1
00:00:00,870 --> 00:00:03,330
!مادر، تبریک میگم

2
00:00:03,330 --> 00:00:05,000
.ممنون، رودی

3
00:00:05,000 --> 00:00:08,700
اینطوری تو هم دیگه
.احساس تنهایی نمی‌کنی

4
00:00:08,700 --> 00:00:10,160
!گل کاشتی، زنیس

5
00:00:10,160 --> 00:00:13,040
!عزیزم

6
00:00:13,040 --> 00:00:16,450
.اعضای خانواده‌مون داره زیاد میشه
!خوش به حالت، رودی چان

7
00:00:16,450 --> 00:00:20,200
زنیس نگران بود که نتونه
.بچه‌ی دومی داشته باشه

8
00:00:20,200 --> 00:00:24,040
واسه همینم خانواده گری‌رت
.از باردار شدنش، بال درآوردن

9
00:00:26,870 --> 00:00:30,950
.خیلی متأسفم
.من باردارم

10
00:00:34,410 --> 00:00:36,370
"پدرش کیه؟"

11
00:00:36,370 --> 00:00:39,250
.لازم نبود کسی این سؤال رو بپرسه

12
00:00:39,250 --> 00:00:42,450
.همه تو یه لحظه فهمیدن

13
00:00:42,450 --> 00:00:46,700
!ش... شرمنده
.ا... احتمالاً بچه‌ی منه

14
00:00:46,700 --> 00:00:47,950
.رقت انگیزه

15
00:00:47,950 --> 00:00:51,750
نه، شاید باید به عنوان
.یه مرد صادق تحسینش کنم

16
00:00:51,750 --> 00:00:57,120
،شاید به خاطر سخنرانی‌هایی که واسم میکرد
.نتونست با دروغ گفتن کنار بیاد

17
00:00:57,120 --> 00:01:01,870
چرا که نه؟
.از این وجهه‌ات بدم نمیاد

18
00:01:03,200 --> 00:01:06,580
گرچه، این بدترین وضعیت ممکن
.واسه رو کردنش بود

19
00:02:31,080 --> 00:02:34,830
تمام تلاشم‌رو

20
00:02:31,080 --> 00:02:34,830
دنیای دیگه

21
00:02:31,080 --> 00:02:34,830
اگه به یه
برم                        می‌کنم

22
00:02:31,080 --> 00:02:34,830
تناسخ

23
00:02:31,080 --> 00:02:34,830
یک بیکار

24
00:02:36,620 --> 00:02:38,370
...خب

25
00:02:38,370 --> 00:02:39,950
میخوای چیکار کنی؟

26
00:02:39,950 --> 00:02:45,540
،بعد از اینکه همراه با شما وضع حمل کردم
.با اجازتون رفع زحمت می‌کنم

27
00:02:45,540 --> 00:02:47,160
بچه رو چی کار می‌کنی؟

28
00:02:47,160 --> 00:02:50,700
.امیدوارم بتونم تو زادگاهم بزرگش کنم

29
00:02:50,700 --> 00:02:53,500
از اینجا تا زادگاهت با اسب
یه ماه طول می‌کشه، درسته؟

30
00:02:53,500 --> 00:02:55,120
.بله

31
00:02:55,120 --> 00:03:01,410
،به خاطر وضع حمل از پا میوفتی
.مسافرت طولانی خیلی واست سخت میشه

32
00:03:03,370 --> 00:03:08,410
،احتمالاً همینطوره
.ولی جای دیگه‌ای ندارم که برم

33
00:03:08,410 --> 00:03:10,250
...میگم، مامان، این دیگه خیلی

34
00:03:10,250 --> 00:03:12,580
!تو ساکت باش

35
00:03:13,660 --> 00:03:18,620
،یه ماه آزگار. یه مادر و بچه‌ی تازه متولد شده‌اش
.تک و تنها سفر کنن

36
00:03:18,620 --> 00:03:21,330
...نمی‌دونم بیرون روستا چقدر امنه

37
00:03:21,330 --> 00:03:24,750
.ولی شک دارم سالم و سلامت برسن

38
00:03:24,750 --> 00:03:29,500
،اگه طبق حرفی که زنیس زد
.لیلیا کم بیاره، بچه هم باهاش می‌میره

39
00:03:29,500 --> 00:03:33,700
،حتی اگه لیلیا هم به اندازه کافی قوی باشه
بچه چی میشه؟

40
00:03:33,700 --> 00:03:38,580
،یه نوزاد تازه به دنیا اومده
میتونه یه مسافرت یه ماهه رو تحمل کنه؟

41
00:03:38,580 --> 00:03:39,870
.غیر ممکنه

42
00:03:39,870 --> 00:03:45,580
،تلف شدن لیلیا همراه با بچه‌اش تو برف
.مثل روز برام روشنه

43
00:03:48,750 --> 00:03:51,080
.زنیس هم به نظر دو به شَکه

44
00:03:51,080 --> 00:03:55,330
درسته که خدمتکاره، ولی تمام این مدت
.خوش و خرم با هم زندگی می‌کردیم

45
00:03:55,330 --> 00:03:59,200
.منم دلم نمی‌خواد لیلیا اونطوری بمیره

46
00:03:59,200 --> 00:04:01,950
،وقتی خیس عرقم
.واسم حوله میاره

47
00:04:01,950 --> 00:04:04,950
،وقتی خیس بارونم
.واسم حموم گرمی آماده می‌کنه

48
00:04:04,950 --> 00:04:07,750
،تو شب‌های سرد
.واسم پتو میاره

49
00:04:07,750 --> 00:04:10,870
،وقتی کتابام رو پخش و پلا ول می‌کنم
.واسم مرتبشون می‌کنه

50
00:04:10,870 --> 00:04:13,040
...و از همه مهمتر

51
00:04:13,040 --> 00:04:17,750
،اون راجع به یادگاری مقدس میدونه
.ولی صداشو درنمیاره

52
00:04:22,370 --> 00:04:25,200
.وقتشه لطفش رو جبران کنم

53
00:04:28,120 --> 00:04:31,830
مادر، قراره دو تا آبجی یا داداش کوچولو
...با هم داشته باشم

54
00:04:31,830 --> 00:04:34,910
پس چرا همه اینقدر ناراحتید؟

55
00:04:34,910 --> 00:04:38,040
.چون پدرت با لیلیا کار خیلی بدی کردن

56
00:04:38,040 --> 00:04:39,700
واقعاً؟

57
00:04:39,700 --> 00:04:44,450
ولی لیلیا میتونه مقابل پدر نه بیاره؟

58
00:04:44,450 --> 00:04:46,000
منظورت چیه؟

59
00:04:46,000 --> 00:04:48,950
!پدر لیلیا رو مجبور کرده

60
00:04:48,950 --> 00:04:50,580
!چی؟

61
00:04:49,750 --> 00:04:50,580
!ها؟

62
00:04:50,580 --> 00:04:55,580
،یه شب وقتی داشتم می‌رفتم دستشویی
...وقتی از جلوی اتاق لیلیا رد می‌شدم

63
00:04:55,580 --> 00:05:00,290
پدر بهش می‌گفت:" اگه نمی‌خوای از خونه
".بندازمت بیرون، آروم باش و لنگاتو واسم باز کن

64
00:05:00,290 --> 00:05:01,830
...رودی! چی داری میگی واسه

65
00:05:01,830 --> 00:05:03,450
!تو ساکت باش

66
00:05:03,450 --> 00:05:05,410
...آ... ولی

67
00:05:05,410 --> 00:05:07,910
لیلیا، حقیقت داره؟

68
00:05:07,910 --> 00:05:10,910
.نه، اصلاً

69
00:05:10,910 --> 00:05:12,330
...حق داری

70
00:05:12,330 --> 00:05:14,400
.البته که نمی‌تونی علنی تأییدش کنی

71
00:05:14,400 --> 00:05:17,250
...نه، من همچین کاری

72
00:05:17,250 --> 00:05:22,830
،پائول توی قضیه سیلفی کمکم کرد
.ولی این دفعه، خودش گور خودش رو کند

73
00:05:22,830 --> 00:05:25,830
.شرمنده
.دفعه بعد واست جبران می‌کنم

74
00:05:25,830 --> 00:05:28,620
مادر، به نظر من
.لیلیا کار بدی نکرده

75
00:05:28,620 --> 00:05:31,870
.همش تقصیر بابائه

76
00:05:31,870 --> 00:05:33,500
.به گمونم

77
00:05:33,500 --> 00:05:38,750
درست نیست لیلیا به خاطر کار بدی
.که بابا کرده، اذیت بشه

78
00:05:38,750 --> 00:05:41,000
.به گمونم

79
00:05:41,000 --> 00:05:44,580
من هر روز با سیلفی
.بازی میکنم و بهم خوش میگذره

80
00:05:44,580 --> 00:05:49,120
خوب نیست اگه نی‌نی تازه واردم
یه دوست داشته باشه؟

81
00:05:50,950 --> 00:05:53,410
.به گمونم

82
00:05:55,160 --> 00:06:00,410
تازه مادر، از نظر من
.جفتشون میشن آبجی و داداشای من

83
00:06:03,700 --> 00:06:05,750
...مادر

84
00:06:05,750 --> 00:06:09,830
.من دوست ندارم لیلیا از اینجا بره

85
00:06:14,580 --> 00:06:16,450
.باشه، فهمیدم

86
00:06:16,450 --> 00:06:18,950
.از پس تو بر نمیام، رودی

87
00:06:18,950 --> 00:06:21,750
.<i>مامان</i> ،واقعاً که رس آدم رو می‌کشی

88
00:06:21,750 --> 00:06:22,790
...لیلیا

89
00:06:22,790 --> 00:06:24,370
.همین جا باهامون بمون

90
00:06:24,370 --> 00:06:29,080
!تو دیگه عضوی از خانواده‌ای
.نمی‌ذارم سرخود پاشی و بری

91
00:06:30,250 --> 00:06:32,830
.خب، فکر کنم دیگه اوضاع مرتبه

92
00:06:32,830 --> 00:06:35,120
.دیگه بقیه‌اش دست پائول رو می‌بوسه

93
00:06:35,120 --> 00:06:37,200
.واقعاً که، خیلی چموش‌ـه

94
00:06:37,200 --> 00:06:40,290
.<i>سِنیور</i>​ ،این آخرین فرصتتـه

95
00:06:40,290 --> 00:06:41,950
...عزیزم

96
00:06:41,950 --> 00:06:46,200
،سر وقتش یه صحبت طولانی
.راجع به این قضیه خواهیم داشت

97
00:07:03,500 --> 00:07:07,540
پـ... پدر! لطفاً دق و دلیت رو
!سر من خالی نکن

98
00:07:08,790 --> 00:07:11,870
چرا نجات پیدا کردم؟

99
00:07:11,870 --> 00:07:14,370
.حامله شدنم تقصیر خودمه

100
00:07:14,370 --> 00:07:17,160
من بودم که پائول رو
.از راه به در کردم

101
00:07:17,160 --> 00:07:20,790
!آه! عزیزم

102
00:07:20,790 --> 00:07:27,750
،با شنیدن ناله‌هاشون، اونم هر شب
.حتی به یه خدمتکار هم اسیر شهوت می‌کنه

103
00:07:29,160 --> 00:07:32,700
راستش تعجب کردم که
.تا حالا تونستم دووم بیارم

104
00:08:00,660 --> 00:08:03,000
.من مستحق مجازات بودم

105
00:08:03,000 --> 00:08:07,120
مجازات برای کم آوردن در برابر هَوسم
.و خیانت به زنیس

106
00:08:07,120 --> 00:08:11,580
.ولی بخشیده شدم
.رودئوس منو بخشید

107
00:08:11,580 --> 00:08:14,830
اون بچه دقیقاً فهمید
...که چه اتفاقی افتاده

108
00:08:14,830 --> 00:08:20,830
و بحث رو خیلی راحت
.به سمت یه توافق هدایت کرد

109
00:08:20,830 --> 00:08:23,160
.تا الان ازش دوری می‌کردم

110
00:08:23,160 --> 00:08:27,870
...من ترسیده بودم
.از رودئوس

111
00:08:27,870 --> 00:08:32,370
یه نوزاد که با یه پوزخند
.حال به هم زن به سینۀ من زُل میزد

112
00:08:32,370 --> 00:08:36,540
.رو اعصاب بود
.با خودم فکر می‌کردم توسط یه شیطان تسخیر شده

113
00:08:36,540 --> 00:08:40,000
.نه، دیگه از این فکرا نمی‌کنم

114
00:08:40,000 --> 00:08:45,500
.اون ناجی زندگی منه
.باید مابقی زندگیم رو صرف جبران کردن واسش کنم

115
00:08:45,500 --> 00:08:49,200
اگه بچه‌ی تو شکمم به سلامت
...به دنیا بیاد و بزرگ بشه

116
00:08:49,200 --> 00:08:54,910
...این بچه رو پیشخدمت رودئوس
.رودئوس ساما می‌کنم

117
00:08:58,450 --> 00:09:03,160
!نرون، آیشیا، بابایی اینجاست

118
00:09:04,330 --> 00:09:06,580
!حالا دیگه نیست

119
00:09:06,580 --> 00:09:11,950
.هر روز خدا همینه
کار بهتری نداری، پائول؟

120
00:09:14,700 --> 00:09:15,580
ها؟

121
00:09:15,580 --> 00:09:17,290
.عزیزم

122
00:09:19,080 --> 00:09:20,830
.بچه داری خیلی سخته

123
00:09:20,830 --> 00:09:23,910
!همینه
!بچه داری بایدم همینطور باشه

124
00:09:23,910 --> 00:09:26,410
بزرگ کردن ارباب جوان رودئوس
.براتون زیادی راحت بود

125
00:09:26,410 --> 00:09:28,040
.نازی، نازی

126
00:09:28,040 --> 00:09:31,370
عزیزم، میری یکم آب بیاری؟

127
00:09:31,370 --> 00:09:35,120
ها، میشه سر راه برین
و بازم شمع بخرین؟

128
00:09:35,120 --> 00:09:37,370
.حـ... حتماً

129
00:09:38,500 --> 00:09:43,500
سیلفی، تصمیم گرفتم که میخوام
.یه داداش بزرگه باحال و نمونه بشم

130
00:09:43,500 --> 00:09:44,870
ها؟

131
00:09:46,620 --> 00:09:51,290
از اون روز به بعد، لیلیا کم کم
.شروع کرد باهام صحبت کردن

132
00:09:51,290 --> 00:09:53,370
...به طور غافلگیر کننده، لیلیا و پائول

133
00:09:53,370 --> 00:09:57,410
،وقتی جوون تر بودن
.با هم شمشیر زنی یاد گرفته بودن

134
00:09:57,410 --> 00:10:01,950
،اون قدیما، پائول استعداد داشته
.ولی از تمرین بدش میومد و از زیرش در می‌رفت

135
00:10:01,950 --> 00:10:06,290
آخرش هم وقتی لیلیا خواب بوده
.بهش تجاوز می‌کنه و بکارتش رو برمی‌داره

136
00:10:06,290 --> 00:10:08,410
.بعدش هم از باشگاه فرار می‌کنه

137
00:10:08,410 --> 00:10:09,950
.چه آدم به درد نخوری

138
00:10:09,950 --> 00:10:11,700
!رودی

139
00:10:11,700 --> 00:10:14,500
!وقت تمرینه

140
00:10:18,160 --> 00:10:21,750
،با این وضع حرکاتت
.تا ابد تو سطح مقدماتی میمونی‌ها

141
00:10:21,750 --> 00:10:24,620
...خلاصه اینکه
!پائول یه آشغالـه

142
00:10:24,620 --> 00:10:28,450
،ولی با وجود همه اشتباهاتش
.برای این مرد احترام قائلم

143
00:10:28,450 --> 00:10:31,290
.چرا؟ چون قویه

144
00:10:32,540 --> 00:10:34,500
:سه سبک شمشیرزنی وجود داره

145
00:10:34,500 --> 00:10:38,200
سبک خدای شمشیر، سبک خدای آب
.و سبک خدای شمال

146
00:10:38,200 --> 00:10:41,250
،این بابا تو هر سه تاش
.در سطح پیشرفته اس

147
00:10:45,750 --> 00:10:49,450
!هوی، هوی
!این دیگه تقلبه

148
00:10:49,450 --> 00:10:53,660
هه! شاید یه ته استعدادی
...واسه جادوگری داشته باشی

149
00:10:53,660 --> 00:10:56,750
.ولی نه واسه شمشیربازی

150
00:10:56,750 --> 00:10:59,120
واسه چی بهم زل زدی؟

151
00:10:59,120 --> 00:11:02,290
میخوای مثل بابات یه مرد باحال بشی؟

152
00:11:02,290 --> 00:11:07,830
مردی که به زنش خیانت می‌کنه و
خانواده‌اش رو تا مرز متلاشی شدن می‌بره، باحاله؟

153
00:11:07,830 --> 00:11:12,830
،خب، لطفاً اگه حساب کار دستت اومده
.دیگه جز مادر به کسی ‌دیگه‌ای دست درازی نکن

154
00:11:12,830 --> 00:11:15,750
لـ... لیلیا که دیگه مشکلی نداره، نه؟

155
00:11:15,750 --> 00:11:20,750
ممکنه مادر دفعه بعد
.بدون یه کلمه حرف، پاشه بره خونه‌ی باباش

156
00:11:20,750 --> 00:11:22,910
.تو هم مردی
درک میکنی، مگه نه؟

157
00:11:22,910 --> 00:11:26,120
انتظار داری یه بچه‌ی هفت ساله
چی رو "درک" کنه؟

158
00:11:26,120 --> 00:11:29,540
خودتم که تو کف سیلفی چانی، مگه نه؟

159
00:11:29,540 --> 00:11:32,000
.اون دختر در آینده یه جیگری میشه که نگو

160
00:11:32,000 --> 00:11:36,330
،مطمئنم که میشه
.ولی به نظرم همین الانشم خیلی نازه

161
00:11:36,330 --> 00:11:38,160
پس درک می‌کنی، نه؟

162
00:11:38,160 --> 00:11:39,410
.به گمونم

163
00:11:39,410 --> 00:11:43,620
پائول یه آشغاله، ولی نمی‌تونم انکار کنم
.که حرف هم رو می‌فهمیم

164
00:11:43,620 --> 00:11:49,040
،از نظر فکری، منم یه مفت خور نزدیک 40 ساله‌ام
.در نوع خودش، منم یه آشغالم

165
00:11:49,040 --> 00:11:52,540
...راستی رودی، تو به مدرسه

166
00:11:53,750 --> 00:11:56,290
.فکر کنم نیازی نداری، مهم نیست

167
00:11:56,290 --> 00:11:57,950
.برگردیم سر تمرین

168
00:11:57,950 --> 00:11:59,000
مدرسه؟

169
00:11:59,000 --> 00:12:00,700
.ها؟ آره

170
00:12:00,700 --> 00:12:04,910
معمولاً بچه‌ها
.توی سن و سال تو به اونجا میرن

171
00:12:04,910 --> 00:12:06,500
.خودم اینو میدونم

172
00:12:06,500 --> 00:12:07,800
نیازی نداری، مگه نه؟

173
00:12:07,800 --> 00:12:10,500
آخه تو خوندن، نوشتن
.و حساب کردن رو یاد گرفتی

174
00:12:10,500 --> 00:12:12,250
...آره خب

175
00:12:14,080 --> 00:12:16,750
ولی مدرسه، ها؟

176
00:12:16,750 --> 00:12:18,540
دوست داری بری؟

177
00:12:18,540 --> 00:12:21,040
.بی‌خیال شو، بی‌خیال شو

178
00:12:21,040 --> 00:12:23,700
.اونجا پر از بچه دماغوهای پولداره

179
00:12:23,700 --> 00:12:27,870
.بچه‌ای مثل تو رو مطمئناً اذیت می‌کنن

180
00:12:29,330 --> 00:12:34,330
درضمن، دخترایی اونجا هستن
.که یه روز از عمرشونم ورزش نکردن

181
00:12:34,330 --> 00:12:39,750
،وقتی اونا رو توی رختخواب لخت می‌کنی
.بدن‌های لَش و شلخته‌ای می‌بینی

182
00:12:39,750 --> 00:12:42,790
.حتی منم چند باری گولشون رو خوردم

183
00:12:42,790 --> 00:12:45,370
.جدی میگی؟ چه حیف

184
00:12:45,370 --> 00:12:47,700
.امیدوار بودم دخترای خوشکلی اونجا ببینم

185
00:12:47,700 --> 00:12:51,080
اوه! تو هم به دخترا علاقه‌مند شدی؟

186
00:12:51,080 --> 00:12:55,580
ولی به نفع خودته که
!فقط دنبال یه باسن راه بیوفتی، ها

187
00:12:57,000 --> 00:12:58,620
.چشم

188
00:13:06,450 --> 00:13:09,200
.سیلفی استعداد بالایی داره

189
00:13:09,200 --> 00:13:13,080
حتی ممکنه در آیندۀ نزدیک
.از منم جلو بزنه

190
00:13:13,080 --> 00:13:15,120
مدرسه، ها؟

191
00:13:15,120 --> 00:13:19,120
رودی، امروز چیکار کنیم؟

192
00:13:19,120 --> 00:13:20,080
رودی؟

193
00:13:20,080 --> 00:13:21,910
اوه، ببخشید، چی گفتی؟

194
00:13:21,910 --> 00:13:24,580
رودی، این اواخر
!بازم عجیب و غریب شدی، ها

195
00:13:24,580 --> 00:13:27,660
من از همون موقع که به دنیا اومدم
.عجیب و غریب بودم

196
00:13:27,660 --> 00:13:31,450
،منظورم این نبود
.یه جورایی بی‌حال به نظر میای

197
00:13:31,450 --> 00:13:33,500
.این اواخر دارم درجا میزنم

198
00:13:33,500 --> 00:13:36,330
توی شمشیرزنی و جادو
.پیشرفتی نمی‌کنم

199
00:13:36,330 --> 00:13:38,830
!ولی تو که خیلی عالی هستی

200
00:13:38,830 --> 00:13:41,950
...توی سن خودم، شاید

201
00:13:43,330 --> 00:13:45,500
میخوای بری جایی؟

202
00:13:45,500 --> 00:13:51,370
شاید، آخه توی این روستا
.کار چندانی از من بر نمیاد

203
00:13:55,620 --> 00:13:58,200
!سیـ... سیلفیت سان؟

204
00:13:58,200 --> 00:14:00,950
!نه! نه

205
00:14:00,950 --> 00:14:05,500
!نمیخوام! جایی نرو

206
00:14:09,160 --> 00:14:11,910
.باشه، متوجه شدم

207
00:14:11,910 --> 00:14:13,580
.جایی نمیرم

208
00:14:13,580 --> 00:14:17,500
چرا باید همچین دختری رو
ول کنم و از اینجا برم؟

209
00:14:17,500 --> 00:14:20,120
برای بهبود جادوم؟

210
00:14:20,120 --> 00:14:22,870
از این بهترش کنم که چی بشه؟

211
00:14:22,870 --> 00:14:23,900
به جای همچین کاری

212
00:14:23,900 --> 00:14:26,660
ترجیح میدم با سیلفی
.توی این روستا در آرامش زندگی کنم

213
00:14:26,660 --> 00:14:29,500
بهتر نیست؟
.همین کار رو می‌کنم، همین کار

214
00:14:29,500 --> 00:14:31,500
...دو تایی با هم بزرگ میشیم

215
00:14:31,500 --> 00:14:35,160
و کم کم اون رو تبدیل می‌کنم
.به زن ایدئال خودم

216
00:14:35,160 --> 00:14:36,750
!سیلفی

217
00:14:36,750 --> 00:14:38,500
!هوی، رودی

218
00:14:40,000 --> 00:14:42,580
!اگه کاری نداری از اینجا برو

219
00:14:42,580 --> 00:14:45,290
!یه نامه برات اومده

220
00:14:45,290 --> 00:14:47,290
نامه؟

221
00:14:47,290 --> 00:14:49,250
.رودئوس، عزیز

222
00:14:49,250 --> 00:14:51,250
حال و احوالت چطوره؟

223
00:14:51,250 --> 00:14:55,870
به همین زودی دو سال
.از جدایی ما از همدیگه گذشته

224
00:14:55,870 --> 00:14:59,790
،من در حال حاضر
.در پادشاهی شیرون ساکن شدم

225
00:14:59,790 --> 00:15:03,370
به عنوان معلم خصوصی
.پرنس هفتم استخدام شدم

226
00:15:03,370 --> 00:15:06,000
.عالیجناب، خیلی شبیه توئه

227
00:15:06,000 --> 00:15:09,800
به پای تو که نمیرسه
.ولی سرعت یادگیری بالایی داره

228
00:15:09,800 --> 00:15:12,080
.هوش خوبی هم داره

229
00:15:12,080 --> 00:15:17,410
درست مثل تو، وقتی لباس عوض می‌کنم
.یواشکی منو دید میزنه یا حتی شرت‌هام رو می‌دزده

230
00:15:17,410 --> 00:15:20,450
:از قدیم گفتن
!مردان بزرگ شهوات بزرگی هم دارن

231
00:15:20,450 --> 00:15:22,790
!گرفتمت

232
00:15:27,160 --> 00:15:32,450
آها راستی، بالاخره منم موفق شدم
!به جادوی آب سطح پادشاهی برسم

233
00:15:32,450 --> 00:15:37,040
فکر می‌کردم این کار برام غیرممکنه
.ولی فهمیدم اگه تلاشم رو بکنم از پسش بر میام

234
00:15:37,040 --> 00:15:42,040
اگه تویی، فکر کنم دیگه تا الان
.توی جادوی سطح امپراتور مسلط شدی

235
00:15:39,080 --> 00:15:41,370
چیکار می‌کنی؟ میدونی من کی هستم؟

236
00:15:41,370 --> 00:15:44,120
!نمی‌بخشمت
!بذار باسنت رو لمس کنم

237
00:15:42,040 --> 00:15:45,450
برای دیدن مجدد تو
.هم هیجانزده‌م و هم کمی می‌ترسم

238
00:15:44,120 --> 00:15:45,450
!یالا! بذار بمالمش

239
00:15:45,450 --> 00:15:48,250
!اگه اجازه ندی، میرم به همه میگم

240
00:15:45,700 --> 00:15:48,250
تمام تلاشم رو می‌کنم
.تا به پای تو برسم

241
00:15:48,250 --> 00:15:50,500
...میدونم که نگرانیم بی‌مورده

242
00:15:50,500 --> 00:15:53,250
...ولی اگه توی جادو داری درجا میزنی

243
00:15:53,250 --> 00:15:57,370
لطفاً برو به آکادمی بزرگ جادویی رانوا
.که قبلاً بهت گفته بودم

244
00:15:57,370 --> 00:16:00,080
.پس تا بعد، بازم برات نامه می‌نویسم

245
00:16:00,080 --> 00:16:01,830
.از طرف روکسی

246
00:16:01,830 --> 00:16:03,040
...استاد

247
00:16:03,040 --> 00:16:06,500
اوه! روکسی چان بالاخره
به سطح پادشاهی رسید، ها؟

248
00:16:06,500 --> 00:16:08,200
!فوق‌العاده است

249
00:16:08,200 --> 00:16:09,660
واقعاً فوق‌العاده است؟

250
00:16:09,660 --> 00:16:11,200
.البته که هست

251
00:16:11,200 --> 00:16:15,000
،به نظرم اگه کل دنیا رو بگردی
...حتی نمی‌تونی به اندازۀ انگشتای دستتـم

252
00:16:15,000 --> 00:16:18,330
!جادوگرای سطح پادشاهی پیدا کنی

253
00:16:18,330 --> 00:16:20,200
...راستی، تو

254
00:16:20,200 --> 00:16:22,370
از شرت‌های روکسی چان، دزدیدی؟

255
00:16:22,370 --> 00:16:23,750
!زرشک

256
00:16:25,580 --> 00:16:28,950
حس می‌کنم
.با یه واقعیت تلخ رو‌به‌رو شدم

257
00:16:28,950 --> 00:16:33,290
لعنتی، دوست ندارم
.روکسی رو ناامید کنم

258
00:16:34,370 --> 00:16:37,830
آکادمی بزرگ جادویی رانوا، ها؟

259
00:16:44,870 --> 00:16:46,330
...پدر

260
00:16:46,330 --> 00:16:48,700
میتونم یه درخواست خودخواهانه کنم؟

261
00:16:48,700 --> 00:16:50,450
.نه

262
00:16:50,450 --> 00:16:52,250
.رودی، هرچی دوست داری بگو

263
00:16:52,250 --> 00:16:54,370
.بابایی هرطور شده ترتیبش رو میده

264
00:16:54,370 --> 00:16:58,330
الان وقت اینه که وقار و هوشمندی خودت رو
.اثبات کنی، ارباب

265
00:16:58,330 --> 00:17:00,540
!رودی خودشم گفت خودخواهانه

266
00:17:00,540 --> 00:17:03,540
معلومه که یه کار خیلی خفنه
...که از توانایی منم خارج

267
00:17:03,540 --> 00:17:06,790
.راستش این اواخر پیشرفتی نداشتم

268
00:17:06,790 --> 00:17:10,910
برای همین می‌خواستم
.به آکادمی بزرگ جادویی رانوا برم

269
00:17:10,910 --> 00:17:12,080
اوه؟

270
00:17:12,080 --> 00:17:16,500
،ولی وقتی این موضوع رو به سیلفی گفتم
.گریه کرد و گفت نمی‌خواد از من جدا بشه

271
00:17:16,500 --> 00:17:19,950
،ای فسقلی جذاب
به نظرت سر کی رفتی، ها؟

272
00:17:19,950 --> 00:17:22,750
راستش امیدوار بودم
...که بتوینم با هم ثبت نام کنیم

273
00:17:22,750 --> 00:17:26,370
ولی خانوادۀ اون
.مثل ما وضع خوبی ندارن

274
00:17:26,370 --> 00:17:30,910
پس امیدوار بودم که شما
.شهریۀ هر دوی ما رو بپردازید

275
00:17:30,910 --> 00:17:32,040
.خواهش می‌کنم

276
00:17:32,040 --> 00:17:36,120
اوه؟ می‌خواید دو نفری برید به رانوا؟

277
00:17:36,120 --> 00:17:37,830
.نمیشه

278
00:17:40,370 --> 00:17:42,500
.چند تا دلیل داره

279
00:17:42,500 --> 00:17:44,910
اول اینکه هنوز
.وسط آموزش شمشیرزنی هستی

280
00:17:44,910 --> 00:17:48,620
،به عنوان استادت
.نمی‌تونم اجازۀ رفتنت رو بدم

281
00:17:48,620 --> 00:17:51,620
درضمن، درسته باهوشی
.ولی هنوز یه بچه‌ای

282
00:17:51,620 --> 00:17:54,910
نمی‌تونم به عنوان یه پدر
.از این مسئولیت شونه خالی کنم

283
00:17:54,910 --> 00:17:56,750
.و آخری هم مشکل مالیه

284
00:17:56,750 --> 00:18:00,790
شاید بتونم هزینه‌های تو رو بپردازم
.ولی نمی‌تونم سیلفی رو پشتیبانی کنم

285
00:18:00,790 --> 00:18:04,330
اونجوری که فکر می‌کنی
.پولمون از پارو بالا نمیره

286
00:18:04,330 --> 00:18:07,700
.که اینطور، متوجه شدم

287
00:18:07,700 --> 00:18:09,660
پس میتونم یه چیزی بگم؟

288
00:18:09,660 --> 00:18:10,830
.البته

289
00:18:10,830 --> 00:18:14,830
،لطفاً برام یه کار پیدا کن
.تا اونجا که ممکنه درآمد خوبی داشته باشه

290
00:18:14,830 --> 00:18:17,620
کار؟ واسه چی؟

291
00:18:17,620 --> 00:18:20,250
تا وقتی که از نظر شما
...آمادۀ ترک خونه باشم

292
00:18:20,250 --> 00:18:23,080
میخوام هزینۀ تحصیل سیلفی رو
.شخصاً بدست بیارم

293
00:18:23,080 --> 00:18:25,790
.ولی این برای سیلفی چیز خوبی نیست

294
00:18:25,790 --> 00:18:30,120
.درسته، ولی برای من میتونه خوب باشه

295
00:18:36,160 --> 00:18:41,750
،باشه، اگه اینطوره که میگی
.دنبال یه کار مناسب برات می‌گردم

296
00:18:41,750 --> 00:18:43,910
.خیلی ممنونم

297
00:19:00,160 --> 00:19:01,660
اوه؟

298
00:19:10,450 --> 00:19:13,700
.سلام، مشتاق دیدار، گیلـنه

299
00:19:19,790 --> 00:19:21,410
.آره

300
00:19:22,790 --> 00:19:25,620
.مترجم: "جوجین" به
موجودی نیمه انسان و نیمه حیوان گفته می‌شود

301
00:19:22,790 --> 00:19:25,620
!یه جوجین پیداش شد

302
00:19:25,620 --> 00:19:27,870
!گیلـنه

303
00:19:27,870 --> 00:19:30,330
خیلی وقت میشه ندیدمت، حالت خوبه؟

304
00:19:30,330 --> 00:19:31,540
.آره

305
00:19:31,540 --> 00:19:33,000
بچۀ توئه؟

306
00:19:33,000 --> 00:19:35,750
.آره، اسمش نورنه

307
00:19:35,750 --> 00:19:38,910
.چه خوب که سر پائول نرفته

308
00:19:38,910 --> 00:19:43,200
از اونجایی که تو اومدی
پس یعنی اون موضوع اوکی شده، ها؟

309
00:19:43,200 --> 00:19:44,410
.آره

310
00:19:44,410 --> 00:19:46,620
.هوای رودئوس ما رو داشته باش

311
00:19:46,620 --> 00:19:48,790
.باشه

312
00:19:48,790 --> 00:19:51,370
.ارباب جوان، رودئوس

313
00:19:51,370 --> 00:19:54,290
.دلمون براتون تنگ میشه

314
00:19:54,290 --> 00:19:55,450
.مراقب خودت باش

315
00:19:55,450 --> 00:19:59,040
.مشتاقانه منتظر برگشتنت می‌مونیم

316
00:19:59,040 --> 00:20:00,580
...وایسید ببینم، جریان چیه

317
00:20:00,580 --> 00:20:02,700
!آها، رودی

318
00:20:02,700 --> 00:20:04,790
بله، چی شده؟

319
00:20:04,790 --> 00:20:09,910
،اگه بهت بگم باید از سیلفی دور بشی
چه حسی پیدا می‌کنی؟

320
00:20:09,910 --> 00:20:13,250
.ها؟ معلومه که خوشم نمیاد

321
00:20:13,250 --> 00:20:14,580
.حدس میزدم

322
00:20:14,580 --> 00:20:17,080
جریان چیه؟

323
00:20:17,080 --> 00:20:19,200
.نه، چیزی نیست

324
00:20:19,200 --> 00:20:23,410
،اگه بخوام برات توضیح بدم
.تو فقط درمورد راه حل خودت بحث می‌کنی

325
00:21:02,910 --> 00:21:05,000
!سبک خدای آب

326
00:21:07,410 --> 00:21:09,790
.آه... خوشحالم که شمشیرش چوبیه

327
00:21:25,290 --> 00:21:26,580
...آخ آخ

328
00:21:26,580 --> 00:21:29,330
پائول چه مرگش بود؟

329
00:21:34,540 --> 00:21:36,540
جریان چیه؟

330
00:21:36,540 --> 00:21:40,700
.سلام، من رودئوس گری‌رت هستم

331
00:21:40,700 --> 00:21:45,080
.به عنوان پسر پائول، خیلی مؤدبی

332
00:21:45,080 --> 00:21:46,790
...آها

333
00:21:46,790 --> 00:21:51,080
.منم گیلنه هستم
.از فردا با هم کار می‌کنیم

334
00:21:51,080 --> 00:21:53,290
.خب خوشبختم

335
00:21:53,290 --> 00:21:56,370
.منم در خدمتم

336
00:22:01,950 --> 00:22:04,950
قسمت 4
جلسۀ اضطراری خانوادگی

337
00:23:35,000 --> 00:23:35,950
:قسمت بعد

338
00:23:35,950 --> 00:23:39,910
:قسمت بعد
"A Young Lady and Violence"

