1
00:00:04,960 --> 00:00:08,340
<i></i><i>‫این لحظه‌ای بود که دوتا چیز رو فهمیدم.</i>
Animental.net

2
00:00:09,840 --> 00:00:12,840
،<i></i><i>‫یکی اینکه تا وقتی چیزیو از دست ندم
‫ ارزشش رو نمی‌فهمم.</i>

3
00:00:13,510 --> 00:00:14,510
<i></i><i>‫و اینکه...</i>

4
00:00:15,300 --> 00:00:18,180
<i></i><i>‫از دست دادن همه‌چیز آسونه.</i>

5
00:00:23,640 --> 00:00:25,190
<i></i><i>‫و این منو ترسوند.</i>

6
00:00:25,770 --> 00:00:27,900
<i></i><i>‫حتی اگه به چیزی که برام عزیزه پیوند خورده باشم...</i>

7
00:00:27,980 --> 00:00:30,190
<i></i><i>‫صرفاً به معنی دوباره از دست دادنش نیست؟</i>

8
00:00:31,110 --> 00:00:32,280
<i></i><i>‫فقط با این فکر...</i>

9
00:00:41,660 --> 00:00:42,660
.‫نگران نباش

10
00:00:43,370 --> 00:00:45,330
.‫من از پیشت نمی‌رم

11
00:01:05,520 --> 00:01:07,060
!‫خیلی‌خب! وقت ناهاره

12
00:01:07,150 --> 00:01:08,350
!‫بریم سالن غذاخوری

13
00:01:09,440 --> 00:01:10,820
!‫آسانو

14
00:01:10,900 --> 00:01:13,860
.‫ببین، یه مسابقه فوتبال تمرینی داریم

15
00:01:13,940 --> 00:01:15,240
!‫یه دستی برسون

16
00:01:15,320 --> 00:01:17,570
‫هی، چطوره خونه من جمع شیم درس بخونیم؟

17
00:01:17,660 --> 00:01:19,280
!‫بیاین بعد مدرسه بریم کارائوکه

18
00:01:19,820 --> 00:01:21,280
!‫آسانو

19
00:01:23,160 --> 00:01:25,750
.‫شـ ـ شرمنده. نمی‌تونم بیام

20
00:01:25,870 --> 00:01:28,670
!‫ای بابا، دوباره دست رد به سینه‌مون زد

21
00:01:28,880 --> 00:01:30,750
‫این چندمین باره؟ دفعه دهم؟

22
00:01:30,840 --> 00:01:33,510
.‫سخت‌تر از هر دختری می‌شه دلتو به‌دست آورد، آسانو

23
00:01:33,590 --> 00:01:36,800
.‫آسانو! الان یک ماهه که توی یه کلاسیم

24
00:01:36,880 --> 00:01:38,300
!‫بیا باهم وقت بگذرونیم

25
00:01:38,380 --> 00:01:40,050
!‫دلمون می‌شکنه ها

26
00:01:40,140 --> 00:01:42,010
.‫هی، بهتره زودتر بزنی به‌چاک

27
00:01:42,100 --> 00:01:44,080
‫ها؟ چرا آخه؟

28
00:01:44,080 --> 00:01:44,600
.‫ببینش

29
00:01:46,350 --> 00:01:48,900
.‫انقدر مضطربه که بیهوش شد

30
00:01:48,980 --> 00:01:51,400
.‫حتماً همون یدونه جوابی که داد هم براش زیادی بوده

31
00:01:51,480 --> 00:01:55,900
.‫فکر می‌کردم بعد از یک ماه یه‌ذره یخش آب بشه

32
00:01:55,990 --> 00:01:59,410
‫آدم دلش به حال کسی که
‫ انقدر خجالتیه می‌سوزه، نه؟

33
00:01:59,490 --> 00:02:01,070
.‫آره واقعاً

34
00:02:01,660 --> 00:02:04,830
<i></i><i>‫راستش، به‌خاطر این نیست که خجالتی‌ام.</i>

35
00:02:04,910 --> 00:02:06,830
<i></i><i>‫خوشحال می‌شم که می‌خوان باهام وقت بگذرونن،</i>

36
00:02:06,910 --> 00:02:09,210
<i></i><i>‫و عالی می‌شه که
‫درمورد چیزای مختلف حرف بزنیم.</i>

37
00:02:09,290 --> 00:02:10,290
<i></i><i>‫ولی...</i>

38
00:02:11,080 --> 00:02:12,170
.‫وللش

39
00:02:12,250 --> 00:02:14,130
‫بیاین فردا بازم امتحان کنیم، باشه؟

40
00:02:15,880 --> 00:02:17,550
‫دوباره پسشون زدی؟

41
00:02:19,470 --> 00:02:20,840
.‫موتسومی

42
00:02:21,430 --> 00:02:23,640
!‫ولی انقدر مهربون بودن که ازت خواهش کنن

43
00:02:23,720 --> 00:02:25,850
!‫اشکالش چیه؟ فقط بذار به حال خودم باشم

44
00:02:26,350 --> 00:02:28,210
!‫واسه جفت‌مون ناهار درست کردم، بیا بخوریم

45
00:02:28,210 --> 00:02:28,640
‫نه، من-

46
00:02:28,730 --> 00:02:32,190
،‫می‌دونم چون همیشه کار می‌کنی
!‫ نمی‌تونی درست‌حسابی غذا بخوری

47
00:02:32,270 --> 00:02:35,280
‫چندتا از اون تاماگویاکی‌های نمکی
.‫ که دوست داری آوردم، تایو

48
00:02:35,360 --> 00:02:38,240
،‫و گفته باشم، اگه دوباره هویج‌هاتو نخوری
!‫از چشم خودت می‌بینی ها

49
00:02:41,200 --> 00:02:42,370
.‫چشم

50
00:02:42,700 --> 00:02:43,780
!‫آفرین

51
00:02:44,620 --> 00:02:46,740
.‫یوزاکورا-سان حرف نداره

52
00:02:47,250 --> 00:02:51,170
‫ولی بازم، چرا الهه‌ی این مدرسه؛
‫ یوزاکورا-سان باید همچین کاری کنه؟

53
00:02:51,250 --> 00:02:53,420
.‫شنیدم اون دوتا از بچگی باهم دوستن

54
00:02:53,500 --> 00:02:55,340
.‫د ـ دارم از حسودی می‌ترکم

55
00:02:57,090 --> 00:02:58,920
.‫همیشه‌ی خدا تنهایی

56
00:02:59,010 --> 00:03:03,260
‫از فکر اینکه ممکنه تا آخر عمرت
!‫ این‌شکلی بمونی، دل تو دلم نیست

57
00:03:03,760 --> 00:03:05,560
‫مگه مامانمی؟

58
00:03:06,310 --> 00:03:11,100
‫اصلاً خودتم مگه درخواست عاشقانه‌ی
‫اون سال‌سومیه؛ تاناکا-سنپای رو رد نکردی؟

59
00:03:11,190 --> 00:03:13,400
.‫ها؟ آره، راست می‌گی

60
00:03:13,480 --> 00:03:16,980
،‫باهوشه، تیپ و قیافه هم داره
‫و کاپیتان تیم فوتبال هم هست، نه؟

61
00:03:17,070 --> 00:03:18,280
‫آخه واسه چی ردش کردی؟

62
00:03:18,360 --> 00:03:21,780
‫اوه؟ و نکنه جنابعالی پدرمی؟

63
00:03:21,860 --> 00:03:24,240
!‫هوی، با اون نیش‌خند بهم نگاه نکن

64
00:03:24,740 --> 00:03:26,450
.‫لازم نیست نگران من باشی

65
00:03:26,530 --> 00:03:30,540
،‫چیزی که واجبه اینه که باهاش کنار بیای
.‫وگرنه والدینت ناراحت می‌شنا

66
00:03:30,620 --> 00:03:33,630
‫پس برای همین باید
.‫ مهارت‌های ارتباطیت رو بهبود بدی

67
00:03:33,710 --> 00:03:34,920
.‫بیا! بگو «عاا»

68
00:03:35,420 --> 00:03:37,130
‫این کجاش بهبود حساب می‌شه؟

69
00:03:37,630 --> 00:03:38,880
!‫بیخیال! فقط بخور

70
00:03:39,840 --> 00:03:41,130
...‫عاا

71
00:03:41,220 --> 00:03:42,840
!‫عاام

72
00:03:42,930 --> 00:03:45,550
!‫عالیـــه

73
00:03:46,300 --> 00:03:48,310
‫هـ ـ هیروکاوا-سنسه؟

74
00:03:48,390 --> 00:03:51,520
‫بیخیال! قول دادید غذاهامو نخورید، یادتونه؟

75
00:03:52,020 --> 00:03:53,480
.‫اوه، شرمنده

76
00:03:53,560 --> 00:03:56,810
،‫وقتی بوی تاماگویاکی‌ت به مشامم خورد
.‫بدنم ناخودآگاه عمل کرد

77
00:03:57,320 --> 00:03:59,190
‫همم؟ چی شده، آسانو؟

78
00:03:59,280 --> 00:04:00,940
.‫آمم... هیچی

79
00:04:01,030 --> 00:04:02,990
<i></i><i>‫این یهو از کجا پیداش شد؟</i>

80
00:04:03,490 --> 00:04:07,620
‫هیروکاوا-سنسه، مگه قرار نبود به‌خاطر
‫ یه سخنرانی، سفر کاری خارج کشور برید؟

81
00:04:07,700 --> 00:04:10,290
.‫آخه دلم واسه ناهارهات تنگ شده بود، موتسومی

82
00:04:10,370 --> 00:04:13,000
.‫برنامه‌مو عوض کردم تا زودتر برگردم خونه

83
00:04:13,080 --> 00:04:14,540
.‫آها

84
00:04:15,080 --> 00:04:18,670
‫ولی خب، اون خط موی سفید
!‫مثل همیشه قشنگه ها

85
00:04:18,750 --> 00:04:20,090
!‫می‌خوام با صورتم حسش کنم

86
00:04:20,090 --> 00:04:21,460
!‫پس منم پلیس خبر می‌کنم

87
00:04:21,550 --> 00:04:24,680
.‫اگه دیگه کاری ندارید، لطفاً برگردید دفتر ناظم

88
00:04:24,760 --> 00:04:27,720
.‫همم؟ اوه، کار دارم
!‫هنوز کارم تموم نشده

89
00:04:28,300 --> 00:04:31,270
.‫هوی، آسانو، وقتی مدرسه تموم شد بیا دفترم

90
00:04:31,350 --> 00:04:33,430
‫ها؟ مـ ـ منو می‌گید؟

91
00:04:33,520 --> 00:04:34,640
.‫درسته

92
00:04:34,730 --> 00:04:37,190
‫من... کار اشتباهی کردم؟

93
00:04:37,270 --> 00:04:38,900
!‫خب، بعداً می‌بینمت

94
00:04:38,980 --> 00:04:40,150
‫هی، یه‌لحظه-

95
00:04:41,190 --> 00:04:43,440
‫اون یارو چه مرگشه؟

96
00:04:50,540 --> 00:04:52,080
!‫خداحافظ، آسانو

97
00:04:52,750 --> 00:04:55,040
.‫آمم... خـ ـ خدافظ

98
00:04:55,120 --> 00:04:56,690
!‫هی، بیاین بریم کارائوکه

99
00:04:56,690 --> 00:04:57,670
!‫حله، بریم

100
00:04:57,750 --> 00:04:58,920
‫چه آهنگی بخونیم؟

101
00:04:59,000 --> 00:05:01,110
‫یه ترکیب از اوپنینگ‌های این فصل، چی پس؟

102
00:05:10,050 --> 00:05:15,440
،<i></i><i>‫من از اون روز به بعد
‫ از ارتباط با آدمای دیگه می‌ترسم.</i>

103
00:05:22,320 --> 00:05:24,110
!‫بـ ـ با اجازه

104
00:05:24,990 --> 00:05:27,660
!‫اوه، اومدی؟ منتظرت بودم

105
00:05:33,660 --> 00:05:35,500
<i></i><i>‫خـ ـ خیلی نزدیکه.</i>

106
00:05:35,960 --> 00:05:39,210
‫می‌گم، دقیقاً باهام چیکار داشتید؟

107
00:05:39,290 --> 00:05:43,300
‫خب... آخه خیلی دلم می‌خواست
.‫ کلکسیونم رو نشونت بدم

108
00:05:43,380 --> 00:05:44,670
‫کلکسیون؟

109
00:05:45,300 --> 00:05:48,680
!‫تادا! کلکسیون «عکس‌های مخفی‌م از موتسومی»

110
00:05:48,760 --> 00:05:51,640
<i></i><i>‫عه؟ طرف منحرفه!</i>

111
00:05:50,050 --> 00:05:53,010
.‫به‌عنوان دوست بچگیش، نظرتو می‌خواستم بدونم

112
00:05:53,470 --> 00:05:57,140
<i></i><i>‫راستش، می‌دونستم موتسومی دانش‌آموز
‫موردعلاقه‌ی هیروکاوا-سنسه‌ست، ولی...</i>

113
00:05:57,690 --> 00:05:59,800
!‫این‌یکی رو ببین! اینو بیشتر از همه دوست دارم

114
00:06:01,770 --> 00:06:04,230
.<i></i><i>‫این دیگه کار از کارش گذشته
‫حقارتم حدی داره.</i>

115
00:06:04,320 --> 00:06:06,190
<i></i><i>‫شاید واقعاً بهتره پلیس خبر کنم.</i>

116
00:06:06,280 --> 00:06:08,030
.‫بـ ـ بله، جالبه

117
00:06:08,530 --> 00:06:10,110
‫هی، این‌یکی چطوره؟

118
00:06:10,200 --> 00:06:12,120
!‫موتسومی که داره تو خونه ورق‌بازی می‌کنه

119
00:06:12,200 --> 00:06:13,200
‫بانمکه، نه؟

120
00:06:13,330 --> 00:06:14,790
<i></i><i>‫چــی؟</i>

121
00:06:14,870 --> 00:06:17,620
.‫اوه، اینم توی پنج‌سالگیش توی پارک گرفتم

122
00:06:17,710 --> 00:06:19,040
.‫یادش به‌خیر

123
00:06:19,120 --> 00:06:20,540
<i></i><i>‫پنج...؟</i>

124
00:06:21,290 --> 00:06:25,630
‫آه... این‌یکی هم توی
.‫ جشن‌تولد سه سالگیش گرفتم

125
00:06:25,710 --> 00:06:27,130
!‫عجب فرشته‌ای

126
00:06:27,220 --> 00:06:31,590
<i></i><i>‫ها؟ چرا معلمی مثل اون
‫ این عکسا رو پیش خودش داره؟</i>

127
00:06:32,760 --> 00:06:34,010
...‫راستش من

128
00:06:34,100 --> 00:06:37,520
‫تمام این مدت داشتم از سایه‌ها
.‫موتسومی رو تماشا می‌کردم

129
00:06:38,180 --> 00:06:41,270
،‫چون موتسومی خیلی دلبره
،‫برای محافظت ازش مقابل آدمای ناکس

130
00:06:41,350 --> 00:06:43,400
...‫دائماً، بدون وقفه

131
00:06:43,480 --> 00:06:44,940
.‫حواسم بهش بوده

132
00:06:45,530 --> 00:06:48,150
،‫دیروز اون سال‌سومیه؛ تاناکا خیلی اذیت می‌کرد

133
00:06:48,240 --> 00:06:51,320
‫ولی وقتی مؤدبانه ازش خواستم
،‫از موتسومی فاصله بگیره

134
00:06:51,410 --> 00:06:53,910
.‫آخرش با کمال میل قبول کرد

135
00:06:54,990 --> 00:06:58,160
<i></i><i>‫یه‌بار دیگه. با صدای بلند و واضح بگو ببینم.</i>

136
00:06:58,250 --> 00:07:01,870
<i></i><i>‫د ـ دیگه هیچ‌وقت به یوزاکورا-سان نزدیک نمی‌شم!</i>

137
00:07:02,290 --> 00:07:04,500
<i></i><i>‫این یارو... رسماً دیوونه‌ست!</i>

138
00:07:04,590 --> 00:07:06,160
<i></i><i>‫باید یه‌کاری کنم، وگرنه موتسومی-</i>

139
00:07:06,800 --> 00:07:08,670
.‫بهت حسودیم می‌شه، آسانو

140
00:07:08,760 --> 00:07:11,800
...‫اون ناهارهای خونگی رو از موتسومی می‌گیری

141
00:07:14,510 --> 00:07:18,390
‫چون از بچگی با موتسومی دوستی
،‫تا الان به روی خودم نمیاوردم

142
00:07:18,470 --> 00:07:21,310
،‫ولی اوضاع تغییر کرده
.‫و دیگه این امکان وجود نداره

143
00:07:21,390 --> 00:07:22,400
<i></i><i>‫لعنتی!</i>

144
00:07:22,480 --> 00:07:25,360
.<i></i><i>‫صدام در نمیاد
‫پاهام هم میخکوب شده.</i>

145
00:07:26,190 --> 00:07:28,820
<i></i><i>‫موتسومی توی خطره، اونوقت من...</i>

146
00:07:28,900 --> 00:07:30,490
.‫به دل نگیری ها

147
00:07:30,570 --> 00:07:32,780
.‫این همش محض خاطر خواهر کوچولوی عزیزمه

148
00:07:32,860 --> 00:07:33,810
<i></i><i>‫ها؟</i>

149
00:07:35,490 --> 00:07:36,950
.‫بسه دیگه

150
00:07:37,160 --> 00:07:38,160
‫ها؟

151
00:07:57,850 --> 00:07:59,720
!‫آه، چشماشو باز کرد

152
00:08:00,220 --> 00:08:01,640
!‫صبح به‌خیر، تایو

153
00:08:02,190 --> 00:08:03,690
‫موتسومی؟

154
00:08:03,770 --> 00:08:05,810
.‫خوشحالم حالت خوبه

155
00:08:15,950 --> 00:08:17,330
‫شـ ـ شما دیگه کی هستین؟

156
00:08:17,410 --> 00:08:21,370
!‫تایو، مشکلی نیست! ببین، منم

157
00:08:21,870 --> 00:08:26,040
‫نانائو، عمراً بتونی با اون هیکل
.‫ پشت موتسومی قایم شی

158
00:08:26,130 --> 00:08:28,790
‫مـ ـ موتسومی! اینا کی‌ان؟

159
00:08:28,880 --> 00:08:31,010
.‫یه‌مقدار داستانش مفصله

160
00:08:31,630 --> 00:08:33,450
.‫ولی فعلاً بذار بهت معرفی‌شون کنم

161
00:08:34,470 --> 00:08:36,340
.‫اینا خواهربرادرهام هستن

162
00:08:37,010 --> 00:08:39,100
‫خـ ـ خواهربرادر؟

163
00:08:44,770 --> 00:08:46,810
.‫این خواهر بزرگترم، فوتاباـست

164
00:08:47,310 --> 00:08:48,310
.‫خوشوقتم

165
00:08:48,900 --> 00:08:51,280
.‫و این برادر بزرگترم، شینزوـه

166
00:08:51,360 --> 00:08:52,990
.‫خـ ـ خوشوقتم

167
00:08:53,650 --> 00:08:55,280
.‫اینم اون‌یکی خواهر بزرگه‌م، شیون‌ـه

168
00:08:55,360 --> 00:08:56,610
.‫علیک

169
00:08:57,450 --> 00:08:58,390
.‫و اونم کِنگوـه

170
00:08:58,390 --> 00:08:59,830
!‫سام علیک

171
00:09:00,580 --> 00:09:01,740
!‫و نانائو

172
00:09:01,830 --> 00:09:03,540
!‫سـ ـ سلام

173
00:09:04,370 --> 00:09:06,830
!‫و اینم سگ نگهبان‌مون، گولیاث‌ـه

174
00:09:07,380 --> 00:09:10,800
!‫همونطور که می‌بینی، ما یه خانواده جاسوسیم

175
00:09:11,800 --> 00:09:14,880
‫خیلی سخت بود که بالای ده سال
.‫ دهنمو بسته نگه دارم

176
00:09:14,880 --> 00:09:15,880
!‫راحت شدم

177
00:09:15,970 --> 00:09:17,720
!‫وایسا! وایسا! وایسا ببینم

178
00:09:17,800 --> 00:09:19,260
‫جاسوس؟ چی داری می‌گی؟

179
00:09:19,350 --> 00:09:22,680
‫توقع نداشته باش واکنشم جوری باشه
‫ انگار گفتی «یه خانواده میوه‌فروشیم!»

180
00:09:22,680 --> 00:09:27,100
،‫فرقش اینه که به‌جای بادمجون و تربچه
‫با تفنگ و اطلاعات محرمانه سروکله می‌زنیم. تقریباً شبیه نیست؟

181
00:09:27,190 --> 00:09:29,610
!‫معلومه که نیست! فرقش زمین تا آسمونه

182
00:09:29,690 --> 00:09:33,440
.‫فهمیدم! حتماً دوربین‌مخفیه
‫داری سربه‌سرم می‌ذاری، مگه نه، موتسومی؟

183
00:09:33,530 --> 00:09:35,190
‫حتماً این تفنگ هم اسباب‌بازیه، نه؟

184
00:09:35,280 --> 00:09:36,390
!‫هی، مواظب باش

185
00:09:38,800 --> 00:09:41,910
‫خب، برخلاف چیزایی که
،‫تو فیلم و کتاب‌ها نشون می‌دن

186
00:09:41,990 --> 00:09:43,870
.‫جاسوس‌بودن فقط یه کار عرف و عادیه

187
00:09:43,950 --> 00:09:47,160
‫تازگی‌ها، جاسوس‌های
،‫ ارزون‌قیمت دولتی زیاد شدن

188
00:09:47,250 --> 00:09:49,830
‫پس مایی که مستقل کار می‌کنیم
.‫ حریف‌شون نمی‌شیم

189
00:09:49,920 --> 00:09:51,380
.‫چیزی نمی‌شه بابا

190
00:09:51,460 --> 00:09:55,340
‫هرچی نباشه، با امتیاز 4.8
.‫تو صدر جدول سایت‌های نقد و بررسی هستیم

191
00:09:55,840 --> 00:09:58,970
<i></i><i>‫نقد و بررسی برای جاسوس‌ها؟
‫مگه اطلاعات رو درز نمی‌ده؟</i>

192
00:10:00,510 --> 00:10:04,680
‫درسته. و داداش کیوچیرو هم
.‫ برای بالا بردن محبوبیت‌مون هست

193
00:10:05,430 --> 00:10:09,310
‫رتبه اول بی‌چون و چرای «جاسوس مذکری که
!‫جاسوس‌های زن می‌خوان توسطش هدف قرار بگیرن»

194
00:10:09,400 --> 00:10:12,440
‫خب، توی رتبه‌بندی منفورترین جاسوس‌ها هم
.‫ با اختلاف صدر جدوله که

195
00:10:12,940 --> 00:10:15,400
‫چی؟ هیروکاوا-سنسه؟

196
00:10:15,480 --> 00:10:16,940
‫می‌شناسیش، مگه نه؟

197
00:10:17,450 --> 00:10:19,780
.‫پسر ارشدِ خانواده یوزاکورا، کیوچیرو

198
00:10:19,860 --> 00:10:22,660
،‫به‌عنوان آدم، نقص‌های زیادی داره
،‫ولی از تمام جنبه‌های دیگه

199
00:10:22,660 --> 00:10:26,160
،‫مثل قدرت مبارزه و هوش
.‫بهترین جاسوس خانواده‌مونه

200
00:10:26,250 --> 00:10:29,420
‫و ـ ولی چرا برادرتون منو هدف گرفت؟

201
00:10:29,960 --> 00:10:31,750
...‫چون یه خبر به گوشش رسیده

202
00:10:31,830 --> 00:10:35,710
.‫که یه‌نفر قصد کشتن موتسومی رو داره

203
00:10:35,800 --> 00:10:38,720
...‫یه‌لحظه صبر کنید! من هیچ‌وقت

204
00:10:39,220 --> 00:10:43,180
‫خب، اون اطلاعات رو فقط از یه پست احمقانه
.‫ توی شبکه اجتماعی گرفتیم

205
00:10:43,680 --> 00:10:46,060
‫ها؟ شبکه... اجتماعی؟

206
00:10:46,600 --> 00:10:48,230
<i></i><i>‫شبکه اجتماعی جاسوس‌ها؟</i>

207
00:10:48,310 --> 00:10:50,440
<i></i><i>‫و تازه، ببین چقدر هم فالوئر داره!</i>

208
00:10:52,520 --> 00:10:54,690
...‫سال‌ها پیش، در حین یه حادثه بخصوص

209
00:10:55,190 --> 00:10:57,820
<i></i><i>‫موتسومی به‌خاطر کیوچیرو
‫دچار جراحت تقریباً مرگباری شد.</i>

210
00:10:58,320 --> 00:11:01,410
<i></i><i>‫اون موی سفید به‌خاطر
‫ استرس ناشی از اون حادثه‌ست.</i>

211
00:11:02,110 --> 00:11:04,080
<i></i><i>‫از اون زمان، احساس گناه...</i>

212
00:11:04,080 --> 00:11:06,790
<i></i><i>‫باعث شده تا حد نامعقولی
‫ به موتسومی وسواس پیدا کنه.</i>

213
00:11:07,290 --> 00:11:09,950
<i></i><i>‫اسم و شغلشو عوض کرد تا بتونه مراقبش باشه،</i>

214
00:11:10,050 --> 00:11:13,670
،<i></i><i>‫و از زندگی روزمره گرفته تا ارتباطات شخصیش
‫توی همه‌چیز مداخله می‌کنه.</i>

215
00:11:13,750 --> 00:11:16,590
<i></i><i>‫به یه هیولای محافظ موتسومی تبدیل شد.</i>

216
00:11:17,550 --> 00:11:21,630
،<i></i><i>‫با وجود نفرتی که ازت داره
‫چون دوست بچگی‌های موتسومی بودی، همیشه کوتاه میومد.</i>

217
00:11:21,720 --> 00:11:25,050
<i></i><i>‫ولی حالا یه دلیل داره که
‫ خلاص شدن از دستت رو توجیه کنه.</i>

218
00:11:27,390 --> 00:11:29,890
.‫واقعاً متأسفم که برادرم انقدر کله‌شقه

219
00:11:30,390 --> 00:11:32,600
...‫اوه... نه... خب

220
00:11:33,900 --> 00:11:36,190
.‫اوهو. حلال‌زاده اومد

221
00:11:36,270 --> 00:11:37,690
‫چـ ـ چه‌خبر شده؟

222
00:11:37,780 --> 00:11:40,700
.‫کیوچیرو الان به خونه برگشته

223
00:11:41,200 --> 00:11:43,320
.‫احتمالاً اومده کارتو تموم کنه

224
00:11:44,490 --> 00:11:45,950
.‫خب، خب، آروم باش

225
00:11:46,530 --> 00:11:49,410
.‫هرچی نباشه، هیچ‌جا امن‌تر از کنار ما نیست

226
00:11:50,040 --> 00:11:51,460
...‫شیون، شینزو

227
00:11:52,790 --> 00:11:56,000
.‫تمام درهای منتهی به این اتاق قفل شدن

228
00:11:56,090 --> 00:11:58,420
.‫و منم هرچی تله داشتیم کار گذاشتم

229
00:11:59,380 --> 00:12:02,470
،‫اون خل‌وضع حرف حساب حالیش نمی‌شه
‫پس دیگه چه کنیم؟

230
00:12:02,550 --> 00:12:05,850
،‫خیلی‌خب، بچه‌ها
!‫اون کودن رو لت‌وپار می‌کنیم

231
00:12:05,930 --> 00:12:07,760
‫لـ ـ لت‌وپار؟

232
00:12:07,850 --> 00:12:09,970
.‫خب، برتری که با خودمونه

233
00:12:10,060 --> 00:12:14,100
‫با وجود پنج به یک بودن، شانس بردمون
.‫ تو مبارزه‌های قبلی فقط 30% بود

234
00:12:14,190 --> 00:12:17,650
‫به احتمال 42% هم یکی‌مون
‫ برای شش ماه بستری بشه

235
00:12:17,730 --> 00:12:20,030
.‫و 25% هم احتمال آتیش‌گرفتن خونه وجود داره

236
00:12:20,110 --> 00:12:23,570
‫خب، فقط به‌عنوان
!‫بازسازی زود از موقع محسوبش می‌کنیم

237
00:12:29,540 --> 00:12:32,960
...‫و ـ ولی... این‌کارا فقط به‌خاطر من، یه‌ذره

238
00:12:33,040 --> 00:12:35,080
.‫این همیشه مسئله خانوادگیه

239
00:12:35,170 --> 00:12:36,540
.‫نیاز نیست نگرانش باشی

240
00:12:39,920 --> 00:12:43,010
.‫فقط یه راه برای زنده‌موندنت وجود داره

241
00:12:43,090 --> 00:12:44,090
‫چی؟

242
00:12:44,880 --> 00:12:46,430
!‫هی... اونه-چان

243
00:12:46,930 --> 00:12:49,510
.‫شما دوتا باید ازدواج کنین

244
00:12:50,010 --> 00:12:52,310
‫ا ـ ازدواج؟

245
00:12:54,060 --> 00:12:55,440
.‫ببین چه دودی کرد

246
00:12:55,520 --> 00:12:57,230
.‫خب، تقصیر نداره

247
00:12:57,310 --> 00:13:01,440
،‫اگه با ازدواج وارد خانواده‌ی ما بشی
...‫با توجه به یک قانونی که داریم

248
00:13:01,530 --> 00:13:05,720
‫«کشتن اعضای خانواده ممنوع»
.‫اینطوری حداقل جونت حفظ می‌شه

249
00:13:06,280 --> 00:13:09,120
‫فقط با ردوبدل حلقه‌ها
.‫می‌تونی با یه یوزاکورا ازدواج کنی

250
00:13:09,700 --> 00:13:12,040
.‫این حلقه شکوفه گیلاس دوجفته

251
00:13:12,540 --> 00:13:16,120
،‫در لحظه‌ای که بدیش به شریک زندگی‌ت
.‫ازدواجت رسمی می‌شه

252
00:13:17,120 --> 00:13:20,290
‫حتی اون احمق هم انقدر احمق نیست که
.‫ همچین قانون سفت‌وسختی رو زیرپا بذاره

253
00:13:20,380 --> 00:13:21,690
...‫تازشم، فکر کنم

254
00:13:21,690 --> 00:13:24,840
‫این فرصت خوبی باشه که
.‫ از این خواهردوستی‌ش دست بکشه

255
00:13:25,340 --> 00:13:27,970
.‫خب البته، این چیزیه که شخصاً امیدوارم بشه

256
00:13:28,470 --> 00:13:31,430
.‫برای محافظت از تو، و علی‌الخصوص محافظت از موتسومی

257
00:13:32,010 --> 00:13:33,970
‫ایده بدی نیست، نظرتون چیه؟

258
00:13:34,600 --> 00:13:36,640
<i></i><i>‫من و موتسومی، ازدواج کنیم؟</i>

259
00:13:37,650 --> 00:13:38,650
<i></i><i>‫ازدواج...</i>

260
00:13:39,520 --> 00:13:40,860
<i></i><i>‫خانواده.</i>

261
00:13:47,320 --> 00:13:48,390
.‫نه

262
00:13:48,910 --> 00:13:50,530
.‫من با تایو ازدواج نمی‌کنم

263
00:13:51,030 --> 00:13:52,240
...‫موتسومی

264
00:13:52,330 --> 00:13:55,910
.‫ببخشید، فوتابا نه-چان
.‫می‌دونم می‌خوای مراقب همه‌مون باشی

265
00:13:56,460 --> 00:14:00,330
‫ولی می‌دونی دیگه؟
.‫تایو خانواده‌شو از دست داده

266
00:14:00,420 --> 00:14:03,630
.‫حتی الانم نمی‌تونه با بقیه حرف بزنه یا درست بخوابه

267
00:14:03,710 --> 00:14:06,420
.‫هنوزم داره با از دست‌دادن خانواده‌ش کنار میاد

268
00:14:06,510 --> 00:14:09,260
،‫هیچ‌کس بهتر از تایو اون درد رو درک نمی‌کنه

269
00:14:09,340 --> 00:14:11,890
‫پس اینکه راحت بگی، «وارد خانواده‌مون شو...»

270
00:14:11,970 --> 00:14:13,680
.‫خیلی ناعادلانه‌ست

271
00:14:14,390 --> 00:14:15,390
<i></i><i>‫موتسومی...</i>

272
00:14:16,730 --> 00:14:17,810
.‫خیلی‌خب

273
00:14:18,850 --> 00:14:20,980
.‫ببخشید انقدر بی‌احساس بودم

274
00:14:21,480 --> 00:14:23,520
.‫نه نه، مشکلی نیست

275
00:14:23,610 --> 00:14:24,780
<i></i><i>‫چی شده؟</i>

276
00:14:24,860 --> 00:14:27,400
<i></i><i>‫چرا انقدر حس دودلی دارم؟</i>

277
00:14:28,820 --> 00:14:30,530
،‫خیلی‌خب! حالا که این حل شد

278
00:14:30,610 --> 00:14:33,530
‫بیاید تموم تلاشمونو
.‫ برای لت‌وپار کردن اون کله‌پوک بکنیم

279
00:14:33,620 --> 00:14:34,950
!‫باشه

280
00:14:35,450 --> 00:14:36,750
‫نقشه چیه؟

281
00:14:36,830 --> 00:14:38,210
‫ها؟ نمی‌شه فقط بریم تو کارش؟

282
00:14:38,290 --> 00:14:41,250
.‫شرمنده که توی مشکلات خانوادگی‌مون درگیرت کردم، تایو

283
00:14:41,830 --> 00:14:44,000
.‫ا ـ استرس گرفتم

284
00:14:44,090 --> 00:14:46,630
.‫چیزی نمی‌شه بابا، داداش شینزو

285
00:14:46,710 --> 00:14:48,920
.‫خیلی بی‌انصافین منو خبر نمی‌کنینا

286
00:14:49,430 --> 00:14:51,050
.‫منم توی بازی‌تون راه بدین

287
00:14:54,220 --> 00:14:56,880
‫خب؟ کیو می‌خواین لت‌وپار کنین؟

288
00:14:56,880 --> 00:14:57,770
<i></i><i>‫کِی اومد اینجا؟</i>

289
00:14:57,850 --> 00:14:59,100
.‫اوه راستی، شینزو

290
00:14:59,180 --> 00:15:01,320
‫تله‌های اطراف عمارت رو بازسازی کردی، درسته؟

291
00:15:01,900 --> 00:15:04,190
،‫حال جاخالی دادن نداشتم
.‫سر همین همه رو ترکوندم

292
00:15:04,270 --> 00:15:05,270
.‫شرمنده‌تم

293
00:15:05,360 --> 00:15:06,610
‫خـ ـ خدایی؟

294
00:15:09,610 --> 00:15:11,950
.‫فقط یه‌بار بهت هشدار می‌دم

295
00:15:12,030 --> 00:15:14,490
.‫از این دوتا فاصله بگیر،‌ کیوچیرو

296
00:15:14,580 --> 00:15:15,700
.‫اینکه نمی‌شه

297
00:15:15,780 --> 00:15:17,660
،‫تضمینی نیست که بی‌خطر باشه

298
00:15:17,750 --> 00:15:21,960
،‫و محض خاطر موتسومی
‫اینطوری می‌گیم که «مجرمه تا خلافش ثابت شه!»

299
00:15:23,750 --> 00:15:25,250
،‫اگه باهاش مشکل داری

300
00:15:25,340 --> 00:15:26,920
‫به‌عنوان یوزاکورا، می‌تونی با زور-

301
00:15:27,000 --> 00:15:29,260
.‫پس همینکارو می‌کنم

302
00:15:37,260 --> 00:15:39,500
.‫خب دیگه، وقت دعوای خانوادگیه

303
00:15:44,020 --> 00:15:45,360
!‫شرمنده، نی-چان

304
00:15:51,150 --> 00:15:52,700
.‫معذرت، نانائو

305
00:15:52,780 --> 00:15:55,490
،‫داداشت یه‌کم سرش شلوغه
.‫بعداً بازی می‌کنیم

306
00:15:56,620 --> 00:15:58,330
!‫شینزو! نانائو! برید کنار

307
00:16:08,090 --> 00:16:10,300
.‫کار تیمی نسبتاً‌ خوبی بود

308
00:16:10,380 --> 00:16:13,300
‫ولی بعد اون یدونه ضربه
.‫ خیلی گاردتونو پایین میارین

309
00:16:13,380 --> 00:16:16,550
.‫خب، تمرین بسه دیگه
.‫فقط اون پسر رو تحویلم بدین

310
00:16:17,050 --> 00:16:20,810
.‫وگرنه... این خونه رو ریز ریز می‌کنم

311
00:16:20,890 --> 00:16:22,690
‫ا ـ اون چیه؟

312
00:16:22,770 --> 00:16:25,810
.‫سلاح مخصوصش، عنکبوت فولادی

313
00:16:25,900 --> 00:16:30,070
،‫موتسومی، براتون یه‌ذره وقت می‌خریم
!‫اون بچه رو بردار و فرار کن

314
00:16:42,750 --> 00:16:43,960
‫چی؟

315
00:16:44,040 --> 00:16:46,460
!‫ولم کن، لعنتی، پسر ارشد کله‌خراب

316
00:16:47,040 --> 00:16:49,800
،‫اونطوری عصبی نشو، فوتابا
.‫بدنت متلاشی می‌شه ها

317
00:16:49,880 --> 00:16:51,090
!‫لعنتی

318
00:16:51,170 --> 00:16:53,050
!‫هی، کنگو، زود باش ببرشون دیگه

319
00:16:53,130 --> 00:16:54,590
.‫اوکی

320
00:16:54,680 --> 00:16:56,390
.‫شما دوتا، بیاین اینوری

321
00:16:56,470 --> 00:16:58,680
.‫سطحت برای این بازی زیادی پایینه، شیون

322
00:16:58,760 --> 00:17:00,060
.‫خفه، منحرف

323
00:17:00,140 --> 00:17:02,430
!‫فرق نداره بازی غیرممکن یا هر آشغالی بخواد باشه

324
00:17:08,940 --> 00:17:12,070
،‫واسه یه گیمر واقعی
.‫حالش به اینه که هرچی داری رو کنی

325
00:17:12,650 --> 00:17:13,780
!‫چه خفن

326
00:17:24,200 --> 00:17:26,210
‫بـ ـ بقیه حالشون خوبه؟

327
00:17:26,290 --> 00:17:28,750
‫آره. یادته فوتابا نه-چان چی گفت؟

328
00:17:28,830 --> 00:17:32,300
‫اجازه نداریم اعضای خانواده رو بکشیم،‌
.‫پس چیزی نمی‌شه

329
00:17:32,380 --> 00:17:33,460
...‫و ـ ولی

330
00:17:34,050 --> 00:17:37,340
.‫نگرانش نباش. بیا اینجا
.‫باید زود قایم شی، تایو

331
00:17:53,320 --> 00:17:56,610
.‫همه‌چی مرتبه. من از پیشت نمی‌رم

332
00:18:03,620 --> 00:18:07,080
‫اون پهبادها چرا انقدر رو مخن؟

333
00:18:07,620 --> 00:18:09,750
.‫خیلی‌خب، بیا اینجا، موتسومی

334
00:18:09,830 --> 00:18:12,710
.‫نمی‌خوام تو رو به خونش آلوده کنم

335
00:18:17,510 --> 00:18:19,430
.‫آره همینطوری، دختر خوب

336
00:18:20,050 --> 00:18:23,010
!‫خیلی‌خب، حالا بپر بغل داداش بزرگه

337
00:18:33,400 --> 00:18:35,440
.‫تغییرقیافه تحسین‌برانگیزیه، کنگو

338
00:18:35,530 --> 00:18:38,030
.‫حتی تعداد مژه‌ها هم یکیه. کارت خوبه

339
00:18:39,360 --> 00:18:41,990
.‫ای بابا. لو رفتم که

340
00:18:42,070 --> 00:18:45,450
.‫ولی تو هنوز توی هنر تغییرقیافه جای کار داری

341
00:18:48,540 --> 00:18:49,960
.‫زود باش، موتسومی

342
00:18:50,040 --> 00:18:52,920
.‫دختر خوبی باش و بگو کجا مخفیش کردی

343
00:18:53,960 --> 00:18:56,340
<i></i><i>‫لعنتی. باید چیکار کنم؟</i>

344
00:18:56,420 --> 00:18:57,840
.‫گوش کن، تایو

345
00:18:57,920 --> 00:19:00,800
،‫هراتفاقی هم افتاد
‫به‌هیچ‌عنوان بیرون نمیای، باشه؟

346
00:19:01,970 --> 00:19:04,430
.‫اونی-چان! دیگه این مزخرفاتو تمومش کن

347
00:19:05,760 --> 00:19:07,980
!‫چندبار بگم، تایو سعی نداره منو بکشه

348
00:19:08,060 --> 00:19:10,890
‫خودت بهتر باید بدونی، مگه نه؟
.‫درباره خانواده تایو

349
00:19:10,980 --> 00:19:13,770
.‫پس لطفاً بیشتر از این به تایو آسیب نزن

350
00:19:15,690 --> 00:19:19,400
.‫خیلی‌خب، باشه، موتسومی
.‫دیگه یه‌مو هم از سرش کم نمی‌کنم

351
00:19:20,030 --> 00:19:21,030
...‫اونی-چان

352
00:19:21,110 --> 00:19:24,490
.‫و دیگه هم اجازه نمی‌دم از خونه بیرون بری

353
00:19:24,580 --> 00:19:25,620
‫چی؟

354
00:19:25,700 --> 00:19:27,690
.‫اون بیرون، چیزای عجیب‌غریب به خودت جذب می‌کنی

355
00:19:27,690 --> 00:19:29,490
.‫و اینطوری فقط به‌عنوان داداشت شکست خوردم

356
00:19:29,610 --> 00:19:34,000
‫از حالا به بعد، خیلی خیلی بیشتر از قبل
‫ مواظبت هستم، قبوله؟

357
00:19:34,080 --> 00:19:35,090
.‫اونی-چان

358
00:19:35,590 --> 00:19:37,930
.‫خطرناکه. سر همین نمی‌خواد بیرون بری

359
00:19:37,930 --> 00:19:40,270
.‫اینترنت هم خطرناکه، پس موبایل می‌خوای چیکار

360
00:19:40,270 --> 00:19:44,250
‫از تمام چیزهای دنیا
.‫که به خطر میندازنت خلاص می‌شم

361
00:19:44,680 --> 00:19:49,390
،‫مدرسه، دوستات، سرگرمی، عشق‌وعاشقی
.‫از دست همه‌شون خلاص می‌شم

362
00:19:49,470 --> 00:19:51,350
.‫تمام چیزای غیرضروری رو نابود می‌کنم

363
00:19:51,350 --> 00:19:53,890
.‫اینطوری می‌تونی یه خانواده امن و آروم داشته باشی

364
00:19:54,170 --> 00:19:58,360
!‫آه، فقط تصورش قلبمو به وجد میاره

365
00:19:58,440 --> 00:20:02,170
،‫روزی که چیزی نمونده بود از دستت بدم
‫قسم خوردم برای مراقبت ازت

366
00:20:02,240 --> 00:20:04,620
.‫هرجور دردی رو تحمل می‌کنم

367
00:20:05,120 --> 00:20:08,790
،‫حتی اگه به قیمت جونمم باشه
.‫برای محافظت ازت هرکاری می‌کنم

368
00:20:09,540 --> 00:20:11,040
...‫خیلی‌خب، موتسومی

369
00:20:11,540 --> 00:20:14,920
‫اون یارو رو فراموش کن
.‫و بیا توی صلح‌وصفا زندگی کنیم

370
00:20:16,170 --> 00:20:17,380
.‫اوهوم

371
00:20:17,460 --> 00:20:19,340
<i></i><i>‫متأسفم... تایو.</i>

372
00:20:22,860 --> 00:20:23,840
.‫تایو

373
00:20:24,930 --> 00:20:26,350
.‫موتسومی رو ول‌ کن

374
00:20:26,430 --> 00:20:28,350
.‫دیگه به تو احتیاجی ندارم

375
00:20:28,430 --> 00:20:31,560
.‫خواهشمندم سرتو از کار خانواده‌م بیرون بکشی

376
00:20:31,640 --> 00:20:34,100
<i></i><i>‫احتمالاً اونم درست شبیه منه.</i>

377
00:20:34,650 --> 00:20:36,650
<i></i><i>‫می‌ترسه چیزی که براش باارزشه رو از دست بده.</i>

378
00:20:37,150 --> 00:20:41,280
<i></i><i>‫ولی اینکه بخوای کسی که برات باارزشه
‫همچین قیافه‌ای به‌خودش بگیره...</i>

379
00:20:41,900 --> 00:20:43,150
<i></i><i>‫می‌دونم که اشتباهه.</i>

380
00:20:43,740 --> 00:20:44,740
...‫موتسومی

381
00:20:45,240 --> 00:20:46,030
.‫بیا انجامش بدیم

382
00:20:46,030 --> 00:20:49,030
‫همون روشی که خواهرت گفت
.‫ سالم نگه‌مون می‌داره

383
00:20:50,120 --> 00:20:51,160
...‫ولی

384
00:20:51,870 --> 00:20:53,460
.‫من چیزیم نمی‌شه

385
00:20:53,540 --> 00:20:57,420
.‫چون بهم قول دادی از پیشم نمی‌ری

386
00:21:00,300 --> 00:21:01,380
.‫اوهوم

387
00:21:16,480 --> 00:21:17,850
.‫نزدیک بودا

388
00:21:17,940 --> 00:21:20,770
.‫اون فوتابای کلک، تو سرتون ایده می‌ذاره

389
00:21:20,860 --> 00:21:24,320
.‫ولی خوابشو ببینی بذارم اون کارو کنی

390
00:21:28,070 --> 00:21:30,280
<i></i><i>‫هی، موتسومی...</i>

391
00:21:30,370 --> 00:21:34,440
<i></i><i>‫از اینکه از بی‌عرضه‌ای مثل من محافظت می‌کردی ممنونم.</i>

392
00:21:35,250 --> 00:21:36,330
...‫برای همینم

393
00:21:36,420 --> 00:21:38,040
...‫از حالا به بعد

394
00:21:38,130 --> 00:21:41,170
!‫من کسی می‌شم که ازت محافظت می‌کنه

395
00:21:47,300 --> 00:21:48,760
‫شما دوتا حالتون خوبه؟

396
00:21:52,640 --> 00:21:55,680
.‫قول می‌دم از موتسومی محافظت کنم

397
00:21:56,600 --> 00:21:57,730
...‫خوشوقتم

398
00:21:58,230 --> 00:22:00,060
!‫داداش کیوچیرو

399
00:22:00,480 --> 00:22:02,110
!‫غـ ـ غیرممکنه

400
00:22:05,300 --> 00:22:06,280
!‫تایو

401
00:22:13,040 --> 00:22:14,830
!‫هورا

402
00:22:14,910 --> 00:22:16,620
.‫هــه، عجب چیزی بود

403
00:22:17,500 --> 00:22:20,040
.‫آره، اون پسره حرف نداره

404
00:22:20,670 --> 00:22:23,050
.‫چه خفن‌مفنی، تایو

405
00:22:25,630 --> 00:22:30,970
.‫انگار بد به‌حالت شد، کیوچیرو
.‫ولی الان وقت گریه و زاری نیست

406
00:22:32,300 --> 00:22:34,680
!‫از پسش بر اومدی، پسر! مبارکه

407
00:22:32,710 --> 00:22:34,290
!‫فوق‌العاده بود

408
00:22:34,770 --> 00:22:37,340
...‫باید به اون بچه یاد بدی

409
00:22:37,580 --> 00:22:41,900
.‫که محافظت از موتسومی واقعاً یعنی چی

