1
00:00:06,508 --> 00:00:12,506
Animental.net

2
00:00:11,598 --> 00:00:18,518
! سحر از راه رسیده ، الان وقت جبرانه

3
00:00:12,599 --> 00:00:17,520


4
00:00:18,518 --> 00:00:24,526
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

5
00:00:26,506 --> 00:00:28,569
! یه سفر تو رو فرا میخونه که نمیتونی ازش بگذری

6
00:00:30,546 --> 00:00:34,505


7
00:00:31,541 --> 00:00:33,594
! حالا یا هیچ وقت ! آماده ای ؟ عمل کن

8
00:00:33,594 --> 00:00:39,545
حتی وزش ناگهانیِ باد و شب های پُر از اَشک

9
00:00:39,545 --> 00:00:44,558
( در اصل چیزای بدی نیستن . ( بد نیستن

10
00:00:39,568 --> 00:00:43,589


11
00:00:44,558 --> 00:00:47,521
، درست مثل قدرت بهار

12
00:00:47,521 --> 00:00:50,533
اگه بیشتر به پایین خیز برداری

13
00:00:50,542 --> 00:00:53,592
! میتونی بیشتر پرواز کنی

14
00:00:53,592 --> 00:01:01,509
مسیر ما روبه رو شدن در اُفقِ ، هدف بگیر

15
00:01:00,524 --> 00:01:04,546
Animental.net

16
00:01:04,543 --> 00:01:09,573
! دست هامونو به سَمت صبح اون روز دراز خواهیم کرد

17
00:01:09,573 --> 00:01:15,590
ما با یه احساس یکسان مواجه هستیم

18
00:01:15,590 --> 00:01:20,511
دیگه بیشتر از این تنها نیستیم ، نه ؟

19
00:01:20,511 --> 00:01:26,503
، بخاطر همین ما الان ، برای درخشیدن

20
00:01:26,503 --> 00:01:33,517
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

21
00:01:36,578 --> 00:01:40,557
، بنابر تصمیم اینگ زِنگ ، پادشاهی
که آرزو داره تمام چینُ متحد کنه

22
00:01:40,557 --> 00:01:43,532
. استان شین ، هجومشُ به استان وِی شروع کرد

23
00:01:44,540 --> 00:01:47,570
،. کسی که راهشونُ مسدود کرده
ژنرال افسانه ای ، لیان پو هست

24
00:01:48,546 --> 00:01:54,500
. فرمانده های جوان درصدد ارائه ی کارهای
بزرگ هستن ، در این میدون نبرد

25
00:01:54,599 --> 00:01:57,550
کلام آخری داری ، پیری ؟

26
00:01:57,550 --> 00:01:59,549
، شاید کمی ابله باشی

27
00:01:59,549 --> 00:02:02,505
. اما استعدادشُ داری

28
00:02:03,573 --> 00:02:06,514
. میتونم به عنوان یه شاگرد قبولت کنم ، هوآن جی

29
00:02:07,528 --> 00:02:08,551
، فکر کردی منم میگم باشه

30
00:02:08,598 --> 00:02:10,532
. حشره

31
00:02:11,520 --> 00:02:12,589
. منُ ببخش ژوآن فِنگ

32
00:02:13,506 --> 00:02:15,592
... اجازه دادم یه مرگ کسالت آور داشته باشی

33
00:02:16,547 --> 00:02:19,524
، نمیتونم چیزی خوبی بگم ، ما بارها در میدون جنگ بودیم

34
00:02:19,524 --> 00:02:23,559
... و چندیدن بار با مرگ رو به رو شدیم

35
00:02:24,552 --> 00:02:27,566
. اما نمیخواد احساس تنهایی کنی ، ژوآن فِنگ

36
00:02:28,524 --> 00:02:33,591
! خیلی زود ، سربازای شین ـی رو برات میفرستم اون دنیا

37
00:02:38,574 --> 00:02:40,555
! ایول

38
00:02:45,505 --> 00:02:47,544
! ژنرال هوآن جی ، حرف نداره

39
00:02:47,544 --> 00:02:50,532
! انتقام ارتش مرکزیُ گرفت

40
00:02:50,532 --> 00:02:51,596
! عالی نشده

41
00:02:51,596 --> 00:02:57,515
. خیلی ترسیده بودم که بازم اون پیری
، یه استراتژیِ مسخره دیگه پیاده کنه

42
00:02:57,515 --> 00:02:59,574
! ترسیدن تو که همیشگیِ

43
00:03:08,544 --> 00:03:09,578
... ژوآن فِنگ

44
00:03:11,501 --> 00:03:15,583
. باورم نمیشه ... اون پیری به این آسونی ، بمیره

45
00:03:17,516 --> 00:03:20,508
مطمئنی ، مِنگ تیان ؟

46
00:03:20,527 --> 00:03:21,555
. آره

47
00:03:21,555 --> 00:03:26,558
ظاهراً خود ژنرال هوآن جی ، خودشُ جای پیام آورا جا زده
. و به مرکز فرمانده ایِ دشمن رفته

48
00:03:26,558 --> 00:03:27,531
!چی ؟

49
00:03:27,531 --> 00:03:29,500
میتونی مُفصل بهم جزئیاتشُ بگی ؟

50
00:03:29,500 --> 00:03:30,585
، خب قبلش

51
00:03:31,555 --> 00:03:33,552
. دارم یه جایی میرم

52
00:03:33,552 --> 00:03:34,581
چرا تو باهام نمیای ؟

53
00:03:36,505 --> 00:03:37,548
جایی ؟

54
00:03:37,581 --> 00:03:42,586
پیشنهاد مِنگ تیان

55
00:03:56,594 --> 00:04:02,581
ژنرال لون هو ، میدونم چه احساسی دارید ، ولی
. باید جلسه ی جنگ رو شروع کنیم

56
00:04:03,541 --> 00:04:09,501
بخاطر اشتباهات در یگان چپ ، ارتش مرکزی
. باید یه فکری برای استراتژی جدیدش بکنه

57
00:04:13,578 --> 00:04:14,570
لطفاً ــ

58
00:04:14,570 --> 00:04:15,577
. چقدر زر میزنی

59
00:04:22,559 --> 00:04:25,566
، من والدینمُ توی جنگ از دست دادم

60
00:04:26,557 --> 00:04:29,578
و به وسیله ی قربان ، وقتی از گرسنگی تو لبه ی
. مرگ بودم ، نجات پیدا کردم

61
00:04:30,579 --> 00:04:36,554
، از اون موقع ، من خودمُ وقف
این کردم ، که شمشیر قربان باشم

62
00:04:36,590 --> 00:04:41,532
. اما کسی که به من استراتژیِ جنگُ
یاد داد ، ژوآن فِنگ ساما بودش

63
00:04:48,546 --> 00:04:52,559
. اگه برای من قربان پدر بوده ، اون پدربزرگ بودش

64
00:04:53,511 --> 00:04:56,531
. دومین نفری هست که باید بدهیمُ بهش صاف میکردم

65
00:05:11,503 --> 00:05:13,511
، البته ، حالا که کشته شده

66
00:05:13,511 --> 00:05:15,595
، مُقصر خوده ژوآن فِنگ ساما بوده

67
00:05:17,524 --> 00:05:21,574
، اما این گفتت که میتونی احساسمُ بفهمی

68
00:05:21,574 --> 00:05:23,533
. بدجور کُفریم کرده

69
00:05:25,532 --> 00:05:28,584
... بـ - ببخشید ، من فقط

70
00:05:30,515 --> 00:05:31,578
. نگران نباش

71
00:05:32,542 --> 00:05:36,535
. امشب قربان ، استراتژیِ جدیدمونُ میچینِ

72
00:05:36,564 --> 00:05:38,579
. فقط میمونه پیروی کردن ما از اون دستورات

73
00:05:39,556 --> 00:05:40,582
! اطاعت

74
00:06:00,550 --> 00:06:04,527
چرا من باید بیام توی این جهنم دره ؟

75
00:06:04,527 --> 00:06:08,525
. نمیخواد اینجوری بگی . حرف مهمی دارم که بگم

76
00:06:08,573 --> 00:06:13,576
بعدشم نگران یوفِنگ تای نیستی که به این وضع افتاده ؟

77
00:06:15,555 --> 00:06:17,586
یا نگران زخم اون ؟

78
00:06:18,590 --> 00:06:20,507
! صد هزار سال سیاه

79
00:06:20,507 --> 00:06:22,511
! اومدیم عیادتت ، وانگ بِن

80
00:06:22,511 --> 00:06:22,577
! داریم میایم تو

81
00:06:27,534 --> 00:06:29,577
. اوه ، رو به راهی انگار

82
00:06:31,580 --> 00:06:33,528
چیکار دارید ؟

83
00:06:34,537 --> 00:06:38,528
! دیدی ! آخه کی باید نگران این یارو باشه

84
00:06:39,539 --> 00:06:41,566
. مزاحمید ، گم شید بیرون

85
00:06:41,585 --> 00:06:43,591
! نمیگفتی هم ، میخواستیم بریم

86
00:06:44,550 --> 00:06:46,552
. حالا ، حالا

87
00:06:46,552 --> 00:06:48,582
. وانگ بِن و شین ، بشینید حالا

88
00:06:48,582 --> 00:06:50,589
! تو یکی بهم دستور نده

89
00:06:56,502 --> 00:07:00,549
تو هم شنیدی که چطور هوآن جی ، ژوآن
فِنگ رو کشته ، درسته وانگ بِن ؟

90
00:07:00,549 --> 00:07:01,561
. آره

91
00:07:01,561 --> 00:07:02,568
جا نخوردی ؟

92
00:07:03,557 --> 00:07:04,562
. اصلاً

93
00:07:04,562 --> 00:07:06,519
! دروغگو

94
00:07:08,513 --> 00:07:12,569
. خب ، دست هر دوتون با هم
، بهش نرسید و بعدش فوراً کشته شد

95
00:07:13,503 --> 00:07:14,544
! خفه

96
00:07:14,544 --> 00:07:17,570
. نیزه ای که پرتاب کرده بودم
، نزدیک بود بخوره به اون پیری

97
00:07:19,559 --> 00:07:21,542
. من جا خوردم

98
00:07:21,592 --> 00:07:25,546
، شنیده بودم که ژنرال هوآن جی یه نابغه ی جنگِ

99
00:07:25,546 --> 00:07:29,521
. اما راستش ، اصلاً نمیدونستم که تا اینجا بتونه پیش بره

100
00:07:30,508 --> 00:07:35,534
. دارم میگم ، که دیوار عظیم دیگه
ای ، جلوی هدف ما وجود داره

101
00:07:38,527 --> 00:07:42,594
. برای عبور کردن از این دیوار
، مجبوریم فکر کنیم که چیکار کنیم

102
00:07:51,598 --> 00:07:57,574
،. این مرکز فرمانده ی ارتش استان شین
جایی که ژنرال کل ، مِنگ آئو اونجاست

103
00:07:57,574 --> 00:08:01,504
. ارتش ما هم یه بخش از ارتش
مرکزی هست ، که در جلو قرار داره

104
00:08:01,589 --> 00:08:05,555
. در سمت راستمون ، ارتش ژنرال هوآن جی قرار داره

105
00:08:06,558 --> 00:08:10,565
. و در سمت چپم ، ژنرال وانگ جیان هست

106
00:08:11,542 --> 00:08:16,509
... و از طرف دیگه ، مرکز فرمانده ایِ
ارتش استان وِی ، یه جایی این طرفاست

107
00:08:16,509 --> 00:08:18,586
... توی اون مکان ، فرمانده ی کل دشمن ، بای گویشی

108
00:08:19,572 --> 00:08:22,538
. و به احتمال زیاد ، لیان پو ، اونجان

109
00:08:23,550 --> 00:08:31,588
. در جلوی مرکز فرمانده ایِ دشمن
، ارتش ژنرال لون هو هست

110
00:08:31,588 --> 00:08:35,527
. و انتظار دارم که ارتش های
سمت چپ و راست ، پیشرفت کنن

111
00:08:36,513 --> 00:08:38,531
. این که خودش کلی حرف داره

112
00:08:38,531 --> 00:08:40,503
. زود باش برو سر اصل مطلب

113
00:08:45,532 --> 00:08:47,554
، بعد از کشتن ژوآن فِنگ

114
00:08:48,518 --> 00:08:51,594
. ژنرال هوآن جی و افرادش ناپدید شدن

115
00:08:51,594 --> 00:08:56,586
... میشه فرض کرد که برای مرکز فرمانده
ی ایِ دشمن رفته باشن ، اما

116
00:08:56,586 --> 00:09:01,507
. در واقع ، عقب نشینی کردن
تا ارتش خودشونُ دوباره جمع کنن

117
00:09:01,507 --> 00:09:02,543
دوباره جمع کنن ؟

118
00:09:02,581 --> 00:09:06,557
، آره ، ژوآن فِنگ ، هوآن جی رو سرسری گرفت

119
00:09:06,557 --> 00:09:08,568
. اما همچنین هوآن جی ، جیه زیفانگُ سرسری گرفت

120
00:09:09,532 --> 00:09:13,560
، به مرکز فرمانده ایِ ژنرال هوآن جی
، به وسیله ی ارتش جیه زیفانگ

121
00:09:13,560 --> 00:09:15,593
. حمله شده و اون نصفی از سربازاشُ از دست داده

122
00:09:16,540 --> 00:09:17,569
جیه زیفانگ ؟

123
00:09:17,569 --> 00:09:21,515
. ژنرال یگان چپ ارتش

124
00:09:21,558 --> 00:09:26,530
. اما با ناپدید شدن هوآن جی
، جیه زیفانگ ، نمیتونه حرکتی کنه

125
00:09:26,577 --> 00:09:29,533
، و اون روی سکه ی میدون جنگ

126
00:09:29,591 --> 00:09:34,504
به نظر میرسه که ارتش سمت راست دشمن به رهبری
. جیانگ یان ، به این مکان برای حمله حرکت کرده

127
00:09:34,571 --> 00:09:38,534
. اما باورم نمیشه که به این آسونی
تونسته باشه به ژنرال وانگ جیان پیروز بشه

128
00:09:38,595 --> 00:09:41,521
اینطوری فکر نمیکنی ، وانگ بِن ؟

129
00:09:42,513 --> 00:09:46,546
. به عبارت دیگه ، ارتش های چپ
و راست ، به یک بن بست رسیدن

130
00:09:46,546 --> 00:09:50,528
. بنابراین ، شیوه ی نبرد ، قرار نیست تغییر کنه

131
00:09:50,528 --> 00:09:53,571
. خب ، یعنی وضع ارتش های چپ و راست خوبه دیگه

132
00:09:53,571 --> 00:09:56,536
. و اما ما ، با لون هو که در مرکزه میجنگیم

133
00:09:57,503 --> 00:10:00,569
اصلاً هیچی نفهمیدی ، درسته ؟

134
00:10:01,500 --> 00:10:02,549
!چی ؟

135
00:10:02,549 --> 00:10:06,500
. خب ، حرف شین ، نصفش درسته و نصفش غلط

136
00:10:07,537 --> 00:10:12,596
، درسته که مشکل اصلیِ ما لون هو که در مرکزه هست

137
00:10:12,596 --> 00:10:17,580
. اما حرکات لون هو ، با حرکات
ارتش های چپ و راست ، مرتبطه

138
00:10:18,574 --> 00:10:20,525
... توی این سه روز

139
00:10:20,557 --> 00:10:26,560
ارتش لون هو منتظر بوده که تصمیم بگیرن که به کدوم
، ارتش ، سمت چپ یا راست ، فشار بیشتری بیارن

140
00:10:26,560 --> 00:10:28,522
. بخاطر همین جدی نبودن

141
00:10:29,577 --> 00:10:34,518
، دلیل اصلی ای که ما توی روز دوم تلفات زیادی نداشتیم

142
00:10:34,518 --> 00:10:36,553
. برای این بود که اونا روی
دفاع کردن ، تمرکز کرده بودن

143
00:10:37,544 --> 00:10:44,510
پس فکر درستی بوده که لون هو ، که یکی
. از چهار پادشاه آسمانی لیان پو هست ، جدی نبوده

144
00:10:44,510 --> 00:10:48,514
هوی ، توی درباره ی لون هو ، تحقیق کردی ؟

145
00:10:48,514 --> 00:10:51,572
. یکم ... از افرادم خواستم که از زندانیای دشمن حرف بکشن

146
00:10:51,572 --> 00:10:53,596
. که اینطور . کارت درسته

147
00:10:53,596 --> 00:10:56,506
! وایسا بینم

148
00:10:56,506 --> 00:10:57,520
! شما دو تا نامردید

149
00:10:57,520 --> 00:10:58,529
. به منم بگید

150
00:10:59,533 --> 00:11:03,590
. لیان پو ، چهار ژنرال داره
که بهشون چهار پادشاه آسمانی میگن

151
00:11:04,550 --> 00:11:09,583
. اونا اشخاصی قوی هستن که در کنار
لیان پو ، تجربه های جنگی زیادی دارن

152
00:11:11,500 --> 00:11:14,579
، سرِ چهار پادشاه آسمانی ، جیه زیفانگِ

153
00:11:14,579 --> 00:11:19,500
که یه قهرمان ارتش حساب میشه که توی پیروزی بیش
. از 100 نبرد لیان پو ، نقش داشته

154
00:11:20,591 --> 00:11:24,582
، تیرانداز ماهر ، که یکی از ده نفر
اولِ کماندار ، توی کل چین ، جیانگ یان

155
00:11:24,582 --> 00:11:28,530
. یه قهرمان از پادشاهی ای بوده
که با استان ژائو مخالفت کرده

156
00:11:30,528 --> 00:11:33,565
، مقدار زیادی برای لیان پو زحمت ایجاد کرده بودن

157
00:11:33,565 --> 00:11:36,583
،. اما وقتی پادشاهیشون سقوط کرد
اونا به وفداری بهش قسم خوردن

158
00:11:37,569 --> 00:11:41,500
، ژوآن فِنگ ، مدت هاست که
یکی از زیردستای لیان پو بوده

159
00:11:41,500 --> 00:11:46,519
. ظاهراً توانایی فرمان دادن به کل ارتش استان ژائو رو داشته

160
00:11:47,568 --> 00:11:50,580
اون پیری ... اینقدر کار درست بوده ؟

161
00:11:51,509 --> 00:11:56,549
. ضمناً ، ژوآن فِنگ ، استاد لیان
پو بوده که بهش استراتژیِ جنگی رو آموخته

162
00:11:56,549 --> 00:11:58,581
، و احتمالاً به عنوان عزاداری ژوآن فِنگ

163
00:12:00,522 --> 00:12:03,544
. لیان پو با تمام قدرتش ، سعی میکنه این جنگُ ببره

164
00:12:05,536 --> 00:12:11,545
، و آخریش ، کسی که ما باهاش طرفیم ، لون هو

165
00:12:12,507 --> 00:12:15,520
، کسی که از لیان پو ، جنگیدونُ یاد گرفته

166
00:12:15,581 --> 00:12:20,588
. بدون شک بین چهار پادشاه آسمانی
، لون هو خطرناک ـترینشون هست

167
00:12:21,528 --> 00:12:23,558
، در کل جنگ هایی که لیان پو درگیر بوده

168
00:12:23,558 --> 00:12:27,512
. اون مرد ، همیشه جریان نبردُ مشخص میکرد

169
00:12:27,512 --> 00:12:29,553
. همچنین توانایی مخوفی داره

170
00:12:29,553 --> 00:12:32,547
. دفعات بیشماری ، لون هو به مرکز
فرمانده ایِ دشمن ، تا حالا حمله کرده

171
00:12:33,503 --> 00:12:36,528
، همچنین اون تونسته بود وارد مرکز فرمانده ایِ وانگ کی بشه

172
00:12:36,528 --> 00:12:38,543
. و باهاش نبرد کنه

173
00:12:38,543 --> 00:12:38,598
چی ؟

174
00:12:39,523 --> 00:12:44,587
با وانگ کی ... نبرد کنه ؟

175
00:12:46,574 --> 00:12:48,529
... که اینطور

176
00:12:49,511 --> 00:12:52,540
. پس واقعاً هنوز جدی نشده ، لون هو

177
00:12:52,540 --> 00:12:53,581
. اصلاً

178
00:12:53,581 --> 00:12:58,599
، اگه دشمن بتونه از چپ و راست
، راه فرار ژنرال مِنگ آئو رو ببنده

179
00:12:58,599 --> 00:13:01,569
. لون هو ، حتماً کار خودشُ شروع میکنه

180
00:13:02,528 --> 00:13:06,589
فکر میکنید اگه لون هو ، بخواد جدی به مرکز فرمانده
ای حمله کنه ، ارتش مرکزی میتونه جلوشُ بگیره ؟

181
00:13:06,589 --> 00:13:09,510
. رُک بخوای بگم ، نمیتونن

182
00:13:12,558 --> 00:13:14,549
. آره ، احتمالاً همینطوره

183
00:13:14,549 --> 00:13:15,564
! وایسید بینم

184
00:13:15,598 --> 00:13:18,514
!شماها چی دارید میگید ؟

185
00:13:18,539 --> 00:13:21,531
! قبل از مبارزه باهاش ، آیه یأس میخونید

186
00:13:21,531 --> 00:13:25,513
هوآن جی تونسته از پس ژوآن فِنگ بر
بیاد ، اگه ما نتونیم هدف بالاتری مثل

187
00:13:25,513 --> 00:13:27,502
. لون هو رو شکست بدیم ، نمیتونیم ببریم

188
00:13:27,502 --> 00:13:31,545
! اون کسیِ که تونسته با وانگ کی
مبارزه کنه ! از این عالیترم میشه مگه

189
00:13:31,545 --> 00:13:34,528
! اگه میخواد حمله کنه ، بزار
بکنه ، ما هم تلافی میکنیم

190
00:13:34,528 --> 00:13:36,577
. عالیه

191
00:13:36,577 --> 00:13:41,575
! اولین نفری که باهاش حرف زده
منم ، بعدشم هدفم سرِ یه ژنرالِ

192
00:13:42,540 --> 00:13:47,576
! من سرِ یکی از چهار پادشاه آسمانیِ
لیان پو رو با دستای خودم میبرم

193
00:13:47,576 --> 00:13:51,542
! و بعدش از شماها پیشی میگیرم

194
00:13:52,518 --> 00:13:54,554
. هر کسی میتونه لاف بزنه

195
00:13:55,526 --> 00:13:56,580
. جایگاه خودتُ بشناس

196
00:13:57,501 --> 00:13:58,541
!چی ؟

197
00:14:00,528 --> 00:14:04,556
. شین ، دوباره نصف درست گفتی و نصف غلط

198
00:14:05,560 --> 00:14:10,526
. درسته که وقتی لون هو مرکز فرمانده
ای پدربزرگُ هدف میگیره ، باید جلوشُ بگیریم

199
00:14:10,563 --> 00:14:14,577
. اما نمیتونیم زمانی که اون داره حمله میکنه ، اینکارُ بکنیم

200
00:14:16,514 --> 00:14:19,528
مِنگ تیان ، دقیقاً میخوای چی بگی ؟

201
00:14:19,570 --> 00:14:22,588
، اگه غیرممکنه که حمله ی لون هو رو متوقف کنیم

202
00:14:22,588 --> 00:14:24,539
. پس فقط نباید بزاریم حمله کنه

203
00:14:25,588 --> 00:14:30,575
. به عبارتی ، قبل از اینکه لون هو حمله رو
شروع کنه ، ما بهش حمله کنیم و شکستش بدیم

204
00:14:33,562 --> 00:14:38,587
فردا ، یوها تای ، یوفِنگ تا و
فشین تای ، با هم به لون هو

205
00:14:38,587 --> 00:14:40,526
! حمله و شکستش میدیم

206
00:14:49,561 --> 00:14:52,594
مِنگ تیان

207
00:15:15,582 --> 00:15:17,527
! یوها تای

208
00:15:19,575 --> 00:15:26,573
، این واحد همیشه جنگ آروم و با قضاوت صحیح

209
00:15:26,573 --> 00:15:28,590
. و همچنین استایل نیمه خونخوارنه داشته

210
00:15:29,568 --> 00:15:31,573
ارباب جوان ، داره سربازارُ تشویق میکنه ؟

211
00:15:32,511 --> 00:15:33,573
... عجیبه

212
00:15:34,505 --> 00:15:36,574
. و امروز ، روزشه

213
00:15:37,547 --> 00:15:40,589
، همونطوری که میدونید ، علاقه ای به اینجور چیزا ندارم

214
00:15:42,506 --> 00:15:46,525
. اما فقط یه کاری هست که ما میتونیم انجامش بدیم

215
00:15:48,507 --> 00:15:51,500
! امروز یه جنگ بین مرگُ زندگی داریم

216
00:15:52,571 --> 00:15:55,588
که اینطور . پس قضیه از این قراره ها ؟

217
00:15:56,531 --> 00:16:00,539
. بعد از مدت ها ، اون یه کار
مهم برای انجام دادن ، بهمون محول کرده

218
00:16:00,572 --> 00:16:04,564
. شرمنده ، اما روی همه ـتون
حساب باز میکنم ، بچه ها

219
00:16:19,595 --> 00:16:21,537
چی شده ؟

220
00:16:21,537 --> 00:16:24,528
. نفرات یوها تای ، انگاری بدجور روحیه ـشون شارژ شده

221
00:16:26,584 --> 00:16:30,531
. یوها تای ، مثل همیشه نیستن

222
00:16:33,538 --> 00:16:34,542
. چو شویی

223
00:16:36,574 --> 00:16:39,505
. باید در مورد چیزی باهات صحبت کنم

224
00:16:42,561 --> 00:16:44,543
! ژنرال لون هو

225
00:16:47,531 --> 00:16:49,543
. یه پیام از مرکز فرمانده ای اومده

226
00:16:52,576 --> 00:16:54,594
. بازی امروز تموم میشه

227
00:16:55,599 --> 00:16:59,588
پس فردا نبرد برای انتقام ژوآن فِنگ ساما ، شروع میشه ؟

228
00:17:00,595 --> 00:17:04,520
.خوبه ، پس بیاین شروع کنیم

229
00:17:13,587 --> 00:17:15,557
! نترسید

230
00:17:15,557 --> 00:17:17,596
! اگه روی دفاع کردن تمرکز کنید ، مشکلی پیش نمیاد

231
00:17:19,514 --> 00:17:21,515
! آروم باشیدُ ، بجنگید

232
00:17:23,532 --> 00:17:25,593
! ژنرال تو من . یه مشکلی داریم

233
00:17:25,593 --> 00:17:29,521
! یه واحد داریم که دستوراتُ نادیده گرفته و داره حمله میکنه

234
00:17:29,521 --> 00:17:30,548
!چـــــی ؟

235
00:17:32,572 --> 00:17:34,548
!یوها تای ها ؟

236
00:17:34,581 --> 00:17:36,530
! ژنرال تو من

237
00:17:36,530 --> 00:17:38,598
! یه پیام از فرمانده ی یوها
تای ، مِنگ تیان ، دارم

238
00:17:40,505 --> 00:17:42,540
یوها تای به عنوان یه ارتش مستقل ، عمل میکنه

239
00:17:42,540 --> 00:17:45,574
! و پُستشونُ ترک میکنن و 200 سرباز باقی میزارن

240
00:17:46,524 --> 00:17:47,599
!چـــی غـــلــطـــی کـــردن ؟

241
00:17:54,596 --> 00:17:57,596
! اونا برای مردن ، خودشون پیش قدم شدن

242
00:17:58,562 --> 00:18:01,505
! محاصره و لهشون کنید

243
00:18:19,507 --> 00:18:21,578
! یوها تای ، به سمت راست

244
00:18:27,534 --> 00:18:29,562
پس این مرکز فرمانده ایِ لون هوئه ؟

245
00:18:29,584 --> 00:18:35,512
! لون هو ساما ، یه واحد
دشمن داره به سمت ما میاد

246
00:18:35,512 --> 00:18:40,571
اوه ؟ میخوام بدونم منُ هدف گرفته ؟

247
00:18:40,571 --> 00:18:43,559
، به نظر نمیرسه که استراتژیِ ارتش شین باشه

248
00:18:43,559 --> 00:18:45,501
... پس اگه خودشون تنهایی این تصمیمُ گرفتن

249
00:18:45,589 --> 00:18:48,501
. یجورایی خودکشی میمونه

250
00:19:00,550 --> 00:19:01,594
. میدونم

251
00:19:03,521 --> 00:19:06,524
، تا حالا ما سه نفر با همدیگه مسابقه میدادیم

252
00:19:06,524 --> 00:19:08,565
. پس خیلی خوب میدونم همکاری کردن با هم خیلی مشکله

253
00:19:09,531 --> 00:19:11,584
. اما اینجوری پیش بره ، ما
هر سه تامون یه وضعُ داریم

254
00:19:12,553 --> 00:19:16,599
. الان یوها تای ، تنهایی نمیتونه
از پس لون هو بر بیاد

255
00:19:16,599 --> 00:19:19,596
. این برای یوفِنگ تای و فشین تای هم صدق میکنه

256
00:19:20,519 --> 00:19:23,523
! الکی فشین تای رو با خودتون مقایسه نکن

257
00:19:23,523 --> 00:19:28,511
، دوست داشتم بگم که باز میشد
با اینجور روحیه ها کارارُ انجام داد

258
00:19:29,522 --> 00:19:31,560
. اما وضع خیلی عوض شده

259
00:19:32,597 --> 00:19:36,512
تا به اینجا برسیم ، سه قلعه رو تصرف کردیم

260
00:19:36,512 --> 00:19:40,540
، و یوفِنگ تای ، یوها تای و
فشین تای ، کارهای بزرگ خودشونُ انجام دادن

261
00:19:40,566 --> 00:19:47,521
اما این کارهای بزرگ اصلاً توی استان شین
. طنین انداز نشده ، چه برسه به پادشاهی های دیگه

262
00:19:48,501 --> 00:19:53,537
. اما ما حالا ، داریم با لیان پو میجنگیم

263
00:19:54,505 --> 00:19:58,550
، از اونجایی که ژنرال افسانه ای
، لیان پو ، بخشی از جنگِ

264
00:19:58,550 --> 00:20:04,525
. چشم همه ی چین ، روی این نبرد شان یانگ هست

265
00:20:05,584 --> 00:20:08,576
همه ی چین ؟

266
00:20:09,571 --> 00:20:14,587
. اما با این وضع ، ما
نمیتونیم لون هو رو شکست بدیم

267
00:20:14,587 --> 00:20:20,512
. و اگه نتونیم اینکارُ بکنیم ، سرِ فرمانده ی
. کل ارتش ما ، ژنرال مِنگ آئو ، به خطر می اُفته

268
00:20:20,512 --> 00:20:23,530
، اگه ژنرال مِنگ آئو کشته بشه

269
00:20:23,530 --> 00:20:27,580
، ما از ارتش ژائو که به وسیله ی
خودِ لیان پو آموزش دیدن ، شکست نمیخوریم

270
00:20:27,580 --> 00:20:33,566
. ما از ارتش استان وِی ، که
فقط لیان پو رهبریشونُ میکنه ، شکست میخوریم

271
00:20:33,591 --> 00:20:37,591
اون موقع چطور میتونیم بگیم ، که
میخوایم بزرگترین ژنرال عالم بشیم ؟

272
00:20:44,536 --> 00:20:50,530
. انتظار نداشتم که از زبون تو "
بزرگترین ژنرال عالمُ " بشنوم ، مِنگ تیان

273
00:20:50,559 --> 00:20:52,542
. حدس میزدم

274
00:20:53,574 --> 00:20:55,586
، یه چیز دیگه

275
00:20:55,586 --> 00:20:59,515
. من مثل شما دو تا اینقدرام ذوق ندارم

276
00:20:59,584 --> 00:21:04,598
. اما ایندفعه ، من کمی با
معمول فرق دارم ، وانگ بِن

277
00:21:06,532 --> 00:21:07,594
، همونطوری که گفتم

278
00:21:08,534 --> 00:21:11,520
. نمیتونم بزارم سرِ مِنگ آئو زده بشه

279
00:21:11,568 --> 00:21:20,520
. اون پدر بزرگ عزیزمه ، که
همیشه مراقب این نوه ی بی خاصیتشِ

280
00:21:26,503 --> 00:21:31,549
. برای احساسات شخصیت میخوای به میدون جنگ بری ؟ مسخرست

281
00:21:31,549 --> 00:21:33,524
! اصلاً مسخره نیست

282
00:21:35,549 --> 00:21:38,578
. همه برای چیزای مهمشون ، میجنگن

283
00:21:38,578 --> 00:21:41,598
! برای چیزایی که میخوان ازشون محافظت کنن

284
00:21:48,588 --> 00:21:50,548
. باشه ، مِنگ تیان

285
00:21:50,583 --> 00:21:53,549
. فشین تای ، توی این نقشه همراهتِ

286
00:21:53,549 --> 00:21:56,533
بالاخره این نقشه ، نقش بزرگی توی جنگ داره

287
00:21:56,533 --> 00:21:59,558
! و بعدش همه ی چین از بردمون ، خبردار میشن

288
00:22:00,540 --> 00:22:03,596
خب ، تو چیکار میکنی ، وانگ بِن ؟

289
00:22:06,572 --> 00:22:08,550
. به استراتژی بستگی داره

290
00:22:09,551 --> 00:22:11,546
. پس بهتون نقشه رو توضیح میدم

291
00:22:12,542 --> 00:22:17,518
. اول از همه ، یوها تای ، به
تنهایی مرکز فرماندهی لون هو رو هدف قرار میده

292
00:22:18,521 --> 00:22:19,585
. که اینطور

293
00:22:19,585 --> 00:22:22,533
شکل هرم ، ها ؟

294
00:22:22,533 --> 00:22:26,548
. اگه اونا با این تعداد ، منُ هدف
قرار دادن ، یه شانس بیشتر برای نفوذ ندارن

295
00:22:26,567 --> 00:22:31,548
! بنابراین بهم نشون بدید ، قدرت نفوذ استان شینُ

296
00:22:31,589 --> 00:22:37,549
وایسا بینم . اینجوری که یعنی تنهایی
میخوای خدمت لون هو برسی ؟

297
00:22:38,580 --> 00:22:42,549
ما داریم نقشه میریزیم ، برای اینکه تنهایی
از پسش بر نمیام ، درسته ؟

298
00:22:44,516 --> 00:22:45,550
! بریم ، بچه ها

299
00:22:48,550 --> 00:22:53,511
! دارن میان ، همه ی واحد
های دفاعی ، توی موقعیت هاشون

300
00:22:56,580 --> 00:22:58,501
! حالا

301
00:23:00,534 --> 00:23:01,551
!چی ؟

302
00:23:03,530 --> 00:23:06,549
... صحنه ی اول نقشه

303
00:23:10,515 --> 00:23:13,580
. یوها تای ، لون هو رو هدف قرار نمیده

304
00:23:21,554 --> 00:23:26,522
، دارم رویای تورو میبینم

305
00:23:26,587 --> 00:23:30,503
. درست مثل اون روز ها

306
00:23:29,595 --> 00:23:38,548
. از چیزی هراسان نیستم ، فقط باور دارم

307
00:23:38,540 --> 00:23:43,513
... همیشه به گذشته فکر میکنم

308
00:23:43,568 --> 00:23:46,580
. به حرفای تو

309
00:23:46,581 --> 00:23:51,590
... با وجود اینکه سعی میکنن از ذهن من

310
00:23:52,510 --> 00:23:55,523
. ناپدید بشن

311
00:23:55,526 --> 00:23:58,505
، میخوام سعی کنم نگهشون دارم

312
00:23:57,560 --> 00:24:00,539
. ولی توی سردرگمی فرو رفتم

313
00:24:00,522 --> 00:24:04,591
. هنوزم سرگردونم با پای برهنه

314
00:24:04,553 --> 00:24:09,511
... میتونم دیگه وایسم ، اما

315
00:24:08,574 --> 00:24:13,519
حتی اگه سوالی بپرسم ، یا دستی دراز کنم

316
00:24:12,586 --> 00:24:17,544
... جوابی ندارم ، اما آخه

317
00:24:17,516 --> 00:24:21,563
، مطمئناً فراموش نمیکنم

318
00:24:21,539 --> 00:24:25,588
... آرزوی تغییر ناپذیرمونُ ، اما

319
00:24:25,561 --> 00:24:30,504
... هر روز صبح با همون اشتیاق اول

320
00:24:29,570 --> 00:24:33,515
. دوباره شروع میکنم

321
00:24:32,591 --> 00:24:36,571
. هنوزم به یاد میارم

322
00:24:50,596 --> 00:24:56,596
پیش نمایش

323
00:24:59,505 --> 00:25:04,572
جبهه ی متحد
سه واحد

324
00:25:01,501 --> 00:25:04,572
پایان

