1
00:00:09,033 --> 00:00:11,633
.کیو، از شش ژنرال عظیم... یه بانو بود
Animental.net

2
00:00:11,943 --> 00:00:12,733
...و

3
00:00:18,233 --> 00:00:21,723
.قرار بود همسر اوهوکی بشه

4
00:00:23,903 --> 00:00:27,963
،در دورانی پیش از میلاد مسیح
.در دوره‌ی بهار و خزان جنگ و ستیز ایالات

5
00:00:27,963 --> 00:00:33,083
شین، پسری بی نام و نشان که حال
،به درجه‌ی فرماندهی گروهانی 100 نفره رسیده

6
00:00:33,083 --> 00:00:36,443
.حال در مرکز نبردی تاریخی است

7
00:00:37,513 --> 00:00:40,603
نبردی تن به تن
بین فرمانده‌ی کل قوای ایالت شین، اوهوکی

8
00:00:40,603 --> 00:00:43,733
.و فرمانده‌ی کل قوای چائو، هو کن

9
00:00:44,603 --> 00:00:46,753
،در این نبرد احساسی و عمیق

10
00:00:46,753 --> 00:00:49,313
.سرنوشت یک قلمرو نهفته است

11
00:01:05,013 --> 00:01:11,193
در آسمانی پرستاره که
زودتر از همیشه از نظر پنهان شد

12
00:01:05,013 --> 00:01:11,193
いつもより早く消えてった星空に

13
00:01:05,013 --> 00:01:11,193
itsumo yori hayaku kietetta hoshi zora ni

14
00:01:05,013 --> 00:01:10,353


15
00:01:05,013 --> 00:01:10,353


16
00:01:11,593 --> 00:01:14,673


17
00:01:11,593 --> 00:01:14,673
重なり合った出会いは

18
00:01:11,593 --> 00:01:14,673
kusanariatta deai wa

19
00:01:11,853 --> 00:01:17,443


20
00:01:14,673 --> 00:01:18,133
.مرا در خود فرو برده

21
00:01:14,673 --> 00:01:18,133
俺を呑み込んでいく

22
00:01:14,673 --> 00:01:18,133
ore wo nomikonde iku

23
00:01:19,063 --> 00:01:22,193
.این رویا نابودشدنی نیست

24
00:01:19,063 --> 00:01:22,193
この夢は砕けない

25
00:01:19,063 --> 00:01:22,193
kono yume wa kudakenai

26
00:01:19,063 --> 00:01:24,443


27
00:01:22,193 --> 00:01:25,863
در این وحشت کهنه‌ی نهفته در قلبم

28
00:01:22,193 --> 00:01:25,863
錆びつかせた恐怖心

29
00:01:22,193 --> 00:01:25,863
sabitsukaseta kyoufushin

30
00:01:25,863 --> 00:01:28,703
و لرزشی که از بی‌تابی بر جانم افتاده

31
00:01:25,863 --> 00:01:28,703
揺らぐ不安の中で

32
00:01:25,863 --> 00:01:28,703
yuragu fuan no naka de

33
00:01:28,703 --> 00:01:33,043
.حقیقتی نهفته که
اشک باران را نیز بند می‌آورد

34
00:01:28,703 --> 00:01:33,043
雨を遮る信実

35
00:01:28,703 --> 00:01:33,043
ame wo saegiru shinjitsu

36
00:01:33,043 --> 00:01:36,373
،هیچ کسی را یارای ربودنش نیست

37
00:01:33,043 --> 00:01:36,373
誰にも奪えやしない

38
00:01:33,043 --> 00:01:36,373
dare ni mo ubaeyashinai

39
00:01:36,373 --> 00:01:40,093
.غروری که در سرزمینمان خانه کرده

40
00:01:36,373 --> 00:01:40,093
同じ景色にひそんだプライド

41
00:01:36,373 --> 00:01:40,093
onaji keshiki ni hosonda puraido

42
00:01:40,093 --> 00:01:46,973
بی‌شک روزی به آرزوی خوش‌اقبالانه‌ام
.جامه‌ی حقیقت خواهم پوشاند

43
00:01:40,093 --> 00:01:46,973
いつかきっと叶う 今も見える希望 fortitude

44
00:01:40,093 --> 00:01:46,973
itsuka kitto kanau ima mo mieru kibou fortitude

45
00:01:46,973 --> 00:01:50,393
،کاستی‌هایمان را فراموش نمی‌کنیم

46
00:01:46,973 --> 00:01:50,393
弱さを捨てはしない

47
00:01:46,973 --> 00:01:50,393
yowasa wo sute wa shinai

48
00:01:50,393 --> 00:01:54,063
.این صحنه پیوسته برپاست

49
00:01:50,393 --> 00:01:54,063
俺達の消えないシーン

50
00:01:50,393 --> 00:01:54,063
oretachi no kienai shiin

51
00:01:54,063 --> 00:02:01,153
رویایی که در قلب شکست‌ناپذیرم دارم
.همچون خطی ممتد و بی‌انتها در تکاپوست

52
00:01:54,063 --> 00:02:01,153
不連続線の様に走る希望 unbreakable heart

53
00:01:54,063 --> 00:02:01,153
furenzokusen no youni hashiru kibou unbreakable heart

54
00:02:01,153 --> 00:02:04,653
.از همان نخست می‌دانستم پایانی نیست

55
00:02:04,653 --> 00:02:11,663
.عزمم را جزم کردم
و حال زمان برداشتن نخستین گام فرا رسیده

56
00:02:11,663 --> 00:02:17,843
.زمانش همین حالاست

57
00:02:20,633 --> 00:02:25,643
اوهوکی و کیو

58
00:02:30,183 --> 00:02:33,733
کیو زن بود و نامزد اوهوکی...؟

59
00:02:33,733 --> 00:02:38,153
نه وایسا... داری میگی
یکی از شش ژنرال عظیم، زن بوده!؟

60
00:02:38,333 --> 00:02:41,343
.بله، حالا همه‌چی رو براتون می‌گم

61
00:02:42,503 --> 00:02:47,223
.کیو رو خیلی خیلی پیش شناختم

62
00:02:47,223 --> 00:02:50,983
اون زمان ایالت شین و چائو
.مدام با هم در جنگ بودن

63
00:02:52,333 --> 00:02:56,563
جنگ طولانی با پیروزی شین تموم شد

64
00:02:56,563 --> 00:03:01,233
.ولی هنوز خیلی جاها
بود که جرقه‌های جنگ درش زده میشد

65
00:03:01,233 --> 00:03:02,763
.همچین دورانی بود

66
00:03:03,533 --> 00:03:03,973
!واکا دونو

67
00:03:04,633 --> 00:03:05,803
!شوبونکون ساما

68
00:03:07,263 --> 00:03:09,433
!ارتش ژنرال اوهوکی رسیده

69
00:03:10,573 --> 00:03:12,453
اونا دیگه کی هستن!؟

70
00:03:12,453 --> 00:03:14,913
...عجب... آدمای عجیب و غریبی

71
00:03:16,643 --> 00:03:18,703
.یه مشت آدم
نادون که می‌خوان خودی نشون بدن

72
00:03:25,533 --> 00:03:26,923
یه زنم هست!؟

73
00:03:26,923 --> 00:03:30,303
.اون زن، کیو، بانوی سرباز بود

74
00:03:30,303 --> 00:03:35,333
درخشش چهره‌ش نشون میداد جنگجویی میشه
.که هیچ مردی به پاش نرسه

75
00:03:36,313 --> 00:03:40,213
.وقتی پرس و جو
کردم، فهمیدم قبلا خدمتکار خانه‌ی اوهوکی بوده

76
00:03:40,923 --> 00:03:42,063
خدمتکار بوده؟

77
00:03:42,443 --> 00:03:49,393
بله، همین‌طور شنیدم که از زمان بچگی زیر بال و پر اوهوکی بوده
...و با تمرینات بسیار، تونسته حسابی پیشرفت کنه

78
00:03:49,393 --> 00:03:52,433
...البته این چیزا رو باور نکردم تا وقتی‌که

79
00:03:54,023 --> 00:03:55,693
سر و صدا برای چیه؟

80
00:03:55,693 --> 00:03:56,813
...آه، خب چیزه

81
00:03:58,273 --> 00:04:00,723
!چو لای و کو کویو رو کشته؟

82
00:04:00,723 --> 00:04:03,233
اونا که ژنرال
و فرمانده‌ دوم دشمن بودن، مگه نه؟

83
00:04:07,013 --> 00:04:11,573
بعد از اون بارها
و بارها دوش به دوش اون جنگیدم

84
00:04:11,573 --> 00:04:16,503
.و این‌طور بود که به
قدرت دختری که کیو اسمش بود، پی بردم

85
00:04:17,763 --> 00:04:18,203
!پیرمرد

86
00:04:18,763 --> 00:04:20,003
!پیرمرد برو به چپ

87
00:04:21,853 --> 00:04:23,273
!فرمانده

88
00:04:23,273 --> 00:04:24,283
!پیرمرد باباته

89
00:04:25,163 --> 00:04:26,513
!یالا! به سمت چپ

90
00:04:26,613 --> 00:04:27,283
!آه، بله قربان

91
00:04:35,073 --> 00:04:37,563
هم در جنگاوری و هم در استراتژی

92
00:04:37,563 --> 00:04:40,513
.کیو الحق و الانصاف، اعجوبه‌ی جنگ بود

93
00:04:41,343 --> 00:04:42,103
...و

94
00:04:44,253 --> 00:04:47,573
،در سرتاسر شین از
پادشاهمون به عنوان خدای جنگ، وحشت دارن

95
00:04:47,573 --> 00:04:51,273
اون به قدری شیفته‌ی جنگه که
...هر از چند گاهی، شخصا از خط مقدم دیدار می‌کنه

96
00:04:51,273 --> 00:04:55,093
.گاه و بی‌گاه قصر
سلطنتی رو به مقصد اردوگاه‌های جنگی ترک می‌کنه

97
00:04:55,093 --> 00:04:56,543
.خیلی هم عالی

98
00:04:56,763 --> 00:04:57,473
.بله

99
00:04:58,563 --> 00:05:03,503
،ولی وقتی مرد بیرون از خونه در حال جنگه
...پشت پرده‌های اندرونی قیامتی برپاست

100
00:05:03,883 --> 00:05:05,323
.امان از این اندرونی

101
00:05:06,383 --> 00:05:11,053
.طبق حرف‌های اوهوکی، اون زمان اندرونی قصر آشفته‌بازار بود

102
00:05:11,773 --> 00:05:16,803
.درگیری و چشم و
هم‌چشمی بر سر جانشین پادشاه تمومی نداشت

103
00:05:16,803 --> 00:05:21,513
.تمایل شاه شو به
ترک قصر، اوضاع رو بدتر کرده بود

104
00:05:22,313 --> 00:05:27,303
،و جالب این‌جا بود که در این شرایط سخت
،یکی از همسران جوان و زیباروی پادشاه که مورد تفقد اون بود

105
00:05:27,303 --> 00:05:28,533
.فرزندی به دنیا آورد

106
00:05:29,893 --> 00:05:34,583
.اما اون زن از طبقه‌ی دون‌پای سربازها بود

107
00:05:35,803 --> 00:05:40,193
توی اندرونی، چشم امید به پشتیبانی هیچ کس نداشت

108
00:05:40,193 --> 00:05:43,673
.و به هیچ طریق نمی‌تونست از فرزندش محافظت کنه

109
00:05:44,523 --> 00:05:45,893
...پس تصمیم گرفت

110
00:05:56,273 --> 00:05:58,763
...ببخشم... ببخشم

111
00:05:59,673 --> 00:06:01,873
...چاره‌ی دیگه‌ای... ندارم

112
00:06:04,483 --> 00:06:05,443
...ببخش منو

113
00:06:06,293 --> 00:06:07,943
...تو رو خدا....
در امون باش و بزرگ شو

114
00:06:09,543 --> 00:06:10,573
...کیو

115
00:06:12,783 --> 00:06:17,883
مادر کیو فرزندش رو به جایی سپرد
.که باور داشت اونجا جاش امنه

116
00:06:17,883 --> 00:06:19,793
جایی خیلی دور از قصر سلطنتی

117
00:06:19,793 --> 00:06:22,623
...و در کنار آدمایی که شرایطش رو درک می‌کردن

118
00:06:23,693 --> 00:06:26,393
.واضح‌تر بگم، اون بچه به خانه‌ی اوهوکی سپرده شد

119
00:06:26,393 --> 00:06:30,243
.مادر کیو، دختر یکی از همرزمان پدر اوهوکی بود

120
00:06:30,243 --> 00:06:35,643
اما از اون‌جایی که فرزند‌خوندگی ناگهانی اون می‌تونست
.جلب توجه کنه، به عنوان کنیز وارد خونه شد

121
00:06:35,963 --> 00:06:39,733
...باورم نمیشه کیو از
شش ژنرال عظیم، دختر شاه شو بوده

122
00:06:40,883 --> 00:06:43,653
شاه شو و کیو خودشون می‌دونستن؟

123
00:06:43,653 --> 00:06:45,613
...البته که نمی‌دونستن

124
00:06:46,123 --> 00:06:46,983
...تا این‌که

125
00:06:47,833 --> 00:06:49,583
!شاه تشریف آوردن

126
00:06:49,583 --> 00:06:51,813
!یالا صف بکشین

127
00:06:51,813 --> 00:06:53,153
!همین جوری نایستین

128
00:06:54,473 --> 00:06:59,023
.یه روز شاه شو
برای بازدید از میدون جنگ اومد

129
00:06:59,023 --> 00:07:03,123
می‌خواست شخصا از ارتش اوهوکی برای پیروزی در
.جنگ اخیرشون در نانان، قدردانی کنه

130
00:07:03,833 --> 00:07:06,633
!روسفیدم کردی اوهوکی، شمشیر باارزش من

131
00:07:07,053 --> 00:07:11,763
سال‌های دراز بود که در حسرت تصرف
.سرزمین نانان مونده بودیم

132
00:07:11,923 --> 00:07:14,163
!الحق که فراتر از حد خودت عمل کردی

133
00:07:14,163 --> 00:07:17,523
.با این کلمات مهربانانه، خجالتم میدین

134
00:07:18,923 --> 00:07:19,883
چی شده کیو؟

135
00:07:21,553 --> 00:07:23,173
.ها، هیچی

136
00:07:24,033 --> 00:07:27,893
راستی اوهوکی، اون فرد کجاست؟

137
00:07:27,893 --> 00:07:30,073
توی این جنگ خیلی فعالیت داشته، مگه نه؟

138
00:07:30,323 --> 00:07:33,573
.دستیار نزدیکت، بانوی سرباز، کیو

139
00:07:33,573 --> 00:07:36,603
.تازگیا زیاد اسمش رو میشنوم

140
00:07:36,603 --> 00:07:37,993
کجاست این بانو؟

141
00:07:39,123 --> 00:07:40,413
.کیو، بیا جلو

142
00:07:41,473 --> 00:07:42,443
!بــ... بله قربان

143
00:08:10,323 --> 00:08:12,943
کیو... چند سالته دختر؟

144
00:08:14,163 --> 00:08:15,953
.شــ... شونزده سال سرورم

145
00:08:18,033 --> 00:08:21,743
...عجب... پس این‌طور

146
00:08:22,723 --> 00:08:24,103
.خوب جنگیدی

147
00:08:25,803 --> 00:08:28,963
...کیو... تو هم مثل اوهوکی

148
00:08:29,543 --> 00:08:31,553
.گنج باارزش منی

149
00:08:35,143 --> 00:08:37,883
!و البته همگی شما این‌طورین

150
00:08:37,883 --> 00:08:40,183
!وقتی برگشتین، پاداش بزرگی در انتظارتونه

151
00:08:42,473 --> 00:08:43,363
.اوهوکی

152
00:08:43,363 --> 00:08:43,723
بله قربان؟

153
00:08:44,123 --> 00:08:46,383
.بعدا بیا باهات حرف دارم

154
00:08:46,383 --> 00:08:46,953
.اطاعت

155
00:08:54,453 --> 00:08:59,723
.بعد از اون بود که
کیو توی جنگ‌ها نقاب به صورتش گذاشت

156
00:08:59,723 --> 00:09:01,483
دلیل تغییر ظاهرش

157
00:09:01,483 --> 00:09:05,543
این بود که نمی‌خواست وقتی مشهور میشه و اسمش سر زبون‌ها میفته
.بفهمن اون یه زنه

158
00:09:05,963 --> 00:09:09,853
،.کیو نمی‌تونست اجازه بده
چیزی از خانواده و والدینش، درز کنه

159
00:09:10,683 --> 00:09:15,553
.و چیزی نگذشت که
کیو رسما به سمت ژنرالی رسید

160
00:09:15,553 --> 00:09:17,043
کیو یه لحظه وقت داری؟

161
00:09:17,043 --> 00:09:18,603
.تویی پیرمرد؟ بیا تو

162
00:09:19,673 --> 00:09:21,003
.پیرمرد باباته

163
00:09:26,043 --> 00:09:26,973
حالت خوبه؟

164
00:09:32,933 --> 00:09:35,993
.آره، بالاخره تونستم به احساساتم غلبه کنم

165
00:09:37,023 --> 00:09:39,063
.نه عصبانی هستم نه غمگین

166
00:09:39,063 --> 00:09:41,993
آخه وقتی هر
لحظه ممکنه کشته بشم، چه اهمیتی داره؟

167
00:09:43,003 --> 00:09:45,133
.خوشحالم همچین زندگی‌ای دارم

168
00:09:50,353 --> 00:09:51,553
.نه، دارم دروغ میگم

169
00:09:52,463 --> 00:09:54,153
.راستش خیلی غمگینم

170
00:09:55,853 --> 00:09:57,723
اوهوکی ساما همه‌چی رو بهت گفت پیرمرد؟

171
00:09:58,793 --> 00:09:59,413
.آره

172
00:10:01,123 --> 00:10:02,203
!که این‌طور

173
00:10:03,883 --> 00:10:05,303
.واقعا که شانس باهات قهره

174
00:10:06,273 --> 00:10:08,343
.همینه که تو زندگی به هیچ جا نرسیدی

175
00:10:08,343 --> 00:10:09,343
!باز شروع کردی

176
00:10:12,463 --> 00:10:14,053
.تو یه بانویی

177
00:10:14,053 --> 00:10:15,943
،با اون که ضایعه‌ی بزرگی برای ارتش میشه

178
00:10:16,793 --> 00:10:19,143
...ولی هر وقت که
اراده کنی می‌تونی شمشیرت رو بذاری زمین

179
00:10:19,983 --> 00:10:22,043
.اونم به وقتش

180
00:10:22,043 --> 00:10:24,703
الان اگه شمشیر
رو بذارم زمین، چی عایدم میشه؟

181
00:10:25,053 --> 00:10:27,313
.نمیشه که مثل پرنسس برم تو قصر

182
00:10:27,313 --> 00:10:28,953
.دختر کنیزی بیش نیستم

183
00:10:29,883 --> 00:10:30,913
.نمی‌تونم شمشیرم رو زمین بذارم

184
00:10:32,063 --> 00:10:35,303
ولی با ادامه‌ی جنگیدن به چی می‌خوای برسی؟

185
00:10:36,193 --> 00:10:37,963
!می‌خوام بزرگ‌ترین ژنرال زیر آسمون بشم

186
00:10:38,733 --> 00:10:39,403
چی!؟

187
00:10:43,593 --> 00:10:45,933
.دلیل جنگیدنم همینه

188
00:10:45,933 --> 00:10:49,523
.یه قول و
قرار خنده‌دار که وقتی بچه بودم، گذاشتم

189
00:10:51,253 --> 00:10:52,643
!اوهوکی ساما

190
00:10:53,453 --> 00:10:58,403
کسی که بهترین ژنرال بشه باید
کلی قلعه رو فتح کنه، نه؟

191
00:10:59,893 --> 00:11:00,743
.آره به گمونم

192
00:11:01,423 --> 00:11:04,243
!پس منم می‌خوام بزرگ‌ترین ژنرال بشم

193
00:11:05,323 --> 00:11:11,113
،وقتی صد تا قلعه رو فتح کردم
!بذار زنت بشم اوهوکی ساما

194
00:11:14,733 --> 00:11:16,073
.قبول

195
00:11:20,843 --> 00:11:23,173
"!اصلا نگفت: "این چه حرفیه جانم

196
00:11:23,763 --> 00:11:26,453
.آخه وقتی بچه
بودم خیلی همه‌چی رو جدی می‌گرفتم

197
00:11:27,393 --> 00:11:29,003
.هنوزم همین‌طورم

198
00:11:30,553 --> 00:11:32,863
.جای من این‌جا تو میدون جنگه پیرمرد

199
00:11:33,453 --> 00:11:35,453
.کلی هم دوست و همرزم این‌جا دارم

200
00:11:35,453 --> 00:11:39,483
.و حالا پدرم هم گوش چشمی بهم داره

201
00:11:41,443 --> 00:11:42,693
!می‌خوام همین کار رو بکنم

202
00:11:50,733 --> 00:11:53,353
پرچم: کیو

203
00:11:56,383 --> 00:12:02,313
با سبک سرسختانه‌ی مبارزه و
،دست از جنگ‌نکشیدن تا نابودی کامل دشمن

204
00:12:02,313 --> 00:12:03,673
.کیو پیروزی‌های زیادی بدست آورد

205
00:12:12,383 --> 00:12:19,203
چیز زیادی از زمان ژنرال شدنش نگذشته بود
.که گفتن قدرتش با پنج ژنرال عظیم، برابری می‌کنه

206
00:12:29,673 --> 00:12:34,373
.و عاقبت کیو هم شد ششمین ژنرال عظیم

207
00:12:35,413 --> 00:12:38,493
...هنوز جوهر حکم انتصابش
به ژنرال عظیم خشک نشده بود که

208
00:12:39,303 --> 00:12:40,843
!او... اوهوکی ساما

209
00:12:40,963 --> 00:12:42,423
!ژنرال اوهوکی

210
00:12:42,423 --> 00:12:44,263
!شوبونکون دونو هم اومدن

211
00:12:54,503 --> 00:12:55,633
.یا الله

212
00:12:56,553 --> 00:12:58,303
...سرت باز نباشه

213
00:12:58,303 --> 00:12:58,723
...کیو

214
00:13:04,213 --> 00:13:05,163
!اوهوکی ساما

215
00:13:06,223 --> 00:13:07,403
...آنو

216
00:13:09,693 --> 00:13:12,773
...خودم می‌بندم

217
00:13:14,773 --> 00:13:18,983
مگه قبلا همیشه خودم واست نمی‌بستم؟

218
00:13:18,983 --> 00:13:20,373
کی رو میگین!؟

219
00:13:20,863 --> 00:13:23,133
!من که دیگه بچه نیستم

220
00:13:24,183 --> 00:13:27,333
راست میگی، خیلی وقت گذشته مگه نه کیو...؟

221
00:13:27,333 --> 00:13:32,933
،برعکس بعضیا، تو موفقیت‌های بزرگی کسب کردی
.اصلا وقت سر خاروندن هم نداری

222
00:13:33,763 --> 00:13:34,433
.بله

223
00:13:36,093 --> 00:13:36,393
.بفرما

224
00:13:36,393 --> 00:13:40,003
...چیزه... اوهوکی ساما

225
00:13:43,543 --> 00:13:46,273
...نه هیچی

226
00:13:46,273 --> 00:13:48,653
راستی، چرا اومدین دیدنم؟

227
00:13:49,003 --> 00:13:52,923
.فقط خواستم بعد
از مدت‌ها یه دیداری تازه کنیم

228
00:13:52,923 --> 00:13:56,843
.نه شوخی کردم. درباره‌ی جنگ بعدیه

229
00:13:56,843 --> 00:13:58,283
جنگ بعدی؟

230
00:13:58,283 --> 00:14:00,963
،توی جنگ بعدی که محاصره‌ی میانگه

231
00:14:01,763 --> 00:14:05,173
.قرار شده نیروهای
من و تو با هم ادغام بشن

232
00:14:06,333 --> 00:14:07,923
من و شما اوهوکی ساما!؟

233
00:14:08,203 --> 00:14:10,833
.البته فعلا لشکر منم قراره حضور داشته باشه

234
00:14:10,833 --> 00:14:15,933
.من میشم فرمانده
دوم و تو میشی فرمانده‌ی کل، کیو

235
00:14:19,283 --> 00:14:21,703
بالاخره رسیدیم به آخریش، نه؟

236
00:14:26,283 --> 00:14:27,723
آخریش؟

237
00:14:29,563 --> 00:14:30,703
یعنی چه؟

238
00:14:30,703 --> 00:14:31,873
چی شده کیو؟

239
00:14:34,133 --> 00:14:36,263
.یادش مونده بود

240
00:14:36,263 --> 00:14:37,703
...حتی بعد از این همه سال

241
00:14:38,753 --> 00:14:39,983
...نه بابا

242
00:14:39,983 --> 00:14:45,213
،وقتی صد تا قلعه رو فتح کردم
!بذار زنت بشم اوهوکی ساما

243
00:14:48,043 --> 00:14:49,023
.قبول

244
00:14:50,763 --> 00:14:52,233
...درسته

245
00:14:52,233 --> 00:14:56,643
.قلعه‌ی میانگ رو بگیرم میشه صد تا

246
00:14:57,153 --> 00:15:03,123
.ولی شب قبل از
محاصره‌ی میانگ، اون مرد ظاهر شد

247
00:15:03,123 --> 00:15:07,683
...کابوسی در کالبد انسان

248
00:15:27,503 --> 00:15:31,263
...جریان چیه؟ ژنرال اوهوکی... خشکش زده

249
00:15:49,093 --> 00:15:50,113
این دیگه چیه!؟

250
00:15:51,033 --> 00:15:51,573
<i>!خودشه</i>

251
00:15:52,673 --> 00:15:55,223
<i>.فقط به خاطر جنگیدن با همین اومدم</i>

252
00:15:56,183 --> 00:15:59,663
<i>...همینی که نه سال پیش بهش باختم</i>

253
00:15:59,903 --> 00:16:05,123
.هو کن. حتی منم
سر در نیاوردم اونجا دنبال چی بود

254
00:16:05,123 --> 00:16:09,043
.سرباز‌ها رو تا و مار
کرد و خودش رو به کیو رسوند

255
00:16:10,423 --> 00:16:12,713
...طوری که انگار فقط حریف قدر می‌طلبه

256
00:16:20,143 --> 00:16:20,893
!کیو دونو

257
00:16:20,893 --> 00:16:21,763
!ژنرال کیو

258
00:16:22,753 --> 00:16:23,563
!کیو دونو

259
00:16:44,953 --> 00:16:45,393
!کیو دونو

260
00:16:45,393 --> 00:16:46,333
!ژنرال کیو

261
00:16:46,333 --> 00:16:47,753
!کیو دونو

262
00:16:48,913 --> 00:16:52,213
.تنها یک نفر
روی زمین می‌تونه باعث وحشت خدایان بشه

263
00:16:52,213 --> 00:16:53,463
.فقط و فقط من

264
00:16:55,453 --> 00:16:56,493
!ژنرال اوهوکی

265
00:17:01,523 --> 00:17:03,533
<i>یکی دیگه هم بود!؟</i>

266
00:17:13,523 --> 00:17:16,323
<i>قدرت این مرد از کجاست!؟</i>

267
00:17:22,483 --> 00:17:23,873
!آتش

268
00:17:43,463 --> 00:17:45,213
...چرا

269
00:17:45,213 --> 00:17:47,583
چرا شکست خوردم...؟

270
00:17:47,583 --> 00:17:49,843
به خاطر زخم‌هایی بود که اون زن
بهم زد؟

271
00:17:51,943 --> 00:17:55,123
.نه... زخم‌ها توجیه خوبی نیستن

272
00:17:55,123 --> 00:17:57,373
...اون مرد قوی‌تر بود

273
00:17:58,213 --> 00:18:00,403
!قدرتم بهش نرسید

274
00:18:00,883 --> 00:18:02,043
!قدرت جنگی من

275
00:18:05,743 --> 00:18:07,713
!بیا اوهوکی

276
00:18:07,713 --> 00:18:10,683
!اومدم تا نابودت کنم

277
00:18:14,083 --> 00:18:14,833
!هو کن هم

278
00:18:16,893 --> 00:18:18,793
!ژنرال اوهوکی راه افتاد

279
00:18:20,023 --> 00:18:21,263
!هو کن ساما

280
00:18:21,743 --> 00:18:22,853
!ژنرال اوهوکی

281
00:18:31,493 --> 00:18:34,023
<i>،سه سال طول کشید
تا بدنم به شرایط عادی برگرده</i>

282
00:18:34,813 --> 00:18:38,753
<i>.بعد از اون شش سال
رو به تمرین و ممارست توی کوهستان گذروندم</i>

283
00:18:38,753 --> 00:18:42,533
<i>.بعد مردی به اسم لی بوک پیداش شد</i>

284
00:18:46,213 --> 00:18:50,203
<i>دلیلی که باهاش راه اومدم این بود
که کاملا ایمان داشتم</i>

285
00:18:50,203 --> 00:18:52,653
<i>.این مرد دیگه به گرد پام نمی‌رسه</i>

286
00:18:53,343 --> 00:18:56,573
<i>ایمان به خود، مرحله‌ی مهمی از قدرت جنگیه
.که کمتر انسانی بهش می‌رسه</i>

287
00:18:56,573 --> 00:18:57,923
<i>...ولی چرا هنوز</i>

288
00:19:03,433 --> 00:19:07,813
<i>چرا هنوز دفاع برابر
ضربه‌های تیغ این مرد این‌قدر ناممکنه...؟</i>

289
00:19:08,543 --> 00:19:09,843
<i>چرا مال من این‌قدر سنگینه!؟</i>

290
00:19:10,753 --> 00:19:13,913
<i>همچین قدرتی رو از کجا آورده!؟</i>

291
00:19:16,393 --> 00:19:19,333
.انگار نمی‌تونی درک کنی هو کن

292
00:19:19,333 --> 00:19:22,323
.ژنرال ارتش بودن، چیز خطرناکیه

293
00:19:23,693 --> 00:19:28,603
.از سیزده سالگی، توی جنگ‌های بی‌شماری شرکت کردم

294
00:19:28,603 --> 00:19:33,883
هزاران هزار همرزم رو از دست دادم و
.صدها هزار دشمن رو از سر راه برداشتم

295
00:19:33,883 --> 00:19:37,123
افکار و احساسات همرزمام با خاموشی
،شعله‌ی زندگی‌شون، محو شد

296
00:19:37,123 --> 00:19:40,853
.اما همون احساسات هنوز روی دوشم سنگینی می‌کنه

297
00:19:41,383 --> 00:19:44,093
!و البته بار احساسات
کیو رو هم به دوش می‌کشم

298
00:19:44,973 --> 00:19:49,213
یکی مثل تو که توی کوهستان
گوشه‌نشین و معتکف شده، قادر به درکش نیست، نه؟

299
00:19:50,153 --> 00:19:53,613
احساسات از دست‌رفته‌ها روی شونه‌شه؟

300
00:19:53,613 --> 00:19:56,653
درسته. واسه همین ما هم قوی‌تر شدیم

301
00:19:56,653 --> 00:19:59,813
و به خاطر همینه که ژنرال جماعت که
!بیشتر از ما تو این شرایط .بودن، این‌قدر قوی هستن

302
00:20:02,913 --> 00:20:04,663
.چه ایده‌ی تمسخرآمیزی

303
00:20:04,663 --> 00:20:07,893
.از هر نسلی که
باشین، هنوز اسیر این درک اشتباهین

304
00:20:09,053 --> 00:20:13,853
به ارث بردن احساسات مرده‌ها
.چیزی به جز توهم خودخواهانه‌ی اون‌هایی که زنده موندن نیست

305
00:20:13,853 --> 00:20:16,003
.هر کس می‌میره، به خاک تبدیل میشه

306
00:20:16,453 --> 00:20:19,503
.شکست‌خورده‌ها به خاک میفتن
و پیروزها به آسمان نزدیک‌تر میشن

307
00:20:20,333 --> 00:20:22,883
!این تنها حقیقته

308
00:20:28,323 --> 00:20:29,243
...هو کن

309
00:20:30,643 --> 00:20:34,683
.انگار تا آخر کار
همچنان عقیده‌مون با هم فرق داره

310
00:20:35,533 --> 00:20:37,523
!البته

311
00:20:41,673 --> 00:20:43,823
،کیو، زنی که اوهوکی عاشقش بود

312
00:20:44,593 --> 00:20:45,963
.و هوکن، مردی که اون رو کشته

313
00:20:46,753 --> 00:20:51,503
به خاطر وجود همین ارتباط، ارتش چائو
هوکن رو به سمت فرماندهی کل منصوب کرده

314
00:20:52,183 --> 00:20:54,553
...تا اوهوکی رو به میدون جنگ بکشونه

315
00:20:55,703 --> 00:20:56,933
سرورم؟

316
00:20:56,933 --> 00:20:58,623
...نه امکان نداره

317
00:21:01,883 --> 00:21:03,633
...تمام این جنگ پنج روزه

318
00:21:04,613 --> 00:21:07,313
فقط برای گرفتن جون ژنرال اوهوکی بود؟

319
00:21:07,313 --> 00:21:11,853
شکست ژنرال فرمانده برای غلبه بر ارتش دشمن
.حقیقت همیشگی جنگه

320
00:21:11,853 --> 00:21:13,183
.نه منظورم این نبود

321
00:21:13,953 --> 00:21:16,773
.این جنگ غریب‌تر از این حرفاست

322
00:21:17,683 --> 00:21:20,793
.اونا واسه پیروز شدن نمی‌خوان اوهوکی رو نابود کنن

323
00:21:20,793 --> 00:21:23,003
.هدف اصلی‌شون سر اوهوکیه

324
00:21:23,723 --> 00:21:25,703
.برای همین دارن می‌جنگن

325
00:21:25,703 --> 00:21:27,223
یعنی ممکنه...؟

326
00:21:27,223 --> 00:21:29,003
،در نگاه اول به نظر منطقی نیست

327
00:21:29,003 --> 00:21:33,873
ولی وقتی از دید لی بوک، مردی که این نقشه رو پی‌ریزی کرده
...به قضیه نگاه کنیم

328
00:21:42,113 --> 00:21:43,463
!از خط بعدی رد شدن

329
00:21:43,573 --> 00:21:45,583
!سومین گروهان هم شکست خورد

330
00:21:45,583 --> 00:21:46,963
اون دیگه کیه!؟

331
00:21:47,343 --> 00:21:49,473
<i>چطور ممکنه...؟</i>

332
00:21:49,883 --> 00:21:52,073
<i>همچین هیولایی بود و نمی‌دونستیم؟</i>

333
00:21:54,503 --> 00:21:57,473
<i>اوهوکی عوضی فرصت عرض اندام بهش نمیداد؟</i>

334
00:22:00,363 --> 00:22:04,373
<i>.من سریع‌ترم و قدرتم بیشتره</i>

335
00:22:05,453 --> 00:22:07,653
<i>.در عمل توانایی من می‌چربه</i>

336
00:22:09,213 --> 00:22:10,153
!ژنرال اوهوکی

337
00:22:15,483 --> 00:22:18,043
<i>ولی چرا هنوز نمی‌تونم بکشمش!؟</i>

338
00:22:18,833 --> 00:22:20,543
،اگه می‌خوای بدونی چرا شکست خوردی

339
00:22:20,773 --> 00:22:23,623
!اون دنیا از کیو بپرس

340
00:22:26,123 --> 00:22:27,803
!بــــــــــــزن

341
00:22:31,743 --> 00:22:33,643
چـــ... چی شد ژنرال اوهوکی؟

342
00:22:33,643 --> 00:22:34,313
چرا!؟

343
00:22:37,983 --> 00:22:38,373
.صبر کنین

344
00:22:39,493 --> 00:22:41,873
،یه مدته دارم حسش می‌کنم
چرا زمین می‌لرزه؟

345
00:22:44,123 --> 00:22:48,523
اوهوکی... الان توی چطور تله‌ای اسیر شدی؟

346
00:22:49,343 --> 00:22:52,323
!ولی... نمیر اوهوکی

347
00:23:07,063 --> 00:23:09,843
...زود اومدین... خیلی خیلی زود

348
00:23:11,003 --> 00:23:14,403
<i>!شین. سرنوشت اوهوکی رو عوض کن</i>

349
00:23:22,003 --> 00:23:40,503


350
00:23:22,003 --> 00:23:40,503


351
00:23:22,003 --> 00:23:40,503


352
00:23:35,743 --> 00:23:40,723
...خون یاقوت فام جاری

353
00:23:35,743 --> 00:23:40,723
akaki chishio

354
00:23:35,743 --> 00:23:40,723
赤き　血潮

355
00:23:42,323 --> 00:23:48,063
تپش پرتنش قلب از سر بلندپروازی؟

356
00:23:42,323 --> 00:23:48,063
kono kodou wa yabou na no ka

357
00:23:42,323 --> 00:23:48,063
この鼓動は　野望なのか

358
00:23:48,823 --> 00:23:53,683
برنمی‌اندیشم حتی اکنون

359
00:23:48,823 --> 00:23:53,683
osanaki hi chigatta

360
00:23:48,823 --> 00:23:53,683
幼き日　誓った

361
00:23:55,313 --> 00:24:01,823
از رویایی که در کودکی بر خود برگزیدم

362
00:23:55,313 --> 00:24:01,823
yume wa ima mo yuru ga nai

363
00:23:55,313 --> 00:24:01,823
夢は今も　揺るがない

364
00:24:02,123 --> 00:24:07,553
نیروی زندگی‌ام درخشان و پرخروش

365
00:24:02,123 --> 00:24:07,553
inochi ga moeru

366
00:24:02,123 --> 00:24:07,553
命が燃える

367
00:24:07,653 --> 00:24:14,073
روان پراشتیاق سیری‌ناپذیرم

368
00:24:07,653 --> 00:24:14,073
Never Ending Soul jounetsu yo

369
00:24:07,653 --> 00:24:14,073
Ｎｅｖｅｒ　Ｅｎｄｉｎｇ　Ｓｏｕｌ　情熱よ

370
00:24:14,253 --> 00:24:20,573
michibike tenchi wo hirake

371
00:24:14,253 --> 00:24:20,573
導け　天地を拓け

372
00:24:20,723 --> 00:24:27,053
!بیا دنیایی بی‌کران بسازیم

373
00:24:20,723 --> 00:24:27,053
Never Ending World uchitateyou

374
00:24:20,723 --> 00:24:27,053
Ｎｅｖｅｒ　Ｅｎｄｉｎｇ　Ｗｏｒｌｄ　打ち立てよう

375
00:24:27,293 --> 00:24:33,533
با پیوندی جاویدان

376
00:24:27,293 --> 00:24:33,533
eien no kizuna ga hokori

377
00:24:27,293 --> 00:24:33,533
永遠の絆が誇り

378
00:24:34,143 --> 00:24:45,323
.من و تو به
دنیایی می‌رسیم که آرزویش را در سر می‌پروراندیم

379
00:24:34,143 --> 00:24:45,323
omae to yumemita sekai wo kono te ni tsukamou

380
00:24:34,143 --> 00:24:45,323
おまえと夢見た世界を　この手に　掴もう

381
00:24:52,593 --> 00:24:54,523
برای اولین بار بعد از سال‌های دراز

382
00:24:54,523 --> 00:24:56,993
!خونم به جوش اومده

383
00:24:56,993 --> 00:24:58,343
،وقتی تمام راه‌های گریز بسته شده

384
00:24:58,343 --> 00:25:00,263
پرنده‌ی اسرارآمیز که آسمان‌ها را نیز به وحشت می‌انداخت

385
00:24:59,823 --> 00:25:01,703
من در آستانه‌ی مرگم

386
00:25:00,263 --> 00:25:01,413
!به زمین سقوط می‌کند

387
00:25:01,703 --> 00:25:06,413
پایان

388
00:25:01,703 --> 00:25:06,463
من در آستانه‌ی مرگم

389
00:25:01,853 --> 00:25:02,413
،اپیزود آتی

