:26,031
.‫ببخشید

246
00:18:27,002 --> 00:18:29,088
.‫انگار از وقتی اومدی اینجا بهت سخت می‌گذره

247
00:18:31,037 --> 00:18:37,053
‫یه شروع دوباره داشتی، ولی به‌خاطر
.‫من به این وضع افتاد

248
00:18:38,017 --> 00:18:39,079
.‫نمی‌دونم چی باید بگم

249
00:18:41,056 --> 00:18:46,014
.‫واقعاً، هیچی راجع بهت نمی‌دونم

250
00:18:46,095 --> 00:18:51,036
.‫حتی بعد از این همه اتفاق، بازم نمی‌دونم باید برات چیکار کنم

251
00:19:19,098 --> 00:19:22,035
.‫کنارت هستم

252
00:19:23,018 --> 00:19:24,078
.‫از پیشت نمی‌رم

253
00:19:25,070 --> 00:19:27,099
.‫خوب دارم می‌بینمت

254
00:19:28,088 --> 00:19:33,069
‫برای همین... اشکالی نداره بمونم؟

255
00:19:37,059 --> 00:19:41,071
.‫می‌دونم داداشم هرگز روم دست بلند نمی‌کنه

256
00:19:41,071 --> 00:19:45,021
.‫و مطمئنم دیگه بابا هم نمی‌زنه

257
00:19:45,057 --> 00:19:49,034
.‫بابا فرار نکرد. داداشمم فرار نکرد

258
00:19:49,078 --> 00:19:51,082
...‫پس، من

259
00:20:18,084 --> 00:20:20,010
،‫داداش

260
00:20:20,073 --> 00:20:22,053
.‫صبح‌بخیر

261
00:20:22,053 --> 00:20:25,053
.‫آ ــ آره، صبح‌بخیر نورن

262
00:20:25,053 --> 00:20:29,045
.‫چیز، سیلفی-سان، صبح شما هم بخیر

263
00:20:29,045 --> 00:20:32,008
.‫نورن-چان، صبحت بخیر

264
00:20:35,023 --> 00:20:39,056
.‫نورن-چان انقدر از اون شب سرزنده‌تر شده

265
00:20:41,002 --> 00:20:44,013
.‫در آخر، نتونستم کاری کنم

266
00:20:44,057 --> 00:20:48,009
.‫بعد از اونم نورن بهم چیزی نگفت

267
00:20:48,009 --> 00:20:53,086
.‫هنوزم نمی‌دونم مشکلش چی بود، و نگران چی بود

268
00:20:53,086 --> 00:20:54,084
...‫ولی

269
00:20:55,018 --> 00:20:57,085
.‫مطمئنم دیگه مشکلی نداره

270
00:20:58,022 --> 00:21:02,024
.‫احتمالاً خودش مشکلات احساساتش رو حل کرده

271
00:21:02,070 --> 00:21:03,097
.‫عجب دختری

272
00:21:04,039 --> 00:21:07,062
.‫کاری رو کرد که من تو زندگی قبلیم هرگز نتونستم انجامش بدم

273
00:21:08,056 --> 00:21:12,060
...‫اگه اون‌موقع یکم شبیه نورن بودم

274
00:21:13,025 --> 00:21:14,046
‫رودی؟

275
00:21:16,026 --> 00:21:17,035
‫چی شده؟

276
00:21:17,035 --> 00:21:18,079
.‫چیزی نیست

277
00:21:18,079 --> 00:21:23,066
.‫گذشته تغییری نمی‌کنه. نمی‌تونم ارتباط از بین رفته‌ی خانوادگی رو برگردونم

278
00:21:23,066 --> 00:21:27,030
.‫نه احساسات برادرم رو، و نه چیز دیگه‌ای رو نمی‌فهمم

279
00:21:27,072 --> 00:21:33,027
‫اما حس می‌کنم از شر چیزی که مدت‌ها گیر
.‫کرده بود، خلاص شدم

280
00:21:34,046 --> 00:21:36,042
.‫فک کنم خودتم دیگه مشکلی نداری

281
00:21:36,042 --> 00:21:37,011
‫ها؟

282
00:21:37,011 --> 00:21:39,028
.‫خب، بریم

283
00:21:39,028 --> 00:21:42,034
‫باید بابت این‌سری از آریل-ساما تشکر کنیم
.‫و بهش گزارش هم بدیم

284
00:21:42,034 --> 00:21:44,098
.‫آره. لینیا و پورسنا هم همین‌طور

285
00:21:47,073 --> 00:21:51,052
،‫اگه ناناهوشی بتونه به دنیای قبلی‌مون برگرده

286
00:21:51,095 --> 00:21:55,085
.‫ازش می‌خوام به برادرم یه پیغام بده

287
00:21:56,047 --> 00:22:02,001
‫«بابت اون‌موقع معذرت می‌خوام، و ازت ممنونم.»

288
00:22:02,000 --> 00:22:05,001
قسمت ۱۷
احساسات داداشم

289
00:23:35,001 --> 00:23:40,001
قسمت بعد

290
00:23:35,040 --> 00:23:40,001
نقطه‌ی عطف ۳

