1
00:00:06,510 --> 00:00:12,540
Animental.net

2
00:00:12,532 --> 00:00:18,552
!سحر از راه رسیده ، الان وقت جبرانه

3
00:00:18,552 --> 00:00:24,560
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

4
00:00:26,540 --> 00:00:29,503
!یه سفر تو رو فرا میخونه که نمیتونی ازش بگذری

5
00:00:30,571 --> 00:00:34,530
Animental.net

6
00:00:31,575 --> 00:00:34,528
!حالا یا هیچ وقت ! آماده ای ؟ عمل کن

7
00:00:34,528 --> 00:00:39,579
حتی وزش ناگهانیِ باد و شب های پُر از اَشک

8
00:00:39,579 --> 00:00:44,592
( در اصل چیزای بدی نیستن . ( بد نیستن

9
00:00:44,592 --> 00:00:47,555
، درست مثل قدرت بهار

10
00:00:47,555 --> 00:00:50,567
اگه بیشتر به پایین خیز برداری

11
00:00:50,576 --> 00:00:54,526
!میتونی بیشتر پرواز کنی

12
00:00:54,526 --> 00:01:01,543
مسیر ما روبه رو شدن در اُفقِ ، هدف بگیر

13
00:01:04,577 --> 00:01:10,507
! دست هامونو به سَمت صبح اون روز دراز خواهیم کرد

14
00:01:10,507 --> 00:01:16,524
ما با یه احساس یکسان مواجه هستیم

15
00:01:16,524 --> 00:01:20,545
دیگه بیشتر از این تنها نیستیم ، نه؟

16
00:01:20,545 --> 00:01:26,537
، بخاطر همین ما الان ، برای درخشیدن

17
00:01:26,537 --> 00:01:33,551
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

18
00:01:37,534 --> 00:01:40,514
.سال 262 قبل از میلاد

19
00:01:40,514 --> 00:01:43,586
.ژائو : اسم پادشاه شین در اون زمان هم ژائو بوده

20
00:01:43,586 --> 00:01:50,554
." ایالت شین و ژائو سر منطقه ای که در اصل
برای هان بوده ، نزاع داشتن به اسم " شانگ دانگ

21
00:01:50,554 --> 00:01:53,554
.محل جنگ سرنوشت ساز " چانگ پینگ " بوده

22
00:01:51,529 --> 00:01:53,554
چانگ پینگ

23
00:01:53,595 --> 00:01:56,579
.فرمانده ی کل ارتش شین " بای کی " بوده

24
00:01:56,579 --> 00:01:59,528
." و استان ژائو " لیان پو

25
00:01:59,528 --> 00:02:03,520
، با وجود اینکه هر دو ارتش با هم خیلی نبرد میکردن

26
00:02:03,520 --> 00:02:07,545
،. و به همدیگه خسارت های بسیاری رساندن
اما بعد از دو سال سر انجامی نداشت

27
00:02:13,564 --> 00:02:16,584
در این وضعیت ، پادشاه استان ژائو ، بی صبری شد

28
00:02:16,584 --> 00:02:19,569
.و یک تصمیم ابلهانه گرفت

29
00:02:20,508 --> 00:02:26,520
.اون فرمانده ایِ کل ارتشُ از لیان پو ، به یک
جوان قوی به اسم ، ژائو کو ، تغییر داد

30
00:02:26,590 --> 00:02:30,570
.بن بستی که دو سال به طول انجامیده بود ، فوراً شکست

31
00:02:39,506 --> 00:02:40,560
!کمین کردن؟

32
00:02:40,560 --> 00:02:42,559
!اونا دست حمله ی مخصوصمونو خوندن؟

33
00:02:44,584 --> 00:02:46,516
...اون

34
00:02:46,516 --> 00:02:48,554
!معاون ژنرال استان شین

35
00:02:48,554 --> 00:02:52,504
. من فرمانده ی کل ارتش استان ژائو ، ژائو کو هستم

36
00:02:52,504 --> 00:02:55,531
!علاقه ای به وقت تلف کردن با یه معاون ژنرال ندارم

37
00:03:05,539 --> 00:03:11,544
.بخاطر تو ، این جنگی که مردمتون برای
دو سال دوام آوردن ، هیچ شد

38
00:03:12,505 --> 00:03:16,591
.با مرگت دوباره شروع کن ، خنگول خان

39
00:03:20,534 --> 00:03:25,534
شاهزاده ی نفرین شده

40
00:03:27,504 --> 00:03:29,584
.سپتامبر سال 260 قبل از میلاد

41
00:03:29,584 --> 00:03:33,562
.با کشته شدن فرمانده ی کل ارتش
ژائو ، ارتش استان ژائو تسلیم شد

42
00:03:33,562 --> 00:03:36,585
.تقریباً نزدیک به 400 هزار سرباز میشدن

43
00:03:37,561 --> 00:03:41,586
.اما ، بای کی یه فرمان وحشتناک داد

44
00:03:52,582 --> 00:03:59,584
.بای کی اعلام کرد : که سرباز
استان ژائو رو زنده بِگور کنن

45
00:04:00,570 --> 00:04:02,534
!همه ی 400 هزار مردُ

46
00:04:06,555 --> 00:04:12,557
.ناراحتی و تنفر ، خویشاوندان آن 400
هزار سرباز رو در بر گرفته بود

47
00:04:15,548 --> 00:04:18,586
، انزجار مردم استان ژائو از مردم استان شین

48
00:04:18,586 --> 00:04:21,520
.حدو مرزی دیگه نداشت

49
00:04:26,567 --> 00:04:28,500
، به علاوه

50
00:04:28,500 --> 00:04:30,566
، چندین ماه بعد اتفاق فجیح تری رخ داد

51
00:04:30,566 --> 00:04:37,530
.شاهزاده ی استان شین ، در پایتخت
استان ژائو ، هاندان ، متولد شد

52
00:04:41,524 --> 00:04:44,550
.اون بچه...من بودم

53
00:04:45,598 --> 00:04:50,559
.پدر من ...اون موقع به اسم " زی چو " بوده

54
00:04:50,559 --> 00:04:53,552
.اون به عنوان گروگان به استان ژائو برده شده بود

55
00:04:53,593 --> 00:04:59,571
.اما بی اعتنا به این ، پادشاه ژائو یه
جنگ بر علیه استان شین به راه انداخت

56
00:05:01,598 --> 00:05:05,594
.غافلگیر نشو . این تازه شروع داستانه

57
00:05:05,594 --> 00:05:08,516
.خوشحالم که تونستید از اونجا سالم بیاین بیرون

58
00:05:08,516 --> 00:05:11,576
.البته ، استان ژائو برای قتل ما برنامه ای ریخته بودن

59
00:05:11,576 --> 00:05:16,566
.اما با رشوه دادن به یه سرباز ، پدرم تونست فرار کنه

60
00:05:16,586 --> 00:05:21,507
پس اون موقع تونستید برگردید خونه؟

61
00:05:21,507 --> 00:05:22,506
. نه

62
00:05:22,572 --> 00:05:26,570
.من و مادرم توی ژائو رها شده بودیم

63
00:05:30,544 --> 00:05:32,517
.دیگه دیر وقته

64
00:05:32,517 --> 00:05:33,564
.بیا داستانو همینجا تموم کنیم

65
00:05:49,580 --> 00:05:55,570
چرا...از دیروز ، وقتی که با مادرم ملاقات
کردم ، جای زخم قدیمیم درد میکنه؟

66
00:05:58,520 --> 00:06:04,521
استان ژائو\n\n\n\n\n\n\n\n\nهاندان

67
00:06:22,589 --> 00:06:28,532
.بهت چند بار نگفتم که ، دنبال
من مثل یه سگ ولگرد راه نیوفت

68
00:06:28,532 --> 00:06:29,594
!خیلی منزجر کننده ای

69
00:06:33,567 --> 00:06:36,541
!دوباره داری با اون چشمای مورمور کنندت ، بهم نگاه میکنی

70
00:06:45,517 --> 00:06:47,533
!بچه ی پررو

71
00:06:47,565 --> 00:06:49,571
! آه ، یکی داره میاد

72
00:06:50,592 --> 00:06:52,521
!همونجوری خشکت نزنه

73
00:06:59,522 --> 00:07:01,536
.هوی ، زنِ

74
00:07:03,580 --> 00:07:06,548
تو از اون زنا هستی دیگه؟

75
00:07:24,500 --> 00:07:25,532
.به امید دیدار

76
00:07:25,532 --> 00:07:27,562
.یه وقت دیگه دوباره بر میگردم

77
00:07:46,548 --> 00:07:50,502
چرا اونجوری داری به من نگاه میکنی؟

78
00:07:50,527 --> 00:07:54,553
اگه غذا میخوای ، چطوره سرتو خم کنی و براش التماس کنی؟

79
00:08:02,521 --> 00:08:05,504
.اونو بگیرو گم شو

80
00:08:05,504 --> 00:08:09,597
ای بابا ، تو اسم خودتو میزاری فرزند
، اونم وقتی مادرت اینجوری رنج میکشه؟

81
00:08:09,597 --> 00:08:12,529
.نمیتونم باور کنم تو پسر یه خونواده ی سلطنتی باشی

82
00:08:17,544 --> 00:08:19,526
!چه پسر بی مزه ای

83
00:08:49,540 --> 00:08:51,533
چی شده ، ژیانگ؟

84
00:08:52,552 --> 00:08:54,559
.خسته به نظر میاین

85
00:08:54,586 --> 00:08:56,529
اینجوری به نظر میام؟

86
00:08:56,529 --> 00:09:01,594
...بله. معمولاً تا پاسی از شب به
خوندن ادامه میدید ، اما امشب

87
00:09:01,594 --> 00:09:04,534
من اینقدر بی خیالم؟

88
00:09:04,534 --> 00:09:09,585
.نه ، سـ -سرورم . منظورم ا-این نبوده

89
00:09:10,522 --> 00:09:13,585
.میدونم. فقط داشتم سر به سرت میزاشتم

90
00:09:16,548 --> 00:09:20,568
.که اینطور. شاید صحبت کردن دربارش با تو خوب باشه

91
00:09:22,503 --> 00:09:23,556
." در مورد " زی ژیا

92
00:09:23,556 --> 00:09:24,550
زی ژیا؟

93
00:09:25,511 --> 00:09:28,562
.اسم واقعیه شخصی که تو بهش " سی ژیا " میگی

94
00:09:29,578 --> 00:09:33,512
اون شخص چه کسی بوده؟

95
00:09:33,554 --> 00:09:37,534
.اون یه دلال از بازار سیاه هاندان بود

96
00:09:37,594 --> 00:09:41,513
...و ...بهش مدیونم

97
00:09:42,527 --> 00:09:43,552
.زندگیمو

98
00:09:45,551 --> 00:09:49,510
اینگ زِنگ

99
00:09:49,510 --> 00:09:53,519
استان ژائو\n\n\n\n\n\n\n\n\nهاندان

100
00:10:00,590 --> 00:10:03,590
منظورتون چیه که هنوز دارید درموردش فکر میکنید؟

101
00:10:07,502 --> 00:10:08,591
...دائو جیان " ساما "

102
00:10:09,553 --> 00:10:12,512
منظورتون چیه که هنوز دارید درموردش فکر میکنید؟

103
00:10:12,535 --> 00:10:16,502
مگه برای انجام این کار به اینجا نیومدید؟

104
00:10:16,502 --> 00:10:20,580
.نه ، اومدیم تصمیم بگیریم که قبولش کنیم یا نه

105
00:10:20,580 --> 00:10:23,542
.پس بنال نقشه چیه

106
00:10:23,564 --> 00:10:25,587
.از خود راضی نشید ، بازار سیاهی ها

107
00:10:25,587 --> 00:10:28,542
.این نقشه برای پادشاهیه ما مهمه

108
00:10:28,542 --> 00:10:31,507
واقعاً فکر میکنید میشه به آسونی افشاش کرد؟

109
00:10:31,507 --> 00:10:34,518
...به علاوه اگه ما بگیم و شما رد کنید

110
00:10:34,535 --> 00:10:37,515
.مجبور میشیم بکشیمتون

111
00:10:37,515 --> 00:10:39,594
.شما ها هم از خود راضی نشید

112
00:10:40,573 --> 00:10:43,512
. اینجا هاندانِ

113
00:10:43,512 --> 00:10:45,545
میفهمید ، پیری های شین؟

114
00:10:45,545 --> 00:10:51,545
.اگه کسی بفهمه که شما ها از شین
هستید ، فوراً تبدیل به غذای سگ میشید

115
00:10:51,545 --> 00:10:55,546
.ما هنوز در مورد چانگ پینگ فراموش نکردیم

116
00:10:57,567 --> 00:11:02,598
." هوی ، هوی ، دیگه شوخی بسته ،" جیانگ ژانگ

117
00:11:03,567 --> 00:11:05,563
.ما بازارگانیم

118
00:11:05,563 --> 00:11:08,597
.ما فقط بخاطر کار گرم میشیم

119
00:11:08,597 --> 00:11:11,597
.یوو ، خیلی وقت میشه ، اما انگاری سر حالی

120
00:11:13,502 --> 00:11:15,508
! " خوشحالم بازم میبینمت ، " یا مُن

121
00:11:15,508 --> 00:11:16,523
!بس کن

122
00:11:16,523 --> 00:11:20,519
. من این افرادو اداره میکنم ، اسمم زی ژیا هست

123
00:11:20,548 --> 00:11:22,582
.از دیدنتون خرسندم

124
00:11:23,578 --> 00:11:26,599
.چون بحث کاره ، ما داریم گرم میشیم سرش

125
00:11:27,529 --> 00:11:32,528
.نمیتونم سریع قبول کنیم ، اونم وقتی که
شما میگید یه شخصیو باید حمل کنیم

126
00:11:32,528 --> 00:11:36,550
.برای اینکه کار بزرگه ، این افراد محتاط هستن

127
00:11:36,590 --> 00:11:39,550
.توضیح میدم که چی میدونم

128
00:11:40,526 --> 00:11:41,595
...اول

129
00:11:43,526 --> 00:11:45,571
.سه روز پیش ، پادشاه ژائو( پادشاه شین ) مُرد

130
00:11:46,564 --> 00:11:48,530
جدی میگی ، زی ژیا؟

131
00:11:48,530 --> 00:11:50,558
...اون خدای جنگ بلاخره

132
00:11:51,544 --> 00:11:53,535
.هوی ، صدات خیلی بلنده

133
00:11:53,535 --> 00:11:55,550
زنیکه ، اینو از کجا میدونی؟

134
00:11:55,550 --> 00:11:59,552
!از مُردن ایشون ، فقط یک قسمت کاخ سلطنتی خبر دارن

135
00:12:00,512 --> 00:12:04,552
.به یه دزد گفتید که یه دزد بگیره
( ضرب المثل ) ، دوستان شینی

136
00:12:07,524 --> 00:12:08,574
خب؟

137
00:12:08,574 --> 00:12:15,526
. بنابر این ولیعهد ، " آنگو جون " پادشاه خواهد
شد و شاهزاده ی بعدی " زی چو " میشه ولیعهد

138
00:12:15,526 --> 00:12:16,588
زی چو؟

139
00:12:16,588 --> 00:12:18,579
...فکر کردم دربارش شنیدم

140
00:12:19,513 --> 00:12:23,580
...وایسا ، همون شاهزاده ای که برای 10 سال اینجا گروگان بوده

141
00:12:23,580 --> 00:12:27,555
و لو باوِی کاری کرد که از اینجا فرار کنه؟

142
00:12:27,585 --> 00:12:31,528
...اگه اشتباه نکنم ، با یه زن از استان ژائو بوده

143
00:12:31,528 --> 00:12:32,538
. آره

144
00:12:32,538 --> 00:12:35,509
، اما حتی اون شخصی که بهش
کمک کرد ، لو باوِی هم

145
00:12:35,509 --> 00:12:38,546
.نتونست راهی رو برای فراری دادن اون زن و بچه پیدا کنه

146
00:12:38,546 --> 00:12:41,519
.اون دو نفر توی این پادشاهی رها شدن

147
00:12:41,536 --> 00:12:42,572
.صبر کن بینم

148
00:12:42,572 --> 00:12:45,576
...شخصیو حمل کنیم ، نکنه

149
00:12:45,576 --> 00:12:46,576
. آره

150
00:12:47,536 --> 00:12:52,547
، درست مثل نقشه ی اون روباه مکار
که زی چو رو از اینجا فراری داد

151
00:12:52,547 --> 00:12:56,570
.نقشه ی ما اینه که اون پسر...زِنگ رو به استان شین برگردونیم

152
00:13:00,516 --> 00:13:03,577
.اگه تا اینجاشو میدونی ، بحث سریع پیش میره

153
00:13:03,577 --> 00:13:06,584
میفهمید دیگه؟ اهمیت این موضوع رو؟

154
00:13:07,506 --> 00:13:10,500
حالا ، شما ها راهی برای پس کشیدن ــ

155
00:13:10,500 --> 00:13:11,554
. لطفاً بصبر

156
00:13:12,513 --> 00:13:15,596
،.ما تصمیم بگیرم بپذیریم یا نه
اونم وقتی زِنگ سامارو ملاقات کردیم

157
00:13:15,596 --> 00:13:18,515
.لطفاً اول بزارید اونو ببینیم

158
00:13:18,515 --> 00:13:20,546
منضورتون از این چیه؟

159
00:13:20,546 --> 00:13:25,548
مگه برای یه بازرگان طبیعی نیست که کالایی
که میخواد حمل کنه رو ، قبلش ببینه؟

160
00:13:25,577 --> 00:13:27,573
.بعد از این ، تصمیمشو میگیریم

161
00:13:28,573 --> 00:13:30,530
چی نالیدی ، زنیکه؟

162
00:13:30,530 --> 00:13:32,550
!به خاندان سلطنتی ، میگی کالا؟

163
00:13:32,550 --> 00:13:35,589
!خفه ، اگه رئیس ما میگه بزارید ملاقاتش کنیم

164
00:13:35,589 --> 00:13:37,522
...پس عجله کنید و

165
00:13:37,574 --> 00:13:39,549
!اون بچه رو بگیرید

166
00:13:39,549 --> 00:13:40,586
!نزارید در بره

167
00:13:42,506 --> 00:13:43,550
یه دزد؟

168
00:13:43,550 --> 00:13:44,576
!همه جمع بشید

169
00:13:44,576 --> 00:13:47,514
!دوباره خودشه ، زِنگِ

170
00:13:51,534 --> 00:13:52,554
!نمیشنوی ها

171
00:13:53,550 --> 00:13:54,590
!بچه ی حرومی

172
00:13:57,564 --> 00:13:58,523
!بکشیدش

173
00:13:58,523 --> 00:13:59,502
!بزنیدش تا بمیره

174
00:13:59,502 --> 00:13:59,566
!بچه پُررو

175
00:13:59,566 --> 00:14:01,564
!فکر نکن به این آسونی قِصر در بری

176
00:14:01,564 --> 00:14:02,588
!بزنیدش

177
00:14:02,588 --> 00:14:04,514
زِنگ ها؟

178
00:14:04,514 --> 00:14:07,565
نکنه همین زِنگ بحثمونه؟

179
00:14:07,565 --> 00:14:11,515
!اون بچه شبیه یه دزده

180
00:14:11,515 --> 00:14:13,515
.بزارید من خدمتش برسم

181
00:14:13,532 --> 00:14:17,566
.توی چانگ پینگ ، من بابام و برادر بزرگترمو از دست دادم

182
00:14:17,566 --> 00:14:21,516
.هوی ، بد به نظر میادا

183
00:14:26,549 --> 00:14:28,556
!دیگه فاتحت خوندست

184
00:14:28,556 --> 00:14:29,538
!مُردی دیگه

185
00:14:29,538 --> 00:14:31,588
.اوه ، داره شروع میشه

186
00:14:37,504 --> 00:14:39,530
!اون بچه کارش درسته

187
00:14:44,543 --> 00:14:46,531
.یوش ، بگیریدش

188
00:14:46,531 --> 00:14:48,536
!بزار منم بزنمش

189
00:14:49,536 --> 00:14:50,540
...حرومزاده ها

190
00:14:50,540 --> 00:14:51,552
. وایسا

191
00:14:51,552 --> 00:14:54,550
.اگه شماها دخالت کنید ، فقط سرو صدا رو بیشتر میکنید

192
00:14:54,550 --> 00:14:56,574
...اما اگه کاری نکنیم

193
00:14:56,574 --> 00:14:57,570
.مشکلی پیش نمیاد

194
00:14:57,570 --> 00:15:01,517
.اونا میدونن که اون بچه گروگانی از شینه

195
00:15:01,517 --> 00:15:02,570
.زندگیشو نمیتونن بگیرن

196
00:15:05,538 --> 00:15:06,573
! کافیه

197
00:15:06,573 --> 00:15:08,530
، میتونی بزنیش

198
00:15:08,530 --> 00:15:10,543
.اما اگه بکشیش ، برای همه مون بد میشه

199
00:15:10,543 --> 00:15:13,546
!بازم راه داره . با این چیزا نمیمیره

200
00:15:13,546 --> 00:15:16,517
.دیگه بیهشون شده. بزارش برای دفعه ی بعدی

201
00:15:17,534 --> 00:15:20,542
فقط یه بازوش کافیه ، نه؟

202
00:15:20,542 --> 00:15:21,593
.اون یه دزده

203
00:15:26,567 --> 00:15:29,508
! انجامش بده

204
00:15:31,529 --> 00:15:32,561
. باشه

205
00:15:34,505 --> 00:15:36,544
.محکم بگیریدش

206
00:15:37,536 --> 00:15:38,570
!بس کنید

207
00:15:40,538 --> 00:15:44,566
کاری که شماها دارید میکنید ، درست
.شبیه مردم شینه

208
00:15:50,556 --> 00:15:52,522
!آه ، وایسا

209
00:15:52,522 --> 00:15:54,513
!بهتره از اون زنه بخاطر نجات جونت تشکری کنی؟

210
00:15:54,513 --> 00:15:55,555
!برگرد اینجا

211
00:15:54,555 --> 00:15:55,580
!سگ شینی

212
00:16:11,548 --> 00:16:13,578
چطوره ، خوشت اومد نه چان؟

213
00:16:13,578 --> 00:16:16,584
.اون بچه ارزش نجات دادنو نداره

214
00:16:16,584 --> 00:16:20,524
.ضمناً ، اون چشم ها ، چشم های یه انسان نیست

215
00:16:27,575 --> 00:16:30,575
.فکر کنم درباره ی اون یه چزایی فهمیدم

216
00:16:31,512 --> 00:16:33,575
.انگاری خیلی گرسنگی کشیده

217
00:16:33,576 --> 00:16:36,541
، از اونجایی که پدرش هفت سال پیش فرار کرده

218
00:16:36,541 --> 00:16:38,588
.پولی که استان شین میفرستاد متوقف شده

219
00:16:38,588 --> 00:16:41,598
، از طرف دیگه ، مادرشم بخاطر متولد
کردن بچه ی خونواد ی سلطنتیه دشمن

220
00:16:41,598 --> 00:16:44,558
.اونم مثل زِنگ توی بد وضعی هست

221
00:16:44,558 --> 00:16:47,589
...اون حتی جایی هم برای کار نمیتونه بره و آخرشم

222
00:16:47,589 --> 00:16:50,502
.اوه ، شرمنده

223
00:16:50,554 --> 00:16:53,548
خب ، حالا باید چیکار کنیم؟

224
00:16:53,548 --> 00:16:55,536
.نگو که میخوایم ببریمش

225
00:16:55,536 --> 00:16:59,572
.فقط موضوع زمانه که پادشاه ژائو در مورد مرگ پادشاه شین بفهمه

226
00:16:59,572 --> 00:17:03,578
...و اولین کاری که پادشاه ژائو انجام میده

227
00:17:04,575 --> 00:17:06,578
.به قتل رسوندن زِنگِ

228
00:17:08,557 --> 00:17:13,544
، درسته ، هرگز اون بچه پادشاه شین نمیشه

229
00:17:13,544 --> 00:17:15,584
.اما استان ژائو اونو دشمن خودش میبینه

230
00:17:15,584 --> 00:17:21,573
.اگه زِنگ ناپدید بشه ، تمام دروازه
های خروج ژائو محکم بسته میشن

231
00:17:21,573 --> 00:17:25,551
.اگه این اتفاق بیوفته ، حتی ما هم قادر به خروج نیستیم

232
00:17:25,551 --> 00:17:30,593
.فقط یه قماره ، که میتونیم قبل از فهمیدن پادشاه
ژائو از مرگ پادشاه شین ، خارج بشیم یا نه

233
00:17:30,593 --> 00:17:35,518
.اگه شکست بخوریم ، مارو شکنجه میکنن
و به عنوان به خائن میکشنمون

234
00:17:35,518 --> 00:17:37,557
.علاقه ای به اون وضع ندارم

235
00:17:37,592 --> 00:17:40,516
.موضوع همینه دیگه

236
00:17:40,516 --> 00:17:41,590
اعتراضی نداری ، زی ژیا؟

237
00:17:47,558 --> 00:17:49,598
.نمیتونیم اینکارو قبول کنیم

238
00:17:49,598 --> 00:17:51,532
.فکر بد نکنید

239
00:17:51,532 --> 00:17:54,582
.بخاطر احتراماتمون به این کار ، چیزیو افشا نمیکنیم

240
00:17:54,582 --> 00:17:57,559
.دهن آدمای بازار سیاه قرصه ، پس خیالتون راحت باشه

241
00:17:57,559 --> 00:17:58,577
. تا بعد

242
00:18:01,509 --> 00:18:03,588
...ای تو روح بازار سیاهی های ژائو

243
00:18:03,588 --> 00:18:05,502
حسابشونو برسیم؟

244
00:18:05,502 --> 00:18:08,505
.نمیخواد ، فقط باعث سرو صدای بیشتری میشه

245
00:18:08,535 --> 00:18:09,562
!هوی ، تو

246
00:18:09,562 --> 00:18:12,543
رئیستون ، زی ژیا ، کجاست؟

247
00:18:13,530 --> 00:18:14,585
. کی میدونه

248
00:18:15,502 --> 00:18:17,541
.یدفعه غیبش زد

249
00:18:37,538 --> 00:18:39,530
از ماه بدت میاد؟

250
00:18:40,548 --> 00:18:42,534
...تو همون شخص بعد ظهری هستی

251
00:18:51,579 --> 00:18:55,589
.قبلاً من از ماه متنفر بودم

252
00:18:55,589 --> 00:19:01,588
.وقتی اون بالاست ، خیلی زیباتر و
قشنگتر از معمول به نظر میرسه

253
00:19:01,588 --> 00:19:05,588
.درست مثل اینکه داره بهت نیشخند میزنه

254
00:19:05,588 --> 00:19:11,566
.مسخره کرده! اون موقع ها ، با
این فکر همیشه بهش خیره میشدم

255
00:19:12,530 --> 00:19:15,541
.اما یه شخصی بود که بهم گفت اینطوری نیست

256
00:19:16,519 --> 00:19:20,569
.اون یه بازرگان بود.پدر انتخابیه من

257
00:19:20,569 --> 00:19:22,512
...ما

258
00:19:22,512 --> 00:19:26,555
...در مورد همون دو نفری که بعد ظهر کنارم
بودن ، یا مُن و جیانگ ژانگ میگم

259
00:19:26,555 --> 00:19:31,520
.ماها ، به وسیله ی پدر انتخابیمون از گرسنگی نجات داده شدیم

260
00:19:32,507 --> 00:19:35,594
.اون این کلماتو برای من گذاشت

261
00:19:35,594 --> 00:19:39,510
... ماه وقتی روشنتر از حد معمولی میتابه "

262
00:19:40,510 --> 00:19:44,528
. " برای اینه که بهت بگه
...، هنوز امیدت از دست نرفته

263
00:20:09,514 --> 00:20:11,547
.مادر ، من دارم میرم

264
00:20:23,512 --> 00:20:25,598
!زِنگِ . دوباره سرو کله ی زِنگ پیدا شده

265
00:20:32,588 --> 00:20:33,576
!حرومی

266
00:20:33,576 --> 00:20:34,558
!بگیریدش

267
00:20:44,569 --> 00:20:49,531
...برگشتم...خونه...مادر

268
00:20:56,562 --> 00:20:58,515
دوباره مردا؟

269
00:21:00,540 --> 00:21:02,584
!لطفاً صبر کنید ، زِنگ ساما

270
00:21:04,582 --> 00:21:06,572
!اومدیم اینجا شمارو ببینیم

271
00:21:06,572 --> 00:21:09,586
!ما خیلی عذر میخوایم که این همه زجر رو تحمل کردید

272
00:21:10,530 --> 00:21:14,531
.زِنگ ساما ، دیگه وقت برگشت به استان شین رسیده

273
00:21:14,531 --> 00:21:16,530
!شما به خونه بر میگردید

274
00:21:18,591 --> 00:21:21,537
استان...شین؟

275
00:21:21,560 --> 00:21:26,595
، چند روز قبل ، پادشاه ژائو فوت کردن

276
00:21:26,595 --> 00:21:29,538
. و پدر شما در موضع ولیعهدی قرار گرفتن

277
00:21:29,538 --> 00:21:32,588
، به عبارتی بعد از پدرتون
!شما هستید که برتخت سلطنت مینشینید ، زِنگ ساما

278
00:21:34,538 --> 00:21:35,539
تخت سلطنت؟

279
00:21:38,589 --> 00:21:40,526
!زِنگ ساما؟

280
00:21:40,526 --> 00:21:42,538
چی شده ، زِنگ ساما؟

281
00:21:42,538 --> 00:21:44,598
خیلی بده. باید فوراً اونو
!ببریم به درشکه

282
00:21:47,566 --> 00:21:51,507
.انگاری اون پیری ها دارن برنامه میریزن خودشون یه کاری کنن

283
00:21:51,507 --> 00:21:52,556
.براشون غیرممکنه

284
00:21:52,556 --> 00:21:55,528
.اونا حتی نمیتونن از هاندانم بیرون بیرن

285
00:21:55,560 --> 00:21:58,553
.هی ، زی ژیا ، اونا دارن حرکت میکننا

286
00:21:58,553 --> 00:22:01,558
چی شده ، از دیروز رفتی تو خودت؟

287
00:22:04,508 --> 00:22:06,504
مُرددی؟

288
00:22:06,558 --> 00:22:08,599
مُردد کیه؟

289
00:22:08,599 --> 00:22:14,555
یا مُن ، جیانگ زانگ ، شما
در مورد پدر انتخابیمون فراموش کردید؟

290
00:22:14,571 --> 00:22:18,589
چطوری ما سه نفرو از ژرفای مرگ نجات داد؟

291
00:22:18,589 --> 00:22:23,556
.چی داری میگی اونم الان؟ البته که فراموش نکردیم ، زی ژیا

292
00:22:23,587 --> 00:22:25,598
.پس باید بفهمید

293
00:22:25,598 --> 00:22:29,530
.همین الان ، جلوی ما پسری هست

294
00:22:30,509 --> 00:22:32,533
، اگه کسی دستشو به طرفش دراز نکنه

295
00:22:32,533 --> 00:22:35,530
.اون خیلی زود کشته میشه

296
00:22:36,527 --> 00:22:39,519
پس من چه شکی دارم؟

297
00:22:40,588 --> 00:22:44,583
معلوم نیست که ما چیکار باید بکنیم؟

298
00:22:45,584 --> 00:22:50,534
واقعاً ما میتونیم از اینجا خارج بشیم ، دائو جیان ساما؟؟

299
00:22:50,534 --> 00:22:51,582
!چاره ای نداریم

300
00:22:51,582 --> 00:22:54,579
!باید خیلی سریع کارمونو بکنیم

301
00:22:54,579 --> 00:22:56,534
!دائو جیان ساما؟

302
00:23:01,509 --> 00:23:06,506
.یکمی آماده سازی میخواد که بشه شب از دروازه ها عبور کرد

303
00:23:07,554 --> 00:23:09,506
!شما ها؟

304
00:23:09,530 --> 00:23:12,553
. ما این کارو میپذیریم

305
00:23:12,553 --> 00:23:18,576
.به نام ، زی ژیا ، دلال بازار سیاه ، قسم
میخورم ، که من زِنگ سامارو به استان شین تحویل بدم

306
00:23:48,502 --> 00:23:50,598
تو به چی فکر میکنی؟

307
00:23:50,598 --> 00:23:54,505
، به صدایی که در آسمون حل میشه

308
00:23:54,505 --> 00:23:58,547
، دلیل داره که جدا و ناپدید میشه

309
00:24:00,501 --> 00:24:06,506
اگه فقط چند کلمه با معنی های زیاد

310
00:24:06,506 --> 00:24:10,560
میتونستی انتخاب کنی ، چی انتخاب میکردی؟

311
00:24:11,565 --> 00:24:15,517
.نفستو نگه دار و اطمینان پیدا کن

312
00:24:15,517 --> 00:24:18,507
!تپش قلبت نمیتونه منتظر باشه

313
00:24:18,507 --> 00:24:24,503
. اگه رها کنی ، میتونی بیشتر داشه باشی

314
00:24:24,503 --> 00:24:27,563
دوباره و دوباره میتونی اون چیزها رو تکرار کنی

315
00:24:27,563 --> 00:24:30,510
درست مثل اینکه نمیتونی خودتو متوقف کنی

316
00:24:30,510 --> 00:24:34,590
. برای اینکه هنوز درحال جستجو برای جوابی

317
00:24:34,590 --> 00:24:38,539
، بهم گوش بده لطفاً

318
00:24:40,589 --> 00:24:45,543
! قبل از اینکه در آسمون حل بشه

319
00:24:51,517 --> 00:24:57,521
پیش نمایش

320
00:24:59,526 --> 00:25:05,597
زِنگ و زی ژیا

321
00:25:01,526 --> 00:25:05,597
پایان

