1
00:00:08,025 --> 00:00:10,059
‫مطمئنی نمی‌خوای تا خونه باهات بیام؟
Animental.net

2
00:00:10,067 --> 00:00:12,034
.‫آره، مشکلی ندارم

3
00:00:12,042 --> 00:00:14,013
...‫ولی خب

4
00:00:14,022 --> 00:00:17,076
.‫واقعاً خیلی مهربونی ها، موتسومی

5
00:00:18,026 --> 00:00:21,010
‫بیا باهم تاپ‌بازی کنیم، باشه؟

6
00:00:21,018 --> 00:00:24,035
.‫اوه، نگران من نباش

7
00:00:24,044 --> 00:00:27,019
‫می‌رم با مشت واقعیتو تو کله‌ی اون ابله فرو کنم

8
00:00:27,027 --> 00:00:29,094
.‫تا دیگه از این غلطا نکنه

9
00:00:32,003 --> 00:00:33,018
.‫هی، تایو

10
00:00:37,028 --> 00:00:38,037
.‫ممنونم

11
00:00:45,051 --> 00:00:47,069
‫m 509.125 361 l 783.875 320 809 401 529.375 433

12
00:00:48,046 --> 00:00:51,071
‫آه، لعنتی. درجا خوابم برد-

13
00:00:52,017 --> 00:00:55,051
.‫صبح به‌خیر، آسانو تایو

14
00:00:56,089 --> 00:00:58,014
‫هان؟

15
00:01:06,067 --> 00:01:13,043


16
00:01:06,075 --> 00:01:13,043


17
00:02:29,048 --> 00:02:34,095
‫طرز زندگی یوزاکوراها

18
00:02:33,006 --> 00:02:35,036
.‫عا؟ واکنشات بدک نیست

19
00:02:35,044 --> 00:02:39,099
‫ا ـ اینجا چیکار می‌کنی؟
‫تازشم، اون دیگه چیه؟

20
00:02:40,007 --> 00:02:41,036
‫همم؟ منظورت اینه؟

21
00:02:41,045 --> 00:02:44,016
!‫این زنگ بیدارباش مرسومِ خانواده یوزاکوراست

22
00:02:44,066 --> 00:02:47,016
‫نخیرم. معلوم بود به قصد کشتنم اومدی-

23
00:02:48,058 --> 00:02:52,004
‫چی داری می‌گی؟
.‫این بخشی از تمریناتت هم می‌شه

24
00:02:52,013 --> 00:02:55,075
،‫اگه خودتو جاسوس خطاب کنی
.‫ باید همیشه با یه چشم باز بخوابی

25
00:02:56,025 --> 00:02:59,001
‫دروغ نگو. از قیافه‌ش معلومه قشنگ دلش می‌خواست-

26
00:02:59,009 --> 00:03:02,047
‫خوبه، بعدش نوبت
!‫ ورزش صبحگاهی مرسومِ خانواده یوزاکوراست

27
00:03:02,055 --> 00:03:04,055
‫هان؟

28
00:03:05,060 --> 00:03:09,031
!‫خیلی‌خب. بیا تا جایی که نفس داری برقصیم

29
00:03:14,011 --> 00:03:15,011
!‫خوبه

30
00:03:17,028 --> 00:03:19,049
‫تایو بیداره؟

31
00:03:20,061 --> 00:03:22,016
!‫صبح به‌خیر، تایو

32
00:03:22,024 --> 00:03:23,095
‫برات ناهار درست کردم، بیا-

33
00:03:24,003 --> 00:03:27,070
‫خیلی‌خب پس، بعدش بیا روی
!‫کشش دست و پاهات کار کنیم

34
00:03:27,079 --> 00:03:31,062
!‫نـ ـ نمی‌تونم اونوری بچرخونمشون

35
00:03:31,071 --> 00:03:33,079
‫هی! داری چیکار می‌کنی؟

36
00:03:33,088 --> 00:03:38,009
‫سلام. صبح به‌خیر، موتسومی! مگه مشخص نیست؟
!‫داریم ورزش صبحگاهی انجام می‌دیم

37
00:03:38,017 --> 00:03:41,030
‫اوه! برام ناهار درست کردی، ها؟

38
00:03:42,088 --> 00:03:44,043
...‫اونی-چان

39
00:03:45,089 --> 00:03:49,014
،‫باشه! می‌شد یه‌مقدار دیگه ادامه داد
.‫ولی بیا ورزش‌مونو تموم کنیم

40
00:03:51,064 --> 00:03:53,035
.‫اوخ، دیر شد

41
00:03:53,044 --> 00:03:54,094
.‫باید باهم فرار کنیم

42
00:03:55,002 --> 00:03:56,011
‫ها؟

43
00:03:56,019 --> 00:03:58,052
‫هی، ا ـ اونی-چان، منظورت از «فرار» چیه؟

44
00:03:58,061 --> 00:04:00,040
‫هی، ولی الان طبقه دومیم-

45
00:04:00,049 --> 00:04:02,011
!‫عــــه

46
00:04:10,025 --> 00:04:11,066
‫الان یهو چی شد؟

47
00:04:11,075 --> 00:04:14,025
.‫آه، اونجا یه بمب کار گذاشته بودن

48
00:04:14,033 --> 00:04:15,033
‫چی؟

49
00:04:15,042 --> 00:04:17,063
.‫بعداً جزئیات رو بهت توضیح می‌دم

50
00:04:17,071 --> 00:04:20,096
.‫و اینکه، فعلاً خصومتم باهات رو به تعویق میندازم

51
00:04:21,046 --> 00:04:25,013
‫اول از همه، بذار بهت توضیح بدم
.‫ مأموریت خانواده یوزاکورا چیه

52
00:04:25,022 --> 00:04:26,039
‫مأموریت؟

53
00:04:27,001 --> 00:04:29,014
،‫مهم‌ترین مأموریت ممکن

54
00:04:29,022 --> 00:04:31,035
.‫به عبارت دیگه، محافظت از یوزاکورا میتسومی

55
00:04:33,014 --> 00:04:35,010
.‫خیلی زود قراره هیاهو به‌پا بشه

56
00:04:35,019 --> 00:04:36,052
.‫خیلی‌خب، باید راه بیفتیم

57
00:04:41,099 --> 00:04:44,003
.‫بیا بریم، تایو

58
00:04:51,024 --> 00:04:52,087
.‫که اینطور. باشه

59
00:04:53,091 --> 00:04:56,042
.‫الان یه گزارش از شینزو گرفتم

60
00:04:56,050 --> 00:05:00,004
‫چیزی پیدا کرده که فکر می‌کنه
.‫ قسمتی از بمب ساعتی توی آشپزخونه بوده

61
00:05:00,055 --> 00:05:02,059
‫چرا باید یه بمب توی خونه‌م کار بذارن؟

62
00:05:02,067 --> 00:05:03,088
.‫هدف میتسومی بوده

63
00:05:03,097 --> 00:05:04,097
‫ها؟

64
00:05:05,005 --> 00:05:08,022
.‫تو این حیطه کاری، اطلاعات به‌سرعت پخش می‌شن

65
00:05:09,001 --> 00:05:12,018
.‫طبیعتاً، رابطه‌ت با موتسومی راز پنهانی نیست

66
00:05:14,023 --> 00:05:17,034


67
00:05:15,039 --> 00:05:16,056
‫از دیشب تا حالا

68
00:05:16,064 --> 00:05:18,060
.‫اکانتم پر از پیام‌های تبریک شده

69
00:05:19,040 --> 00:05:22,023
‫امم، چرا باید موتسومی رو هدف بگیرن؟

70
00:05:22,032 --> 00:05:23,082
.‫دلیلش ساده‌ست

71
00:05:24,057 --> 00:05:28,078
.‫چون موتسومی دهمین رئیس خانواده یوزاکوراست

72
00:05:29,028 --> 00:05:31,074
‫دهمین... رئیس؟

73
00:05:31,083 --> 00:05:33,058
،‫قبل از اینکه وارد بحث کاری بشیم

74
00:05:33,066 --> 00:05:35,071
.‫بذار درمورد خانواده یوزاکورا روشنت کنم

75
00:05:37,017 --> 00:05:38,088
‫اصل‌ونسب خانواده یوزاکورا رو

76
00:05:38,096 --> 00:05:40,050
،‫می‌شه از زمان نینجاهای دوره اِدو پیدا کرد

77
00:05:40,059 --> 00:05:43,080
‫و باعث به‌وجود اومدن نسل فرزندانی
.‫ با توانایی‌های ابرانسانی شدن

78
00:05:43,088 --> 00:05:45,047
،‫ولی در میان اونا

79
00:05:45,055 --> 00:05:49,059
‫یک فرد عادی بدون قدرت
.‫ ملقب به «رئیس» به‌دنیا میاد

80
00:05:50,026 --> 00:05:55,081
‫گرچه رئیس مثل بقیه اعضای خانواده
،‫دارای قدرت‌های ابرانسانی نیست

81
00:05:55,089 --> 00:05:59,002
‫ولی فرزندانش به‌عنوان
،‫ ابرانسان‌های معمول یوزاکورا بزرگ می‌شن

82
00:05:59,010 --> 00:06:02,086
‫و می‌تونن استعدادهای بی‌نظیرِ
.‫ ژن‌های یوزاکورا رو به ارث ببرن

83
00:06:03,036 --> 00:06:05,069
.‫به اصطلاح، استعدادهایی که از یک نسل پریده باشن

84
00:06:06,049 --> 00:06:08,086
‫اعضای خانواده که مملو از استعدادن
،‫ از رئیسی محافظت می‌کنن

85
00:06:08,095 --> 00:06:10,045
.‫که قراره استعدادها رو به نسل بعد منتقل کنه

86
00:06:10,091 --> 00:06:13,037
.‫یوزاکوراها همیشه به این شکل رشد کردن

87
00:06:13,045 --> 00:06:18,083
‫به عبارت دیگه، موتسومی
،‫به‌عنوان رئیس‌مون، رهبر قانونی‌مون

88
00:06:18,092 --> 00:06:20,092
.‫و راه بقای یوزاکوراها محسوب می‌شه

89
00:06:24,096 --> 00:06:29,001
،‫البته به‌عنوان خواهربرادرهاش
،‫اصل‌ونسب برامون مهم نیست

90
00:06:29,009 --> 00:06:31,093
.‫و فقط می‌خوایم موتسومی زندگی خودشو داشته باشه

91
00:06:32,060 --> 00:06:37,027
‫اونی-چان، بارها و بارها درموردش حرف زدیم
.‫و همه خانوادگی باهاش موافقت کردیم

92
00:06:37,077 --> 00:06:40,098
‫از اونجایی که همه‌تون دارین به‌خاطر
،‫مسائل خانوادگی زندگی‌تونو به‌خطر میندازین

93
00:06:41,006 --> 00:06:44,002
.‫پس منم باید وظیفه‌مو به‌عنوان رئیس انجام بدم

94
00:06:44,011 --> 00:06:47,049
...‫آخه مگه دختری بهتر از تو هم وجود داره؟ موتسومی

95
00:06:48,036 --> 00:06:52,016
...‫ببین آخه چه دختر باوقاری شدی، بعد اونوقت

96
00:06:52,024 --> 00:06:54,074
‫کنار این دلقک چیکار می‌کنی؟

97
00:06:56,016 --> 00:07:00,075
‫خب دیگه، الان دیگه متوجه شدی
‫موتسومی چه شرایط منحصربه‌فردی داره؟

98
00:07:01,067 --> 00:07:04,096
‫در نهایت، قراره به‌عنوان رهبر یوزاکوراها

99
00:07:05,004 --> 00:07:06,046
.‫وارد دنیای زیرزمینی بشه

100
00:07:07,013 --> 00:07:13,043
‫که به همین دلیل الان مأموریتش اینه که
.‫ درمورد دنیای عادی دانش کسب کنه

101
00:07:14,005 --> 00:07:17,043
‫هرچند، معنیش اینم هست که
،‫کسایی که ازمون کینه دارن

102
00:07:17,052 --> 00:07:18,056
،‫بهمون حسودی می‌کنن

103
00:07:18,064 --> 00:07:20,027
...‫یا می‌خوان ازمون سوءاستفاده کنن

104
00:07:20,035 --> 00:07:24,023
.‫و هرنوع شرورهای دیگه‌ای سراغ موتسومی میان

105
00:07:26,065 --> 00:07:27,078
‫چی بود؟

106
00:07:28,036 --> 00:07:29,049
.‫اوه، خدا

107
00:07:41,075 --> 00:07:44,083
.‫آروم باش. این ماشین ضدگلوله‌ست

108
00:07:44,092 --> 00:07:46,075
...‫ولی بازم

109
00:07:57,018 --> 00:07:58,031
.‫جلوشونو بگیر

110
00:08:11,069 --> 00:08:16,028
‫نمی‌شه یه‌کم صاف‌تر رانندگی کنی؟
.‫وگرنه چایی‌مو می‌ریزم

111
00:08:16,037 --> 00:08:18,033
‫چطوری انقدر خونسردی؟

112
00:08:18,041 --> 00:08:22,021
.‫آروم، آروم، اگه بسپریمش به گولیاث چیزی‌مون نمی‌شه

113
00:08:22,029 --> 00:08:23,075
‫گـ ـ گولیاث؟

114
00:08:27,088 --> 00:08:28,088
‫چــــی؟

115
00:08:36,093 --> 00:08:38,010
!‫اوهو! پشمام

116
00:08:38,064 --> 00:08:41,010
.‫واقعاً که، اصلاً نمی‌دونن کِی باید تسلیم شن

117
00:08:41,018 --> 00:08:43,056
.‫چطور جرئت دارین مزاحم عصرونه‌م بشین

118
00:08:47,073 --> 00:08:50,090
.‫فکر نمی‌کردم واقعاً پیداش بشه
!‫منفجرش کنین

119
00:09:05,000 --> 00:09:06,008
...‫این دیگه

120
00:09:19,089 --> 00:09:21,093
‫حالا دستت اومد چه‌خبره، نه؟

121
00:09:22,001 --> 00:09:25,031
،‫محافظت از موتسومی
،‫که دائماً در خطر مرگ زندگی می‌کنه

122
00:09:25,081 --> 00:09:28,023
.‫این مأموریت خانواده‌مونه

123
00:09:28,090 --> 00:09:30,052
.‫که تو هم ازش مستثنی نیستی

124
00:09:34,074 --> 00:09:37,057
،‫به هر صورتی که بوده
.‫تو الان عضوی از خانواده یوزاکورا هستی

125
00:09:37,066 --> 00:09:40,016
.‫تو هم وظیفه‌ای برای محافظت از موتسومی داری

126
00:09:40,066 --> 00:09:44,041
‫برای رسیدن به اون هدف، می‌خوام
.‫ اصول جاسوسی رو توی کله‌ت فرو کنم

127
00:09:45,071 --> 00:09:46,091
.‫این اولین مأموریتته

128
00:09:47,096 --> 00:09:51,092
‫باید هرروز از موتسومی
.‫مقابل هر آدمکشی محافظت کنی

129
00:09:58,043 --> 00:10:00,009
!‫صبح به‌خیر

130
00:10:00,018 --> 00:10:01,064
!‫اوه، صبح به‌خیر، موتسومی

131
00:10:01,072 --> 00:10:02,072
!‫صبح به‌خیر

132
00:10:02,081 --> 00:10:04,081
‫امروز دقیقه نودی رسیدی، نه؟

133
00:10:08,010 --> 00:10:10,098
.‫آه... صبح تو هم به‌خیر، آسانو-کون

134
00:10:11,006 --> 00:10:12,027
!‫صبح به‌خیر

135
00:10:13,007 --> 00:10:15,078
،‫می‌گم، موتسومی
‫اتفاقی برای آسانو-کون افتاده؟

136
00:10:15,086 --> 00:10:18,015
!‫ها؟ اوه... بگی نگی

137
00:10:19,003 --> 00:10:20,057
!‫صبح به‌خیر، آسانو

138
00:10:20,066 --> 00:10:21,048
!‫صبح به‌خیر

139
00:10:21,048 --> 00:10:22,041
!‫سام علیک

140
00:10:24,037 --> 00:10:28,004
‫ها؟ چـ ـ چی شده، آسانو؟
‫حال و احوالت خوب نیست؟

141
00:10:28,012 --> 00:10:30,083
.‫از همیشه هم محتاط‌تر به‌نظر میاد

142
00:10:30,092 --> 00:10:33,013
.‫آ ـ آره. ببین چه قیافه ترسناکی داره

143
00:10:36,051 --> 00:10:37,084
‫تـ ـ تفنگ؟

144
00:10:38,038 --> 00:10:41,005
!‫نگران نباش
،‫حتی اگه آخرش یکی رو بکشی

145
00:10:41,005 --> 00:10:42,068
.‫خودمون برات لاپوشونیش می‌کنیم

146
00:10:42,076 --> 00:10:44,043
!‫پس هروقت خواستی هفت‌تیربازی کن

147
00:10:44,051 --> 00:10:45,060
.‫نـ ـ نه

148
00:10:45,068 --> 00:10:47,027
!‫با تمام وجود رد می‌کنم

149
00:10:47,035 --> 00:10:51,048
.‫بیخیال، اونی-چان! انقدر تایو رو اذیت نکن

150
00:10:51,056 --> 00:10:54,065
،‫بیشتر مواقع از سمّ و مواد منفجره استفاده می‌کنن

151
00:10:54,073 --> 00:10:56,061
‫بعد یدونه تفنگ به چه دردی می‌خوره؟

152
00:10:56,069 --> 00:10:58,028
....‫عـــــه

153
00:10:58,036 --> 00:11:00,024
.‫ولی خیال آدمو راحت می‌کنه

154
00:11:00,091 --> 00:11:03,032
.‫از موتسومی مقابل این یارو محافظت کن

155
00:11:03,041 --> 00:11:04,074
‫دوباره شبکه اجتماعی؟

156
00:11:05,041 --> 00:11:08,087
.‫اسم مستعار: تامایا
.‫یه بمب‌گذار خیلی معروفه

157
00:11:08,095 --> 00:11:13,025
‫بـ ـ بمب‌گذار؟ پس خودش بود
‫که توی خونه‌م بمب گذاشت؟

158
00:11:13,033 --> 00:11:16,055
.‫بمب‌هایی که می‌سازه درجه‌یک هستن

159
00:11:16,063 --> 00:11:21,068
‫قبلاً خودم ازش خواستم کمکم کنه تا
.‫یه گروه تروریستی رو نابود کنم

160
00:11:21,076 --> 00:11:25,001
...‫کمکت کنه؟ اگه می‌شناسیش، چرا می‌خواد

161
00:11:25,010 --> 00:11:27,014
.‫این چیزا معمول‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی

162
00:11:27,022 --> 00:11:29,089
‫تو دنیای ما، متحد و دشمن‌ها نسبت به پول و شرایط

163
00:11:29,089 --> 00:11:31,027
.‫به همین راحتی جناح عوض می‌کنن

164
00:11:31,035 --> 00:11:33,069
.‫تنها کسی که می‌شه بهش اعتماد کرد، خودتی

165
00:11:33,077 --> 00:11:38,044
.‫خب، نه که همیشه بتونی به خودتم اعتماد کنی

166
00:11:38,053 --> 00:11:42,007
.‫حالا اونو بیخیال
.‫این یارو فقط یه نقطه‌ضعف داره

167
00:11:43,036 --> 00:11:45,066
.‫این واقعیت که به‌شدت به شبکه‌های اجتماعی معتاده

168
00:11:45,066 --> 00:11:46,066
‫جان؟

169
00:11:47,016 --> 00:11:50,029
‫تازگی‌ها کلی شعر پست می‌کنه
.‫ که با عقل جور در نمیان

170
00:11:50,037 --> 00:11:52,008
،‫ولی در واقع ماهیت مأموریت‌هاش

171
00:11:52,016 --> 00:11:55,013
.‫هدف‌هاش، و حتی نحوه انجام‌شون رو پست می‌کنه

172
00:11:55,021 --> 00:11:59,017
‫ببخشید، این ایراد اساسی‌ای محسوب نمی‌شه؟

173
00:11:59,026 --> 00:12:04,059
،‫کاش می‌تونستم خودمم بیام
.‫ولی باید تعداد زیادی گروگان رو نجات بدم

174
00:12:04,068 --> 00:12:07,093
‫«تعداد زیادی گروگان»؟
‫اصلاً یعنی چی؟

175
00:12:09,039 --> 00:12:12,027
.‫گاردتو پایین نیاری ها
.‫این طرف ذات پیچیده‌ای داره

176
00:12:12,035 --> 00:12:15,019
،‫بعد از اینکه با چندتا بمب کوچیک باهات بازی کرد

177
00:12:15,027 --> 00:12:18,052
‫با یکی از اون بمب‌های مخصوصش
.‫ که براش خیلی عزیزن کارتو تموم می‌کنه

178
00:12:18,052 --> 00:12:19,086
.‫همچین آدمیه

179
00:12:19,094 --> 00:12:22,011
.‫اعلام کرده که قراره سه‌تا بمب کار بذاره

180
00:12:22,019 --> 00:12:24,078
.‫یکی‌شون توی خونه‌ت منفجر شد

181
00:12:24,086 --> 00:12:26,082
.‫اینطوری دوتا دیگه می‌مونه

182
00:12:26,091 --> 00:12:29,074
.‫به کتفمم نیست اگه خودت هزارتیکه بشی

183
00:12:29,083 --> 00:12:32,075
‫باید تا وقتی از مأموریتم برگردم
!‫ از موتسومی محافظت کنی

184
00:12:32,083 --> 00:12:37,025
،‫اگه یه خراش کوچیکم روش بیفته
!‫کاری می‌کنم از پا گذاشتن به این دنیا پشیمون بشی

185
00:12:37,033 --> 00:12:40,000
!‫بـ ـ باشه. دریافت شد

186
00:12:43,013 --> 00:12:47,097
‫خب، چیزی توی کلاس پیدا نکردم
...‫ که شبیه بمب باشه. ولی

187
00:12:48,064 --> 00:12:52,081
.‫آدمکش ممکنه الانشم توی این مدرسه باشه

188
00:12:53,035 --> 00:12:57,002
.‫فعلاً به هیچ‌وجه نباید موتسومی رو تنها بذارم

189
00:12:57,010 --> 00:12:58,019
‫همم؟

190
00:12:58,027 --> 00:13:00,072


191
00:12:59,036 --> 00:13:00,065
‫چی؟

192
00:13:00,073 --> 00:13:02,015
!‫چــــی؟

193
00:13:04,045 --> 00:13:06,003
‫حالت خوبه، آسانو؟

194
00:13:06,011 --> 00:13:07,011
!‫آسانو-کون

195
00:13:07,020 --> 00:13:08,073
!‫دووم بیار، مرد

196
00:13:08,073 --> 00:13:10,024
.‫مـ ـ من خوبم

197
00:13:10,033 --> 00:13:11,033
‫ها؟

198
00:13:13,012 --> 00:13:15,016
!‫هـ ـ هوی، آسانو

199
00:13:24,097 --> 00:13:26,080
‫چی شده، آسانو-کون؟

200
00:13:27,022 --> 00:13:29,001
‫جاییتو زخمی کردی؟

201
00:13:29,051 --> 00:13:32,097
!‫آه، نه، مشکلی ندارم! با اجازه

202
00:13:36,056 --> 00:13:39,048
.‫وای پسر، قلبم وایساد

203
00:13:39,098 --> 00:13:40,098
‫ها؟

204
00:13:49,037 --> 00:13:51,024
‫هی، تو هم شنیدی، موتسومی؟

205
00:13:51,033 --> 00:13:53,099
!‫یه سفینه فضایی توی همین مدرسه دیده شده

206
00:13:54,008 --> 00:13:55,096
‫چی؟ جدی؟

207
00:13:56,004 --> 00:13:57,050
!‫راست راسته

208
00:13:57,058 --> 00:14:00,038
.‫فقط اینم نیست، یه‌سری بچه‌ها می‌گن فضایی دیدن

209
00:14:00,046 --> 00:14:02,067
!‫شنیدم غول‌هایی‌ان که سه‌متر قدشونه

210
00:14:02,075 --> 00:14:04,088
.‫وای، چقدر بزرگ

211
00:14:04,096 --> 00:14:08,038
.‫شنیدم می‌تونن به آدمای دیگه تغییرقیافه بدن

212
00:14:08,047 --> 00:14:11,026
‫همین الان، وقتی یه سال‌بالایی می‌خواست بره دستشویی

213
00:14:11,035 --> 00:14:13,014
.‫خودشو دید که داره میاد بیرون

214
00:14:13,022 --> 00:14:15,039
‫شاید یه دوقلو داره؟

215
00:14:15,047 --> 00:14:19,069
‫یکی دیده بود یه سطل‌آشغال
‫ خودبه‌خود داره حرکت می‌کنه، درسته؟

216
00:14:19,077 --> 00:14:23,090
،‫حالا فضایی‌ها هیچی
.‫این بیشتر داره شبیه داستان ترسناک می‌شه

217
00:14:26,003 --> 00:14:27,086
...‫بمب آخری هم

218
00:14:28,049 --> 00:14:30,049
‫...اونم یه سطح‌آشغال که پا درآورده؟

219
00:14:30,057 --> 00:14:31,057
.‫باورم نمی‌شه

220
00:14:31,066 --> 00:14:35,008
،‫حالا که فکرشو می‌کنم
‫بعد از امروز تماشا کردن موتسومی

221
00:14:35,016 --> 00:14:37,004
.‫متوجه خیلی چیزا شدم

222
00:14:37,066 --> 00:14:40,079
.‫مثلاً‌ اینکه غذایی که درجا بهش داده می‌شه رو نمی‌خوره

223
00:14:41,033 --> 00:14:45,063
،‫یا اینکه همیشه با یه‌نفر می‌چرخه
.‫و تمام تلاششو می‌کنه که تنها نباشه

224
00:14:45,071 --> 00:14:49,063
‫حتماً یاد گرفته که چطوری به‌طور ناخودآگاه
.‫ از خودش محافظت کنه

225
00:14:50,013 --> 00:14:53,055
‫تمام این مدت، اینطوری داشته
.‫ با سرنوشتش مبارزه می‌کرده

226
00:14:54,093 --> 00:14:56,043
...‫خودش تنهایی

227
00:14:57,014 --> 00:15:00,077
‫هی، آسانو، درباره قبلاً معذرت می‌خوام، باشه؟

228
00:15:00,085 --> 00:15:03,002
‫ببین، این شکلاتو می‌خوای؟

229
00:15:03,011 --> 00:15:05,019
.‫باشه، مرسی

230
00:15:05,027 --> 00:15:06,028
‫ها؟

231
00:15:06,036 --> 00:15:08,089
.‫حتماً شوخیت گرفته

232
00:15:07,076 --> 00:15:08,090
‫آسانو؟ خدایی؟

233
00:15:08,099 --> 00:15:10,024
‫ها؟ چی شده؟

234
00:15:10,032 --> 00:15:13,012
.‫ها؟ اوه، خب... فقط خیلی غیرمعموله

235
00:15:13,020 --> 00:15:16,008
.‫می‌دونی که همیشه حتی یکی اسمت هم صدا کنه

236
00:15:16,016 --> 00:15:17,095
‫عرق سرد می‌ریزی و از حال می‌ری؟

237
00:15:21,012 --> 00:15:22,042
!‫آسانو

238
00:15:22,050 --> 00:15:24,054
‫حالت خوبه؟ می‌خوای بری درمونگاه؟

239
00:15:24,063 --> 00:15:27,059
.‫نه، وایسا. پرستار امروز نیست

240
00:15:27,067 --> 00:15:29,063
.‫مـ ـ من خوبم

241
00:15:29,072 --> 00:15:33,072
،‫مـ ـ محض خاطر همسرم
!‫به خودم اجازه زمین‌خوردن نمی‌دم

242
00:15:33,080 --> 00:15:36,010
‫همسر؟ چی داری می‌گی؟

243
00:15:36,018 --> 00:15:38,064
!‫اوه، لعنت بهش! آسانو حالش بد شده

244
00:15:38,072 --> 00:15:41,006
...‫یوزاکورا-سان! آسانو دوباره

245
00:15:46,011 --> 00:15:47,052
‫روبراهی؟

246
00:15:48,028 --> 00:15:50,044
...‫آره. بگی نگی

247
00:15:50,053 --> 00:15:53,070
،‫بابتش شرمنده. درمونگاه بسته بود

248
00:15:53,078 --> 00:15:56,008
.‫و جای دیگه‌ای نبود که استراحت کنی

249
00:15:57,003 --> 00:15:58,033
.‫ببخشید

250
00:15:58,041 --> 00:15:59,045
.‫مشکلی نیست

251
00:16:00,062 --> 00:16:05,013
،‫می‌گم، موتسومی
‫مطمئنی من واقعاً‌ اونی‌ام که می‌خوای؟

252
00:16:05,021 --> 00:16:07,004
‫چی؟ چرا همچین حرفی می‌زنی؟

253
00:16:07,013 --> 00:16:10,042
،‫من دوست بچگی‌تم
.‫اما هیچی درموردت نمی‌دونستم

254
00:16:11,001 --> 00:16:14,084
...‫اینکه از یه خانواده جاسوسی
.‫اینکه رئیس اون خانواده‌ای

255
00:16:15,043 --> 00:16:18,085
‫نه فقط اون، حتی اینو نمی‌دونستم که
.‫ زندگیت همش در خطر بوده

256
00:16:19,043 --> 00:16:22,060
.‫حتی با اینکه این‌همه بار روی دوشته، پیش من موندی

257
00:16:23,019 --> 00:16:25,090
.‫ولی من فقط به فکر خودم بودم

258
00:16:26,056 --> 00:16:31,032
‫حتی ازدواجمون هم از سر این بود که
.‫بی‌هوا گفتم می‌خوام ازت محافظت کنم

259
00:16:31,040 --> 00:16:34,091
.‫اصلاً به فکر احساساتت نبودم
‫من فقط یه مرد خودخواه-

260
00:16:34,099 --> 00:16:35,064
!‫چقدر منفی‌باف

261
00:16:35,064 --> 00:16:36,069
!‫آی

262
00:16:37,074 --> 00:16:41,083
.‫برعکس فهمیدی
.‫تو کسی نبودی که منو انتخاب کرده

263
00:16:41,091 --> 00:16:43,062
.‫من تو رو می‌خواستم، تایو

264
00:16:43,071 --> 00:16:47,000
.‫تو با یه خانوده جاسوس دیوونه‌وار ازدواج کردی

265
00:16:47,008 --> 00:16:49,084
.‫از طرفی، عروست هرلحظه ممکنه بمیره

266
00:16:49,092 --> 00:16:52,076
.‫هیچ احدی نبود که با همچین ازدواجی موافقت کنه

267
00:16:52,084 --> 00:16:53,084
!‫تحت هیچ شرایطی

268
00:16:54,068 --> 00:16:55,068
‫ولی می‌دونی چیه؟

269
00:16:55,076 --> 00:17:00,081
.‫حتی با این وجود، همیشه آرزو داشتم تو شوهرم باشی، تایو

270
00:17:02,002 --> 00:17:03,018
...‫برای همینم، تایو

271
00:17:04,077 --> 00:17:07,010
!‫ممنون که باهام ازدواج کردی

272
00:17:08,023 --> 00:17:09,048
...‫موتسومی

273
00:17:10,048 --> 00:17:11,069
‫ها؟

274
00:17:17,016 --> 00:17:20,020
‫ها؟ الان اون صدای بلند رو شنیدین؟

275
00:17:20,028 --> 00:17:21,049
‫ها؟ چه صدایی؟

276
00:17:22,008 --> 00:17:25,091
‫شرط می‌بندم باز باشگاه علوم
.‫ یکی از آزمایش‌هاشونو ترکوندن

277
00:17:26,000 --> 00:17:28,000
...‫آره، باشگاه علوم

278
00:17:28,008 --> 00:17:30,096
!‫وای! خیلی محشر بود

279
00:17:31,005 --> 00:17:34,051
‫هی، کنگو نی-چان، اشکال نداره؟

280
00:17:34,059 --> 00:17:37,043
.‫همم. شاید یکم خطری باشه

281
00:17:37,051 --> 00:17:38,093
‫چی؟

282
00:17:39,043 --> 00:17:40,046
.‫هوی، کنگو

283
00:17:40,046 --> 00:17:41,018
‫ها؟

284
00:17:41,026 --> 00:17:43,006
‫چی شده، شیون؟

285
00:17:43,014 --> 00:17:46,069
‫چرا انقدر تنبل‌بازی درمیاری؟
.‫پاشو بیا اینجا

286
00:17:46,077 --> 00:17:47,098
!‫دریافت شد

287
00:17:56,011 --> 00:17:57,049
‫تو حالت خوبه، موتسومی؟

288
00:17:57,057 --> 00:17:58,057
.‫آ ـ آره

289
00:17:58,066 --> 00:18:02,033
.‫لعنتی، اصلاً فکر نمی‌کردم بمب اینجا باشه

290
00:18:02,091 --> 00:18:06,041
‫ولی از کجا می‌دونست میایم اینجا؟

291
00:18:06,050 --> 00:18:08,096
‫ما خیلی اتفاقی راهمون به این اتاق افتاد-

292
00:18:10,013 --> 00:18:13,005
!‫صبح به‌خیر، تایو
‫برات ناهار درست کردم، پس-

293
00:18:14,025 --> 00:18:16,077
،‫بابتش شرمنده. درمونگاه بسته بود

294
00:18:16,077 --> 00:18:19,009
.‫و جای دیگه‌ای نبود که استراحت کنی

295
00:18:19,018 --> 00:18:23,006
....‫ما به اینجا کشونده شدیم
!‫دقیقاً می‌دونست چه حرکاتی انجام می‌دیم

296
00:18:23,068 --> 00:18:28,027
‫داشته نسبت به حرکاتی که به خونه و مدرسه داشتم
‫موتسومی رو هدف می‌گرفته؟

297
00:18:31,052 --> 00:18:33,007
‫مشکل چیه، تایو؟

298
00:18:34,069 --> 00:18:36,003
.‫می‌دونستم

299
00:18:38,003 --> 00:18:40,045
‫موقع ورزش، ها؟

300
00:18:40,053 --> 00:18:43,049
!‫از اول این نقشه چیده شده بود

301
00:18:43,058 --> 00:18:47,066
‫از قصد داشت حرکاتشو اعلام می‌کرد
!‫تا من از کنار موتسومی دور نشم

302
00:18:47,075 --> 00:18:53,038
‫و اینکه با تبدیل‌کردنم به یه بمب
...‫ می‌تونه موتسومی رو بکشه

303
00:18:54,088 --> 00:18:57,076
.‫خروجی بسته‌ست
...‫در این صورت

304
00:18:59,034 --> 00:19:00,038
‫تایو؟

305
00:19:08,052 --> 00:19:11,069
.‫هی، خوب شد اون مأموریتمو زود تموم کردم

306
00:19:12,040 --> 00:19:15,015
.‫بمب مینیاتوریِ تامایا، آتیش‌بازی

307
00:19:15,023 --> 00:19:18,065
،‫به‌شدت کوچیکه و دارای قدرت تخریب بالاییه
.‫ولی دوتا مشکل داره

308
00:19:19,019 --> 00:19:21,049
،‫از اونجا که با استفاده از گرمای بدن هدف شارژ می‌شه

309
00:19:21,057 --> 00:19:23,020
.‫برای فعال‌سازی زمان می‌بره

310
00:19:23,028 --> 00:19:26,054
،‫بعدیش اینه که به‌خاطر طراحی ساده‌ش

311
00:19:26,062 --> 00:19:28,012
.‫با فقط یدونه سیم قابل خنثی‌سازیه

312
00:19:28,066 --> 00:19:30,096
.‫جالبه که تونستی متوجه شی
.‫آفرین

313
00:19:33,050 --> 00:19:36,063
،‫به‌عنوان جایزه برای تکمیل مأموریتت
.‫یه‌چیز مهم رو بهت می‌گم

314
00:19:36,071 --> 00:19:39,013
،‫توی این دنیایی که به خودت هم باید شک داشت باشی

315
00:19:39,021 --> 00:19:41,018
.‫فقط به یه‌چیز می‌تونی بهش اعتماد کنی

316
00:19:41,026 --> 00:19:43,047
.‫و اونم ماییم، خانواده

317
00:19:43,097 --> 00:19:45,072
،‫خیلی دوست‌دارم بکشمت

318
00:19:45,080 --> 00:19:48,060
،‫ولی حتی اگه به‌معنی فدا کردن خودم باشه
.‫هیچ‌وقت نمی‌ذارم بمیری

319
00:19:49,014 --> 00:19:51,010
.‫پس سخت تلاش کن، جوری که انگار جونت بهش بسته‌ست

320
00:19:52,002 --> 00:19:54,056
!‫محض خاطر موتسومی عزیزمون

321
00:19:55,015 --> 00:19:56,077
...‫اونی-چان

322
00:19:59,082 --> 00:20:01,057
،‫خیلی‌خب دیگه! الان می‌کشمت بالا

323
00:20:01,065 --> 00:20:04,066
،‫ولی اگه اتفاقی افتادی پایین و تلف شدی
‫بدون از قصد نبوده،‌ باشه؟

324
00:20:04,074 --> 00:20:05,074
‫ها؟

325
00:20:08,008 --> 00:20:10,029
‫خب حالا می‌خوای با اون بمب چیکار کنی؟

326
00:20:10,037 --> 00:20:14,025
.‫همم؟ خب، منطقاً باید بفرستم به صاحبش

327
00:20:15,077 --> 00:20:16,050
‫چی؟

328
00:20:16,059 --> 00:20:18,092
!‫اوهو، ایول

329
00:20:19,000 --> 00:20:20,096
‫اونه-چان، حالت خوبه؟

330
00:20:21,005 --> 00:20:23,018
...‫کنگو، نانائو

331
00:20:24,013 --> 00:20:25,084
‫حتی تو، شینزو نی-چان؟

332
00:20:26,035 --> 00:20:27,089
...‫یـ ـ یو

333
00:20:27,097 --> 00:20:30,056
‫هی، چرا شما همه‌تون اینجایید؟

334
00:20:30,064 --> 00:20:33,081
.‫اوه، شنیدیم این اولین مأموریت تایوـه

335
00:20:33,089 --> 00:20:36,027
!‫فکر کردیم قراره خیلی جالب باشه
‫مگه نه؟

336
00:20:36,036 --> 00:20:39,086
!‫آه، خب... آره، شرمنده

337
00:20:40,057 --> 00:20:42,011
.‫خسته نباشی

338
00:20:43,049 --> 00:20:46,045
‫بیخیال، توئم، شیون نه-چان؟

339
00:20:47,062 --> 00:20:48,062
.‫نی-چان

340
00:20:54,075 --> 00:20:56,038
‫هیچ‌وقت یاد نمی‌گیری، نه؟

341
00:20:56,046 --> 00:21:01,046
.‫بهت هشدار دادم از نزدیک کارتو زیرنظر نداشته باش

342
00:21:01,055 --> 00:21:05,047
.‫اوه، آه، داشتم فکر می‌کردم شاید بهم یه رحمی چیزی کنی

343
00:21:05,055 --> 00:21:07,068
...‫همم

344
00:21:07,076 --> 00:21:08,093
!‫عمراً

345
00:21:09,051 --> 00:21:12,039
!‫جون مادرت

346
00:21:12,047 --> 00:21:14,031
...‫چی؟ اوه

347
00:21:18,086 --> 00:21:20,048
!‫تامایا
!‫هی،‌ اونو ببین

348
00:21:20,057 --> 00:21:21,081
.‫وای، چه خوشگله

349
00:21:21,081 --> 00:21:23,024
!‫‫بینگو

350
00:21:28,053 --> 00:21:29,064
‫الان درحال ترکیدنم

351
00:21:29,074 --> 00:21:32,073
‫دیگه دارم می‌میرم

352
00:23:07,013 --> 00:23:09,072
.‫ممنون که منو قبول کردین

353
00:23:09,080 --> 00:23:11,068
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

354
00:23:11,076 --> 00:23:14,051
...‫خب، می‌دونی، چیزه

355
00:23:14,060 --> 00:23:16,064
!‫واقعاً که
‫منظورت چیه، اونی-چان؟

356
00:23:17,022 --> 00:23:20,073
‫خبر داری بعد اون بمب‌گذاری
!‫خونه‌ی تایو به چه وضعی افتاده

357
00:23:20,081 --> 00:23:23,015
...‫و ـ ولی بازم، موتسومی

358
00:23:23,023 --> 00:23:25,040
.‫نمی‌تونی روی این حرفی بزنی، اونی-چان

359
00:23:26,007 --> 00:23:29,003
.‫تازشم، من و تایو الان زن و شوهریم

360
00:23:33,091 --> 00:23:36,091
‫تخت‌های توی خونه‌مون
!‫ راحت‌ترین چیزی‌ان که به‌عمرت دیدی

361
00:23:36,099 --> 00:23:41,021
،‫انقدر راحت که ممکنه دیگه از خواب پا نشی
!‫پس حواستو جمع کن

362
00:23:42,029 --> 00:23:44,075
.‫چـ ـ چشم. حواسمو جمع می‌کنم

363
00:23:47,099 --> 00:23:50,099
‫دفعه بعد

