1
00:00:01,000 --> 00:00:06,000
تقدیم میکند Animental

2
00:00:25,701 --> 00:00:27,111
...آب

3
00:00:30,361 --> 00:00:32,741
.واقعاً خودتی، مائو

4
00:00:35,411 --> 00:00:37,861
...شیرانویی

5
00:02:10,250 --> 00:02:14,051
شیرانویی

6
00:02:18,971 --> 00:02:22,931
شیرانویی

7
00:02:23,641 --> 00:02:25,401
،حالا که بهش فکر می کنم

8
00:02:26,061 --> 00:02:29,221
.باید یه مراسم انتخاب بوده باشه

9
00:02:30,151 --> 00:02:34,951
...همه شاگردایی که از بچگی با هم آموزش دیدن جمع شدن

10
00:02:35,411 --> 00:02:37,821
غار استخوان سفید یه هزارتو طبیعیه

11
00:02:37,821 --> 00:02:40,661
.استاد قبیله گوکو از تونل های شاخه ای بی شمار

12
00:02:40,661 --> 00:02:41,831
.از تونل های شاخه دار بی شماری

13
00:02:42,341 --> 00:02:44,911
.فقط باید زنده بیرون بیای

14
00:02:44,911 --> 00:02:46,581
.همین

15
00:02:46,581 --> 00:02:47,831
.بله، استاد

16
00:02:48,251 --> 00:02:50,841
.این چیزی بود که استاد گفت

17
00:02:51,631 --> 00:02:52,711
...اما

18
00:02:52,711 --> 00:02:57,051
چیزی که واقعاً مشاهده می کرد

19
00:02:57,051 --> 00:02:59,681
.این بود که چطور از اون هزارتو طبیعی بیرون اومدیم

20
00:03:06,101 --> 00:03:09,481
.نمی دونم چند روز تو تاریکی سرگردون بودم

21
00:03:14,321 --> 00:03:19,321
روی بقایای بی شمار آدم هایی که
.هیچ وقت زنده بیرون نیومدن پا گذاشتم

22
00:03:22,121 --> 00:03:25,201
زندگیم اینجا تموم می شد؟

23
00:03:25,681 --> 00:03:28,121
...درست وقتی که داشتم امیدم رو از دست می دادم

24
00:03:29,501 --> 00:03:31,831
.کسی رو دیدم که همکارم نبود

25
00:03:31,831 --> 00:03:33,751
.تا حالا ندیده بودمش

26
00:03:36,011 --> 00:03:41,221
،هر از گاهی، می ایستاد و با دقت گوش می داد

27
00:03:41,221 --> 00:03:44,271
.ولی بدون اینکه راهش رو گم کنه ادامه می داد

28
00:03:53,191 --> 00:03:56,151
.با ناامیدی دنبالش رفتم

29
00:03:56,741 --> 00:03:58,201
...و بعد

30
00:04:01,701 --> 00:04:06,041
...آه، تویی

31
00:04:06,601 --> 00:04:10,961
سه روز بعد از بقیه وارد غار شدی، نه؟

32
00:04:13,591 --> 00:04:18,631
به من یاد دادن چطور جریان انرژی آب رو
.بخونم و رگ های اژدها رو ردیابی کنم

33
00:04:19,511 --> 00:04:23,441
.همونطور که حدس می زدم، اون یکی از بچه های کمپ نبود

34
00:04:24,851 --> 00:04:27,281
.بعد از یه مدت، رفت

35
00:04:27,891 --> 00:04:29,351
.شیرانویی

36
00:04:29,811 --> 00:04:33,111
تو اون بچه رو دنبال کردی، نه؟

37
00:04:33,961 --> 00:04:37,361
.شکرگزار باش که حداقل زنده بیرون اومدی

38
00:04:38,861 --> 00:04:41,861
.اون به من نگاه کرد مثل اینکه من یه حشره ام

39
00:04:42,571 --> 00:04:48,211
.از اون روز به بعد، استاد هیچ علاقه ای به من نداشت

40
00:04:48,211 --> 00:04:50,621
...و بدتر شد

41
00:04:50,621 --> 00:04:53,171
!تو هیچ استعدادی نداری

42
00:04:53,171 --> 00:04:54,381
!فقط بس کن

43
00:04:54,921 --> 00:04:58,131
!ببخشید، استاد

44
00:04:58,671 --> 00:05:02,201
شنیدم که استاد یه خدمتکار گرفته

45
00:05:02,201 --> 00:05:04,391
.از بیرون محوطه

46
00:05:04,931 --> 00:05:06,891
.اون مائو بود

47
00:05:06,891 --> 00:05:11,641
.لحظه ای که دیدمش، فهمیدم که اون بچه از غار بود

48
00:05:13,231 --> 00:05:16,771
...شیرانویی... تو

49
00:05:16,771 --> 00:05:19,091
مائو ...می خوای جانشین بشی

50
00:05:19,091 --> 00:05:21,241
...به قبیله گوکو انقدر بد

51
00:05:21,241 --> 00:05:23,781
...که اومدی از من متنفر بشی؟

52
00:05:23,781 --> 00:05:28,501
.من توسط استاد کتک خوردم و سرزنش شدم

53
00:05:29,371 --> 00:05:33,911
بعد یه غریبه مثل تو پیدا شد
.و به عنوان جانشین انتخاب شد

54
00:05:35,711 --> 00:05:37,131
!استاد

55
00:05:38,421 --> 00:05:39,971
...نگو که

56
00:05:39,971 --> 00:05:42,431
...کسی که استاد رو کشت

57
00:05:42,431 --> 00:05:46,011
...تو بودی، شیرانویی؟!

58
00:05:47,121 --> 00:05:49,561
!تو کشتیش، مگه نه؟

59
00:05:49,561 --> 00:05:50,561
...به همین دلیل

60
00:05:51,311 --> 00:05:52,691
!به همین دلیل...؟

61
00:05:57,281 --> 00:05:58,361
!مائو

62
00:05:58,361 --> 00:05:59,691
!حرومزاده

63
00:06:02,571 --> 00:06:04,071
...اون روز

64
00:06:04,991 --> 00:06:10,791
!کسی که این زخم رو بهم داد تو بودی، شیرانوئی؟

65
00:06:10,791 --> 00:06:13,041
هیچ وقت نفهمیدی؟

66
00:06:13,041 --> 00:06:14,831
!داری شوخی می کنی

67
00:06:16,081 --> 00:06:16,921
نانوکا کیبا

68
00:06:16,921 --> 00:06:19,591
!نانوکا کیبا مائو، زود میام

69
00:06:19,591 --> 00:06:21,461
.اوتوآ هی، خانم نانوکا

70
00:06:21,961 --> 00:06:24,091
.هاله فلزی داره به اون درها می رسه

71
00:06:28,851 --> 00:06:31,351
هیاکا - کامون یه پناهگاه زیرزمینی؟

72
00:06:31,351 --> 00:06:33,601
.مسیر هاله فلزی به اینجا می رسه

73
00:06:33,601 --> 00:06:34,691
.بریم داخل

74
00:06:34,691 --> 00:06:36,561
!داریم میریم داخل؟

75
00:06:43,611 --> 00:06:47,871
شمشیر مائوس هاگونسی خیلی به درد می خوره، نه؟

76
00:06:48,371 --> 00:06:50,621
.اون شمشیر خبر بدیه

77
00:06:50,621 --> 00:06:55,251
.یه بار، وقتی دستش گرفتم، خون بالا آوردم و نزدیک بود بمیرم

78
00:06:55,251 --> 00:06:58,201
.نه، تو واقعاً مردی

79
00:06:59,131 --> 00:07:01,131
،اگه فرصت داشتم

80
00:07:01,131 --> 00:07:04,631
می خواستم استاد رو با دستای خودم بکشم

81
00:07:05,121 --> 00:07:08,981
.به جای اینکه بذارم یه غریبه مثل تو بکشتش

82
00:07:09,851 --> 00:07:13,641
تو می خواستی اونو بکشی تا جانشین قبیله گوکو بشی؟

83
00:07:13,641 --> 00:07:17,971
ولی بعد، طلسم مخفی تایزانفوکون دزدیده شد

84
00:07:17,971 --> 00:07:21,521
.توسط تو و بیوکی، و شما دوتا فرار کردید

85
00:07:22,191 --> 00:07:28,161
.حالا، مائو، تو قراره طلسم تایزانفوکون رو بهم یاد بدی

86
00:07:28,701 --> 00:07:34,201
.سر بیوکس با طلسم تایزانفوکون فرار کرد

87
00:07:35,041 --> 00:07:39,061
.شیرانویی اینو نمی دونه

88
00:07:41,041 --> 00:07:42,801
.بهت یاد میدم

89
00:07:42,801 --> 00:07:44,551
اوه؟

90
00:07:44,551 --> 00:07:48,681
.ولی اول، یه چیزی هست که باید ازت بپرسم

91
00:07:49,301 --> 00:07:52,051
با بانو سانا چیکار کردی؟

92
00:07:53,811 --> 00:07:55,811
...اون روز

93
00:07:56,231 --> 00:07:58,001
.گفتن بانو سانا مرده

94
00:07:58,851 --> 00:08:01,001
.بعضی ها حتی ادعا کردن که من کشتمش

95
00:08:02,231 --> 00:08:06,161
.ولی اون زنده ست و برای تو کار می کنه

96
00:08:12,491 --> 00:08:14,201
!چرا؟

97
00:08:17,431 --> 00:08:21,321
.پس با یوراکو ملاقات کرده، هان

98
00:08:21,321 --> 00:08:23,591
چی شده، مائو؟

99
00:08:23,591 --> 00:08:26,631
هنوز به سانا گیر دادی؟

100
00:08:40,771 --> 00:08:42,131
!مائو

101
00:08:42,901 --> 00:08:43,771
!نانوکا

102
00:08:44,471 --> 00:08:46,531
این چیه...؟

103
00:08:46,531 --> 00:08:48,651
!این خون مائوئه؟

104
00:08:48,651 --> 00:08:50,321
...نانوکا

105
00:08:50,321 --> 00:08:51,841
!شمشیر من

106
00:08:51,841 --> 00:08:53,531
.ا-باشه

107
00:08:53,531 --> 00:08:59,041
.این قدرت خون بیوکیس هست که از من می گذره

108
00:08:59,781 --> 00:09:01,621
...شیرانویی

109
00:09:01,621 --> 00:09:05,041
!بگو با بانو سانا چیکار کردی

110
00:09:05,041 --> 00:09:07,921
چی؟ اون شیرانویه؟

111
00:09:07,921 --> 00:09:10,171
!شیرانویی؟

112
00:09:10,591 --> 00:09:12,931
چرا اینقدر زیادید؟

113
00:09:12,931 --> 00:09:15,181
همتون با همید؟

114
00:09:15,181 --> 00:09:18,431
.لطفاً جواب بده، شیرانوئی

115
00:09:18,431 --> 00:09:22,731
چرا بانو سانا زنده ست و با توئه؟

116
00:09:22,731 --> 00:09:25,361
!چطور زنده ست؟

117
00:09:25,361 --> 00:09:27,361
کی می دونه؟

118
00:09:27,361 --> 00:09:32,861
.اون با انتخاب خودش با من می مونه

119
00:09:32,861 --> 00:09:34,161
!دروغگو

120
00:09:40,751 --> 00:09:45,041
اوه؟ اون انرژی از شمشیر هاگونسی بود؟

121
00:09:45,041 --> 00:09:46,751
.حتی تکونش هم نداد

122
00:09:46,751 --> 00:09:51,591
.تعجب می کنم که می تونی اینطوری صدات رو بلند کنی

123
00:09:51,591 --> 00:09:54,241
به خاطر بانو ساناست؟

124
00:09:55,341 --> 00:09:58,471
.آرزوش مثل آرزوی من بود

125
00:09:58,471 --> 00:10:02,351
ما عمر قدرتمندان که کشور رو اداره
می کنن رو طولانی می کنیم

126
00:10:02,351 --> 00:10:06,111
.و وقتی ازشون خواستن، رقبای سیاسی شون رو نفرین می کنیم

127
00:10:06,111 --> 00:10:10,991
.اینطوری میراث قبیله گوکو رو زنده نگه می داریم

128
00:10:12,241 --> 00:10:16,321
.من از خواسته های پدرم اطاعت می کنم

129
00:10:16,321 --> 00:10:22,001
!بانو سانا آماده بود که میراث قبیله گوکو رو ادامه بده

130
00:10:22,001 --> 00:10:23,211
9...! ولی

131
00:10:23,681 --> 00:10:28,131
...برای فریب دادن همه با زنده کردن جسدش

132
00:10:28,131 --> 00:10:32,011
!اون هیچ وقت نمی خواست چنین زندگی پیچیده ای داشته باشه

133
00:10:35,201 --> 00:10:37,141
می گی پیچیده؟

134
00:10:37,141 --> 00:10:42,851
همه چی تموم می شد اگه فقط
!طلسم مخفی تایزانفوکون رو می دادی

135
00:10:44,131 --> 00:10:48,401
!من هیچ وقت طلسم رو به کسی مثل تو نمی دادم

136
00:11:02,201 --> 00:11:04,291
...پاهات

137
00:11:04,291 --> 00:11:08,291
چی؟ واقعاً یادت نمیاد؟

138
00:11:09,221 --> 00:11:11,091
!مائو به ما خیانت کرد

139
00:11:11,091 --> 00:11:14,421
!داره بیوکی رو کنترل می کنه تا کمپ رو نابود کنه

140
00:11:14,421 --> 00:11:15,761
!شکست نخور

141
00:11:15,761 --> 00:11:19,301
!مائو استاد ما رو کشت! حالا دشمن قسم خورده ماست

142
00:11:19,301 --> 00:11:21,181
!کارشو تموم کن

143
00:11:37,951 --> 00:11:39,381
من این کارو کردم؟

144
00:11:40,241 --> 00:11:44,751
.این پاها رو از شیکیگامی کایریو قرض گرفتم

145
00:11:44,751 --> 00:11:48,621
.به لطف اونا، هیچ وقت نمی تونم از آب بیرون برم

146
00:11:48,621 --> 00:11:54,511
پس، به خاطر همینه که هیچ وقت از
کیوتو بیرون نرفتی و هی آدمکش می فرستادی؟

147
00:11:54,511 --> 00:11:58,361
.درسته. هر چقدر لازم باشه می فرستم

148
00:12:01,761 --> 00:12:03,011
!بس کن

149
00:12:05,771 --> 00:12:07,481
!چرا جلوی منو می گیری؟

150
00:12:07,481 --> 00:12:09,691
احمقی؟

151
00:12:09,691 --> 00:12:11,241
،لحظه ای که بری تو آب

152
00:12:11,241 --> 00:12:13,481
.داری دقیقاً تو دستای شیرا نویی بازی می کنی

153
00:12:26,501 --> 00:12:28,391
یوراکو

154
00:12:28,391 --> 00:12:31,501
پس با مائو آشنا شدی؟

155
00:12:32,841 --> 00:12:37,261
می خوام بدونم مائو وقتی منو دید چی فکر کرد؟

156
00:12:37,701 --> 00:12:40,441
.هاکوبی بیچاره خانم یوراکو

157
00:12:42,471 --> 00:12:44,181
.هیولا

158
00:12:53,981 --> 00:12:55,571
.لعنتی

159
00:12:57,861 --> 00:13:00,571
...ما دنبال شیکیگامی فلزی اومدیم اینجا

160
00:13:01,281 --> 00:13:04,991
.که یعنی شیرا نویی داره با یه جادوگر فلزی کار می کنه

161
00:13:04,991 --> 00:13:08,751
.خیلی نزدیک بودم... نزدیک بود بگیرمش

162
00:13:08,751 --> 00:13:11,001
.زود یا دیر برمی گردم

163
00:13:11,001 --> 00:13:13,751
.به نظر میاد خیلی ازت کینه داره

164
00:13:13,751 --> 00:13:16,501
.خب، منم کینه دارم

165
00:13:17,131 --> 00:13:20,921
.پاهاشو قطع کردی و همینجوری ولش کردی

166
00:13:20,921 --> 00:13:26,311
مائو، واقعاً یادت نمیاد اون موقع چی شد؟

167
00:13:26,311 --> 00:13:29,561
.نه، یادم نمیاد

168
00:13:30,071 --> 00:13:33,851
.راستش، هیچ وقت به شیرانویی توجه نکردم

169
00:13:33,851 --> 00:13:35,561
.مرد، چقدر سرده

170
00:13:35,561 --> 00:13:37,901
.به هر حال، بریم خونه

171
00:13:37,901 --> 00:13:39,071
.اینجا سرده

172
00:13:39,071 --> 00:13:41,591
.بدون من برگرد

173
00:13:41,591 --> 00:13:44,321
.اول می خوام یه کم استراحت کنم

174
00:13:44,321 --> 00:13:46,951
ها؟ نمی تونی راه بری؟

175
00:13:46,951 --> 00:13:49,911
.چی؟ یه لحظه پیش خوب به نظر می رسیدی

176
00:13:49,911 --> 00:13:53,171
نه، چند بار تیر خورد

177
00:13:53,171 --> 00:13:55,191
.توسط شیکیگامی فلزی

178
00:13:58,381 --> 00:14:01,091
فهمیدم. پس چیزی که قبلاً اتفاق افتاد

179
00:14:01,091 --> 00:14:05,641
به خاطر این بود که حرف زدن درباره
بانو سانا خونت رو به جوش آورد؟

180
00:14:15,651 --> 00:14:16,981
!نانوکا، داری چیکار می کنی؟

181
00:14:16,981 --> 00:14:18,981
.دارم خونم رو بهت می دم

182
00:14:18,981 --> 00:14:20,231
نمی تونی راه بری، درسته؟

183
00:14:20,231 --> 00:14:22,651
.بهت گفتم، نمی تونی این کار رو بکنی

184
00:14:22,651 --> 00:14:24,781
.ممکنه عمرت کوتاه بشه

185
00:14:24,781 --> 00:14:25,911
!برام مهم نیست

186
00:14:31,541 --> 00:14:34,001
کامونز نمی خواد کمک کنه، نه؟

187
00:14:34,001 --> 00:14:36,451
.از کثیف شدن کتش متنفره

188
00:14:36,451 --> 00:14:39,461
.و هایاکاس خیلی کوچیکه که تو رو حمل کنه

189
00:14:40,001 --> 00:14:44,301
.خب، اشتباه نمی کنی. نمی تونم کتم رو کثیف کنم

190
00:14:44,301 --> 00:14:47,141
!نانوکا، منو مسخره کردی؟

191
00:14:49,891 --> 00:14:50,891
...آه

192
00:14:51,601 --> 00:14:54,771
.زخم ها دارن خوب می شن

193
00:15:05,951 --> 00:15:07,241
.وای

194
00:15:07,241 --> 00:15:10,451
.حالا غش می کنه، و باید حملش کنیم

195
00:15:10,451 --> 00:15:12,951
مائو، می خوای عوض کنیم؟

196
00:15:12,951 --> 00:15:15,711
.خوشحال می شم نانوکا رو حمل کنم

197
00:15:15,711 --> 00:15:19,041
.نه، نانوکا مسئولیت منه

198
00:15:20,381 --> 00:15:23,171
.دوباره مجبورش کردم خودش رو خیلی تحت فشار بذاره

199
00:15:23,801 --> 00:15:26,931
.نمی تونم بذارم این ادامه پیدا کنه

200
00:15:30,051 --> 00:15:32,471
خانم نانوکا، داری برمی گردی؟

201
00:15:32,471 --> 00:15:35,811
.آره. می خوام برم خونه و یه استراحت خوب کنم

202
00:15:35,811 --> 00:15:37,981
.و مائو، خیلی به خودت فشار نیار

203
00:15:37,981 --> 00:15:39,731
.الان خوبم

204
00:15:40,111 --> 00:15:41,861
.زخم هام خوب شدن

205
00:15:45,741 --> 00:15:47,111
.فهمیدم

206
00:15:47,111 --> 00:15:48,451
.خب، پس می بینمت

207
00:15:55,411 --> 00:15:58,541
.تا حالا مائو رو اینطوری ندیده بودم

208
00:15:59,371 --> 00:16:03,841
...بانو سانا برای شیرانویی کار می کنه

209
00:16:03,841 --> 00:16:07,841
.خودش تصمیم گرفته با من بمونه

210
00:16:08,321 --> 00:16:09,761
!دروغگو

211
00:16:10,391 --> 00:16:13,681
.کاملاً به شیرانویی حسودی می کنه

212
00:16:14,711 --> 00:16:17,811
.بانو سانا عاشق یکی دیگه بود

213
00:16:17,811 --> 00:16:20,851
اون شخص شیرانویی بود؟

214
00:16:21,361 --> 00:16:23,641
.باورش برام سخته

215
00:16:24,151 --> 00:16:28,361
.ولی با اینکه یک طرفه بود، هنوزم عاشقشه

216
00:16:28,361 --> 00:16:30,491
!برو کنار

217
00:16:36,161 --> 00:16:40,541
واقعاً بانو سانا بود؟

218
00:16:45,301 --> 00:16:47,211
!بیوکی بیوکی؟

219
00:16:47,211 --> 00:16:52,221
.اگه خواستی منو ببینی، هر وقت خواستی اسممو صدا کن

220
00:16:52,221 --> 00:16:55,351
!چ-چرا اینجاست؟

221
00:16:55,351 --> 00:16:57,641
...من اینجا صداش نکردم

222
00:16:58,931 --> 00:17:01,851
دوباره خونت رو به مائو دادی، مگه نه؟

223
00:17:01,851 --> 00:17:04,231
چی؟ می دونی؟

224
00:17:04,231 --> 00:17:06,761
...مائو و نانوکا

225
00:17:06,761 --> 00:17:10,130
.خونی که از هر دوی شما جریان داره مال منه

226
00:17:10,880 --> 00:17:12,491
.معلومه که می فهمم

227
00:17:12,491 --> 00:17:17,811
پس تمام این مدت منو به عنوان ظرف جدیدش زیر نظر داشته؟

228
00:17:17,811 --> 00:17:19,001
...ولی

229
00:17:19,491 --> 00:17:24,251
قبلاً بهم گفتی که قصد آسیب رسوندن به من رو نداری، درسته؟

230
00:17:24,251 --> 00:17:28,631
.آره. هیچ ترسی از من نداری

231
00:17:29,211 --> 00:17:32,511
.پس از بانو سانا بگو

232
00:17:33,751 --> 00:17:35,081
سانا؟

233
00:17:35,511 --> 00:17:38,771
تو یه زمانی گربه خانگی بانو سانا بودی، درسته؟

234
00:17:42,551 --> 00:17:43,901
.هایمارو

235
00:17:49,401 --> 00:17:51,901
!اکسترا! اکسترا

236
00:17:51,901 --> 00:17:54,871
!قتل عام مرموز در دهکده هیتوکابه

237
00:17:55,991 --> 00:17:57,491
یه پستچی کشف کرد

238
00:17:57,491 --> 00:18:00,161
.صحنه وحشتناک رو در دهکده و به مقامات اطلاع داد

239
00:18:00,831 --> 00:18:03,491
روستایی ها با چیزی که به نظر می رسید

240
00:18:03,491 --> 00:18:05,961
.یه ضربه از یه تیغه تیز کشته شده بودن

241
00:18:05,961 --> 00:18:10,921
چیزهایی دیدم که شبیه مترسک های فلزی
.بودن که از دهکده خارج می شدن

242
00:18:10,921 --> 00:18:13,841
.این چیزی بود که پستچی گفت

243
00:18:14,511 --> 00:18:16,351
!مترسک های فلزی؟

244
00:18:16,901 --> 00:18:19,351
ممکنه همونایی باشن که اون موقع بودن؟

245
00:18:22,521 --> 00:18:25,521
بانو سانا چطور بود؟

246
00:18:26,101 --> 00:18:27,611
...سانا بود

247
00:18:30,691 --> 00:18:33,781
.اون یه شیکیگامیه، هایمارو

248
00:18:37,821 --> 00:18:39,491
.سانا ناپدید شد

249
00:18:39,491 --> 00:18:40,291
سانا

250
00:18:40,871 --> 00:18:43,221
...میدونی، هایمارو

251
00:18:43,221 --> 00:18:45,541
.هایمارو این خونه نفرین هاست

252
00:18:46,041 --> 00:18:49,131
اشراف زاده ها یواشکی میان اینجا

253
00:18:49,131 --> 00:18:53,131
و اسم ها، موها یا ناخن های کسایی که
.می خوان نفرین کنن رو به ما می دن

254
00:18:53,131 --> 00:18:57,251
.بعد یه اونمیوجی از این خونه نفرین رو اجرا می کنه

255
00:18:57,251 --> 00:19:01,891
،ولی اگه هدف توسط یه اونمیوجی ماهرتر محافظت بشه

256
00:19:01,891 --> 00:19:03,731
.ممکنه یه ضد طلسم به ما برگردونن

257
00:19:03,731 --> 00:19:09,691
یا اونمیوجی از بیرون که با این
.خونه مخالفن ممکنه نفرین خودشون رو بفرستن

258
00:19:09,691 --> 00:19:16,381
و با این حال، هر کدوم از اون
.نفرین ها بالای محوطه ناپدید می شن

259
00:19:17,451 --> 00:19:19,911
.نه، درست نیست

260
00:19:19,911 --> 00:19:22,121
.اونا فقط نامرئی می شن

261
00:19:23,331 --> 00:19:27,381
داری می گی که بانو سانا می تونست اونا رو ببینه؟

262
00:19:27,381 --> 00:19:29,461
تونست طلسم های اونمیو رو اجرا کنه؟

263
00:19:29,461 --> 00:19:32,961
.سانا جادوگر نبود

264
00:19:32,961 --> 00:19:37,081
...ولی شب هایی که کسی می اومد نفرین کنه

265
00:19:42,041 --> 00:19:46,101
...استاد کمپ، پدر سانا

266
00:19:52,071 --> 00:19:55,361
...بخار سیاه رو جمع می کرد...

267
00:19:55,361 --> 00:19:58,451
...و به یه جادوگر کمپ می داد.

268
00:19:58,451 --> 00:20:02,031
اون بخار سیاه چی بود؟

269
00:20:02,031 --> 00:20:03,951
.احتمالاً یه نفرین

270
00:20:04,831 --> 00:20:10,131
.بوش مثل بوی شیکیگامی بود که بالای کمپ ناپدید شد

271
00:20:10,131 --> 00:20:13,881
یه نفرین از دهن بانو سانا بیرون اومد؟

272
00:20:14,741 --> 00:20:17,301
.سانا دختر قبیله گوکو بود

273
00:20:17,761 --> 00:20:20,431
.احتمالاً این نقشش بود

274
00:20:20,431 --> 00:20:24,851
صبر کن، مائو از اینا خبر داشت؟

275
00:20:24,851 --> 00:20:26,981
.نمی تونست داشته باشه

276
00:20:26,981 --> 00:20:30,311
،وقتی دور و بر مائو و جادوگرای مجتمع بود

277
00:20:30,311 --> 00:20:33,821
.سانا همیشه با یه هاله خالص احاطه شده بود

278
00:20:34,981 --> 00:20:40,741
.حتی نمی دونم خود سانا هم نقشش رو می دونست یا نه

279
00:20:40,741 --> 00:20:42,871
!برو کنار

280
00:20:43,451 --> 00:20:44,661
...بگو

281
00:20:44,661 --> 00:20:49,371
اگه بگم بانو سانا تو دوران تایشو زنده بود، باور می کنی؟

282
00:20:49,921 --> 00:20:51,881
.سانا مرده

283
00:20:52,381 --> 00:20:54,841
.قلبش از سینه اش جدا شده بود

284
00:20:55,881 --> 00:20:58,881
.هیچ راهی نیست که هنوز زنده باشه

285
00:20:58,881 --> 00:21:02,781
پس اون زن کیه؟

286
00:21:06,181 --> 00:21:08,561
عجیبه، هیاکا؟

287
00:21:08,561 --> 00:21:09,851
منظورت چیه؟

288
00:21:10,311 --> 00:21:15,481
قتل عام در دهکده هیتوکابه کمتر از
...سه روز پیش اتفاق افتاد، ولی

289
00:21:15,481 --> 00:21:19,991
.اینجا حتی یک خبرنگار یا پلیس هم نیست

290
00:21:19,991 --> 00:21:24,741
.این فقط یعنی روزنامه ها و پلیس بهشون گفته شده دور بمونن

291
00:21:24,741 --> 00:21:26,991
.اون موقع هم همینطور بود

292
00:21:26,991 --> 00:21:31,871
داری درباره وقتی که با مترسک های
فلزی روبرو شدی حرف می زنی؟

293
00:21:31,871 --> 00:21:33,541
.آره

294
00:21:33,541 --> 00:21:38,001
.20 سال پیش بود، وقتی جنگ با روسیه شروع شد

295
00:21:38,581 --> 00:21:42,871
.اون موقع، داشتم تو یه مزرعه تو یه روستا کمک می کردم

296
00:21:42,871 --> 00:21:44,761
.خیلی کار کردی

297
00:21:45,391 --> 00:21:47,261
...اونا

298
00:21:50,811 --> 00:21:53,021
...یهویی ظاهر شدن.

299
00:21:59,401 --> 00:22:00,741
!چی...؟

300
00:22:04,741 --> 00:22:06,911
.همه تو روستا سلاخی شدن

301
00:22:07,621 --> 00:22:09,451
...به سختی تونستم فرار کنم، ولی

302
00:22:09,451 --> 00:22:14,961
این اتفاق هیچ وقت تو روزنامه ها نیومد
.یا حتی شایعه ای به پا نکرد

303
00:22:14,961 --> 00:22:18,421
پس انگار قتل عام اصلاً اتفاق نیفتاده بود؟

304
00:22:18,421 --> 00:22:19,461
.آره

305
00:22:19,461 --> 00:22:23,141
.ولی این دفعه، این اتفاق تو روزنامه ها اومد

306
00:22:23,141 --> 00:22:25,471
...هیاکا، فکر کنم این

307
00:22:33,521 --> 00:22:35,481
.می دونستم

308
00:22:35,481 --> 00:22:38,321
.اینا همونایی هستن که ۲۰ سال پیش بودن

309
00:22:38,321 --> 00:22:43,531
به نظر میاد حادثه تو این روستا یه
.تله بود که ما رو بیرون بکشه

310
00:22:43,531 --> 00:22:46,791
...درسته. ولی

311
00:22:47,701 --> 00:22:52,541
.اصلاً انتظار نداشتم تو هم بیای، هیاکا

312
00:22:52,541 --> 00:22:53,681
!لعنتی

313
00:22:53,681 --> 00:22:56,541
!تو بودی که ۲۰ سال پیش پشت مترسک ها بودی؟

314
00:22:57,631 --> 00:22:59,241
.خب، بله

315
00:22:59,241 --> 00:23:03,801
اون موقع، هیچ کدوم از ما فرصت
.نداشتیم صورت همدیگه رو خوب ببینیم

316
00:23:03,801 --> 00:23:06,521
می خوای چشم منو ببینی؟

317
00:23:06,521 --> 00:23:09,181
قبل از اینکه چشم باقی مونده ت رو دربیارم؟

318
00:23:12,471 --> 00:23:16,921
این همون مردیه که این کار رو با چشم هایاکا کرد؟

319
00:24:49,031 --> 00:24:50,571
!دفعه بعد دخالت نکن، مائو

320
00:24:50,571 --> 00:24:52,121
!مال منه

321
00:24:52,121 --> 00:24:54,871
.معمولاً، آتش فلز رو شکست می ده

322
00:24:54,871 --> 00:24:57,001
...استاد هیاکا باید برتری داشته باشه، ولی

323
00:24:57,001 --> 00:25:02,291
.برای من، قبیله گوکو جایی بود که واقعاً احساس راحتی می کردم

324
00:25:02,291 --> 00:25:06,801
.ولی مائو، خیانت تو باعث سقوط قبیله گوکو شد

325
00:25:06,801 --> 00:25:09,671
تو طرفدار کلاهبرداری قبیله گوکو هستی؟

326
00:25:09,671 --> 00:25:12,801
کلاهبرداری؟ اینقدر مطمئنی؟

327
00:25:12,801 --> 00:25:15,101
!هیولای زشت

328
00:25:15,101 --> 00:25:17,431
.قسمت بعد: هاکوبی

