1
00:00:12,511 --> 00:00:18,531
! سحر از راه رسیده ، الان وقت جبرانه
Animental.net

2
00:00:13,503 --> 00:00:17,524


3
00:00:18,531 --> 00:00:24,539
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

4
00:00:26,519 --> 00:00:28,582
! یه سفر تو رو فرا میخونه که نمیتونی ازش بگذری

5
00:00:30,550 --> 00:00:34,509


6
00:00:31,554 --> 00:00:34,507
! حالا یا هیچ وقت ! آماده ای ؟ عمل کن

7
00:00:34,507 --> 00:00:39,558
حتی وزش ناگهانیِ باد و شب های پُر از اَشک

8
00:00:39,558 --> 00:00:44,571
( در اصل چیزای بدی نیستن . ( بد نیستن

9
00:00:39,572 --> 00:00:43,593


10
00:00:44,571 --> 00:00:47,534
، درست مثل قدرت بهار

11
00:00:44,585 --> 00:00:49,506


12
00:00:47,534 --> 00:00:50,546
اگه بیشتر به پایین خیز برداری

13
00:00:50,555 --> 00:00:54,505
! میتونی بیشتر پرواز کنی

14
00:00:54,505 --> 00:01:01,522
مسیر ما روبه رو شدن در اُفقِ ، هدف بگیر

15
00:01:00,528 --> 00:01:04,550


16
00:01:04,556 --> 00:01:09,586
! دست هامونو به سَمت صبح اون روز دراز خواهیم کرد

17
00:01:09,586 --> 00:01:16,503
ما با یه احساس یکسان مواجه هستیم

18
00:01:16,503 --> 00:01:20,524
دیگه بیشتر از این تنها نیستیم ، نه ؟

19
00:01:20,524 --> 00:01:26,516
، بخاطر همین ما الان ، برای درخشیدن

20
00:01:26,516 --> 00:01:33,530
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

21
00:01:46,599 --> 00:01:52,500
تهدید متفاوت

22
00:01:52,500 --> 00:01:55,500
قلعه ی شان یانگ

23
00:01:53,549 --> 00:01:55,500
، یک روز

24
00:01:55,532 --> 00:02:00,500
، همه ی واحد هایی که با
موفقیت شان یانگُ فتح کرده بودن

25
00:02:00,558 --> 00:02:04,509
، و همچنین مامورین دولتی شان یانگ اِشغال شده

26
00:02:04,509 --> 00:02:07,526
. درون قلعه ی شان یانگ جمع شدن

27
00:02:07,554 --> 00:02:12,579
ای بابا ، اونا چشون شده ؟
. ما داریم توی گرما میپزیم

28
00:02:12,579 --> 00:02:16,558
شاید بخاطر فتح کامل منطقه ی
. شان یانگ ، میخوان ازمون تقدیر کنن

29
00:02:16,558 --> 00:02:19,552
. اما حتی مامورین شهری هم هستن ، یکمی عجیبه

30
00:02:20,502 --> 00:02:23,550
مِنگ تیان ساما ، چیزی شنیدید ؟

31
00:02:23,568 --> 00:02:24,553
. هیچی

32
00:02:28,502 --> 00:02:30,553
. یو-یوفِنگ تای اینجان

33
00:02:31,528 --> 00:02:33,599
واحدی که فرستاده بودن " شانگ گوی " رو فتح کنه ؟

34
00:02:33,599 --> 00:02:35,541
برگشتن ؟

35
00:02:36,501 --> 00:02:39,529
. اونم فرمانده ی هزار نفره ، وانگ بِنِ

36
00:02:40,541 --> 00:02:44,505
اون حرومی ، تونست مقام خودشُ ثابت کنه ، ها ؟

37
00:02:44,534 --> 00:02:46,521
! چقدر لفتش داد

38
00:02:47,540 --> 00:02:48,574
! اینجوری نیست

39
00:02:49,553 --> 00:02:53,581
اگه درست یادم باشه ، یوفِنگ تای ، به سرعت
. مناطق مجاورشُ ، یکی بعد از دیگری فتح کرده

40
00:02:53,580 --> 00:02:57,581
یوفِنگ تای

41
00:02:54,513 --> 00:02:57,544
. اونا تونستن سه منطقه متفاوتُ ، به سرعت فتح کنن

42
00:02:58,522 --> 00:02:59,519
چی ؟

43
00:03:17,556 --> 00:03:20,554
اون سربازای سیاه پوش ، کی هستن ؟

44
00:03:21,555 --> 00:03:22,586
اونا نکنه ... ؟

45
00:03:24,509 --> 00:03:25,536
... مِنگ تیان ساما

46
00:03:25,536 --> 00:03:26,556
... اونا مطمئناً

47
00:03:26,556 --> 00:03:28,599
. آره . اونا سربازایِ امپراطوری هستن

48
00:03:29,526 --> 00:03:32,548
واحد محافظِ مخصوص ، که تحت فرمان
. دادگاه امپراطوریِ استان شین ـَن

49
00:03:32,565 --> 00:03:36,581
. به عبارتی ، یکی از اشخاص مهم حکومتی به اینجا اومده

50
00:03:40,535 --> 00:03:42,506
... اون

51
00:03:42,577 --> 00:03:45,530
! چانگ پینگ جون و ... لو شی

52
00:03:45,581 --> 00:03:47,545
!فرمانده ی کل ارتش ؟

53
00:03:47,545 --> 00:03:49,553
فرمانده ی کل ، چرا توی خط مقدم هست ؟

54
00:03:50,556 --> 00:03:51,595
!سنسه ؟

55
00:03:52,537 --> 00:03:56,501
،و پُشت سنسه ، لو شی
سرِ امور اداری هست ، ها ؟

56
00:03:56,517 --> 00:03:57,596
... احساس بدی در موردش دارم

57
00:03:58,551 --> 00:04:01,596
دو تا از چهار هوادار لو باوِی ، توی شان یانگن ؟

58
00:04:05,546 --> 00:04:10,547
حالا نقشه ی پادشاهیِ ما برای سرزمین
. شان یانگ ، اعلام میکنم

59
00:04:11,516 --> 00:04:13,553
، در این لحظه

60
00:04:13,553 --> 00:04:17,598
اسم شان یانگ به دونگجو تغییر پیدا میکنه و یکی
. از بخش های استان شین میشه

61
00:04:24,535 --> 00:04:28,549
همراه با اون ، ما 10هزار نفرُ از استان
. شین ، برای اسکان به اینجا میاریم

62
00:04:29,509 --> 00:04:30,599
میارن ؟ 10 هزار نفر ؟

63
00:04:31,537 --> 00:04:34,599
، کارای دولتی ، بر طبق قانون اداریِ استان شین خواهد بود

64
00:04:35,565 --> 00:04:38,570
. و این سرزمین تحت اداره ی لو شی خواهد بود

65
00:04:39,575 --> 00:04:45,500
حتی برای شهروندان اصلی این سرزمین ، اگه با قوانین
. موافقت نکن ، از اینجا اخراج میشن

66
00:04:46,598 --> 00:04:48,521
پس از این قراره ها ؟

67
00:04:48,562 --> 00:04:51,545
و از همین الان شروع کنید به
، حک کردن این موضع در مغزتون

68
00:04:51,545 --> 00:04:57,577
که دونگجو جزوی از خاک استان شین بوده
! و باید با جونُ دل ازش محافظت کرد

69
00:04:59,527 --> 00:05:00,591
. ختم کلام

70
00:05:01,552 --> 00:05:03,590
این دیگه چی بود ؟

71
00:05:04,514 --> 00:05:05,591
. بیانیۀ تعیین بود

72
00:05:06,535 --> 00:05:07,573
بیانیۀ تعیین ؟

73
00:05:09,522 --> 00:05:13,530
در این دوران ، هر استان سرزمین ها رو دائماً
. از همدیگه میگیرن

74
00:05:13,554 --> 00:05:17,503
. وقتی چیزی گرفته بشه ، ممکنه به سرعت از دست بره

75
00:05:17,589 --> 00:05:22,516
از حیله ی مهاجرت شهروندان سرزمین
استفاده میکنن که نشون بدن که از

76
00:05:22,544 --> 00:05:26,579
. این سرزمینُ با جونُ دلمون محافظت میکنیم

77
00:05:27,523 --> 00:05:32,555
،. به اندازه ی همین بیانیه
دستور عمل های بعدی هم وجود داره

78
00:05:33,514 --> 00:05:37,555
، به عبارت دیگه ، در سال 5
شی هوانگ ، بیانیه شان یانگ دونگجو

79
00:05:37,581 --> 00:05:45,511
نشان دهنده ی اعلام جنگ به
. استان های مجاور استان شین هست

80
00:05:49,557 --> 00:05:53,515
شان یانگ

81
00:05:51,509 --> 00:05:53,515
پس چاره ای جز شروع کردن نداریم ها ؟

82
00:05:53,568 --> 00:05:54,594
... لی مُو ساما

83
00:05:54,594 --> 00:05:56,520
. ژنرال گونگسون لونگ

84
00:05:57,526 --> 00:05:59,547
لطفاً آماده سازی های لازم برای حرکت
. سربازا رو فراهم کن

85
00:05:59,547 --> 00:06:00,516
. اطاعت

86
00:06:00,567 --> 00:06:03,550
. یه پیام به ژنرال وان جی و لی بای هم بفرست

87
00:06:03,581 --> 00:06:05,596
. ما یه جنگ با 100 هزار سربازُ داریم شروع میکنم

88
00:06:06,548 --> 00:06:09,584
پس قراره اتحادُ با شین بهم بزنیم
و بهشون اعلام جنگ کنیم ؟

89
00:06:10,528 --> 00:06:13,559
. نه ، جایی که حمله میکنیم
، استان " یان " هستش

90
00:06:14,567 --> 00:06:16,522
!استان یان ؟

91
00:06:16,545 --> 00:06:19,530
!ژنرال کل شما میشد ، لی مُو ساما ؟

92
00:06:19,595 --> 00:06:20,599
. نه

93
00:06:21,567 --> 00:06:25,581
. فکر کنم باید برم و یکیُ بیدار کنم

94
00:06:42,547 --> 00:06:45,587
... کمی بعد از اینکه شان یانگ به دونگجو تغییر نام داده

95
00:06:46,526 --> 00:06:50,588
شین و فشین تای ، به یه ماموریت جدید
. در منطقه ی متفاوت اعزام شدن

96
00:06:51,582 --> 00:06:57,538
مرز استانی با " چو " ، یه پادشاهیِ بزرگ
. که نگهابانیِ ثابتیُ لازم داره

97
00:06:59,584 --> 00:07:01,572
. آروم باش ، شین

98
00:07:01,572 --> 00:07:04,539
. پاسداری از مرز ، چنین کاریِ دیگه

99
00:07:05,500 --> 00:07:09,586
. اما این چویی ها بدجور میرن رو اعصاب

100
00:07:10,550 --> 00:07:13,573
، اگه هر روز میان دیدبانی که ببینن وضع چطوره

101
00:07:13,573 --> 00:07:15,550
! خب تن لششونُ یه تکونی بِدنُ حمله کنید

102
00:07:15,550 --> 00:07:17,533
دارم میگم میفهممت ، اما ــ

103
00:07:17,533 --> 00:07:18,516
! خبر بد

104
00:07:18,551 --> 00:07:19,596
!چی شده یوآن سان ؟

105
00:07:20,524 --> 00:07:22,536
چویی ها بالاخره حرکتی کردن ؟

106
00:07:22,536 --> 00:07:26,573
! شین دونو ، چویی ها قرار نیست حمله کنن

107
00:07:26,573 --> 00:07:29,517
!پس موضوع چیه ؟

108
00:07:29,549 --> 00:07:31,592
! پانگ نوآن پیداش شده

109
00:07:33,504 --> 00:07:34,517
!چی ؟

110
00:07:36,599 --> 00:07:39,551
!پانگ نوآن به عنوان ژنرال کل منصوب شده ؟

111
00:07:39,571 --> 00:07:41,576
. آره . شکی درش نیست

112
00:07:42,519 --> 00:07:45,527
. درست مثل مایانگ ، ژنرال کل پانگ نوآن هست

113
00:07:45,527 --> 00:07:48,594
. اما کسی که ارتشُ از پُشت
پرده حرکت میده ، لی مُوِ

114
00:07:49,530 --> 00:07:51,500
. تعداد سربازا حدودِ 100 هزار نفرِ

115
00:07:51,523 --> 00:07:53,582
. به نظر میان که هدفشون ، ارتش استان یان هست

116
00:07:54,513 --> 00:07:55,593
100هزار ؟

117
00:07:56,558 --> 00:07:57,582
... پانگ نوآن

118
00:07:57,582 --> 00:08:01,582
( پرچم - یان )

119
00:07:58,552 --> 00:08:01,582
. تعداد سربازای ارتش یان هم ، همین مقداره

120
00:08:02,510 --> 00:08:04,558
پس یه نبرد 100 هزار نفره هست ؟

121
00:08:04,558 --> 00:08:07,533
. انگاری یه جنگ بزرگ ، فوراً شروع شده

122
00:08:07,536 --> 00:08:12,534
سه ژنرال اعظم استان ژائو پانگ نوآن

123
00:08:08,507 --> 00:08:10,586
، درست مثل حمله ی استان شین به استان وِی هست

124
00:08:10,586 --> 00:08:13,556
، مادامیکه استان ژائو با ما اتحاد دارن

125
00:08:13,556 --> 00:08:16,509
. میخوان از شرِ یه دشمن قدرتمند خلاص بشن

126
00:08:16,543 --> 00:08:17,579
... که اینطور

127
00:08:18,500 --> 00:08:24,510
حالا که فکر میکنم ، یادم میاد لی مُو گفته بود که اصل اتحاد
. شین-ژائو ، برای تمرکز ارتش ژائو روی یان بوده

128
00:08:24,564 --> 00:08:25,581
. هوی دیائو

129
00:08:26,501 --> 00:08:27,585
یان چجور استانی هست ؟

130
00:08:28,561 --> 00:08:30,581
. خیلی چیزا در مورد یان ، معماست

131
00:08:30,581 --> 00:08:44,512
ژائو

132
00:08:31,553 --> 00:08:34,550
. در مشرق و خیلی دور از استان شینِ

133
00:08:34,550 --> 00:08:36,591
. هیچ ثبتی در مورد نبرد با
اونا در چند دهه ی اخیر نیست

134
00:08:36,591 --> 00:08:39,536
. نمیدونیم که چه جور ژنرال هایی دارن

135
00:08:39,578 --> 00:08:44,512
. اما یه ژنرال بزرگ دارن که
همه ی چین در موردش میدونن

136
00:08:44,543 --> 00:08:45,531
چی ؟

137
00:08:45,563 --> 00:08:47,562
!اون ژنرال کیه ؟

138
00:08:48,563 --> 00:08:49,562
. جو شین

139
00:08:50,575 --> 00:08:55,506
40سال پیش ، زمانی که استان یان توسط استان
، کی " مورد حمله قرار گرفته بود "

140
00:08:55,506 --> 00:08:58,516
، همراه با ارتش خداییِ یوئه یی ، که دیگه نیست

141
00:08:58,516 --> 00:09:01,575
. تونستن استان کی رو عقب برونن و تا مرز فروپاشی بکشونن

142
00:09:02,586 --> 00:09:05,539
اونا یه همچین ژنرال معرکه ای دارن ؟

143
00:09:05,539 --> 00:09:06,550
. آره

144
00:09:06,550 --> 00:09:08,539
. اون اصالتاً اهل استان ژائو هست

145
00:09:09,507 --> 00:09:11,525
، میگفتن اگه توی ژائو میموند

146
00:09:11,525 --> 00:09:15,515
. میتونست یکی از ژنرال اعظم ژائو
، در دوران لیان پو بشه

147
00:09:15,567 --> 00:09:18,515
... سه ژنرال اعظم دوران لیان پو

148
00:09:18,554 --> 00:09:22,506
... اما استان ژائو ، پانگ نوآن و لی مُو رو داره

149
00:09:22,506 --> 00:09:24,566
. نبرد برابری در پیش دارن

150
00:09:25,542 --> 00:09:26,566
. آره

151
00:09:27,508 --> 00:09:30,587
. پیروزی برای هر دوشون ، کار آسونی نیست

152
00:09:31,533 --> 00:09:35,575
به طور ناگهانی ، خبری از نبرد
. قریب الوقوع استان یان و ژائو پخش شد

153
00:09:35,589 --> 00:09:38,592
. که قلب شینُ به لرزه انداخت

154
00:09:39,594 --> 00:09:43,599
، اما بدون هیچ چیز خاصی ،
به مرز های استان چو خیره شدن

155
00:09:43,599 --> 00:09:46,557
. برای سه روز متوالی

156
00:09:49,500 --> 00:09:51,589
شین

157
00:09:54,562 --> 00:09:56,590
این حقیقت داره ؟

158
00:09:57,553 --> 00:10:00,591
. همین یک دقیقه پیش خبرش رسیده

159
00:10:01,533 --> 00:10:04,570
. نبرد بین استان یان و ژائو ، خاتمه یافته

160
00:10:04,570 --> 00:10:06,507
چی گفتی ؟

161
00:10:06,507 --> 00:10:08,599
... نبرد بین 100 هزار نفر ، فقط چند روز طول کشیده

162
00:10:08,599 --> 00:10:10,559
! نه حتی این

163
00:10:11,519 --> 00:10:12,578
! فقط یک روز طول کشید

164
00:10:13,515 --> 00:10:15,546
! جنگ تو همون یک روز خاتمه پیدا کرده

165
00:10:16,503 --> 00:10:18,571
چجوری ... تموم شدش ؟

166
00:10:19,539 --> 00:10:24,560
. با استراتژیِ لی مُو ، ارتش
استان یان بازی داده شده بودن

167
00:10:25,513 --> 00:10:28,518
. اما ایول به ژنرال بزرگ جو شین

168
00:10:28,518 --> 00:10:31,522
تونست استراتژی لی مُو رو تشخیص بده
. و دست به یک حمله ی متقابل بزنه

169
00:10:31,571 --> 00:10:34,585
. اما استان ژائو ، پانگ نوآن رو داشت

170
00:10:39,523 --> 00:10:41,573
ژنرال کل ارتش استان یان

171
00:11:14,535 --> 00:11:16,528
!با یک دست ؟

172
00:11:30,542 --> 00:11:33,536
پس با یه نبرد یک به یک ، بین ژنرال های
کل ، خاتمه پیدا کرده ؟

173
00:11:34,503 --> 00:11:37,567
پس پانگ نوآن تونست ژنرال کل ارتش استان یانُ بکشه ؟

174
00:11:37,595 --> 00:11:40,579
اون چقدر هیولا تشریف داره ؟

175
00:11:41,520 --> 00:11:44,574
لی مُو ، همونطوری که میخواست ، تونست
. استان یانُ شکست بده

176
00:11:45,507 --> 00:11:47,501
. البته ، به همین ختم نمیشه

177
00:11:47,537 --> 00:11:49,555
،داری میگی که هدف بعدیش ممکنه
استان شین باشه ، درسته ؟

178
00:11:49,583 --> 00:11:50,598
. درسته

179
00:11:51,518 --> 00:11:53,541
، شاید هنوز اتحاد برقرار باشه

180
00:11:53,541 --> 00:11:55,593
. اما استان ژائو داره حرکت هایی انجام میده

181
00:11:56,511 --> 00:11:58,549
. و همچنین استان چو هم داره حرکت هایی میکنه

182
00:11:58,549 --> 00:12:02,531
. بخاطر همین بهمون دستور دادن که از مرز محافظت کنیم

183
00:12:03,533 --> 00:12:07,584
. ممکنه ... ممکنه یه اتفاق بد رُخ بده

184
00:12:07,584 --> 00:12:09,588
داری میگی ممکنه با چو وارد جنگ بشیم ؟

185
00:12:10,548 --> 00:12:12,532
... فکر نمیکنم به این زودی باشه

186
00:12:13,510 --> 00:12:14,584
. چو یه پادشاهیِ بزرگِ

187
00:12:14,584 --> 00:12:18,583
، فقط با وسعت زمین ، چو به تنهایی
. اندازه ی شش استان دیگه هست

188
00:12:19,507 --> 00:12:20,585
!برابر شش استان ؟

189
00:12:21,510 --> 00:12:22,544
!اینقدر بزرگِ ؟

190
00:12:22,560 --> 00:12:28,569
راستشُ بخواین ، منم نمیتونم تصور کنم که
. ممکنه چه ارتش بزرگی داشته باشن

191
00:12:28,570 --> 00:12:30,559
این عجیب نیست ، هاه ؟

192
00:12:31,528 --> 00:12:34,555
اگه اینقدر قوی هستن ، پس چرا حمله ای نمیکنن ؟

193
00:12:35,501 --> 00:12:38,560
. شاید بخاطر اندازه ی بزرگشون باشه

194
00:12:38,560 --> 00:12:54,512
کی

195
00:12:39,521 --> 00:12:43,557
چون چو خیلی عریضِ ، هم مرزِ
. شین ، هان ، وِِی ، ژائو و کی هست

196
00:12:43,557 --> 00:12:46,541
. یک مرز استانی با 5 استان مختلف

197
00:12:46,592 --> 00:12:50,553
. بخاطر همین باید به دقت در مورد حمله ، فکر کنن

198
00:12:50,589 --> 00:12:54,512
اگه بخوان حمله کنن ، ممکنه به وسیله ی
. استان دیگه ای مورد حمله قرار بگیرین

199
00:12:54,563 --> 00:12:56,515
. فهمیدم

200
00:12:56,515 --> 00:12:59,507
. چون خیلی بزرگه ، نمیتونن همینجوری به جایی حمله کنن

201
00:12:59,533 --> 00:13:05,559
با این حال ، اگه هوس حمله کنن ، قدرت کافی
. برای نابودیِ کامل یه پادشاهی رو دارن

202
00:13:06,520 --> 00:13:11,513
بخاطر همین ، تو هر وضعیتی ، استان ها از نبرد
. مستقیم با استان چو خودداری میکنن

203
00:13:11,544 --> 00:13:16,510
پس هر چقدر ما اینجا صبر کنیم ، باهاشون
وارد جنگ نمیشیم ، درسته ؟

204
00:13:16,543 --> 00:13:18,510
. این درست نیست

205
00:13:18,510 --> 00:13:24,515
مرکز فرمانده ایِ استان شین داره
. استراتژی ای برای نبرد با استان چو میکشه

206
00:13:24,570 --> 00:13:28,561
بیانیه ی شان یانگ دونگجو ، یه علامت بود
. که داره نقشه ها پیشرفت میکنن

207
00:13:28,561 --> 00:13:30,534
واقعاً ؟

208
00:13:33,545 --> 00:13:36,594
اما ارتش چو حرکت مشخصی نکرد

209
00:13:36,594 --> 00:13:41,512
. و همچنین هیچ دستوری به واحد شین ، داده نشد

210
00:13:44,538 --> 00:13:45,565
. ببین

211
00:13:46,549 --> 00:13:48,592
. اوه ، بالاخره وقت تغییر شیفت شده

212
00:14:08,553 --> 00:14:11,555
!چرا تو اینجا تپه ی مرگتُ گذاشتی ؟

213
00:14:11,596 --> 00:14:14,537
... و ... و

214
00:14:14,537 --> 00:14:16,545
هاه ؟ آره ، چرا بودش ؟

215
00:14:16,577 --> 00:14:18,537
خواب گردی کردم ؟

216
00:14:18,537 --> 00:14:19,554
... شرمنده

217
00:14:19,554 --> 00:14:22,520
! شرمندهُ زهر مار

218
00:14:25,572 --> 00:14:28,514
. صبح بخیر ، استراتژیست دیائو

219
00:14:28,514 --> 00:14:28,596
. صبح بخیر

220
00:14:29,565 --> 00:14:34,557
قبل از اینکه بفهمم ، 3 ماه شد از وقتی
. که استراتژیست فشین تای شدم

221
00:14:34,557 --> 00:14:36,597
. یه جورایی ، تونستم خودمُ با این وضع وفق بدم

222
00:14:37,584 --> 00:14:43,573
، با اینکه یه دخترم ، ولی هیچ کس بهم نگاه بد نمیکرد
. چون دوست صمیمیِ شین بودم

223
00:14:43,573 --> 00:14:46,563
!تو چته از اول صبحی ، حرومی ؟

224
00:14:46,563 --> 00:14:51,501
. آدمای اینجا درست مثل شین ، ادب مدب حالیشون نیست

225
00:14:51,501 --> 00:14:54,510
. اما اینجا بودن خیلی راحته

226
00:14:54,569 --> 00:14:57,527
! هوی اونا دارن باز دعوا راه میندازن

227
00:14:56,503 --> 00:14:57,527
. چه ابله هایی

228
00:14:57,527 --> 00:14:58,574
!کیُ کی ؟

229
00:14:59,587 --> 00:15:00,599
. لیائو دیائو دونو

230
00:15:02,573 --> 00:15:04,500
دستور جدید اومده ؟

231
00:15:04,550 --> 00:15:06,566
. آره بالاخره

232
00:15:07,577 --> 00:15:10,580
از وقتی محافظت از مرز مجاور استان
. چو رو شروع کردن ، 3 ماهی میشه

233
00:15:10,580 --> 00:15:13,576
. برای فشین تای ، دستور جدیدی صادر شده

234
00:15:14,518 --> 00:15:16,505
ماموریت پاسبانی کنسل شده

235
00:15:16,505 --> 00:15:21,516
و فشین تای به طرف قلعه ای در مشرق
. به اسم دونگجین ، در حرکتن

236
00:15:21,565 --> 00:15:24,550
، در همان زمانی که ارتش شین مرز رو ترک کرد

237
00:15:24,550 --> 00:15:29,527
. همچینن ارتش چو هم مرز رو ترک کرد

238
00:15:30,529 --> 00:15:31,571
. اصلاً خوب نیست

239
00:15:31,597 --> 00:15:33,502
چی شده دیائو ؟

240
00:15:33,533 --> 00:15:36,516
. این منطقه ، توی نقشه نیست

241
00:15:36,516 --> 00:15:36,578
چی ؟

242
00:15:37,542 --> 00:15:40,579
. برای استان شین ، این منطقه ناشناخته ـست

243
00:15:41,516 --> 00:15:44,591
. با این حال ، ما یه
قوای هجومی به طرف مشرق هستیم

244
00:15:45,577 --> 00:15:47,558
. باید با احتیاط پیش بریم

245
00:15:48,516 --> 00:15:52,544
. این منطقه ، جزو مرز مشترک
، وِی ، ژائو و چو هست

246
00:15:52,544 --> 00:15:54,567
. دیدن یکی از ارتش هاشون اینجا ، عجیب نیست

247
00:15:55,548 --> 00:15:56,548
! فهمیدم

248
00:15:56,548 --> 00:15:58,525
! همه ی واحد ها با احتیاط پیش برن

249
00:15:58,525 --> 00:15:59,572
! با احتیاط جلو برین

250
00:15:59,572 --> 00:16:00,574
! حواستون به اطراف باشه

251
00:16:00,574 --> 00:16:02,518
! مراقب بیشه ی سمت چپ باشید

252
00:16:03,544 --> 00:16:05,591
... حالا باید از بیرون حرکت کنیم

253
00:16:05,591 --> 00:16:08,521
. خودت گفتی میخوای از گوشه پیش بریم

254
00:16:08,521 --> 00:16:09,569
. وسط بمونیم ، از گرما خفه میشیم

255
00:16:10,519 --> 00:16:13,544
. نمیخواد برای من نظر بدی

256
00:16:15,504 --> 00:16:16,533
!دشمن حمله کرد ؟

257
00:16:16,533 --> 00:16:17,598
! دشمن حمله کرد ! دشمن حمله کرد

258
00:16:17,598 --> 00:16:20,507
! چی ؟ صدای وِی پینگ بودش

259
00:16:20,535 --> 00:16:22,537
! صبر کن وِی پینگ سان

260
00:16:22,537 --> 00:16:23,523
! ببین

261
00:16:30,553 --> 00:16:32,575
... کمک

262
00:16:33,576 --> 00:16:36,531
! هوی ! شینُ خبر کنید

263
00:16:36,531 --> 00:16:38,503
! مراقب دشمنا باشید

264
00:16:43,541 --> 00:16:44,543
بهوش اومدی ؟

265
00:16:45,515 --> 00:16:46,555
. به آرومی بنوش

266
00:16:48,506 --> 00:16:49,523
چه اتفاقی افتاده ؟

267
00:16:49,569 --> 00:16:55,548
... به قلعه ی ... " ژو "
... توسط ... هان ... حمله شده

268
00:16:56,548 --> 00:16:57,544
! هان

269
00:16:57,572 --> 00:16:58,568
هان ؟

270
00:16:58,568 --> 00:17:00,591
. استانیِ که تا حالا باهاشون نجنگیدیم

271
00:17:00,591 --> 00:17:02,588
از ژو چیزی میدونی ، دیائو ؟

272
00:17:02,588 --> 00:17:04,581
. نه ، چیزی نمیدونم

273
00:17:05,506 --> 00:17:09,525
هوی ، اون قلعه مال چه استانیِ ؟
چو ؟ وِی ؟ یا ژائو ؟

274
00:17:10,588 --> 00:17:13,549
... قلعه ی هیچ کدومشون نیست

275
00:17:13,592 --> 00:17:16,536
. ژو ... خودش یه پادشاهیِ

276
00:17:16,581 --> 00:17:19,519
. من یکی از مردم ژو هستم

277
00:17:19,556 --> 00:17:21,526
. اسمم ژوئی هستش

278
00:17:21,567 --> 00:17:22,597
چی داره میگه ؟

279
00:17:22,597 --> 00:17:24,551
. همچین پادشاهی ای نیست

280
00:17:24,583 --> 00:17:26,577
. نه ، چند لحظه صبر کنید

281
00:17:27,508 --> 00:17:30,599
، چین قبلاً بیش از 100 پادشاهی داشته

282
00:17:30,599 --> 00:17:34,527
و توی این 500 سال نبرد ، به 7 پادشاهیِ
. بزرگ کاهش پیدا کرده

283
00:17:35,519 --> 00:17:43,578
اما شنیدم پادشاهی های کوچیکی بدون جذب شدن
. به پادشاهی های بزرگ ، وجود دارن

284
00:17:44,514 --> 00:17:48,566
پس ... این نزدیکی ، پادشاهیِ ژو هست ؟

285
00:17:49,511 --> 00:17:51,529
... خواهش میکنم ، کمکمون کنید

286
00:17:52,505 --> 00:17:55,552
... همه ... یکی بعد از دیگری دارن کشته میشن

287
00:17:56,506 --> 00:18:00,554
... مادرمُ ... نجات بدید ... التماس میکنم

288
00:18:10,528 --> 00:18:12,591
!واقعاً مشکلی نیست همینجوری سرخود اقدام کنیم ؟

289
00:18:13,528 --> 00:18:15,503
قلعه ی دونگجین چی میشه ؟

290
00:18:15,503 --> 00:18:16,562
! البته که خوب نیست

291
00:18:16,562 --> 00:18:18,545
! این یه تخلف از دستورات به حساب میاد

292
00:18:18,545 --> 00:18:19,542
... معاون

293
00:18:19,542 --> 00:18:20,548
. میدونم

294
00:18:21,533 --> 00:18:24,586
. اما این یکی از خصوصیات خوب شین دونو هستش

295
00:18:25,516 --> 00:18:27,561
. خوب مارو راهنمایی کن

296
00:18:27,595 --> 00:18:29,512
. باشه

297
00:18:30,511 --> 00:18:32,512
اعتراضی داری ، دیائو ؟

298
00:18:34,563 --> 00:18:36,537
. البته که نه

299
00:18:36,555 --> 00:18:43,540
استان شین ژیانگ یانگ

300
00:18:37,509 --> 00:18:43,523
ما قدری به عقب و به ژیانگ یانگ ، پایتخت
. استان شین بر میگردیم

301
00:18:43,546 --> 00:18:46,577
وقتی که تازه فشین تای در مرز های
، مجاور استان چو قرار گرفته بود

302
00:18:46,577 --> 00:18:49,576
. در ژیانگ یانگ ، حرکاتی در حال شکل گیری بودش

303
00:18:50,522 --> 00:18:51,522
! گزارش میدم

304
00:18:51,559 --> 00:18:55,559
،. خانواده های گائولی و لین
به طرف دسته ی لو باوِی رفتن

305
00:18:55,559 --> 00:18:57,581
. خانواده ی یوژئو هم

306
00:18:57,581 --> 00:19:01,527
همچنین یودو شی از بی طرفی در اومده
. و طرف صدراعظمُ میگیره

307
00:19:02,574 --> 00:19:04,553
... پیش بینی میکردیم ، اما

308
00:19:04,589 --> 00:19:07,503
... اما اینقدر سریع

309
00:19:07,555 --> 00:19:09,590
، با شایعه ی رابطه ی نامشروع
ملکه ی بزرگ با لو باوِی

310
00:19:09,590 --> 00:19:13,556
. کمی از قدرت دسته ی لو باوِی کاهش یافته بود

311
00:19:13,556 --> 00:19:17,536
. اما با این وضعیت ، یک جبران ناگهانی داشتن

312
00:19:18,554 --> 00:19:24,555
. و هم پیمانان نیرومند یکی بعد از
دیگری ، از طرف زِنگ ناپدید میشدن

313
00:19:25,513 --> 00:19:29,505
. و علت این امر ، نقشه ی اتحاد لو باوِی بوده

314
00:19:29,555 --> 00:19:33,506
. اون یک مردُ پیش ملکه ی بزرگ فرستاد

315
00:19:33,562 --> 00:19:36,556
. یک مرد که ملکه ی بزرگ ، مجذوبش بشه

316
00:19:44,548 --> 00:19:48,593
بنابر این ، مادامیکه رسوایی بین لو باوِی و ملکه ی بزرگ

317
00:19:48,593 --> 00:19:51,557
ادامه داشته و رابطه شونُ مخفی نگه داشتن

318
00:19:52,513 --> 00:19:57,543
. و رابطه ی حرم با دسته ، به حد بالایی رسید

319
00:20:03,546 --> 00:20:05,521
اوه ، لی شی ؟

320
00:20:06,523 --> 00:20:10,507
غافلگیر شدم ، وقتی من و چانگ پینگ جون
، از ژیانگ یانگ دور بودیم

321
00:20:10,507 --> 00:20:15,547
. شما این همه به قدرتتون افزودید ، صدراعظم

322
00:20:16,581 --> 00:20:20,553
اما فکر میکنم قدرت حرم

323
00:20:20,553 --> 00:20:23,517
. مثل شمشیر دو لبه هست

324
00:20:23,517 --> 00:20:27,548
چی ؟ بدون اینکه حرفی بزنم عمل کردم ، ناراحتی ؟

325
00:20:27,587 --> 00:20:30,555
. همچین چیزی بیخودی نیست

326
00:20:32,523 --> 00:20:33,549
. شرمنده ، شرمنده

327
00:20:33,581 --> 00:20:38,575
. فقط میخواستم کمی از گرفتاری های تو رو کم کنم

328
00:20:39,504 --> 00:20:44,542
. بخاطر اینکه ... شاید کمی مهارتت زَنگ زده باشه

329
00:20:45,536 --> 00:20:48,551
. خب هر چی ، به هدفم رسیدم

330
00:20:48,581 --> 00:20:52,592
. حالا تونستم تمام شایعه های رو خفه کنم

331
00:20:53,594 --> 00:20:55,515
. لی شی

332
00:20:55,515 --> 00:20:55,599
. بله

333
00:20:57,539 --> 00:21:00,552
. میخوام از صدراعظمی خلاص بشم

334
00:21:01,575 --> 00:21:02,566
بله ؟

335
00:21:03,535 --> 00:21:05,526
... کمی بعد

336
00:21:05,526 --> 00:21:09,570
لو باوِی از درجه ی صدراعظمی به مقام
. نخست وزیری ارتقا پیدا کرد

337
00:21:10,515 --> 00:21:12,565
. نخست وزیری بالاترین مقام به تخت هست

338
00:21:12,565 --> 00:21:15,591
. و فقط پادشاه درجش از اون بالاتره

339
00:21:16,576 --> 00:21:19,559
، به طور معمول ، این مقام خالی بوده

340
00:21:19,559 --> 00:21:24,537
اما با قدرت دسته ی لو باوِی ، اون
. تونست خودش این مقامُ بدست بیاره

341
00:21:25,530 --> 00:21:29,592
. اما زِنگ و بقیه ، نمیتونستن مانع چنین چیزی بشن

342
00:21:30,594 --> 00:21:32,593
... اون بالاخره تا اینجا پیش رفته

343
00:21:33,548 --> 00:21:38,543
با قدرت حرم ، ما دیگه بیشتر از این نمیتونیم
. با دسته ی لو باوِی مقابله کنیم

344
00:21:39,517 --> 00:21:41,594
اینجوری باید از نو شروع کنیم ؟

345
00:21:41,594 --> 00:21:42,594
! نه

346
00:21:43,564 --> 00:21:45,560
، اگه الان دندونامونُ شل کنیم

347
00:21:45,560 --> 00:21:48,542
. فرصت پیروزیمون یک بار دیگه از دست میره

348
00:21:48,561 --> 00:21:52,544
! به هر وسیله ای ، باید با قدرتشون مقابله کنیم

349
00:21:52,566 --> 00:21:55,591
... اما ما دیگه قدرتی برامون

350
00:21:59,563 --> 00:22:00,581
اعلیحضرت ؟

351
00:22:01,584 --> 00:22:03,521
. با من بیا

352
00:22:18,594 --> 00:22:20,586
... اینجا

353
00:22:21,508 --> 00:22:22,560
... نکنه منظورتون

354
00:22:22,593 --> 00:22:24,510
! اعلیحضرت

355
00:22:27,520 --> 00:22:28,540
. بریم

356
00:22:43,598 --> 00:22:44,569
. درُ باز کنید

357
00:22:44,569 --> 00:22:45,553
! بله ، اعلیحضرت

358
00:23:10,518 --> 00:23:11,565
... خیلی وقت میشه همُ ندیدیم

359
00:23:14,549 --> 00:23:15,576
! چِنگ جیائو

360
00:23:28,550 --> 00:23:38,516
میخوام بدونم در انتهای این روز های
تکراری ، چه چیزی انتظارمُ میکشه ؟

361
00:23:38,516 --> 00:23:48,597
. حتی اگه گم شده باشم ، به
آینده چشم میدوزم و رویا بافی میکنم

362
00:23:48,597 --> 00:23:58,551
هر چقدر احساساتم جمع میشه ، بازم نمیتونم پرواز کنم

363
00:23:58,573 --> 00:24:04,509
اما تو همیشه اونجایی

364
00:24:04,509 --> 00:24:09,562
. جایی که جستجوش میکردم

365
00:24:09,562 --> 00:24:14,586
وقتی این آرزو های دریده شده ، به هم تنیده میشن

366
00:24:14,586 --> 00:24:19,517
. من خواهم اومد و ازت میپسرم

367
00:24:19,573 --> 00:24:25,531
قلبی با احساسات سوخته

368
00:24:25,531 --> 00:24:29,577
. من تنهایی دارم به دوش میکشم

369
00:24:30,505 --> 00:24:35,562
وقتی این آرزو های دریده شده ، به هم تنیده میشن

370
00:24:35,562 --> 00:24:39,577
. من خواهم اومد و ازت میپسرم

371
00:24:39,577 --> 00:24:43,508
. بنابر این اون موقع همُ ملاقات میکنیم

372
00:24:51,500 --> 00:24:57,500
پیش نمایش

373
00:24:59,540 --> 00:25:05,593
صحنه ی استراتژی

374
00:25:01,512 --> 00:25:05,593
پایان

