1
00:00:14,056 --> 00:00:20,031
! سحر از راه رسیده ، الان وقت جبرانه
Animental.net

2
00:00:15,040 --> 00:00:19,031


3
00:00:20,031 --> 00:00:25,995
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

4
00:00:27,960 --> 00:00:30,008
! یه سفر تو رو فرا میخونه که نمیتونی ازش بگذری

5
00:00:31,961 --> 00:00:35,891


6
00:00:32,958 --> 00:00:35,889
! حالا یا هیچ وقت ! آماده ای ؟ عمل کن

7
00:00:35,889 --> 00:00:40,903
حتی وزش ناگهانیِ باد و شب های پُر از اَشک

8
00:00:40,903 --> 00:00:45,879
( در اصل چیزای بدی نیستن . ( بد نیستن

9
00:00:40,917 --> 00:00:44,908


10
00:00:45,879 --> 00:00:48,820
، درست مثل قدرت بهار

11
00:00:45,892 --> 00:00:50,777


12
00:00:48,820 --> 00:00:51,809
اگه بیشتر به پایین خیز برداری

13
00:00:51,818 --> 00:00:55,739
! میتونی بیشتر پرواز کنی

14
00:00:55,739 --> 00:01:02,704
مسیر ما روبه رو شدن در اُفقِ ، هدف بگیر

15
00:01:01,718 --> 00:01:05,710
Animental.net

16
00:01:05,716 --> 00:01:10,709
! دست هامونو به سَمت صبح اون روز دراز خواهیم کرد

17
00:01:10,709 --> 00:01:17,575
ما با یه احساس یکسان مواجه هستیم

18
00:01:17,575 --> 00:01:21,566
دیگه بیشتر از این تنها نیستیم ، نه ؟

19
00:01:21,566 --> 00:01:27,514
، بخاطر همین ما الان ، برای درخشیدن

20
00:01:27,514 --> 00:01:34,476
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

21
00:01:38,451 --> 00:01:40,436
... امروز در ژیانگ یانگ

22
00:01:40,436 --> 00:01:45,372
تشریفات رسمی که روی آینده ی استان شین
. تاثیر زیادی داره ، در حال اجراست

23
00:01:45,410 --> 00:01:51,333
در مراسم زودتر ، لو باوِی تونست مقام
. نخست وزیری ، بالاترین مقام وزارتُ بگیره

24
00:01:51,333 --> 00:01:53,401
، اما برای اینکه بتونه این مقامُ نگه داره

25
00:01:53,401 --> 00:02:02,250
باید دو مقام صدراعظمی راست و
. چپ قابل اعتمادی داشته باشه

26
00:02:02,250 --> 00:02:03,265
... اما

27
00:02:04,258 --> 00:02:05,300
... کای زه " دونو "

28
00:02:06,211 --> 00:02:08,256
اون اشخاص مُسن کی هستن ؟

29
00:02:10,236 --> 00:02:13,217
... زیردست های برادر کوچیکتر

30
00:02:13,239 --> 00:02:17,138
... حالا که اونا خودشونُ نشون دادن

31
00:02:17,170 --> 00:02:21,190
. بدین وسیله ، اعلام میکنیم

32
00:02:21,190 --> 00:02:27,088
اول ، ما چان پینگ جون رو به عنوان
! صدراعظم راست منصوب میکنیم

33
00:02:30,107 --> 00:02:33,014
... و بعدی ، برای صدراعظمیِ چپ

34
00:02:34,098 --> 00:02:39,045
! ما چانگ وِن جون رو منصوب میکنیم

35
00:02:40,014 --> 00:02:41,948
! سرورم

36
00:02:44,024 --> 00:02:45,989
! خودتُ کنترل کن ، لی شی

37
00:02:46,922 --> 00:02:49,936
. دوران درخشش تو هم یه روزی میاد

38
00:02:49,936 --> 00:02:51,900
... میدونم

39
00:02:51,963 --> 00:02:55,872
. این نتیجه ، تا حدی قابل انتظار بود

40
00:02:55,872 --> 00:03:00,831
اما واقعاً قدرت برادر کوچیکتر ، حقیقتاً اینقدره ؟

41
00:03:01,876 --> 00:03:06,805
اونا بخشی از خاندان سلطنتی بودن ، که
. همون روز همراه با من آزاد شدن

42
00:03:06,805 --> 00:03:11,746
و هر یک از اونا ، با افراد
. بانفوذ ، رابطه های پنهانی ای دارن

43
00:03:11,746 --> 00:03:17,741
اگه مشکلی چیزی داشتی ، باید هر چه زودتر
. ما رو آزاد میکردی ، اینگ زِنگ

44
00:03:18,710 --> 00:03:21,667
اینجوری واقعاً میتونیم یه نفس راحت بکشیم ؟

45
00:03:21,667 --> 00:03:27,662
با آوردن چِنگ جیائو ، ما میتونیم
، برابر با دسته ی لو باوِی مبارزه کنیم

46
00:03:27,682 --> 00:03:32,665
اما از نظر دیگه ، این میتونه نشون بده که
. چِنگ جیائو ، قدرت بیشتری پیدا کرده

47
00:03:32,665 --> 00:03:38,538
. میگن برای معالجه ی سم ، باید از سم استفاده بشه

48
00:03:41,531 --> 00:03:44,489
. خوب انجام شد ، پادشاهَ ـم

49
00:03:44,489 --> 00:03:47,482
... اما ملحق کردن دشمن سابق به دسته ـتون

50
00:03:47,482 --> 00:03:51,488
انگاری به مُرده های اون زمان ، دارید
. بی احترامی میکنید

51
00:03:52,462 --> 00:03:55,433
برای عبور کردن از نیمه ی راه ، مجبوریم
. بیشتر از خودمون گذشت نشون بدیم

52
00:03:55,468 --> 00:03:57,394
راه ؟

53
00:03:59,385 --> 00:04:03,340
. خب ، من سم حرمُ با خودم دارم

54
00:04:03,340 --> 00:04:06,403
. و شما هم سمی به اسم برادر کوچیکترتونُ قورت دادید

55
00:04:07,312 --> 00:04:14,324
بنابراین ، فاتح شدن توی این نبرد ، به چقدر قویتر
بودن سم بستگی داره ، درسته ؟

56
00:04:14,324 --> 00:04:16,245
. اینم نادرسته

57
00:04:17,299 --> 00:04:20,259
. قدرت سم اصلاً مهم نیست

58
00:04:20,259 --> 00:04:22,262
... عامل تعیین کننده توی مبارزه ـمون ، اینه که

59
00:04:22,286 --> 00:04:25,190
!من قویترم یا تو ؟

60
00:04:28,161 --> 00:04:30,178
. اما صد البته ، من قویترم

61
00:04:30,218 --> 00:04:33,128
... پادشاه جقله

62
00:04:33,156 --> 00:04:37,102
! حقیقتاً بزرگ شدیا

63
00:04:37,102 --> 00:04:42,066
یه افسانه ی جدید

64
00:04:43,096 --> 00:04:51,046
یه چند روز بعد ، شین و فشین تای به پایگاه
. شرقی استان شین ، قلعه ی دونگجین رسیدن

65
00:04:51,982 --> 00:04:55,017
، تجدید آرایش برای واحد های واقع شده در مرز استانی
، در قلعه ی دونگجین در حال انجام شدن هست

66
00:04:55,017 --> 00:05:00,969
بنابراین یوها تای و یوفِنگ تای هم
. قبلاً به اونجا اومدن

67
00:05:01,932 --> 00:05:03,933
. بالاخره رسیدیم

68
00:05:03,933 --> 00:05:05,931
. دیرتر از زمان بندی رسیدیم

69
00:05:05,931 --> 00:05:07,905
. بخاطر اتفاقایی بود که افتاد

70
00:05:08,891 --> 00:05:09,916
. آره

71
00:05:09,916 --> 00:05:11,868
، اینجا در قلعه ی دونگجین

72
00:05:11,921 --> 00:05:17,874
افرادی که واحد ها در نبرد ها از
. دست دادن هم ، جایگزین میشن

73
00:05:25,767 --> 00:05:28,719
! فرمانده ی فشین تای ، شین هستم

74
00:05:28,719 --> 00:05:31,702
! قصد سخنرانیِ بلندی هم ندارم

75
00:05:31,702 --> 00:05:33,711
! سربازای تازه کار و کهنه کار ، خوب گوش کنن

76
00:05:33,711 --> 00:05:36,702
! ما فشین تای ، فقط یک کار برای انجام دادن داریم

77
00:05:36,702 --> 00:05:39,688
! اونم تارُ مار کردن دشمن جلومونه

78
00:05:39,688 --> 00:05:43,647
حالا که یه جنگ بزرگ تموم شده
، و میتونیم یه استراحت داشته باشیم

79
00:05:43,647 --> 00:05:45,607
! اما دشمنای قوی ای اون بیرونن

80
00:05:45,607 --> 00:05:47,655
بخاطر همین ما میخوایم بهشون
، یه در کونی حسابی بزنیم

81
00:05:48,572 --> 00:05:51,577
! و نام فشین تای رو در تمام چین پخش کنیم

82
00:05:51,593 --> 00:05:54,522
! اینُ هرگز فراموش نکنید

83
00:05:54,522 --> 00:05:55,563
!فهمیدید ؟

84
00:05:57,570 --> 00:05:59,493
... متفاوتِ

85
00:05:59,535 --> 00:06:05,482
، اراده ای که در زمان فرمانده ی موقتی شده بود با الان
! زمین تا آسمون فرق داره

86
00:06:16,425 --> 00:06:18,358
وِی پینگ ، چی شده ؟

87
00:06:18,431 --> 00:06:23,352
... آخه ، وقتی قیافه ی شینُ اون بالا دیدم

88
00:06:23,352 --> 00:06:26,366
اصلاً شباهتی به زمانی که با ژائو
، یا وِی میجنگیدیم نداشت

89
00:06:26,366 --> 00:06:29,321
. اون درست مثل یه فرمانده با کلاس بودش

90
00:06:29,321 --> 00:06:31,293
! و خداییش خیلی معرکه بودش

91
00:06:31,293 --> 00:06:35,305
به عنوان یه هم دهکده ای از
. چنگو ، نمیتونم جلویِ گریه ـمُ بگیرم

92
00:06:35,305 --> 00:06:39,247
، اما بین تو و اون یه شکاف عظیم هستا
مگه نه ، وِی پینگ سان ؟

93
00:06:39,268 --> 00:06:43,205
! آنگ ... عوضی ، تو یه پیاده ای بیش نیستی

94
00:06:43,205 --> 00:06:45,220
! آه ، غلط کردم

95
00:06:45,220 --> 00:06:47,209
! وایسا بینم آنگ

96
00:06:47,209 --> 00:06:51,123
از اون موقع تا الان ، افراد زیادیُ
از دست دادیم ، مگه نه ؟

97
00:06:51,123 --> 00:06:54,140
... ژیه کی ، شان هوئو ، فا جیان ، یو ایی

98
00:06:54,140 --> 00:06:58,071
. وِن ژوئه ، بانگ و وِی دائو

99
00:06:58,071 --> 00:06:59,076
... آره ، راس میگی

100
00:06:59,095 --> 00:07:03,061
. دلم میخواست اونا هم میتونستن فشین تای الانُ ببینن

101
00:07:03,061 --> 00:07:06,050
. ما خوب تونستیم جون سالم در ببریم

102
00:07:06,050 --> 00:07:11,984
نه اینکه احساساتی شده باشم ، اما دلم نمیخواد
. کس دیگه ای رو از دست بدم

103
00:07:12,023 --> 00:07:15,924
. زه سان ، این حرفت یجورایی غیرممکنه

104
00:07:15,924 --> 00:07:16,964
. میدونم

105
00:07:16,964 --> 00:07:18,934
. تو جنگ حلوا خیرات نمیکنن

106
00:07:18,955 --> 00:07:24,862
. جنگ ، ها ... جایی که
بازمانده و همچنین ترک کننده داره

107
00:07:25,847 --> 00:07:27,819
معاون کیانگ لی رو میگی ؟

108
00:07:27,847 --> 00:07:31,860
. اگه درست یادم بیاد ... گفتش میخواد بره به ژائو

109
00:07:34,855 --> 00:07:37,792
! شین ، انجامش دادی

110
00:07:38,828 --> 00:07:41,779
! عجب حشره ی آبیِ بزرگی پیدا کردی ، شین

111
00:07:41,779 --> 00:07:44,739
. آره ، از این میشه دارو درست کرد

112
00:07:44,739 --> 00:07:46,694
! مامانم خیلی خوشحال میشه

113
00:07:46,694 --> 00:07:48,747
! شین ، بزار منم بهش دست بزنم

114
00:07:48,747 --> 00:07:51,697
! نمیشه ، خودت یکی بگیر

115
00:07:51,697 --> 00:07:53,639
! خسیس

116
00:07:53,639 --> 00:07:54,680
! شین خسیس

117
00:07:54,680 --> 00:07:56,665
!چی گفتی عوضی ؟

118
00:07:58,649 --> 00:08:00,610
! خسیسی دیگه

119
00:08:01,584 --> 00:08:04,590
! اوخ ، اوخ ، اوخ

120
00:08:04,590 --> 00:08:05,613
! اوه ، حشره ی آبیِ خیلی بزرگیه

121
00:08:05,613 --> 00:08:08,561
! دردم گرفت ، جون من یکی برش داره

122
00:08:08,561 --> 00:08:08,591
! هوی

123
00:08:08,591 --> 00:08:11,499
... یکی برش داره

124
00:08:12,488 --> 00:08:14,473
دوست ها ؟

125
00:08:17,523 --> 00:08:19,510
. میدونم ، لوسوی

126
00:08:21,438 --> 00:08:26,393
الان باید دنبال یو لیان بگردم
. تا انتقام خواهر بزرگمُ بگیرم

127
00:08:31,382 --> 00:08:33,334
. یو شین

128
00:08:33,404 --> 00:08:36,378
یو تیان ، تو هم اینجا بودی ؟

129
00:08:37,356 --> 00:08:39,290
. شنیدم

130
00:08:39,290 --> 00:08:43,255
شاید شبیه به حرفای یه فرمانده ی هزار نفره
. نبوده باشه ، اما شبیه خودت گفتی

131
00:08:43,255 --> 00:08:44,344
. خفه ، سر به سرم نزار

132
00:08:44,344 --> 00:08:47,298
. سر به سرت نزاشتم ، جدی گفتم

133
00:08:48,292 --> 00:08:51,240
پس ، داری تعریف میکنی ؟

134
00:08:51,240 --> 00:08:53,234
. البته

135
00:08:53,234 --> 00:08:55,190
. اگه اینجوریِ ، باشه

136
00:08:56,225 --> 00:08:59,136
. میشه با من یه دقیقه بیای ، شین

137
00:08:59,136 --> 00:09:02,172
. چیه ؟ خودم به اندازه ی کافی سرم شلوغه

138
00:09:02,172 --> 00:09:04,120
. خیلی زود تموم میشه

139
00:09:04,138 --> 00:09:07,087
. باشه ، ول کنم که نیستی

140
00:09:08,077 --> 00:09:10,065
، در این اثناء در ژیانگ یانگ

141
00:09:10,065 --> 00:09:14,076
چیز دیگه رُخ داد که شین
. و دیگران بتونن سرش یه جشن بگیرن

142
00:09:14,076 --> 00:09:16,086
! خیلی نامردی ، ژیانگ چان

143
00:09:16,086 --> 00:09:18,064
... در موردش هیچی بهم نگفتی

144
00:09:18,064 --> 00:09:19,083
... آخه

145
00:09:19,083 --> 00:09:22,982
به سرورمون در موردش گفتی ؟

146
00:09:22,982 --> 00:09:25,001
... آره

147
00:09:25,001 --> 00:09:25,997
خب ؟

148
00:09:30,984 --> 00:09:31,946
. ژیانگ

149
00:09:31,946 --> 00:09:32,962
!بله ؟

150
00:09:33,879 --> 00:09:34,923
چیزی شده ؟

151
00:09:34,923 --> 00:09:36,905
چیزی هست که بخوای به من بگی ؟

152
00:09:40,874 --> 00:09:42,853
اجازه میدید حرف بزنم ؟

153
00:09:42,892 --> 00:09:43,895
. راحت باش

154
00:09:44,829 --> 00:09:46,836
... پس ، بهتون میگم

155
00:09:48,861 --> 00:09:50,783
... راستیتش

156
00:09:50,831 --> 00:09:52,776
. نیمتونم بشنوم

157
00:09:52,776 --> 00:09:54,811
. با صدای بلندتر بگو

158
00:09:54,811 --> 00:09:58,699
. داخل من ... بچه ی شما رو دارم سرورم

159
00:10:00,712 --> 00:10:02,744
. خیلی عذر میخوام ، سرورم

160
00:10:03,687 --> 00:10:06,686
. نمیدونستم باید چیکار کنم

161
00:10:08,709 --> 00:10:11,600
پس همچنین چیزی بوده ، ژیانگ ؟

162
00:10:12,648 --> 00:10:14,582
... که اینطور

163
00:10:15,647 --> 00:10:17,635
. حالا یه چیزی داریم که باید ازش محافظت کنیم

164
00:10:20,607 --> 00:10:22,551
... سرورم

165
00:10:28,495 --> 00:10:30,491
... واقعاً خوشحالم

166
00:10:30,491 --> 00:10:35,424
. خیلی برات خوشحالم ، ژیانگ چان
. تبریک میگم ، تبریک میگم

167
00:10:35,484 --> 00:10:38,424
... یانگ چان

168
00:10:40,401 --> 00:10:42,448
! ممنونم یانگ چان

169
00:10:42,448 --> 00:10:45,351
! ژیانگ چان

170
00:10:47,366 --> 00:10:49,386
! بهتون تبریک میگم ، سرورم

171
00:10:49,386 --> 00:10:51,383
! تبریک میگم

172
00:10:51,383 --> 00:10:54,336
. آره ، ممنونم

173
00:10:54,336 --> 00:10:57,339
. بهتون تبریک میگم سرورم

174
00:10:57,339 --> 00:11:03,232
. حالا پایه های استان شین داره بنا میشه

175
00:11:03,232 --> 00:11:07,245
، من ، نخست وزیر لو باوِی هیچ خوشی ای
. بیشتر از این نمیتونم داشته باشم

176
00:11:08,188 --> 00:11:09,234
. اوه ، درسته

177
00:11:09,234 --> 00:11:14,190
چطوره به این مناسبت ، برای سه
روز ، جشن ملی بگیریم ؟

178
00:11:14,190 --> 00:11:17,109
چه فکری میکنید ، صدراعظم راست و چپ ؟

179
00:11:17,109 --> 00:11:18,168
. ایده ی خوبی به نظر میاد

180
00:11:18,168 --> 00:11:20,146
. منم مخالفتی ندارم

181
00:11:20,179 --> 00:11:25,065
. سرورم ، اون ها هم رضایتشونُ اعلام کردن

182
00:11:26,080 --> 00:11:29,081
. از این پیشنهادت ممنونم ، نخست وزیر

183
00:11:30,055 --> 00:11:32,034
. سرورم

184
00:11:32,062 --> 00:11:35,987
سرورم ، انگاری باد به طرف ما هم
... شروع به وزیدن کرده

185
00:11:35,987 --> 00:11:36,065
. آره

186
00:11:36,065 --> 00:11:40,030
، برای داشتن برتری ، دارن کوشش میکنن
. که قدرتشونُ توی کاخ حفظ کنن

187
00:11:40,030 --> 00:11:44,917
. حتی لو باوِی هم نمیتونه برای مدتی حرکتی کنه

188
00:11:44,917 --> 00:11:49,872
پس چطوره از این فرصت استفاده کنیم
و از جشن لذت ببریم ؟

189
00:11:49,872 --> 00:11:50,871
. به روی چشم

190
00:11:51,930 --> 00:11:55,888
... اول از همه با گفتن کلمه
ی جشن شروع کردم ، اما

191
00:11:55,913 --> 00:12:01,828
... آینده ای نداری ، پادشاه

192
00:12:02,796 --> 00:12:07,733
لو باوِی ... تو برای این پادشاهی
. جز حشره ای آلوده نیستی

193
00:12:07,733 --> 00:12:09,774
. چیزی که من دنبالشم ، متحد کردنِ تمام چینِ

194
00:12:09,811 --> 00:12:15,693
. بخاطر همین ، خرده سنگ های راهمُ باید از بین ببرم

195
00:12:15,725 --> 00:12:17,716
! خودتُ آمادش کن ، لو باوِی

196
00:12:18,672 --> 00:12:21,656
!چی ؟! زِنگ یه بچه داره ؟

197
00:12:21,656 --> 00:12:24,623
. این واقعاً خنده داره

198
00:12:24,680 --> 00:12:26,662
اینطوری نیست مگه ؟

199
00:12:26,662 --> 00:12:30,583
... حتی نمیتونه صورت پدرشُ بخاطر بیاره

200
00:12:31,614 --> 00:12:34,574
. اگه بهش بشه گفت پدر

201
00:12:41,480 --> 00:12:43,562
شین

202
00:12:44,540 --> 00:12:45,537
. اوه آره

203
00:12:45,537 --> 00:12:46,524
شنیدی شین ؟

204
00:12:47,460 --> 00:12:52,409
استادم شده صدراعظم راست
. و چانگ وِن جون شده صدراعظم چپ

205
00:12:52,409 --> 00:12:56,429
شایعات زیادی شنیده بودم که قراره
... لی شی بشه صدراعظم چپ

206
00:12:56,429 --> 00:12:59,347
. اما انگاری دسته ی چانگ وِن ، پیش دستی کرده

207
00:12:59,347 --> 00:13:01,391
پیری چانگ وِن جون شده صدراعظم چپ ؟

208
00:13:02,379 --> 00:13:05,361
تو به صدراعظم چپ میگی پیری ؟

209
00:13:05,361 --> 00:13:10,306
که اینطور . پس قراره بین لو باوِی
و زِنگ ، یه جنگ تمام عیاری شروع بشه ها ؟

210
00:13:10,306 --> 00:13:12,261
حتی پادشاه و نخست وزیرم ... ؟

211
00:13:12,261 --> 00:13:15,305
. اما این بحث ها رو باید به دیائو هم بگم

212
00:13:15,305 --> 00:13:17,277
! اونم بدجور غافلگیر میشه

213
00:13:19,283 --> 00:13:23,176
خب ، همینُ میخواستی بگی ؟

214
00:13:23,176 --> 00:13:24,223
. بیخیال

215
00:13:24,223 --> 00:13:27,217
. موضوع اصلی ، بالای دیوار شرقیِ

216
00:13:33,164 --> 00:13:35,101
! وانگ بِن

217
00:13:35,119 --> 00:13:37,086
چرا اینجایی ؟

218
00:13:37,086 --> 00:13:38,149
. من خبرش کردم

219
00:13:39,068 --> 00:13:40,084
. درسته

220
00:13:41,084 --> 00:13:45,075
. شنیدم تو راه اینجا با لی مُو برخورد کردی

221
00:13:45,075 --> 00:13:46,094
. آره

222
00:13:47,994 --> 00:13:49,049
میشه بیشتر بگی ؟

223
00:13:51,972 --> 00:13:55,940
این موضوع برای 5 روز قبل
. از رسیدن به اینجاست

224
00:13:56,000 --> 00:14:01,949
، مکانش در یه جایی در مرز های
. وِی ، ژائو ، هان و چو بوده

225
00:14:02,897 --> 00:14:05,921
. وقتی جای دشمنُ فهمیدیم ، بالای یه صخره پنهون شدیم

226
00:14:05,921 --> 00:14:07,900
... و میخواستیم ببینیم که چه خبره

227
00:14:08,856 --> 00:14:09,904
. اوه ، وایسادش

228
00:14:11,856 --> 00:14:16,811
خب ، حتی اگه خودشم نشون
بده ، ما که نمیدونیم کدوم بشری ــ

229
00:14:17,825 --> 00:14:19,758
! لی مُو

230
00:14:20,774 --> 00:14:21,829
! کاینه

231
00:14:21,829 --> 00:14:23,744
. فرمانده ، جامون لو میره ها

232
00:14:25,728 --> 00:14:30,688
خیلی دوست داشتم بدونم چه خبره ، بخاطر
. همین من و دیائو رفتیم دنبالشون

233
00:14:33,688 --> 00:14:36,686
!یه چادر !؟ تو این جنگل انبوه ؟

234
00:14:43,611 --> 00:14:44,603
! عوضیِ مزاحم

235
00:14:47,634 --> 00:14:49,591
... تو

236
00:14:50,594 --> 00:14:52,520
... هی

237
00:14:52,599 --> 00:14:54,555
!چرا تو اینجایی ؟

238
00:14:55,511 --> 00:14:57,522
شین از فشین تای ؟

239
00:14:59,488 --> 00:15:04,455
ای بابا ، خداییش آدم دردسر سازی
هستیا ، میدونستی ؟

240
00:15:04,455 --> 00:15:05,507
. شین از فشین تای

241
00:15:05,507 --> 00:15:08,453
. " و " هی لیائو دیائو

242
00:15:09,385 --> 00:15:11,411
. خیلی وقت میشه ، لی مُو

243
00:15:11,411 --> 00:15:14,438
. آره ، خیلی فرق کردی

244
00:15:15,356 --> 00:15:17,384
برای چی یواشکی به همچین جایی اومدی ؟

245
00:15:17,384 --> 00:15:20,300
باز نقشه ای چیزی داری ، لی مُو ؟

246
00:15:20,300 --> 00:15:23,332
. و شرط میبندم داخل اون چادر کسی هست

247
00:15:23,332 --> 00:15:25,308
!حالا کدوم خری اون توئه ؟

248
00:15:26,286 --> 00:15:29,250
. ربطی به تو نداره

249
00:15:30,291 --> 00:15:31,312
! برو

250
00:15:32,272 --> 00:15:34,211
! خفه شو و راه بیوفت

251
00:15:34,211 --> 00:15:36,186
! دردم اومد عوضی

252
00:15:36,186 --> 00:15:38,235
! چتونه ! سیخونک نزنید عوضی ها

253
00:15:38,235 --> 00:15:39,205
! لی مُو

254
00:15:39,205 --> 00:15:40,207
!میخوای شینُ بکشی ؟

255
00:15:41,201 --> 00:15:44,190
هوم ، کی میدونه ؟

256
00:15:54,075 --> 00:15:56,036
... هوی ، مشکلی نداری که

257
00:15:56,036 --> 00:15:58,017
محافظانتُ فرستادی برن ؟

258
00:15:58,017 --> 00:16:02,003
این اتحاد هم موضوع ها رو راحت میکنه ، مگه نه ؟

259
00:16:02,995 --> 00:16:06,000
، در حالت عادی باید حساب دشمن جلوی چشماتُ برسی

260
00:16:06,000 --> 00:16:10,929
. ولی بخاطر اتحاد شین-ژائو ، نمیتونی دستی بهم بزنی

261
00:16:10,981 --> 00:16:16,888
. اما راستیتش اتحاد ، به معنی دست نزدن به حریف نیست

262
00:16:17,870 --> 00:16:22,918
،. مهم اینه که توی یه اتحاد
چی بدست میادُ ، چی باید کرد

263
00:16:23,831 --> 00:16:27,810
، به عبارتی ، ما از اتحاد منفعت بدست آوردیم

264
00:16:27,810 --> 00:16:31,789
، استان شین تونست یه منطقه ی نظامیِ مهم
. به اسم شان یانگُ بدست بیاره

265
00:16:31,789 --> 00:16:35,766
" اما استان ژائو در نبردش با " یان
. چیز خاصیُ بدست نیاورده

266
00:16:36,733 --> 00:16:40,713
اگه فکر میکنی تنها منفعت جنگ
... بدست آوردن زمینِ

267
00:16:40,713 --> 00:16:43,691
. تمام عمرت نمیتونی از پس من بربیای

268
00:16:44,671 --> 00:16:45,727
!منظورت چیه ؟

269
00:16:45,727 --> 00:16:48,729
لی مُو ، چه چیزیُ داری مخفی میکنی ؟

270
00:16:49,640 --> 00:16:52,704
. راستشُ بخوای ، الان نمیتونم صادقانه بهت جواب بدم

271
00:16:53,633 --> 00:16:55,628
ولی دلت میخواد بدونی ؟

272
00:16:55,628 --> 00:16:57,650
! شِرُ ور اضافی نزن ، حرومی

273
00:16:57,650 --> 00:16:58,631
... خب

274
00:17:00,638 --> 00:17:03,570
چطوره یه نبرد تن به تن داشته باشیم ؟

275
00:17:04,603 --> 00:17:09,551
. اگه منُ شکست بدی ، بهت در مورد نقشه ام میگم

276
00:17:09,551 --> 00:17:12,504
چی گفتی ؟

277
00:17:12,529 --> 00:17:14,465
واقعاً مشکلی نداره ، کاینه ؟

278
00:17:14,488 --> 00:17:16,435
. همینجوری بزاریم به حال خودشون

279
00:17:16,435 --> 00:17:19,477
. آره . نگران شدنم چیزیُ دوا نمیکنه

280
00:17:19,477 --> 00:17:22,406
!لی مُو که نمیخواد واقعاً شینُ بکشه ؟

281
00:17:22,406 --> 00:17:23,383
. احمق جون

282
00:17:23,383 --> 00:17:25,418
. لی مُو ساما ، نخست وزیر استان ژائو هستا

283
00:17:25,418 --> 00:17:27,395
. اون چنین کاری نمیکنه

284
00:17:27,443 --> 00:17:30,333
. چیزی که نگرانشم ، اون چشم بی ریختست

285
00:17:30,333 --> 00:17:31,366
. شینِ

286
00:17:31,366 --> 00:17:34,393
... اگه دستی به لی مُو ساما بزنه ، اونُ

287
00:17:40,275 --> 00:17:45,230
لی مُو ، نمیدونم چرا داری یه
، همچین مسخره بازی ای در میاری

288
00:17:45,230 --> 00:17:49,259
، اما من وقتی میخوام مبارزه کنم
. به قصد کشتن میرم جلو

289
00:17:50,249 --> 00:17:52,242
، البته ، اگه تونستی منُ بکشی

290
00:17:52,242 --> 00:17:55,241
. تونستی نقشمُ فوراً له کنی

291
00:17:56,227 --> 00:17:58,162
! لی مُو ساما

292
00:17:59,183 --> 00:18:01,147
. مزاحم اومدش

293
00:18:01,147 --> 00:18:03,132
سئوال دیگه ای داری ؟

294
00:18:04,163 --> 00:18:06,087
! خودت خواستی

295
00:18:06,087 --> 00:18:07,086
! لی مُو ساما

296
00:18:07,086 --> 00:18:08,071
! شین

297
00:18:08,071 --> 00:18:09,076
نگید که دارید واقعاً مبارزه میکنید ؟

298
00:18:15,029 --> 00:18:15,079
... این یارو

299
00:18:22,938 --> 00:18:24,930
!شینُ به عقب روند ؟

300
00:18:24,930 --> 00:18:25,980
لی مُو یه استراتژیستِ . پس چطور ؟

301
00:18:25,980 --> 00:18:26,984
. احمق

302
00:18:26,984 --> 00:18:31,896
خودتون الکی فکر کردید
! که لی مُو ، فقط یه استراتژیستِ

303
00:18:31,926 --> 00:18:33,927
... لی مُو ساما در حقیقت

304
00:18:35,924 --> 00:18:37,882
اون ماهیچه ها دیگه چی هستن ؟

305
00:18:37,911 --> 00:18:41,798
... اون همه زخم

306
00:18:42,852 --> 00:18:44,826
. همونطوری که فکرشُ میکردم

307
00:18:44,863 --> 00:18:48,798
وقتی برای اول توی ژیانگ یانگ
. دیده بودمت ، تحت تاثیر قرار گرفته بودم

308
00:18:48,798 --> 00:18:52,772
. که قطعاً از اون آدمای ماهر به نبرد هستی

309
00:18:52,772 --> 00:18:54,796
، شخصی که فقط میتونست نقشه بکشه

310
00:18:54,796 --> 00:18:58,674
. نمیتونست از پس اون ژانرال وانگ کی بربیاد

311
00:18:58,674 --> 00:19:03,680
! تو هیولایی هستی که مجهز به
قوه ی ابتکار و دلیری هست

312
00:19:04,695 --> 00:19:08,624
برای تائید کردن این موضوع
پذیرفتی باهام مبارزه کنی ؟

313
00:19:08,624 --> 00:19:09,644
! البته

314
00:19:09,644 --> 00:19:11,654
. همچین جایی مگه میشه تورو کشت

315
00:19:12,570 --> 00:19:15,617
تو یه دیواری هستی که من مجبورم
! باهاش شاخ به شاخ بشم

316
00:19:18,589 --> 00:19:21,548
. تو هم داری رشد میکنی

317
00:19:21,548 --> 00:19:25,484
. انگاری پیروزیت علیه لون هو هم شانسکی نبوده

318
00:19:25,484 --> 00:19:27,519
اوه ، واقعاً ؟

319
00:19:29,503 --> 00:19:31,475
خب بعدش چی شد ؟

320
00:19:32,464 --> 00:19:38,393
. خجالت آوره ، اما لی مُو
، منُ دیائو رو آزاد کرد

321
00:19:38,393 --> 00:19:42,374
. که اینطور . ولی حرکت لی مُو منُ میرنجونه

322
00:19:42,374 --> 00:19:43,401
تو چه فکری میکنی وانگ بِن ؟

323
00:19:44,411 --> 00:19:47,333
. یه جلسه ی محرمانه برای یه اتحاد جدید ممکنه باشه

324
00:19:47,356 --> 00:19:49,320
... تو هم همین فکرُ میکنی پس

325
00:19:49,365 --> 00:19:52,297
. دیائو هم همینُ گفت

326
00:19:53,314 --> 00:19:54,315
. لی مُو

327
00:19:55,270 --> 00:20:00,263
اگه نخست وزیر استان ژائو مخفیانه بیاد اینجا
، و با کسی بخواد ملاقات کنه

328
00:20:00,263 --> 00:20:03,261
. باید فرض کنیم اون یکی شخص
هم ، نخست وزیر جایی هست

329
00:20:03,261 --> 00:20:08,235
برای استان شین ، بدترین سناریو اینه که اون
... نخست وزیر ، برای استان چو

330
00:20:08,235 --> 00:20:12,152
. و یه جلسه ی محرمانه برای شکل دهیِ اتحاد ژائو-چو باشه

331
00:20:14,122 --> 00:20:18,165
بدترین سناریو رو فرضیه سازی کردن ، کار
. یه استراتژیست عالی هست ، هی لیائو دیائو

332
00:20:18,165 --> 00:20:22,101
این نشون میده که چطور نقش مغز
. فشین تای رو بازی میکنی

333
00:20:22,101 --> 00:20:24,052
!پس یه اتحاده ؟

334
00:20:25,071 --> 00:20:28,019
... به شین هم گفتم ، چیزی که مهمِ

335
00:20:28,037 --> 00:20:32,061
. خودِ اتحاد نیست ، بلکه هدف و نتایجشِ

336
00:20:32,062 --> 00:20:35,961
. و نتایج به هدف بعدی متصلن

337
00:20:35,961 --> 00:20:37,942
چی میخوای ــ

338
00:20:37,942 --> 00:20:39,980
، هشداری که الان میتونم بهتون بدم

339
00:20:40,009 --> 00:20:44,920
، اینه که هنوز شما دهنتون بوی شیر میده

340
00:20:44,920 --> 00:20:48,915
. و وحشت واقعیِ جنگُ نفهمیدید

341
00:20:52,888 --> 00:20:54,840
دست کمِمون میگیری ، ها ؟

342
00:20:54,840 --> 00:20:56,832
. اینکه جالبه ، لی مُو

343
00:20:56,832 --> 00:20:59,852
، مهم نیست چه نقشه ای علیه استان شین ریخته باشی

344
00:20:59,852 --> 00:21:02,788
! خودم نقشه هاتُ ، نقش بر آب میکنم

345
00:21:03,831 --> 00:21:05,770
. برات آرزوی موفقیت میکنم

346
00:21:09,726 --> 00:21:11,701
اتحاد ژائو-چو ها ؟

347
00:21:11,701 --> 00:21:13,735
. شنیدنشم ، لرزش میاره

348
00:21:13,735 --> 00:21:17,708
... اگه چنین چیزی باشه ، حتی استان شین

349
00:21:17,708 --> 00:21:19,628
... حتی اگه با وِی متحد شده باشن

350
00:21:19,628 --> 00:21:20,681
! اتحاد ژائو-چو نیست

351
00:21:21,662 --> 00:21:24,650
. اون موقع لی مُو عجیب بودش

352
00:21:24,650 --> 00:21:29,566
. مطمئنم داره یه کارِ ... خیلی باورنکردنی ای میکنه

353
00:21:29,600 --> 00:21:35,549
مرگ ژنرال وانگ کی و توی جنگ قبلی ، ژنرال مِنگ آئو
، زخمی شده و مطمئناً بازنشست میشه

354
00:21:35,549 --> 00:21:40,517
نیروی نظامیِ ما بدون شک کاهش پیدا کرده
و حالا میخواد یه جنگ بزرگ دیگه رُخ بده ؟

355
00:21:40,517 --> 00:21:42,546
... انگاری قراره یه توفان توی تمام چین بیاد

356
00:21:42,546 --> 00:21:47,489
، آره و تو مرکز اون توفان
! بدون شک اون یارو هست

357
00:21:48,472 --> 00:21:49,495
... لی مُو

358
00:21:50,405 --> 00:21:52,421
. اما این اصلاً بد نیست

359
00:21:52,421 --> 00:21:56,356
. این راه یا یه راه دیگه
. به بیان دیگه باید باهاش مواجه بشیم

360
00:21:56,356 --> 00:21:58,415
. اگه جنگ بزرگی میخواد باشه ، از این بهترم مگه میشه

361
00:21:58,415 --> 00:22:01,339
! اگه مردد باشید ، اصلاً نمیتونید شروع کنید

362
00:22:01,339 --> 00:22:04,361
! میخوام با همین دستام ، از افسانه ها بگذرم

363
00:22:07,274 --> 00:22:09,275
. متحد کردن تمام چین

364
00:22:09,275 --> 00:22:11,285
لیان پو ، اینُ گفته بود ، مگه نه ؟

365
00:22:11,285 --> 00:22:13,276
... متحد کردن تمام چین

366
00:22:13,276 --> 00:22:15,306
. واقعاً مثل عبور کردن از افسانه ها میمونه

367
00:22:16,215 --> 00:22:20,177
. زِنگ ، پادشاه ـمونم همینُ گفته

368
00:22:20,177 --> 00:22:23,172
متحد کردن چین چه معنیی داره ؟

369
00:22:24,172 --> 00:22:28,136
. به معنای خاتمه دادن به جنگ 500 ساله ـست

370
00:22:28,136 --> 00:22:32,128
،! پس هر توفانی میخواد بیاد
بیاد . ما ازش عبور میکنیم

371
00:22:32,128 --> 00:22:39,055
! و این راه بزرگترین ژنرال عالم شدنِ

372
00:22:44,081 --> 00:22:49,959
مگه نه ... زِنگ ؟

373
00:22:58,933 --> 00:23:08,825
میخوام بدونم در انتهای این روز های
تکراری ، چه چیزی انتظارمُ میکشه ؟

374
00:23:08,825 --> 00:23:18,832
. حتی اگه گم شده باشم ، به
آینده چشم میدوزم و رویا بافی میکنم

375
00:23:18,832 --> 00:23:28,712
هر چقدر احساساتم جمع میشه ، بازم نمیتونم پرواز کنم

376
00:23:28,734 --> 00:23:34,626
اما تو همیشه اونجایی

377
00:23:34,626 --> 00:23:39,642
. جایی که جستجوش میکردم

378
00:23:39,642 --> 00:23:44,629
وقتی این آرزو های دریده شده ، به هم تنیده میشن

379
00:23:44,629 --> 00:23:49,523
. خواهم اومد و ازت میپسرم

380
00:23:49,579 --> 00:23:55,493
قلبی با احساسات سوخته

381
00:23:55,493 --> 00:23:59,509
. تنهایی دارم به دوش میکشم

382
00:24:00,430 --> 00:24:05,450
وقتی این آرزو های دریده شده ، به هم تنیده میشن

383
00:24:05,450 --> 00:24:09,435
. خواهم اومد و ازت میپسرم

384
00:24:09,435 --> 00:24:13,337
. بنابر این اون موقع همُ ملاقات میکنیم

385
00:24:40,188 --> 00:24:43,140
! فشین تای ، به پیش

386
00:24:46,183 --> 00:24:47,173
! راهُ باز کنید

387
00:24:49,122 --> 00:24:54,050
! من شین از فشین تای هستم

388
00:24:53,048 --> 00:24:55,056
پایان

