1
00:00:12,511 --> 00:00:18,531
! سحر از راه رسیده ، الان وقت جبرانه
Animental.net

2
00:00:13,503 --> 00:00:17,524


3
00:00:18,531 --> 00:00:24,539
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

4
00:00:26,519 --> 00:00:28,582
! یه سفر تو رو فرا میخونه که نمیتونی ازش بگذری

5
00:00:30,550 --> 00:00:34,509


6
00:00:31,554 --> 00:00:34,507
! حالا یا هیچ وقت ! آماده ای ؟ عمل کن

7
00:00:34,507 --> 00:00:39,558
حتی وزش ناگهانیِ باد و شب های پُر از اَشک

8
00:00:39,558 --> 00:00:44,571
( در اصل چیزای بدی نیستن . ( بد نیستن

9
00:00:39,572 --> 00:00:43,593


10
00:00:44,571 --> 00:00:47,534
، درست مثل قدرت بهار

11
00:00:44,581 --> 00:00:49,502


12
00:00:47,534 --> 00:00:50,546
اگه بیشتر به پایین خیز برداری

13
00:00:50,555 --> 00:00:54,505
! میتونی بیشتر پرواز کنی

14
00:00:54,505 --> 00:01:01,522
مسیر ما روبه رو شدن در اُفقِ ، هدف بگیر

15
00:00:54,599 --> 00:01:04,550


16
00:01:04,556 --> 00:01:09,586
! دست هامونو به سَمت صبح اون روز دراز خواهیم کرد

17
00:01:09,586 --> 00:01:16,503
ما با یه احساس یکسان مواجه هستیم

18
00:01:16,503 --> 00:01:20,524
دیگه بیشتر از این تنها نیستیم ، نه ؟

19
00:01:20,524 --> 00:01:26,516
، بخاطر همین ما الان ، برای درخشیدن

20
00:01:26,516 --> 00:01:33,530
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

21
00:01:37,529 --> 00:01:42,564
. در میدان نبرد استان شین و وِی
، دوباره لون هو و شین بهم برخوردن

22
00:01:42,599 --> 00:01:48,520
کدوم یکیشون از حد خودشون فراتر میرن و راهشونُ ادامه میدن ؟

23
00:01:48,583 --> 00:01:52,557
. احساسات گُر گرفته ی جفتشون ، در حال جرقه پراکنی هست

24
00:01:55,526 --> 00:01:59,532
. اون دیگه ... نمیتونه بلند بشه

25
00:01:59,565 --> 00:02:02,588
... اون نمیتونه که ... از جاش

26
00:02:14,563 --> 00:02:17,565
... لون هو ... حرومی

27
00:02:18,545 --> 00:02:22,515
. سرورم ... منتظرمه

28
00:02:23,560 --> 00:02:28,516
. نمیتونم ... اینجا شکست بخورم

29
00:02:33,591 --> 00:02:38,592
رفقای با ارزش

30
00:02:45,551 --> 00:02:47,543
. من شکست نمیخورم

31
00:02:48,542 --> 00:02:53,518
. بخاطر اینکه من از طرف بهشت برای
شمشیر لیان پو بودن ، فرستاده شدم

32
00:02:54,565 --> 00:02:55,569
از بهشت ؟

33
00:02:57,556 --> 00:03:01,539
. فقط تعداد کمی از فرمانده های
ارتش هستن که بهشت بهشون علاقه داره

34
00:03:02,592 --> 00:03:04,557
. این سرنوشتم هست

35
00:03:04,598 --> 00:03:10,539
... وقتی در لبه ی مرگ بودم
، از طرف سرورم ، برگزیده شدم

36
00:03:11,504 --> 00:03:12,583
. این به وسیله ی بهشت ترتیب داده شده بود

37
00:03:13,560 --> 00:03:16,583
برگزیده شده ؟ به وسیله ی لیان پو ؟

38
00:03:20,593 --> 00:03:23,574
. داستان خیلی معمولیی هست

39
00:03:24,589 --> 00:03:27,555
. یه دهکده ی کوچیک گرفتار یه جنگ شد

40
00:03:28,575 --> 00:03:33,595
. همه ی مُرده بودن ، فقط من
و خواهر کوچیکترم جون بدر برده بودیم

41
00:03:34,545 --> 00:03:37,564
. فقط باید منتظر میموندیم که از گرسنگی بمیریم

42
00:03:38,582 --> 00:03:41,565
... نمیدونم چند روز از اون زمان گذشته بود که

43
00:03:52,511 --> 00:03:55,527
. من ملاقاتش کردم ...

44
00:03:56,553 --> 00:03:58,585
... یه بچه زنده مونده

45
00:03:58,585 --> 00:04:01,510
. بهش آب و غذا بدید

46
00:04:01,510 --> 00:04:01,575
. اطاعت

47
00:04:02,561 --> 00:04:05,512
... ممـ - ممنونم

48
00:04:05,512 --> 00:04:11,518
... اما خواهش میکنم قبل از من ، به خواهرم کمک کنید

49
00:04:15,528 --> 00:04:16,572
. این غیرممکنه

50
00:04:22,555 --> 00:04:26,573
... خجالت آوره ، ولی من متوجه نشده بودم

51
00:04:27,545 --> 00:04:30,519
. که خواهر کوچیکم خیلی وقت بود که مُرده

52
00:04:34,593 --> 00:04:37,571
. فکر کنم حرف زدن در مورد
خواهر کوچیکترم ، ربطی نداشته باشه

53
00:04:38,594 --> 00:04:42,500
. به هر حال ، زندگیم نجات داده شد

54
00:04:42,539 --> 00:04:44,550
. به وسیله ی اون ژنرال بزرگ ، لیان پو

55
00:04:45,590 --> 00:04:47,586
فکر میکنی این تصادفیه ؟

56
00:04:48,525 --> 00:04:53,505
. و در نتیجه ، نبوغ من توی نبرد
، باعث نبرد کردن در کنار لیان پو شد

57
00:04:53,584 --> 00:04:59,502
. یه نابغه ی نبرد ، به وسیله ی
یه نابغه ی بزرگ نبرد ، پذیرفته شده

58
00:05:02,508 --> 00:05:04,560
. ژوآن فِنگ ساما خیلی این حرفُ میزد

59
00:05:05,515 --> 00:05:08,553
" . تعداد کمی از فرمانده های ارتش
هستن که بهشت بهشون علاقه داره "

60
00:05:09,521 --> 00:05:11,560
، و یکی از اونا ، لیان پو بودش

61
00:05:11,560 --> 00:05:16,501
. و من از طرف بهشت ، به عنوان شمشیرش فرستاده شدم

62
00:05:17,537 --> 00:05:18,583
... بخاطر همین من

63
00:05:22,547 --> 00:05:25,560
بخاطر همین من ، نمیتونم یه همچین جایی ــ

64
00:05:25,560 --> 00:05:26,579
! بی ربطه

65
00:05:27,560 --> 00:05:29,557
، تو فقط داری میگی

66
00:05:29,557 --> 00:05:33,555
. همه ی این کار ها رو فقط بهشت انجام داده

67
00:05:33,594 --> 00:05:35,566
! اما اینجوری نیست

68
00:05:35,566 --> 00:05:39,518
! ما همه ـمون روی پاهای خودمون داریم نبرد میکنیم

69
00:05:39,570 --> 00:05:45,569
!حتی الان تو داری زندگیتُ میزاری وسط و به
عنوان شمشیر لیان پو میجنگی ، درسته ؟

70
00:05:50,517 --> 00:05:54,504
. من خوب میدونم که چقدر ملاقات ها مهم هستن

71
00:05:54,586 --> 00:05:57,533
، درست مثل تو که لیان پو رو دیدی

72
00:05:57,533 --> 00:06:02,520
. منم یه شخصی حتی بزرگتر از لیان پو رو ملاقات کردم

73
00:06:02,559 --> 00:06:04,546
. و من با اون بزرگ شدم

74
00:06:07,509 --> 00:06:08,506
. وِی پینگ

75
00:06:09,504 --> 00:06:09,596
! آره

76
00:06:18,557 --> 00:06:19,569
! پیائو

77
00:06:21,572 --> 00:06:26,504
. اون بهم رویایی داد ... ولی خودش خیلی زود مُرد

78
00:06:26,579 --> 00:06:31,590
. و در مقابلش ... من شخص دیگه ای
رو در خارج این دنیا ، ملاقات کردم

79
00:06:33,550 --> 00:06:37,599
،... از اون موقع به بعد
من با رفیقایی ملاقات و خداحافظی کردم

80
00:06:38,588 --> 00:06:44,554
. و حتی شخصیُ ملاقات کردم که راه
واقع بینانه ای برای رویام بهم داد

81
00:06:45,578 --> 00:06:49,557
، شاید نشه بهشون گفت که تصادفی هست یا نه

82
00:06:49,557 --> 00:06:52,570
! اما میدونم که هیچ ربطی به بهشت مهشت نداره

83
00:06:53,500 --> 00:06:57,551
. من فقط احساس اونا رو حمل و به جلو پیش میرم

84
00:06:58,500 --> 00:07:02,551
. لون هو ، نبرد با تو رو
یه پیش در آمد برای خودم درست میکنم

85
00:07:05,569 --> 00:07:06,577
. اینُ میگی

86
00:07:07,539 --> 00:07:09,577
. اما کسی که قراره بمیره ، تویی

87
00:07:20,545 --> 00:07:23,504
. شین ، تو درست میگی

88
00:07:23,552 --> 00:07:27,585
،. ملاقات کردن به سرنوشت بستگی داره
ولی بعدش همه چی به خودت بستگی داره

89
00:07:32,551 --> 00:07:36,560
... اما همیشه معجزه هایی هستن که
به وسیله ی بهشت رُخ میدن

90
00:07:40,593 --> 00:07:41,593
... سرورم

91
00:07:46,538 --> 00:07:50,594
، با مرگ وانگ کی ، قدرت
جدیدی به اسم لی مُو اومده

92
00:07:51,540 --> 00:07:55,568
. حتی استان شین هم جوون های با استعدادی داره

93
00:07:56,580 --> 00:08:01,549
. انگاری دوران داره به جهان بعدیِ جنگ ها پیش میره

94
00:08:05,531 --> 00:08:10,528
... شاید وقتی که سرورم از کشور فرار
کرد و پا از خط مقدم بیرون گذاشته

95
00:08:10,578 --> 00:08:14,509
. وظیفه ی من کامل شده باشه

96
00:08:15,571 --> 00:08:19,562
... حتی اگه اینجوری باشه

97
00:08:21,510 --> 00:08:23,596
ممکنه این نبردمم کاری از بهشت باشه ؟

98
00:08:34,549 --> 00:08:38,549
. تو واقعاً قوی هستی ، شین از فشین تای

99
00:08:42,560 --> 00:08:46,570
... شین ... تو ... دوباره

100
00:09:12,573 --> 00:09:19,569
،. لون هو . تو حریف باورنکردنیی بودی
من خودمُ برای چندین بار مُردن آماده کرده بودم

101
00:09:24,512 --> 00:09:25,593
! اون تونست ! اون واقعاً تونست

102
00:09:25,593 --> 00:09:27,541
! اون لون هو رو شکست داد

103
00:09:27,541 --> 00:09:30,503
. اون یکی از چهار پادشاه آسمانی (
بهشتی ) لون هو رو شکست داد

104
00:09:30,503 --> 00:09:31,556
... و حالا

105
00:09:31,556 --> 00:09:32,544
! آره

106
00:09:32,544 --> 00:09:36,573
! ما حالا شرطی که برامون گذاشته بودنُ ، انجام دادیم

107
00:09:41,545 --> 00:09:42,592
! بُن ساما ، اونجارو

108
00:09:44,585 --> 00:09:45,593
. میشنوم

109
00:09:57,510 --> 00:09:58,523
! لون هو ساما

110
00:09:58,523 --> 00:09:59,522
! لعنتی

111
00:09:59,584 --> 00:10:00,569
! دشمنا

112
00:10:00,569 --> 00:10:01,557
! سربازای لون هو دارن میان

113
00:10:01,582 --> 00:10:03,535
! اونا رو بسپارید به ما

114
00:10:03,535 --> 00:10:07,520
! به عنوان عضو سابق گائو بی
، ما کارمونُ اینجام خاتمه میدیم

115
00:10:08,526 --> 00:10:10,596
! شین ! زود باش سر اونُ از تنش جدا کن

116
00:10:10,596 --> 00:10:13,595
! ما باید اونُ بالا ببریم و
تا تموم میدون جنگ ، ببیننش

117
00:10:16,523 --> 00:10:17,538
... لون هو

118
00:10:21,537 --> 00:10:22,588
... شین دونو

119
00:10:23,554 --> 00:10:27,522
! حتی بدون سر ، کلمات پخش میشن

120
00:10:27,560 --> 00:10:32,558
،! فریاد بزنید که فرمانده ی فشین تای
شین ، ژنرال دشمن ، لون هو رو کشته

121
00:10:35,545 --> 00:10:37,510
!حال معاون چو شویی چطوره ؟

122
00:10:37,581 --> 00:10:40,504
. یجورایی زخمش کشنده نیست

123
00:10:40,504 --> 00:10:42,557
! اگه بشه جلوی خونریزی رو گرفت ، میشه جونشُ نجات داد

124
00:10:42,557 --> 00:10:43,558
! خوبه

125
00:10:50,569 --> 00:10:51,593
. وِی پینگ سان

126
00:10:52,528 --> 00:10:53,525
. آره

127
00:10:53,563 --> 00:10:58,507
. برای الان ، انگاری همه چی داره خوب پیش میره

128
00:11:02,597 --> 00:11:04,551
چیزی شده ، لونگ چوآن ؟

129
00:11:05,568 --> 00:11:07,576
. یجورایی عجیبه

130
00:11:08,519 --> 00:11:13,577
. من هیچ نشونه ای از معاون
کیانگ لی و افرادش نمیتونم ببینم

131
00:11:21,583 --> 00:11:26,541
فکر کردید همینجا تموم شده ، حرومی ها ؟

132
00:11:26,541 --> 00:11:32,568
. ژنرال لون هو یک واحد ذخیره
نزدیک به ارتش اصلی قرار داده بود

133
00:11:32,568 --> 00:11:35,556
وقتی که شما اینجا جمع شدید

134
00:11:35,556 --> 00:11:39,504
! ممکنه اونا رفته باشن جلوتر

135
00:11:39,504 --> 00:11:40,567
چـ - چی گفتی ؟

136
00:11:40,597 --> 00:11:44,516
، اگه رفیقاتون اونجا مونده باشن

137
00:11:44,516 --> 00:11:47,576
! تا الان باید همه ـشون قتلُ عام شده باشن

138
00:11:49,502 --> 00:11:55,553
. اون واحد ساخته شده از 500 سرباز سرِ
چهار پادشاه آسمانی ، ژنرال جی زیفانگ هست

139
00:11:58,592 --> 00:12:01,595
! چرتُ پرت برای خودت نباف ، مُردنی

140
00:12:01,595 --> 00:12:04,525
! لونگ چوآن ، با دقت بگرد دنبالشون

141
00:12:04,525 --> 00:12:05,572
!نمیتونی جایی ببینیشون ؟

142
00:12:05,572 --> 00:12:09,532
... توی این بارون ، به سختی میشه دید

143
00:12:10,562 --> 00:12:11,532
! شین

144
00:12:11,561 --> 00:12:13,531
! ما هم بریم

145
00:12:14,576 --> 00:12:16,596
... برای شما مهاجم ها

146
00:12:22,530 --> 00:12:26,550
. کیانگ لی ، تا بعد

147
00:12:27,523 --> 00:12:28,547
. باشه

148
00:12:30,580 --> 00:12:32,597
! کیانگ لی

149
00:12:34,580 --> 00:12:37,597
کیانگ لی

150
00:12:39,522 --> 00:12:44,507
. الان ، یک ساعت قبل از اینکه شین
بتونه بر لون هو پیروز بشه ، هست

151
00:12:44,580 --> 00:12:49,536
. کیانگ لی و 200 سرباز زخمی ، اینجا باقیمونده بودن

152
00:12:49,593 --> 00:12:51,573
چه اتفاقی برای فرمانده اینا افتاده ؟

153
00:12:51,573 --> 00:12:54,503
... انگاری فرمانده داره با لون هو
، یک به یک نبرد میکنه

154
00:12:54,503 --> 00:12:56,503
. اما از اینجا سخت میشه فهمید

155
00:13:03,551 --> 00:13:05,578
اونا دیگه ... کین ؟

156
00:13:06,563 --> 00:13:08,545
! یه دسته دشمن جدید

157
00:13:08,545 --> 00:13:09,599
! بزرگن

158
00:13:09,599 --> 00:13:12,551
! سربازا دارن به هوا پرتاب میشن

159
00:13:12,576 --> 00:13:13,597
! دارن میان

160
00:13:13,597 --> 00:13:15,583
!دارید چیکار میکنید واحد ذخیره ؟

161
00:13:15,583 --> 00:13:18,564
! زود باشید بیاید پشت ما ، عجله کنید

162
00:13:19,506 --> 00:13:22,530
! ما نمیتونیم از پس اون دشمن بربیایم

163
00:13:22,559 --> 00:13:25,505
خنگ خدا ، داری چی میگی ؟

164
00:13:25,505 --> 00:13:27,552
! برای این مواقع بوده که ما رو اینجا گذاشتن

165
00:13:28,501 --> 00:13:29,535
... اما

166
00:13:29,535 --> 00:13:30,548
! بریم

167
00:13:33,534 --> 00:13:35,511
. ما نباید بریم

168
00:13:35,552 --> 00:13:38,528
... ما الان

169
00:13:39,536 --> 00:13:41,506
. نمیتونیم جلوی قدرت اونا وایسیم

170
00:13:41,506 --> 00:13:42,591
. عجله کنید بیاید جلو ، فشین تای

171
00:13:43,545 --> 00:13:44,545
! معاون فرمانده

172
00:13:44,545 --> 00:13:45,557
! معاون کیانگ لی

173
00:13:45,557 --> 00:13:46,542
... معاون فرمانده

174
00:13:49,506 --> 00:13:50,517
... خواهر بزرگ ژیانگ

175
00:13:53,584 --> 00:13:57,530
. اگه بمیریم ... نمیتونم انتقام خواهر بزرگم ژیانگُ بگیرم

176
00:13:57,589 --> 00:14:00,557
! اگه بریم جلو هم ، رفتیم به سراغ مرگ

177
00:14:00,557 --> 00:14:01,547
... ما فقط باید

178
00:14:01,547 --> 00:14:02,589
! ببند گاله رو ، حرومزاده

179
00:14:02,589 --> 00:14:04,558
!اینجوری خودتُ جزوی از فشین تای میدونی ؟

180
00:14:04,558 --> 00:14:07,581
! فرمانده اینا هم الان دارن برای جونشون ریسک میکنن

181
00:14:12,543 --> 00:14:14,586
. متاسفم خواهر بزرگ ژیانگ

182
00:14:15,522 --> 00:14:19,512
! الان من ... معاون فرمانده ی فشین تای هستم

183
00:14:20,558 --> 00:14:21,564
! به پیش

184
00:14:24,535 --> 00:14:28,522
لعنتی . من واقعاً اینقدر احمق بودم ؟

185
00:14:30,517 --> 00:14:32,536
. مراقب باش لی

186
00:14:32,536 --> 00:14:35,547
،. اگه کنار یه احمق باشی
حماقتش به تو هم سرایت میکنه

187
00:14:37,552 --> 00:14:38,585
. همینه

188
00:14:41,545 --> 00:14:43,531
... معاون فرمانده کیانگ لی

189
00:14:44,571 --> 00:14:46,504
داره میخنده ؟

190
00:15:07,566 --> 00:15:10,554
. همه ... مُردن

191
00:15:10,554 --> 00:15:13,575
لعنتی ! معاون کیانگ لی و بقیه کجان ؟

192
00:15:15,579 --> 00:15:16,594
! فرمانده

193
00:15:17,573 --> 00:15:19,564
! این شخص هنوز زندست

194
00:15:19,564 --> 00:15:21,547
! اون جزوی از گروه منه

195
00:15:21,547 --> 00:15:23,512
!هوی ، چه اتفاقی اینجا افتاده ؟

196
00:15:23,537 --> 00:15:25,566
. متاسفم

197
00:15:25,566 --> 00:15:27,561
... دشمن ... زیادی قوی بودش

198
00:15:27,597 --> 00:15:29,527
... ما نتونستیم کاری

199
00:15:30,508 --> 00:15:33,521
... اما ... معاون کیانگ لی

200
00:15:33,563 --> 00:15:38,528
... حتی با اینکه وضع خوبی نداشت ... تنهایی

201
00:15:38,567 --> 00:15:40,501
... کیانگ لی

202
00:15:40,534 --> 00:15:44,529
... متاسفم . ما واقعاً بی فایده بودیم

203
00:15:45,506 --> 00:15:50,541
... اونا خیلی قوی بودن ... معاون ... معاون

204
00:15:48,574 --> 00:15:54,506
. اینجا تنها جایی هست که میتونم بهش بگم خونه

205
00:15:55,586 --> 00:16:01,513
. وقتی که جنگ تموم بشه ، من از اینجا میرم

206
00:16:02,505 --> 00:16:05,531
... نمیدونم چند ماه یا چند سال طول میکشه

207
00:16:06,532 --> 00:16:08,556
. اما هر جوری شده ، انتقاممُ میگیرم

208
00:16:09,585 --> 00:16:14,555
... و وقتی که تموم شد ، دوباره برگشتم

209
00:16:14,555 --> 00:16:15,586
... مسخرست

210
00:16:16,561 --> 00:16:18,580
. این خیلی مسخرست ، کیانگ لی

211
00:16:21,560 --> 00:16:30,502
. وقتی این اتفاقی بیوفته ، فکر میکنم میتونم
در کنار شما ها ، به جلو حرکت کنم

212
00:16:32,541 --> 00:16:36,545
تو چی کار کردی ، ای احمق کله خر ؟

213
00:16:38,580 --> 00:16:40,572
! کـــیـــانــــگ لــــــــی

214
00:16:45,505 --> 00:16:47,583
. اینجا فقط آدمای گُنده افتادن

215
00:16:48,523 --> 00:16:50,554
اینا افراد جی زیفانگ هستن ؟

216
00:16:50,554 --> 00:16:52,555
. همه ـشون قیمه قیمه شدن

217
00:16:52,555 --> 00:16:53,573
چه اتفاقی افتاده اینجا ؟

218
00:16:54,565 --> 00:16:57,513
. اون ... انسان نیست

219
00:16:57,590 --> 00:17:01,549
... اون ... اصلاً انسان نیست

220
00:17:21,516 --> 00:17:24,568
هاه ؟ تویی ... ؟

221
00:17:37,509 --> 00:17:38,551
!کیانگ لی ؟

222
00:17:39,596 --> 00:17:41,587
!خری مگه تو ؟

223
00:17:41,587 --> 00:17:44,528
!چطور تونستی چنین کار خطرناکیُ بکنی ؟

224
00:17:45,503 --> 00:17:49,504
! اگه بمیری که نمیتونی انتقام خواهرتُ بگیری

225
00:17:49,596 --> 00:17:51,587
... خیلی بدی

226
00:17:51,587 --> 00:17:54,569
... با اینکه این همه زحمت کشیدم ، اینُ میگی

227
00:17:56,514 --> 00:17:59,543
برای تو چی ... تموم شدش ؟

228
00:17:59,543 --> 00:18:02,567
. آره . همونطوری که قول داده
بودم ، حساب لون هو رو رسیدم

229
00:18:03,513 --> 00:18:04,555
. که اینطور

230
00:18:07,597 --> 00:18:09,503
. شین

231
00:18:11,513 --> 00:18:12,538
. ولم کن

232
00:18:12,565 --> 00:18:14,521
. حماقتت بهم سرایت میکنه

233
00:18:14,558 --> 00:18:16,510
! خفه

234
00:18:19,506 --> 00:18:21,557
!واقعاً حال معاون فرمانده کیانگ لی خوبه ؟

235
00:18:21,583 --> 00:18:23,565
. آره ، از اینور

236
00:18:23,565 --> 00:18:27,508
معاون فرمانده حساب تمام این آدما رو رسیده ؟

237
00:18:27,544 --> 00:18:29,537
... این کار یه انسان نیست

238
00:18:30,563 --> 00:18:31,594
! اونجان

239
00:18:34,521 --> 00:18:37,500
فرمانده ی گروه ها همه جمع شدن . چه خبره اونجا ؟

240
00:18:41,538 --> 00:18:42,559
... غیرممکنه

241
00:18:45,591 --> 00:18:47,534
... باورنکردنیِ

242
00:18:50,523 --> 00:18:54,570
کیانگ لی یه دختر بوده ؟

243
00:18:55,567 --> 00:18:57,539
این یعنی چی شین ؟

244
00:18:57,539 --> 00:19:01,531
نگو که میدونستی که کیانگ لی یه دختره ؟

245
00:19:01,579 --> 00:19:03,566
!چرا هیچی نگفتی تو ؟

246
00:19:03,566 --> 00:19:04,585
!از کی میدونستی ؟

247
00:19:04,585 --> 00:19:06,539
! بهمون توضیح بده

248
00:19:08,572 --> 00:19:11,501
. خفه خون بگیرید دیگه

249
00:19:12,558 --> 00:19:15,597
تا حالا میدونید چند نفر بخاطر کیانگ لی نجات پیدا کردن ؟

250
00:19:16,532 --> 00:19:19,588
. الان دیگه مهم نیست که اون یه زنِ یا مرد

251
00:19:20,533 --> 00:19:22,538
. یکمی درموردش فکر کنید

252
00:19:22,583 --> 00:19:28,531
اون یه همچنین فنون شمشیرزن ای بلده که توی
... میدون جنگ ، که مردها هم جلوش چیزی نیستن

253
00:19:28,531 --> 00:19:31,546
. اون یه چیز با ارزشیُ داره حمل میکنه

254
00:19:38,533 --> 00:19:39,598
. برعکسه ، تیان یو

255
00:19:41,545 --> 00:19:44,540
. اون واقعاً خالیِ خالیِ

256
00:19:45,544 --> 00:19:49,529
. تو جایی که اون بزرگ شده ، قانون وحشتناکی بوده

257
00:19:49,581 --> 00:19:55,576
. بخاطر اون قانون ، اون باید خواهرشُ میکشت

258
00:19:58,515 --> 00:20:03,579
. اما در آخر ، خواهر بزرگش
کشته شد و اون زنده موند

259
00:20:04,581 --> 00:20:09,513
. از اون موقع ، اون سفرشُ
برای گرفتن انتقام خواهرش ، شروع کرده

260
00:20:09,575 --> 00:20:12,547
. برای اون ، این همه چیزه

261
00:20:13,523 --> 00:20:17,531
. تنها هدف زنده موندنش ، گرفتن انتقامِ

262
00:20:19,506 --> 00:20:20,531
... حتی ممکنه

263
00:20:21,506 --> 00:20:25,569
. اون بعد از گرفتن انتقامش ، خودشُ بکشه

264
00:20:29,562 --> 00:20:31,501
... اما

265
00:20:31,501 --> 00:20:34,520
. اخیراً ، کمی تغییر کرده

266
00:20:34,576 --> 00:20:38,591
... اون در مورد بعد از انتقامش
... چه کاری میخواد بعدش انجام بده

267
00:20:38,591 --> 00:20:41,567
. و درباره ی محلی برای برگشت فکر میکرد

268
00:20:43,561 --> 00:20:45,521
. و اونم فیشین تای هست

269
00:20:49,561 --> 00:20:52,572
... نمیتونم ازتون بخوام که وانمود کنید که چیزی نفهمیدید

270
00:20:52,594 --> 00:20:55,586
اما میتونید مثل قبل باهاش رفتار کنید ، بچه ها ؟

271
00:21:00,568 --> 00:21:04,586
. اون ... یکی از رفیقای با ارزشمونِ

272
00:21:06,586 --> 00:21:09,508
. نگران نباشید شین دونو

273
00:21:09,508 --> 00:21:13,566
. همونطوری که تیان یو گفتش ، کیانگ
لی دونو ، همون کیانگ لی دونو هست

274
00:21:13,566 --> 00:21:15,512
... هیچ چیزی تغییری نمیکنه

275
00:21:15,512 --> 00:21:16,587
! این مثل همیشه نیست

276
00:21:18,569 --> 00:21:19,581
... وِی پینگ

277
00:21:20,525 --> 00:21:23,550
! دشمنم ممکنه روزی بفهمه که اون یه زن هستش

278
00:21:23,594 --> 00:21:27,541
! وقتی این اتفاق بیوفته ، کسایی
هستن که اونُ حتماً هدف قرار میدن

279
00:21:27,541 --> 00:21:30,551
! و اگه بتونن دستگیرش کنن ، بلا های بدی سرش میارن

280
00:21:30,581 --> 00:21:34,501
... برای اینکه این اتفاق نیوفته ، از حالا به بعد

281
00:21:34,501 --> 00:21:37,576
... با وجود اینکه ما در مقایسه
با کیانگ لی ، قدرتمون چیزی نیست

282
00:21:38,508 --> 00:21:42,593
! همه ، باید سعی کنیم که حتی
یکذره هم شده از کیانگ لی محافظت کنیم

283
00:21:45,570 --> 00:21:47,577
. خب ، به نکته ی خوبیم اشاره کردی

284
00:21:48,594 --> 00:21:51,528
. وِی پینگ نخودی ، بازم چیزای آراسته گفت

285
00:21:51,578 --> 00:21:56,505
! تو خودت بیشتر از همه به مراقبت نیاز داری که

286
00:21:56,599 --> 00:21:58,541
. خودتُ باحال نشون نده

287
00:21:58,560 --> 00:22:00,535
! خفه

288
00:22:01,509 --> 00:22:03,500
. قویتر بشو وِی پینگ

289
00:22:03,551 --> 00:22:05,517
! گفتم که خفه

290
00:22:13,502 --> 00:22:15,545
. باید خوشحال باشی ، کیانگ لی

291
00:22:16,578 --> 00:22:22,550
. خب ، پس ما کهنه کارها از کیانگ لی مراقبت میکنیم

292
00:22:22,550 --> 00:22:24,512
. ممنون ، لو یان جی

293
00:22:24,570 --> 00:22:27,540
. شین ، تو هم باید به خودت برسی

294
00:22:27,569 --> 00:22:28,531
... درسته

295
00:22:29,508 --> 00:22:29,573
... اوخ

296
00:22:29,573 --> 00:22:30,579
میتونی وایسی ؟

297
00:22:30,579 --> 00:22:33,510
. فقط جلوی خونریزیِ پامُ بگیرید ، کافیه

298
00:22:33,510 --> 00:22:35,538
. یکی میتونه اسبمُ بیاره

299
00:22:36,566 --> 00:22:39,528
یوآن سان ، آرایش دشمن چطوری هست ؟

300
00:22:39,571 --> 00:22:44,567
. آره . روحیه ـشونُ بعد از
مرگ لون هو کمی از دست دادن

301
00:22:44,568 --> 00:22:47,534
. اما بازم دارن مقاومت میکنن

302
00:22:47,534 --> 00:22:50,596
فکر کنم بخاطر این بوده که لون هو
در اصل ، ژنرال استان وِی نبوده

303
00:22:51,547 --> 00:22:55,553
. بخاطر همین روحیه ـشون زیاد نشکسته

304
00:22:56,540 --> 00:22:58,544
پس یه مزیت دیگه هم دارن ؟

305
00:22:58,544 --> 00:22:59,585
. برای الان

306
00:23:00,525 --> 00:23:02,585
یوآن سان ، شرمنده ، میتونم اینجارو بسپرم بهت ؟

307
00:23:04,567 --> 00:23:06,523
... شین دونو نگید که

308
00:23:06,556 --> 00:23:07,566
. آره

309
00:23:09,521 --> 00:23:13,501
. یه جا هست ... که باید بهش سر بزنم

310
00:23:28,550 --> 00:23:38,516
میخوام بدونم در انتهای این روز های
تکراری ، چه چیزی انتظارمُ میکشه ؟

311
00:23:38,516 --> 00:23:48,597
. حتی اگه گم شده باشم ، به
آینده چشم میدوزم و رویا بافی میکنم

312
00:23:48,597 --> 00:23:58,551
هر چقدر احساساتم جمع میشه ، بازم نمیتونم پرواز کنم

313
00:23:58,573 --> 00:24:04,509
اما تو همیشه اونجایی

314
00:24:04,509 --> 00:24:09,562
. جایی که جستجوش میکردم

315
00:24:09,562 --> 00:24:14,586
وقتی این آرزو های دریده شده ، به هم تنیده میشن

316
00:24:14,586 --> 00:24:19,517
. من خواهم اومد و ازت میپسرم

317
00:24:19,573 --> 00:24:25,531
قلبی با احساسات سوخته

318
00:24:25,531 --> 00:24:29,577
. من تنهایی دارم به دوش میکشم

319
00:24:30,505 --> 00:24:35,562
وقتی این آرزو های دریده شده ، به هم تنیده میشن

320
00:24:35,562 --> 00:24:39,577
. من خواهم اومد و ازت میپسرم

321
00:24:39,577 --> 00:24:43,508
. بنابر این اون موقع همُ ملاقات میکنیم

322
00:24:51,500 --> 00:24:57,500
پیش نمایش

323
00:24:59,530 --> 00:25:02,568
ایستادگیِ مِنگ آئو

324
00:25:01,509 --> 00:25:06,507
پایان

