1
00:00:06,516 --> 00:00:12,539
Animental.net

2
00:00:12,531 --> 00:00:18,551
!سحر از راه رسیده ، الان وقت جبرانه

3
00:00:18,551 --> 00:00:24,559
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

4
00:00:26,539 --> 00:00:29,502
!یه سفر تو رو فرا میخونه که نمیتونی ازش بگذری

5
00:00:30,571 --> 00:00:34,529
Animental.net

6
00:00:31,574 --> 00:00:34,527
!حالا یا هیچ وقت ! آماده ای ؟ عمل کن

7
00:00:34,527 --> 00:00:39,578
حتی وزش ناگهانیِ باد و شب های پُر از اَشک

8
00:00:39,578 --> 00:00:44,591
( در اصل چیزای بدی نیستن . ( بد نیستن

9
00:00:44,591 --> 00:00:47,554
، درست مثل قدرت بهار

10
00:00:47,554 --> 00:00:50,566
اگه بیشتر به پایین خیز برداری

11
00:00:50,575 --> 00:00:54,525
!میتونی بیشتر پرواز کنی

12
00:00:54,525 --> 00:01:01,542
مسیر ما روبه رو شدن در اُفقِ ، هدف بگیر

13
00:01:04,576 --> 00:01:10,506
! دست هامونو به سَمت صبح اون روز دراز خواهیم کرد

14
00:01:10,506 --> 00:01:16,523
ما با یه احساس یکسان مواجه هستیم

15
00:01:16,523 --> 00:01:20,544
دیگه بیشتر از این تنها نیستیم ، نه؟

16
00:01:20,544 --> 00:01:26,536
، بخاطر همین ما الان ، برای درخشیدن

17
00:01:26,536 --> 00:01:33,550
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

18
00:01:36,579 --> 00:01:40,553
، بنابر تصمیم اینگ زِنگ ، پادشاهی
که آرزو داره تمام چینُ متحد کنه

19
00:01:40,553 --> 00:01:44,545
.استان شین ، هجومشُ به استان وِی شروع کرد

20
00:01:44,545 --> 00:01:47,569
. وانگ بِن ، مِنگ تیان و شین

21
00:01:47,569 --> 00:01:51,544
، این سه جوانی که در آرزوی ژنرال عالم شدن بودن

22
00:01:51,544 --> 00:01:54,508
. پا به دوران جدید نهادن

23
00:01:54,576 --> 00:01:56,569
پس تو شین ـی ؟

24
00:01:57,591 --> 00:01:59,596
. همون طوری که انتظارشُ داشتم هستی

25
00:02:00,561 --> 00:02:02,583
. شنیده بودم که تو یه بَرده بودی

26
00:02:04,556 --> 00:02:07,560
. من ، گائو بی هم ، یک زمانی بَرده بودم

27
00:02:09,543 --> 00:02:15,577
. گفتم شاید بهتره که بهت کمکی
بکنم ، اما انگاری نیازی نیست

28
00:02:17,514 --> 00:02:21,529
. این واحد بدون شک ، به جلو پیش میره

29
00:02:23,501 --> 00:02:26,561
! به اصیل زاده ها و خانواده های جنگجو نباز ، شین

30
00:02:31,538 --> 00:02:34,557
. فرمانده ی 1000 نفره ، گائو بی ، لطفاً صبر کنید

31
00:02:47,553 --> 00:02:49,564
! گائو بی ساما

32
00:02:49,564 --> 00:02:51,567
! فرمانده

33
00:02:55,598 --> 00:02:59,542
! فرمانده گائو بی

34
00:02:59,542 --> 00:03:01,598
! فرمانده

35
00:03:09,514 --> 00:03:11,582
چطور این ممکنه ؟

36
00:03:13,567 --> 00:03:17,542
! همین چند دقیقه پیش داشتیم باهاش حرف میزدیم

37
00:03:19,522 --> 00:03:21,522
! فرمانده 1000 نفره ، گائو بی

38
00:03:22,542 --> 00:03:26,551
! فقط ببین ، انتقامتُ میگیرم

39
00:03:29,568 --> 00:03:33,551
! انگاری باقی مونده هایی از استان
وِی ، این اطراف پنهون شدن

40
00:03:33,584 --> 00:03:36,569
! هنوزم ممکنه این اطراف باشن

41
00:03:36,569 --> 00:03:38,564
! ما هم دنبالشون بگردیم ، شین

42
00:03:39,502 --> 00:03:40,573
! صد البته

43
00:03:41,561 --> 00:03:43,515
! به پنج گروه تقسیم بشید

44
00:03:43,551 --> 00:03:48,592
! هر گوشه کناریُ بگردید و قاتل فرمانده
1000 نفره ، گائو بی رو پیدا کنید

45
00:03:53,580 --> 00:03:55,590
! یه خبر مهم

46
00:03:56,563 --> 00:03:59,535
چی ؟ دشمنُ پیدا کردن ؟

47
00:04:00,556 --> 00:04:02,567
! فقط گائو بی ساما نبوده

48
00:04:02,567 --> 00:04:04,570
... " فرمانده ی 1000 نفره ، " بی زی

49
00:04:04,570 --> 00:04:06,592
! و فرمانده ی 1000 نفره ، "
ما گائو " هم به قتل رسیدن

50
00:04:07,570 --> 00:04:09,518
!چی گفتی ؟

51
00:04:09,538 --> 00:04:11,502
... سه تا

52
00:04:11,502 --> 00:04:12,543
فرمانده ی 1000 نفره ؟

53
00:04:15,581 --> 00:04:17,543
... اینجا داره چه

54
00:04:18,521 --> 00:04:20,544
چه اتفاقی میوفته ؟

55
00:04:48,548 --> 00:04:51,540
اتو ... هاه؟

56
00:04:51,540 --> 00:04:53,593
اون آخری ما گائو بودش ؟

57
00:04:55,506 --> 00:04:57,514
پس این یکی کی بودش ؟

58
00:04:57,567 --> 00:05:01,526
. لون هو ساما ، دیگه باید بریم

59
00:05:01,526 --> 00:05:04,560
،. همون طوری که انتظار داشتیم
مردای استان شین بدجور خشمگین شدن

60
00:05:04,560 --> 00:05:08,547
. باشه ، باشه ، نفر بعدی این یکیِ

61
00:05:11,562 --> 00:05:13,511
. خب

62
00:05:14,573 --> 00:05:18,594
. سرِ یکی دو نفر دیگه هم میزنم برای امشب

63
00:05:19,562 --> 00:05:24,567
هوای یه فرمانده ی ارتش

64
00:05:28,586 --> 00:05:31,523
! حتی فرمانده ی 1000 نفره ، لو هم به قتل رسیده

65
00:05:31,523 --> 00:05:35,507
. این نمیتونه کار باقی مونده های ارتش دشمن باشه

66
00:05:35,507 --> 00:05:38,516
. پس اینجوری ممکنه کار یه قاتل حرفه ای باشه

67
00:05:39,546 --> 00:05:41,563
، وقتی توی یک محیط نا آشنا باشیم

68
00:05:41,563 --> 00:05:44,571
! توی شب واقعاً میوفتیم توی خطر

69
00:05:44,571 --> 00:05:46,526
! وحشت نکنید

70
00:05:47,512 --> 00:05:49,565
! واحد های امنیتی ، سه برابر بشن

71
00:05:49,565 --> 00:05:51,526
! اطاعت

72
00:05:51,526 --> 00:05:54,557
! همه ی دروازه ها رو ببندید
و نزارید کسی ازشون عبور کنه

73
00:05:54,557 --> 00:05:55,581
! اطاعت

74
00:05:57,537 --> 00:05:58,587
! ژنرال لو یوآن

75
00:06:02,532 --> 00:06:04,535
! اوه ، ارباب جوان

76
00:06:06,536 --> 00:06:08,538
. شنیدم که یه موش دزدکی اومده

77
00:06:08,557 --> 00:06:12,588
. آره ، از اون موشای بزرگم هست

78
00:06:13,507 --> 00:06:16,518
. تا حالا شش فرمانده ی 1000 نفره رو از دست دادیم

79
00:06:17,524 --> 00:06:18,568
شش تا ؟

80
00:06:19,518 --> 00:06:21,523
محافظان فرمانده ی کل چی ؟

81
00:06:21,523 --> 00:06:22,554
. مشکلی ندارن

82
00:06:22,554 --> 00:06:27,538
. برای محافظت از ریش سفید ، بهترین سطح امنیتُ قرار دادیم

83
00:06:27,599 --> 00:06:30,569
. ضمناً ، خودتونم باید خلی دقت کنید ، ارباب جوان

84
00:06:31,550 --> 00:06:36,535
شاید یوها تای یه واحد 300 نفره باشه ، اما شما شایسته ی
. فرمانده ی 1000 نفره هم هستید ، ارباب جوان

85
00:06:36,535 --> 00:06:38,593
. ممکنه قاتل شما هم هدف قرار داده باشه

86
00:06:38,593 --> 00:06:44,558
در مورد این قاتل حرفه ای ، چیز خاصی احساس نمیکنید ؟

87
00:06:46,515 --> 00:06:48,579
شنیدم که تمام فرمانده های مقتول از

88
00:06:48,579 --> 00:06:52,506
. فرمانده های ارتش اصلی بخش مرکزی بودن

89
00:06:52,558 --> 00:06:56,510
. اونا بدون شک دنبال اشخاص خاصی هستن

90
00:06:57,500 --> 00:07:00,550
انگاری کسی از طرف استان وِی استخدام شده که

91
00:07:00,550 --> 00:07:03,594
. جریان این نبردُ تغییر بده

92
00:07:18,534 --> 00:07:22,556
. خانواده ی مِنگ همیشه بهترین ها بودن

93
00:07:22,556 --> 00:07:25,562
. با این وجود احساس میکنم کمی زیادی
سخت در نظرش گرفتید ، ارباب جوان

94
00:07:26,537 --> 00:07:33,513
. بعد از مرگ وُو کینگ ، هیچ ژنرالی
توی استان وِی نیست که همچین استراتژیی بچینه

95
00:07:33,513 --> 00:07:40,556
این قتل های اخیر یه حمله ی
متقابل سربازای باقیمونده ی وِی هست

96
00:07:40,556 --> 00:07:43,504
. که داخل این قلعه مخفی شدن

97
00:07:43,504 --> 00:07:45,520
، حقیقتش اینه که خاطر امنیت سخت فرمانده های بالاتر

98
00:07:45,520 --> 00:07:48,585
. فرمانده های 1000 نفره ی ، مورد هدف قرار میگیرن

99
00:07:50,555 --> 00:07:54,540
، فکر میکنم اندیشه های شما درست هستن ،
که چرا فرمانده های 1000 نفره هدف قرار گرفتن

100
00:07:54,576 --> 00:07:58,550
. اما بهتره مراقب باشید ، ژنرال لو یوآن

101
00:07:59,511 --> 00:08:03,501
، یه ضربه ی مهم هست که
فرمانده ی های ماهرُ از دست بدیم

102
00:08:03,501 --> 00:08:05,591
. اما نمیشه جای همه شونُ پر کرد

103
00:08:06,549 --> 00:08:08,581
، اگه شما کشته بشید

104
00:08:08,581 --> 00:08:13,595
. توانایی رهبری این ارتش توسط ژنرال
مِنگ آئو ، تقلیل پیدا میکنه

105
00:08:15,528 --> 00:08:16,569
. آره ، میدونم

106
00:08:16,569 --> 00:08:18,524
! اما نگران نباش

107
00:08:18,524 --> 00:08:21,535
! اون قاتلا امشب گیر میوفتن و سرشون زده میشه

108
00:08:30,580 --> 00:08:36,503
. اما استان شین نتونست قاتلای حرفه ای رو دستگیر کنه

109
00:08:37,586 --> 00:08:44,525
،. در اون شب ، ژنرال مِنگ آئو
هشت فرمانده ی 1000 نفره رو از دست داد

110
00:08:50,517 --> 00:08:52,558
... و بعد از گذشت سه روز

111
00:08:54,503 --> 00:08:58,508
حرکت ارتش اصلی با رهبری مِنگ آئو

112
00:08:58,508 --> 00:09:00,528
. به طرف قلعه ی بعدی ، با مشکل بر خورد

113
00:09:12,526 --> 00:09:14,536
. ببینید ، بِن ساما

114
00:09:14,568 --> 00:09:17,597
دور مرکز فرمانده ایِ ژنرال مِنگ آئو

115
00:09:17,597 --> 00:09:21,536
. پر از سربازای تا دندون مسلحهِ

116
00:09:21,566 --> 00:09:25,502
. انگاری راهنمایی ارباب جوان ، خیلی موثر بوده

117
00:09:25,502 --> 00:09:29,537
. حالا نه قاتلا ، بلکه دوست ها
هم نمیتون به ریش سفید نزدیک بشن

118
00:09:31,524 --> 00:09:35,588
. اینجور سطح استحکام درست مثل نبرداست

119
00:09:36,552 --> 00:09:39,558
پدربزرگ چیزی حس کرده ؟

120
00:09:39,558 --> 00:09:42,541
. یه شکافی هم دور ژنرال لو یوآن نیست

121
00:09:43,509 --> 00:09:46,513
. اصلاً غیرممکنه که یه قاتل حرفه ای به اینجا حمله کنه

122
00:09:46,513 --> 00:09:48,592
. این خیلی غیر واقع بینانست

123
00:10:04,591 --> 00:10:06,508
این چیه ؟

124
00:10:08,568 --> 00:10:11,500
... برای یه لحظه

125
00:10:12,521 --> 00:10:13,558
چی شده ، شین ؟

126
00:10:16,504 --> 00:10:18,557
... یه احساس سرمایی کردم

127
00:10:20,581 --> 00:10:22,530
. هوی ، شین

128
00:10:23,575 --> 00:10:25,536
چی شده ؟

129
00:10:27,543 --> 00:10:31,552
. آه ، هیچی . بریم

130
00:11:00,590 --> 00:11:03,568
دقیقاً چه اتفاقی داره میوفته ، ژنرال لیان پو ؟

131
00:11:03,568 --> 00:11:07,515
شنیدم که یکی از افرادتونُ با 300 نفر فرستادید

132
00:11:07,515 --> 00:11:10,522
. که به فرمانده های ارتش شین حمله کنن

133
00:11:10,522 --> 00:11:13,535
. من بهتون هزاران سرباز دادم

134
00:11:13,535 --> 00:11:18,567
. لون هو به توانایی های خودش قضاوت بدی نمیکنه

135
00:11:18,567 --> 00:11:23,506
. اگه میگه به 300 نفر نیاز داره
، پس به 300 نفر نیاز داره

136
00:11:24,508 --> 00:11:28,508
. اما نمیشه که با 300 نفر به اردوگاه دشمن حمله کرد

137
00:11:28,573 --> 00:11:32,549
. نمیشه به فرمانده ی ارتشی که دورش
بیش از 10 هزار سربازه نزدیک شد

138
00:11:32,593 --> 00:11:37,530
و لون هو ، اون پسر صورت دخترونست دیگه ؟

139
00:11:41,505 --> 00:11:44,550
پس دارید میگید که زیردست ها من
، لیان پو ، ضعیفن ؟

140
00:11:45,583 --> 00:11:47,551
... منظورم این نبوده

141
00:11:47,575 --> 00:11:49,544
! خیلی خوب

142
00:11:49,544 --> 00:11:52,581
، از اونجایی که شما نمیتونید چیزای ندیده رو بفهمید

143
00:11:52,581 --> 00:11:55,514
! جوری توضیح میدم که اعلیحضرت ، بتونید بفهمید

144
00:11:55,584 --> 00:11:59,522
شش ژنرال بزرگ استان شینُ میشناسید ؟

145
00:12:00,591 --> 00:12:02,514
البته که میشنـ ــ

146
00:12:02,514 --> 00:12:03,516
. نه

147
00:12:03,516 --> 00:12:05,502
! نمیشناسید

148
00:12:05,502 --> 00:12:06,515
چی ؟

149
00:12:07,573 --> 00:12:09,591
منظورت چیه ، لیان پو ؟

150
00:12:10,569 --> 00:12:12,517
!لیان پو ؟

151
00:12:12,517 --> 00:12:19,541
... یه احساسی بود که انگار دلُ رودم داشت میلرزید

152
00:12:20,580 --> 00:12:25,595
. زمانی که با ارتشم جلوی یکی از
اون شش ژنرال ها ، ایستاده بودم

153
00:12:30,510 --> 00:12:33,547
، هر وقت باهاشون نبرد میکردم

154
00:12:33,547 --> 00:12:38,565
. انگاری تمام اعضای داخلیم داشتن له میشدن

155
00:12:39,556 --> 00:12:42,568
. مخصوصاً زمانی که با ارتش وانگ کی رو به رو میشدم

156
00:12:42,568 --> 00:12:48,557
! تمام سربازاش مثل یه لایه دیوار آهنی بودن

157
00:12:49,585 --> 00:12:52,544
جنگیدن در مقابل اون

158
00:12:52,544 --> 00:12:56,595
. مثل این میبود که با بدن
برهنه میخواستی بری به طرف دیوار فولادی

159
00:12:57,575 --> 00:12:59,531
! اما

160
00:13:00,551 --> 00:13:02,583
! لون هو اینکارو میکرد

161
00:13:06,577 --> 00:13:11,530
! و از اون مهمتر ، توی
اون دیوار آهنی سوراخی ایجاد میکرد

162
00:13:11,530 --> 00:13:13,551
... و با شمشیراش

163
00:13:18,569 --> 00:13:21,566
. با وانگ کی میجنگید

164
00:13:28,590 --> 00:13:31,515
. حالا فکر کنم فهمیده باشید

165
00:13:31,586 --> 00:13:36,504
. اگه لون هو بگه 300 نفر کافیه ، پس کافیه

166
00:13:36,504 --> 00:13:39,577
، وقتی که اون از دستام آزاد بشه

167
00:13:39,577 --> 00:13:42,594
! کسی نمیتونه جلوشُ بگیره

168
00:14:00,597 --> 00:14:04,523
شین

169
00:14:07,531 --> 00:14:09,505
! خبر مهم

170
00:14:09,505 --> 00:14:11,525
! ژنرال ! ژنرال لو یوآن

171
00:14:11,525 --> 00:14:13,514
! ژنرال لو یوآن

172
00:14:15,524 --> 00:14:16,593
... ژنرال لو یوآن

173
00:14:16,593 --> 00:14:19,574
! ژنرال لو یوآن کشته شد

174
00:14:20,503 --> 00:14:21,549
!چی ؟

175
00:14:21,572 --> 00:14:25,500
!غیرممکنه ؟ آخه چطوری ممکنه ؟

176
00:14:25,520 --> 00:14:28,508
! قاتل ها کمین کردن

177
00:14:28,508 --> 00:14:30,527
! تعداشون 300 تاست

178
00:14:30,527 --> 00:14:31,550
! دارن میان

179
00:14:31,550 --> 00:14:34,551
! دشمن یه واحد 300 تایی هست

180
00:14:34,551 --> 00:14:35,520
! اینورن

181
00:14:35,520 --> 00:14:36,558
یه واحد 300 تایی ؟

182
00:14:38,586 --> 00:14:40,591
! دشمن از شیب داره میاد پایین

183
00:14:40,591 --> 00:14:43,552
! واحد ها اونا رو محاصره کنن

184
00:14:43,552 --> 00:14:46,502
! نزارید فرار کنن

185
00:14:46,570 --> 00:14:48,502
! اونان

186
00:14:48,535 --> 00:14:51,540
! دشمن یه واحد 300 تایی هست
که ژنرال لو یوآن رو کشته

187
00:14:51,565 --> 00:14:55,521
! شرط میبندم که اونا کسایی هستن ، که
فرمانده ی 1000 نفره گائو بی رو کشتن

188
00:14:55,521 --> 00:14:56,536
! یوووش

189
00:15:01,541 --> 00:15:04,504
... وقت انتقام گرفتن

190
00:15:04,591 --> 00:15:06,567
! فرمانده ی 1000 نفره ، گائو بیِ

191
00:15:09,597 --> 00:15:12,562
چه فکر میکنید ، لون هو ساما ؟

192
00:15:12,562 --> 00:15:14,567
. بیخیال شپش ها

193
00:15:14,567 --> 00:15:16,530
. بفرستیدشون کنار و از میونشون میریم

194
00:15:40,556 --> 00:15:41,570
!جلوشُ گرفت ؟

195
00:15:50,537 --> 00:15:52,592
! فرمانده

196
00:15:56,501 --> 00:15:58,555
حرومی ، دستمُ ــ

197
00:15:58,555 --> 00:15:59,593
با تو مگه نیستم تُخم ــ

198
00:16:09,534 --> 00:16:11,577
!قدرت این یارو چقدره ؟

199
00:16:12,580 --> 00:16:15,529
... حرومی ، بهت گفتم ولم کن

200
00:16:22,510 --> 00:16:23,566
! لعنتی

201
00:16:25,515 --> 00:16:26,595
! ای تو روحت

202
00:16:39,599 --> 00:16:41,526
. لون هو ساما

203
00:16:41,526 --> 00:16:44,514
. جلوتر برید ، منم زود میام

204
00:16:45,521 --> 00:16:46,564
لون هو ؟

205
00:16:48,519 --> 00:16:50,526
. عجیبه

206
00:16:50,526 --> 00:16:53,534
. تو از خونخواریم نترسیدی

207
00:16:53,534 --> 00:16:55,515
. و حتی با شمشیر بهم حمله کردی

208
00:16:55,545 --> 00:16:58,501
... مهارت من زنگ زده

209
00:16:58,571 --> 00:17:02,509
. یا شایدم تو واقعاً قویی

210
00:17:02,566 --> 00:17:04,523
کدومشه ؟

211
00:17:06,564 --> 00:17:08,587
! البته که من قویم

212
00:17:08,587 --> 00:17:10,550
. آره دیگه

213
00:17:10,550 --> 00:17:11,529
اسمت چیه ؟

214
00:17:11,586 --> 00:17:13,589
. شین از فشین تای

215
00:17:15,589 --> 00:17:17,539
چه راستگویی ؟

216
00:17:23,530 --> 00:17:28,549
. آه ، اسم شین از فشین تای اینجا نوشته نیست

217
00:17:28,549 --> 00:17:31,533
. پس حدس میزنم ، نیازی نیست بکشمت

218
00:17:33,573 --> 00:17:35,581
. از جونت میگذرم

219
00:17:35,581 --> 00:17:37,579
. خب ، تموم شد

220
00:17:38,572 --> 00:17:40,532
! وایسا بینم

221
00:17:40,553 --> 00:17:43,518
!تو فرمانده ی 1000 نفره ، گائو بی رو کشتی ؟

222
00:17:48,543 --> 00:17:52,535
. آه ، راس میگی . به نظر میاد کار من بوده

223
00:17:52,535 --> 00:17:57,508
. آه درسته ، همون موقع که داشت سرشُ برمیگردوند

224
00:17:57,508 --> 00:17:58,580
! لعنت بهت

225
00:18:09,555 --> 00:18:11,551
!دوباره جلوشُ گرفت ؟

226
00:18:12,595 --> 00:18:15,527
. خیلی وقت میشد که همچین حس سنگینی نداشتم

227
00:18:18,572 --> 00:18:23,505
. علیرغم سنش ، انگاری این پسر تا حدی تجربه داره

228
00:18:24,570 --> 00:18:27,574
خراش برداشت ، حتی میتونه اینم جا خالی بده ؟

229
00:18:37,590 --> 00:18:41,555
. ای وای ، دیگه خداییش خیلی جا خوردم

230
00:18:42,566 --> 00:18:47,587
. کمی هست ، اما این پسر
هوای یه فرمانده ی ارتشُ داره

231
00:18:48,575 --> 00:18:54,531
. اون بیشتر از هر فرمانده ی 1000
نفره ای که من کشتم ، داره

232
00:18:54,595 --> 00:18:58,562
توی شین ـم همچین جوونایی پیدا میشه ؟

233
00:18:59,598 --> 00:19:03,532
... ارباب اینجا بود میگفت ، دوست دارم رشدتُ ببینم ، اما

234
00:19:03,579 --> 00:19:06,523
. من علاقه ای به این چیزا ندارم

235
00:19:19,543 --> 00:19:23,500
. بدبختانه دوست دارم هر دشمنی که
چشممُ میگیره رو ، ریشه کن کنم

236
00:19:39,535 --> 00:19:41,586
! فرمانده

237
00:19:41,586 --> 00:19:43,573
! به شین دونو کمک کنید

238
00:19:43,573 --> 00:19:44,586
! ما داریم میایم

239
00:19:44,586 --> 00:19:46,540
! شین

240
00:19:46,540 --> 00:19:47,536
... بچه ها

241
00:19:48,513 --> 00:19:50,502
! فرمانده

242
00:19:53,531 --> 00:19:54,516
! صبر کن

243
00:19:54,516 --> 00:19:55,562
!تو کی هستی ؟

244
00:19:55,562 --> 00:19:59,512
!مثل یه قاتل حرفه ای داری رفتار میکنی ، اما
تو هم یه فرمانده ی 300 نفره هستی ؟

245
00:20:02,524 --> 00:20:06,535
، راستش الان دارم فرمانده ایِ 300 نفرُ میکنم

246
00:20:06,535 --> 00:20:08,513
. اما فرمانده ی 300 نفر نیستم

247
00:20:08,538 --> 00:20:12,565
. متکی به زمان ، ممکنه فرمانده
ی هزار یا 10 هزار نفر باشم

248
00:20:14,593 --> 00:20:17,539
! من یه ژنرال هستم

249
00:20:17,564 --> 00:20:20,552
!چی ؟ یه ژنرال ؟

250
00:20:20,568 --> 00:20:22,531
! دروغگو

251
00:20:22,531 --> 00:20:26,518
! یه بچه ی بیستُ چند ساله ای
مثل تو که نمیتونه یه ژنرال باشه

252
00:20:26,518 --> 00:20:29,516
. بیستُ چند ساله ؟ خیلی بد جنسی

253
00:20:29,516 --> 00:20:31,580
. راستشو بخوای ، من 30 هم رد کردم

254
00:20:31,580 --> 00:20:34,503
30سال ؟

255
00:20:35,548 --> 00:20:38,504
. انگاری امروزُ باید بیخیال بشم

256
00:20:39,514 --> 00:20:42,538
. انگاری دوستات خیلی بهت اهمیت میدن

257
00:20:42,538 --> 00:20:43,565
. خیلی خوبه

258
00:20:44,531 --> 00:20:47,561
. اینجور آدما مورد علاقه ی بهشتم ( عالم ) هستن

259
00:20:48,520 --> 00:20:49,539
بهشت ؟

260
00:20:50,557 --> 00:20:53,512
، هر چقدرم استعداد و توانایی داشته باشی

261
00:20:53,512 --> 00:20:55,556
، اگه شانس بهشت بهت علاقه ای نداشته باشه

262
00:20:55,556 --> 00:20:58,543
. زندگیتُ الکی توی ارتش از دست میدی

263
00:21:01,546 --> 00:21:03,587
. کلی فرمانده ی اینجوری دیدم

264
00:21:05,520 --> 00:21:09,505
. درست مثل همین فرمانده های کشته شده ی ایندفعه

265
00:21:09,505 --> 00:21:10,557
! اما خودت کارشونُ ساختی که

266
00:21:13,559 --> 00:21:19,582
. حقیقتش ... فقط تعداد کمی از ژنرال
ها هستن ، که بهشت بهشون علاقه داره

267
00:21:44,552 --> 00:21:47,507
هه ... هاه ؟

268
00:21:47,556 --> 00:21:49,561
چرا با تو دارم از حرفا میزنم ؟

269
00:21:50,579 --> 00:21:52,589
. اوه ، درسته

270
00:21:57,545 --> 00:22:01,512
... این حس تقریباً درخشنده ی این پسرُ یه جایی دیدم

271
00:22:01,574 --> 00:22:04,560
. شاید تا حدی شبیه به اونا باشه

272
00:22:15,519 --> 00:22:16,551
. شین از فشین تای

273
00:22:18,530 --> 00:22:22,501
. دفعه ی بعدی یادم میمونه اسمتُ توی طومارم بنویسم

274
00:22:25,581 --> 00:22:27,526
! وایسا

275
00:22:36,581 --> 00:22:39,575
. فقط میزارم یکبار جون سالم بدر ببری

276
00:22:39,575 --> 00:22:41,574
، اگه دفعه ی بعدی جایی همدیگه رو ملاقات کنیم

277
00:22:42,548 --> 00:22:45,575
! جونتُ میگیرم

278
00:22:47,572 --> 00:22:49,524
! فرمانده

279
00:22:49,524 --> 00:22:51,547
شین ، خوبی؟

280
00:22:51,547 --> 00:22:53,536
شین ؟

281
00:22:53,551 --> 00:22:55,592
اون فرار کرد ، ها ؟

282
00:22:55,592 --> 00:22:57,541
چیکار میخوای بکنی ، شین ؟

283
00:22:57,541 --> 00:22:58,597
بریم دنبالش ؟

284
00:23:01,588 --> 00:23:04,563
... فرمانده هایی که بهشت بهشون علاقه داره

285
00:23:06,592 --> 00:23:08,502
شین ؟

286
00:23:17,504 --> 00:23:18,569
یعنی چی حالا ؟

287
00:23:21,587 --> 00:23:26,555
دارم رویای تورو میبینم

288
00:23:27,520 --> 00:23:30,536
درست مثل اون روز ها

289
00:23:30,528 --> 00:23:38,581
از چیزی هراسان نیستم ، فقط باور دارم

290
00:23:38,573 --> 00:23:43,546
همیشه به گذشته فکر میکنم

291
00:23:44,501 --> 00:23:47,513
به حرفای تو

292
00:23:47,514 --> 00:23:52,523
با وجود اینکه سعی میکنن از ذهن من

293
00:23:52,543 --> 00:23:55,556
ناپدید بشن

294
00:23:55,559 --> 00:23:58,538
میخوام سعی کنم نگهشون دارم

295
00:23:57,593 --> 00:24:00,572
ولی توی سردرگمی فرو رفتم

296
00:24:00,555 --> 00:24:05,524
و هنوزم سرگردونم با پای برهنه

297
00:24:04,586 --> 00:24:09,544
میتونم دیگه وایسم

298
00:24:09,507 --> 00:24:13,552
اما حتی اگه سوالی بپرسم یا دستی دراز کنم

299
00:24:13,519 --> 00:24:17,577
جوابی ندارم

300
00:24:17,549 --> 00:24:21,596
اما مطمئناً فراموش نمیکنم

301
00:24:21,572 --> 00:24:26,521
آرزوی تغییر ناپذیرمونُ

302
00:24:25,594 --> 00:24:30,537
اما هر روز صبح با همون اشتیاق اول

303
00:24:30,503 --> 00:24:33,548
دوباره شروع میکنم

304
00:24:33,524 --> 00:24:37,504
هنوزم به یاد میارم

305
00:24:51,521 --> 00:24:57,525
پیش نمایش

306
00:24:59,530 --> 00:25:05,589
نیمه شبِ ژنرال بزرگ

307
00:25:01,526 --> 00:25:05,589
پایان

