1
00:00:06,500 --> 00:00:12,523
Animental.net

2
00:00:12,547 --> 00:00:14,547


3
00:00:12,515 --> 00:00:18,535
!سحر از راه رسیده ، الان وقت جبرانه

4
00:00:18,535 --> 00:00:24,543
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

5
00:00:26,523 --> 00:00:28,586
!یه سفر تو رو فرا میخونه که نمیتونی ازش بگذری

6
00:00:30,562 --> 00:00:34,521
Animental.net

7
00:00:31,558 --> 00:00:34,511
!حالا یا هیچ وقت ! آماده ای ؟ عمل کن

8
00:00:34,511 --> 00:00:39,562
حتی وزش ناگهانیِ باد و شب های پُر از اَشک

9
00:00:39,562 --> 00:00:44,575
( در اصل چیزای بدی نیستن . ( بد نیستن

10
00:00:44,575 --> 00:00:47,538
، درست مثل قدرت بهار

11
00:00:47,538 --> 00:00:50,550
اگه بیشتر به پایین خیز برداری

12
00:00:50,559 --> 00:00:54,509
!میتونی بیشتر پرواز کنی

13
00:00:54,509 --> 00:01:01,526
مسیر ما روبه رو شدن در اُفقِ ، هدف بگیر

14
00:01:04,560 --> 00:01:09,590
! دست هامونو به سَمت صبح اون روز دراز خواهیم کرد

15
00:01:09,590 --> 00:01:16,507
ما با یه احساس یکسان مواجه هستیم

16
00:01:16,507 --> 00:01:20,528
دیگه بیشتر از این تنها نیستیم ، نه؟

17
00:01:20,528 --> 00:01:26,520
، بخاطر همین ما الان ، برای درخشیدن

18
00:01:26,520 --> 00:01:33,534
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

19
00:01:37,538 --> 00:01:43,526
. در خط مقدم ، ارتش شین برای یه حمله
ی تمام عیار ، به استان وِی آماده میشه

20
00:01:43,526 --> 00:01:48,591
، فرمانده ی اصلی استان شین ، مِنگ آئو
، فشین تای رو در جلوی ارتش قرار داده

21
00:01:48,591 --> 00:01:53,574
. و شین بی تاب برای شروع نبرد هست

22
00:01:53,574 --> 00:01:57,545
بنابر این اون میتونه کارهای بزرگ دیگه ای رو انجام بده

23
00:01:57,545 --> 00:02:00,518
. و پله های ترقی برای ژنرال عالم شدنُ ، طی کنه

24
00:02:01,501 --> 00:02:03,528
، در این اثناء ، در کاخ سلطنتیِ ژیانگ یانگ

25
00:02:03,528 --> 00:02:07,510
. زِنگ به مادرش ، ملکه ی بزرگ
نزدیک شد و درخواست هم پیمان شدن کرده

26
00:02:07,510 --> 00:02:12,588
. و ضاهراً ، حرم پاسخ دهی ، سه سران
بزرگ خانواده های والا مقامُ به حضور پادشاه فرستادن

27
00:02:12,588 --> 00:02:18,577
، اما مخفیانه ، ملکه ی بزرگ
با دشمن زِنگ ، لو باوِی

28
00:02:18,577 --> 00:02:22,511
. ضد زِنگ ، برنامه ای میریخت

29
00:02:23,515 --> 00:02:27,503
و بانوی حرم ، ژیانگ ، شاهد
این اتفاق بود و یه زخم وخیمی

30
00:02:27,503 --> 00:02:31,501
! از طرف یکی از خاجه های حرم برداشت

31
00:02:35,529 --> 00:02:40,530
جمع آوری

32
00:02:46,594 --> 00:02:49,536
. از مسیری برو که کسی متوجه نشه

33
00:02:49,536 --> 00:02:50,530
! اطاعت

34
00:02:50,530 --> 00:02:54,500
. جز تو کسی در مورد این اتفاق چیزی نمیدونه

35
00:02:54,500 --> 00:02:57,506
. گفتن نداره ، اما این باید بین ما بمونه

36
00:02:57,506 --> 00:02:59,519
. خوب فهمیدم ، قربان

37
00:02:59,578 --> 00:03:04,570
، ای بابا ... حتی اگه قدرت حرم هم باشه

38
00:03:04,570 --> 00:03:08,595
،... ملاقات محرمانه با ملکه ی بزرگ
اونم جایی که ورود مرد ها ممنوع شده

39
00:03:10,545 --> 00:03:15,551
. حتی برای منم شاید کمی زیادی بوده باشه ...

40
00:03:24,512 --> 00:03:29,574
، ژیانگ تونست جون سالم با اون خونریزی
شدید ، بدون مداوای دکتر ، بدر ببره

41
00:03:29,574 --> 00:03:35,548
. اما بخاطر خونریزی شدید ، دو روزُ
دو شب ، در خطر مرگ بوده

42
00:03:38,548 --> 00:03:44,523
... ژیانگ چان ... حالت خوب میشه ... حالت خوب میشه دیگه

43
00:03:44,523 --> 00:03:48,569
... یانگ ، هر کاری از دستمون بر می اومدُ ، کردیم

44
00:03:48,569 --> 00:03:51,599
. به احتمال زیاد ... ژیانگ تا فردا عصر زنده میمونه

45
00:03:53,533 --> 00:03:57,540
، شاید دکتر های ملکه ی بزرگ ، اون سه نفر بتونن

46
00:03:57,540 --> 00:04:02,579
. کاری بکنن ، ولی ما نمیتونیم بهشون درخواست بدیم

47
00:04:03,585 --> 00:04:06,565
. بهتره آماده باشی ، یانگ

48
00:04:07,551 --> 00:04:10,502
... این ... اینکه

49
00:04:14,580 --> 00:04:20,588
... این حقیقت نداره ... ژیانگ چان

50
00:04:23,568 --> 00:04:24,584
... حضـ ... ـرت

51
00:04:32,562 --> 00:04:38,554
... اعـ ... ـلیـ ... ـحضرت

52
00:04:39,510 --> 00:04:40,554
! ژیانگ چان

53
00:04:41,500 --> 00:04:46,584
... اعـ ... ـلیـ ... ـحضرت

54
00:04:46,584 --> 00:04:49,555
... اعلیحضرت

55
00:04:50,543 --> 00:04:51,590
! ژیانگ چان

56
00:04:59,574 --> 00:05:01,556
. شرمنده ، بای چوآن

57
00:05:14,570 --> 00:05:20,518
. من بای چوآن ... نیستم ... اسمم ... یانگِ

58
00:05:20,518 --> 00:05:29,587
. من کاملاً ... آگاهم که این کارم ... یه تخلفِ بزرگِ

59
00:05:29,587 --> 00:05:32,594
. اهمیتی نمیدم که چه بلایی سرم میاد

60
00:05:33,561 --> 00:05:35,593
. هر مجازاتیُ تحمل میکنم

61
00:05:36,529 --> 00:05:40,573
... التماس میکنم ... اعلیحضرت ... التماس میکنم

62
00:05:41,501 --> 00:05:43,595
! التماس میکنم ژیانگ چانُ نجات بدید

63
00:05:43,595 --> 00:05:46,548
! با این سرعت ، اون میمیره

64
00:05:47,598 --> 00:05:51,535
... ژیانگ چان ، انگاری توی ماجرایی درگیر شده

65
00:05:51,535 --> 00:05:53,584
. و شکمش خنجر خورده

66
00:05:53,584 --> 00:05:56,563
. برای مدتی کاملاً بیهوش بوده

67
00:05:56,563 --> 00:05:58,549
، اما همیشه داره فریاد میزنه

68
00:05:58,573 --> 00:06:00,549
. شمارو اعلیحضرت

69
00:06:02,586 --> 00:06:06,535
، میدونم خواسته ی نامعقولانه ای دارم

70
00:06:06,535 --> 00:06:09,592
. اما ... اما التماس میکنم ... نجاتش بدید

71
00:06:09,592 --> 00:06:11,578
. نجاتش بدید

72
00:06:11,578 --> 00:06:14,501
... نجاتش ... بدید

73
00:06:19,537 --> 00:06:22,563
. ژیانگ ، گهگداری در مورد تو صحبت میکرد

74
00:06:22,563 --> 00:06:26,527
همونطوری که تعریف کرده بود ، تو عجیب هستی ، درسته ؟

75
00:06:29,524 --> 00:06:32,536
! جینگ لینگ و تیم پزشکیشُ فوراً خبر کنید

76
00:06:32,536 --> 00:06:33,569
! بعداً دلیلُ میگم

77
00:06:33,569 --> 00:06:34,578
! اطاعت

78
00:06:36,509 --> 00:06:37,598
. اشک هاتُ پاک کن ، یانگ

79
00:06:39,580 --> 00:06:41,569
. میریم ژیانگُ نجات بدیم

80
00:06:45,504 --> 00:06:47,548
! ژیانگ ، تحمل کن

81
00:06:47,548 --> 00:06:48,567
! ژیانگ

82
00:06:50,549 --> 00:06:53,583
! زنده موندنش تا حالا ، خودش خیلی شگفت انگیزه

83
00:06:53,583 --> 00:06:56,516
یانگ ، کجا رفته ؟

84
00:06:57,512 --> 00:06:59,530
یانگ ، تو تا حالا ــ

85
00:07:02,590 --> 00:07:04,593
!اعلیحضرت ؟

86
00:07:06,562 --> 00:07:09,531
. بقیشُ بسپرید به ما

87
00:07:11,564 --> 00:07:13,544
، تیم پزشکی ای که زِنگ با خودش آورده

88
00:07:13,544 --> 00:07:17,537
. بهترین متخصصین در حوزه ی داروئی و پزشکی چین باستانن

89
00:07:17,599 --> 00:07:23,545
. اون ها بهترین نوع دارو و درمانُ برای ژیانگ انجام میدن

90
00:07:24,578 --> 00:07:25,593
... با این وجود

91
00:07:31,538 --> 00:07:33,555
امو ، حال ژیانگ چان ، چطوره ؟

92
00:07:33,555 --> 00:07:36,540
، تونستیم زنده نگهش داریم

93
00:07:36,540 --> 00:07:39,597
. اما الان رو لبه ی بین مرگ و زندگی ایستاده

94
00:07:40,568 --> 00:07:44,535
، الان ، برای اون خوابیدن بهترین چیزه

95
00:07:44,535 --> 00:07:48,561
. اما با تمام دارو هایی که برای خواب
بوده ، بهش دادیم ، به خواب نمیره

96
00:07:48,561 --> 00:07:49,552
چرا ؟

97
00:07:49,571 --> 00:07:53,561
. میگه چیزی هست که حتماً باید به اعلیحضرت بگه

98
00:07:54,550 --> 00:07:58,538
،. اون با اراده ی قویش
تونست بر تمام دارو ها غلبه کنه

99
00:07:58,538 --> 00:08:00,572
. خواهش میکنم ، بشنوید که چی میگه

100
00:08:00,572 --> 00:08:04,556
. اگه زود نخوابه ، ممکنه زندگیشُ از دست بده

101
00:08:20,555 --> 00:08:23,576
... شمایید ... اعلیحضرت

102
00:08:25,536 --> 00:08:27,589
. ژیانگ ، خوب دوام آوردی

103
00:08:31,550 --> 00:08:32,598
چه اتفاقی افتاد ؟

104
00:08:34,558 --> 00:08:36,567
چی میخوای بهم بگی ؟

105
00:08:36,567 --> 00:08:39,515
. برای سلامتیت خوب نیست ، پس کوتاهش کن

106
00:08:44,509 --> 00:08:47,580
... خیلی متاسفم

107
00:08:47,580 --> 00:08:51,542
. اما باید چیز وحشتناکیُ بهتون بگم

108
00:09:00,532 --> 00:09:03,524
... ملکه ی بزرگ و صدراعظم لو باوِی

109
00:09:04,533 --> 00:09:06,518
! یه ارتباط مخفیانه شکل دادن

110
00:09:06,542 --> 00:09:07,557
!چی ؟

111
00:09:09,532 --> 00:09:14,531
... همه چیز در مورد هم پیمان شدن اونا با اعلیحضرت

112
00:09:14,531 --> 00:09:15,569
. دروغ بوده ...

113
00:09:16,596 --> 00:09:19,519
. فقط همین نیست

114
00:09:19,571 --> 00:09:24,579
، قبل از بدنیا اومدن شما ، اون دو نفر

115
00:09:24,579 --> 00:09:27,516
. با هم نامزد بودن

116
00:09:27,599 --> 00:09:35,533
! و دیشب ... ملکه ی بزرگ و صدراعظم
، احتمالاً ... شبُ با هم سپری کردن

117
00:09:40,534 --> 00:09:43,575
... منو ببخشید ... برای گفتن چنین چیز هایی

118
00:09:43,575 --> 00:09:45,590
. اما حسی بهم میگفت که خیلی مهمِ

119
00:09:46,566 --> 00:09:51,508
... خواهش میکنم ... منو ببخشید ... ببخشید

120
00:09:55,507 --> 00:09:57,586
. ممنون که بهم خبر دادی ، ژیانگ

121
00:09:59,510 --> 00:10:03,524
. بخاطر تو ، ممکنه بتونم از چنگال مرگ فرار کنم

122
00:10:03,556 --> 00:10:04,594
. ازت ممنونم

123
00:10:06,533 --> 00:10:10,515
. اگه تونستم بهتون کمک کنم ... خوشحالم

124
00:10:12,569 --> 00:10:14,597
. بالاخره میتونم بخوابم

125
00:10:14,597 --> 00:10:21,518
... راستشً ... حس میکنم ... که
دوست دارم برای ابد ... بخوابم

126
00:10:47,513 --> 00:10:49,548
... مادرمُ ، لو باوِی

127
00:10:52,520 --> 00:10:56,592
این همه آدم وجود داره ، چرا لو باوِی ؟

128
00:10:57,592 --> 00:10:59,588
نامزد بودن ؟

129
00:11:01,546 --> 00:11:06,556
... هدف همه ی اینکارا ، فقط
برای فرا خوندنِ لو باوِی بوده

130
00:11:06,556 --> 00:11:12,506
. و اون ملاقات با من ، فقدان
احساسات مارانش نسبت به منُ مجدداً تاکید کرده

131
00:11:13,526 --> 00:11:17,500
. نه ... الان وقت غافلگیر شدن نیست

132
00:11:17,500 --> 00:11:20,588
. مادر ، تو همیشه اینجوری بودی

133
00:11:20,588 --> 00:11:24,556
. از موقعی که من بدنیا اومدم ، اصلاً تغییر نکردی

134
00:11:24,556 --> 00:11:26,519
. تغییری نکردی

135
00:11:27,524 --> 00:11:31,504
... هنوزم ... درون تاریکی گم شدی

136
00:11:34,546 --> 00:11:38,570
. من وقتی هاندانُ ترک کردم ، تغییر کردم

137
00:11:39,586 --> 00:11:42,571
. و حالا دوستایی دارم که میتونم بهشون اعتماد کنم

138
00:11:46,502 --> 00:11:50,538
. حالا هر کاریم کنی ، قلب من متزلزل نمیشه

139
00:11:53,522 --> 00:11:53,597
... لو باوِی

140
00:11:54,566 --> 00:11:58,524
! تو الان یه گام اشتباه برداشتی

141
00:12:00,577 --> 00:12:04,515
اینگ زِنگ

142
00:12:06,505 --> 00:12:11,566
، در همین اثناء ، ارتش استان شین داشت به
قلعه ی اول ، گائو لانگ ، نزدیک میشد

143
00:12:07,565 --> 00:12:15,566
گائو لانگ

144
00:12:11,566 --> 00:12:15,565
. و ژنرال مِنگ آئو ، سازمان دهی ارتشُ شروع کرد

145
00:12:15,595 --> 00:12:30,589
شرق

146
00:12:16,517 --> 00:12:20,590
،. اول از همه ، ارتش اصلیُ به چهار ارتش
شمال ، جنوب ، شرق و غرب ، تقسیم کرد

147
00:12:16,545 --> 00:12:30,589
غرب

148
00:12:16,596 --> 00:12:30,589
جنوب

149
00:12:17,546 --> 00:12:30,589
شمال

150
00:12:20,546 --> 00:12:30,589
ارتش ذخیره

151
00:12:20,590 --> 00:12:24,515
. و همراه با چهار ارتش ذخیره

152
00:12:24,515 --> 00:12:27,550
ارتش ذخیر درست مثل تقویت کننده ها هستن که قراره نقش اساسی

153
00:12:27,550 --> 00:12:30,588
. تعیین کننده در یه جنگ داشته باشن

154
00:12:31,547 --> 00:12:35,589
... فقط فشین تای در جلوی ارتش قرار داشت ، اما

155
00:12:36,588 --> 00:12:42,572
. اما یوفِنگ تای ، خیلی جلوتر ازشون قرار داشتن

156
00:12:42,572 --> 00:12:49,540
. این نشان میداد که به یوفِنگ تای
امید زیادی در بیرون واحد ذخیره داره

157
00:12:50,505 --> 00:12:53,550
لعنتی ، یعنی اونا ازمون جلوترن ، ها ؟

158
00:12:53,550 --> 00:12:55,518
. اونا سوار هستن

159
00:12:55,518 --> 00:12:58,541
! تو لحظه ی مهم ، ما نمیتونیم به اونا نزدیک بشم

160
00:13:01,576 --> 00:13:04,592
اینجا دوباره داره گُر میگیره ، نه ؟

161
00:13:05,522 --> 00:13:07,566
. نمیخواد اینقدر سخت بگیرید

162
00:13:07,566 --> 00:13:09,542
. هنوز خیلی راهِ

163
00:13:13,568 --> 00:13:16,519
اون ... دیگه کیه ؟

164
00:13:18,508 --> 00:13:22,556
. آه ، شرمنده ، بدون اینکه
خودم معرفی کنم ، پریدم وسط حرفاتون

165
00:13:24,592 --> 00:13:28,519
. منم در واقع فرمانده ی 300 - مرد هستم

166
00:13:28,535 --> 00:13:31,570
یوها تای . در موردم شنیدید ؟

167
00:13:31,570 --> 00:13:33,541
یوها تای ؟

168
00:13:35,514 --> 00:13:38,545
... معاون یوآن ، یوها تای مگه اون نیست

169
00:13:38,545 --> 00:13:39,592
. آره

170
00:13:39,592 --> 00:13:45,546
. واحد 300 - مردی که در جنوب
خط مقدم طرف ما ، کارهای بزرگی میکردن

171
00:13:45,597 --> 00:13:49,592
... شایعات میگفتن که فرمانده ی یوها
تای ، 1000 - مردی هست

172
00:13:49,592 --> 00:13:53,552
. هم سنُ سال شین دونو به نظر میرسه

173
00:13:53,552 --> 00:13:55,524
... یوهای تای

174
00:13:55,524 --> 00:13:56,564
. نشنیدم

175
00:13:56,564 --> 00:13:58,572
تو کی هستی ؟ این نوع لباس پوشیدن چه طرزشه ؟

176
00:14:01,519 --> 00:14:03,516
! مِنگ تیان ساما

177
00:14:03,585 --> 00:14:06,590
!اونجا دارید چیکار میکنید ؟

178
00:14:06,590 --> 00:14:08,585
! آه ، جی

179
00:14:08,585 --> 00:14:09,590
مِنگ تیان ؟

180
00:14:11,514 --> 00:14:14,515
! جی ، اینا فشین تای هستن

181
00:14:14,515 --> 00:14:16,599
فقط میخواستم یه سلامی عرض کنم . نه ؟

182
00:14:16,599 --> 00:14:20,536
. هر دوی ما فرمانده ی 300
- مردِ و توی واحد ذخیره هستیم

183
00:14:20,536 --> 00:14:22,597
. به علاوه توی یه خط مقدم هستیم

184
00:14:22,597 --> 00:14:25,525
... به عنوان یه فرمانده شاید بتونیم با هم کمی مخلوط بشیم

185
00:14:25,525 --> 00:14:28,529
. ما انتهای واحد ذخیره هستیم

186
00:14:28,529 --> 00:14:31,501
. ما با اونا توی یه خط نیستیم

187
00:14:33,537 --> 00:14:35,593
این دیگه چجور فرمانده ی 300 - مردِ هست ؟

188
00:14:35,593 --> 00:14:37,576
! اصلاً شبیه شایعات نیست

189
00:14:39,514 --> 00:14:42,597
. خب ، هر چی . مینگ تیان هستم . خوشبختم

190
00:14:52,506 --> 00:14:54,578
. خب دوستان ، روز خوش

191
00:15:00,564 --> 00:15:01,578
! صبر کن

192
00:15:03,562 --> 00:15:06,500
تو دقیقاً ... کی هستی ؟

193
00:15:06,591 --> 00:15:09,579
. گفتم که فرمانده ی یوها تای ، مِنگ تیان

194
00:15:11,539 --> 00:15:15,595
. آه ، برای تو یه راه
آسون تر واسه معرفی کردن وجود داره

195
00:15:17,549 --> 00:15:23,552
. منم مثل تو و وانگ بِن ، هدفم بزرگترین ژنرال عالمِ

196
00:15:26,523 --> 00:15:27,563
اونم ؟

197
00:15:34,598 --> 00:15:38,534
. اون دیگه کی بود ؟ درست مثل شین حرف میزد

198
00:15:38,534 --> 00:15:40,596
اون واقعاً فرمانده ی یوها تای هست ؟

199
00:15:40,596 --> 00:15:42,553
مشکلی براشون پیش نمیاد ؟

200
00:15:46,540 --> 00:15:48,596
. اون مرد یه چیز دیگست

201
00:15:48,596 --> 00:15:50,571
. آره ، فهمیدم

202
00:15:51,551 --> 00:15:54,585
. مِنگ تیان ... بهتره یادم بمونه

203
00:15:57,554 --> 00:15:59,510
. مِنگ تیان ساما

204
00:16:00,520 --> 00:16:02,554
! خیلی بد روتون قضاوت میکردم

205
00:16:02,554 --> 00:16:05,597
. خیلی متحیر شدم که شما ، بزرگترین
ژنرال عالم شدنُ ، هدف قرار دادید

206
00:16:05,597 --> 00:16:10,545
. جی ... از ته قلبم خوشحالم

207
00:16:16,595 --> 00:16:19,551
. شرمنده ، شوخی کردم

208
00:16:19,551 --> 00:16:23,534
. فکر میکردم حرف زدن باهاش باحال باشه ، همین

209
00:16:23,534 --> 00:16:25,594
. ضمناً ، من میخوام یه افسر داخلی باشم

210
00:16:28,590 --> 00:16:32,533
، اتفاقی بوده یا بالایی ها اینجور فکر کردن

211
00:16:32,533 --> 00:16:39,576
. سه واحد 300 - مردِ ، در
یه ارتش ذخیره دور هم جمع شدن

212
00:16:39,576 --> 00:16:42,505
. یوفِنگ تای ، وانگ بِن

213
00:16:42,526 --> 00:16:44,526
. فشین تای ، شین

214
00:16:44,526 --> 00:16:46,551
. و یوها تای ، مِنگ تیان

215
00:16:47,518 --> 00:16:51,528
. برای این سه فرمانده ی جوان
، کلی کارهای بزرگ وجود داره

216
00:16:51,528 --> 00:16:54,504
این سه واحد به تنهایی خودشون

217
00:16:54,504 --> 00:16:57,553
. جزو قویترین های استان شین بودن

218
00:16:57,579 --> 00:17:03,507
. با این وجود ، ژنرال واقعی
علاقه ای به این چیزا نداره

219
00:17:03,564 --> 00:17:08,562
. تنها چیزی که اونا الان دارن انجام
میدن ، تبدیل شدن به ارتش بزرگترِ

220
00:17:45,513 --> 00:17:46,565
تویی ها ؟

221
00:17:46,565 --> 00:17:49,553
اوه ، چی شده ؟

222
00:17:49,553 --> 00:17:51,537
. داشتم لوسویی رو برق مینداختم

223
00:17:51,537 --> 00:17:53,583
تو این موقع شب داری چیکار میکنی ؟

224
00:17:54,502 --> 00:17:56,596
فردا قراره برسیم به گائو لانگ ، درسته ؟

225
00:17:56,596 --> 00:18:00,563
. بدنم خیلی گُر گرفت ، یدفعه ای

226
00:18:01,564 --> 00:18:03,530
. اصلاً عوض نشدی

227
00:18:04,534 --> 00:18:07,597
اگه میشدم که دیگه خودم نبودم ، درسته ؟

228
00:18:07,597 --> 00:18:09,534
! آره ، درسته

229
00:18:09,534 --> 00:18:11,547
! بیا یه دست مبارزه کنیم

230
00:18:27,599 --> 00:18:31,598
. اگه یکبار دیگه تکرار بشه ، میبُرمش برات

231
00:18:33,548 --> 00:18:35,500
! شرمنده ، شرمنده

232
00:18:51,557 --> 00:18:54,509
. شب گذر کرد

233
00:18:54,509 --> 00:18:57,566
... و تمام افکار جوانان رو با خودش برد

234
00:19:20,538 --> 00:19:21,504
! یووش

235
00:19:23,530 --> 00:19:27,556
. بالاخره کمی تونستم آروم بشم

236
00:19:28,572 --> 00:19:33,514
. اول از همه ... باید اینجا کارمُ تموم کنم

237
00:19:33,558 --> 00:19:37,515
! بعدش میرم با همین دستام انتقاممُ میگیرم

238
00:19:38,552 --> 00:19:39,583
. همین خوبه

239
00:19:50,594 --> 00:19:53,553
، در همان روز ، 80 هزار سرباز ارتش استان شین

240
00:19:53,572 --> 00:19:59,558
،. بالاخره به اولین قلعه ی استان وِی
گائو لانگ رسیدن و به محاصره درش آوردن

241
00:20:02,518 --> 00:20:06,540
مِنگ آئو ساما ، فکر نمیکنید که دشمن کمی ساکتِ ؟

242
00:20:03,542 --> 00:20:07,543
فرمانده ی 1000 - مردِ استان شین \n\n\n\n\nلو یوآن

243
00:20:06,540 --> 00:20:09,538
! شاید از 80 هزار سرباز ما ترسیده باشن

244
00:20:09,538 --> 00:20:12,593
. مِنگ ائو ساما ، حالا که رسیدیم باید فوراً حمله کنیم

245
00:20:20,510 --> 00:20:21,582
! به پیش

246
00:20:41,592 --> 00:20:46,545
! گزارش ، تلفات زیادی در غرب و جنوب دادیم

247
00:20:46,545 --> 00:20:48,571
! یک قدم مونده تا دیوار شمالُ به تسخیر در بیاریم

248
00:20:48,571 --> 00:20:50,572
پس یه ارتش ذخیره رو بفرستیم به شمالـ ــ

249
00:20:50,572 --> 00:20:52,568
وایسا ، پس شرق چی ؟

250
00:20:52,568 --> 00:20:55,570
، توی شرق قدرت ها مساوی بوده

251
00:20:55,570 --> 00:20:57,543
. اما وضعیت خوبی دارن

252
00:20:58,504 --> 00:21:01,546
، سربازا رو به سمت شمال بفرستیم
و به عنوان تله ازشون استفاده کنیم

253
00:21:01,546 --> 00:21:05,530
. و با فرستادن یه ارتش ذخیره
به شرق ، اونجا هم تسخیر کنیم

254
00:21:05,530 --> 00:21:08,519
. واحدی که در شرق مستقر هست ، خیلی زبده هست

255
00:21:08,599 --> 00:21:12,511
. اما یه چیزی درباره ی دیوار شرقی عجیبِ

256
00:21:12,574 --> 00:21:15,524
چیزی ؟

257
00:21:15,524 --> 00:21:18,523
. درسته ، منم حسش میکنم

258
00:21:18,523 --> 00:21:20,550
. خب ، فعلاً بهتر وضعیتُ به کنترل خودمون در بیاریم

259
00:21:20,550 --> 00:21:24,580
. نه ، این دلیلی میشه که واحد های بیشتری بفرستیم

260
00:21:24,580 --> 00:21:26,592
. این یه نبرد فرسایشی هست

261
00:21:26,592 --> 00:21:31,501
! بهترین استراتژی اینه که زودتر نقشه های دشمنُ آشکار کنیم

262
00:21:36,575 --> 00:21:39,539
! به دیوار شرقی حمله میکنیم

263
00:21:39,539 --> 00:21:41,589
! ارتش ذخیره فوراً آماده یورش بشه

264
00:21:42,525 --> 00:21:44,540
! به دیوار شرقی حمله میکنیم

265
00:21:44,568 --> 00:21:47,516
! ارتش ذخیره فوراً آماده یورش بشه

266
00:21:47,516 --> 00:21:48,577
! آره

267
00:21:48,577 --> 00:21:50,528
! بالاخره نوبت ما شده

268
00:21:50,528 --> 00:21:52,515
! به پیش ، فیشین تای

269
00:22:22,552 --> 00:22:25,543
!اینجا چه خبره ؟

270
00:22:30,576 --> 00:22:35,547
! حالا که از زیرش نگاه میکنم ، میفهمم که چقدر بلنده

271
00:22:36,576 --> 00:22:40,538
!به اینجا چطوری و از کجا باید حمله کنم ؟

272
00:22:41,552 --> 00:22:44,566
... ژنرال ، دیگه وقتشه

273
00:22:44,566 --> 00:22:49,567
. هوم ، خنگ های شین ـی
، خوب طعمه رو گاز زدید

274
00:22:50,582 --> 00:22:52,544
! آتش

275
00:22:53,584 --> 00:22:56,534
!چـ - چی ؟

276
00:22:58,554 --> 00:23:00,580
!این بارون پیکان دیگه چیه ؟

277
00:23:00,580 --> 00:23:04,556
! پشت دیوار ها ، یه ارتش بزرگُ مخفی کرده بودن

278
00:23:05,534 --> 00:23:07,502
. انگاری

279
00:23:08,507 --> 00:23:09,549
. آره ، یه تله بوده

280
00:23:47,594 --> 00:23:50,590
تو به چی فکر میکنی؟

281
00:23:50,590 --> 00:23:53,597
، به صدایی که در آسمون حل میشه

282
00:23:53,597 --> 00:23:58,539
، دلیل داره که جدا و ناپدید میشه

283
00:23:59,593 --> 00:24:05,598
اگه فقط چند کلمه با معنی های زیاد

284
00:24:05,598 --> 00:24:10,552
میتونستی انتخاب کنی ، چی انتخاب میکردی؟

285
00:24:11,557 --> 00:24:15,509
.نفستو نگه دار و اطمینان پیدا کن

286
00:24:15,509 --> 00:24:17,599
!تپش قلبت نمیتونه منتظر باشه

287
00:24:17,599 --> 00:24:23,595
. اگه رها کنی ، میتونی بیشتر داشه باشی

288
00:24:23,595 --> 00:24:27,555
دوباره و دوباره میتونی اون چیزها رو تکرار کنی

289
00:24:27,555 --> 00:24:30,502
درست مثل اینکه نمیتونی خودتو متوقف کنی

290
00:24:30,502 --> 00:24:34,582
. برای اینکه هنوز درحال جستجو برای جوابی

291
00:24:34,582 --> 00:24:38,531
، بهم گوش بده لطفاً

292
00:24:40,581 --> 00:24:45,535
! قبل از اینکه در آسمون حل بشه

293
00:24:51,513 --> 00:24:57,517
پیش نمایش

294
00:24:59,526 --> 00:25:05,572
محاصره ی
قلعه ی گائو لانگ

295
00:25:01,518 --> 00:25:05,572
پایان

