1
00:00:12,511 --> 00:00:18,531
! سحر از راه رسیده ، الان وقت جبرانه
Animental.net

2
00:00:13,503 --> 00:00:17,524


3
00:00:18,531 --> 00:00:24,539
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

4
00:00:26,519 --> 00:00:28,582
! یه سفر تو رو فرا میخونه که نمیتونی ازش بگذری

5
00:00:30,550 --> 00:00:34,509


6
00:00:31,554 --> 00:00:34,507
! حالا یا هیچ وقت ! آماده ای ؟ عمل کن

7
00:00:34,507 --> 00:00:39,558
حتی وزش ناگهانیِ باد و شب های پُر از اَشک

8
00:00:34,522 --> 00:00:38,543


9
00:00:39,558 --> 00:00:44,571
( در اصل چیزای بدی نیستن . ( بد نیستن

10
00:00:39,572 --> 00:00:43,593


11
00:00:44,571 --> 00:00:47,534
، درست مثل قدرت بهار

12
00:00:44,581 --> 00:00:49,502


13
00:00:47,534 --> 00:00:50,546
اگه بیشتر به پایین خیز برداری

14
00:00:50,555 --> 00:00:54,505
! میتونی بیشتر پرواز کنی

15
00:00:54,505 --> 00:01:01,522
مسیر ما روبه رو شدن در اُفقِ ، هدف بگیر

16
00:01:00,528 --> 00:01:04,550


17
00:01:04,556 --> 00:01:09,586
! دست هامونو به سَمت صبح اون روز دراز خواهیم کرد

18
00:01:09,586 --> 00:01:16,503
ما با یه احساس یکسان مواجه هستیم

19
00:01:16,503 --> 00:01:20,524
دیگه بیشتر از این تنها نیستیم ، نه ؟

20
00:01:20,524 --> 00:01:26,516
، بخاطر همین ما الان ، برای درخشیدن

21
00:01:26,516 --> 00:01:33,530
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

22
00:01:38,548 --> 00:01:45,587
. بالاخره زمان نبرد پایانی مِنگ آئو بر علیه لیان پو رسیده

23
00:01:45,587 --> 00:01:51,568
آیا میتونه به شکست های متعدد خودش پایان بده ؟

24
00:01:56,528 --> 00:01:56,599
... آخ

25
00:01:56,599 --> 00:01:58,516
میتونی وایسی ؟

26
00:01:58,516 --> 00:02:00,552
. فقط جلوی خونریزیِ پامُ بگیرید ، کافیه

27
00:02:00,552 --> 00:02:02,579
. یکی میتونه اسبمُ بیاره

28
00:02:03,568 --> 00:02:06,588
یوآن سان ، آرایش دشمن چطوری هست ؟

29
00:02:06,588 --> 00:02:12,502
، آره . روحیه ـشونُ بعد از
مرگ لون هو کمی از دست دادن

30
00:02:12,502 --> 00:02:14,506
. اما بازم دارن مقاومت میکنن

31
00:02:14,573 --> 00:02:17,506
پس یه مزیت دیگه هم دارن ؟

32
00:02:17,506 --> 00:02:18,556
. برای الان

33
00:02:18,556 --> 00:02:21,557
یوآن سان ، شرمنده ، میتونم اینجارو بسپرم بهت ؟

34
00:02:23,506 --> 00:02:24,595
... شین دونو ، نگید که

35
00:02:24,595 --> 00:02:26,531
. آره

36
00:02:27,574 --> 00:02:31,572
. یه جا هست ... که باید بهش سر بزنم

37
00:02:35,558 --> 00:02:40,559
ایستادگیِ ، مِنگ آئو

38
00:02:54,589 --> 00:02:57,577
! هر جوری شده ، جلوشونُ بگیرید

39
00:02:57,577 --> 00:03:02,590
اگه از اینجا رد بشن ، دیگه
! میرسن به مرکز فرمانده ای

40
00:03:18,588 --> 00:03:21,500
! دارن میان ، همگی آماده

41
00:03:21,500 --> 00:03:22,509
! لیان پوئه

42
00:03:22,509 --> 00:03:23,563
! لیان پو داره میاد

43
00:03:23,563 --> 00:03:27,582
بالاخره اون لحظه داره میاد ها ؟

44
00:03:27,582 --> 00:03:34,570
. بهتره آماده باشی که با احساسات 40
سالم رو به رو بشی ، لیان پو

45
00:03:36,528 --> 00:03:39,504
... در همین اثناء ، در میدون مرکزی

46
00:03:39,504 --> 00:03:43,575
. مرگ لون هو ، روحیه ی
ارتش استان وِی رو کاهش داده

47
00:03:45,515 --> 00:03:49,541
! فقط یه فشار دیگه میخوان یوفِنگ
تای ! الان وقت تلاش کردنه

48
00:03:59,529 --> 00:04:02,529
شما نگران وضع مرکز فرمانده ای هستید ؟

49
00:04:02,529 --> 00:04:05,531
بن ساما ، چه فکری میکنید ؟

50
00:04:05,531 --> 00:04:08,598
. هیچی . ما همینجا میجنگیم

51
00:04:08,598 --> 00:04:13,556
. نباید اجازه بدیم که یه سرباز ارتش وِی
از اینجا ، به مرکز فرمانده ای برسه

52
00:04:13,556 --> 00:04:17,524
. این وظیفه ی یه واحد ذخیره
و همچنین ماموریت یوفِنگ تای هست

53
00:04:17,524 --> 00:04:19,556
. تصمیم باهوشانه ای هست ، بِن ساما

54
00:04:19,556 --> 00:04:21,522
! بیا بریم ، پان یانگ

55
00:04:21,522 --> 00:04:21,594
! اطاعت

56
00:04:34,570 --> 00:04:38,508
. سالم باش پدربزرگ

57
00:04:44,539 --> 00:04:45,572
! شین

58
00:04:45,572 --> 00:04:46,599
! مِنگ تیان

59
00:04:46,599 --> 00:04:48,546
تو هم داری به سمت مرکز فرمانده ای میری ؟

60
00:04:48,594 --> 00:04:52,590
... وقتی شنیدم حساب لون هو رو رسیدی ، حرکت کردم

61
00:04:53,532 --> 00:04:59,543
که اینطور . پس واقعاً تونستی با دستای
خودت حساب لون هو رو برسی ؟

62
00:04:59,543 --> 00:05:03,595
. این زخم ها میگه که چه نبرد سهمگینی داشتی

63
00:05:04,536 --> 00:05:09,570
. به احتمال زیاد ، توی این
جنگ تو کار بزرگتری رو ارائه دادی

64
00:05:09,570 --> 00:05:13,573
. همش بخاطر اون استراتژی ای هست که دیروز چیدی

65
00:05:13,573 --> 00:05:17,587
. اما اگه جنگُ ببازیم ، همه چی از دست میره

66
00:05:18,597 --> 00:05:20,537
! باید عجله کنیم

67
00:05:20,584 --> 00:05:24,546
! بریم پیش ژنرالمون

68
00:05:24,546 --> 00:05:25,547
. آره

69
00:05:39,539 --> 00:05:43,572
حالا که اونا تمرکزشونُ روی ما گذاشتن

70
00:05:43,572 --> 00:05:48,527
. به این معناست که ارتش مرکزی ، نتونسته پیش بیاد

71
00:05:49,551 --> 00:05:52,518
اتفاقی برای لون هو افتاده ؟

72
00:05:57,597 --> 00:06:01,504
! خوب نیست ، داره میاد

73
00:06:01,504 --> 00:06:03,502
! جلوی لیان پو متمرکز بشید

74
00:06:03,502 --> 00:06:04,529
! محافظین عجله کنید

75
00:06:04,529 --> 00:06:06,504
! عجله کنید ، از این طرف

76
00:06:06,504 --> 00:06:07,576
! اسب سرورمونُ بیارید

77
00:06:07,576 --> 00:06:09,564
! سرورم ، از اینجا برید لطفاً

78
00:06:09,564 --> 00:06:10,595
. نیازی نیست

79
00:06:12,504 --> 00:06:15,580
! من عقب نشینی نمیکنم

80
00:06:28,589 --> 00:06:31,569
! فهمیدم ، سرورم

81
00:06:32,542 --> 00:06:37,590
! نیزه دارا ، هر جور شده
باید جلوی لیان پو رو بگیریم

82
00:06:41,512 --> 00:06:43,520
! جلوی لیان پو رو بگیرید

83
00:06:43,520 --> 00:06:44,500
! داره میاد

84
00:06:44,500 --> 00:06:45,511
! اینجاست

85
00:06:45,579 --> 00:06:47,597
مرکز فرمانده ای عقب نشینی نمیکنه ؟

86
00:06:47,597 --> 00:06:50,516
چی ؟ واقعاً ؟

87
00:06:50,516 --> 00:06:51,509
! اینجاست

88
00:06:52,584 --> 00:06:54,500
! پیکان ها بندازید

89
00:06:54,500 --> 00:06:55,584
! نیزه دارا به خط بشن

90
00:07:10,561 --> 00:07:12,511
! از اون استفاده میکنیم

91
00:07:12,511 --> 00:07:16,591
! اما فقط زمانی میتونیم از اون استفاده کنیم که
زیرش خالی یا سربازا کاملاً از بین رفته باشن

92
00:07:16,591 --> 00:07:18,512
! چاره ای نداریم

93
00:07:18,512 --> 00:07:19,548
تو خودتُ خودی میدونی ؟

94
00:07:19,548 --> 00:07:24,525
! خفه شو . دشمن ... لیان پوئه

95
00:07:25,585 --> 00:07:28,578
! فایده نداره ، نمیتونیم جلوشُ بگیریم

96
00:07:28,578 --> 00:07:31,582
! به هر قیمتی شده باید اینجا جلوشُ بگیریم

97
00:07:34,588 --> 00:07:38,501
!چی؟! میخوان خودی ها هم به کشتن بدن ؟

98
00:07:40,539 --> 00:07:44,535
. مِنگ آئویه حرومی ، انگاری به وحشت افتاده

99
00:07:47,564 --> 00:07:49,502
! ژنرال

100
00:08:40,577 --> 00:08:42,541
... بالاخره

101
00:08:43,521 --> 00:08:44,564
... اون بالاخره

102
00:08:45,536 --> 00:08:47,535
! لیان پو اینجاست

103
00:08:52,570 --> 00:08:56,572
، میخواستم از جلو و عقب با
یه حمله ی گازانبری ، تمومش کنم

104
00:08:56,572 --> 00:09:00,525
... اما انگاری فقط طرف من موفق بوده

105
00:09:00,593 --> 00:09:03,545
... کسل کننده بوده

106
00:09:03,545 --> 00:09:07,543
. انگاری این جنگ باعث نمیشه خونم به جوش بیاد

107
00:09:07,543 --> 00:09:08,584
! لیان پوئه

108
00:09:08,584 --> 00:09:10,559
! سربازا محاصرش کنید

109
00:09:10,559 --> 00:09:12,503
! بکشیدش

110
00:09:12,503 --> 00:09:14,544
! از سرورمون ... از سرورمون محافظت کنید

111
00:09:15,532 --> 00:09:17,594
. نمیخواد اینقدر عصبانی بشید

112
00:09:23,583 --> 00:09:26,570
. نبرد تازه شروع شده

113
00:09:26,570 --> 00:09:28,542
سرورم ؟

114
00:09:28,542 --> 00:09:29,570
... شما میخواید

115
00:09:35,514 --> 00:09:38,534
نکنه میخواین ... یک به یک باهاش مبارزه کنید ؟

116
00:09:38,534 --> 00:09:40,587
سرورمون با لیان پو ؟

117
00:09:40,587 --> 00:09:42,542
! این غیرممکنه

118
00:09:47,521 --> 00:09:51,548
. زمان زیادی شده ، مِنگ آئو

119
00:09:52,552 --> 00:09:55,537
. انگاری زیادی پیر نشدی

120
00:09:55,537 --> 00:09:57,520
! خفه

121
00:09:57,520 --> 00:10:02,549
. لیان پو ، خیلی خوشحالم که منُ به یاد داری

122
00:10:04,520 --> 00:10:06,547
. خب دیگه

123
00:10:06,547 --> 00:10:12,500
. تو تنها ژنرالی بودی که من اون موقع ها نتونستم بکشمش

124
00:10:12,555 --> 00:10:17,575
. برای این بودش که تا اوضاع خراب میشد ، فلنگُ میبستی

125
00:10:18,572 --> 00:10:23,526
... اما حالا چرا مِنگ آئوی فلنگ بند

126
00:10:23,526 --> 00:10:27,551
!چرا اینجا ایستاده ؟

127
00:10:28,593 --> 00:10:36,577
،مگه به جای یه مرگ شایسته
فرار کردن توی سبکت نبودش ؟

128
00:10:40,579 --> 00:10:46,578
،. خب وقتی به این سن برسی
خیلی چیزا ممکنه برات حقیقتاً عوض بشه

129
00:10:48,512 --> 00:10:55,539
. حالا هم فرصت پیدا کردم که قدری
سوار بر اسب با تو حرف بزنم

130
00:10:59,529 --> 00:11:04,555
. خنگ خدا . من حرفی ندارم که با تو بزنم

131
00:11:05,505 --> 00:11:07,588
. اینُ نگو لیان پو

132
00:11:07,588 --> 00:11:12,501
فکر میکنم تو هم دلت میخواد با
کسی بحث کنی ، نه ؟

133
00:11:13,531 --> 00:11:15,531
!چی ؟

134
00:11:33,509 --> 00:11:34,595
Iمیخوان شروع کنن ؟

135
00:11:34,595 --> 00:11:39,529
... نبرد یک به یک سرورمون ... با لیان پو

136
00:11:41,548 --> 00:11:44,566
... سرورمون غیرممکنه برنده بشه

137
00:11:48,528 --> 00:11:51,582
میخوام با کسی بحث کنم ها ؟

138
00:11:52,560 --> 00:11:53,597
! جالب شد

139
00:11:55,596 --> 00:11:58,523
... چرا بهم نمیگی

140
00:12:07,524 --> 00:12:11,503
!منظورت از این حرف چی بودش ؟

141
00:12:24,588 --> 00:12:33,531
! سرورم

142
00:12:37,583 --> 00:12:40,589
کم عمق بریدش ؟

143
00:12:42,561 --> 00:12:46,590
! سالمه ! اون سالمه

144
00:12:49,519 --> 00:12:54,568
. انگاری تونستم از حملش توی لحظه ی آخر جا خالی بدم

145
00:12:54,568 --> 00:12:56,566
... نزدیک بودا

146
00:12:57,530 --> 00:13:00,529
! احمق ، فکر کردی همین بوده

147
00:13:04,514 --> 00:13:07,567
! اصلاً نزدیک نبودش

148
00:13:10,555 --> 00:13:11,581
! سرورم

149
00:13:11,581 --> 00:13:13,512
! مِنگ آئو ساما

150
00:13:14,588 --> 00:13:17,500
. خیلی ضعیفی

151
00:13:17,500 --> 00:13:23,507
فکر کردی با این مهارتت میتونی جلوی
من کاری بکنی ، مِنگ آئو ؟

152
00:13:25,557 --> 00:13:28,599
مِنگ آئو

153
00:13:46,573 --> 00:13:49,550
. مهارت نیست

154
00:13:50,576 --> 00:13:53,571
... الان اسلحه ی من

155
00:13:55,565 --> 00:13:57,526
. قلبمِ

156
00:14:00,502 --> 00:14:07,503
. لیان پو ، قلبم فقط ازت هراسانِ

157
00:14:07,503 --> 00:14:08,590
. خب اینم درسته

158
00:14:08,590 --> 00:14:12,559
، وقتی جوون بودم ، بارها ازت شکست خوردم

159
00:14:12,559 --> 00:14:16,503
. حتی یکبارم پیروز نشدم

160
00:14:16,558 --> 00:14:19,596
... وقتی شنیدم که داری میای

161
00:14:19,596 --> 00:14:24,579
. راستیتش ، جلوی چشمام سیاه شدن

162
00:14:25,514 --> 00:14:29,521
، حالا که توی سن بازنشستگی رسیدم

163
00:14:29,521 --> 00:14:33,566
چرا باید با تو نبرد میکردم ؟

164
00:14:34,534 --> 00:14:36,530
... ولی اون موقع

165
00:14:36,562 --> 00:14:41,505
. یه جوانک بهم یه چیزی گفت

166
00:14:43,510 --> 00:14:47,509
. اگه آخری رو ببرم ، من بردم

167
00:14:47,509 --> 00:14:53,569
. و باید از سرنوشت خوشحال باشم که چنین شانسیُ بهم داده

168
00:14:57,575 --> 00:15:00,564
... چقدر خوشحالم من

169
00:15:00,564 --> 00:15:04,535
حقیقتاً شعله ی جوانی عجب چیزیه ، نه ؟

170
00:15:04,535 --> 00:15:07,546
. منم الان با عقیدش موافقم

171
00:15:08,574 --> 00:15:15,564
، و حالا بعد از کلی فرازُ نشیب ها

172
00:15:15,564 --> 00:15:18,530
... این حسُ دارم

173
00:15:18,597 --> 00:15:24,572
... بعد از رها کردن مهینم " کی "
، و با دست آوردن 40 سال موفقیت

174
00:15:24,591 --> 00:15:30,522
... تونستم یه ژنرال بزرگ توی استان شین بشم

175
00:15:32,598 --> 00:15:34,536
... همش

176
00:15:39,516 --> 00:15:41,587
! برای این لحظه بوده

177
00:15:45,592 --> 00:15:47,524
!چی ؟

178
00:16:00,594 --> 00:16:02,589
... اون

179
00:16:05,517 --> 00:16:10,540
چطور بودش ؟ یه حمله با احساسات 40 ساله ؟

180
00:16:11,513 --> 00:16:13,590
سنگین بود ، نه ؟

181
00:16:13,590 --> 00:16:18,565
... لیان پو ، فکر نمیکنم داخل تو
چیزی به اندازه ی کافی گُر گرفته باشه

182
00:16:18,565 --> 00:16:24,528
. که بتونه جلوی احساسات گُر گرفته ی منُ بگیره

183
00:16:24,528 --> 00:16:26,594
!چی نالیدی ؟

184
00:16:38,504 --> 00:16:41,530
! شین ، اگه احساس ضعف میکنی ، استراحت کن

185
00:16:42,552 --> 00:16:44,505
کی احساس ضعف میکنه ؟

186
00:16:48,537 --> 00:16:53,537
. هیچ نگهبانی تو راه مرکز فرمانده ای نیست

187
00:16:55,562 --> 00:16:58,550
نکنه همه ـشون رفتن به جناح پُشت ؟

188
00:16:59,588 --> 00:17:01,588
... پس انگاری لیان پو

189
00:17:03,534 --> 00:17:04,554
... پدربزرگ

190
00:17:09,558 --> 00:17:11,533
! رسیدیم به مرکز فرمانده ای

191
00:17:13,508 --> 00:17:14,558
... کسی نیست

192
00:17:25,548 --> 00:17:28,535
چه اتفاقی ... افتاده ؟

193
00:17:30,548 --> 00:17:32,538
! مِنگ تیان

194
00:17:32,538 --> 00:17:33,556
اون ... ؟

195
00:17:47,520 --> 00:17:48,581
. شگفت انگیزه

196
00:17:48,581 --> 00:17:50,520
. آ - آره

197
00:17:50,520 --> 00:17:55,516
. مِنگ آئو ساما ، اصلاً انگار نه انگار زخمی شده

198
00:17:55,516 --> 00:18:01,534
. اما وقتی که حمله میکنه ، اسب لیان پو عقب میکشه

199
00:18:04,561 --> 00:18:06,509
. سنگینه

200
00:18:06,526 --> 00:18:10,547
حتی با این سن بالاش ، این احساسات

201
00:18:11,539 --> 00:18:15,519
!چنین قدرت و وزنیُ به حملاتش میده ؟

202
00:18:15,519 --> 00:18:18,573
. نه ، فقط همین نیست

203
00:18:18,573 --> 00:18:21,567
، شاید برای اولین بار هست که دارید نبرد کردنشُ میبینید

204
00:18:21,567 --> 00:18:24,571
یا زمان زیادی گذشته و یه چیز مهمُ فراموش کردید ؟

205
00:18:25,580 --> 00:18:27,574
... گذشته از همه ، مِنگ آئو ساما

206
00:18:27,592 --> 00:18:33,542
! پدرِ اون ژنرال بی رقیب استان شین ، مِنگ وُو هست

207
00:18:34,547 --> 00:18:40,588
،! عجیب نیست که مِنگ آئو ساما
قدرت جسمانیِ بیشتر از لیان پو داشته باشه

208
00:18:44,563 --> 00:18:46,501
! لیان پو ساما

209
00:18:46,501 --> 00:18:46,563
! سرورم

210
00:18:50,516 --> 00:18:51,556
نکنه ... ؟

211
00:18:52,514 --> 00:18:56,544
ژنرال مِنگ آئو ... داره یک به یک میجنگه ؟

212
00:18:58,502 --> 00:19:02,565
لیان پو ، خودتم باید فهمیده باشی ، درسته ؟

213
00:19:02,565 --> 00:19:04,590
! عصر طلائیِ ما تمام شده

214
00:19:05,513 --> 00:19:09,520
، وقتی بزرگترین دشمنای تو ، شش ژنرال بزرگ رفتن

215
00:19:09,520 --> 00:19:13,516
! شعله های وجود تو هم رفت

216
00:19:16,573 --> 00:19:18,529
! ژنرال

217
00:19:28,518 --> 00:19:32,560
! باختی ، لیان پو

218
00:19:56,553 --> 00:19:57,568
... پدربزرگ

219
00:19:58,552 --> 00:20:01,533
... ژنرال ... مِنگ آئو

220
00:20:04,544 --> 00:20:06,534
... دستم

221
00:20:22,598 --> 00:20:23,598
! مِنگ تیان

222
00:20:24,522 --> 00:20:25,561
! تیان

223
00:20:28,561 --> 00:20:30,536
! فرار کن تیان

224
00:20:51,511 --> 00:20:57,501
وقتی شش ژنرال بزرگ مُردن ، شعله
ی منم از بین رفت ؟

225
00:20:57,501 --> 00:20:59,514
... ای احمق

226
00:20:59,573 --> 00:21:05,553
... یه چنین چیز آشکاریُ داری بهم یاد آوری میکنی

227
00:21:06,533 --> 00:21:12,529
وقتی شعله ی من رفته ، فکر کردی با احساس
40 ساله ، میتونی به من پیروز بشی ؟

228
00:21:13,503 --> 00:21:17,552
فکر کردی با اینکارت چیزی عوض میشه ؟

229
00:21:18,551 --> 00:21:25,504
، در اون دوران ، شش ژنرال بزرگ
استان شین و سه ژنرال اعظم استان ژائو

230
00:21:25,530 --> 00:21:29,576
با میلیون ها سرباز

231
00:21:29,576 --> 00:21:35,593
. افتاده بودیم به جون هم و
بی وفقه با هم درگیر میشدیم

232
00:21:38,540 --> 00:21:43,581
، شاید گرمای چنین حریفایی از بین رفته باشه

233
00:21:43,581 --> 00:21:49,532
! اما این بدن مال اون دوران طلائی هست

234
00:21:49,552 --> 00:21:53,535
فکر کردی این 40 سال احساساتت یا هر چی

235
00:21:53,535 --> 00:21:56,532
!میتونه از پس این بدن بربیاد ؟

236
00:21:56,532 --> 00:22:01,508
! منُ دست کم نگیر ، مِنگ آئو

237
00:22:11,578 --> 00:22:15,559
! این ... لیان پو هست

238
00:22:33,505 --> 00:22:34,596
گزارش جدیدی نیومده ؟

239
00:22:34,596 --> 00:22:36,536
. هنوز هیچی

240
00:22:36,536 --> 00:22:40,543
. پیام آورا رو جمع کن و اطلاعاتُ به سرعت جمع کن

241
00:22:41,505 --> 00:22:42,548
! پیام آورا رو خبر کنید

242
00:22:42,548 --> 00:22:45,500
. ژنرال لیان پو هست دیگه

243
00:22:45,500 --> 00:22:47,563
... مطمئنم که نمیتونم ایرادی بهش بگیرم

244
00:22:47,598 --> 00:22:51,533
. اما برای نبردش دعا میکنم

245
00:23:06,565 --> 00:23:11,551
پس اونجا مرکز فرمانده ایِ ژنرال کل بای گویشی هست ها ؟

246
00:23:28,550 --> 00:23:38,516
میخوام بدونم در انتهای این روز های
تکراری ، چه چیزی انتظارمُ میکشه ؟

247
00:23:38,516 --> 00:23:48,597
. حتی اگه گم شده باشم ، به
آینده چشم میدوزم و رویا بافی میکنم

248
00:23:48,597 --> 00:23:58,551
هر چقدر احساساتم جمع میشه ، بازم نمیتونم پرواز کنم

249
00:23:58,573 --> 00:24:04,509
اما تو همیشه اونجایی

250
00:24:04,509 --> 00:24:09,562
. جایی که جستجوش میکردم

251
00:24:09,562 --> 00:24:14,586
وقتی این آرزو های دریده شده ، به هم تنیده میشن

252
00:24:14,586 --> 00:24:19,517
. من خواهم اومد و ازت میپسرم

253
00:24:19,573 --> 00:24:25,531
قلبی با احساسات سوخته

254
00:24:25,531 --> 00:24:29,577
. من تنهایی دارم به دوش میکشم

255
00:24:30,505 --> 00:24:35,562
وقتی این آرزو های دریده شده ، به هم تنیده میشن

256
00:24:35,562 --> 00:24:39,577
. من خواهم اومد و ازت میپسرم

257
00:24:39,577 --> 00:24:43,508
. بنابر این اون موقع همُ ملاقات میکنیم

258
00:24:51,500 --> 00:24:57,500
پیش نمایش

259
00:24:59,530 --> 00:25:05,593
عصر شادابی

260
00:25:01,505 --> 00:25:05,593
پایان

