1
00:00:12,511 --> 00:00:18,531
! سحر از راه رسیده ، الان وقت جبرانه
Animental.net

2
00:00:12,599 --> 00:00:17,520


3
00:00:18,531 --> 00:00:24,539
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

4
00:00:26,519 --> 00:00:28,582
! یه سفر تو رو فرا میخونه که نمیتونی ازش بگذری

5
00:00:30,546 --> 00:00:34,505


6
00:00:31,554 --> 00:00:34,507
! حالا یا هیچ وقت ! آماده ای ؟ عمل کن

7
00:00:34,507 --> 00:00:39,558
حتی وزش ناگهانیِ باد و شب های پُر از اَشک

8
00:00:39,558 --> 00:00:44,571
( در اصل چیزای بدی نیستن . ( بد نیستن

9
00:00:39,568 --> 00:00:43,589


10
00:00:44,571 --> 00:00:47,534
، درست مثل قدرت بهار

11
00:00:44,577 --> 00:00:48,598


12
00:00:47,534 --> 00:00:50,546
اگه بیشتر به پایین خیز برداری

13
00:00:50,555 --> 00:00:54,505
! میتونی بیشتر پرواز کنی

14
00:00:54,505 --> 00:01:01,522
مسیر ما روبه رو شدن در اُفقِ ، هدف بگیر

15
00:00:54,595 --> 00:01:04,546


16
00:01:04,556 --> 00:01:09,586
! دست هامونو به سَمت صبح اون روز دراز خواهیم کرد

17
00:01:09,586 --> 00:01:16,503
ما با یه احساس یکسان مواجه هستیم

18
00:01:16,503 --> 00:01:20,524
دیگه بیشتر از این تنها نیستیم ، نه ؟

19
00:01:20,524 --> 00:01:26,516
، بخاطر همین ما الان ، برای درخشیدن

20
00:01:26,516 --> 00:01:33,530
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

21
00:01:36,565 --> 00:01:40,553
، بنابر تصمیم اینگ زِنگ ، پادشاهی
که آرزو داره تمام چینُ متحد کنه

22
00:01:40,553 --> 00:01:43,532
. استان شین ، هجومشُ به استان وِی شروع کرد

23
00:01:44,520 --> 00:01:47,570
،. کسی که راهشونُ مسدود کرده
ژنرال افسانه ای ، لیان پو هست

24
00:01:48,520 --> 00:01:53,596
. فرمانده های جوان درصدد ارائه ی کارهای
بزرگ ، در این میدون نبرد هستن

25
00:01:56,507 --> 00:02:02,522
... یک شب از زمانی که فشین تای ، یوفِنگ تای ، و
یوها تای ، به مرکز فرماندهی لون هو حمله کردن ، میگذره

26
00:02:11,568 --> 00:02:13,508
شین دونو ؟

27
00:02:14,510 --> 00:02:15,598
. خب ، حدس میزنم نمیتونه منُ ببینه

28
00:02:18,504 --> 00:02:21,560
، مرد هایی که زندگیشونُ به خطر انداختن

29
00:02:21,560 --> 00:02:24,520
. یه چیز مرموزیُ حس کردن

30
00:02:27,526 --> 00:02:29,550
. پس حدسم درست بوده

31
00:02:30,501 --> 00:02:36,585
! بالاخره روز آخر نبرد برای تصاحب شان یانگ ، فرا رسید

32
00:02:42,542 --> 00:02:45,588
!منظورتون از اینکه ما واحد ذخیره هستیم ، چیه ؟

33
00:02:46,548 --> 00:02:50,520
بعد از اون جنگولک بازی دیروزی ، انتظار دیگه هم داری ؟

34
00:02:51,514 --> 00:02:54,539
و این رفتارت چیه ؟

35
00:02:54,589 --> 00:03:01,502
. یوها ، یوفِنگ و فشین تای ، امروز
به عنوان واحد ذخیره ، آماده باش هستن

36
00:03:01,502 --> 00:03:03,592
واحد ... ذخیره ها ؟

37
00:03:03,592 --> 00:03:06,503
. انگاری همینطوره

38
00:03:06,526 --> 00:03:10,503
. اما ژنرال ، اینجوری روحیه سربازام ، کاهش پیدا میکنه

39
00:03:11,541 --> 00:03:13,529
. نمیخواد شکایت کنی

40
00:03:13,546 --> 00:03:16,513
. احتمالاً دوباره لون هو پیداش میشه

41
00:03:16,513 --> 00:03:20,546
. وقتی این اتفاق بیوفته ، برای یه
واحد ذخیره ای مثل شما بد نیست

42
00:03:20,595 --> 00:03:23,576
. ژنرال درست میگن ، شین دونو

43
00:03:26,500 --> 00:03:28,524
، اگه اون به واحد های جلویی حمله کنه

44
00:03:28,524 --> 00:03:32,566
. شانس اینکه باهاش مواجه بشیم ، خیلی کمه

45
00:03:32,566 --> 00:03:35,588
، اگه به عنوان یه واحد ذخیره ،
منطقه ی وسیعی رو تحت پوش داشته باشیم

46
00:03:35,588 --> 00:03:37,567
. میتونیم خودمونُ با هر وضعی وفق بدیم

47
00:03:37,567 --> 00:03:38,594
! اوه ، راس میگیا

48
00:03:40,529 --> 00:03:42,590
... پس به عبارتی ، ژنرال ، لون هو رو دارید میسپرید

49
00:03:43,552 --> 00:03:47,595
... به طور معمول ، باید بخاطر خراب
کردن آرایش نبرد ، محاکمه ی نظامی میشدید

50
00:03:49,536 --> 00:03:52,574
، اما با دیدن اون قدرتی که تونستید
وارد مرکز فرمانده ای لون هو بشید

51
00:03:52,574 --> 00:03:55,533
. هم من و هم تو من
، فهمیدیم که تواناییتون بدک نیست

52
00:03:55,559 --> 00:03:59,553
. پس دفعه ی بعدی ، خطا نکنیا ، شین

53
00:04:03,557 --> 00:04:08,544
! تا وقتش برسه ، از پُشت به کون من نگاه کن

54
00:04:15,509 --> 00:04:17,586
. هوا هم امروز خیلی خفه هستا

55
00:04:32,507 --> 00:04:34,533
. امروز توفانی در پیش داریم

56
00:04:35,558 --> 00:04:40,558
زمان سرانجام

57
00:04:43,503 --> 00:04:45,583
. از نبرد دشت لیوئین ، 6 روز میگذره

58
00:04:45,583 --> 00:04:50,501
، مِنگ آئو ، مثل همیشه ، یه آرایش دفاعی رو چیده

59
00:04:50,501 --> 00:04:52,594
. و برای حمله ی ارتش استان وِی آماده شدن

60
00:04:54,534 --> 00:04:56,560
. در جناح راست ، ژنرال تو من

61
00:04:57,500 --> 00:04:59,556
. و در جناح چپ ، ژنرال رونگ بی ، قرار گرفتن

62
00:05:00,524 --> 00:05:04,561
، در عقب جناح راست ، یوها تای و یوفِنگ تای

63
00:05:04,594 --> 00:05:08,592
. و فشین تای در جناح چپ قرار داره

64
00:05:08,592 --> 00:05:11,536
. هر سه واحد به عنوان واحد
ذخیره ، توی موقعیت هاشون قرار گرفتن

65
00:05:12,526 --> 00:05:18,538
و پشُت ارتش مرکزی ، مرکز فرمانده ای مِنگ آئو قرار داره

66
00:05:18,538 --> 00:05:20,599
. که بر دشت لیوئین نظاره گره

67
00:05:47,508 --> 00:05:50,511
هنوز نیروی ذخیره جی زیفانگ ، نرسیده ؟

68
00:05:50,511 --> 00:05:51,528
. هنوز نه

69
00:05:52,520 --> 00:05:56,530
. سربازای از دست رفته ی خودمُ
با سربازای جی زیفانگ جایگزین میکنم

70
00:05:56,530 --> 00:06:01,529
. اما میخوام بدونم ، اون سربازا
چقدر میتونن همراه من مبارزه کنن

71
00:06:01,577 --> 00:06:05,598
. با این وجود ، سربازای وِی هم همین وضعُ دارن

72
00:06:08,541 --> 00:06:10,543
! ژنرال لون هو

73
00:06:10,543 --> 00:06:12,538
! اشتباه میکنید

74
00:06:12,566 --> 00:06:17,568
. این جنگ بازگشت لیان پو یا جنگ شما نیست

75
00:06:17,591 --> 00:06:23,589
! این یه جنگ برای حفظ ملتمون
از دست سگ های شین ـی هست

76
00:06:24,528 --> 00:06:28,594
. همه برای محافظت از سرزمین و خانواده هامون ، اینجا هستیم

77
00:06:29,522 --> 00:06:36,505
! ما همه ی این احساساتُ به شما میسپاریم و نبرد میکنیم

78
00:06:38,575 --> 00:06:43,533
. لطفاً به قدرت ما بیشتر اعتماد داشته باشید

79
00:06:43,596 --> 00:06:47,583
، اگه قدرتمون به عظمت سربازای شما نیست

80
00:06:48,554 --> 00:06:52,525
! فقدانشُ با احساسمون پُر میکنیم

81
00:07:07,583 --> 00:07:10,594
. خوبه . این برای نبرد کردن کافیه

82
00:07:11,594 --> 00:07:14,549
. ما بدون سربازای جی زیفانگ ، شروع میکنیم

83
00:07:15,508 --> 00:07:17,536
اسمت وِی لیانگ هست ، درسته ؟

84
00:07:17,536 --> 00:07:18,546
! بله

85
00:07:19,514 --> 00:07:24,587
. هدف امروزمون ، سر فرمانده ی کل
ارتش دشمن ، ژنرال مِنگ آئو هست

86
00:07:25,563 --> 00:07:29,538
. میخوام تا آخرین قطره ی خونتون بجنگین

87
00:07:29,566 --> 00:07:31,511
! بله

88
00:07:37,520 --> 00:07:41,535
. انگاری روحیه ی سربازای وِی ، یدفعه ای رفته بالا

89
00:07:41,578 --> 00:07:44,573
مِنگ تیان ساما ، نظرتون چیه ؟

90
00:07:44,573 --> 00:07:45,585
. بدک نیست

91
00:07:46,517 --> 00:07:49,500
. انگاری امروز ، آخرین روزه

92
00:07:49,500 --> 00:07:49,585
. آره

93
00:07:51,500 --> 00:07:53,540
. بیا ، لون هو

94
00:07:58,586 --> 00:08:01,541
! همه ی واحد ها ، حمله

95
00:08:17,592 --> 00:08:19,517
! بکشیدشون

96
00:08:19,517 --> 00:08:21,568
! سگ های شین ـی رو بکشید

97
00:08:28,543 --> 00:08:31,569
. انگاری سربازای جلویی با یه حمله ی درنده مواجه شدن

98
00:08:32,561 --> 00:08:35,532
یوآن سان ، میتونی لون هو رو ببینی ؟

99
00:08:35,532 --> 00:08:37,519
... از اینجا نمیشه چیزی دید

100
00:08:37,551 --> 00:08:40,534
، با وجود اینکه ما دید وسیعی داریم این عقب

101
00:08:40,534 --> 00:08:43,538
. اما برخورد کردن با لون هو ، به شانسم برمیگرده

102
00:08:49,564 --> 00:08:52,521
. ارتش دشمن داره با قدرت حمله میکنه

103
00:08:54,549 --> 00:08:56,546
! لون هو داره به سمت راست میره

104
00:08:56,567 --> 00:09:03,504
. به نظر میرسه که اون مال ما و یوفِنگ تای هست

105
00:09:03,544 --> 00:09:06,551
. همگی آماده برای نبرد بشید

106
00:09:10,572 --> 00:09:12,568
! کم نیارید

107
00:09:12,568 --> 00:09:17,523
! به ارتش استان شین ، عصبانیتمونُ نشون میدیم

108
00:09:20,502 --> 00:09:23,591
! شین دونو ، میدان سمت راست انگاری شلوغ شده

109
00:09:23,591 --> 00:09:26,547
!نکنه لون هو به جناح راست رفته ؟

110
00:09:26,547 --> 00:09:28,518
. نه ، این نیست

111
00:09:29,535 --> 00:09:31,599
. امروز لون هو جدی میاد جلو

112
00:09:31,599 --> 00:09:34,575
. وقتی اون پیداش بشه ، همچنین چیزی نمیشه

113
00:09:45,564 --> 00:09:48,576
... دشمن داره حرکتیُ برنامه ریزی میکنه

114
00:09:50,537 --> 00:09:54,502
دشمن جناح راست داره وارد مسیر رو به روش میشه ؟

115
00:09:55,504 --> 00:09:58,562
چه خبره ... جریان چیه ؟

116
00:10:03,540 --> 00:10:06,537
! چی ؟ یه مه گردُ خاک اونجا برپا شده

117
00:10:06,572 --> 00:10:09,541
! ژنرال مِنگ آئو ، اونجارو

118
00:10:09,558 --> 00:10:11,566
! دو گرداب بزرگ شکل دادن

119
00:10:27,528 --> 00:10:30,543
انگاری دارن به تدریج میان جلو ؟

120
00:10:31,549 --> 00:10:33,506
. حرکت چرخشی

121
00:10:36,532 --> 00:10:41,559
منم فقط شایعاتی در موردش شنیده بودم ، اما لون هو

122
00:10:42,518 --> 00:10:49,570
. برای نفوذ به آرایش دفاعی ژنرال وانگ کی
، از یه حرکت چرخشی استفاده کرده بود

123
00:10:52,515 --> 00:10:54,525
! اونا دارن کارایی میکنن

124
00:10:54,525 --> 00:10:56,562
! آرایش نظامی رو سفتُ سخت تر کنید

125
00:10:56,562 --> 00:10:57,582
! اطاعت

126
00:11:00,517 --> 00:11:02,580
! عکس العمل ژنرال رونگ بی هم سریع بوده

127
00:11:02,580 --> 00:11:05,572
! اون سربازا رو به جلوی گرداب فرستاد

128
00:11:14,579 --> 00:11:17,523
! جلوشونُ بگیرید

129
00:11:17,523 --> 00:11:19,523
. نیروی حرکتیشون خیلی قوی هست

130
00:11:26,544 --> 00:11:29,593
پس این شکل واقعیِ حرکت چرخشی هست ؟

131
00:11:30,577 --> 00:11:33,582
، با چرخشی که این گرداب ها دارن

132
00:11:33,582 --> 00:11:36,578
. شکل آرایش نظامی رو به سمت چپ و راست میکشن

133
00:11:36,578 --> 00:11:39,521
... و وقتی راه نفوذی به وجود اومد

134
00:11:40,510 --> 00:11:44,500
. لون هو با قدرت ، وارد نیروهای دفاعی میشه

135
00:11:44,528 --> 00:11:48,522
... اوه نه ، هدف اون حرکت چرخشی

136
00:11:50,528 --> 00:11:52,526
! آرایش رونگ بی هست

137
00:11:54,518 --> 00:11:55,572
شکست خوردن ها ؟

138
00:11:55,591 --> 00:11:58,527
! بن ساما ! یه تغییر توی جناح چپ به وجود اومده

139
00:11:58,580 --> 00:12:00,523
! مِنگ تیان ساما

140
00:12:01,528 --> 00:12:03,523
طرف فشین تای ؟

141
00:12:03,553 --> 00:12:05,505
! فرمانده

142
00:12:05,505 --> 00:12:05,578
. آره

143
00:12:08,569 --> 00:12:10,591
... شکی درش نیست

144
00:12:28,505 --> 00:12:29,569
! لون هو هستش

145
00:12:34,568 --> 00:12:37,594
لون هو

146
00:12:43,569 --> 00:12:46,501
... چه سبک نبردی

147
00:12:46,501 --> 00:12:48,507
،... فقط برابر کردن با اونا
بنیه ی سربازا رو داره میگیره

148
00:12:48,529 --> 00:12:51,570
! اما تا حالا چنین چیز نفس گیریُ احساس نکرده بودم

149
00:12:51,570 --> 00:12:53,561
! کم نیارید ، سربازای وِی

150
00:12:53,561 --> 00:12:55,520
. این یه یورش به هر قیمتی هستش

151
00:13:00,531 --> 00:13:02,596
! دارن میان ، محافظت کنید

152
00:13:02,596 --> 00:13:04,521
! ژنرال ، عقب بکشید

153
00:13:04,521 --> 00:13:05,584
! ژنرال ، عجله کنید

154
00:13:05,584 --> 00:13:07,520
! ژنرال رونگ بی

155
00:13:13,581 --> 00:13:17,547
. لون هوی عوضی ... انگاری بخت با ما یار نیست

156
00:13:17,567 --> 00:13:21,557
... دوست ندارم پُشتمُ به یه دسته چوب پوسیده بکنم

157
00:13:25,527 --> 00:13:28,519
،! شاید حریف لون هو نباشم
ولی شاید بتونم جلوش کاری کنم

158
00:13:28,551 --> 00:13:30,549
! لون هو

159
00:13:42,542 --> 00:13:48,597
... قربان ... لطفاً این جنگُ ببرید

160
00:13:53,536 --> 00:13:54,598
چه اتفاقی افتاد ؟

161
00:13:54,598 --> 00:13:57,513
! پرچم ژنرال رونگ بی ، ناپدید شد

162
00:13:57,513 --> 00:13:58,501
! غیرممکنه

163
00:13:59,506 --> 00:14:00,546
... رونگ بی

164
00:14:04,524 --> 00:14:09,507
. پس از شکست یه ژنرال ، اِراده
ی سربازای استان شین ، فلج شده

165
00:14:09,507 --> 00:14:11,553
. فقط مونده یه راست برم به مرکز فرمانده ای

166
00:14:11,582 --> 00:14:14,503
! این خوب نیست

167
00:14:14,503 --> 00:14:17,507
. اگه بتونه از تمام واحد های افقی بگذره

168
00:14:17,507 --> 00:14:21,527
! اون موقع تنها چیزی که بین اون و
مرکز فرمانده ای میمونه ، چند واحد ذخیره هست

169
00:14:21,527 --> 00:14:22,578
! ژنرال مِنگ آئو

170
00:14:29,557 --> 00:14:30,581
... لون هو

171
00:14:31,555 --> 00:14:33,567
! یووش ، بریم بچه ها

172
00:14:36,534 --> 00:14:38,543
! وایسید ، فشین تای

173
00:14:38,543 --> 00:14:39,593
! ما نمیتونیم تمام سربازا رو حرکت بدیم

174
00:14:40,511 --> 00:14:43,508
چرا ، پیام آور ؟

175
00:14:43,568 --> 00:14:46,590
. دشمن هنوز رو به روی ما
هست ، ما مقداری کمک نیاز داریم

176
00:14:47,512 --> 00:14:50,548
. برای امنیت بیشتر ، 200 سرباز اینجا بزارید

177
00:14:50,548 --> 00:14:51,544
! مسخرست

178
00:14:51,599 --> 00:14:54,588
! طبیعی هست که ما بخوایم با تمام سربازا حمله کنیم

179
00:14:54,588 --> 00:14:57,509
! نمیشه ، این یه دستوره

180
00:15:05,579 --> 00:15:06,583
! یوآن سان

181
00:15:06,583 --> 00:15:10,517
! زود باش 200 سربازی که مجروح هستنُ جمع کن

182
00:15:10,517 --> 00:15:11,584
! آه ، باشه

183
00:15:12,519 --> 00:15:16,598
! کیانگ لی ، فرمانده ایِ سربازای اینجا رو میسپرم بهت

184
00:15:18,552 --> 00:15:20,535
!اون میخواد کیانگ لی دونو رو اینجا بزاره ؟

185
00:15:20,557 --> 00:15:23,535
نگو که ... مجروح شده ؟

186
00:15:23,592 --> 00:15:26,552
،. احتمالاً وقتی با سربازای لون هو
محاصره شده بودیم ، این اتفاق افتاده

187
00:15:28,502 --> 00:15:30,536
... این قیلُ قال بی مورده

188
00:15:30,553 --> 00:15:32,537
! همچین چیزی نیست

189
00:15:32,537 --> 00:15:35,545
، نمیدونم توی نبرد امروز چه اتفاقایی میوفته

190
00:15:35,545 --> 00:15:37,582
! بخاطر همین رهبریِ 200 سربازُ میسپرم بهت

191
00:15:38,509 --> 00:15:42,537
. ضمناً ، یادت باشه ، من
حمایتتُ به اندازه ی کافی گرفتم

192
00:15:44,510 --> 00:15:48,587
. کیانگ لی ، تا بعد

193
00:15:49,563 --> 00:15:50,560
. باشه

194
00:15:52,527 --> 00:15:53,513
! یووش

195
00:15:53,513 --> 00:15:55,561
! به پیش ، بچه ها

196
00:16:05,502 --> 00:16:06,532
! جلوشونُ بگیرید

197
00:16:09,508 --> 00:16:10,516
! یووش

198
00:16:10,516 --> 00:16:13,501
! دشمن دیگه نمیتونه جلوی مارو بگیره

199
00:16:13,501 --> 00:16:15,578
! تا خوده مرکز فرمانده ایِ مِنگ آئو ، پیش میریم

200
00:16:24,566 --> 00:16:29,591
! سگ های شین ـی ، شماها باختید

201
00:17:00,507 --> 00:17:02,520
! لون هو

202
00:17:09,537 --> 00:17:11,546
! پُشت سر فرمانده ، به پیش

203
00:17:28,559 --> 00:17:29,560
! ژنرال

204
00:17:32,588 --> 00:17:34,585
! حرکت دشمن ، متوقف شدش

205
00:17:40,575 --> 00:17:44,536
. دیگه نمیتونی فرار کنی ، در واقع نمیزارم

206
00:17:44,554 --> 00:17:47,577
. وقت تصویه حسابِ ، لون هو

207
00:18:05,569 --> 00:18:07,592
... معاون فرمانده کیانگ لی

208
00:18:07,592 --> 00:18:11,585
برای فرمانده و بقیه ... مشکلی که پیش نمیاد ؟

209
00:18:21,573 --> 00:18:23,550
. غافلگیر شدم

210
00:18:23,550 --> 00:18:26,561
. فکر میکردم که دیگه نتونی با
دست راستت ، شمشیر دست بگیری

211
00:18:27,559 --> 00:18:29,581
... این یارو ، فقط با یه دست

212
00:18:31,509 --> 00:18:34,512
!انگاری دیگه نمیتونی از دست چپت استفاده کنی ؟

213
00:18:36,579 --> 00:18:41,564
! شین از چپ ! از طرف چپ
که نمیتونه ازش استفاده کنه ، حمله کن

214
00:18:41,564 --> 00:18:43,563
! نیمخواد بهم بگی ، خودم فهمیدم

215
00:18:44,533 --> 00:18:45,580
. غیرممکنه

216
00:18:45,580 --> 00:18:49,514
. لون هو تو استفاده از اسب ، مهارت بالایی داره

217
00:18:49,539 --> 00:18:54,582
. و علیرغم اینکه دست چپش توی نبرد از کار
افتاده ، ولی هنوز داره با خونسردی مبارزه میکنه

218
00:18:55,556 --> 00:19:01,565
. اون مرد ، زیر دست لیان پو ، از
جنگ های زیادی که نمیتونیم تصورشم کنیم ، زنده مونده

219
00:19:06,558 --> 00:19:08,516
... شین

220
00:19:12,510 --> 00:19:13,539
! قربان

221
00:19:13,539 --> 00:19:15,591
پُشتمون داره اتفاقایی میوفته ؟

222
00:19:22,530 --> 00:19:23,578
چی ؟

223
00:19:23,578 --> 00:19:26,501
!این یارو از دیروزم ... ؟

224
00:19:27,518 --> 00:19:28,518
! شین

225
00:19:29,565 --> 00:19:34,518
! بهتره فکر نکنی من از دیروز ضعیفترم

226
00:19:35,530 --> 00:19:40,506
. تجربه های زیادی از مبارزه با یک دستم دارم

227
00:19:40,526 --> 00:19:44,557
. و ضمناً ، امروز یه قول دارم که باید اجرا کنم

228
00:19:45,582 --> 00:19:47,503
قول ؟

229
00:19:52,588 --> 00:19:55,593
. انگاری اون جلو ، همه گُر گرفتن

230
00:19:55,593 --> 00:19:58,562
. پسر ، شانس نداریم ما

231
00:19:58,562 --> 00:20:02,507
. این پُشت ما فقط داریم کوه ها رو تماشا میکنیم

232
00:20:02,507 --> 00:20:04,509
. خنگول ، سرت به کارت باشه

233
00:20:04,542 --> 00:20:08,546
. پشت این شیب ، مرکز فرمانده ای هست

234
00:20:08,546 --> 00:20:14,556
. تنها راه نفوذ به اون بالا ، یا
از رو به روئه ، یا از پشت سر

235
00:20:14,556 --> 00:20:17,560
اما نمیتونن یه ارتش بزرگُ بفرستن این پُشت ، درسته ؟

236
00:20:17,596 --> 00:20:21,592
. نه ، یه حمله ی غافلگیرانه هم کفایت میکنه

237
00:20:21,592 --> 00:20:26,561
. بیخیال ، فکر کردی اینجوری میتونن برسن به مرکز فرمانده ای

238
00:20:28,505 --> 00:20:31,542
. میخوام نبرد اون جلو رو ببینم

239
00:20:31,542 --> 00:20:34,513
. راستشُ بخوای ، از جنگیدن بدم میاد

240
00:20:34,513 --> 00:20:35,508
. هوی

241
00:20:35,587 --> 00:20:37,520
چی شده ؟

242
00:20:37,520 --> 00:20:39,500
اون چیه ؟

243
00:20:39,589 --> 00:20:42,520
یه ... سواره ، درسته ؟

244
00:20:42,520 --> 00:20:44,515
دشمنه ؟

245
00:20:44,515 --> 00:20:47,501
. چه میدونم . ولی یه نفر بیشتر نیست

246
00:20:47,526 --> 00:20:49,576
اون کیه ؟

247
00:21:05,506 --> 00:21:06,507
قربان ؟

248
00:21:19,579 --> 00:21:22,525
! هی ، مِنگ آئو

249
00:21:22,525 --> 00:21:24,562
!از اعصاب ضعیفت ، خلاص شدی ؟

250
00:21:24,562 --> 00:21:28,513
! لیان پو ساما ، اومده به دیدنت

251
00:21:29,582 --> 00:21:31,546
!گفتش لیان پو ؟

252
00:21:31,546 --> 00:21:33,513
!غیرممکنه ، خوده واقعیشه ؟

253
00:21:33,513 --> 00:21:35,580
... این حس تهدیدش واقعیه

254
00:21:35,580 --> 00:21:38,510
! اون خیلی بزرگتر از چیزایی که
شایعه ها در موردش میگفتن ، هست

255
00:21:38,510 --> 00:21:40,528
!چرا تنهایی اومده اینجا ؟

256
00:21:43,583 --> 00:21:47,579
قربان ، اون واقعاً لیان پو هستش ؟

257
00:21:47,579 --> 00:21:49,515
... غیرممکنه

258
00:21:49,553 --> 00:21:54,566
لیان پو ... تو منُ به یاد داره ، درسته ؟

259
00:21:55,527 --> 00:21:57,530
! زود باش بیا پایین

260
00:21:57,530 --> 00:21:59,566
! بیا یه نبرد یک به یک داشته باشیم

261
00:22:00,552 --> 00:22:02,564
!یک به یک ؟

262
00:22:02,564 --> 00:22:04,525
!جدی داره اینُ میگه ؟

263
00:22:04,525 --> 00:22:07,517
! مِنگ آئو ساما ، اینُ غیرممکنه قبول کنه

264
00:22:07,517 --> 00:22:11,513
ما تو گذشته چندین بار اینکارو کردیم ، درسته ؟

265
00:22:11,513 --> 00:22:14,518
! تو هم همیشه هی فلنگُ میبستی

266
00:22:14,537 --> 00:22:17,593
! دارم میگم بیا ادامشُ داشته باشیم

267
00:22:17,593 --> 00:22:19,577
! بیا مِنگ آئو

268
00:22:21,500 --> 00:22:24,510
! من برام اهمیتی نداره ، دست خالی باهات میجنگم

269
00:22:28,572 --> 00:22:29,555
... قربان

270
00:22:29,555 --> 00:22:32,507
. این سر به سر گذاشتناشم اصلاً تغییری نکرده

271
00:22:33,501 --> 00:22:36,511
. اما در واقع خیلی خوشحالم

272
00:22:36,566 --> 00:22:38,540
! یوش بیا شروع کنیم

273
00:22:38,540 --> 00:22:39,512
! قربان

274
00:22:39,541 --> 00:22:41,530
! همه سر موقعیت هاشون

275
00:22:42,507 --> 00:22:43,568
! سربازا رو خبر کنید

276
00:22:43,568 --> 00:22:45,512
! عجله کنید

277
00:22:45,532 --> 00:22:47,575
. اون زیاد علاقه ای به بازی نداره

278
00:22:53,563 --> 00:22:55,563
! هوی اونجارو

279
00:23:11,579 --> 00:23:15,531
خب ، دیگه آماده ای ، شروع کنیم ؟

280
00:23:28,550 --> 00:23:38,516
میخوام بدونم در انتهای این روز های
تکراری ، چه چیزی انتظارمُ میکشه ؟

281
00:23:38,516 --> 00:23:48,597
،. حتی اگه از دست داده باشم
به آینده چشم میدوزم و رویا بافی میکنم

282
00:23:48,597 --> 00:23:58,551
هر چقدر احساساتم جمع میشه ، بازم نمیتونم پرواز کنم

283
00:23:58,573 --> 00:24:04,509
اما تو همیشه اونجایی

284
00:24:04,509 --> 00:24:09,562
. جایی که جستجوش میکردم

285
00:24:09,562 --> 00:24:14,586
وقتی این آرزو های دریده شده ، به هم تنیده میشن

286
00:24:14,586 --> 00:24:19,517
. من خواهم اومد و ازت میپسرم

287
00:24:19,573 --> 00:24:25,531
قلبی با احساسات سوخته

288
00:24:25,531 --> 00:24:29,577
. من تنهایی دارم به دوش میکشم

289
00:24:30,505 --> 00:24:35,562
وقتی این آرزو های دریده شده ، به هم تنیده میشن

290
00:24:35,562 --> 00:24:39,577
. من خواهم اومد و ازت میپسرم

291
00:24:39,577 --> 00:24:43,508
. بنابر این اون موقع همُ ملاقات میکنیم

292
00:24:50,596 --> 00:24:56,596
پیش نمایش

293
00:24:59,505 --> 00:25:05,593
نقشه ی پایانی

294
00:25:01,501 --> 00:25:05,593
پایان

