1
00:00:12,511 --> 00:00:18,531
! سحر از راه رسیده ، الان وقت جبرانه
Animental.net

2
00:00:13,503 --> 00:00:17,524


3
00:00:18,531 --> 00:00:24,539
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

4
00:00:26,519 --> 00:00:28,582
! یه سفر تو رو فرا میخونه که نمیتونی ازش بگذری

5
00:00:30,550 --> 00:00:34,509


6
00:00:31,554 --> 00:00:34,507
! حالا یا هیچ وقت ! آماده ای ؟ عمل کن

7
00:00:34,507 --> 00:00:39,558
حتی وزش ناگهانیِ باد و شب های پُر از اَشک

8
00:00:39,558 --> 00:00:44,571
( در اصل چیزای بدی نیستن . ( بد نیستن

9
00:00:39,572 --> 00:00:43,593


10
00:00:44,571 --> 00:00:47,534
، درست مثل قدرت بهار

11
00:00:44,581 --> 00:00:49,502


12
00:00:47,534 --> 00:00:50,546
اگه بیشتر به پایین خیز برداری

13
00:00:50,555 --> 00:00:54,505
! میتونی بیشتر پرواز کنی

14
00:00:54,505 --> 00:01:01,522
مسیر ما روبه رو شدن در اُفقِ ، هدف بگیر

15
00:01:00,528 --> 00:01:04,550
Animental.net

16
00:01:04,556 --> 00:01:09,586
! دست هامونو به سَمت صبح اون روز دراز خواهیم کرد

17
00:01:09,586 --> 00:01:16,503
ما با یه احساس یکسان مواجه هستیم

18
00:01:16,503 --> 00:01:20,524
دیگه بیشتر از این تنها نیستیم ، نه ؟

19
00:01:20,524 --> 00:01:26,516
، بخاطر همین ما الان ، برای درخشیدن

20
00:01:26,516 --> 00:01:33,530
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

21
00:01:37,506 --> 00:01:40,557
، بنابر تصمیم اینگ زِنگ ، پادشاهی
که آرزو داره تمام چینُ متحد کنه

22
00:01:40,576 --> 00:01:43,536
. استان شین ، هجومشُ به استان وِی شروع کرد

23
00:01:44,557 --> 00:01:47,574
،. کسی که راهشونُ مسدود کرده
ژنرال افسانه ای ، لیان پو هست

24
00:01:48,555 --> 00:01:54,500
. فرمانده های جوان درصدد ارائه ی کارهای
بزرگ هستن ، در این میدون نبرد

25
00:01:55,576 --> 00:01:59,578
. خیلی خوبه . سربازای خودمُ برات میزارم

26
00:02:00,548 --> 00:02:04,509
. اگه واحد های اطرافم بهتون ملحق
بشن ، 5 هزار نفر میشید

27
00:02:04,570 --> 00:02:07,595
. فرمانده ایِ همه ـشونُ به تو میسپرم

28
00:02:09,505 --> 00:02:10,509
. بی

29
00:02:11,509 --> 00:02:14,510
، از الان تو به عنوان ژنرال 5 هزار نفره خواهی بود

30
00:02:14,555 --> 00:02:17,510
! و به جیانگ یان و ارتش وِی حمله میکنی

31
00:02:20,556 --> 00:02:23,561
من ؟ ژنرال 5 هزار نفره ؟

32
00:02:30,513 --> 00:02:32,562
! میتونم ببرم ... میتونم ببرم

33
00:02:32,597 --> 00:02:35,550
! جیانگ یان ، کاری نمیتونه از پیش ببره

34
00:03:05,543 --> 00:03:10,578
. منطقه ی بسته . یه تو
رفتگی ، محاصره شد با صخره ها

35
00:03:11,562 --> 00:03:16,541
، اگه از شیب آرومش وارد بشن ،
با صخره های احاطه شده مواجه میشن

36
00:03:16,572 --> 00:03:21,539
. و راه خروجشم خیلی باریک و
از هر طرف با صخره احاطه شده

37
00:03:39,575 --> 00:03:43,501
، اگه بشه نیروهاشون که لای صخره ها گیر کردن رو

38
00:03:43,501 --> 00:03:47,511
، به وسیله ی پیکان ها و
حمله از طریق ارتفاعات ، کاهش داد

39
00:03:47,538 --> 00:03:52,512
. اون موقع فرصت مناسبی برای پیروزی برای ما بدست میاد

40
00:03:55,588 --> 00:03:57,502
! واینیسید

41
00:03:57,502 --> 00:03:59,541
! باید با پیکان های دشمن شاخ به شاخ بشیم

42
00:03:59,541 --> 00:04:01,529
! زود باشید از اینجا برید بیرون

43
00:04:01,571 --> 00:04:04,552
! نمیشه ، جلومون شلوغِ و نمیتونیم حرکت کنیم

44
00:04:04,574 --> 00:04:08,577
... با پیکان ها جلوشونُ میگیریم و
راه فرارشونم با صخره ها احاطه شده

45
00:04:08,577 --> 00:04:11,594
، اگه سریع به سمت خروجی بیان

46
00:04:11,594 --> 00:04:14,542
! انباشته میشن و نمیتونن حرکت کنن

47
00:04:17,569 --> 00:04:20,577
! لعنتی ، دشمن از پُشت ، راهمونُ مسدود کردن

48
00:04:21,562 --> 00:04:24,505
، وقتی دشمت حواسش به خروج متمرکزِ

49
00:04:24,505 --> 00:04:26,541
. از پُشت حمله کردن کار آسونی میشه

50
00:04:30,570 --> 00:04:36,504
، به عبارت دیگه ، اگه بتونیم به
دشمن تلقین کنیم که راه فرارشون بسته شده

51
00:04:36,548 --> 00:04:39,582
! میتونیم با همین تعداد ، حسابشونُ برسیم

52
00:04:47,569 --> 00:04:51,576
! بی ساما ، ارتش ما داره ارتش دشمنُ تارُ مار میکنه

53
00:04:52,531 --> 00:04:56,535
! دشمن دیگه نه میتونه فرار کنه و نه حمله ی متقابل

54
00:04:59,506 --> 00:05:04,569
. خوبه ... خوبه ... میتونیم از پسش بربیایم

55
00:05:05,558 --> 00:05:08,540
... منی که فرمانده ی 5 هزار سرباز شدم

56
00:05:09,528 --> 00:05:15,570
میتونم از پس ، جیانگ یان ، یکی از چهار پادشاه
! آسمانی لیان پو ، با 10 هزار سرباز ، بربیام

57
00:05:16,558 --> 00:05:19,536
! به دشمن اجازه ی جمع شدن ندید

58
00:05:19,536 --> 00:05:20,596
! با یه حلمه حسابشونُ برسید

59
00:05:21,549 --> 00:05:26,521
! همه ی واحد ها از صخره ها برن
پایین و فرمانده ی دشمن جیانگ یانُ بکشن

60
00:05:30,552 --> 00:05:33,539
واقعاً این بهترین تصمیم بودش ، وانگ جیان ساما ؟

61
00:05:33,562 --> 00:05:37,577
سپردن 5 هزار سرباز به اون فرمانده
ی هزار نفره ، بی ؟

62
00:05:40,589 --> 00:05:43,523
. توی قضاوتم چیز نادرستی نیست

63
00:05:44,567 --> 00:05:47,596
. اون طعمه ی خوبی میشه

64
00:05:49,561 --> 00:05:54,561
بلوف دو برابر

65
00:06:05,548 --> 00:06:08,575
! جیانگ یان ساما ، دشمن مثل مورُ
ملخ از صخره ها دارن میان پایین

66
00:06:09,528 --> 00:06:12,526
! به نظر میرسه تمام واحد هاشون مرکز
فرمانده ایِ ما رو هدف قرار دادن

67
00:06:12,559 --> 00:06:14,579
. نزارید شکل دفاعی از بین بره

68
00:06:15,517 --> 00:06:17,548
. توجه ـشونُ به خودتون جلب کنید
و مسقیم باهاشون رو به رو بشید

69
00:06:17,548 --> 00:06:18,542
! اطاعت

70
00:06:18,577 --> 00:06:20,564
! جیانگ یان ساما

71
00:06:21,580 --> 00:06:25,502
. یه واحد از دشمن از خط دفاعی
رد شده و به سمت اینجا داره میاد

72
00:06:35,522 --> 00:06:37,509
، حالا که اینجوری شده

73
00:06:37,509 --> 00:06:39,520
باید بهشون حمله کنیم و لهشون کنیم ؟

74
00:06:39,536 --> 00:06:42,579
یا باید صبر کنیم ، به خط دفاعی
برسن و جلوی حمله ـشونُ بگیریم ؟

75
00:06:43,556 --> 00:06:46,511
چی دستور میدید ، جیانگ یان ساما ؟

76
00:06:47,568 --> 00:06:48,592
جیانگ یان ساما ؟

77
00:06:50,565 --> 00:06:52,502
! جیانگ یان ساما

78
00:06:53,539 --> 00:06:55,577
! مردد نباشید ، به پیش

79
00:06:55,577 --> 00:06:58,575
! برای سر جیانگ یان ، مستقیم به پیش

80
00:07:01,516 --> 00:07:02,518
! بی ساما

81
00:07:02,573 --> 00:07:06,504
! از واحد توی جنگل شمال شرقی ، گزارشی دارم

82
00:07:06,532 --> 00:07:09,579
! الان وضعیت میدون نبرد جاهای دیگه مهم نیست

83
00:07:09,579 --> 00:07:10,569
... اما

84
00:07:11,523 --> 00:07:16,562
واحد دشمنی که اون واحد تا دیروز داشتن
، باهاشون مبارزه میکردن ، یدفعه ناپدید شدن

85
00:07:16,563 --> 00:07:18,577
... بخاطر همین فکر کردن بهتره گزارش بدن

86
00:07:23,516 --> 00:07:27,529
یه واحد دشمن ... ناپدید شده ؟

87
00:07:35,596 --> 00:07:38,555
نگو که اون ... ؟

88
00:07:43,555 --> 00:07:44,579
!چی ؟

89
00:07:44,579 --> 00:07:47,577
! دشمن ، روی صخره ها ارتش وِی هست

90
00:07:48,585 --> 00:07:51,556
!غیرممکنه . اونا از کدوم گوری اومدن ؟

91
00:07:57,531 --> 00:08:03,533
اون با یه پیکان به افرادش در میدون های
نبرد دیگه ، علامت فرستاد ؟

92
00:08:18,552 --> 00:08:19,546
! نه

93
00:08:19,546 --> 00:08:24,574
همه ی واحد ها به سمت صخره ها برگردن ، وگرنه
! مزیت صخره ها برعکس میشه

94
00:08:24,595 --> 00:08:26,525
! غیر ممکنه ، بی ساما

95
00:08:26,525 --> 00:08:27,542
! به موقع نمیرسیم

96
00:08:27,542 --> 00:08:29,560
! دشمن از روی صخره ها ، دارن بهمون حمله میکنن

97
00:08:47,559 --> 00:08:49,508
! بی ساما

98
00:08:49,508 --> 00:08:50,561
!این دفعه چی خبره ؟

99
00:08:50,561 --> 00:08:52,504
! دشمن از پُشت داره حمله میکنه

100
00:08:52,504 --> 00:08:53,513
!چی ؟

101
00:08:55,542 --> 00:08:57,559
! خوب نیست ، از بی ساما محافظت کنید

102
00:08:58,529 --> 00:08:59,521
! فرار کنید

103
00:08:59,521 --> 00:09:01,514
!اما کجا ؟

104
00:09:16,508 --> 00:09:17,555
! فعلاً فقط فرار کنید

105
00:09:17,555 --> 00:09:22,553
! همپیمانا رو جمع میکنیم و یه روزنه برای خروج پیدا میکنیم

106
00:09:47,540 --> 00:09:51,593
پس تو فرمانده ی این واحد هستی ... درسته ؟

107
00:09:54,509 --> 00:09:59,560
پس اون ... یکی از چهار پادشاه آسمانی
لیان پو ... جیانگ یان هست ؟

108
00:10:07,506 --> 00:10:09,591
. بدنم ... حرکت نمیکنه

109
00:11:14,578 --> 00:11:16,573
! ژنرال ... وانگ جیان

110
00:11:25,574 --> 00:11:28,599
وانگ
جیان

111
00:12:16,538 --> 00:12:18,512
تو وانگ جیان هستی ، درسته ؟

112
00:12:21,557 --> 00:12:24,526
. کنترل تمام صخره ها رو بدست گرفتم

113
00:12:25,595 --> 00:12:29,588
. اون دوباره ... مزیت منطقه ی
بسته رو ... برای ما بدست آورد

114
00:12:31,589 --> 00:12:34,568
. تو باختی ، جیانگ یان

115
00:12:40,501 --> 00:12:41,574
! این غیرممکنه

116
00:12:41,574 --> 00:12:44,569
!چطور ما متوجه ی نیروی کمکیِ دشمن نشدیم ؟

117
00:12:45,514 --> 00:12:46,559
! دیگه تموم شده

118
00:12:46,559 --> 00:12:48,535
! همه ـمون قتل عام میشیم

119
00:12:49,523 --> 00:12:51,553
... بی ساما ... این

120
00:12:51,584 --> 00:12:53,537
پیروزیِ ... مائه ؟

121
00:12:53,557 --> 00:12:56,500
! نجات پیدا کردیم

122
00:12:58,503 --> 00:13:01,547
. درسته که الان پیروزیِ ما تضمین شده

123
00:13:02,558 --> 00:13:03,597
... اما

124
00:13:04,596 --> 00:13:09,567
این نیروی کمکیِ از کجا پیداشون شده ؟

125
00:13:09,589 --> 00:13:11,550
. پنج یا شش هزار نفری میشن

126
00:13:11,550 --> 00:13:14,590
. این مقدار نیرو رو نمیشه بدون مقدمه ، مرتب کرد

127
00:13:15,507 --> 00:13:17,572
. مثل روز روشنه که از قبل آماده بودن

128
00:13:19,582 --> 00:13:28,511
یعنی از اول وانگ جیان میدونست که من نمیتونم از
پس جیانگ یان بر بیام ، بخاطر همین آماده شده بود ؟

129
00:13:30,501 --> 00:13:32,550
! مرگ در انتظارِ ژنرال ارتش بازندست

130
00:13:32,582 --> 00:13:36,507
. این یه قانون برای میدان جنگِ ، جیانگ یان

131
00:13:36,562 --> 00:13:39,570
! جیانگ یان ساما ، ما اینجا جلوشونُ میگیریم

132
00:13:39,570 --> 00:13:41,554
! شما به تنهایی از اینجا فرار کنید

133
00:13:50,509 --> 00:13:52,572
. اما من یه مرد بخشنده هستم

134
00:13:53,566 --> 00:13:56,572
. من بهتون یه راه برای گریز میدم

135
00:13:58,584 --> 00:14:02,520
. از این لحظه ، به من خدمت میکنی

136
00:14:02,581 --> 00:14:06,572
، اگه به وفاداری به من مثل اربابت ، قسم بخوری

137
00:14:06,596 --> 00:14:11,523
. من زندگیِ تو و تمام زیردستاتُ میبخشم

138
00:14:12,534 --> 00:14:13,580
!چی گفتی ؟

139
00:14:13,580 --> 00:14:17,524
چی ؟ داره میگه تسلیم بشن ؟

140
00:14:18,543 --> 00:14:20,563
. نمیخواد برده بشید

141
00:14:20,585 --> 00:14:25,575
. من به همه ـتون زمین و عنوان بالا میدم

142
00:14:26,572 --> 00:14:31,563
. و جیانگ یان ... تو مشاور مخصوصم میشی

143
00:14:31,598 --> 00:14:34,551
!تو این وضع داره مقامشم منصوب میکنه ؟

144
00:14:34,551 --> 00:14:38,536
!داره میگه به ما زمین و عنوان میده ؟

145
00:14:38,536 --> 00:14:41,502
!فکر کرده ما به وسیله ی همچین چرتُ پرتایی خر میشیم ؟

146
00:14:41,521 --> 00:14:45,566
! ضمناً هنوز جنگ تموم نشده ، مارو تحقیر نکن

147
00:14:46,556 --> 00:14:48,552
! من دارم جدی حرف میزنم

148
00:14:49,551 --> 00:14:55,578
. سرزمین من ، به مرد های نیرومند برای نبرد احتیاج داره

149
00:14:57,511 --> 00:14:57,599
سرزمین ؟

150
00:14:58,561 --> 00:15:02,529
ژنرال وانگ جیان چی داره میگه ؟

151
00:15:02,592 --> 00:15:05,536
. تو تاسفشُ نمیخوری ، جیانگ یان

152
00:15:07,519 --> 00:15:09,579
... اگه رد کنی

153
00:15:10,592 --> 00:15:14,590
. اینجا ، حمام خون بپا میکنم

154
00:15:38,532 --> 00:15:43,553
پیکانش به سپر هایی که با آهن مقاوم
. ساخته شده هم نفوذ میکنه . ایول داره

155
00:15:43,597 --> 00:15:46,587
... اون کمانشُ سمت وانگ جیان ساما گرفته

156
00:15:46,587 --> 00:15:49,579
بهمون اجازه میدید ، قیمه قیمه ـشون کنیم ؟

157
00:15:50,517 --> 00:15:52,567
. نه ، اونُ زنده میخوام

158
00:16:11,552 --> 00:16:14,585
. وانگ جیان . یه چیزی کنجکاویِ منُ جلب کرده

159
00:16:15,509 --> 00:16:18,540
. جیانگ یان ، نزدیک تر نشو کمانتم بیانداز

160
00:16:19,504 --> 00:16:24,520
این نقشه ی تو بوده که منُ به اینجا بکشی ؟

161
00:16:25,513 --> 00:16:26,570
. دقیقاً

162
00:16:27,537 --> 00:16:29,581
منظورتون چیه ، جیانگ یان ساما ؟

163
00:16:30,509 --> 00:16:36,571
. یه دلیل بود که ما حضور ارتش
شین بالای صخره ها رو متوجه نشدیم

164
00:16:37,597 --> 00:16:40,526
. اونا از جای دوری به اینجا نیومدن

165
00:16:40,552 --> 00:16:43,587
. اونا قبل از شروع نبرد ، اینجاها مخفی شده بودن

166
00:16:44,572 --> 00:16:47,502
!قبل از شروع نبرد ؟

167
00:16:47,502 --> 00:16:50,548
دارید میگید که از قبل میدونستن که
اینجا قراره میدون نبرد بشه ؟

168
00:16:51,525 --> 00:16:57,502
... وقتی وانگ جیان بهم 5 هزار
سرباز داد و گفت جیانگ یانُ بکشم

169
00:16:57,534 --> 00:17:00,582
یعنی قبلش اینجا ارتشی مخفی کرده بود ؟

170
00:17:01,532 --> 00:17:04,537
! من فقط یه طعمه بودم

171
00:17:05,511 --> 00:17:05,583
... اما

172
00:17:06,535 --> 00:17:13,563
اما اگه ارتشی داشتن پنهون میکردن ، دیگه نیازی نبود
. ارتش دیگه ای بسازن و با ما رو به رو بشن

173
00:17:14,500 --> 00:17:20,526
. ما حرکت ارتش استان شینُ خیلی خوب میدونستیم

174
00:17:20,560 --> 00:17:24,574
! اگه یه ارتش 5 هزار نفره
ناپدید میشد ، ما متوجه میشدیم

175
00:17:25,573 --> 00:17:29,524
. نه ، ما از همه چیز مطلع نبودیم

176
00:17:29,573 --> 00:17:32,571
. یه ارتش بود که ما ازش خبر کاملی نداشتیم

177
00:17:34,519 --> 00:17:36,524
. اونم ارتش مرکزیش بوده

178
00:17:36,581 --> 00:17:44,578
چون خیلی سریع شروع به عقب نشینی کرده بود ، ما جزئیاتی
. در مورد تجهیزات و نفراتش نمیدونستیم

179
00:17:45,542 --> 00:17:49,580
... درسته ، وقتی شروع به عقب
نشینی کردن ، ما نتونستیم بفهمیم

180
00:17:49,580 --> 00:17:51,557
... که تعدادشون چقدر هست

181
00:17:51,588 --> 00:17:55,579
،بدون اینکه روحمونم خبر دار بشه
مرکز فرماندهیشُ مخفی کرده بود ؟

182
00:17:56,532 --> 00:18:00,508
، پس اون سربازایی که یدفعه ای ، روی صخره پدیدار شدن

183
00:18:00,524 --> 00:18:03,501
خودِ مرکز فرمانده ایِ ژنرال وانگ جیان بوده ؟

184
00:18:03,598 --> 00:18:08,574
وانگ جیان پیش بینی کرده بود که این منطقه
چه شکلی هست ، بخاطر همین

185
00:18:09,504 --> 00:18:11,527
. میدونست که اینجا تبدیل به میدون نبرد میشه

186
00:18:14,502 --> 00:18:16,537
، یا به طور دقیقتر

187
00:18:16,560 --> 00:18:23,532
با دادن یه طعمه ، اون مارو مجبور
. به انتخاب اینجا به عنوان میدون نبرد کرده

188
00:18:25,592 --> 00:18:30,536
، برای اینکه بتونه مارو اینجا شکست بده

189
00:18:31,504 --> 00:18:34,558
. نیاز به مخفی کردن ارتشی داشته

190
00:18:35,509 --> 00:18:41,505
برای سازمان دادن به این کار ، اون به سرعت مجبور به
. نشون دادن عقب نشینیِ مرکز فرمانده ایش بوده

191
00:18:43,503 --> 00:18:47,500
، بخاطر اینکه این عقب نشینی طبیعی به نظر برسه

192
00:18:47,551 --> 00:18:50,577
وانگ جیان باید نشون میداد که توی
نبرد با ما به مشکل برخورده

193
00:18:50,577 --> 00:18:53,585
. و بخاطر همین فشار ، مجبور به عقب نشینی شده

194
00:18:54,528 --> 00:18:55,555
!چی ... ؟

195
00:18:55,555 --> 00:18:57,510
!این نقشه رو کشیده بود ؟

196
00:18:59,520 --> 00:19:02,500
!این نبرد دیگه چی بود ؟

197
00:19:02,537 --> 00:19:05,507
!چطور تونست اینقدر خوب ، پیش بینی کنه
که این نبرد به اینجا میکشه ؟

198
00:19:05,567 --> 00:19:07,560
. باورش خیلی سخته

199
00:19:08,530 --> 00:19:15,540
فقط تعداد اندکی هستن که میتونن با روانشناسی حریف ، چنین
... حالت هایی برای نبرد پیش بینی و توی حالت نبرد تغییرات ایجاد کنن

200
00:19:16,572 --> 00:19:19,575
. اون ماورای قلمروی انسان ها پا گذاشته

201
00:19:21,532 --> 00:19:23,545
... بدون شک یه هیولاست

202
00:19:28,543 --> 00:19:29,576
. اون شخص

203
00:20:32,544 --> 00:20:38,506
! بدون شک طبق پیش بینی های
من حرکت کردی ، وانگ جیان

204
00:20:41,522 --> 00:20:44,541
! در اون لحظه ، یه اتفاق عجیب رخ داد

205
00:20:45,562 --> 00:20:50,520
. اون میدون جنگ که پر از غرش از
عصبانیت بود ، به سکوتی محض فرو رفت

206
00:20:52,541 --> 00:20:55,587
، تمام سربازای استان وِی و استان شین

207
00:20:56,535 --> 00:21:00,548
، از حرکت ایستادن و نظاره گر شده بودن

208
00:21:05,568 --> 00:21:11,532
. همه ـشون بدنشون گرم شده بود

209
00:21:35,579 --> 00:21:39,593
! این ... این لیان پو هست

210
00:22:20,599 --> 00:22:23,569
این احساس ... چیه ؟

211
00:22:32,575 --> 00:22:34,519
... این احساس

212
00:22:35,527 --> 00:22:39,580
، درست مثل زمانی که ژنرال وانگ کی
. وارد میدون نبرد میشد ، هست

213
00:22:54,574 --> 00:22:57,584
پس بالاخره حرکتتونُ شروع کردید ، قربان ؟

214
00:23:03,539 --> 00:23:04,568
... شکی درش نیست

215
00:23:07,536 --> 00:23:11,589
! این حس ... برای بزرگترین ژنرال عالمِ

216
00:23:21,570 --> 00:23:26,538
، دارم رویای تورو میبینم

217
00:23:27,503 --> 00:23:30,519
. درست مثل اون روز ها

218
00:23:30,511 --> 00:23:38,564
. از چیزی هراسان نیستم ، فقط باور دارم

219
00:23:38,556 --> 00:23:43,529
... همیشه به گذشته فکر میکنم

220
00:23:43,584 --> 00:23:46,596
. به حرفای تو

221
00:23:46,597 --> 00:23:52,506
... با وجود اینکه سعی میکنن از ذهن من

222
00:23:52,526 --> 00:23:55,539
. ناپدید بشن

223
00:23:55,542 --> 00:23:58,521
، میخوام سعی کنم نگهشون دارم

224
00:23:57,576 --> 00:24:00,555
. ولی توی سردرگمی فرو رفتم

225
00:24:00,538 --> 00:24:05,507
. هنوزم سرگردونم با پای برهنه

226
00:24:04,569 --> 00:24:09,527
... میتونم دیگه وایسم ، اما

227
00:24:08,590 --> 00:24:13,535
حتی اگه سوالی بپرسم ، یا دستی دراز کنم

228
00:24:13,502 --> 00:24:17,560
... جوابی ندارم ، اما آخه

229
00:24:17,532 --> 00:24:21,579
، مطمئناً فراموش نمیکنم

230
00:24:21,555 --> 00:24:26,504
... آرزوی تغییر ناپذیرمونُ ، اما

231
00:24:25,577 --> 00:24:30,520
... هر روز صبح با همون اشتیاق اول

232
00:24:29,586 --> 00:24:33,531
. دوباره شروع میکنم

233
00:24:33,507 --> 00:24:36,587
. هنوزم به یاد میارم

234
00:24:51,500 --> 00:24:57,500
پیش نمایش

235
00:24:59,509 --> 00:25:05,597
قابلیت
یه ژنرال

236
00:25:01,505 --> 00:25:05,597
پایان

