1
00:00:01,000 --> 00:00:06,000
تقدیم میکند Animental

2
00:00:23,361 --> 00:00:27,191
اوتویا - نانوکا کیبا به نظر میاد
.خیلی چیزا اتفاق افتاده وقتی من نبودم

3
00:00:27,741 --> 00:00:30,581
،استاد هاکوبی تغییر شکل استاد مائو رو برعکس کرد

4
00:00:30,581 --> 00:00:32,201
.و ما در خطر بزرگی بودیم

5
00:00:32,951 --> 00:00:36,201
،ما تونستیم مهر آب رو بشکنیم که استاد هیاکا رو بسته بود

6
00:00:36,201 --> 00:00:38,961
.و اون تونست استاد هاکوبی رو دور کنه

7
00:00:38,961 --> 00:00:40,251
.کارت عالی بود، هیاکا

8
00:00:40,251 --> 00:00:41,621
.هیاکا کارت عالی بود، هیاکا

9
00:00:41,621 --> 00:00:42,711
!هیاکا احترام بیشتری نشون بده

10
00:00:43,791 --> 00:00:48,971
یعنی مهر آب رو شکستی، اوتویا؟

11
00:00:48,971 --> 00:00:54,241
.بله. من یه شیکیگامی هستم که از یه عروسک انسانی ساخته شدم

12
00:00:55,511 --> 00:00:58,271
چوب - آتش - زمین - فلز -
.آب انسان ها متعلق به عنصر زمین هستند

13
00:00:58,271 --> 00:00:59,521
...چوب زمین بر آب غلبه می کنه، پس

14
00:00:59,521 --> 00:01:00,811
...فلز زمین بر آب غلبه می کنه، پس

15
00:01:00,811 --> 00:01:03,861
،زمین بر آب غلبه می کنه حتی اگه فقط یه شیکیگامی باشم

16
00:01:04,441 --> 00:01:05,941
.فکر می کردم می تونم انجامش بدم

17
00:01:05,941 --> 00:01:08,571
!این فوق العاده ست، اوتویا

18
00:01:08,571 --> 00:01:12,071
!هی! چرا مهارت های منو تحسین نمی کنی؟

19
00:02:43,121 --> 00:02:47,041
مائو

20
00:02:47,041 --> 00:02:51,051
مائو

21
00:02:52,711 --> 00:02:54,421
چیکار کنم؟

22
00:02:54,421 --> 00:02:59,721
.اومدم بهش بگم که بیوکی اومد و باهام حرف زد

23
00:03:00,391 --> 00:03:01,721
...و همچنین

24
00:03:01,721 --> 00:03:06,521
بهش بگم که چطور بانو سانا نفرین های
.سیاه رو از دهنش بیرون می ریخت

25
00:03:07,481 --> 00:03:10,151
...یه جورایی سخته حتی بگم

26
00:03:10,731 --> 00:03:12,611
.احساس می کنم دارم بد درباره اش حرف می زنم

27
00:03:14,651 --> 00:03:18,161
!دکتر مائو! لطفاً درمانش کنید

28
00:03:18,161 --> 00:03:19,571
چی شده؟

29
00:03:20,581 --> 00:03:23,291
!هی، مائو! یه بیمار اورژانسی داری

30
00:03:23,291 --> 00:03:25,831
.استاد هیاکا! بیدارش نکن

31
00:03:28,331 --> 00:03:30,881
.یه شکستگی خط مو داری

32
00:03:30,881 --> 00:03:33,091
.این چیزی هست که خودم می تونم درمانش کنم

33
00:03:33,091 --> 00:03:34,091
.اونجا

34
00:03:35,011 --> 00:03:36,151
.لطفاً مراقب باشید

35
00:03:37,841 --> 00:03:39,171
بازید؟

36
00:03:39,171 --> 00:03:41,881
.خداروشکر! دیروز بسته بودید

37
00:03:41,881 --> 00:03:44,101
.همه جای صورتم ترکید

38
00:03:45,101 --> 00:03:47,041
.مؤثره اشتها ندارم

39
00:03:47,041 --> 00:03:48,771
.مؤثره بهت دارو می دم

40
00:03:48,771 --> 00:03:49,351
.بفرما

41
00:03:49,351 --> 00:03:51,861
...گردنم خیلی سفت شده

42
00:03:51,861 --> 00:03:53,071
!مؤثره یکی اینجا، اینجا و اینجا... و اینجا

43
00:03:53,071 --> 00:03:54,191
!یکی اینجا، اینجا و اینجا... و اینجا

44
00:04:01,821 --> 00:04:03,701
.مؤثره این یه استای هست

45
00:04:04,411 --> 00:04:05,591
.آماده ای

46
00:04:07,211 --> 00:04:08,711
.کسب و کار داره رونق می گیره

47
00:04:08,711 --> 00:04:09,961
.بذار کمکت کنم، اوتویا

48
00:04:09,961 --> 00:04:11,881
.ممنونم، خانم نانوکا

49
00:04:11,881 --> 00:04:14,461
می تونی به اون بیمار که اونجا منتظره کمک کنی؟

50
00:04:14,461 --> 00:04:17,591
.سردرد شدیدی دارم

51
00:04:17,591 --> 00:04:19,471
!این یه شروع عالیه

52
00:04:19,471 --> 00:04:21,471
فقط باید بکشمش بیرون، درسته؟

53
00:04:21,471 --> 00:04:23,351
.ببخشید

54
00:04:24,131 --> 00:04:25,261
!خیلی گیر کرده

55
00:04:25,261 --> 00:04:27,431
.- داری اذیتم می کنی! - تو خیلی بدی

56
00:04:27,431 --> 00:04:28,001
.حرکت کن

57
00:04:28,001 --> 00:04:28,851
!هی

58
00:04:29,351 --> 00:04:30,321
!آخ

59
00:04:30,851 --> 00:04:32,481
...یک... دو

60
00:04:33,441 --> 00:04:34,861
!بیرون رفت

61
00:04:37,861 --> 00:04:39,491
!جاخالی داد

62
00:04:39,491 --> 00:04:40,961
مائو! حالت خوبه؟

63
00:04:40,961 --> 00:04:43,121
بیداره؟

64
00:04:43,121 --> 00:04:44,531
.خوابیده

65
00:04:44,531 --> 00:04:45,371
.نه بابا

66
00:04:45,371 --> 00:04:48,251
!تا کی می خوای بخوابی، لعنتی؟

67
00:04:49,461 --> 00:04:50,791
.خفه شو

68
00:04:55,881 --> 00:04:57,301
!اون چه طلسمی بود؟

69
00:04:57,301 --> 00:04:58,971
.احتمالاً یه مانع بود

70
00:05:02,471 --> 00:05:04,301
.تو خواب عمیقه

71
00:05:04,301 --> 00:05:05,561
.شوخی می کنی

72
00:05:06,101 --> 00:05:07,641
همیشه اینجوریه؟

73
00:05:07,641 --> 00:05:11,231
.خب، هیچ وقت مجبورش نکردم بیدار بشه

74
00:05:11,941 --> 00:05:13,851
.حتماً خیلی خسته ست

75
00:05:14,771 --> 00:05:19,541
.شاید خواب تنها زمانی باشه که آرومه

76
00:05:19,541 --> 00:05:23,031
.دلم براش می سوزه

77
00:05:24,741 --> 00:05:25,741
!باشه، پس

78
00:05:25,741 --> 00:05:27,911
!بریم کار کنیم

79
00:05:27,911 --> 00:05:30,001
!فقط چند تا بیمار دیگه مونده

80
00:05:30,001 --> 00:05:31,751
.خانم نانوکا، خیلی مهربونید

81
00:05:31,751 --> 00:05:33,291
...لعنتی

82
00:05:33,751 --> 00:05:35,751
!دکتر مائو

83
00:05:36,671 --> 00:05:39,671
- یه دیگ داغ رو با هم
!خوردیم... - بعدش دل درد گرفتیم

84
00:05:40,601 --> 00:05:42,171
...یه گروه بزرگ

85
00:05:42,171 --> 00:05:44,801
!هی! روی زمین بالا نیارید

86
00:05:44,801 --> 00:05:46,821
سطل کجاست؟

87
00:05:58,521 --> 00:05:59,691
.خواب خوبی بود

88
00:05:59,691 --> 00:06:01,361
.اوه، صبح بخیر

89
00:06:01,901 --> 00:06:02,921
.صبح بخیر

90
00:06:09,991 --> 00:06:11,621
ها؟

91
00:06:15,751 --> 00:06:20,441
.هیچ وقت فرصت نشد به مائو درباره بانو سانا بگم

92
00:06:20,441 --> 00:06:21,761
...و

93
00:06:21,761 --> 00:06:27,391
راسته که گربه ها خارج از قلمرو اونمیودو وجود دارن؟

94
00:06:27,391 --> 00:06:28,971
صبر کن، چی داری میگی؟

95
00:06:28,971 --> 00:06:31,721
.آره. اون حرومزاده هاکوبی گفت

96
00:06:31,721 --> 00:06:35,771
.گفت که گربه ها به هیچ کدوم از پنج عنصر تعلق ندارن

97
00:06:35,771 --> 00:06:38,271
،در واقع، در حالی که استاد مائو تغییر شکل داده بود

98
00:06:38,271 --> 00:06:41,861
.طلسم های استاد هاکوبیس اونمیو روی او تاثیری نداشت

99
00:06:41,861 --> 00:06:44,401
...خارج از قلمرو اونمیودو

100
00:06:44,401 --> 00:06:47,821
گربه ها موجودات خاصی هستن؟

101
00:06:47,821 --> 00:06:48,871
.بررسیش می کنم

102
00:06:49,721 --> 00:06:53,481
...ارتباط بین اونمیودو و گربه ها

103
00:06:54,041 --> 00:06:56,121
شیراها

104
00:06:57,631 --> 00:07:01,141
...این به جایی نمی رسه

105
00:07:01,141 --> 00:07:04,131
نانوکا، کل صبح به چی نگاه می کردی؟

106
00:07:04,131 --> 00:07:04,881
ها؟

107
00:07:04,881 --> 00:07:08,781
.یوئی ناکاگاوا شیرا کل صبح به تو نگاه می کرد

108
00:07:08,781 --> 00:07:09,891
خیره شدن ها؟

109
00:07:09,891 --> 00:07:13,391
.می تونی رو من حساب کنی، می دونی

110
00:07:13,941 --> 00:07:15,001
...باشه

111
00:07:17,541 --> 00:07:18,311
،برای شروع

112
00:07:18,311 --> 00:07:22,571
.اونمیودو ریشه های خود را در فلسفه طبیعی باستانی چین دارد

113
00:07:22,571 --> 00:07:24,721
بر اساس این ایده است که همه چیز وجود دارد

114
00:07:24,721 --> 00:07:25,321
از طریق هماهنگی

115
00:07:25,321 --> 00:07:26,451
ریشه های اونمیودو از طریق هماهنگی

116
00:07:26,451 --> 00:07:27,821
.دو نیروی متضاد

117
00:07:27,821 --> 00:07:29,161
.این فلسفه یین-یانگه

118
00:07:29,161 --> 00:07:32,841
همچنین این ایده وجود دارد که همه چیز از

119
00:07:32,841 --> 00:07:35,141
.پنج عنصر اساسی که بر یکدیگر تأثیر می گذارند ساخته شده است

120
00:07:35,141 --> 00:07:36,461
.فلسفه پنج عنصر

121
00:07:36,461 --> 00:07:39,331
.اونمیودو ترکیبی از این دو فلسفه است

122
00:07:39,331 --> 00:07:43,461
.و گربه ها در اصل از مصر اومدن

123
00:07:43,461 --> 00:07:47,271
،وقتی نظریه یین-یانگ پنج عنصر برای اولین بار توسعه پیدا کرد

124
00:07:47,271 --> 00:07:49,181
.گربه ها ظاهراً به چین نرسیده بودن

125
00:07:49,181 --> 00:07:50,091
!چی؟

126
00:07:50,091 --> 00:07:51,551
...ولی، اه

127
00:07:51,551 --> 00:07:55,101
زودیاک چینی بخشی از نظریه ی پنج عنصر نیست؟

128
00:07:55,101 --> 00:07:55,981
.بله

129
00:07:55,981 --> 00:08:00,451
.همیشه برام سوال بود چرا تو زودیاک چینی گربه نیست

130
00:08:00,451 --> 00:08:01,731
...پس بررسی کردم

131
00:08:01,731 --> 00:08:04,101
،ظاهراً گربه توسط موش فریب خورده

132
00:08:04,101 --> 00:08:07,821
.و روزی که حیوانات برای زودیاک انتخاب شدن رو از دست داد

133
00:08:07,821 --> 00:08:10,311
.این چیزی بود که خوندم

134
00:08:10,311 --> 00:08:13,091
پس برای همینه که هیچ گربه ای تو زودیاک نیست؟

135
00:08:14,491 --> 00:08:18,291
.خب، این داستان فقط تو ژاپن وجود داره

136
00:08:18,291 --> 00:08:19,921
.شاید بعداً اضافه شده

137
00:08:19,921 --> 00:08:21,831
!اون برای همه چیز جواب داره

138
00:08:22,711 --> 00:08:29,551
صبر کن، یعنی گربه ها هیچ وقت تو سیستم اونمیودو نبودن؟

139
00:08:30,041 --> 00:08:34,471
.گربه ها تا بعد از دوره آسوکا به ژاپن نیومدن

140
00:08:34,471 --> 00:08:39,810
اونا با معرفی بودیسم اومدن تا کتاب های
.مقدس ارزشمند رو از موش ها محافظت کنن

141
00:08:40,940 --> 00:08:42,391
،تا دوران هیان

142
00:08:42,391 --> 00:08:47,111
1سوابق نشون می ده که گربه ها در دربار
.امپراتوری به عنوان حیوانات خانگی ارزشمند نگهداری می شدن

143
00:08:48,861 --> 00:08:53,991
.پس این یعنی قبیله گوکو باید یه خانواده خیلی معتبر بوده باشه

144
00:08:54,721 --> 00:08:56,241
.اوه، و اینو پیدا کردم

145
00:08:56,241 --> 00:08:59,411
...نمی دونم به اونمیودو مربوطه یا نه، ولی

146
00:08:59,411 --> 00:09:05,001
،در دوران سلسله سوی، وقتی ژاپن فرستادگانش رو به چین می فرستاد

147
00:09:05,001 --> 00:09:07,001
.مائوگی اونجا خیلی محبوب بود

148
00:09:07,001 --> 00:09:11,261
.این یه نفرین بود که برای کنترل گربه کدوکو استفاده می شد

149
00:09:13,221 --> 00:09:16,761
مائوگی به ژاپنی به چی ترجمه می شه؟

150
00:09:16,761 --> 00:09:19,771
.گربه شیطان یا بیوکی

151
00:09:19,771 --> 00:09:21,891
!تو اینترنت هست؟

152
00:09:22,481 --> 00:09:26,231
،یه بیوکی آدم ها رو تسخیر می کنه
،اندام های داخلی شون رو می بلعه

153
00:09:26,231 --> 00:09:28,901
.و ثروت کسایی که می کشه رو می دزده

154
00:09:28,901 --> 00:09:31,201
.در نتیجه، اربابش به تدریج ثروتمند می شه

155
00:09:31,951 --> 00:09:34,201
.یه نوع کودوکو، شبیه انمی

156
00:09:34,701 --> 00:09:38,371
امپراتور سوی استفاده از مائوگی رو ممنوع کرد. 5

157
00:09:38,371 --> 00:09:43,331
قبیله هایی که از مائوگی استفاده می
.کردن برای چهار نسل زندانی شدن

158
00:09:43,331 --> 00:09:46,951
.با این حال، مردم هیچ وقت استفاده شون رو متوقف نکردن

159
00:09:46,951 --> 00:09:49,841
،اگه اینطوره

160
00:09:49,841 --> 00:09:52,741
،پس بیوکی برای قبیله گوکو مناسب بود

161
00:09:52,741 --> 00:09:55,721
.چون اونا نگهبانان هنرهای مخفی جوگوندو بودن

162
00:09:55,721 --> 00:10:01,911
ولی قبیله گوکو به پایان رسید چون
نمی تونستن بیوکی رو کنترل کنن؟

163
00:10:04,651 --> 00:10:07,111
.اونمیوجی هایی بودن که از گربه ها بدشون می اومد

164
00:10:07,111 --> 00:10:11,241
.قبیله های سنتی تر تمایل داشتن ازشون دوری کنن

165
00:10:11,241 --> 00:10:14,611
...ولی اون مرد هاکوبی

166
00:10:14,611 --> 00:10:18,241
.با همه ظاهرها، در واقع خیلی ایده آلیست بود

167
00:10:18,241 --> 00:10:24,251
استاد به من گفته بود که مائوگی
.از زمان های قدیم وجود داشته

168
00:10:24,251 --> 00:10:25,041
هایمارو

169
00:10:25,041 --> 00:10:27,041
هایمارو هیچ وقت دلیلش رو به من نگفت

170
00:10:27,041 --> 00:10:29,011
چرا گربه هایمارو رو آوردن

171
00:10:29,011 --> 00:10:31,521
،استاد قبیله گوکو - سانا به محوطه

172
00:10:31,521 --> 00:10:33,011
استاد قبیله گوکو - سانا ولی من شک داشتم که در نهایت

173
00:10:33,011 --> 00:10:36,511
.قصد داشت هایمارو رو به عنوان یه بیوکی کنترل کنه

174
00:10:36,511 --> 00:10:38,661
هاکوبی ظاهراً، استاد هاکوبی

175
00:10:38,661 --> 00:10:41,181
.هاکوبی هم به همین نتیجه رسید

176
00:10:41,181 --> 00:10:42,641
.بله

177
00:10:42,641 --> 00:10:45,521
...ولی چیزی که همیشه اذیتم می کرد اینه که

178
00:10:46,271 --> 00:10:50,151
کی هایمارو یه بیوکی شد؟

179
00:10:50,151 --> 00:10:55,151
ولی مگه قبلاً بهم نگفتی؟

180
00:10:55,151 --> 00:10:58,411
،که موکوزو، یکی از خدمتکارای کمپ

181
00:10:58,411 --> 00:11:02,041
.هایمارو رو انداخت توی گودال کودوکو

182
00:11:02,561 --> 00:11:07,381
این چیزی بود که موکوزو گفت، و
.احتمالاً این چیزی بود که باور داشت

183
00:11:07,381 --> 00:11:09,791
.ولی هر طور که نگاه می کنم، جور در نمیاد

184
00:11:11,511 --> 00:11:15,171
هایمارو نمی ذاشت کسی جز من و
،بانو سانا حتی بهش نزدیک بشه

185
00:11:15,171 --> 00:11:18,801
.ولی هیچ وقت سعی نکرد فرار کنه وقتی موکوزو بردش

186
00:11:19,301 --> 00:11:24,181
و بعدش سگ های وحشی و گراز
.رو توی گودال کودوکو کشت و بلعید

187
00:11:24,851 --> 00:11:28,231
آیا یه گربه معمولی می تونه این کارا رو بکنه؟

188
00:11:28,741 --> 00:11:31,481
...پس منظورت اینه که

189
00:11:32,361 --> 00:11:36,991
.ممکنه هایمارو خیلی قبل تر از اون یه بیوکی بوده باشه

190
00:11:36,991 --> 00:11:38,991
.این چیزی هست که من باور دارم

191
00:11:46,041 --> 00:11:46,711
سالن شیر

192
00:11:46,711 --> 00:11:49,171
سالن شیر یه دکتر محترم؟

193
00:11:49,171 --> 00:11:53,421
.تنکو بله. اولش همه خوشحال بودن

194
00:11:53,421 --> 00:11:57,301
.گفتن حتی جدی ترین جراحات رو رایگان درمان می کنه

195
00:11:57,301 --> 00:11:58,431
مثل مائو؟

196
00:11:58,431 --> 00:12:00,931
.ادامه بده، تنکو

197
00:12:02,051 --> 00:12:06,951
آدم هایی که زخم هاشون خوب شده
.بود چند ماه بعد ناپدید شدن

198
00:12:06,951 --> 00:12:10,601
،بیشترشون مرد بودن در اوج زندگیشون

199
00:12:10,601 --> 00:12:13,941
.پس بعضی ها فکر می کردن که فقط ناپدید شدن

200
00:12:14,441 --> 00:12:19,201
...ولی چند روز پیش، کسی که توسط اون دکتر درمان شده بود

201
00:12:22,281 --> 00:12:27,831
اون مردیه که زیر چوب گیر کرده بود
.و نزدیک بود دستش رو از دست بده

202
00:12:27,831 --> 00:12:32,841
.هنوز ده روز هم نگذشته، ولی الان بیدار شده

203
00:12:36,611 --> 00:12:38,471
.ناگهان افتاد

204
00:12:38,471 --> 00:12:44,261
و تنها چیزی که باقی مونده بود لباس
.ها و ابزارش بود، و یه توده خاک

205
00:12:44,261 --> 00:12:48,411
چی؟! منظورت اینه که بدنش به خاک تبدیل شد؟

206
00:12:51,981 --> 00:12:54,231
.اگه دنبال دکتر دومون می گردی، اون حرکت کرد

207
00:12:54,231 --> 00:12:56,231
.امروز صبح، بدون اطلاع قبلی

208
00:12:56,231 --> 00:13:00,071
می دونی چه درمانی روی بیمارانش استفاده می کرد؟

209
00:13:00,071 --> 00:13:03,491
.بله. یه جور کلاه گیس بود

210
00:13:03,491 --> 00:13:06,291
.همیشه یه چیزی می چرخوند

211
00:13:06,291 --> 00:13:08,911
،هر وقت کسی با آسیب وارد می شد

212
00:13:08,911 --> 00:13:11,591
.اون زخم رو با دارو بسته بندی کرد

213
00:13:11,591 --> 00:13:15,291
.چند روز بعد، زخم کاملاً خوب شد

214
00:13:15,291 --> 00:13:18,051
.مثل جادو بود

215
00:13:18,051 --> 00:13:22,521
اون دارو از خاک ساخته شده بود؟

216
00:13:23,801 --> 00:13:25,051
خاک؟

217
00:13:32,441 --> 00:13:36,941
.این یارو انقدر از سنگوکو-دایو متنفر بود که سعی کرد نفرینش کنه

218
00:13:36,941 --> 00:13:38,191
!اونجا

219
00:13:38,691 --> 00:13:41,201
...پس یه خدای شیطانی احضار کرد

220
00:13:41,781 --> 00:13:45,431
.ولی بیچاره تیکه تیکه شد

221
00:13:53,711 --> 00:13:55,711
.سنگوکو-دایو برگشتی

222
00:13:55,711 --> 00:13:57,131
سنگوکو-دایو جسد رو همونطور که گفتم دور انداختی؟

223
00:13:57,131 --> 00:13:59,211
جسد رو همونطور که گفتم دور انداختی؟

224
00:13:59,211 --> 00:14:01,221
.بله، استاد سنگوکو-دایو

225
00:14:01,221 --> 00:14:02,311
دایگو

226
00:14:02,311 --> 00:14:04,591
!دایگو مائو! چقدر بزرگ شدی

227
00:14:05,261 --> 00:14:07,971
...دایگو

228
00:14:09,141 --> 00:14:12,601
.من تو یه خونه ی بچه های ولگرد زندگی می کردم

229
00:14:13,231 --> 00:14:16,481
.همونطور که اسمش میگه، یه خونه برای بچه های رها شده بود

230
00:14:16,981 --> 00:14:19,531
،بچه هایی که ربوده شده بودن

231
00:14:19,531 --> 00:14:24,491
به قاچاقچی ها فروخته شده بودن، یا
.یتیم هم اونجا زندگی می کردن

232
00:14:24,491 --> 00:14:26,951
یه خونه برای بچه های ولگرد؟

233
00:14:29,491 --> 00:14:34,121
.از همون اول که یادم میاد اونجا زندگی می کردم

234
00:14:34,121 --> 00:14:38,251
.راستش رو بخوای، حتی نمی دونم کی هستم یا از کجا اومدم

235
00:14:38,251 --> 00:14:42,261
.اه... حتی نمی دونم چی بگم

236
00:14:44,221 --> 00:14:47,761
وقتی شش یا هفت سالمون بود، ما رو بردن

237
00:14:47,761 --> 00:14:50,431
.به یه مزرعه باز وسط شب

238
00:14:52,931 --> 00:14:55,391
ازمون پرسیدن، می تونی ببینیشون یا نه؟

239
00:15:13,911 --> 00:15:15,291
.می تونم ببینمشون

240
00:15:19,541 --> 00:15:20,671
،از روز بعد

241
00:15:20,671 --> 00:15:25,801
.یه کم لباس های بهتر و یه کم بیشتر غذا بهم دادن

242
00:15:26,311 --> 00:15:30,221
.اونایی که جواب دادن نمی تونن چیزی ببینن، یه جایی فروخته شدن

243
00:15:31,641 --> 00:15:34,391
،ارباب خونه، سنگوکو-دایو

244
00:15:34,391 --> 00:15:36,561
.انواع و اقسام طلسم های مرموز رو بلد بود

245
00:15:36,561 --> 00:15:41,941
هر روز، به من یاد می داد چطور طلسم
.های نفرین شده بنویسم و مهر دست درست کنم

246
00:15:42,651 --> 00:15:46,571
.دایگو چند سال قبل از من تمرین کرده بود

247
00:15:50,281 --> 00:15:51,621
.منو ببین

248
00:16:00,251 --> 00:16:01,401
.هی، مائو

249
00:16:02,691 --> 00:16:04,501
تا حالا اسم قبیله گوکو رو شنیدی؟

250
00:16:05,301 --> 00:16:06,261
.نه

251
00:16:06,921 --> 00:16:09,481
،می گن اگه انتخاب بشی که به قبیله گوکو بپیوندی

252
00:16:09,481 --> 00:16:12,891
.اونا بهت جادوهای شگفت انگیز بیشتری یاد میدن

253
00:16:12,891 --> 00:16:15,971
.بعدش می تونم از پشت صحنه دنیا رو شکل بدم

254
00:16:15,971 --> 00:16:21,151
این یه کمپ فوق العاده ست و
.زندگی خیلی بهتری از اینجا دارم

255
00:16:22,151 --> 00:16:24,521
.مثل بهشت میشه

256
00:16:26,741 --> 00:16:28,781
.تا جایی که می تونم تمرین می کنم
.5 یه روز، وارد قبیله گوکو می شم

257
00:16:28,781 --> 00:16:30,961
،به قولش عمل کرد

258
00:16:32,411 --> 00:16:34,241
.چند سال بعد، دایگو انتخاب شد که به قبیله گوکو بپیونده

259
00:16:34,241 --> 00:16:38,101
پس خونه بچه های ولگردی که توش بزرگ شدی

260
00:16:41,541 --> 00:16:44,631
اساساً یه تیم مزرعه ای برای قبیله گوکو بود؟

261
00:16:44,631 --> 00:16:46,551
was basically a farm team for the Goko Clan؟

262
00:16:47,401 --> 00:16:49,051
دور... چی؟

263
00:16:49,051 --> 00:16:51,841
.اوه، ببخشید. منظورم مثل بچه ها بود

264
00:16:52,471 --> 00:16:53,301
.درسته

265
00:16:53,781 --> 00:16:56,561
.نفهمید، ولی باهاش کنار اومد

266
00:16:57,271 --> 00:17:00,851
،بعد، چند سال بعد، بعد از اینکه آموزش دید

267
00:17:00,851 --> 00:17:02,811
.دایگو برای من برگشت

268
00:17:03,481 --> 00:17:07,001
.به استاد درباره تو گفتم

269
00:17:07,001 --> 00:17:08,401
...گفت

270
00:17:08,401 --> 00:17:12,781
.آره، اون پسر رو یادمه

271
00:17:12,781 --> 00:17:16,291
...چند سال پیش، در مراسم غار استخوان سفید

272
00:17:16,291 --> 00:17:20,600
.اون پسری بود که راحت از هزارتوی طبیعی بیرون اومد

273
00:17:21,600 --> 00:17:23,171
.آه، خودتی

274
00:17:23,171 --> 00:17:25,880
.پسری از خونه ی بچه های گمشده

275
00:17:28,421 --> 00:17:29,591
.دایگو

276
00:17:30,131 --> 00:17:34,141
اون کیه؟ جدیده؟

277
00:17:34,141 --> 00:17:36,181
.بله، بانو سانا

278
00:17:36,181 --> 00:17:38,341
.مثل برادر کوچیک منه

279
00:17:48,901 --> 00:17:50,151
.اوه، خدای من

280
00:17:50,151 --> 00:17:55,911
.چی؟ هایمارو هیچ وقت اینقدر باهام صمیمی نبوده

281
00:17:57,911 --> 00:17:59,441
تعجب کردی؟

282
00:18:00,541 --> 00:18:02,911
.این موجود رو گربه صدا می کنن

283
00:18:02,911 --> 00:18:06,131
.تا حالا یکی ندیدم

284
00:18:06,131 --> 00:18:09,921
.من به عنوان خدمتکار ارباب ها منصوب شدم

285
00:18:10,671 --> 00:18:13,801
من همراه ارباب بودم وقتی که بین

286
00:18:14,321 --> 00:18:16,681
.زمین های تمرینی هر کدوم از پنج عنصر سفر می کرد

287
00:18:18,311 --> 00:18:21,681
.تمرین جادوگران رو دیدم، از جمله دایگو و جادوگران زمین

288
00:18:21,681 --> 00:18:25,191
می خوان مهارت هاشون رو علیه شیکیگامی من امتحان کنن؟

289
00:18:26,021 --> 00:18:27,031
.امتحان می کنم

290
00:18:27,691 --> 00:18:29,751
.تو از سطح خودت بالاتری، دایگو

291
00:18:29,751 --> 00:18:32,401
!تو هیچ کس نیستی از خونه بچه های گمشده

292
00:18:59,761 --> 00:19:01,831
!لعنتی

293
00:19:04,351 --> 00:19:06,651
.این فقط قدرت انرژی عنصرش نیست

294
00:19:06,651 --> 00:19:10,271
.دایگو انرژی زمینی واقعاً استثنایی رو پرورش داده

295
00:19:10,271 --> 00:19:12,231
.همتون باید ازش درس بگیرین

296
00:19:12,231 --> 00:19:13,481
!بله، استاد

297
00:19:19,031 --> 00:19:20,231
...دایگو

298
00:19:21,621 --> 00:19:24,901
.دایگو باید رویای خودش رو زندگی می کرد

299
00:19:25,581 --> 00:19:28,641
اون به خاطر استعدادش توسط قبیله گوکو شناخته
.شده بود و مدت ها تحسین می شد

300
00:19:29,171 --> 00:19:30,321
...و با این حال

301
00:19:36,801 --> 00:19:41,971
داری می گی که دایگو ممکنه دکتر دومون باشه؟

302
00:19:41,971 --> 00:19:48,061
نه. خیلی از جادوگرای زمین می دونستن چطور
.با داروی زمینی مردم رو درمان کنن

303
00:19:49,311 --> 00:19:50,311
.اوتویا

304
00:19:51,441 --> 00:19:52,321
.بفرمایید، آقا

305
00:19:52,321 --> 00:19:54,321
اون چیه، اوتویا؟

306
00:19:54,321 --> 00:19:55,191
.خاکشه

307
00:19:56,071 --> 00:19:59,571
این رو از جایی که مردی که
.به خاک تبدیل شد افتاد جمع کردم

308
00:20:09,461 --> 00:20:14,301
،اگه اون مرد به نام دومون هنوز همون داروی زمینی رو داره

309
00:20:14,301 --> 00:20:17,341
.طلسم های پروانه ای باید به ما بگن

310
00:20:19,091 --> 00:20:20,431
.خیلی به درد می خوره

311
00:20:22,711 --> 00:20:25,971
آیا خاک رو اشتباه انتخاب کردم؟

312
00:20:25,971 --> 00:20:29,981
...دقیقاً همونطور که اون شخص گفت آماده اش کردم، ولی

313
00:20:34,641 --> 00:20:37,491
!دکتر دومون! پسرم از درخت افتاد

314
00:20:40,071 --> 00:20:42,261
.قول میدم بعداً پولتو بدم

315
00:20:42,261 --> 00:20:43,241
.اوه

316
00:20:43,241 --> 00:20:45,521
.دکتر دومون لازم نیست پولمو بدی

317
00:20:45,521 --> 00:20:47,371
.دکتر دومون بذار یه نگاهی بندازیم

318
00:20:48,541 --> 00:20:50,621
.استخون شکسته به نظر نمیاد

319
00:20:50,621 --> 00:20:53,841
.ولی خراش شدیده و داره خونریزی می کنه

320
00:20:55,061 --> 00:20:57,171
.یه دارو می زنم

321
00:21:00,091 --> 00:21:02,241
.فردا همه چی خوبه

322
00:21:04,391 --> 00:21:06,141
!وای، شوبو

323
00:21:06,141 --> 00:21:08,141
دیگه می تونی بدوی؟

324
00:21:08,661 --> 00:21:11,651
.دکتر دومون منو درست کرد

325
00:21:20,121 --> 00:21:21,201
ها؟

326
00:21:21,991 --> 00:21:23,651
.نمی تونم پامو تکون بدم

327
00:21:24,201 --> 00:21:25,701
!زود باش، شوبو

328
00:21:25,701 --> 00:21:27,441
...صبر کن

329
00:21:30,411 --> 00:21:31,481
.بذار ببینم

330
00:21:40,071 --> 00:21:41,091
...این

331
00:21:41,091 --> 00:21:43,341
.خاک داره گوشتشو می خوره

332
00:21:46,051 --> 00:21:47,511
!طلسم نفرین شده

333
00:21:48,561 --> 00:21:49,701
.اوتویا

334
00:21:49,701 --> 00:21:51,561
.بله، استاد مائو

335
00:22:00,821 --> 00:22:02,931
!با سم میازماتیک پوسیده شده

336
00:22:07,831 --> 00:22:09,191
.همه چیز درست میشه

337
00:22:15,241 --> 00:22:17,841
...همه چیز درست میشه

338
00:22:28,971 --> 00:22:31,731
...تونستم سم میازماتیک رو پاک کنم، ولی

339
00:22:31,731 --> 00:22:35,731
.این داروی زمینی رو یه آماتور درست کرده

340
00:22:37,061 --> 00:22:39,731
.این کار یه اونمیوجی نیست

341
00:22:42,361 --> 00:22:44,491
چی شده، یائه؟

342
00:22:44,491 --> 00:22:46,391
حالت خوب نیست؟

343
00:22:46,391 --> 00:22:48,281
...اوه، باید عجله کنم

344
00:22:50,791 --> 00:22:53,041
دکتر دومون، حدس می زنم؟

345
00:22:57,791 --> 00:22:59,541
.اون یه پیرمرده

346
00:23:00,051 --> 00:23:04,051
.هیچ وقت کسی مثل اون بین جادوگران زمین نبود

347
00:23:04,051 --> 00:23:06,301
تو کی هستی؟

348
00:24:37,641 --> 00:24:40,601
...درمانت با خاک

349
00:24:41,231 --> 00:24:44,771
مگه کسی دیگه بهت یاد نداده بود؟

350
00:24:45,321 --> 00:24:47,991
چیزی در این مورد می دونی؟

351
00:24:48,951 --> 00:24:50,211
...در مورد اون شخص

352
00:24:50,781 --> 00:24:52,411
اون شخص؟

353
00:24:53,761 --> 00:24:55,541
چی می دونی؟

354
00:25:14,051 --> 00:25:17,181
.دفعه بعد: ناتسونو

