1
00:00:06,510 --> 00:00:12,540
Animental.net

2
00:00:12,540 --> 00:00:18,560
!سحر از راه رسیده ، الان وقت جبرانه

3
00:00:18,560 --> 00:00:24,568
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

4
00:00:26,548 --> 00:00:29,511
!یه سفر تو رو فرا میخونه که نمیتونی ازش بگذری

5
00:00:30,592 --> 00:00:34,551
Animental.net

6
00:00:31,583 --> 00:00:34,536
!حالا یا هیچ وقت ! آماده ای ؟ عمل کن

7
00:00:34,536 --> 00:00:39,587
حتی وزش ناگهانیِ باد و شب های پُر از اَشک

8
00:00:39,587 --> 00:00:45,500
( در اصل چیزای بدی نیستن . ( بد نیستن

9
00:00:45,500 --> 00:00:47,563
، درست مثل قدرت بهار

10
00:00:47,563 --> 00:00:50,575
اگه بیشتر به پایین خیز برداری

11
00:00:50,584 --> 00:00:54,534
!میتونی بیشتر پرواز کنی

12
00:00:54,534 --> 00:01:01,551
مسیر ما روبه رو شدن در اُفقِ ، هدف بگیر

13
00:01:04,585 --> 00:01:10,515
! دست هامونو به سَمت صبح اون روز دراز خواهیم کرد

14
00:01:10,515 --> 00:01:16,532
ما با یه احساس یکسان مواجه هستیم

15
00:01:16,532 --> 00:01:20,553
دیگه بیشتر از این تنها نیستیم ، نه؟

16
00:01:20,553 --> 00:01:26,545
، بخاطر همین ما الان ، برای درخشیدن

17
00:01:26,545 --> 00:01:33,559
!! با لبخند و شجاعت ، به سمت روز های جلالمون میدویم

18
00:01:36,595 --> 00:01:39,556
، برای ژنرال بزرگ شدن

19
00:01:39,556 --> 00:01:46,536
.شین ، به اندازه ی رقبایش وانگ بِن
و مِنگ تیان ، در میدان جنگ کوشاست

20
00:01:47,504 --> 00:01:50,575
.در همین اثناء ، در پایتخت ژیانگ
یانگ ، یک وضعیت عجیب شروع شده

21
00:01:50,575 --> 00:01:58,510
.یه پیغام آور از منطقه ی ممنوعه
، نامه ای با مُهر مخصوص آورد

22
00:01:58,588 --> 00:02:02,562
، دسته ی پادشاه و دسته ی لو
شی که به عنوان دو قدرت بودن

23
00:02:02,562 --> 00:02:09,597
،! مادر زِنگ ، ملکه ی بزرگ
خودشو به عنوان قدرت سوم معرفی کرد

24
00:02:12,546 --> 00:02:15,519
!حَرم قدرت سومه؟

25
00:02:15,538 --> 00:02:18,569
اینجوری موضوع سریع پیش نمیره مگه؟

26
00:02:18,569 --> 00:02:22,519
، اگه ایشون مادر و همچنین ملکه ی بزرگ هستن

27
00:02:22,547 --> 00:02:26,519
مطمئنم اگه ازشون برای هم پیمان شدن درخواست کنیم ــ

28
00:02:26,519 --> 00:02:30,525
.اگه میتونست به این آسونی باشه ، از همون اول اینکارو میکردیم

29
00:02:31,588 --> 00:02:34,525
قربان ، منظورتون چیه؟

30
00:02:34,525 --> 00:02:35,518
...بی

31
00:02:35,518 --> 00:02:36,546
!بله سرورم؟

32
00:02:36,546 --> 00:02:40,521
.وضعیت...به این آسونی هام نیست

33
00:02:42,508 --> 00:02:44,558
...رابطه ی من با مادرم

34
00:02:55,570 --> 00:02:56,573
...مادر

35
00:03:05,554 --> 00:03:07,567
!لشتو نیار اینجا

36
00:03:15,562 --> 00:03:20,554
زهر زیبا

37
00:03:29,548 --> 00:03:30,539
. تو

38
00:03:30,539 --> 00:03:31,560
. بله

39
00:03:38,539 --> 00:03:43,512
.همه ی شماها ، میتونید سرهاتونو بلند کنید

40
00:03:48,560 --> 00:03:52,500
.ایشون ، ملکه ی بزرگ ، مادر زِنگ هستن

41
00:03:55,566 --> 00:03:58,584
...یه زن زیبا

42
00:03:58,584 --> 00:04:04,545
.که بخاطر زیبایش تونست قلب پادشاه قبلی
رو بدزده و پادشاهیو به خطر بندازه

43
00:04:05,598 --> 00:04:11,506
.ملکه ی بزرگ خیلی زیبا به نظر میرسه و
شایعاتی در مورد پیری ناپذیریش هم پخش شده

44
00:04:11,506 --> 00:04:14,593
.اون یه جذابیت فریبنده بدون شباهتی با کسی داشته

45
00:04:17,576 --> 00:04:22,572
.مادر اعلیحضرت ، واقعاً یه شخص زیباست

46
00:04:22,572 --> 00:04:24,590
...اما ، میخوام بدونم

47
00:04:24,590 --> 00:04:26,557
، شاید بی ادبانه باشه

48
00:04:26,579 --> 00:04:33,553
.اما هر وقت به ایشون نگاه میکنم
، گرمیِ یه انسانو ازش حس نمیکنم

49
00:04:35,566 --> 00:04:44,592
.بخاطر همین تمام اشخاصی که اینجان ، حتی با زیبایی
که ملکه ی بزرگ دارن ، از ته قلبمون...ازش میترسیم

50
00:04:46,534 --> 00:04:50,597
، دلیل اینکه تا حالا ما در مورد حرم اقدامی نکردیم

51
00:04:50,597 --> 00:04:54,564
. این بوده که ملکه ی بزرگ دنبال افزایش قدرت خودش بوده

52
00:04:54,564 --> 00:05:02,560
، مو ژی از ژیا ، دا جی از شانگ ، بااو سی از زهو
.اون سه شاید ملکه ی بزرگ نبودن ، اما حکم ملکه رو داشتن

53
00:05:02,560 --> 00:05:08,569
.نقل شده با خاطر تاثیرشون روی دادگاه سلطنتی
، باعث ویرانی سلسله ی زمانشون شده

54
00:05:08,598 --> 00:05:14,574
.زن ها توی حکومت کردن آماتورن و درگیر
دادگاه سلطنتی شده و باعث مصیبت میشن

55
00:05:15,512 --> 00:05:21,525
.به علاوه ، حرم خلوتگاهی برای خواجه های
حیله گره که چاپلوس ملکه ی بزرگن

56
00:05:21,564 --> 00:05:25,554
.اگه بتونن نظر ملکه ی بزرگ رو
جلب کنن ، اونا هم همراش میان

57
00:05:27,512 --> 00:05:31,593
.همچنین مشخص هست که حرم به وسیله
ی درآمد های بیرونی مخصوص حفاظت میشه

58
00:05:31,593 --> 00:05:36,511
.اگه اونا نیروی دولتی رو معین کنن ، کنترلش مشکل میشه

59
00:05:36,511 --> 00:05:41,510
.بخاطر همینم هست که لو باوِی هم
علاقه به درگیری با حَرم رو نداره

60
00:05:41,510 --> 00:05:44,578
، تا حالا ملکه ی بزرگ بی اعتناء به سیاست بوده

61
00:05:44,578 --> 00:05:48,561
.بنابر این ، اون در سکوت کشمکش های بین سرورمون
و دسته ی لو باوِی رو تحت نظر داشتن

62
00:05:48,561 --> 00:05:51,586
، اما حالا که اینو فرستاده

63
00:05:52,518 --> 00:05:55,599
.میتونه یه درخواست مقام داشته باشه

64
00:05:56,548 --> 00:05:58,599
اونجا چی میتونه نوشته شده باشه؟

65
00:06:08,541 --> 00:06:10,563
.مُهر رو باز کن ، شی شی

66
00:06:46,584 --> 00:06:49,506
...این

67
00:06:52,539 --> 00:06:55,560
...هی ، ناناز خودم

68
00:06:55,560 --> 00:06:56,576
! صدراعظم

69
00:06:57,593 --> 00:07:01,533
.یه گزارش دریافت کردم

70
00:07:01,533 --> 00:07:02,568
چی هست؟

71
00:07:03,513 --> 00:07:07,534
.دیشب یه پیغام آور از حرم با شی شی ملاقات کرده

72
00:07:08,569 --> 00:07:10,546
داری جدی میگی؟

73
00:07:10,546 --> 00:07:11,507
.بله

74
00:07:11,531 --> 00:07:13,515
.در موردش جزئیاتش تحقیق کن

75
00:07:13,515 --> 00:07:13,586
! بله

76
00:07:13,586 --> 00:07:17,504
.و همچنین روی هر دوشون نظارت قویی بزار

77
00:07:17,504 --> 00:07:17,584
. اطاعت

78
00:07:21,534 --> 00:07:23,544
حرم ، ها؟

79
00:07:24,580 --> 00:07:28,537
...بد کسی داره حرکت میکنه

80
00:07:29,514 --> 00:07:32,517
شی شی ، ملکه ی بزرگ چی گفته؟

81
00:07:32,544 --> 00:07:35,597
!خـ - خالیه

82
00:07:35,597 --> 00:07:38,529
!چیزی نوشته نیست

83
00:07:38,529 --> 00:07:39,589
!چی؟

84
00:07:41,555 --> 00:07:43,547
این یعنی چی؟

85
00:07:43,578 --> 00:07:45,548
منظورشون چی بوده؟

86
00:07:46,543 --> 00:07:48,598
.میتونیم به معنیه یه شوخی مسخره در نظرش بگیریم

87
00:07:49,520 --> 00:07:54,519
.اما ممکنه ناتوان باشه تصمیم بگیره که به کدوم دسته ملحق بشه

88
00:07:55,508 --> 00:07:59,558
.سرورم ، منم با شوگون جون موافقم

89
00:07:59,558 --> 00:08:02,587
.فکر میکنم قصد دارن که بی طرف باقی بمونن

90
00:08:03,587 --> 00:08:08,562
.ما نمیتونیم به آسونی حدس بزنیم توی قلب اون چی میگذره

91
00:08:10,554 --> 00:08:13,563
، منم فکر میکنم که اون کاغذ
خالی ممکنه بی طرفی شو نشون بده

92
00:08:14,534 --> 00:08:17,538
.اما همچنین احساس میکنم که معنیه دیگه ای هم ممکنه داشته باشه

93
00:08:18,548 --> 00:08:21,554
.اون شخص...ناخواناست

94
00:08:40,577 --> 00:08:44,596
.مطمئنم الان باید یه سرو صدایی به پا شده باشه

95
00:08:44,596 --> 00:08:51,508
میدونی من چرا اونکارو انجام دادم ، ژائو گو؟

96
00:08:51,508 --> 00:08:51,592
. نه

97
00:08:51,592 --> 00:08:53,548
.انتظارشم داشتم

98
00:08:53,548 --> 00:08:56,536
.میدونی ، خودمم نمیدونم

99
00:08:56,591 --> 00:08:57,596
. تو

100
00:08:57,596 --> 00:08:59,517
بله؟

101
00:08:59,549 --> 00:09:04,568
...میخوام چیز بعدی رو به عنوان چک سم بخوری و همونطوری

102
00:09:06,568 --> 00:09:08,568
...اما

103
00:09:11,562 --> 00:09:13,506
.زود باش عجله کن

104
00:09:13,572 --> 00:09:14,555
.بله

105
00:09:29,541 --> 00:09:33,579
. مشتاقانه منتظرم ببینم که چطوری پیش میره

106
00:10:08,510 --> 00:10:14,529
.خیلی دوست دارم بدونم اون بچه ی لوس
با اون چشم هاش ، چجور مردی شده

107
00:10:15,597 --> 00:10:20,525
.تنها جنبه ی این نامه ، دارا بودن مُهر مخصوصه

108
00:10:20,594 --> 00:10:25,547
.فرستادن نامه اونم خالی همراه با مُهر مخصوص
روش اونم عمدی ، حتماً قصدی وجود داره

109
00:10:26,539 --> 00:10:31,527
.اونا اینو فرستادن برای اینکه فهمیده بودن که نمیتونیم اینجوری ادامه بدیم

110
00:10:31,557 --> 00:10:36,544
.به عبارتی اونا دارن میگن ، که دادگاه سلطنتی
، باید چشم هامونو به طرف حرم بچرخونیم

111
00:10:36,544 --> 00:10:37,594
.شکی درش نیست

112
00:10:39,529 --> 00:10:40,557
.سرورم

113
00:10:40,581 --> 00:10:42,574
، مطمئنم که آگاه هستید

114
00:10:42,574 --> 00:10:46,561
، اما خدمتکار هایی که حرم رو
زیر دستور ملکه ی بزرگ اداره میکنن

115
00:10:46,561 --> 00:10:48,578
.از سه بزرگ والا مقام هستن

116
00:10:49,512 --> 00:10:52,548
.خاندان فِن ، خاندان جی و خاندان لیو

117
00:10:52,548 --> 00:10:56,554
.اونا آدم های قویی هستن که حرم
رو از سال ها پیش پیشتیبان میکردن

118
00:10:57,556 --> 00:11:02,511
، اگه بتونیم اونا و دودمانشون رو طرف خودمون نگه داریم

119
00:11:02,511 --> 00:11:07,553
. و اگه هم پیمان ما بشن ، قدرت
ما تقریباً مساوی با دسته ی لو شی میشه

120
00:11:07,553 --> 00:11:13,513
...اما اگه اونا برعکس ، طرف لو شی رو بگیرن

121
00:11:13,513 --> 00:11:16,558
!بیش از این توانایی مقابله باهاشونو نداریم

122
00:11:18,521 --> 00:11:21,576
.به هر حال اونا حریف هایی هستن که نمیتونیم ندیده بگیریمشون

123
00:11:21,576 --> 00:11:25,582
.احساس میکنم الان فرصت خوبیه که اونا رو
به طرف خودمون ، سعی کنیم بیاریم

124
00:11:26,507 --> 00:11:27,557
!من مخالفم

125
00:11:28,526 --> 00:11:29,552
!قربان؟

126
00:11:29,552 --> 00:11:33,514
، ناراحتم که جلوی سرورم اینو میگم

127
00:11:33,514 --> 00:11:35,595
.اما باید این بی ادبی رو بکنم

128
00:11:36,512 --> 00:11:38,586
!ملکه ی بزرگ ، یه زهرِ

129
00:11:39,568 --> 00:11:43,534
، درسته که اون قدرت سه بزرگ والا مقامو داره

130
00:11:43,534 --> 00:11:47,595
!اما اونا از اعضای ساختار زهر آلود ملکه ی بزرگ هستن

131
00:11:48,564 --> 00:11:53,500
، با یه جمع بندیه ساده ،
به نظر میرسه که قدرتمون بیشتر شده

132
00:11:53,500 --> 00:12:00,522
!اما اگه اونا به ما ملحق بشن ، شک دارم که
متحد ما در جنگ علیه دسته ی لو شی بشن

133
00:12:00,522 --> 00:12:01,592
!پس چه پیشنهادی داری؟

134
00:12:01,592 --> 00:12:04,572
!اگه ندید بگیریمش و اونا به دسته ی لو
شی ملحق بشن ، فاجعه به بار میاد

135
00:12:04,572 --> 00:12:06,599
!ایشون چیزی در مورد ندید گرفتنشون نزده

136
00:12:06,599 --> 00:12:12,506
.ایشون فقط دارن میگن که به آسونی نمیشه
ثابت کرد که اونا متحد ما میشن

137
00:12:12,506 --> 00:12:15,570
...اما حالا که نامه ای دریافت کردیم
، ما چه چیزیو باید انجا مبدیم

138
00:12:18,525 --> 00:12:21,538
ملکه بزرگ

139
00:12:31,526 --> 00:12:32,590
...امو

140
00:12:34,559 --> 00:12:36,585
امروز خسته شدید؟

141
00:12:36,585 --> 00:12:38,518
چرا این فکرو میکنی؟

142
00:12:38,518 --> 00:12:42,554
.هیچی. فقط امشب با همیشه فرق دارید

143
00:12:43,564 --> 00:12:47,544
ژیانگ ، انگاری خوب به من نگاه میکنی ؟

144
00:12:47,544 --> 00:12:50,515
...نه ! اینجوریام

145
00:12:51,566 --> 00:12:53,566
.فکر میکنم بهتره امشبو بیخیال خواب بم

146
00:12:54,510 --> 00:12:54,576
، ژیانگ

147
00:12:55,556 --> 00:12:58,563
. شرمنده که مجبوری همیشه یه گوشه بدون انجام دادن کاری بشینی

148
00:12:58,563 --> 00:13:00,566
..نه ، چیزی نیست

149
00:13:02,522 --> 00:13:04,521
...بلاخره

150
00:13:04,521 --> 00:13:06,572
!بلاخره تونستم با سرورم سر حرفُ باز کنم

151
00:13:07,563 --> 00:13:10,546
.یانگ چان ، دعا کن که خوب پیش بره

152
00:13:10,546 --> 00:13:12,520
دلت میخواد کمی حرف بزنیم؟

153
00:13:15,552 --> 00:13:17,581
مادرت چطور بود؟

154
00:13:18,576 --> 00:13:21,556
مادر من؟

155
00:13:22,560 --> 00:13:24,596
. آره ، بهم بگو

156
00:13:24,596 --> 00:13:26,594
.آه ، باشه

157
00:13:27,548 --> 00:13:32,536
.من تو یه خونواده ی فقیر بدنیا
اومدم ، مادرمم بدن خیلی کوچیک داشت

158
00:13:32,536 --> 00:13:35,595
.هر روز خیس عرق میشد وقتی تا مغازه میرفت

159
00:13:36,519 --> 00:13:41,534
.نازک دل و بی احتیاط بود ، اصلاً زیبا نبود

160
00:13:41,534 --> 00:13:43,596
اون مادرتو دوست داری؟

161
00:13:43,596 --> 00:13:49,521
، بله ، اون همیشه منو سرزنش میکرد

162
00:13:49,521 --> 00:13:52,590
، اما از وقتی که تو حرم
مشغول به کار شدم نتونستم ببینمش

163
00:13:52,590 --> 00:13:55,572
.اما یاد اون سرزنش هاش منو خوشحال میکنه

164
00:13:56,512 --> 00:13:57,564
. که اینطور

165
00:13:57,564 --> 00:14:01,502
.رابطه ی خوبی داشتید پس

166
00:14:04,514 --> 00:14:08,572
.مادر شما هم شخص خیلی زیبایی هست ، سرورم

167
00:14:08,572 --> 00:14:09,579
...اما

168
00:14:10,556 --> 00:14:11,574
! هیچی

169
00:14:11,574 --> 00:14:16,503
که اینطور ، پس تو مادرمو دیدی ، ژیانگ؟

170
00:14:16,503 --> 00:14:18,561
حال مادرم ، ملکه ی بزرگ خوبه؟

171
00:14:18,561 --> 00:14:19,581
. بله

172
00:14:19,581 --> 00:14:22,540
شما ایشونو نمیبینید؟

173
00:14:22,540 --> 00:14:25,525
.آره . خیلی وقت میشه که ندیدمش

174
00:14:25,549 --> 00:14:27,522
چرا؟

175
00:14:27,522 --> 00:14:31,576
شما و ملکه ی بزرگ هر وقت
بخواین نمیتونین همو ملاقات کنید ، سرورم؟

176
00:14:33,539 --> 00:14:36,536
.اگه یه پادشاه عادی و ملکه ی بزرگ بودیم ، چرا میشد

177
00:14:36,579 --> 00:14:39,576
.اما نه برای من و مادرم

178
00:14:40,537 --> 00:14:43,500
.این کار سختیه

179
00:15:01,532 --> 00:15:02,591
...سرورم

180
00:15:03,582 --> 00:15:05,512
!چی؟

181
00:15:05,533 --> 00:15:07,554
سرورمون دارن میرن به حرم؟

182
00:15:07,554 --> 00:15:11,584
اون رفته شخصاً ملکه ی بزرگو ملاقات کنه؟

183
00:15:11,584 --> 00:15:16,532
.غافلگیر شدم که حتی با تو هم مشورت نکرده

184
00:15:17,596 --> 00:15:18,593
!قربان

185
00:15:18,593 --> 00:15:25,568
.نه ، این دیگه مشکل ملکه ی بزرگ و سرورمونه

186
00:15:25,568 --> 00:15:28,514
...قربان ، یه چیزیو فقط بهم بگید

187
00:15:28,593 --> 00:15:35,519
چرا ملکه ی بزرگ ، که مادر
سرورمونه ، به ایشون کمک نمیکنه؟

188
00:15:35,544 --> 00:15:38,582
بین اون دو تا چه اتفاقی افتاده؟

189
00:15:39,516 --> 00:15:46,545
.اونا وقتی همو میبینن ، یاد زمان گروگان
بودنشون تو هاندان ، پایتخت ژائو میوفتن

190
00:15:47,539 --> 00:15:51,531
.اساساً اونا فقط همو یاد جهنم میندازن

191
00:15:52,546 --> 00:15:57,547
.شنیدم که سرورمون توی استان ژائو برای 9 سال زندگی میکرد

192
00:15:57,580 --> 00:16:01,574
، بخاطر اهل استان شین بودنشون و دشمنیه عمیق بین دو استان

193
00:16:01,574 --> 00:16:05,519
.اونا مورد توهین و رنج هر روزه بودن

194
00:16:05,519 --> 00:16:10,535
با این وجود ، تو این وضع مثل یه
مادر نمیتونه دوستش داشته باشه و ازش محافظت کنه؟

195
00:16:10,574 --> 00:16:15,561
.رنجی که ملکه ی بزرگ تحمل کرده بیشتر از این بوده

196
00:16:16,572 --> 00:16:20,515
.شوهرش ، پادشاه زاهونگ ژیانگ ، به استان شین فرار کرده

197
00:16:20,515 --> 00:16:25,559
.و ملکه ی بزرگ ، تنها و درمونده
بود و همه ی اطرافیانش ازش منفور بودن

198
00:16:26,554 --> 00:16:29,564
.حقیقتاً همه بود

199
00:16:29,564 --> 00:16:35,543
.بخاطر بدرفتاری خیلی زیاد مردم ، بلاخره رشته های ذهنش پاره شد

200
00:16:36,576 --> 00:16:39,591
...و بلاخره

201
00:16:41,530 --> 00:16:44,531
!اون دست هاشو روی بچه ی خودش دراز میکرد

202
00:16:45,532 --> 00:16:49,535
...زِنگ...زِنگ...بمیر

203
00:16:53,586 --> 00:16:55,520
!این احمقانست

204
00:16:55,555 --> 00:16:58,572
!هیچ مادری نیست که بخواد بچه ی خودشو بکشه

205
00:16:58,572 --> 00:17:03,502
...این نمیشه...اگه تصادفاً برای سرورمون

206
00:17:03,502 --> 00:17:08,572
.با همچین لطمه ی روحی تو زمان
بچگی ، سرورمون خوب دوام آوردن

207
00:17:09,542 --> 00:17:14,513
.یه زن بود که زندگیشو در خطر
انداخت و سرورمونو از جهنم نجات داد

208
00:17:14,546 --> 00:17:20,576
.اگه اون نبود ، ممکن بود سرورمون هنوز تو اون جهنم باشه

209
00:17:21,512 --> 00:17:25,530
...اما ، حتی سرور الانمون

210
00:17:25,530 --> 00:17:30,502
.یه سایه ی بزرگ روی رابطه ی
بین اون و ملکه ی بزرگ هست

211
00:17:30,528 --> 00:17:33,580
. و حالا اون دو با هم روبه رو میشن

212
00:17:33,580 --> 00:17:38,590
.اصلاً نمیدونم گفتگوشون به چی پیش میره

213
00:17:45,524 --> 00:17:46,592
چی شده ، زِنگ؟

214
00:17:46,592 --> 00:17:50,592
خیلی وقته که همدیگه رو ندیدم. یکمی بیا نزدیکتر ، نمیتونی بیای؟

215
00:17:50,592 --> 00:17:54,545
یا اینکه از مادرت میترسی؟

216
00:17:54,545 --> 00:17:55,536
. نه

217
00:18:01,510 --> 00:18:03,528
.نزدیکتر

218
00:18:07,580 --> 00:18:09,532
.بیشتر

219
00:18:12,581 --> 00:18:20,590
. بیشتر

220
00:18:29,524 --> 00:18:32,595
.هه ، حقیقتاً پسر خودمی

221
00:18:32,595 --> 00:18:39,517
تو این مدتی که ندیدمت ، مرد کاملی شدی ، نه زِنگ؟

222
00:18:39,576 --> 00:18:43,506
.شما هم مادر. هیچ تغییری نکردید

223
00:18:46,587 --> 00:18:52,510
.اما عجیبه که تو برای دیدن من اومدی

224
00:18:52,538 --> 00:18:56,593
.انگاری درست مثل پیش بینی های تو پیش رفت ، ژائو گو

225
00:18:57,548 --> 00:18:59,526
.نه ، چنین چیزی نیست

226
00:18:59,526 --> 00:19:00,523
...ژائو گو

227
00:19:00,566 --> 00:19:03,569
خب ، چیکارم داری؟

228
00:19:03,587 --> 00:19:06,596
.تظاهر کردنو لطفاً بس کن ، مادر

229
00:19:08,534 --> 00:19:11,537
.اومدم اینجا مُهر مخصوصو ببرم

230
00:19:11,537 --> 00:19:14,520
.به عنوان یه شوخی هم زیاده روی بوده

231
00:19:14,574 --> 00:19:19,577
.اگه از قانون پیروی بشه ، شما ، مادرم
به عنوان یه خائن به پادشاهی شناخته میشید

232
00:19:19,577 --> 00:19:21,590
خائن به پادشاهی؟

233
00:19:21,590 --> 00:19:24,513
.این واقعاً خیلی بده

234
00:19:24,544 --> 00:19:32,564
اما بین منو تو کلماتی مثل " خائن به
پادشاهی " نباید باشه ، اینطور فکر نمیکنی؟

235
00:19:32,580 --> 00:19:38,552
.با توجه به اون زندگیمون توی استان ژائو

236
00:19:39,521 --> 00:19:42,552
، وقتی تو و من تو هاندان بودیم

237
00:19:42,552 --> 00:19:47,515
.حملات علیه ما تصور نکردنی بوده

238
00:19:47,542 --> 00:19:52,567
.پولی نداشتیم که باهاش چیزی بخوریم ، بخاطر همین
از کثافت برای سیر کردن خودمون استفاده میکردیم

239
00:19:52,567 --> 00:19:55,522
.وقتی که کثیف کننده خودمونم بدویم

240
00:19:55,522 --> 00:19:58,516
.مثل خزنده های ، ما هم همونکارو میکردیم

241
00:19:58,550 --> 00:20:01,590
اما خودت ببین ، اون دو نفر به کجا رسیدن؟

242
00:20:01,590 --> 00:20:06,550
.تو پادشاه استان بزرگ شین و من ملکه ی بزرگ هستم

243
00:20:06,550 --> 00:20:14,572
.رسماً ما روی قله ی قدرت استان شین
هستیم ، بدون اینکه کسی ازمون بالاتر باشه

244
00:20:15,554 --> 00:20:19,569
چه حقه ی سرنوشتی بود؟

245
00:20:20,505 --> 00:20:25,507
، بعضی از دانشجو ها میگن که سرنوشت
توی بهشت از قبل رقم زده شده

246
00:20:25,528 --> 00:20:27,578
، اما اگه این واقعاً راست باشه

247
00:20:30,576 --> 00:20:34,558
.با بدترین نفرین ها میخوام اون بهشتو پاره پوره کنم

248
00:20:37,592 --> 00:20:41,539
تو هم همین احساسو داری ، نه زِنگ؟

249
00:20:42,564 --> 00:20:45,510
میخوای یه چیزی بهت بگم ، ژائو گو؟

250
00:20:45,510 --> 00:20:51,597
.دلیل اینکه نمیخوایم روی همدیگه رو ببینیم ، اون روزهای جهنمی نیست

251
00:20:52,525 --> 00:20:54,570
درست نیست ، زِنگ؟

252
00:20:54,570 --> 00:20:57,597
.لطفاً مُهر مخصوص برگردونید ، مادر

253
00:20:58,587 --> 00:21:00,522
مُهر مخصوص؟

254
00:21:00,522 --> 00:21:02,599
.اهمیتی به اون اسباب بازی نمیدم

255
00:21:02,599 --> 00:21:06,523
.اگه میخوایش ، موقع برگشت از خواجه ها دریافت خواهی کرد

256
00:21:07,537 --> 00:21:09,570
منظورت چیه ، مادر؟

257
00:21:09,570 --> 00:21:11,524
چرا یدفعه ای اینکارو کردی؟

258
00:21:11,524 --> 00:21:13,554
. دلیلی نداشت

259
00:21:13,554 --> 00:21:17,599
.اما فقط امیدوار بودم بعد از مدت
ها ، صورت تو رو ببینم

260
00:21:19,582 --> 00:21:21,556
. در این صورت ، با اجازه

261
00:21:21,598 --> 00:21:24,500
دیگه میخوای بری؟

262
00:21:24,531 --> 00:21:30,501
.مطمئن بودم برای درخواست چیزی پیش من اومده بودی

263
00:21:30,542 --> 00:21:31,595
. نه

264
00:21:31,595 --> 00:21:35,565
.به نظر نمیرسه میلی به اجابتش داشته
باشی ، منم از گفتنش اجتناب میکنم

265
00:21:35,565 --> 00:21:40,529
.اوه ، هنوز چیزی نگفتی ، جوابشو در نظر گرفتی

266
00:21:40,529 --> 00:21:45,577
یا شایدم دلت نمیخواد سرتو برای مادری
که نمیتونی تحملش کنی ، خم کنی؟

267
00:21:46,592 --> 00:21:48,527
.تلاشتو کن

268
00:21:49,536 --> 00:21:52,553
. نُه سالی میشه از وقتی از استان ژائو اومدیم اینجا

269
00:21:52,584 --> 00:21:57,503
.شاید چیزهایی عوض شده باشه

270
00:22:03,589 --> 00:22:07,556
، بخاطر ضعف در اعتماد به نفسم در مقام پاداشاه

271
00:22:07,556 --> 00:22:10,538
. قدرت در دست صدراعظم لو باوِی هست

272
00:22:10,538 --> 00:22:15,538
. ما الان در کشمکشی برای اون قدرت هستیم

273
00:22:16,504 --> 00:22:21,556
.لطفاً ، قدرت حرمُ بهم قرض بدید ، مادر

274
00:22:30,598 --> 00:22:32,582
.فهمیدم

275
00:22:32,582 --> 00:22:35,557
.میتونی سرتو بیاری بالا

276
00:22:35,557 --> 00:22:39,594
.به زودی جوابمو بهت میدم ، امیدوارم مشتاقانه منتظرش باشی

277
00:22:52,530 --> 00:22:55,522
امو ، میشه یه چیزیو بپرسم؟

278
00:22:55,581 --> 00:22:57,566
چیه؟

279
00:22:57,566 --> 00:22:59,593
...یه شایعاتی شنیدم ، اما

280
00:23:00,527 --> 00:23:03,520
حقیقت داره که شما مدیون کسی هستید ، سرورم؟

281
00:23:03,574 --> 00:23:04,593
مدیون؟

282
00:23:04,593 --> 00:23:08,556
اگه درست یادم بیاد...شخصی به اسم " سی ژیا "؟

283
00:23:48,515 --> 00:23:51,511
تو به چی فکر میکنی؟

284
00:23:51,511 --> 00:23:54,518
، به صدایی که در آسمون حل میشه

285
00:23:54,518 --> 00:23:58,560
، دلیل داره که جدا و ناپدید میشه

286
00:24:00,514 --> 00:24:06,519
اگه فقط چند کلمه با معنی های زیاد

287
00:24:06,519 --> 00:24:10,573
میتونستی انتخاب کنی ، چی انتخاب میکردی؟

288
00:24:11,578 --> 00:24:15,530
.نفستو نگه دار و اطمینان پیدا کن

289
00:24:15,530 --> 00:24:18,520
!تپش قلبت نمیتونه منتظر باشه

290
00:24:18,520 --> 00:24:24,516
. اگه رها کنی ، میتونی بیشتر داشه باشی

291
00:24:24,516 --> 00:24:27,576
دوباره و دوباره میتونی اون چیزها رو تکرار کنی

292
00:24:27,576 --> 00:24:30,523
درست مثل اینکه نمیتونی خودتو متوقف کنی

293
00:24:30,523 --> 00:24:35,503
. برای اینکه هنوز درحال جستجو برای جوابی

294
00:24:35,503 --> 00:24:38,552
، بهم گوش بده لطفاً

295
00:24:41,502 --> 00:24:45,556
! قبل از اینکه در آسمون حل بشه

296
00:24:51,538 --> 00:24:57,542
پیش نمایش

297
00:24:59,551 --> 00:25:05,597
شاهزاده ی نفرین شده

298
00:25:01,547 --> 00:25:05,597
پایان

